طنین بلند عدالت

طنین بلند عدالت

خطابه دغدغه‌آمیز امام حسین با عالمان در اجتماع مردمی حج ، سر‌زمین منا

اشاره :
هر حادثه و حماسه فرزند رفتاري پندارهای آفریننده آن است که به طور طبیعی در گفتارهای وی بازتاب یافته و نمایان می شود. به بیان دیگر، هر گفتار چونان پژواک پندار و آیینه تابناک رفتار می تواند هر کنش و واکنش بر آمده از انسان را رمزخوانی و رازگشایی کرده و گواه خرد پسند و دل آرامی برای درستی تحلیل هر پدیده رویداد انسانی قرار گیرد. بر این پایه به باور ما - حماسه حسینی که در واقع جام جم و آیینه ی تمام نمای ایده و عقیده حسین بن علی (ع) است، به خوبی در گفتارها، در شعرها، شعارها و خطابه های وی بازتاب یافته و درخشان گشته است.

ادامه نوشته

آیه ی نَفر و صنف روحانیت

💢 آیه ی نَفر و صنف روحانیت 💢


✅ روحانیت برای توجیه فلسفه ی وجودی خود، به آیه ی (توبه/۱۲۲) استناد می کند که به آیه ی نفر(بر وزن عقل) معروف است. نَفر به معنی کوچ کردن است  که در این آیه دو بار بکار رفته است :

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
و مؤمنان را نسزد که همگی کوچ کنند؛ چرا از هر جمیعتی گروهی کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی یابند تا به هنگام بازگشت بسوی قومشان آن ها را انذار دهند، باشد که حذر کنند.  

✅ روحانیت موجود دارای چند ویژگی است که از جمله ی آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

🔹لباس روحانیت با لباس مردم زمانه متفاوت است. به عبارت دیگر لباس آنان لباس شهرت است که آنان را از دیگر مردم متمایز می کند.

🔹روحانیت شغل دیگری ندارد و از راه دین ارتزاق می کند.

🔹آنچه را روحانیت به عنوان دین تبلیغ می کند نص دین یعنی آیات و روایات نیست. بلکه صرفا محصول اجتهاد و تراوش های ذهنی خود است.

🔹حتی آن بخشی را هم که به روایات استناد می کنند، خود معترفند که یقین ندارند از معصوم(ع) باشد و صرفا ظن و گمان است.

🔹روحانیت برای فقاهت خود سالیان سال در حوزه های علمیه در قالب کلاس های رسمی مقدمات و فقه و اصول می خوانند.

🔹این روحانیت پس از فارغ التحصیلی و بازگشت به میان مردم، آن ها را به فقاهت نمی رسانند. بلکه از آن ها انتظار تقلید از خود را دارند.

🔹محتوای فقه روحانیت موجود دستورهای عملی یعنی حلال و حرام فقهی است که به صورت بخشنامه صادر می کنند و مردم هم به شکل تقلیدی موظف به اطاعتند.

✅ اینک بیاییم فقیهانی را که در آیه نفر ذکر شده اند، بررسیم و ببینیم روحانیت موجود تا چه اندازه بر آنان تطبیق می کنند :

🔹قطعا لباس آنان همان لباس متعارف زمانه بوده است.

🔹آن ها همچنان به کار کشاورزی یا دامداری خود مشغول بودند و بابت تبلیغ دین پولی نمی گرفتند.

🔹تفقه در دین برای آنان آموختن آیات قرآن و رفتار و گفتار پیامبر بوده است و هرگز اجتهاد در برابر نص نمی کردند.

🔹آنچه را به پیامبر نسبت می دادند، خود با چشم دیده بودند و به آن یقین داشتند.

🔹تفقه در دین تربیت یافتن در حضور پیامبر و تاثر از او در منش و کنش و گویش به هنگام معاشرت بود، نه این که در قالب کلاس های رسمی آموزشی باشد. لذا این امر مدت زمان بسیار کمی را صرف می کرد. اساسا مدینه النبی گنجایش پذیرایی طویل المدت از تمام قبایل جزیره العرب را نداشت.

🔹این فقیهان پس از بازگشت نزد قوم خود با انذار، آن ها را به چنان قابلیتی از تفقه می رساندند که هر یک در امر دین خود بی نیاز از تقلید می شدند. و دستور رسیده است تفقه در دین بر هر مرد و زن واجب است.

🔹محتوای ابلاغ این فقیهان انذار و پند و نصحیت بوده است. در انذار و پند، مخاطب محتوای نصیحت را در اعماق وجود خود می یابد و امر جدیدی را نمی آموزد و صرفا تذکری است اخلاقی که وجدان خفته ی او را بیدار می سازد.

✅ ممکن است گفته شود در صدر اسلام ساختار اجتماعی بسیط و ساده بوده است و لذا تفقه در دین ساده و بدون نیاز متخصص بوده است. ولی چون در این ۱۴۰۰ سال امور نوپدیدی حادث شده اند که باید حکم فقهی آن ها را استنباط نمود، لذا فقاهت به یک تخصص تبدیل شده است.
در جواب باید گفت که شما به چه حقی آنچه را که خدا و رسول در آن ها ساکت بوده اند و حکمی صادر نکرده اند، وارد می شوید و به اسم خدا حلال و حرام می کنید؟ آیا خداوند سبحان نعوذ بالله علم غیب به آینده نداشته است که چنین مستحدثاتی واقع خواهند شد تا حکم آن ها را از طریق رسولش به مردم ابلاغ کند؟!
این سکوت شارع مقدس در این امور یعنی ارجاع به عرف زمانه و همین عدم ردع شارع، امضایی است بر حکم عرف.

✳️ با این اوصاف قطعا نتیجه گرفته می شود که آیه نفر به هیچ وجه دلالت بر روحانیت موجود ندارد.


@Cmorghgrom30
.

برخی از نظریات فقهی ملامحسن فیض کاشانی

برخی از نظریات فقهی ملامحسن فیض کاشانی 

                    🔹 فقه آسان

ملا محسن فیض کاشانی، عالم و مفسر بزرگ شیعه است، که چهارصد سال پیش می‌زیست. وی صاحب کتاب‌های فراوان، از جمله «تفسیر صافی» است. او داماد ملاصدرا، فیلسوف مشهور است. فیض کاشانی اعتقاد داشت که فقه، بسیار آسان و کم حجم است و نباید بدین صورت گسترش می‌یافت.

🔹وی با "تقلید" مخالف بود و معتقد بود فقه آن قدر کم حجم است که هر فرد می تواند و باید فقیه خود باشد.(معتصم الشیعه، مقدمه و نیز الصافی، مقدمه اول) 

به عبارت دیگر وی معتقد به "تعمیم فقاهت" به تمام افراد جامعه بود.
 پاره ای از آرای وی را که موجب کوچکی فقه می شود، از کتاب "مفاتیح الشرایع" با شماره مفتاح هر یک، مرور می کنیم :

🔺نجاست امری عرفی است که با زدودن عین نجاست بر طرف می شود؛ خواه این زدودن با آب باشد یا با آب مضاف، خواه هر وسیله دیگر. همین قدر که عرف بدان اطلاق زدودن کند کافی است و شستشوی با آب ضرورتی ندارد.(۸۷)

🔺تماس جسم به متنجّس، آن را نجس نمی کند.(۸۴)

🔺شراب و فقاع(آبجو) و مسکرات و اهل کتاب نجس نیستند.(۷۵ و ۷۹)

🔺تفاوتی بین آب قلیل و آب کر نیست و تنها ملاک برای پاک کنندگی آب آن است که مقدارش بر آلاینده ها غلبه داشته باشد؛ یعنی در تماس با آلودگی ها، رنگ و بو و مزه اش تغییر نکند و عرف همچنان آن را آب پاکیزه بداند.

🔹واضح است که موارد فوق چقدر کار را برای مومنین راحت و ضمنا یک سوم از کلاس های درسی حوزه های علمیه را تعطیل می کند. زیرا طلاب این حوزه ها یک سوم از عمر خود را صرف کتاب "طهارت" در فقه می کنند.

🔺در شکیات رکعات نماز، باید بنا بر اقل گذاشت و نماز را ادامه داد. مگر در مواردی که آن قدر شک بین رکعات خلاف عرف باشد که باید نماز را شکست و از ابتدا اعاده کرد. ملاک در این جا تشخیص خود فرد است.(۲۰۲)

🔹مورد فوق هم از مواردی است که کار مومنین را بسیار راحت و ضمنا فقه را کم حجم تر می سازد.

🔺خمس بر درآمد و ارباح مکاسب، بخشیده شده است و لزومی به پرداخت آن نیست.(۲۵۴ و ۲۶۰)

🔺گوشت ذبح شده توسط اهل کتاب حلال است.(۶۵۰)

🔺صیغه ی ازدواج و طلاق لزومی ندارد به عربی خوانده شوند.(۷۱۹ و ۷۸۰)

🔺نیت در عبادات چون نماز و روزه و حج نیازی نیست بر زبان و دل جاری شود و همین که اراده ی شخص به انجام فعل عبادی تعلق گرفت، به معنای نیت است.(۵۴)

🔺در غسل ترتیبی، بعد از شستن سر، رعایت ترتیب طرفین بدن الزامی نیست.(۶۱)

🔺در وضو برای شستن صورت و دست ها جهت از بالا به پایین واجب نیست و حداکثر از روایات استحباب نتیجه می شود. همین طور در مسح سر و پاها جهت شرط نیست. مسح پا هم از سر انگشتان است تا مفصل مچ پا (کعبین دو برآمدگی طرفین مفصل مچ پا را گویند نه برآمدگی روی پا را)(۴۹)

🔹واضح است که فتوای فوق چقدر موجب نزدیکی شیعه و سنی می شود.

🔺خوردن تمام آبزیان، با پولک و بدون پولک، حلال است.(۶۳۹)

🔺غناء فی نفسه حرام نیست.(۴۶۵)

🔺هر معامله عقلایی جایز است.
  🔹 مقدس اردبیلی، محقق سبزواری و برخی فقیهان پس از او نیز چنین دیدگاهی داشتند. آیت‌الله صانعی از معاصران هم متمایل به این شیوه بود.

💢 تفقه فیض 💢

💢 تفقه فیض 💢


✅ فقه حداقلی و دوری از بدعت های مجتهدین نه تنها رویکرد اصلی امامیه در دوران حضور تا اوایل دوران غیبت بوده است، بلکه پس از آن هم توسط گروهی از فقها دنبال می شده است. گر چه این رویکرد همواره توسط جریان مسلط بر حوزه های علمیه با انگ های قول شاذ و عجیب به حاشیه رانده شده است. یکی از فقهای برجسته ی این رویکرد حداقلی "ملا محسن فیض کاشانی" است.

✅ ملا محسن متوفای ۱۰۹۱ قمری است و در قرن ۱۱ و دوران سلسله صفویه می زیسته است. وی داماد ملاصدرا بود و لقب فیض را از او ستانده است. وی علی رغم این که دستی در فلسفه و عرفان داشت، بشدت از تسری دادن این علوم در فقه پرهیز می کرد. وی مولف جامع حدیثی "الوافی" است که بعد از کتب اربعه اولیه(کافی و من لا یحضر و تهذیب و استبصار) جزء سه جامع حدیثی ثانویه(وافی و وسایل الشیعه و بحار الانوار) است.

✅ملا محسن در فقه گرایش اخباری داشت و مانند دیگر اخباریون دارای یک نقطه ضعف و یک نقطه قوت بود. نقطه ضعف وی این بود که تقریبا تمام روایات کتب اربعه را معتبر می دانست، مگر این که روایتی با ادله رد می شد. 

و نقطه قوتش این بود که با "تقلید" مخالف بود و معتقد بود فقه آنقدر کم حجم است که هر فرد می تواند و باید فقیه خود باشد.(معتصم الشیعه، مقدمه و نیز الوافی، مقدمه اول) به عبارت دیگر وی معتقد به "تعمیم فقاهت" به تمام افراد جامعه بود.
ذیلا پاره ای از آرای وی را که موجب کوچکی فقه می شود، از کتاب "مفاتیح الشرایع" با شماره مفتاح هر یک، مرور می کنیم :

🔺نجاست امری عرفی است که با زدودن عین نجاست بر طرف می شود خواه این زدودن با آب باشد یا با آب مضاف خواه هر وسیله دیگر. همین قدر که عرف بدان اطلاق زدودن کند کافی است و شستشوی با آب ضرورتی ندارد.(۸۷)

🔺تماس جسم به متنجس، آن را نجس نمی کند.(۸۴)

🔺شراب و فقاع و مسکرات و اهل کتاب نجس نیستند.(۷۵ و ۷۹)

🔺تفاوتی بین آب قلیل و آب کر نیست و تنها ملاک برای پاک کنندگی آب آن است که مقدارش بر آلاینده ها غلبه داشته باشد یعنی در تماس با آلودگی ها، رنگ و بو و مزه اش تغییر نکند و عرف همچنان آن را آب پاکیزه بداند.

🔹واضح است که موارد فوق چقدر کار را برای مومنین راحت و ضمنا یک سوم از کلاس های درسی حوزه های علمیه را تعطیل می کند. زیرا طلاب این حوزه ها یک سوم از عمر خود را صرف کتاب "طهارت" در فقه می کنند.

🔺در شکیات رکعات نماز، باید بنا بر اقل گذاشته شود و نماز را ادامه داد. مگر در مواردی که آنقدر شک بین رکعات خلاف عرف باشد که باید نماز را شکست و از ابتدا اعاده کرد. ملاک در اینجا تشخیص خود فرد است.(۲۰۲)

🔹مورد فوق هم از مواردی است که کار مومنین را بسیار راحت و ضمنا فقه را کم حجم تر می سازد.

🔺خمس بر درآمد و ارباح مکاسب، بخشیده شده است و لزومی به پرداخت آن نیست.(۲۵۴ و ۲۶۰)

🔺گوشت ذبح شده توسط اهل کتاب حلال است.(۶۵۰)

🔺صیغه ی ازدواج و طلاق لزومی ندارد به عربی خوانده شوند.(۷۱۹ و ۷۸۰)

🔺نیت در عبادات چون نماز و روزه و حج نیازی نیست بر زبان و دل جاری شود و همین که اراده ی شخص به انجام فعل عبادی تعلق گرفت، به معنای نیت است.(۵۴)

🔺در غسل ترتیبی، بعد از شستن سر، رعایت ترتیب طرفین بدن الزامی نیست.(۶۱)

🔺در وضو برای شستن صورت و دست ها جهت از بالا به پایین واجب نیست و حداکثر از روایات استحباب نتیجه می شود. همین طور در مسح سر و پاها جهت شرط نیست. مسح پا هم از سر انگشتان است تا مفصل مچ پا(کعبین دو برآمدگی طرفین مفصل مچ پا را گویند نه برآمدگی روی پا را)(۴۹)

🔹واضح است که فتوای فوق چقدر موجب نزدیکی شیعه و سنی می شود.

🔺خوردن تمام آبزیان، با پولک و بدون پولک، حلال است.(۶۳۹)

🔺غناء فی نفسه حرام نیست.(۴۶۵)

🔺هر معامله عقلایی جایز است.(۸۹۸)

✅ وی در بعضی از موارد فوق، علی رغم بیان فتوای خود، باز از سر احتیاط تسلیم قول مشهور شده است حال یا از سر فشار روانی (وسواس بر این که مبادا قول مشهور دلیلی داشته است که او ندیده است) یا از سر فشار هنجاری و اجتماعی(بیم این که مبادا او را لاابالی و منکر ضروریات دین بخوانند و از هستی ساقط نمایند چنان که با پدر زنش کردند)


✅ توجه داشته باشیم که فتاوای فوق نه از قول یک روشنفکر غربر زده و سکولار بلکه از جانب کسی با گرایش اخباری است. یعنی محوریت را به روایات می داده است و قطعا با اشراف تمام بر آیات و روایات، این فتاوا را بیان کرده است. او با قاطعیت قول مخالف را فاقد دلیل معتبر روایی می داند که صرفا به استناد شهرت در نزد فقهای گذشته صادر شده است.

✅ عمده ای از فتاوای فوق، در بین متقدمین (شیخ صدوق و ابن ابی عقیل و ابن جنید و شیخ مفید و سید مرتضی) نظر غالب بوده است و از زمان شیخ طوسی به حاشیه رانده شده اند. مع الوصف از بعد وی کسانی چون ابن ادریس حلی و مقدس اردبیلی و محقق سبزواری و فیض کاشانی و پیروان آنها بدان متمایل بوده اند.


@Cmorghgrom30

.

فرهنگ و تاریخ زن ستیز

فرهنگ و تاریخ زن ستیز
✍🏻 حسن حضرتی

✅ هنوز درگیر قتل فجیع رومینا هستم که با داس پدر سرش بریده شد. همه پدر را محکوم می کنند که چه رفتار شنیعی از خود بروز داده و مرتکب چنین جنایتی عظیم شد. اما فراموش نکنیم که انسان ها ساخته شرایط اند. پدر رومینا محاط در محیطی بود که فرهنگ و تاریخ آن به شدت زن ستیز است. او به تنهایی مقصر در این جنایت نیست؛ حتا مقصر اصلی هم نیست. مقصر اصلی جامعه، فرهنگ و تاریخ ضد زن است. او به تاریخ و فرهنگی تعلق دارد که زن را از جنس شیطان می داند. او را صغیرالفکر می خواند. برباد دهنده ایمان مرد می شمارد و متهم اصلی بیرون راندن آدم از بهشت برین اش می داند.
✅ ابوعلی مسکویه در "جاویدان خرد" که اثری اخلاقی و اندرزنامه ای است، می نویسد: 

"زنان عورت اند، یعنی عیب اند. پس نهان کنید ایشان را به خانه و ضعف ایشان را علاج کنید به خاموشی و بترسانید ایشان را به زدن و دور گردانید ایشان را از مردان و منشانید ایشان را در بالاخانه ها و کتابت کردن و نوشتن تعلیم شان مکنید و عادت دهید زنان را به برهنگی، زیرا که هرگاه برهنه باشند به در نمی آیند و در خانه بودن را لازم گیرند." 

عنصرالمعالی دیگر دانشمند اندرزگوی ما در "قابوسنامه" حکم قطعی می دهد که 

ایهالناس: "دختر نابوده به، چون بود یا به شوی یا به گور." 

غزالی آن جا که می خواهد "کیمیای سعادت" را نشان مان بدهد، آگاه مان می کند که: 

"در خبر است که زنان را از ضعف و عورت آفریده اند. داروی ضعف ایشان خاموشی است و داروی عورت ایشان خانه بر ایشان زندانی کردن است... و زن باید که بنده مرد باشد." 

فیلسوف شهیرمان ملاصدرا در "اسفار" زن را "حیوانی انسان نمای" معرفی می کند. 

ملاهادی سبزواری شارح اسفار، بیشتر این گزاره را توضیح می دهد تا بفهمیم حکمت نهفته در آن چیست. او شرح می دهد که خداوند از آن روی زن را حیوانی به شکل انسان آفریده است تا مرد در نکاح با آن دچار نفرت نشود.

بزرگ شاعر حماسه سرای ما هم داد می زند که 

"زن و اژدها هر دو در خاک به/ جهان پاک ازین هر دو ناپاک به."
✅ پدر رومینا مقصر و مجرم است، اما بیش و پیش از او فرهنگ دینی اموی و عباسی است که زن را در کنار الاغ و سگ سیاه، باطل کننده نماز معرفی می کند. بی تردید این نگره هیچ نسبتی با سیره پیامبر این دین رحمانی ندارد که در این دنیا زنان را چونان عطر و نماز دوست می داشت و در دوران نبوتش نهضت گرامی داشت مقام زن را با شعار "النساء شقائق الرجال، زنان هم سطح مردان اند" به راه انداخت. به زنان احترام گذاشت. اجازه سخن گفتن به ایشان داد. با ایشان مشورت کرد، بدون آن که آن ها را صغیرالفکر بداند.
✅ شوربختانه باید گفت، امروز آنچه در نگاه به زن حاکم است، هیچ نسبتی با عصاره و بنیاد فرهنگ ملی و دینی ما ندارد. فهم غلط از آن ما را به زنجیر کشیده است. خود را اسیر اندیشه های ناصواب خود کرده ایم. ما نخبگان جامعه خوشحال نباشیم که در جنایت قتل رومینا نقشی نداریم. اگر تلاشی برای پیرایش ناسره ها از دامن  فرهنگ و تاریخ این دیار نکرده باشیم، ما نیز شریک جرم پدر داس به دستیم.

چرا خداوند در قرآن مجید از پشه صحبت به میان آورده است؟!

آنجو حسین: 🦟🦟🦟
ســوال؟؟

چرا خداوند در قرآن مجید از پشه صحبت به میان آورده است؟!
پــاسخ
زیرا پشه از لحاظ خلقت بسیار عجیب و غریب است،که علم امروزی تازه اندک نکاتی را از خلقت پشه کشف نموده است، و این نکات عبارتند از:
➖همه موجودات دنیا سی و اندی دندان دارند، اما پشه ۴۸ دندان دارد.
➖همه موجودات دنیا از یک فیل گرفته تا یک مگس،همه و همه یک قلب دارند،
🦟 اما پشه سه قلب دارد
➖همه موجودات دنیا دو چشم دارند،مگر گه گاهی به صورت خارق العاده ای موجودی سه یا چهار چشم داشته باشد و این در حالی است که پشه با وجود این که بسیار کوچک است۱۰۰چشم دارد.
➖🦟 پشه دو نوع پا دارد،نوعی برای حرکت کردن برجاهای زِبر،و نوعی برای حرکت نمودن بر جاهای لیز همانند شیشه، که معمولا راه رفتن بر آن غیر ممکن است.
➖🦟 برای تشخیص نوع خون، راداری دارد که هواپیماهای امروزی،با این همه پیشرفت علم باز هم  کمتر از آن برخوردار هستند.
➖🦟 نیش او در قابی همانند کیف قرار گرفته است تا به میکروب آلوده  نگردد، او بعد از نیش زدن آن را پاک نموده و بار دیگر در قاب موجود قرار می دهد.
➖🦟 این پشه هایِ ماده هستند که انسان را نیش می زنند، اما پشه های نر هرگز انسان را نیش نمی زنند،
🦟 و این نکته را از کلمه "بعوضة"که در آخر آن "تاء"تأنیث وجود دارد ، می توان استنباط کرد.
➖🦟 پشه های ماده به خاطر تهیه کردن پروتئین برای تخم هایی که در شکم،و یا رَحِمِ خود دارند انسان را نیش می زنند، و کسانی که می گویند پشه ها ما را نیش نمی زنند راست می گویند چرا که پروتئین مورد نظر در خون آن ها موجود نیست، تا پشه آن خون را بمکد.
➖🦟 از فاصله ای دور،و در اوج تاریکی از طریق حرارت موجود در بدن، توان تشخیص دادن رگی را که خون در آن جاری است دارد.
➖🦟 هنگامی که دستمان را به جایی می بریم که فکر می کنیم پشه بر آن نشسته است،زمانی است که دیگر پشه کار خود را انجام داده،و خون لازم را کشیده است و بی حسی قبلا صورت گرفته توسط پشه، کم کم از بین رفته است.چون نیش پشه نازک و شبیه سوزن آمپول است،ماده ای را با خون انسان مخلوط می کند و خون را رقیق می سازد، تا به آسانی خونِ مکیده شده،از منفذ موجود در نیش او جاری گردد.
➖🦟 پشه موجودی پاک خور است ، و غالبا از گل و گیاهِ پاک تغذیه می نماید،
➖🦟 گرچه بسیاری از مردم فکر می کنند پشه خون خوار است،و کما این که قبلا هم اشاره نمودم به خاطر برطرف کردنِ نیازِ تخم هایی که در شکم دارد،که همانا پروتئین است، خون می مکد.
➖🦟 در هر یک ثانیه ۶۰۰ بار بال هایش را به هم می زند، و بر اثر سرعت جهش بال هایش صدایی تولید می شود،که معمولا به آسانی قابل سمع است.
➖🦟 با پاهایش،تخم گل های گوناگون را جا به جا می نماید و باعث بارور شدن گل هایِ ماده می گردد.
➖🦟 فکر نکنیم که پشه مستقیماً ، و در مرحله ی اول نیش خود را وارد رگ می نماید بلکه در هنگام نیش زدن،قبل از نیش زدن،محل موردنظر را همانند دکتری جراح با دندان های خود شکافته ، و سپس با وارد کردنِ نیش از رگ خون می گیرد.
و مهم تر از همه بر پشت این پشه حشره ای قراردارد که ‏حتی از پشه هم کوچک تر است  و از خون بدن پشه تغذیه می کند .
سبحان الله !‏
و بر پشتش حشراتی قرمز رنگ و کوچک به نام ‏mite‏ زندگی می کنند که ‏از خون بدن پشه تغذیه می کنند و مشاهده ی آن ها با چشم غیر مسلح به دلیل حجم کوچکشان بسیار ‏مشکل است.
 شاید اکنون ‏بتوانیم دقت کلام خداوند بلندمرتبه را در قرآن کریم به درستی درک کنیم که می فرماید : (بَعُوضَةً فَمَا ‏فَوْقَهَا)...یعنی : (پشه و آنچه بربالای اوست)...
فسبحان الله خالق کل شیء...والحمدلله رب العالمین ‌‏...‏سبحان الله!!!
هَٰذَا خَلْقُ اللهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ

#پشهدرقرآن
تفکر در خلقت این موجود ریز یکی از میلیاردها میلیارد موجودات موجود ناشناخته و عجیب الخلقه انسان را به تفکر وا می دارد.تفکر و ایمان به خالق جهان را به دنبال دارد.
بخوانید و به دیگران ارسال تا در تقویت اعتقاد و ایمان آن ها سهیم شویم.           
 (التماس دعا
امداد اندیشه

حُرّیّت و روحانیّت

 حُرّیّت و روحانیّت

 (محمد طیبی)
«عموم روحانیون» قرن هاست که  «مهمان جیب مردم» هستند.
اکنون َسال هاست در ایران توامان «مهمان بودجه عمومی کشور و هم مهمان جیب مردم» شده اند.
اگر روحانیان به مانند پیامبران برای خود شغلی به عنوان محل کسب حلال داشتند، آن گاه در انجام وظیفه خود برای تبلیغ بین مردم توفیق بسیار بیشتری می یافتند.

با مراجعه به قرآن حکیم تعداد ٩ بار آیاتی به این مضمون مشاهده می شود :
شعراء:109
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ  
من که از شما (مردم) هيچ پاداشی بر رسالتم نمی خواهم ، پاداش من تنها بر پروردگار جهانيان است.

به غیر از آیه فوق آیات زیر نیز به همین مفهوم تصریح دارد.
یونس ،آیه ٧١
هود، آیات ٢٩، ۵١
شعرا، آیات، ١٢٧،  ١۴۵، ١۶۴ ،١٨٠
سبا، آیه ۴٧
بارها مشاهده شده است، آن دسته از روحانیت که محل درآمدی از کسب خود دارند، در عمل  «حریت و آزادگی» بیشتری در بیان نظریات خود دارند، و از سوی مردم نیز بسیار مورد اقبال عمومی قرار می گیرند.
مرحوم علامه طباطبایی، محمد رضا حکیمی و... فقط دو نمونه از علمای دینی هستند، که از دسترنج خود ارتزاق داشتند. اینان برای همیشه مورد اقبال مردم خواهند ماند.
یقینا باز هم دیگرانی در این قشر هستند، که پیرو راه پیامبران بوده و به مصداق آیات فوق الذکر، از محل مشاغلی که انتخاب نمودند با آزادگی به انجام وظایف تبلیغی خود موفق هستند.
اینجانب شخصا با بعضی از ایشان سال هاست که آشنایی دارم.

عزت زیاد 🌷🙏🌷

خودسازی را بر مردم تحمیل نکنید🔹

🔹خودسازی را بر مردم تحمیل نکنید🔹

📣 آیت الله شهید دکتر بهشتی

به طلاب و فضلای حوزه هم به دنبال این بحث یک پیشنهاد دارم و آن پیشنهاد این است که به مردم ایران فرصت بدهید تا آگاهانه و آزادانه خود را برمبنای معیارهای اسلامی بسازند و این خودسازی را بر مردم ما تحمیل نکنید. آگاهی بدهید، زمینه سازی کنید برای رشد اسلام ، ولی بر مردم هیچ چیز را تحمیل نکنید. انسان بالفطره خواهان آزادی است، می خواهد خودسازی داشته باشد، خودش، خودش را بسازد، اما بر خلاف دستور قرآن مبادا مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بخواهید بر مردم تحمیل کنید، که اگر تحمیل کردید آنها علیه این تحمیل تان طغیان خواهند کرد.
انسان عاشق آزادی است، می خواهد خودش به دست خود و با انتخاب خود، خود را بسازد، اما شاکرا واما کفورا؛ آنقدر پیغمبر اصرار داشت، پافشاری می کرد، زحمت می کشید، خودش را به رنج و تعب می انداخت که مردم را به راه خدا بیاورد. افی انت تکره الناس حتی یکونوا مومنین ای پیغمبر  تو می خواهی مردم  را وادار کنی، مجبور کنی که آنها مومن باشند؟ اینکه راه پیغمبر نیست.
توصیه من به طلاب عزیز و به فضلای ارجمند این است که منادی حق باشید، دعوت کننده به حق باشید، آمر به معروف و ناهی از منکر با رعایت تمام معیارهای اسلامی اش باشید، اما مجبور کننده مردم در راه اسلام نباشید، چون آن مسلمانی ارزش دارد که از درون انسان ها و عشق انسان ها بجوشد و بشکفد. ندیدید مردم ما در این دوران پر ارزش انقلاب از خودشان چه خودجوشی و چه خود شکوفائی نشان دادند؟
بزرگ ترین اصل بعد از پیروزی یک انقلاب چیست؟ تداوم همان انقلاب است، همین طور که مردم ما با آزادی به راه اسلام آمدند و رهبری عالی اسلامی ما را آزادانه پذیرفتند، بگذارید در تداوم انقلاب هم مردم آزادانه راه خدا و راه اسلام، راه حق و راه خیر و صفا و راه صدق را انتخاب کنند و ادامه دهند.

📚 روزنامه اطلاعات، ۱۳۵۷/۱۲/۱۵، ش ۱۵۸۰۱

گپی جغرافیایی با امام‌ جمعه موقت

 گپی جغرافیایی با امام‌ جمعه موقت
✍️ یدالله کریمی پور

حجت الاسلام و المسلمین صدیقی،امام جمعه موقت تهران ۲۱ آبان ماه در خطبه ها فرموده اند:
اگر اهل کشورها، استان‌ها و شهرها دو بال تقوا و ایمان را داشتند و در وظایف شرعی و مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی خدا را در نظر می‌گرفتند، مبتلا به مشکلات معیشتی و کم آبی نمی‌شدند./ ایسنا.

جناب صدیقی گرانمایه در پیوند با گزاره جناب شما، به عنوان یک معلم جغرافیا و برای تکمیل معلوماتم چند پرسش دارم که امیدوارم پاسخ های مناسبی برایش فراهم نمایید. پیشاپیش سپاسگزارم:

۱- پربارش ترین منطقه جهان
چراپونچی منطقه‌ای در ایالت مگالایا در یکی از ایالت‌های شمال شرق کشور هند با ۱۲۰۰۰ میلی متر در  است.‌ این در حالی است که میانگین درازمدت بارش قم و یزد ، تنها ۱۵۶ و ۹۳ میلی متر هستند. جهت یادآوری جناب شما بیشتر مردم هند به شدت مذهبی و پیرو چندین خدا هستند؛
۲- از ۵۴ کشور بسیار پر بارش در جهان، دین و مذهب۴۷ کشور،  اسلام نیست. بیشتر مردمان این کشورها مسیحی و بلکه بی خدا ، توتم و بت پرست و یا لاادری هستند.
۳- جناب صدیقی بزرگوار عالم، جهت آگاهی جناب شما، بیشترین کشورهای بسیار خشک و خشک یا کشورهای بیابانی و نیمه بیابانی جهان ، کشورهای مسلمان هستند؛ از جمله:  عربستان سعودی، کویت ، قطر ، بحرین ، امارات ، عمان ، سوریه ، فلسطین ، مصر ، لیبی ، عراق ، ایران ، تونس ، مراکش ، موریتانی ، نیجر ، سومالی و اریتره با اکثریت مسلمان سنی یا شیعه ، که با بحران فزاینده کم بارشی و کمبود آب درگیرند.
۴- این در حالی است که بیشتر ایالت های کشور مستکبر آمریکا پر بارش بوده و مشکل کمبود آب ندارند. هم چنین بیشتر کشورهای همراه و همکار آمریکای جهانخوار  در شمار کشورهای مرطوب هستند: بنگرید به : بریتانیا ، فرانسه ، المان‌، هلند، بلژیک، نروژ، دانمارک ، ژاپن، کره ، تایوان ، لوکزامبورگ، لهستان، چک ، اتریش و....
۵- جناب صدیقی گرانمایه ، جالب است که در مقیاس ایران بر اساس آمارهای درازمدت نیز استان های بسیار مذهبی با اکثریت شهروندان پیرو مذهب حقه ، مانند قم ، یزد و اصفهان‌ نیز در شمار کم بارش ترین استان های کشورند.

خواهشمندم پاسخ چرایی این گزاره ها را که نقض کنندگان گزاره شما هستند ، مرحمت بفرمایید.

به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌http://telegram.me/Iran_economy_online

و دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

نگاه قرآن به موضوع تقلید

 

⛔️نگاه قرآن به موضوع تقلید

 

📖فرقان:73
وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا
 
🍀ترجمه:
و کسانی که چون به آيات پروردگارشان يادآور شوند، کر و کور [=بدون شناخت و مقلدوار] بر آن نمی‌افتند. (1)
______
1- شگفتا، خداوند تقليد از خود و تعبّدی عمل کردنِ بدون شناخت را نمی‌پذيرد و نشانه بنده رحمن بودن را آزادانديشی و شناخت می‌شمرد. اين سخن بيان ديگری است از هشدار آيه 36 سوره اسراء که: «هرگز از چيزی که بر آن علم نداری پيروی مکن، زيرا گوش و چشم و قلبت [ابزار سه گانه شناخت] نزد خدا مسئوليت دارد».
اما «خَرَّ» و «خُرُور»، سقوط و افتادن به زمين است، همچون سقفی که فرو می‌ریزد [نحل 26]، 

کوهی متلاشی می‌شود [مريم 90]، 

و پرنده‌ای که از آسمان به زمين سقوط می‌کند [حج31] و... 

آدميان نيز با مشاهده عظمت مقام يا موقعيتی به زمين سجده می‌افتند، مطلوب آن است که اين سجده در غليان احساسات لحظه‌ای و حضور قلب‌های موقت متوقف نشود و به شناخت و بصيرت منتهی گردد. قرآن از چنين به زمين سجده افتادن‌ها و از خود بي خود شدن‌های معنوی نشانه‌های فراوانی آورده است [ر ک به: ص 24 ، مريم 58 ، سجده 15 ، اسراء 107 تا 109، يوسف 100].
از مفاد آیات 30تا 33 سوره بقره که مربوط به داستان نمادین خلقت آدمی می باشد، 8 مرتبه به علم و یکبار به حکمت تصریح شده است.
گویی منظورحضرت رب العالمین از خلقت آدمیان را در بنیان علم بیان می فرمایند.


🌚🖤🌚🖤🌚🖤🌚

«مقتضیات عصر حاضر و نحوه محاسبه نرخ دیه در ماه‌های حرام!

«مقتضیات عصر حاضر و نحوه محاسبه نرخ دیه در ماه‌های حرام!»

 (به بهانه درخواست یاری رئیس قوه قضائیه از مراجع تقلید در حل مسائل نوظهور)

🖋️ محمدجواد مظفر

⏳ زمان مطالعه: ۱/۵ دقیقه

🔹برای عرب جاهلی جنگ و درگیری‌های قبیله‌ای در تمامی ماه‌های سال امری عادی و پذیرفتنی بود. بنابراین رسم و قاعده‌ای در میانشان برقرار و پذیرفته شد که ۴ ماه از سال یعنی ماه‌های «ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب» را ماه‌های حرام اعلام کنند (به استناد برخی اقوال تاریخی، این سنت از زمان حضرت ابراهیم برقرار شده) تا قبایل پایبند آن باشند و لااقل در آن چهار ماه از جنگ و خونریزی امتناع کنند.

🔹پیامبر اسلام که آمده بود تا آن‌جا که ممکن است رواداری، صلح و آرامش و رعایت حقوق دیگران را در آن جامعه جاهلی نهادینه کند، این سنت جاهلی را مطلوب یافت و آن را پذیرفت (و در آیاتی از قرآن کریم مورد تأیید قرار گرفت) و به صورت یک رسم و سنت مورد قبول و محترم در میان مسلمانان جا افتاد.

🔹البته بگذریم از این که آن جامعه که رگه‌های جاهلی در میانشان ریشه دار بود حرمت ماه حرام را پاس نداشته و در محرم الحرام سال ۶۱ هجری یعنی ۵۰ سال پس از پیامبر، فاجعه نینوا را رقم زدند و حسین بن علی (ع)، نوه رسول خدا و همراهانش را مظلومانه به شهادت رساندند و در دوران خودمان و در جنگ ۸ ساله میان دو کشور مسلمان یک‌بار نشنیدیم که به حرمت ماه حرام جنگ را متوقف کنند.

🔹اما هرگز تصور نمی‌شد که ۱۴۰۰ سال بعد در عصر مدرن و دنیای ماشینیزم، با اتکاء به فقه در قانون مجازات اسلامی، دیه در ماه‌های حرام نسبت به ماه‌های معمولی سال یک سوم افزایش یابد! اگر امروز از یک ملیون نفر از مردم ایران بپرسند اسامی ماه‌های حرام را نام ببرند بعید می‌دانم ۵۰ نفر بتوانند پاسخ صحیح بدهند و حق هم دارند، چون آن ماه‌ها نقشی در زندگی آنان ندارد.

🔹حال فکر کنید دو اتومبیل در مکانی با هم تصادف کنند و شخصی کشته شود و ناگهان مقصر مواجه با این پدیده شود که کجای کاری که تصادف تو در ماه حرام بوده و دیه را یک سوم بیش از ماه‌های معمولی باید پرداخت کنی! آن هم در مناسبات مدرن و عصر حاکمیت ماشین که پدیده‌ای به نام تصادف به آن تعلق دارد؛ اساساً ارتباط این مسأله با فلسفه ماه‌های حرام در عصر عرب جاهلی برای جلوگیری از جنگ و خون‌ریزی چیست؟!

🔹آیا وقت آن نرسیده که فقه آقایان خود را از انجماد نجات دهد و با علم روز و مناسبات زندگی در دنیای مدرن همراه شود؟

(در نوشته بعدی به یکی دیگر از این موارد خواهم پرداخت.)

https://instagram.com/mohammad.javad.mozaffar

جامعه اسلامی و عدالت

 جامعه اسلامی و عدالت

روزی دانشجویان در محضرِ استاد دکتر سید علی آزمایش، استاد حقوق جزا و جرم‌شناسی، پرسیدند که چرا استاد دانشش را در کتابی گردآوری نمی‌کند؟
استاد چهره درهم کشید که؛
من کتاب بنویسم تا شما اعدام کنید و دست بِبُرید و سنگسار کنید............؟؟؟
دانشجوی دینداری از استاد پرسید؛ مگر شما حدود و قصاص را قبول ندارید..........؟
استاد فرمود: مگر می‌شود قبول نداشت؟ اتفاقآ من مدافع اجرای حدود و قصاص هستم!
همه در شگفت از پاسخ استاد بودند که؛ استاد کلاس تمام شده را دوباره آغاز کرد، همه سراپا گوش و چشم شدند! استاد طرح پرسشی کرد و به دانشجوی متشرع و دیندار گفت:
فرض کن در بیابانی بی آب و علف که حتی جاده هم ندارد در حال رانندگی هستی، پس از ساعتی، پلیس جلوی شما را می‌گیرد و به شما می‌گوید چهار تا ورود ممنوع رفته‌اید، پنج چراغ قرمز را رد کرده‌اید، شش تا سبقت غیرِمجاز داشته‌اید! به آن پلیس چه می‌گویید؟
دانشجوی متشرع گفت؛
این بلاهت است! در بیابانِ خدا، خیابان کجا بود که من مرتکب این جرایم شوم؟!
استاد گفت؛
اگر پلیس به شما بگوید مقرر است در زمانی نامعلوم در آینده، در این بیابان، شهری بنا شود که این جاهایی که شما از آن عبور کردید خیابان یک طرفه‌ای قرار است احداث شود و چراغ‌های راهنمایی نصب گردد و الی آخر............! آن وقت چه می گویید؟؟؟؟
دانشجوی متشرع پوزخندی زد و گفت؛
استاد مزاح می‌فرمایید!
استاد فرمود؛
شما مزاح می‌فرمایید!
 مقدمه‌ اجرای حدود اسلامی، عدالت اسلامی است!
شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید که همان خیابان کِشی است، سپس اجرای حدود کنید، که همان جریمه است............!
در عدالت اسلامی فقر نیست، بیکاری نیست، فساد نیست، رانت نیست، ستم نیست!
در جامعه‌ای که بیکاری و فساد است و خبری از عدالت نیست، اجرای حدود، معنا ندارد و اجرای حدود خودش نقضِ غرض است و خودش ستم است!
فقر، قاتل ایمان است! شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید خودم برای اجرای حدود، کفن می‌پوشم.............!!!
همه شرمسار شدند از این که از اسلام، فقط ظاهرش را دیده بودند.........!
جامعه اسلامی شرط وجودیش عدالت است نه اجرای حدود!

انسان برای ارتباط با خدا، احتیاح به دلال دارد ؟

 انسان برای ارتباط با خدا، احتیاح به دلال دارد ؟

 (توجه: بدون رد یا تایید محتوا.قضاوت با شماست)

اگر روحانیت، به عنوان واسطه ی خدا و انسان نباشد، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟؟؟

آیا اساسا انسان برای ارتباط با خدا، احتیاح به دلال دارد ؟؟؟

روحانیت در 40 سال اخیر که بر اریکه ی قدرت مطلق نشسته و همه ی ارکان تبلیغی و پول و سرمایه و ... در اختیار داشته، چه دستاوردی برای ایرانیان داشته است ؟؟؟

آیا اخلاق ایرانیان بهتر از قبل شده است ؟
آیا فقر و فحشا و بزه و بیکاری کمتر از قبل شده است ؟؟؟
آیا فساد و غارت منابع ملی کمتر شده است ؟؟؟
آیا روحانیت به سبک پیشوایان و امامان خود، ساده زیست و بی رغبت به حکومت و حکمرانی و قدرت و ثروت بوده است ؟؟؟

آیا روحانیت موجب گسترش و توسعه و آبروی ایرانیان در جهان شده است ؟؟؟
آیا روحانیت اقتصاد و معیشت ایرانیان را بهتر کرده است ؟؟؟
آیا مشکلات روانی مردم ایران در رده ی اول جهانی نیست ؟

آیا قوه ی قضاییه ایران، ملجا و پناهگاه مردم برای برقراری عدل و انصاف شده است ؟؟؟
آیا مسئولین حکومت ایران که از فیلتر های متعدد تفتیش عقاید حکومتی رد شده اند، اهل مافیا و فساد نیستند و کارآمدند ؟؟؟

محیط زیست ایران در دوران حاکمیت روحانیون به کجا رفته است ؟؟؟

آیا ایرانیان در 40 سال حکومت روحانیون، هرگز فریادی را از آنان در پاسداری و برای احقاق حقوق خود شنیده اند ؟؟؟

آیا ثمره ی ده ها نهاد فرهنگی و هزاران روحانی که از هزاران میلیارد بودجه ی ملی می خورند و می نوشند و زاد و ولد می کنند، دستاوردی هم در جهت ارتقای معنوی و مادی مردم ایران داشته است ؟؟؟

حاصل خون 250/000 شهید و نزدیک به 1/000/000 جانباز و آزاده و خانواده های متلاشی شده ی آنان تاکنون چه بوده است ؟؟؟
چه به لحاظ اخلاقی و چه ...

روحانیون بلند پایه در کجا و چگونه زندگی می کنند و فرزندان آن ها در چه حالی هستند ؟؟؟ و ...

چنانچه از دین برمی آید، جیره خوری و کسب درآمد از راه دین مکروه و شاید حتی حرام است،
روحانیون چگونه و با چه درآمدی زندگی خود را می گذرانند؟؟؟
آیا آن ها تولید کننده هستند ؟؟؟


می گویند در ایران بین  300.000تا 800/000 روحانی وجود دارد که اگر بیشتر نباشد،
به راستی اگر آنان نباشند ، چه اتفاقی برای مردمان می افتد ؟؟؟

چندی است که تمامی حوزه ها و زیارتگاه ها و مراسم عبادی و ... مرتبط با روحانیت بسته شده، چه کسی کمبود آن را حس کرده است ؟؟؟
چرا ادعاهای آنان و درس های 1400 ساله شان کارساز نیست ؟؟؟

مقایسه کنید با این که اگر امروز ما فقط پرستاران را نداشتیم، چه می شد ؟؟؟

فقط کافی است که بیندیشیم که روحانیت محصول ادعای الوهی و الهی است و پرستاران محصول علم و عقل عرفی !!!


کمی بیشتر بیندیشیم !!!
🤔🤔🤔
 برای رفع کرونا در ایران شستن دست ها جواب نمی دهد.مغزها را باید شست .

خشک مغزی فقیهانه

خشک مغزی فقیهانه
🔴 خشک مغزی فقیهانه؛ فتواهای بولفضولانه علیه هنر، ورزش و عرفان

✍🏻 #محسن_کدیور

🔸 ساعاتی قبل فتوای حرمت ساخت فیلمی سینمایی درباره مولانا و شمس از سوی دو تن از مراجع تقلید قم (ناصر مکارم شیرازی و حسین نوری همدانی) منتشر شد که «ترویج فرقه ضاله صوفیه» حرام است!

🔸 نزاع دو طایفه فقها و متکلمان با عرفا و فلاسفه نزاعی تاریخی است که گاه به خشونت و خونریزی هم کشیده شده است. اگرچه فقها و شریعتمداران در طول تاریخ دست بالای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی داشته اند اما هرگز نتوانسته اند دو جریان عقلی استدلالی فیلسوفان و حکیمان، و شهودی ذوقی عارفان و صوفیان را حذف کنند و این دو جریان عمیق در حاشیه فرهنگ اسلامی توانسته خود را حفظ کنند و میراث ارزشمندی به یادگار بگذارند. با اطمینان می‌توان گفت عرفان و تصوف بخش جدانشدنی فرهنگ اسلامی و از جمله اجزای پرافتخار فرهنگ ایرانی، و مولانا و شمس از مفاخر اسلام و ایران بوده و هستند.

🔸 بدون تعارف کسی که عرفان و تصوف را برنمی‌تابد – هرکه می‌خواهد باشد در هر لباس و مسندی – «خشک مغز» است. بحث در عصمت صوفیان و عارفان نیست، آن ها هم مثل هر بنی آدم دیگری خطای نظری و عملی داشته‌اند. مگر فقها و شریعتمداران کم خطای نظری و عملی داشته‌اند؟! معلوم نیست آراء مخدوش عارفان و صوفیان بیشتر از فتاوای خطای فقیهان و شریعتمداران باشد. با این تفاوت که اشکالات عارفان و صوفیان محدود به حلقه تنگ و کم تعداد مریدان است، اما خطاهای فاحش فقیهان ظاهربین در خیل مقلدان پرشمار فاجعه آفرین بوده است.

🔸 این که با اتکای خبرهای واحد که بیش از ظن افاده نمی‌کنند فتوا به اعدام و گرفتن جان مردم داده اند ضررش بیشتر بوده یا فرضا نظریه وحدت وجود که محمل صحیح عرفانی و فلسفی هم دارد؟! راستی فتوا به فرودستی زن و پرده نشینی نیمی از جامعه بشری دادن قبیح تر است یا فرضا سماع صوفیانه که مختص اندکی از فرق تصوف است؟ حلاج و عین القضات و سهروردی را تکفیر و اعدام کردن، ملاصدرا را تکفیر و یک دهه خودتبعیدی، درس اسفار طباطبایی را در حوزه قم تعطیل کردن و تخریب حسینیه‌های دراویش نعمت اللهی گنابادی پیشینه سیاه همین تفکر متحجر منجمد ارتجاعی واپسگراست.

🔸 نگاهی به فتاوی بی پایه این جریان بیندازیم. این موارد فرضی نیست، متاسفانه عین واقعیت است. دوش حمام حرام است، تلگراف، تلفن، رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت حرام است، موتورسیکلت و دوچرخه سواری زن و رفتن زنان به ورزشگاه و تماشای مسابقات ورزشی مردان حرام است، موسیقی و خوانندگی خصوصا خوانندگی زن حرام است. فقه این افراد «حرام‌نامه» است و شریعتشان ممنوعیت.

🔸 اگر در طول تاریخ کار دست این مفتیان خشک مغز بود شاهکارهایی همچون مثنوی مولوی، منطق الطیر، حدیقه الحقیقه و دیوان حافظ امکان تولید نداشت. متاسفانه تفکر سنتی حاکم بر حوزه های علمیه با هنر، ورزش، عرفان و دستاوردهای دوران مدرن سر ستیز دارد. این ستیز جاهلانه و تنگ نظرانه و از سر خشک مغزی است. بحث بر سر این نیست که در هنر، ورزش، عرفان و دستاوردهای دوران مدرن امر نادرست و قابل نقدی وجود ندارد. اما نقد تنها در فضای آزاد و امکان آزادانه تولید محصولات هنری، ورزشی، عرفانی و مدرن میسر و موثر است. با تحریم و تکفیر و خفقان چیزی حل نمی‌شود و از قضا سرکنگبین صفرا می‌افزاید.

🔸 عرصه هنر، ورزش، عرفان و مدرنیته با فتوا و استفتا و مفتی به سامان نمی‌رسد. چقدر کوردلند گروه های فشار که استفتا را اسباب فشار بر فرهنگ و ورزش و نشاط و عرفان و مدرنیته کرده‌اند. چقدر جاهل و بی بصیرتند مفتیانی که در اموری که هیچ ربطی به فقه و فقاهت ندارد و آن ها هم کمترین اطلاعی از این امور ندارند فتوا می دهند و آبروی فتوا و شریعت را می‌برند.

🔸 حوزه فقه محدود به مناسک (عبادات شخصی)، شبه مناسک (خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها و روابط جنسی) و اندکی امور اجتماعی به عنوان معاملات است. سیاست، اقتصاد، حقوق (خصوصا حقوق کیفری)، هنر، ورزش، عرفان، علوم تجربی و انسانی و اجتماعی، امور عقلی و فلسفه و اعتقادات از حوزه فقاهت بیرون است. فتوای فقیه محدود به سه حوزه پیش گفته است. اگر فقیهان پا را از گلیم خود فراتر گذارند عِرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند.

🔸 مصیبت ما فقط از حکومت دینی و ولایت فقیه نیست. مصیبت دیگرمان از تفکر سنتی مسلط بر حوزه‌های علمیه (قم، نجف، مشهد، اصفهان و …) است که می‌پندارد با تلقی گذشتگان از شرع می‌توان همه امور دوران مدرن را سامان داد. هر دو تفکر (اسلام سیاسی حکومتی و اسلام سنتی) با چنین بولفضولی‌های دارند به بالا آمدن حکومت سکولار و به حاشیه راندن فقاهت پرمدعا و تمامت خواه کمک می‌کنند، و نمی‌دانند که دارند چه خدمتی می‌کنند! شریعت نیاز به بازخوانی دارد تا از شر این فتاوای یاوه و بی‌پایه نجات پیدا کند.

✅@Kaleme

آينده فقه

باسلام.نوشتار زیر، طرح یک دیدگاه است که با تامل باید مطالعه کرد، در حقیقت نگاه و یک پیش بینی از نگرش و رفتار آینده ی جامعه، در برابر فقه و باورهای دینی_فقهی است.

‍🔴🔹آينده فقه

✍ کاظم استادی*

✅فربه‌ترین رشته دینیِ شیعی، «فقه» است؛ علمای اسلامی ما، غالباً فقیه هستند؛ و در رشته‌های دیگر اسلامی، به ندرت مهارت و دانش دارند.

✅اکنون فقه، نیمه جان شده؛ و در آینده‌ای نه چندان دور، خواهد مرد؛ حتی اگر نمیرد، در کما رفتن آن، قطعی است.
چرا؟
حداقل، به چهار دلیل:
۱- بسیاری از مسایل و موضوعات فقهی موجود در رساله‌ها و کتاب های فقهی، به علت ظهور تکنولوژی و تغییر ساختار زندگی فردی و اجتماعی مردم، منقضی شده؛ و دیگر، مبتلیٰ‌به مردم نیست.
اکنون، شاید یک سوم مسایل رساله‌های عملیه (تدوین شدهٔ شصت سال پیش)، اساساً از صحنه زندگی مردم، محو شده‌اند؛ همانند احکام چاه، احکام کنیز، و ...
از آن طرف، فقها، تبحری در پرداختن به مسایل جدید (مستحدثه) ندارند؛ و غالباً، اساتید درس سطوح عالی حوزه (به نسبت)، از آن دروس گریزانند.
.
۲- برخی از احکام و مسایل فقهی مورد قبول و پذیرش علما، «قبیحِ اجتماعی» شده‌اند؛ و چون جامعه جهانی و نیز مردم کشور، آن ها را مورد نقد یا تمسخر قرار می‌دهند، ناپسند و زشت شمرده می‌شوند؛ و متروک شده، یا در حال متروک شدن هستند؛ همانند برخی احکام ازدواج و احکام حدود و ...
حتی برخی از این احکام شرعی مجاز، قانون منع، یا مجازات قانونی در پی دارند.
(به عنوان نمونه، صدور قرار بازداشت برای جوانی که دختر ۹ ساله را با اجازه پدر، عقد موقت نموده است؛ و فیلم گفته‌هایش به تازگی منتشر شده؛ و یا مورد ازدواج دختر ۱۱ ساله، چندی قبل)
.
۳- دلیل مهم دیگر، تغییر ذائقه دینی مردم و گرایش جامعه به سمت «بی‌دینی فقهی» است؛ اکنون بسیاری افراد، خود را مسلمان یا شیعه می‌دانند، اما التزامی در عمل و رفتار، به دستورات فقها ندارند؛ و این رویه، در حال گسترش و نهادینه شدن است.
.
۴- تعداد فقها و مراجع خودخوانده، بسیار گسترش یافته؛ و تنوع فتاوا، بسیار زیاد شده؛ و از آن سو، سطح علمی فقها، تنزل پیدا نموده، یا به حد ابتذال رسیده است.

✅وقتی فقها، کم سواد شوند؛ و از سوی دیگر، مردم کوچه و بازار، چند نظر و فتوای مخالف هم در یک مسأله را ببینند، مکلفین، الزامی به تبعیت از این راه «پر هرج و مرج» فتوایی، نمی‌بینند؛ و ترجیح می‌دهند تا نظر خودشان را جایگزین نظر فقها کنند.
.
✅بنابر آنچه اختصاراً بیان شد؛ روز به روز به مرگ فقه و به تبع آن مرگ فقها، نزدیک می‌شویم.
در آینده‌ای نزدیک، دایره مکلفین و عاملین به دستور فقها، بسیار محدود خواهند شد؛ و «دینِ فقهی»، شبیه فرقه‌های خاص دینی ادیان مختلف، می‌گردد.

*فرزند آیت الله استادی سخنگوی اسبق شورای نگهبان

چرا شرک بزرگ ترین نوع ظلم است؟

  •                    چرا شرک بزرگ ترین نوع ظلم است؟
  • اساسی ترین مسئله عقیدتی که لقمان حکیم به فرزندش سفارش می کند، مسئله "توحید" است.
  • در سوره لقمان: وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ﴿۱3﴾
  • و [یاد کن] هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالى که وى او را اندرز مى داد گفت اى پسرک من به خدا شرک میاور که به راستى شرک ستمى بزرگ است.
ادامه نوشته

دو نشانه‌ی متعصبان..


🔴📣 دو نشانه‌ی متعصبان...

🖋__ «تعصب» که در ادبیات دینی به آن «جاهلیت» هم می‌گویند، شایع‌ترین بیماری فکری در جوامع عقب‌افتاده است. درمان آن نیز بسیار دشوار است؛ چون هیچ کس خود را متعصب نمی‌داند.
تعصب، چیزی است که ما آن را همیشه در دیگری می‌بینیم و دیگری در ما.
ما نمی‌توانیم به او ثابت کنیم که متعصب است و او نیز نمی‌تواند تعصب ما را به ما نشان دهد. اما دو ویژگی مهم در انسان‌های متعصب وجود دارد که خوش‌بختانه تا حدی قابل اندازه‌گیری است و از این راه می‌توان میزان و مقدار تعصب را در انسان‌ها حدس زد:

⚠️ یک. غلبه‌ی باورمندی بر دانشمندی:
باورهای انسان متعصب، بسیار بیش از دانش‌های او است. او بیش از آن که بداند و بشناسد و بخواند، باورمند است و آن اندازه که اقیانوس باورهای او سرشار است، کاسه دانشش پر نیست.
باورها در غیبت دانش‌ها، از سنگ و چوب، بت می‌سازند و از زمین و زمان، مقدسات.
اگر نیوتن یا زکریای رازی متعصب نبودند، از آن رو است که دانسته‌های علمی آنان، بسیار بیش از باورهای فراعلمی و فرازمینی ایشان بود. نیز به همین دلیل است که دیو تعصب، معمولا قربانیان خود را از میان جوانان و مردم کم‌سواد می‌گیرد.

⚠️ دو. ناآشنایی با «دیگر» اندیشه‌ها:
معمولا شناختی ژرف از دیگران و باورهایشان ندارد. بی‌خبری از اندیشه‌ها و باورهای دیگران، او را به آنچه دارد، دلبسته‌تر می‌کند. انسان‌ها هر چه با شهرها و کشورهای بیشتر و بزرگ‌تری آشنا باشند، دلبستگی کمتری به روستای خود دارند.

✅ بنابراین، انسان متعصب، بیش از دانش، گرایش دارد و بیش از آن که عقیده‌شناس باشد، عقیده‌پرست است. حاضر است در راه عقیده‌اش جان بدهد ولی حاضر نیست که بنشیند و درباره‌ی عقیده‌اش بیندیشد یا بخواند یا از دیگران بپرسد. او می‌خواهد آنچه را که می‌داند، در گوش دیگران فرو کند، اما حاضر نیست به آنچه دیگران نیز می‌دانند، گوش دهد.
فردوسی، توانایی را در دانایی می‌دید (توانا بود هر که دانا بود)؛ اما انسان متعصب، دانایی را در توانایی می‌بیند؛ یعنی گمان می‌کند که اگر توانست حرفی را بر دیگران تحمیل کند، حقانیت و علمی بودن آن حرف را ثابت کرده است.

😔 متأسفانه بخشی عظیم از جامعه، آماده و مستعد تعصب‌ورزی است و هر کس زودتر سراغ آن ها برود، مهارشان را در دست می‌گیرد.
تعصب، ظرف است؛ گاهی سرشار از انگبین و گاهی آکنده از زهر.
جنگیدن با تعصب‌، چندان نتیجه‌بخش نیست؛ اما می‌توان زودتر از دیگران از راه رسید و ظرف تعصبات را از نیکی و خیرخواهی و صلح‌جویی و مدارا و سازندگی و نوع‌دوستی پر کرد؛ پیش از آن که دیگران، همین ظرف‌ها را مملو از کینه و دشمنی ‌‌کنند.

⬅️ متعصبان را به‌ راحتی می‌توان سازمان‌دهی کرد و به کارهای سخت واداشت. آنان، کنش‌گر و سراپا غیرت و اراده‌اند، و هیچ نیرویی در برابرشان تاب مقاومت ندارد، مگر حکومت قانون.
برای مهار خشونت و زیاده‌خواهی متعصبان، در کوتاه‌مدت هیچ راهی وجود ندارد، جز تقدیس و تقویت قانون و استوارسازی پایه‌های آن.
تعصب، تا آنجا که قانون را نقض نکند، خطری برای جامعه ندارد. گرفتاری از وقتی آغاز می‌شود که قانون در برابر متعصبان و خشونت‌طلبان کوتاه بیاید و دست آنان را باز یا نیمه‌‌باز بگذارد.
زنان و مردان تعصب‌مدار، قانون‌گریزترین مردم روزگارند، آنان خود را تافته‌های جدابافته می‌دانند و عقیده‌ی خود را مقدس‌تر از هر قانونی. قانون را تا آنجا گردن می‌گذارند که پشتیبان‌شان باشد؛ نه بیش از آن.


✍️ رضا بابایی

تفاوت باور و خرافه

تفاوت باور و خرافه

باور عقیده‌ای درست یا نادرست است. باورها عقاید پیشینیان در تمامی جنبه‌های زندگی از تولد تا مرگ بوده‌است. باورها گاه خرافی است و گاه نه. یکی دانستن باور با خرافه، نوعی جهت دادن و دخالت نگرش شخصی به باورهاست. با توجه به مرز نزدیک و لغزنده باور و خرافات و نیز دشواری تفکیک آن‌ها از یک‌دیگر، پاسخ به این پرسش که خرافه چیست و خرافاتی کیست، بر اساس گرایش دینی، سطح سواد و نوع فرهنگ و برخی از جزئیات دیگر متفاوت خواهد بود.

جادوگری، مرتاضی، کیمیاگری، درویشی، افسون، زهرها و نوش‌داروها، تسخیر جانوران، ارواح، پیشگویی، جن و جن‌گیری، آینه‌بینی، تفال، بدقدم و خوش‌قدم بودن، خمیازه، عطسه، استخاره، آمد و نیامد، چشم‌زخم، چشم‌شور، تخم‌مرغ شکستن، اسفند دودکردن، به تخته زدن، قربانی‌کردن و ... همه و همه جزو خرافات می‌باشند.

اکنون و برای تبیین بهتر موضوع و تشخیص بهتر ابعاد خرافات با توجه به تعاریف متعدد، تعریف کلی خرافات موارد زیر می‌باشد.

۱. هر نوع عقیده یا عمل دینی نامعقول

۲. ترس بیهوده از عوامل و مرتبط دانستن پدیده‌های نامربوط به یک‌دیگر است که رابطه‌ی بین آن‌ها نه از نظر علم و عقل ثابت و نه از سوی دین تایید شده است.

۳. وحشت غیرمنطقی یا ترس از یک چیز ناشناخته، مرموز و خیالی؛ یک عقیده، تردید، یا عادت و امثال آن که پایه آن ترس یا جهل است.

۴. هر چیز که علم، عقل و دین آن را تایید نکند و مردم به آن معتقد بوده و طبق آن عمل کنند و از مخالفت با آن هراس داشته باشند.

۵. معتقدات، باورها یا انجام کارهایی که هیچ‌گونه ریشه‌ی عقلانی ندارند.

۶. عمل یا اعتقاد ناشی از جهل، نادانی، ترس از ناشناخته‌ها، اعتقاد به جادو و بخت، یا درک نادرست علت و معلول‌ها

۷. اعتقاد یا عقیده‌ای فاقد پشتوانه‌ی علمی به نحس بودن یک چیز، شرایط، حادثه، عمل خاص و نظایر آن

۸. عقاید و افکاری که از نظر ظاهر عجیب‌وغریب بوده، به صورتی ناشناخته،موهوم، شگفت‌انگیز و بالاخره عبث و بیهوده جلوه می‌نماید.

۹. اعتقادات بی‌اساس که به عقل و منطق و واقعیت سازگاری نداشته باشد.

انواع خرافات از منظر فلسفه‌ی پیدایش و ماهیت آن‌ها به هفت گروه تقسیم می‌شود.

۱. خرافه‌های تلقینی: که همان خرافه‌های فردی هستند و افراد برای خود ساخته و به خود تلقین می‌کنند؛ مثل بدقدم بودن و ...

۲. خرافه‌های تدافعی: که برای جلوگیری از آسیب رسیدن ساخته شده‌اند؛ مثل کارهایی برای جلوگیری از چشم زخم.

۳. خرافه‌های فرافکنانه: که مقصر ساختگی می‌سازد‌؛ مثل تخم‌مرغ شکستن.

۴. خرافه‌های ذوقی‌: مثل فال

۵. خرافه‌های تسکینی: مثل خرافه‌هایی که بیماران برای بازیافتن سلامتی‌شان به کار می‌برند یا بخت‌گشایی.

۶. خرافه‌های تسخیری: مثل اعتقاد به اشباح یا غول و جن.

۷. خرافه‌های بدلی: که جای‌گزین اعتقادات دینی می‌شود و در اذهان می‌نشیند.

#فلسفه_زندگی #فرهنگ_عامه #دین

🕊

رفتار ما از نگرش ما شکل می‌گیرد، نه از آگاهی ما، در نشر حقیقت بکوشیم.

بیندیشیم تا به پاسخ برسیم!

 بیندیشیم تا به پاسخ برسیم!

(توجه: بدون رد یا تایید محتوای مقالۀ زیر بر این نکته پای می فشرم که خوش بینانه ترین ارزیابی، ما را به پاسخ دادن علمی و مستند به شبهه های متعدّد طرح شده فرامی خواند.به هر صورت القای این شبهه ها اندیشۀ جوانان دین باور و دانش نگر را به چالش می طلبد.)

مقاله ای قابل تأمل وتفکر:
چرا در طولِ ۷۰۰۰ سال زندگیِ اقوامِ سرخ پوستِ آمریکا و تمدن‌هایِ آن‌ها، خداوندِ جهان، دینی را برایِ هدایتِ آن‌ها نفرستاد؟
جایِ تعمق دارد، بهتر است این مطلب را مطالعه نماییم،،،

اگر کریستوف کلمب، آمریکا را کشف نمی‌کرد آیا خدایِ ابراهیم و موسی به این قاره راه می‌یافت؟

به راستی این چه خدایی است که ۷۰۰۰ سال سرخ پوستان را رها کرد؟

ادامه نوشته

آیا ائمه (ع) همه به شهادت رسیده‌اند؟

آیا ائمه (ع) همه به شهادت رسیده‌اند؟

پرسش و پاسخ از آیه الله دکتر محسن کدیور*

❓آیا سند دقیقی در دست داریم تا اثبات نماید ائمه (ع) همه به شهادت رسیده‌اند یا آنچه ما شیعیان به آن باور داریم (شهادت ائمه ع) یک اعتقاد است نه واقعیت تاریخی؟

✅ طبق تحقیق شیخ مفید از میان ائمه فقط حضرات علی و حسن و حسین ابن علی و امام کاظم (ع)  به شهادت رسیده‌اند و امامان دیگر به قتل نرسیده‌اند. هیچ دلیل معتبری درباره‌ی به شهادت رسیدن تمام ائمه (ع ) هم در دست نیست. عدم باور به شهادت ائمه هیچ خللی به تشیع فرد نمی‌زند.
موفق باشید.


* آیه الله دکتر محسن کدیور
(عالم الهیات، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک آمریکا.)

---------------

شیخ مفید در کتاب فقهی مقنعه همین مطالب را تکرار می‌کند. او نوشته است:
"پیامبر در مدینه با سمّ از دنیا رفتند؛
امیرالمؤمنین (ع) در کوفه به شهادت رسیدند؛
امام حسن (ع) با سم از دنیا رفتند،
امام حسین (ع) هم به شهادت رسیدند و
امام کاظم (ع) با سم شهید شدند.
وی درباره امامان بعدی حتی حضرت رضا (ع)، تعبیر «قُُبِض» آورده است.

📗 المقنعه (صص. 456، 461، 465، 467 و 476؛ درباره‌ی دیگر ائمه، ص. 479)

مبنای القاب آیت‌الله و حجت‌الاسلام


🔘مبنای القاب آیت‌الله و حجت‌الاسلام

✳️ همیشه این سوال وجود داشته و دارد، در جایی که محبوب ترین کنیه برای قدیس و شخصیت‌ بزرگی چون پیامبر اسلام(ص)؛ لقب «احمد» به معنی ستایشگر و کسی که مدام خداوند را ستایش می‌کند
و برای علی(ع)؛ با همه ویژگی‌هایش؛ لقب «ابو‌تراب» به معنی "پدر خاک" بوده و این القاب میزان فروتنى و خاكسارى آنان را نشان می‌دهد، چرا صنفی که مدعی ملبس بودن به لباس پیامبر و پیروی از او و اوصیایش هستند، القابی مانند؛ «حجت‌الاسلام والمسلمین»، به معنی؛"دلیل و سند آشکار اسلام و مسلمین"، «آیت‌الله‌» به معنی "نشانه خدا" و «آیت‌الله‌العظمی»، به معنی؛ "نشانه بزرگ خدا" را برای خود اختیار کرده‌اند که پس از انقلاب بعضا اصرار دارند عنوان «دکتر» هم قبل از القاب مذکور قرار گیرد!

🔻این درحالی است که شماری از عالمان بزرگ شیعه، مانند شیخ مرتضی انصاری و میرمحمد هاشم چهارسوقی اصفهانی، خود را شایسته این لقب ندانسته و برخی علما نیز در برابر رواج آن که موضع منفی گرفته‌اند.

🔻واقعیت این است که در احادیث شیعه مراد از «حجت» یا مصداق مهم آن، پیامبران و امامان(ع) معرفی شده‌اند. لیکن لقب حجت‌الاسلام، از دوره فتحعلی شاه قاجار، به صورت خاص برای برخی علمای تراز اول شیعه رایج شد و پس از مشروطه دایره شمول این لقب گسترده‌تر شد و به طور عام همه روحانیونی را که بخشی از دروس عالی فقه و اصول را به پایان رسانده‌اند، در بر گرفت که بعدها پسوند #مسلمین هم به آن افزوده شد.

🔻بعدها «آیت‌الله» نیز به روحانیونی اطلاق شد که سطوح عالی حوزوی را به پایان رسانده و در یک یا چند باب فقهی صاحب‌نظر شده‌‌اند و به اصطلاح به درجه اجتهاد رسیده‌اند.
این افراد در فروع دین مجاز به تقلید از مرجع تقلید نیستند و باید از خودشان تقلید کنند اما کسی هم نمی‌تواند از آنان تقلید کند.

🔻«آیت‌‌الله العظمی» هم به آن‌دسته از علمایی اطلاق می‌شود که به درجه اجتهاد رسیده و پس از سال‌ها تحقیق و تدریس به صلاحیت علمی و تقوایی ممتازتری دست یافته و به مقام مرجعیت شیعه رسیده‌اند که در جامعه به عنوان مرجع تقلید شناخته می‌شوند.

🔻از آنجا که دلایل، ملاک‌ها و نشانه‌های «الله»، «اسلام» و «مسلمین» به لباس و خواندن چند کتاب نیست و اطلاق این عناوین به بسیاری از آخوندها بویژه از جنس حکومتی آن به واسطه کم‌سوادی و گفتار مبتذل و افکار ارتجاعی و رفتار سخیفی که دارند، وهن دین و سبب ابتذال واژ‌گانی مانند؛ "الله"، "اسلام" و "مسلمین" است، آیا بهتر نیست به جای استفاده از این القاب، به تناسب موقعیت و سطح سواد افراد، از القابی مانند؛ #طلبه، #آخوند، #شیخ، آقاشیخ، میرزا، آقامیرزا، و برای علمای تراز اول از عناوینی مثل؛ #ملا، فقیه و ... استفاده شود؟

منشأ پیدایش تقلید

 منشأ پیدایش تقلید

«منشأ پیدایش تقلید و روحانیتِ شیعهٔ صفوی و ولایت مطلقه فقیه»

(توجه: داوری این متن با شماست.بدون رد یا تایید نظریات مطرح شده در این مقاله)

همان گونه که هیچ کدام از قزلباشانِ صفوی،ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران نداشتند،فقیهانِ تشیّعِ صفوی هم هیچ کدام ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران را نداشتند.

در پایانِ سلطنتِ شاه اسماعیل،شماری از مُلایانِ منطقهٔ جبل‌عامل لبنان وارد ایران شدند و ‏دستگاهِ دینیِ قزلباشان را در اختیارِ خودشان گرفتند تا تشیّعِ نوینِ صفوی را تئوریزه کنند.
مناطقِ کوهستانیِ جنوبِ لبنان و نیز شمالِ سوریه از دیرباز مرکزِ تجمّعِ«غُلّاتِ شیعه» موسوم به رافضی بود که همواره در اقلیت بودند و زیرِ سلطهٔ حکامِ سُنّی می زیستند.
شام از نظرِ تاریخی مرکزِ فعالیتِ پیروانِ مذهبِ تندروِیِ حَنبَلی بود.
شیعیانِ شام چون نمی توانستند از آزادیِ کاملِ مذهبی برخوردار باشند به‌حالتِ واکنشیِ تند در برابرِ حَنبَلیانِ رانده شدند.
در نتیجه در دورانِ ممالیک،در مناطقِ کوهستانی و عمدتاً مسیحی‌نشینِ لبنان که پناهگاهِ گریختگانِ شیعه بود،یک"تشیّعِ شدیداً سُنّی‌ستیز" شکل گرفت که "انتسابش به تَشَیّعِ اثناعشری"بود ولی"ماهیّتش رافضی"بود و در دگرستیزی از حَنبَلیان نیز گویِ سبقت ربوده بود

با اشغالِ شام توسطِ ترکانِ عثمانی سیاستِ شیعه‌ستیزی دنبال شد و هر شیعه‌ ای در هرجا که بود"بالقوه هوادارِ شاه اسماعیل"به شمار آمد.بسیاری از رهبرانِ شیعیانِ شام مجبور به ترکِ وطن شدند و چون شنیده‌ بودند که در ایران یک دولتِ شیعه بر سرِ کار است به ایران روی آوردند تا همهٔ کینه‌هایِ تاریخی که از سُنّیان در دل داشتند را با خودِشان به ایران آورده،تئوریزه و تدوین کنند. ‏
در ایران پیش از صفویان، هیچ فقیهِ شیعهٔ اثناعشریِ ایرانی وجود نداشته است. کافی است که نگاهی به نام هایِ فقیهان و مُفَسرانِ شیعهٔ دوازده امامی از آغاز تا تشکیلِ سلطنتِ قزلباشان بیفکنیم تا بدانیم که در میانِ آن ها حتی یک ایرانی وجود ندارد بلکه همه عرب و عمدتاً از قبایلِ کوفه یا از بومیانِ عراقند. ‏
محمدبن یعقوب کُلِینی از یَمَنی‌تبارانِ عراق،متولد و بزرگ‌ شدهٔ عراق و مقیمِ بغداد بود.
شیخ صدوق از عرب هایِ یَمَنی‌تبارِ قم بود.
شیخ مفید از بومیانِ جنوبِ عراق بود.
شیخ طوسی و شیخ طبرسی نیز عرب‌تبار بودند که خاندانِشان از عراق به ایران آمده بود.
‏در ایران ماقبلِ صفوی،از شیعهٔ اثناعشری خبری نیست، مگر در قم و کاشان. عرب‌تبارهایِ پارسی‌ زبان شدهٔ قم و کاشان،شیعهٔ دوازده امامی بودند و مذهبی نزدیک به مذهبِ قزلباشان داشتند.
با رویِ کار آمدنِ شاه طهماسب،قبایلِ مختلفِ قزلباش بر سرِ تقسیمِ خَیراتِ کشورِ ما در میانِ خودِشان به رقابت افتاده بودند.چون عرب‌هایِ عراقی، لبنانی و اِحسایی واردِ ایران شدند و رهبریِ دینی را به‌دست گرفتند.
هرکدام از سرانِ قزلباش،یکی از آن ها را در دامنِ حمایت گرفت.در نتیجه میانِ عرب های تازه ‌وارد رقابتِ گسترده‌ای آغاز شد.سرشناس ترینِ آن ها شیخ علی‌ابن عبدالعالی کَرَکی اهلِ کَرَک در جنوبِ لبنان،امیر نعمت اللّه اهلِ حِلّه و شیخ ابراهیم اهلِ قَطیف بودند.در نهایت،دستگاهِ دینی و قضایی و سازمانِ اوقافِ ایران به د‌ستِ شیخ کَرَکی و یارانِ لبنانی‌اش افتاد.کَرَکی که ادعایِ نیابتِ امامِ غایب را داشت قزلباشان را با اصطلاحِ "نایبِ امام"آشنا کرد و تعریفی که از "نایبِ امامِ غایب"داد چنان بود که بر خودِ او مصداق می‌یافت.

شیخ کَرَکی دستگاهِ دینی و قضایی و اوقافِ کشورِ ایران را در انحصارِ عرب هایِ تازه‌ واردِ لبنانی قرار داد.

این گونه،ایران به دستِ مردمی افتاد که هیچ سهمی در تمدنِ خاورمیانه نداشتند و همواره در حاشیه‌هایِ تمدن زیسته بودند یعنی ترکانِ آمده از بیابان هایِ آناتولی(ترکیه)و عَرَبانِ آمده از روستاهایِ جنوبِ لبنان. ‏
شیخ کَرَکی و لبنانیان به سرانِ قزلباش و شاه طهماسبِ نوجوان فهماندند که"سلطنتِ حقیقی از آنِ امامِ غایب است و پادشاه باید سلطنتش را از معصوم دریافت دارد تا مشروعیت داشته باشد."
در نتیجه برایِ نخستین‌بار در تاریخِ ایران،"مقامِ مرجعیتِ شرعی"به گونه‌ ای که اکنون می شناسیم توسطِ شیخ کَرَکی ابداع شد ‏و این عقیده تدوین گردید که بدونِ اذنِ مرجع که نمایندهٔ معصوم است هیچ سلطنتی مشروعیت ندارد.
کسانی که می گویند«ولایتِ فقیه»یک صیغهٔ نوظهور است که در سدهٔ اخیر ابداع شده،از این جریان ها آگاهی ندارند. ولایتِ فقیه را نخستین‌بار در تاریخِ ایران شیخ کَرَکی ابداع کرد و ‏خودش ولیِ فقیه در سلطنتِ شاه طهماسب شد و منبع مشروعیتِ سلطنتِ او شد.

این گونه بود که مُلّاهایِ آمده از جنوب لبنان،شریکِ سلطنتِ قزلباشان شدند و‌ برایِ نخستین‌ بار در تاریخِ ایران،یک حاکمیتِ دوگانه ایجاد گردید که برایِ همیشه ماندگار شد.

تا پیش از دورانِ صفوی، مسلمانانِ ایران آموخته بودند که ‏عقاید و باورها را بشنوند و بسنجند و بهترینش را برگزینند.

اما از وقتی که فقیهانِ لبنانی وارد ایران شدند و دستگاهِ دینیِ قزلباشان را قبضه کردند، یک عنصرِ نوینی واردِ دستگاهِ فکریِ ایرانیان شد به نامِ تقلید.

تقلید در فرهنگِ ایرانی وجود نداشت زیرا با فرهنگِ اصیلِ آزاداندیش و خردگرایِ ایرانیان در تعارض بود.
مرجعِ تقلید که از لبنان آمده بود به مردمِ ایران حکم کرد که دینِ‌تان و باورهایِتان را باید از من بشنوید و از من بیاموزید و از من بگیرید؛خودِتان حقِ فکر کردن و برگزیدنِ عقیده و باورِتان را ندارید،زیرا شما نمی دانید و من می دانم،زیرا نمایندهٔ خدا و نمایندهٔ امامِ معصوم و ارائه‌ دهندهٔ احکامِ دین خدا منم. ‏

این گونه بود که مقدمهٔ تعطیلِ فکر،که نتیجهٔ ممنوع بودنِ تفکر برایِ انتخاب بود در ایران آغاز گردید.
امتناعِ تفکر،نتیجهٔ حتمیِ پیدایشِ تقلید بود.
آمدگان از لبنان به مردمِ ایران حکم می کردند که ما فقها می‌اندیشیم و می گوییم و شما ایرانی ها بشنوید و اطاعت کنید و بی‌پرس و جو به کار بندید.

شیخ کَرَکی صدها نفر را با عنوانِ فقیه از لبنان به ایران آورد،واردِ دستگاهِ دینی کرد و کلِ دستگاهِ دینیِ ایران به دستِ لبنانی ها سپرده شد.از آن‌ پس تا پایانِ دورانِ صفوی،هرچه فقیهِ شیعه در ایرانِ صفوی می شناسیم فرزندان و نوادگان همین لبنانیان بودند.

‏بر هر فقیهِ نامدارِ دوازده امامی دورانِ صفوی و منسوب به شهرهایِ ایران با لقب هایی همچون استرآبادی،قزوینی، سیستانی،اردبیلی،تبریزی و... دست بگذاریم وقتی ریشه‌اش را می کاویم می‌بینیم که به یکی از این لبنانی ها یا یک عراقی خواهد رسید..

منبع: قزلباشان در ایران
نویسنده: امیرحسین خنجی

این ها واقعیت هایی است که هموطنان باید بدانند و تاریخ را دوباره و چند باره باید مطالعه کرد و فهمید...

نفی تحجر و خشونت دینی


امام صادق و ابن ابی العوجا

«در نفی تحجر و خشونت دینی»

# به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع)؛
 یادداشتی از :
دکتر محمد منصورنژاد

«ابن ابی العوجا» در تاریخ، به فردی دهری، ملحد و بیش از همه زندیق، مشهور است. ابن ابی العوجا برای محکوم کردن امام صادق(ع)، بارها نزد ایشان می آمد و با امام بحث هایی انجام می داد. بین این فرد و امام چندین بار گفتگوی انتقادی واقع شد و نیز او با برخی یاران امام صادق نیز محاجه داشت.

ادامه نوشته

مداحان و رقابت برای گرفتن اشک بیشتر


مداحان و رقابت برای گرفتن اشک بیشتر

✍️مصطفی داننده

🔘سرانجام حکایت جنجالی قمار بازی کردن یک لات در خیال خود با امام حسین (ع) به تعطیلی مناجات خوانی محمود کریمی مداح معروف پایتخت در مشهد ختم شد.

🔘سوالی که بعد از شنیدن این داستان، ذهن آدم را درگیر می‌کند این است که چرا با وجود آیات قرآن و احادیث محکمی که وجود دارد، مداحان از روایت‌هایی استفاده می‌کنند که سند معتبری ندارند و حتی در کتابی نوشته نشده‌اند؟

🔘پاسخ این سوال را باید در دل هیات‌های مذهبی جست‌وجو کرد.هیات‌هایی که در گرفتن اشک از مردم با هم رقابت می‌کنند.  مداحان برای گرفتن اشک بیشتر از مستمعین خود از راه‌های مختلفی استفاده می‌کنند که بیان چنین حکایت‌هایی یکی از این روش‌هاست.

🔘روضه‌هایی در هیات‌ها خوانده می‌شود که شما سند آن را در هیچ مقتلی پیدا نمی‌کنید اما مداحان به راحتی آن را می‌خوانند و کسی هم از آن ها سوال نمی‌کند این روضه‌ای که خوانده شد از کجا آمده است و راوی آن کیست؟

🔘کافی است در ایام محرم سری به هیات‌ها بزنید تا ببینید که عاشورا و قیام امام حسین تنها خلاصه به روضه‌های جانسوز شده  و هیچ اشاره‌ای به چرایی این حرکت جاودان تاریخ نمی‌شود.

🔘به طور مثال مداحان به مخاطبان خود نمی‌گویند چرا نوجوانی مثل قاسم بن الحسن جان خود را فدای آرمان و اعتقاد خود می‌کند؟ چرا می‌گوید که مرگ نزد من شیرین تر از عسل است؟ آن ها فقط به انتهای ماجرا که شهادت اوست می‌پردازند. برای برخی از این مداحان ماجرای خیالی ازدواج قاسم مهم‌تر از هر مسئله دیگری است. ماجرایی که بنا بر کتاب‌های مقتل، جعلی است و شهید مطهری هم به آن اشاره دارد.

🔘عاشورا هم نکته عاطفی دارد، هم حماسی، هم فلسفی و هم عقلانی اما هیات‌ها و مداحان تنها به جنبه عاطفی آن می‌پردازند و کاری به مسائل دیگر ندارند. بیان درد و رنچ اهل بیت رسول خدا در روز عاشورا و گرفتن اشک بیشتر از مردم تنها هدف مداحان است و این در حالی است که زینب کبری گفته است در این روز هیچ چیزی به غیر از زیبایی ندیده است.

🔘آیا واقعا در هیات‌های مذهبی جوانان نشسته پای منبر از میان اشعار، روضه‌ها و حکایت‌های مداحان پی به معنا و مفهوم جمله حضرت زینب می‌برند؟ متاسفانه در بعضی جلسات مذهبی زینب(س) تبدیل به زنی محزون و رنج دیده و قابل ترحم شده است. این درحالی است که وظیفه خواهر امام حسین ابلاغ پیام عاشورا بعد از شهادت امام سوم شیعیان است.

🔘کار به جایی رسیده است که محرم هر سال شاهد ظهور روضه‌های جدید و داستان‌های تازه‌ای از کربلا در هیات‌های مذهبی هستیم. گویی آن ها هر سال به مقتل‌های جدید دست پیدا می‌کنند.روضه‌هایی که گاه با عقل سلیم هم جور در نمی‌آید و بیشتر به قصه و افسانه می‌ماند.

🔘درس بزرگ عاشورا ایستادن در برابر ظلم و تبدیل شدن آحاد مختلف جامعه به انسان‌های مسئول است و آیا مداحان معلمان خوبی برای ابلاغ این درس و رسالت به دیگران هستند؟

🔘در پایان باید گفت اگر در هدف هیات‌های مذهبی تغییری ایجاد نشود و رقابت برای گرفتن اشک و رسیدن به مستمع بیشتر به پایان نرسد داستان این حکایت‌ها و روایت روضه‌های جعلی ادامه دار خواهد بود و هر روز پررنگ‌تر از هر سال خواهد شد.

https://cdn.asriran.com/files/fa/news/1399/2/16/1095282_770.jpg

asriran.com/00335u

@MyAsriran

#خوارج #خارجی نبودند!

#خوارج #خارجی نبودند!

"خوارج" از خارج از حوزه اسلام نیامدند. بلکه در بستر "طبقه قاریان قرآن" روییدند و به تدریج با تبلیغات سطحی و "پوسته‌گرا" به جایی رسیدند که‌جلد قرآن را بر پیام آن برتری دادند.
"خوارج"در داخلی‌ترین و تندترین‌حلقه‌های مدعی تولید می‌شوند. یک گروه فکری و روانی یک شبه "اختراع" نمی‌شود ولی یک شبه می‌تواند به شکل یک نیروی شورشی درآید و اهرمی رایگان در دست سیاست بازان قرار گیرد.
خوارج کسانی بودند که "دیر می‌فهمیدند، زود قضاوت می‌کردند و زودتر از آن دست به کار می‌شدند" آن ها "به آسانی شک می‌کردند و آسان تر از آن به یقین می‌رسیدند" به راحتی تقدیس می‌کردند از آن راحت تر تکفیر! هر نظری را به زودی، به "عقیده" تبدیل می کردند و از کوچک‌ترین تفاوت‌ها، بزرگ ترین دوگانه (حق /باطل)می‌ساختند و مانند آب‌خوردن، خون به پا می‌کردند و مثل "راه رفتن" جنگ راه می‌انداختند و حرف آخر را اول می زدند در "اول وقت" شمشیر می‌کشیدند!
آری تنها با "عقیده‌" می‌توان هوادارانی خودمختار ساخت که بتواند شکم زن حامله را به خاطر اختلاف سیاسی با شوهرش پاره کند و با آن به خدا تقرب جوید!
۹۹/۲/۱۱
سید زین‌العابدین صفوی      امداد اندیشه

سخنان آیت اله طالقانی درباره برقراری حکومت علی (ع)

سخنان آیت اله طالقانی درباره برقراری حکومت علی (ع):

شنیده شده که بعضی دوستان می گویند  می خواهیم حکومت عدل علی (ع) را در زمین تکرار و پیاده کنیم…

من به آن ها می گویم که شما باید اول علی(ع) را خوب بشناسید و بعد چنین ادعایی بکنید..
گفتند:
 فردی در خانه اش به لهو و لعب و گناه و فحشا مشغول است.
نگفت به این مرکز فساد حمله کنید و شلاقشان بزنید…
گفت: خانه و حریم شخصی خودش است.

به شما ربطی ندارد .

و با چشمان بسته وارد شد و بعد از خارج شدن از منزل دوباره چشمانش را باز کرد و گفت من چیزی ندیدم.
وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بی سابقه از او خواستند که حاکم شود گفت:
“مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید.”
 این طور نبود که حکومت را حق خداداد خود بداند و تشکیل آن را تکلیف شرعی خود بشمارد …

باید بدانید که حضرت علی (ع) اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد.
بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع باشید.گفت:
 “در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر این که خدا نگاهم دارد”.
بارها در سخنانش انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست…
سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، و علنأ اعلام کرد که من علی را برای حکومت  قبول ندارم …
علی ابن ابیطالب،  نه خانه را بر سرش خراب کرد، نه در خانه حبس اش کرد و نه حتی علیه او سخن گفت…
طلحه و زبیر پیش او آمدند و از او پست و مقام خواستند، نپذیرفت.
 چند روز بعد مدینه را به قصد مکه و تدارک نمودن جنگ جمل (بر علیه علی) ترک کردند.
علی به آن ها گفت :
کجا می روید؟
دروغ گفتند….
علی گفت: می دانم برای جنگ با من می روید.
 با این وجود آن ها را زندانی نکرد…
 زندانی سیاسی برای علی (ع) معنا نداشت…
 امیرالمومنین ماجراجو و جنگ طلب نبود…
 بعد از جنگ جمل، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت:
“کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم”.
حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت.
سپس به دیدن عایشه رفت و حالش را پرسید،
سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند….
با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، این طور بود…
 کسانی که با او جنگیدند را «محارب و منافق  » نخواند،گفت:
“برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”.

هنگامی که خلیفه شده بود و برای سرکشی به یکی از شهرها رفته بود، مردمانی را که به دنبال اسب او با پای پیاده راه افتاده بودند و او را مشایعت می کردند، با فریاد آن ها را از این کار بر حذر داشت،گفت :
 من هم انسانی مانند شما هستم، بروید به کار و زندگی خود برسید و فقط در برابر خدا تعظیم کنید.
و همیشه در کنار زیر دستانش می نشست به طوری که مشخص نمی شد خلیفه کدام هست….
وقتی خلیفه یکی از بزرگ ترین امپراطوری های جهان در آن عصر بود، با یک فرد مسیحی اختلاف پیدا کرد و کار به قاضی سپرده شد.
نخواست به زور حرف خود را به کرسی بنشاند.
در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او نگاه می کرد، خشمگین شد و گفت :
 که من و فرد مسیحی برای تو نباید فرقی داشته باشیم،
از خدا بترس و عدالت را رعایت کن…
از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت، قاضی به نفع مسیحی حکم داد و علی این حکم را پذیرفت.
 علی را باید به عملکردش شناخت نه با وهن و خرافات….

علی به عدل اش علی بود.
علی خود عین عدل بود…
.

برگرفته از سخنرانی آیت الله طالقانی در نماز جمعه تهران (اوایل انقلاب، سال ۵۸)

#مجتمعفرهنگیایتاللهطالقانی
#طالقانیوزمانه_ما
🏴🏴🏴🏴🏴🏴
------------
telegram: @taleghani_zamaneh

معنی واقعی معروف و منکر

 معنی واقعی معروف و منکر

همه اعتراض امام حسین به حکومت بود ولی این موضوع در جمهوری اسلامی مسخ شده است.   
✍️عبدالعلی بازرگان

✅معروف یعنی آن چیزی که مردم به آن شناخت پیدا کرده‌اند، پذیرفته‌اند. آنچه که عرف فهمیده و پذیرش عمومی یافته، عرف شده و اگر کسی خلاف آن را بگوید، مردم انکار دارند(منکر).

✅خداوند نگفته امر به مشروع، نهی از حرام. امر به معروف امر به شریعت، دین و کتاب نیست.

✅اگر در یک جامعه مردم دینی نبودند یا با اسلام نبودند، چه؟ دیگر معروف نداریم؟

✅استناد به امام حسین می‌کنند که گفت خروج من برای امر به معروف است. اما نمی‌گویند امام قیامش به‌هیچ‌وجه برای مبارزه با بی‌حجابی و بدحجابی یا برای نماز و روزه نبود!

✅یک کلمه در مورد رابطه انسان‌ها و خالق‌شان در کلام امام حسین نمی‌یابید. مسئله اصلی امام زور و سرکوبی است که حکومت اعمال می‌کند. قرار بوده حکومت شورایی باشد و به مردم سپرده شود، اما موروثی و ولیعهدی شده است!

✅حضرت علی می‌فرماید اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید، اشرار بر شما ولایت پیدا می‌کنند.

✅در کشورهای پیشرفته، با امر به معروف و نهی از منکر از طریق احزاب و مطبوعات، دولت کنترل می‌‌شود. کوچک ترین خطای دولت را افشا می کنند و مراقب عملکرد حاکمان هستند.
 
✅در قانون اساسی امر به معروف "مردم به مردم"، "مردم به دولت"، "دولت به مردم" است؛ ولی "مردم به دولت" را تعطیل کرده‌اند و امر به معروف "دولت به مردم" اصل شده است!

@Sahamnewsorg

حسین علیه السلام اشک و سلطه


🔴 حسین علیه السلام اشک و سلطه

✍️ #مجتبی_نجفی:

🔺مداحان تبديل به طبقه سلطه گري در قدرت شدند

🔸هنوز هم عباراتی محکم تر از شریعتی در بین نواندیشان دینی درباره مداحان نیافته ام. جایی که گفت:

" حسین سیاستمداری نیست که، به خاطر شراب خواری یزید، با او درگیری پیدا کرده باشد. او وارث پرچم سرخی است که از آدم، همچنان دست به دست، بر سر انسانیت می گردد و اکنون به دست او رسیده است ... این پرچم را دست به دست، به همه آزادگان عدالتخواه در تاریخ بشریت سپرده". 

شریعتی در نقد مداحان می گفت حسین ضجه نمی خواهد اشک نمی خواهد، پیرو می خواهد..البته شریعتی نبود تا ببیند این مداحان اشک و ضجه بعد از انقلاب به چه طبقه ای تبدیل شده اند. اگر سیر انقلاب را درست بنگریم اسلام را تکه تکه در ساختار حکومتی می بینیم: اسلام روحانیون ، اسلام نظامی ها و اسلام مداحان. این آخری قبلا مجلس گرم کن بودند الان صاحب مجلسند.

🔹مداحان در ساختار ملوک الطوایفی جمهوری اسلامی، نیمچه قدرتی در کنار دولت رسمی و دولت پنهانند. اسلام مداح های پسا جمهوری اسلامی، فقط با اشک آن مرد آزاده کربلای خونین، کاسبی نمی کنند، اعمال سلطه هم می کنند. مداحان،طبقه سلطه گری در ساختار قدرت شده اند که بر شهروند عادی اسلحه می کشند، روسای جمهور را تهدید می کنند، در انتخابات سودای لیست دادن دارند، قرنطینه نیمبند کرونایی را می شکنند. استثمار اینجاست: بهره برداری از احساس پاک اما نپخته مذهبی نه صرفا برای امرار معاش که برای ایجاد و تداوم سلطه.

🔸لشکر مداحان جمهوری اسلامی،حوزه نفوذی برای خود ساخته اند که کمتر کسی را یارای مقابله با آن هاست. مناسک پشت مناسک می سازند تا صنعت " اشک، پول و سلطه " را تداوم دهند. شما ببینید آن حسین فداکار کربلا که اصولا شخصیتی فراتر از تشیع است و در دگم های نژادی هم نمی گنجد در تخیل مداح به قماربازی تشبیه شده که در تخته نَرد از رقیبش دو گونی برنج باخته. گمان نکنید که ساخت این داستان ها اتفاقی است.

🔹حماسه عاشورا این ظرفیت را هنوز دارد برای خیل وسیعی از پیروانش منبع الهام بخش اعتراض باشد. عاشورای حسینی آن چنان قدرت نمادینی دارد که می تواند از حصارهای سخت حکومت دینی خود را رها سازد و به دستگاه معرفتی اعتراضی‌ به سلطه کشیدگان تبدیل شود.

🔸پس طبیعی است حافظان و عاملان سلطه بخواهند حسین آن پرچم آزادگی که در برابر لشکر اسلامِ "زور اسلحه و رسانه" فریاد زد اگر" دین ندارید لااقل آزاده باشید" را در حد قمارباز خُرد و تحقیر کنند.برای همین است لشکر مداحان حکومتی بسیج می شوند حسین آزادیخواه را که چهره اسلام زور ریا و سلطه را تا ابد افشا کرد مسخ کنند. اما حسین معترض از ساختارهای حکومت دینی فراتر می رود چون عاشورا سرود رهایی است نه پذیرش سلطه.

استقرار عدالت،تنها شرط اسلامی بودن جامعه

 استقرار عدالت،تنها شرط اسلامی بودن جامعه

💎 روزی دانشجویان در محضرِ استاد دکتر سید علی آزمایش، استاد حقوق جزا و جرم‌شناسی، پرسیدند : 

چرا استاد دانشش را در کتابی گردآوری نمی‌کند؟
استاد چهره درهم کشید که:
من کتاب بنویسم تا شما اعدام کنید و دست بِبُرید و سنگسار کنید؟؟؟
دانشجوی دینداری از استاد پرسید: مگر شما حدود و قصاص را قبول ندارید؟
استاد فرمود: مگر می‌شود قبول نداشت؟ اتفاقآ من مدافع اجرای حدود و قصاص هستم!
همه در شگفت از پاسخ استاد بودند که؛ استاد کلاس تمام شده را دوباره آغاز کرد، همه سراپا گوش و چشم شدند! استاد طرح پرسشی کرد و به دانشجوی متشرع و دیندار گفت:
فرض کن در بیابانی بی آب و علف که حتی جاده هم ندارد در حال رانندگی هستی، پس از ساعتی، پلیس جلوی شما را می‌گیرد و به شما می‌گوید چهار تا ورود ممنوع رفته‌اید، پنج چراغ قرمز را رد کرده‌اید، شش تا سبقت غیرِمجاز داشته‌اید! به آن پلیس چه می‌گویید؟
دانشجوی متشرع گفت:
این بلاهت است! در بیابانِ خدا، خیابان کجا بود که من مرتکب این جرایم شوم!
استاد گفت:
اگر پلیس به شما بگوید مقرر است در زمانی نامعلوم در آینده، در این بیابان، شهری بنا شود که این جاهایی که شما از آن عبور کردید خیابان یک طرفه‌ای قرار است احداث شود و چراغ‌های راهنمایی نصب گردد و الی آخر! آن وقت چه می گویید؟؟؟؟
دانشجوی متشرع پوزخندی زد و گفت:
استاد مزاح می‌فرمایید!
استاد فرمود:
شما مزاح می‌فرمایید!
 مقدمه‌ اجرای حدود اسلامی، عدالت اسلامی است!
شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید که همان خیابان کِشی است، سپس اجرای حدود کنید، که همان جریمه است!
در عدالت اسلامی فقر نیست، بیکاری نیست، فساد نیست، رانت نیست، ستم نیست!
در جامعه‌ای که بیکاری و فساد است و خبری از عدالت نیست، اجرای حدود، معنا ندارد و اجرای حدود خودش نقضِ غرض است و خودش ستم است!
فقر، قاتل ایمان است! شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید خودم برای اجرای حدود، کفن می‌پوشم!!!
همه شرمسار شدند از این که از اسلام، فقط ظاهرش را دیده بودند!
.جامعه اسلامی شرط وجودی‌اش عدالت است نه اجرای حدود!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌

علوِّ روح

علوِّ روح


اشاره
در سال هاي 1367-1368 در ياسوج ،در خدمت آقاي شفيعي مطهر بوديم. در جلسات
اداري هفتگي كه داشتيم ايشان بخشي از وقت را به بيان معارف قرآني اختصاص مي
دادند. روزي در تعريف دعا ايشان گفتند :« دعا علو روح است. » 

اين تعريف در نظر من بسيار تازه آمد ،و بيشتر از اين جهت كه در چند كلمه تعريفي ساده و جامع از دعا را بيان مي كرد .اين جمله را يادداشت كردم و تا امروز همواره آن را در خاطر داشته ام .

ادامه نوشته

چرا تحمیل محدودیت به روزه‌ناداران؟


⭕️ چرا تحمیل محدودیت به روزه‌ناداران؟

✍️ محمدرضا جلائی پور

بر اساس نظرسنجی سال ۹۵ ایسپا تنها حدود ۳۰ درصد از ساکنان تهران همه‌ی روزهای رمضان را روزه می‌گیرند و احتمالا در پنج سال گذشته این رقم کمی کمتر هم شده است. بی‌اعتقادی به روزه، سختی کار، بیماری، ناتوانی جسمی و سفر از مهم‌ترین دلایلی است که حدود ۷۰ درصد مردم همه یا بخشی از رمضان را روزه نمی‌گیرند. بر اساس همین نظرسنجی ۹۰ درصد از کسانی‌ که روزه نمی‌گیرند هم گفته‌اند خودشان داوطلبانه مقیدند در برابر روزه‌داران مراعات کنند و نخورند و نیاشامند.

بر چه اساسی هفتاد درصد از شهروندان باید به خاطر سی درصد دیگر (که قاعدتا بخشی از آن‌ها هم راضی به سختی کشیدن کسانی که روزه ندارند نیستند) در طول یک‌ماه از پاره‌ای از حقوق اولیه، از جمله نوشیدن و خوردن در رستوران و محل کار، محروم باشند؟ چرا کسی که به خاطر بی‌اعتقادی به روزه یا بیماری و ناتوانی یا سفر نمی‌خواهد یا نمی‌تواند روزه بگیرد باید به موجب قانون یک‌ماه در شرایط سخت‌تری زندگی کند؟

ما روزه‌داران وظیفه داریم به این‌که به نام احترام به روزه‌داری‌مان و به موجب قانون شرایط سختی به شهروندانی که روزه ندارند (حتی اگر درصد کمتری از شهروندان بودند) تحمیل شود اعتراض کنیم. شخصا حس بسیار بد و حتی نوعی شرمندگی دارم در برابر کسانی که نمی‌خواهند یا نمی‌توانند روزه بگیرند و زندگی روزمره‌شان در این ماه با محدودیت‌های پرشماری دشوار یا مختل می‌شود.

قانون‌گذار محترم! شهروند روزه‌دار گرامی! نیروی انتظامی! اجازه بدهید روزه‌داری داوطلبانه و مختارانه و مومنانه و در خدمت حیات معنوی بماند و ابزار تحمیل رنج و محدودیت به شهروندانی که روزه نیستند نشود و ماه ضیافت خدای مهربان ماهی باشد که در آن روزه‌ناداران هم زندگی آسان‌تر و بهتری داشته باشند.  باور بفرمایید با این تحمیل‌های ناروا در حق دین و وجاهتش هم دوستیِ ‌خاله‌خرسه می‌کنید.

@A_pajhohi

استفاده ابزاری از یک باور دینی

 استفاده ابزاری از یک باور دینی

 1- هشتصد سال قبل ؛ پس از حمله وحشیانه مغولان ؛ مردم چنان به تنگ آمده بودند که با سفارش اهل منبر مدام فقط دعای مضطرین می خواندند !!!
و این دعا خواندن در اوج بود و این سختی را نشانه‌ی ظهور می‌دانستند ...
جناب یاقوت حموی ؛ جغرافی‌دان مشهور می‌نویسد *
« در سال‌های نخست حمله مغول در شهر کاشان ؛ مردم هر روز سپیده‌دم از دروازه شهر خارج می‌شدند و اسب زین کرده‌ای را با خود می‌بردند تا حضرت مهدی در صورت ظهور بر آن اسب سوار شود
( معجم‌البلدان، ۴/٢٩٧)
2⃣ پانصد سال پیش وقتی دولت صفویه بر سر کار آمد ......
برخی عالمان منبرها و پر نفوذ مذهب تشیع در آن زمان ؛ با تاکید ولی این بار نه از سر اضطرار و درماندگی ؛ بلکه از روی شوق و اعتقاد به وجود آورده شده بر این باور شدند که این دولت صفویه را متصل به قیام 《 امام مهدی 》 و دولت او می‌دانستند و چنین تبلیغ می کردند و مردم لبریز از شوق پایان انتظار منتظر  بودند .
در زمان شاه طهماسب ؛ دومین سلطان صفوی ...
شخصی به نام « طوسی » با محاسبات نجومی و تطبیق بعضی روایات ؛ رساله‌ای نوشت و با قاطعیت گفت !!!ظهور حضرت مهدی در روزگار همین شاه طهماسب صفوی رخ می‌دهد .
( جعفریان، مهدیان دروغین، ١٧۵)

 قابل توجه است تا بدانیم ....
داستان ظهور امام زمان ....
در دوره صفویه به حدی بالا گرفته و عمیق شده بود ؛ که آمدن 《 امام زمان 》
به صورت وقوع لحظه نزدیک به شکل امروز و فردا شده بود .
طوری که شاه طهماسب صفوی خواهرش را شوهر نداد به امید این که تا امام زمان داماد خانواده آن ها بشود !!!!
جالب این که بسیاری از مردم مقلد مذهبی به تبعیت از سخنان علمای منبری چنان با حرارت جان سوز می‌گفتند ؛
شاه طهماسب  خود امام زمان است .

3⃣ در دوره‌ی قاجاریه نیز از این ادعاها در خصوص ظهور امام زمان اوج گرفت . و ظهور سلطنت قاجاریه را نشانه‌ی نزدیکی ظهور امام زمان می‌دانستند .
در همین دوره پر رونق انتظار امام زمان بود که شخصی به نام محمدعلی باب ؛ بازار را گرم دید و ادعای بابیت کرد و گفت: 

"  که من باب امام زمان هستم !!!
بعد هم ادعا کرد که خود امام هستم !!!
و چه فتنه ها که ساخته و به وجود نیامد!!
چنان شد که یک گروه کوچک چند نفری مانند یک تشکل حزبی ساخته شد و به دنبالش تبدیل به یک مذهب کردند  !!!
مذهب بهایی ساخته شد .....
و در نهایت همان طلبه شیرازی یعنی
محمد علی باب . ادعای پیامبری کرد و یک کتاب برایش نوشتند که همان موقع و به خصوص الان آدم های معمولی  از آن بهتر مطلب می نویسد.


4⃣ زمان گذشت تا دوباره رسید به دوران ما پیش از سال ۲۰۰۰
در روزگار ما که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید ؛
بسیاری از علما و صاحبان منبر ...
دوباره آن را نشانه‌ی آشکاری از ظهور امام زمان دانستند و فریادها زدند !!!!
تا جایی که اول آقای خمینی را جانشین امام زمان اعلام کردند.

🚫 تا زمان آقای احمدی نژاد
رئیس جمهور مخصوص رسید .
او چنان علاقه وافری به دست آورده بود که در چهره خود شعاع نورانی می دید و بدون تردید علنی می گفت و امثال .. جنتی رئیس شورای نگهبان او را دروازه دریافت الهامات آسمانی در نماز جمعه معرفی می کرد .
مطالب و کارهای عجیب او بسیار فریبنده  و کثیف بود .......
تا جایی که بشقاب خالی برای امام زمان در روی میز غذا خوری می گذاشت و به نیابت انتظار آمدن امام سر میز غذا این گونه ادب به جای می آورد .....
مثل دوران حمله مغول ها به جای اسب و شمشیر بشقاب و غذا برای امام زمان مهیا می کرد .

5⃣  فاجعه پیدایش وحشتناک ظهور تروریست های مذهبی اهل سنت با نام 《 داعش 》یک فرصت زود هنگام دیگری برای نمایش انتظار به وجود آورد !!!
با سوژه حمله‌ی آمریکا به عراق .....
و سپس حوادث تلخ سوریه و عراق ......
و پدیدآمدن داعش .
دوباره روایت‌های نشانه‌های ظهور امام زمان گل کرد و آن را به زبان ها انداخت !!!
و این بار سید خراسانی؛ را با آیت‌الله خامنه‌ای !!!   
و شخص مجهولی با نام《یمانی》را با سیدحسن نصرالله ؛ و شعیب‌ بن صالح را در سیمای احمدی نژاد ؛ تطبیق دادند و  چندین کتاب هم در این زمینه نوشتند ...
 
 6⃣ حدود پانزده سال پیش که در بعضی از کشورهای عربی ؛ ابتداء در تونس اعتراضات سیاسی مردمی با آهنگ  انقلاب و شورش رخ داد و شکل گرفت ؛«بهار عربی» از حاکمان ایران ساده‌لوحانه نام آن را «خیزش اسلامی»گذاشت ،
و برخی ذوق زده ؛ مثل هزار سال گذشته آن را نشانه‌ی ظهور امام زمان دانستند .
برای نمونه پاسدار سپاه محسن رضایی با ژست عجیبی گفت:

بدانید خبری در راه است !!!!
و این حوادث ؛ بیانگر آغاز دوره‌ی ظهور امام زمان است "  (سایت تابناک)

مرگ هاي كرونايي قتل شبه عمد

مرگ هاي كرونايي قتل شبه عمد
مرگ هاي كرونايي قتل شبه عمد است، مقصران علاوه بر گناه، از مال خودشان ديه بدهكارند.
                                              به نام خداي مهربان
از بديهيات فقه است كه اگر كسي به ديگري خسارتي وارد ساخت چه عمدي باشد و چه غير عمدي بايد آن را  جبران كند و باز از مسلمات فقه است كه قتل غير عمدي ديه دارد و شيعه قتل غير عمدي را به قتل خطاي محض و شبه عمد تقسيم مي‌كند. در قتل خطا ديه به عهده عاقله است و امروزه بيمه و بيت المال مي‌توانند جايگزين عاقله شوند. ولي در قتل شبه عمد كه قاتل اندك تقصيري دارد ديه به عهده خود قاتل است.
كساني كه قبلاً به علت كرونا از دنيا مي‌رفتند شايد حكم قتل خطايي را داشتند و مانند كسي كه در ازدحام كشته شود يا از جسر سقوط كند ديه‌اش به عهده بيت المال بود، اما امروزه پس از روشن شدن راه هاي جلوگيري از سرايت كرونا و پس از ساخته شدن واكسن، كساني كه در راه هاي جلوگيري از ابتلاي جامعه به كرونا تعلّل كنند و وظيفه خود را انجام ندهند يا در تهيه ارز واكسن اهمال كنند يا در وارد كردن واكسن تعلّل يا سنگ‌اندازي كنند يا با اختلافات جناحي و غيره، موانعي بر سر راه واكسيناسيون ايجاد كنند يا در روند آن كندي ايجاد كنند يا ... . هر كسي به مقدار دخالتش در مرگ و مير مردم مقصر و ضامن است و ديه‌ را بايد از مال شخصي خودش پرداخت كند و آگاه نبودن مردم از طلب هاي خويش يا مراجعه نكردن و مطالبه نكردن ديه يا ترسشان از سوء استفاده دشمن يا زورداشتن مقصران و امتناع از تسليم در برابر شرع و قانون يا ترس مردم از احقاق حق خود يا سكوت علما و حقوق‌دانان در بيان حق مردم و كتمان حق، هيچ كدام رافع مسؤليت مقصران نيست. علاوه بر اين  چون همه دست‌اندركاران پيدا و پنهان از اموال مربوط به مردم حقوق مي‌گيرند تا به آنان خدمت كنند و اكنون به مردم ضرر زده‌اند چه مقصر باشند و چه نباشند خسارت هاي مستقيم و غير مستقيم وارد شده به مردم از ناحيه خودشان را بايد جبران كنند.
لازم به ياداوري است كه در مرگ و ميرهاي امروزه كرونا عوامل متعددي دخالت دارد كه رعايت نكردن  فاصله‌هاي اجتماعي و امور بهداشتي از سوي مردم، جزئي از علت است و باز گذاشتن راه براي سفر در وقتي كه ابزار سفرِ بدون خطر فراهم نيست و تهيه نشدن واكسن و... ساير اجزاء علت تامه مرگ و مير را تشكيل مي‌دهند. و همان طور كه در تصادف ها معيوب بودن ترمز يا نداشتن سرعت مطمئن جزئي از علت است و قير اندود بودن جاده، نبودن تابلو يا جدول و خط‌كشي ساير علل آن تصادف را تشكيل مي‌دهد و هر يك در وقوع قتل دخالت دارند و سازمان يا اداره مربوطه مسؤليت دارد، در بحث مرگ و ميرهاي كرونايي نيز هر كس به مقدار دخالتش مقصر و ضامن است و بايد مسؤليت آن را به عهده بگيرد.
اميد است كه مقصران پيدا و پنهان از بدهكاري سهمگين خود با خبر شوند و بيش از اين بار مسؤليت و تقصير و بدهكاري خودرا سنگين نكنند و قبل از گذشتن فرصت، بدهكاري خود به خانواده‌هاي كشته شده‌هاي كرونا را تسويه كنند.                                       19 /1 /1400                        احمد عابديني

توضیحات مهم در باره رؤیت هلال با چشم مسلح

 توضیحات مهم در باره رؤیت هلال با چشم مسلح

حضرت آیت الله سیستانی

شفقنا – حضرت آیت الله سیستانی، به پرسشی درباره رویت هلال پاسخ مهمی ارائه کرده اند.

به گزارش شفقنا، متن پرسش و پاسخ به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال:
بسیاری از فقها چنین فتوا داده‌اند که 

«رؤیت هلال با چشم مسلّح، نه برای بیننده و نه برای دیگران، اعتباری ندارد»؛ 

اکنون برای بعضی این پرسش پیش می‌آید که با توجه به اطلاق «رؤیت» مذکور در متون روایی مانند «صُم للرؤیه و أفطر للرؤیه» که شامل رؤیت با چشم مسلّح و غیرمسلّح می‌شود، و ناممکن بودن رؤیت با چشم مسلّح در عصر معصومین علیهم‌السلام به اطلاق آن خدشه‌ای وارد نمی‌کند، وجه این فتوا چیست، و چرا بر خلاف بسیاری از موضوعات شرعی که در تشخیص آن ها به ابزار نوین توجه می‌شود، نباید در رؤیت هلال بر این ابزار اعتماد کرد؟

ادامه نوشته

عقلانیت از نظر علامه طباطبایی

عقلانیت از نظر علامه طباطبایی

یکی از اصول تعلیمات قرآن کریم دعوت به تفکر است؛ مانند تفکر در مخلوقات خدا برای پی بردن به راز آفرینش آنها، تفکر در احوال و اعمال خود برای انجام دادن وظیفه، تفکر در تاریخ و زندگی اقوام گذشته برای شناخت سنن و قوانینی که خداوند برای زندگانی جماعات بشری قرار داده است. قرآن مکرراً کسانی را که تفکر نمی کنند ، سرزنش می کند. قرآن کریم در جایی می فرماید:« افلا تتفکرون» (آیا اندیشه نمی کنید؟) (انعام 50) گاه، بعد از تبیین آیات مختلف الهی، اعم از تکوینی و تشریعی می فرماید« یُعلمهُم یتفکّرون» ( اینها برای آن است که شاید اندیشه کنند). دعوت به تفکر در سراسر قرآن آمده است و به تعبیر علامه طباطبایی، قرآن بیش از سیصد مرتبه، انسان را به تفکر و تذکر و تعقل دعوت کرده است.(طباطبایی) خداوند برای اندیشه ورزی انسان از تعابیر زیر استفاده می کند:

-«افلا تعقلون»(چرا اندیشه نمی کنید؟)(آل عمران 65، اعراف 169، هود51، انبیاء 10و 67، صافات 138).

-« افلا یتدبّرون القرآن» (چرا در قرآن تدبر نمی کنند؟) (نساء82).

-« افلا تتفکرون» (آیا اندیشه نمی کنید؟).

- «افلا تذکّرون»( آیا متذکر نمی شوید؟)( یونس 3، هود 24 و 30، نحل 17، مؤمنون 85، صافات 155، جاثیه 23).

قرآن مجید از یک سو، صاحبان اندیشه و متفکران را می ستاید و از سوی دیگر، مقام کسی را که از عقل و تفکر خود استفاده نمی کند، تا حد حیوان تنزل می دهد« ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لایعقلون»( بدترین جانوران و شقی ترین مردم نزد خداوند کسانی هستند که از شنیدن و گفتن حرف حق کر و لال اند در آیات خدا تعقل نمی کنند) (انفال 22).

عقل گاهی خطا می کند، اما وسیله کشف خطا و تصحیح برداشت های پیشین به شمار می رود و اگر عقل نباشد، امکان تمییز میان حق و باطل و نیز صحیح و خطا نیست. هرچند روایتی از معصوم رسیده باشد، چون تشخیص کلام معصوم به فهم آن و بهره گیری از خرد وابسته است، عقل در مقام مرجعیت است.

علامه طباطبایی درباره اهمیت جایگاه عقل در عقاید قرآنی چنین می گوید: 

«اگر کتاب الهی را به گونه کامل تفحص کرده و در آیاتش دقت شود، بیش از سیصد آیه وجود دارد که مردم را به تفکر، تذکر و تعقل دعوت کرده و یا به پیامبر استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بین بردن باطلی، آموخته است. خداوند در قرآن حتی در یک آیه، به بندگان خود امر نفرموده که نفهمیده به خدا و یا هر چیزی که از جانب اوست، ایمان آورند و یا راهی کورکورانه بپیمایند.»   (المیزان، ج 5، ص 254 ـ 256)

---------------------------------

مقالات زیر مفهوم تدبر و رابطه دین و عقل را بیان می کند(منبع:حوزه)

https://www.farsnews.ir/news/8406200078%20%20%20%20/%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D9%86%D8%AA-

----------------------------

https://farsi.khamenei.ir/others-article?id=19238

شناسنامه ی قرآن

شناسنامه ی قرآن

نام: قرآن، قرآن یک کلمه ی عبری است
 اسم اصلی قرآن فرقان می باشد
لقب قرآن: مجید
زبان قرآن: عربی
زمان نزول: ماه رمضان , شب قدر
محل نزول: مکه مکرمه, غار حرا
فرستنده: الله جل جلاله

ادامه نوشته

باز اندیشی هویت اسلام شیعی

#سخنرانی
خلاصه


باز اندیشی هویت اسلام شیعی

بازاندیشی هویت اسلام شیعی کوشش در نگرشی تازه به ارکان و مرزهای مذهبی کهن است.

این بحث پاسخ به پرسش هایی از این دست است:
اهم پایه های اسلام شیعی چیست و با اسلام سنی چه شباهت ها و تفاوت هایی در نظر و عمل دارد؟

این بازشناسی مرزبندی روشنی با شیعه غالیانه دارد.

بعد از چهار بحث مقدماتی، در بحث اصلی با عنوان «اهم مولفه های هویتی اسلام شیعی» دوازده مؤلفه به شرح ذیل مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است:  

- عدالت خداوند
- قرآن: کلام الله مجید، مصون از تحریف، عیار محک حدیث
- پیامبر (ص): برترین انسان اسوه جاوید بشریت
- ائمه‌ی اهل بیت: مرجع معرفتی امت و باب علم نبی
- اختلافات تاریخی: انتقاد محترمانه و مؤدبانه از صحابه، خلفا و امهات المومنین
- توسل و شفاعت حاشیه ای محدود بر توکل نامحدود
- نجات اخروی در گرو ایمان و عمل صالح، نه متوقف بر عناوین ظاهری
- اخلاق حسنه، بالاخص صداقت، امانتداری، احسان و ایثار، و محدودیت تقیه به شرائط اضطراری
- عقل: اولین مخلوق و برترین مفتاح معرفت، تشویق حکمت و گفتگو
- مفتوح بودن باب اجتهاد در معارف دینی
- آزادی و آزادگی، مدارا با مخالف غیرمسلح، دفاع از مظلومین و مبارزه با ظالمین
- عدم اکتفا به ظواهر شریعت و معرفی باطن دیانت: شریعت و طریقت و حقیقت

نتایج بحث:

 یک. مکتب اهل بیت مدرسه عدالت، عقلانیت، توحید، قرآن، آزادگی، اخلاق، حکمت، عرفان، اجتهاد، مدارا و گفتگوست.

 دو. عدالت و امامت دو اصل مذهب تشیع است.

 سه. بازاندیشی اسلام شیعی در یک کلام بسط عدالت و تهذیب امامت بر اساس فهم قرون نخستین و زدودن غلو است. آن گونه که در قرآن، ادعیه و احادیث معتبر آمده است.

 چهار. مذهب خرافات، غلو، جمود، شخص پرستی و تقدیس های غیرمستند برداشت های قابل دفاعی نیست و نماینده مطلوب تشیع به حساب نمی آید.

 پنج. تشیع با اهل سنت اهل گفتگوی انتقادی، مدارا و همزیستی مسالمت آمیز است.

@Mohsen_Kadivar_Official
http://kadivar.com/?p=9516

کجای کار ما ایراد دارد؟


🔹 کجای کار ما ایراد دارد؟


علی (ع) راه حکومتداری را اشتباه رفته است یا ما مدعيان کذابیم؟

✍️ یادداشت‌های درویشی


وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بی سابقه از او خواستند که حاکم شود گفت: "مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید".

این طور نبود که حکومت را حق خداداد خود بداند و تشکیل آن را تکلیف شرعی خود بشمارد و از هر فرصتی استفاده کند ... .

✅ اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع باشید.
گفت: "در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر این که خدا نگاهم دارد" .

بارها در سخنانش انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست ... !

✅ سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را بر سرش خراب کرد، نه در خانه حصرش کرد و نه حتی علیه او سخن گفت.

✅  طلحه و زبیر پیش او آمدند و از او پست و مقام خواستند، نپذیرفت.
چند روز بعد طلحه و زبیر مدینه را به قصد مکه و تدارک نمودن جنگ جمل (علیه علی) ترک کردند!

علی به آن ها گفت کجا می روید؟! دروغ گفتند، علی گفت می دانم برای جنگ با من می روید!
با این وجود آن ها را زندانی نکرد ... زندانی سیاسی برای علی معنا نداشت.

✅ روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند.
یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت: “اللهم اشهد” (خدایا شاهد باش).
سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند.
یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد” .
تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت: “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم”. 

آنگاه شمشیر کشید.
ماجراجو و جنگ طلب نبود.

✅ بعد از جنگ جمل، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت: 

"کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم".
حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت.
سپس به دیدن عایشه رفت و حرف های درشت او را تحمل کرد و حالش را پرسید، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند.
با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، این طور بود.

✅ کسانی‌که با او جنگیدند را "محارب و منافق و فتنه‌گر و ضدولایت” نخواند،
گفت: "برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!!!".

✅ در زمان خلافت تمامی خزانه‌داری‌های سرزمین پهناور اسلام را به دست ایرانیان سپرد، گفت ایرانیان قبل از اسلام هم مردمان پاک دستی بودند.

✅ هنگامی که خلیفه شده بود و برای سرکشی به یکی از شهرها رفته بود، مردمانی را که به دنبال اسب او با پای پیاده راه افتاده بودند و او را مشایعت می کردند، با فریاد آن ها را از این کار برحذر داشت، گفت من هم انسانی مانند شما هستم، بروید به کار و زندگی خود برسید و فقط در برابر خدا تعظیم کنید.

✅ وقتی خلیفه یکی از بزرگ ترین امپراطوری‌های جهان در آن عصر بود ، با یک فرد مسیحی اختلاف پیدا کرد و کار به قاضی سپرده شد. نخواست به زور حرف خود را به کرسی بنشاند. در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او نگاه می کرد، خشمگین شد و گفت که من و فرد مسیحی برای تو نباید فرقی داشته باشیم، از خدا بترس و عدالت را رعایت کن ... از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت، قاضی به نفع مسیحی حکم داد و علی این حکم را پذیرفت.

✅ فردی نابینا را دید که گدایی می‌کند. گفت چرا به او نمی رسید و کمکش نمی کنید؟ گفتند مسیحی است. گفت آن زمان که بینا بود و برایتان کار می کرد، از دینش نمی گفتید، حالا او مسیحی شده؟!!!

مقرر کرد که از بیت المال مسلمین هر ماه به او پول بدهند تا مجبور به گدایی نباشد...!
 
علی را باید به عملکردش شناخت
نه با وهن و خرافات.
علی به عدلش علی بود.

حال قضاوت با خود ما به مرام و مسلک علی (ع) چقدر نزدیکیم؟

حقوق مخالفان در سیره علی(ع)

✍️ داود فیرحی

🖊 حقوق مخالفان در سیره علی(ع)

🔹هر جا شهری شکل گرفته با کثرت و اختلاف سلیقه‌ها مواجه بوده است. کوفه هم چنین شهری است، شهری متشکل از 360 قبیله که تحت مدیریت علی ابن ابی طالب(ع) قرار داشت. کوفه شهر بزرگی بود و در آن گروه‌های بزرگی جمع شده بودند. مردمانی از ایران، حجاز، شامات و قبایلی از مصر در آنجا حضور داشتند. بنابراین کوفه به تعبیر امروز شهری چند ملیتی محسوب می‌شد.

🔹وقتی شهر گسترده است و اختلاف دیدگاه وجود دارد، ممکن است که سه نوع کنش و رفتار در آن شکل بگیرد. یک نوع از این رفتارها از جنس اعراض هستند، یعنی برخی کوشش می‌کنند که خود را از مسائل اجتماعی دور نگاه دارند، مساله‌ای که هم اکنون هم جریان دارد.

🔹یک قسمتی از مردم شهر هم اهل اعتراض هستند و نظر و ایده، و طرحی برای اداره زندگی دارند. برای صلح یا امنیت پیشنهاد دارند و این گونه افراد ممکن است در قدرت یا ناراضی از آن باشند. از درون این شهر، گروه‌های کوچکی هم هستند که دست به خشونت می‌زنند یعنی اهل تعرض و خشونت هستند. کوفه زمان امام علی(ع) هم چنین شهری بود.

🔹جنگ صفین هفتادهزار کشته داشت، یعنی شهر، زخم خورده است، و شهری است که هفتادهزار مرد در آن کشته شده و هر کدام از آن ها متوسط سرپرست حدود چهار نفر عائله هستند. امام علی(ع) حاکم چنین جامعه ای است که در آن مخالف، معاند و افراد آسیب دیده دارای توقع هستند و چنین شهری باید اداره شود.

🔹شاید هر سیاستمداری در آن دوران شرایط ایجاد فضای امنیتی را در پیش می‌گرفت. با این حال، اسناد و روایاتی از امام علی(ع) وجود دارد که وی سیاست آزاد سازی را به جای امنیتی کردن جامعه دنبال کرد، آن هم در شهری که تازه از جنگ خلاص شده و دشمن هم پشت دروازه‌های شهر قرار داشت.

🔹حق شهروند سه نوع است. یک نوع حق کرامت و آزادی یک شهروند است یعنی فرد احساس احترام کند. احترام بدون آزادی معنا ندارد و آزادی هم بدون آزادی عقیده بی‌پایه است و این یک نوع حق شهروندی است و مساوی حقوق بشر هم هست. 

دومین نوع حق شهروندی، حق بهره مندی از ثروت ملی است. در هر جامعه‌ای افراد یک ثروت شخصی دارند اما بخش بزرگی از ثروت برای همگان است، مثل نفت، و معادن. 

سومین نوع حق برخورداری از منافع شهروندی است، این که آدمی بتواند با دیگران آزادانه رقابت کند در اشتغال و به دست آوردن پست‌های عمومی و پرهیز از بیکاری و فقر. این موارد از حقوق یک شهروند است. آن کسی که مخالف سیاسی حاکم جامعه است، نباید از این سه حق محروم باشد و این کاری است که امام علی علیه السلام نیز انجام داد.

🔹امام علی(ع) در مقابل خوارج، به دفاع از حقوق آن ها پرداخت و ایشان معتقد بود که هر شهروندی حق دارد با سیاست‌های دولت خود مخالفت کند و مخالف حقوقی دارد که باید رعایت شود. تحمل مخالف یکی از ویژگی‌های شاخص امام علی(ع) به شمار می‌ آمد.

🔹در روایتی از امام علی(ع) آمده است که دولت، دولت است چه مومن و چه کافر. شهروندان حق دارند از خدمات دولت استفاده کنند. امام تأکید داشت که جامعه نیاز به حکومت دارد و این حکومت چه خوب و چه بد باید این کارها را انجام دهد و از آن حیث که دولت است چنین وظیفه‌ای دارد. در مقابل این دیدگاه، برخی نظریه‌پردازان ایرانی معتقدند که حکومت ملک حاکم و شخص است و او به هر کسی خواست امتیاز می‌دهد و از هر کسی هم خواست می‌گیرد. این یکی از مشکلات جدی جامعه‌ی ما هست، اما امام علی(ع) چنین نمی‌گوید.

🔹این امام همام می‌فرماید لازم داریم حکومتی باشد که آن هایی که دین دارند راحت بتوانند به دینداری خود ادامه دهند، غیرمومنان هم بتوانند متاع خود را پیدا کرده و از زندگی بهره ببرند. امام علی(ع) اضافه می‌کند در چنین حکومتی درآمدهای عمومی باید بتواند جمع آوری و توزیع شود، جلوی مهاجمان به مملکت سد شود، یعنی نیروی مسلحی درست شود که نیروی مسلح حاکم در مقابل شهروندان نباشد بلکه برای دفاع از جامعه باشد، راه ها امن شود و از آن هایی که حقوق ضعیفان را می‌خورند حقوق ضعیفان پس گرفته شود. این ویژگی‌هایی است که امام در خصوص حکومت مطرح می‌کند و هر کسی که شهروند آن حکومت است این حقوق را دارد اگر چه از میان خوارج باشد.

🔹 از نظر امام علی(ع) تا زمانی که شهروند دست به سلاح و هجوم به دیگران نبرده کسی حق ندارد به حقوق وی تعرض کند. وی در هنگام جنگ با خوارج هم سه دستور دارد: 

نخست آن که هر گروهی از خوارج هر لحظه که سلاح خود را زمین گذاشت؛ خونش محترم است. 

دومین دستور، هر گروهی از خوارج که تشکیلاتی ندارد که آن ها را دوباره جمع کنند به آن ها حمله نکنید، 

دستور سوم شاهکار است و در آن می فرماید این افراد کافر نیستند و بلکه قرائت متفاوتی از دین دارند و به این طریق آن حضرت از همین جا جلوی مکانیزم تکفیر را گرفتند.

.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها

حاكم مستبد

حاكم مستبد
✅حاكم مستبد علاوه بر اختيارات مطلق پاسخگو هم نيست

✍️محمد سروش محلاتی

البته هسته استبداد دینی مهم تر از ظاهر استبدادی است، چون برخی حاکمان هسته استبداد را حفظ می کنند اما با ظاهری متقی و پرهیزکار و متواضع و نرم با مردم برخورد می کنند اما در باطن استبداد وجود دارد و اصل همان استبداد درونی است.

حاکم مستبد ممکن است ادبیات و ظاهرش را درست کند و با احترام و تواضع با مردم سخن بگوید اما هسته استبداد دینی که مقام خودکامگی است و این که در برابر کسی پاسخگو نباشد را حفظ می کند.

به تعبیر علامه طباطبایی در جلد نهم المیزان، در حکومت استبدادی، شخص حاکم در حکومت محدودیتی ندارد و هرکاری را انجام می دهد، اما مورد سوال قرار نمی گیرد.
البته این هسته مشترک همه حکومت های استبدادی است که هیچ کس از حاکم نمی تواند سوال و بازخواست کند اما در حکومت دینی توجیه دینی برای این ویژگی ایجاد می شود.

پس استبداد فقط اختیارات مطلق داشتن حاکم نیست، بلکه نبودن پاسخگویی و بازخواست شدن است و استبداد یعنی شخص در جایگاهی قرار گیرد که نتوان از او سوال کرد و اگر اختیارات مطلق به او داده شود، اوج استبداد است اما اگر اختیارات محدود بود و پاسخگویی هم وجود نداشت باز مرتبه ای از استبداد است، پس هسته اصلی استبداد عدم پاسخگویی و بازخواست نشدن درباره عملکرد است.
@Sahamnewsorg