تفاوت باور و خرافه
تفاوت باور و خرافه
باور عقیدهای درست یا نادرست است. باورها عقاید پیشینیان در تمامی جنبههای زندگی از تولد تا مرگ بودهاست. باورها گاه خرافی است و گاه نه. یکی دانستن باور با خرافه، نوعی جهت دادن و دخالت نگرش شخصی به باورهاست. با توجه به مرز نزدیک و لغزنده باور و خرافات و نیز دشواری تفکیک آنها از یکدیگر، پاسخ به این پرسش که خرافه چیست و خرافاتی کیست، بر اساس گرایش دینی، سطح سواد و نوع فرهنگ و برخی از جزئیات دیگر متفاوت خواهد بود.
جادوگری، مرتاضی، کیمیاگری، درویشی، افسون، زهرها و نوشداروها، تسخیر جانوران، ارواح، پیشگویی، جن و جنگیری، آینهبینی، تفال، بدقدم و خوشقدم بودن، خمیازه، عطسه، استخاره، آمد و نیامد، چشمزخم، چشمشور، تخممرغ شکستن، اسفند دودکردن، به تخته زدن، قربانیکردن و ... همه و همه جزو خرافات میباشند.
اکنون و برای تبیین بهتر موضوع و تشخیص بهتر ابعاد خرافات با توجه به تعاریف متعدد، تعریف کلی خرافات موارد زیر میباشد.
۱. هر نوع عقیده یا عمل دینی نامعقول
۲. ترس بیهوده از عوامل و مرتبط دانستن پدیدههای نامربوط به یکدیگر است که رابطهی بین آنها نه از نظر علم و عقل ثابت و نه از سوی دین تایید شده است.
۳. وحشت غیرمنطقی یا ترس از یک چیز ناشناخته، مرموز و خیالی؛ یک عقیده، تردید، یا عادت و امثال آن که پایه آن ترس یا جهل است.
۴. هر چیز که علم، عقل و دین آن را تایید نکند و مردم به آن معتقد بوده و طبق آن عمل کنند و از مخالفت با آن هراس داشته باشند.
۵. معتقدات، باورها یا انجام کارهایی که هیچگونه ریشهی عقلانی ندارند.
۶. عمل یا اعتقاد ناشی از جهل، نادانی، ترس از ناشناختهها، اعتقاد به جادو و بخت، یا درک نادرست علت و معلولها
۷. اعتقاد یا عقیدهای فاقد پشتوانهی علمی به نحس بودن یک چیز، شرایط، حادثه، عمل خاص و نظایر آن
۸. عقاید و افکاری که از نظر ظاهر عجیبوغریب بوده، به صورتی ناشناخته،موهوم، شگفتانگیز و بالاخره عبث و بیهوده جلوه مینماید.
۹. اعتقادات بیاساس که به عقل و منطق و واقعیت سازگاری نداشته باشد.
انواع خرافات از منظر فلسفهی پیدایش و ماهیت آنها به هفت گروه تقسیم میشود.
۱. خرافههای تلقینی: که همان خرافههای فردی هستند و افراد برای خود ساخته و به خود تلقین میکنند؛ مثل بدقدم بودن و ...
۲. خرافههای تدافعی: که برای جلوگیری از آسیب رسیدن ساخته شدهاند؛ مثل کارهایی برای جلوگیری از چشم زخم.
۳. خرافههای فرافکنانه: که مقصر ساختگی میسازد؛ مثل تخممرغ شکستن.
۴. خرافههای ذوقی: مثل فال
۵. خرافههای تسکینی: مثل خرافههایی که بیماران برای بازیافتن سلامتیشان به کار میبرند یا بختگشایی.
۶. خرافههای تسخیری: مثل اعتقاد به اشباح یا غول و جن.
۷. خرافههای بدلی: که جایگزین اعتقادات دینی میشود و در اذهان مینشیند.
![]()
رفتار ما از نگرش ما شکل میگیرد، نه از آگاهی ما، در نشر حقیقت بکوشیم.
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!