قاعده گلی

قاعده گلی

در این قاعده کلی باور بر این است که معمولا ۸۰% مشکلات از ۲۰% عوامل سرچشمه می گیرند.

بدین معنی که اگر ۲۰% سیاست ها و برنامه ها مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد، ۸۰% مشکلات حل خواهد شد.

این فرمول تجربه شده درحوزه مدیریت و کسب و کار، کاملا جواب مناسب داده است.

حال اگر این فرمول مورد باور مدیران ارشد جامعه هم باشد، قطعا نتیجه بخش خواهد بود و از خسارات بیشتر به کشور و مردم ممانعت بعمل خواهد آمد .
۲۰ درصد در قانون اساسی

۲۰ درصد در سیاست خارجی

۲۰ درصد در سیاست داخلی

۲۰ درصد در برنانه و بودجه

۲۰ در صد در نظام بانکی و پولی

۲۰ درصد در حقوق مدنی

و........

اما عدم باور و اصلاح همه این موارد و گدز زمان و فرصت سوزی ، یعنی انتطار صد در صد خسارت و زیان !

آیا اصلاح ۲۰ درصدی سیاست ها و برنامه ها معقول و منطقی تر نیست؟

فردا دیر است.

امروز باید به اصلاح امور کشور و رسیدگی به مشکلات مردم پرداخت.

پیش از آن که تمام سرمایه های اجتماعی از دست برود.
👌👌👌👌👌

اصل طرد پاولی و شبه علم !

اصل طرد پاولی و شبه علم !
آیا مثبت اندیشی با طرد ولفگانگ پاولی ارتباطی دارد؟
متن شبه علمی :
ولفگانگ ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : 

ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮمی ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ ” ﺍﺭﯾﮏ ….”ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ …
ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ….
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ.
ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ , ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ , ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ .ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ.

ایرانی‌ها از کی صاحب "فامیلی" شدند؟


ایرانی‌ها از کی صاحب "فامیلی" شدند؟

بدانیم🤔
👈سی‌ام مرداد 1313، استفاده از لقب‌های گذشته با تصویب قانون مدنی، منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای تمامی تبعه‌های ایران اجباری شد.
👈85 سال از زمان اجبار به‌کارگیری نام خانوادگی برای اتباع ایرانی به دستور رضاشاه می‌گذرد.
👈 پیدایش نام خانوادگی به حدود 2850 سال پیش از میلاد مسیح و برای خاندان‌های مهم و سرشناس چین باستان بازمی‌گردد.
👈در ایران، نخستین مجموعه رسمی ثبت احوال در سوم دی ماه 1297 به عنوان بخشی از بلدیه تاسیس شد و نخستین سند ولایت یا همان شناسنامه هم در همین تاریخ برای فردی به نام «فاطمه ایرانی» در تهران به ثبت رسید.
 👈نخستین سند هویتی ایرانیان خارج از کشور در اسفند ‌ماه 1308 در شهر بمبئی به نام «عبدالحسین سپنتا» صادر شد. سپنتا همان کسی است که بعد‌ها نخستین فیلم صامت ایرانی با عنوان «دختر لر» را ساخت.

💮 @Da_nestani ‌‌‌‌

روشی ساده برای پیشگیری از مرگ زودرس

روشی ساده برای پیشگیری از مرگ زودرس

روشی ساده برای پیشگیری از مرگ زودرس

روشی قابل اعتماد برای جلوگیری از مرگ بر اثر سرطان و بیماری های قلبی کشف شد.

به گزارش اقتصادآنلاین، محققان دانشگاه لاکرونیا در اسپانیا از یک روش مطمئن برای جلوگیری از مرگ زودرس بر اثر سرطان و بیماری های قلبی نام بردند.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از یورک الرت، محققان دانشگاه لاکرونیا در اسپانیا به این نتیجه رسیده اند که ورزش یک روش مطمئن برای جلوگیری از مرگ زودرس بر اثر سرطان، بیماری های قلبی و موارد دیگر است.

در مطالعه ای که محققان این دانشگاه بر روی 4714 زن (با میانگین سنی 64 سال) انجام دادند، آمادگی جسمانی آن ها را با استفاده از تمرین تردمیل بررسی کردند.

در مدت زمان بیش از چهار سال تحقیق و مطالعه، 345 مورد مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی عروقی، 164 مورد مرگ بر اثر سرطان و 203 مورد مرگ و میر از علل دیگر گزارش شد.

علاوه بر این، در زنانی که از تمرینات جسمی خوبی برخوردار نبودند، میزان مرگ و میر سالانه چهار برابر بیشتر از بقیه بود و میزان مرگ و میر سالانه بر اثر سرطان دو برابر بیشتر بود.

"امام زمان با پیام می آید، نه با شمشیر"


"امام زمان با پیام می آید، نه با شمشیر"

هیچ پیامبری در قرآن به شیوه ای قهر آمیز و روشی خشونت آمیز با مردم روزگار خود سخن نگفته است؛ در سوره شعرا، همه انبیای بزرگ مخالفان خود را برادر خطاب کرده اند و بی هیچ منتی و طلب مزدی تجربه ها و یافته های خود را به پای مردم ریخته اند و حتی در برابر جفای خلق نیز، به آن ها عشق ورزیده اند.

و همه به این دلیل که برای تغییر رفتار و تولید انگیزه های اخلاقی، زور و اجبار و تهدید و خشونت هرگز به کار نمی آید و برای رسیدن به این هدف آنچه کارساز است، منطق است و محبت.

این دلربایی است که معجزه می کند نه ترس و دلشکافی، و به محوریت همین روش قرآن است که امام زمان باشمشیر و به منظور انتقام و ترویج خشونت نمی آید. این تصویر افراد قدرت طلب و خشونت خواه است که سیمای بزرگان معنوی را با تیر و شمشیر نمایش می دهند.

او با پیامی انسانی می آید، به منظور کمک به انسان ها در جهت تلطیف دل و رشد عقلانی می آید، می آید تا کمک کند که آدمیان جان خود را تازه و نو کنند، و خوب می داند که اگر جان ها نو شوند جهان ها نیز نو شده و انصاف و انسانیت گسترش می یابد. تلاش برای شستشوی جان ها با اوست ولی کار ساختن جهان ها با انسان ها و اعضای هر سرزمینی خواهد بود.

تصویر امام زمانی که شمشیر بر دست می آید متعلق به افرادی است که از دین و معنویت دین هیچ نیاموخته اند و کینه های شخصی خود را به دامن دین دوخته و از آن فقط جنگ و تنازع آموخته اند. امام زمان با پیام می آید و دلربایی از جان، و همین و بس، چرا که:
در جان رفت جان دیگر شود، جان که دیگر شد جهان دیگر شود...

او کمک می کند تا دل ها فربه و آباد شوند و هنگامی که دل ها بی کینه و پاک شدند ساختن جهانی با خشونت کمتر و انصاف و عدالتی بیشر، آسان تر خواهد شد.

دکتر_ناصر_مهدوی

مکتب انسانیّت

مکتب انسانیّت

ﺩﮐﺘﺮﺧﻠﯿﻞ ﺭﻓﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﺮﺩﺵ ﺍﯾﺎﻡ می گوﯾﺪ :

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭﻗﻢ ﻃﻠﺒﻪ ﺑﻮﺩﻡ. به علت ﺧﺎﻣﯽ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻡ که ﻓﻘﻂ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ، ﺑﺎﻓﻀﯿﻠﺖ ﺍﺳﺖ.

 ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﺎ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻡ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻗﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﯿﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭند.

 ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻁ ﺍﺻﻠﯽ می دﺍﻧﺴﺘﻢ ، ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﻓﺮﻗﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﯾﺎﻓﺖ می شوﺩ.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻭﺍﻗﻒ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻫﺴﺖ.

ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﺭﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ.

ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺷﻠﻮﻍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺮﯼ ﺯﺩﻡ .ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ.

 ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﻢ ﻫﻤﺎن جاﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ.

 ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍین که ﻭﻗﺖ ﺩﻧﺪﺍن پزﺷﮑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ.

 ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮ ﺑﺪﻫﺪ! 

ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ": ﻣﻦ که ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ، ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪﻡ!

💟

نکته: من چنین انسانی را مسلمان بالافطره می دانم!

برای خودتان زندگی کنید!

برای خودتان زندگی کنید!

هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست و  هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمی کشد!

هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمی برد،
و  قناری می داند قار قار هم شنیدن دارد.

هیچ موشي ، به فیل به خاطر بزرگی اش حسادت نمی کند. و زنبور می داند که گل، مال پروانه هم هست...

و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن می دهد!

کوه از مرگ نمی ترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمی کند.

زمین می چرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمی کند!!

هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمی کند و همنوعانش را به خاک و خون نمی کشد!
ای انسان
دنیا، فقط برای تو نیست.....

آدم ها در هرحال شما را قضاوت خواهند کرد.
زندگیتان را صرف تحت تاثیر قراردادن دیگران نکنید.
برای خودتان زندگی کنید نه قضاوت دیگران !
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎سکوت✍

 

راه پاک سازی کامل بدن و خانه از انرژی منفی

راه پاک سازی کامل بدن و خانه از انرژی منفی
🔰🔰🔰🔰
علائم وجود انرژی منفی در بدن چیست ؟
در این بخش مواردی را معرفی می کنیم که به شما نشان می دهد انرژی های منفی درون بدن تان وجود دارند :
_سردرد مداوم
_خستگی
_ بی قراری
_بی خوابی
_ شکم درد
_ تحت فشار بودن
_ نفس تنگی
-  تیرگی ذهن

_ در چنین زمان هایی باید چه اقداماتی انجام داد ؟
راه های زیادی برای آزاد کردن انرژی منفی وجود دارد اما یکی از تاثیرگزارترین روش ها این است که یک نفس عمیق بکشیم و آگاهی و تفکر خود را ارتقا دهیم .
 مدیتیشن می تواند برای از بین بردن این انرژی ها معجزه آفرین باشد . مدیتیشن راه های مسدود را پاک سازی می کنند و تعادل انرژی فرد را بازسازی می کنند .

راه های از بین بردن انرژی منفی بدن:

_ از گیاهان شفابخش استفاده کنید.
_ با آب نمک استحمام کنید .
_ اطراف خود را با افراد مثبت نگر پر کنید .

راه های از بین بردن انرژی منفی از خانه :

1. به هم ریختگی ها را در سریع ترین زمان ممکن از بین ببرید.
بله به همین دلیل است که بعد از مرتب کردن اطراف خود حس بسیار خوبی می گیرید . انرژی درون اجسام مخصوصا در اجسام قدیمی باقی می ماند و حال بسته به نوع انرژی، ممکن است که به صورت فیزیکی ، ذهنی ، روحی و معنوی مانع حرکت ما به سمت جلو بشوند و زمانی که دور و بر خود را با اجسام به درد نخور پر کنید، هیچ فرصتی برای وارد شدن چیزهای جدید به زندگی شما ایجاد نمی شود .

2. بخور خشک بگیرید.
بوی این بخور می تواند از لحاظ روحی و معنوی فضای خانه را لطیف کند و همچنین باعث می شود که فرد احساس آرامش پیدا کند و فضا را آرام کند ، فضای منزل نیز برای مدیتیشن مناسب می شود .

3. اجازده دهید که باد بوزد.
اولین اقدام برای از بین بردن انرژی های منفی این است که خانه را با طبیعت درگیر کنید . به این گونه که تمام پنجره های خانه یا یکی از مهم ترین آن ها را باز کنید تا باد به داخل منزل بوزد .

4. لوازم عتیقه را از انرژی های منفی پاک سازی کنید.
عتیقه ها اجسام بسیار زیبایی هستند اما انرژی تاریخی خود را دارند . برای این که مطمئن شوید که انرژی صاحب گذشته این عتیقه روی شما تاثیر نمی گذارد، باید هر کدام را به دقت بشویید تا پاکسازی شوند .

5. لوازم شکسته را دور بیندازید یا آن ها را تعمیر کنید.

6. روشن کردن شمعدان در کل خانه
7. در منزل خود کریستال نگه دارید.
کریستال های متنوع انرژی های مختلف را درون خود نگه می دارند اما کریستال های مشخصی وجود دارند که می توانند انرژی منفی را دور کنند . کریستال کهربای اصل مشکی یکی از آن هایی است که توانایی از بین بردن انرژی های منفی را از خانه دارد

8. روغن نارنج را به سراسر خانه اسپری کنید.
9. لوازم منزل را جابه جا کنید.
 دکوراسیون را تغییر دهید که با این کار ناخوداگاه حس شادی و سرزندگی به شما منتقل می شود که هزینه ای هم برای شما نخواهد داشت .

 10. در اتاق خود یک زنگ بگذارید.
صدا های مختلف از یک زنگ در چهار گوشه اتاق می تواند فضای فیزیکی شما را احیا کند . می توایند از این صدای زنگ استفاده کنید و بر روی خلاصی انرژی تمرکز کنید و به جای آن حس فراوانی را به خود جذب کنید .

11. سبز باشید.
 افراد عقیده دارند زمانی که همراه با یک گلدان کوچک می خوابند، احساس بسیار بهتری نسبت به بقیه اوقات دارند .

 12. از فضای خانه مراقبت کنید.

13. به موسیقی با فرکانس بالا گوش دهید.
نواختن موسیقی با ویبراسیون بالا می تواند تفاوت مشهودی را در خانه ایجاد کند.

14. کندر بسوزانید.
سوزاندن کندر و پخش شدن بوی آن در منزل می تواند انرژی های منفی را از بین ببرد

15. ظرف های نمک را پر کنید.
نمک ارگانیک تاثیر زیادی در از بین بردن حس بد دارد. می توانید چهار طرف را از آب و نمک پر کنید و آن را در چهار گوشه خانه قرار دهید و هر 24 ساعت آب ظرف را خالی کنید و سپس ظرف را بشویید و این کار را در زمانی که فردی در خانه مریض است، هرگز فراموش نکنید و سپس آب و نمک تازه را وارد آن کنید .

🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

ترجمه:#namnak

زندگیتون رو سخت نگیرید!

دکتر الهی قمشه ای:
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷

زندگیتون رو سخت نگیرید!

🔰🔰🔰

درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.
 كتابی خوندم به نام قانون 70٪!!!!

70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!

به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!

70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!

70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!

از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!

70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمي كنيم!

70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!

روزهایمان می گذرد و پول هایمان در بانک ها و عشقمان در سينه می ماند..
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم  پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده اند..

ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید: همیشه برای رئیسم کار کرده ام اما الان می فهمم  رئیسم برای من کار می کرد!!

و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!!!

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷

 قسمت جالبی از متن کتاب #تسخیرشدگان  #داستايوفسکی

به کجا می رویم؟!

 به کجا می رویم؟!

باسلام و ادب و احترام

یکی از دوستان که در هلند زندگی می کند ،می گفت : 

در هر سفری که به ایران دارم وقتی اتومبیل‌ها ، گوشی های همراه ، وسایل زندگی ، تلویزیون‌ها و… را در زندگی عموم جامعه می بینم احساس می کنم که از یک روستا به شهر برگشته‌ام ... اینجا چه خبر است ؟ متولی کیست ؟ چه می کنیم ؟ به کجا می رویم ؟ باور کن که در این چندسال که در هلند زندگی می کنم هنوز این میزان از تجمل‌گرایی را در خانۀ هیچ هلندی با هر جایگاهی ندیده‌ام ..

مکرر در هلند می‌بینی که دخترها و پسرها برای شروع زندگی مشترک اکثر لوازمشان را از وسایل  دست دوم تهیه می کنند ، آن هم خانواده‌هایی که جایگاه مالی خوبی دارند و هیچ مشکلی برای تهیه بهترین وسایل زندگی برای فرزندانشان ندارند اما اینجا رسم شده جهیزیه دختر و پسر باید کامل و بهترین باشد حتی اگر خانواده‌هایشان آن قدر توان مالی نداشته باشند ... ده‌ها مدل ظرف و کریستال و چیزهای دیگر که بسیاری از آن ها شاید در ده سال اول زندگی نهایت یک یا دوبار استفاده شود.

عروسی‌هایی هم که برگزار می کنند این گونه نیست که کمر خانوادۀ عروس و داماد به خاطر هزینه‌ها بشکند ، آن ها ضمن دعوت نزدیک‌ترین اقوام خود ازدواجشان را در کلیسا و بعد در شهرداری ثبت می کنند بعد همه به یک رستوران یا تالار می روند و تمام مراسم عروسی به همان شام ختم می شود آن هم نه برای چهارصد نفر مهمان بلکه نهایت برای پنجاه نفر ... باور کن این ریخت و پاشی که در زندگی‌ ایرانی‌ها مرسوم شده در هیچ کجای اروپا نه تنها مرسوم نیست بلکه غیرمنطقی هم هست .

کشوری که تحت شدیدترین جنگ‌های اقتصادی قرار دارد تجمل‌گرایی و چشم و هم چشمی در آن بیداد می کند ، نمی دانم چه کسی متولی این مملکت است و نمی دانم چه تقدیری برای ما ایرانیان رقم خورده اما این را خوب می دانم که ما داریم به سمتی می رویم که کشورهای پیشرفته آن مسیر را سال ها پیش مسدود کرده‌اند ...
🌷متاسفانه چشم و هم چشمی ،تشریفات مبتذل مانند،کرایه اتومبیل های گران قیمت ،هزینه های آرایش عروس و ماشین و تالارهای پر از تشریفات و موسیقی های دیوانه کننده تا نیمه شب، اسراف در غذا و...،خریدهای کمر شکن طلا و آیینه شمعدان ولباس که.گویی خانواده‌ها می خواهند یکدیگر را غارت کنند ،جهیزیه ای که.برای زندگی دو نفر بسیار زیاد است از بهترین مارک ها و گران قیمت،،کاروان های پر از مزاحمت تو ام با سر وصد و حرکات خطر ناک و راهبندان  برای مردم ... روز به روز شایع تر می شود،تالارهای عجیب و غریب و گران قیمت و مجلل هر روز  مثل شعبات بانک ها در شهرها افتتاح می شود که فقط از بهشت زهرا تا شهرری بالغ بر بیست تالار میلیاردی وجود دارد ودر همین شهرری ببینید چه خبر است،،،،،

بعد از عروسی تازه مشکلات شروع می شود که.طبق آمار حدود سی در صد در همان سه سال اول به طلاق منجر می شود، فرهنگی که.پول و دارایی حرف اول را در مناسبات اجتماعی می زند،یکی از بدبختی های جامعه ماست که.از طریق دزدی ها،اختلاس ها،زمین خواری ،رانت خواری ،گران فروشی و...نصیب عده یک زیادی بعد از انقلاب شد.که طبقه بی فرهنگ پر مدعا و احمقی را به وجود آورده،که حتی در قبرستان بهشت زهرا هم.می توان آن ها را از تشریفاتشان و قبرها وسنگ های چند ده میلیونی قبرهایشان  شناخت، آن وقت . درمقابل فقر در میان انبوهی از مردم بیداد می کنند مانه فرهنگ خوب غرب را داریم ،نه فرهنگ.زیبای اسلام را ،ملغمه ای درست کرده آیم که اگر جلویش را نگیریم، بوی گندش عاقبت ریشه تمدن و فرهنگ.ایران و اسلام را  خواهد خشکاند، آگاهی باید داد🌷 📚📚📚📚📚📚📚🇮🇷

کنترل خشم


🔴  *کنترل خشم !*

سال‌ها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جان دی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود.

روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید بیشتر مدیران شرکت به بهانه‌های مختلف می‌کوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند.
تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود شخصی به نام ادوارد تی‌بدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب می‌دانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود، آماده کند.

زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون این که مزاحم کار او شود ،ایستاد.
راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت: 

آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیده‌ای.
بدفورد بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر می‌کنم و قبل از این‌که مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت می‌کردم.

بدفورد بعدها این طور تعریف کرد: 

بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای . . .
سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرح‌حال مختصری از کمک‌های او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیم‌هایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.

بدفورد می‌گوید من هرگز این درس را فراموش نمی‌کنم؛ در سال‌های بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم، قبل از هر چیز خودم را وادار می‌کردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیه‌ی یک چنین فهرستی متوجه می‌شدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینه‌ترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه می‌کنم که از این روش استفاده کند.

اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، درباره‌ی ویژگی‌های مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است نیز فکر کنید. آدمی خطا می‌کند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است قسمت مثبت آن سنگینی کند.‎


🌺🌺🌸🌸🌸🍀🍀

کانال دکتر علی غیور دوزنده
@dralighaur

نهایت بدفهمی از قرآن


به نام خدای رحمت

نهایت بدفهمی از قرآن


درباره آیه 33 سوره مائده که فردی کم سواد درباره آن اظهار نظر عجیب و غریب نموده، و آن را با حوادث اخیر کشور تطبیق داده و.... سخن بسیار است. اما اصل آیه چنین است:
إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن‌ها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر بِبُرند و یا به نفی و تبعید از سرزمین (صالحان) دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آن هاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود.
اما در اینجا به اشاره به چند نکته توجه می دهم:
1)به آیه قبل و بعد این آیه در قرآن مجید مراجعه شود که در فرهنگ دینی، قتل یک نفر ارزشش مساوی با کشتار همه بشر قلمداد شده است (آیه 32) . و نیز سخن از بخشنده و رحیم بودن خدا در آیه بعد است.  آیه محارب در بین این دو آیه باید فهم و تفسیر شود . (به شدت قبیح بودن قتل و نیز رحمت الهی)؛
2)آیه بنا به برداشت همه مفسرین به کسانی (دزد، یاغی) تعلق دارد که مسلحانه علیه امنیت عمومی در جامعه دینی قیام نمودند و ایجاد رعب در میان مردم نمودند. فلسفه برخورد حاد تامین امنیت در جامعه است؛ به تعبیر «علامه طباطبایی»، در المیزان ذیل آیه یاد شده منظور از محاربه با خدا و رسول افساد در زمین از راه اخلال به امنیت عمومی و راهزنی است، نه مطلق محاربه با مسلمانان. برای همین نبی مکرم اسلام با کفاری که علیه مسلمانان محاربه داشتند، ظفر یافت، معامله محارب را نکرد؛
3)شان نزول آیه برای کسانی است که به دستور نبی مکرم اسلام در جایی مناسب پناه داده شدند، اما خیانت نموده و اهالی آن منطقه را کشتند و....
4)به تعبیری که در «تفسیر آسان» ذیل آیه آمده آیه 33 مورد بحث با آیه بعدی که می گوید: :الا الذین تابوا ....»، نسخ شده است. یعنی همین حکم در صورت توبه افراد شرور مسلح، اجرا نمی شود.
5) نکته بعدی آن است که آیا آیه حق قیام علیه هر حکومت به نام اسلام را رد می کند. مسلمانان در هر صورت باید فقط تابع حاکم وقت باشند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، این سخن موید قول کسانی (مثل این قدامه و قاضی ابوبکر بن العربی و...) است که معتقدند قیام حسین بن علی بر ضد یزید، بغی بود . باغی به دستور اسلام باید سرکوب شود. بی جهت نبود که می گفتند حسین بن علی علیه خلیفه اسلام خروج کرده و خارجی است و حکمش قتل!
6)در کتاب جهاد در اسلام (ص144) به نقل از شیخ طوسی آمده است: 

در هر مورد که حکم به باغی بودن بغاه می شود، جنگ با آن ها جایز نیست، مگر بعد از آن که امام نماینده ای بفرستد تا با آنان مناظره کند و به ایشان بگوید چه چیزی موجب نا خشنودی شان شده است؟
7)کلمه «فسادا» در آیه مورد بحث که از نظر نحوی «حال» است بدین نکته تاکید دارد که این اشرار در حالی که مفسدند!
8) و.....
با توجه به اشارات بالا، تطبیق دادن آیه محاربه با حوادث اخیر بی ربط ترین تفسیری است که می توانست از موضوع گردد. شرح مدعا نیاز به فرصت مستقل و مبسوط دارد.
دکتر محمد منصورنژاد

کنترل خشم


🔴  *کنترل خشم !*

سال‌ها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جان دی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود.

روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید بیشتر مدیران شرکت به بهانه‌های مختلف می‌کوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند.
تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود شخصی به نام ادوارد تی‌بدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب می‌دانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.

زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون این که مزاحم کار او شود ایستاد.
راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت: 

آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیده‌ای.
بدفورد بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر می‌کنم و قبل از این‌که مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت می‌کردم.

بدفورد بعدها این طور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای . . .
سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرح‌حال مختصری از کمک‌های او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیم‌هایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.

بدفورد می‌گوید من هرگز این درس را فراموش نمی‌کنم؛ در سال‌های بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار می‌کردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیه‌ی یک چنین فهرستی متوجه می‌شدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینه‌ترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه می‌کنم که از این روش استفاده کند.

اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، درباره‌ی ویژگی‌های مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است نیز فکر کنید. آدمی خطا می‌کند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است قسمت مثبت آن سنگینی کند.‎


🌺🌺🌸🌸🌸🍀🍀

کانال دکتر علی غیور دوزنده
@dralighaur

اگر می‌خواهید یک دین حی و حیات‌بخش را ببینید...


اگر می‌خواهید یک دین حی و حیات‌بخش را ببینید، به کربلا بیایید.

چه‌طور مردی که 1396 سال پیش کشته شده است این‌چنین حی و حاضر است که میلیون ها نفر مصیبت او را مصیبت خود می‌دانند؟ بعید است که آدم‌ها وارد نزاعی شوند که دغدغه‌ی شخصی‌ای نسبت به آن نداشته باشند. از سوی دیگر، اگر احساس کنید که کسی به خاطر آزادی شما، حق برخورد عادلانه با شما و حق زندگی باشرافت شما جنگیده است، احساس می‌کنید که علاقه‌ی زیادی به او دارید و دل‌بسته‌ی او هستید تا آن جا که بعید نیست که به باورها و عقاید او روی بیاورید و تغییر دین یا مذهب بدهید.

تراژدی نهایی

مسلمانان حسین نوه‌ی محمد، پیام‌بر اسلام، را سیدالشهدا می‌نامند. او از بیعت با خلیفه‌ی نابکار، یزید، سرتافت و در کربلا و در روز عاشورا کشته شد. او و خانواده‌اش در صحرا با لشگر سی‌هزار نفره محاصره شدند و از آب و غذا محروم شدند و نهایتاً سر از تن‌شان جدا کردند و تن‌شان زیر سم اسبان رفت.

ادوارد گیبون، مورخ انگلیسی، می‌نویسد: 

«داستان تراژیک مرگ حسین احساسات هر خواننده‌ی دل‌سنگی را نیز تحریک می‌کند».

از آن روز به بعد، شیعیان در روز عاشورا و روز اربعین، در رثای حسین عزاداری می کنند. در بسیاری از سنت های اسلامی، عزاداری چهل ‌روزه مرسوم است.

سفر دراز

من به کربلا، شهر اجدادیم، سفر کردم تا بفهمم که چرا این شهر این‌قدر همگان را از خود بی‌خود می‌کند. مشاهده کردم که حتی بزرگ‌ترین لنزهای دوربین‌ها هم برای به تصویر کشیدن روح این اجتماع پرجوش و خروش اما آرام و ایمن کوچک اند.

انبوهی از مردان، زنان (غالباً با حجاب مشکی) و کودکان از این کران تا آن کران را پر کرده‌اند. جمعیت آن‌قدر زیاد است که صدها مایل را بند آورده‌اند.

فاصله‌ی 425مایلی میان شهر بندری بصره تا کربلا مسیری طولانی است که معمولاً با ماشین طی می‌شود اما به‌طور خارق‌العاده‌ای در این مراسم، افراد با پای پیاده آن را می‌گذرانند. دو هفته‌ی کامل طول می‌کشد تا زائران این مسیر را طی کنند. آدم‌ها با سن‌های مختلف زیر آفتاب سوزان روز و سرمای‌ استخوان‌سوز شب این مسیر را پیاده می‌روند. آن‌ها از میان مسیرهای ناهموار و از دل نقاط تمرکز تروریست‌ها و از نقاط خطرناک عبور می‌کنند. زائران حتی سازوبرگ‌های اولیه را با خود ندارند و تنها وسایل کمی هم‌راه با عشق آتشین‌شان به «مولا» حسین را با خود می‌آورند. پرچم‌ها و بنرها مقصود این سفرشان را به آن‌ها یادآوری می‌کند:

جان بعد از حسین بی‌ارزش است

مرگ و زندگی‌م یک‌سان است

رواست که مرا مجنون بخوانند

این پیام شعری حماسی است که عباس، برادر حسین و فرمانده‌ی معتمد او، خوانده است. عباس نیز در نبرد کربلا در سال 680 میلادی آن هنگامی که تلاش می‌کرد برای برادرزادگان و خواهرزادگان‌ش آب بیاورد، کشته شد. میزان امنیتی که در عراق وجود دارد و آن را سرخط خبرهای جهانی کرده است، جای شکی نمی‌گذارد که این عبارت یک عبارت اصیل به تمام معناست.

صبحانه، ناهار و شام رایگان

یکی از بخش‌های این حرکت زائرانه که هر بیینده‌ای را به شگفتی وامی‌دارد مشاهده‌ی هزاران موکبی است که همراه با آشپزخانه‌ی سیار هستند و توسط روستاییانی ساخته شده است که در محدوده‌ی مسیر پیاده‌روی زائران زندگی می‌کنند. موکب‌ها جاهایی هستند که تمام مایحتاج زائران در آن‌جا تأمین می‌شود. از غذای تازه گرفته تا جای استراحت؛ از تلفن رایگان بین‌المللی گرفته تا گهواره‌های کودکان؛ همه چیز رایگان است. در واقع، لازم نیست در این مسیر 400مایلی، زائران چیزی غیر از لباس‌هایشان را حمل کنند.

شگفت‌تر از آن نحوه‌ی دعوت از زائران برای خوردن و نوشیدن است. فعالان موکب‌ها به میان راه آمده و به زائران التماس می‌کنند تا پیشنهاد آن‌ها را قبول کنند. غالبا این پیشنهاد شامل سرویس کاملی است که در شأن پادشاهان است. ابتدا پاهای‌تان را ماساژ می‌دهند؛ سپس یک وعده‌ی غذای لذیذ به شما می‌دهند؛ سپس از شما دعوت می‌کنند تا در فاصله‌ای که لباس‌هایتان را می‌شویند و اتو می‌کنند، استراحت کنید. البته همه‌ی این‌ها را با افتخار انجام می‌دهند.

برای آن‌که شمه‌ای از ماجرا را درک کنید، به این نکته توجه کنید. پس از زلزله‌ی هائیتی و با حمایت و هم‌دلی جهانی، برنامه‌ی غذای جهانی سازمان ملل اعلام کرد که با تلاش‌های زیادش، نیم‌میلیون وعده‌ی غذایی تحویل داده است. ارتش ایالات متحده منابع عظیمی از آژانس‌های فدرال را فراهم کرد و اعلام کرد که در مدت پنج‌ماه بعد از این فاجعه‌ی انسانی، 4.9 میلیون وعده‌ی غذایی به اهالی هائیتی تحویل داده شده است. حالا این را مقایسه کنید با تعداد بیش از 50 میلیون وعده‌ی غذایی در روز در طول مراسم اربعین که برابر است با حدود 700 میلیون وعده‌ی غذایی برای تمام مدت این مراسم. تمام این غذاها نه با سازمان ملل متحد یا هر خیریه‌ی بین‌المللی دیگری بلکه توسط کارگران و کشاورزان فقیری تأمین شده است که عاشق این اند که به زائران خدمت کنند و تمام سال پس‌انداز می‌کنند. همه چیز، مانند امنیت این مراسم، غالباً بر عهده‌ی رزمندگان داوطلبی است که یک چشم بر داعش دارند و یک چشم بر محافظت از مسیر پیاده‌روی زائران. یکی از افراد فعال در موکب‌ها می‌گوید: «برای آن‌که ببینید اسلام چه آموزه‌هایی دارد، به رفتار چندصد تروریست وحشی نگاه نکنید. بلکه به از جان گذشتگی بی‌چشم‌داشتی نگاه کنید که میلیون‌ها زائر اربعین از خود نشان می‌دهند.»

در واقع، از چند لحاظ باید مراسم اربعین در کتاب‌ گینس ثبت شود: 

بزرگ‌ترین گردهم‌آیی سالانه، طولانی‌ترین میز غذای پیوسته، بیش‌ترین افرادی که به‌رایگان غذا می‌خورند، بزرگ‌ترین گروه داوطلبانه‌ای که به یک واقعه‌ی خاص خدمت می‌کنند و همه‌ی این‌ها در جایی است که تهدید حملات انتحاری وجود دارد.

از خودگذشتگی بی‌همتا

فقط به این جمعیت انبوه نفس‌گیر نگاه کنید. چیزی که باید به این منظره اضافه کنید این است که هرچه شرایط امنیتی بدتر می‌شود، حتی افراد بیش‌تری انگیزه پیدا می‌کنند که تهدیدهای تروریست‌ها را به چالش بکشند و در این موقعیت خطرناک به پیاده‌روی می‌پردازند. بنابراین، این حرکت زائرانه صرفاً یک فعالیت مذهبی نیست بلکه مظهری از مقاومت است. ویدئوهایی در فضای آنلاین منتشر شده است که نشان می‌دهند چه‌طور مهاجمان انتحاری خود را به میان زائران می‌اندازند و صرفاً باعث افزایش جمعیت زائران می‌شوند؛ زائرانی که هم‌صدا می‌خوانند:

اگر دست و پای‌مان را قطع کنند، به سرزمین‌های مقدس می‌رویم.

انفجارهای وحشتناکی که در طول سال اتفاق می‌افتند غالباً علیه شیعیان بوده و جان افراد بی‌شماری را می‌گیرد. این انفجارها خطرات و ناامنی‌هایی که متوجه شیعیان عراق است را نشان می‌دهد. اما به نظر می‌رسد که این تهدیدهای مرگ‌آور نمی توانند مردم ـ پیر و جوان، عراقی و خارجی ـ را از این سفر خطرناک به سوی شهر مقدس کربلا بازدارند.

برای فردی که بیرون از این ماجراست راحت نیست که بفهمد چه چیزی به این زائران امید و نیرو می‌بخشد. شما زنان بچه ‌به‌ بغل، مردان ویلچر ‌نشین، مردمان عصا‌ به ‌دست و نابینایان زیادی را در این مسیر می‌بینید. من پدری را دیدم که تمام مسیر بصره تا کربلا را با پسر معلولش سفر کرده بود. پسر دوازده ساله معلولیت ذهنی داشت و نمی‌توانست بدون یاری دیگران راه برود. بخشی‌هایی از مسیر، پدر پسر را روی شانه‌های خود نشانده بود و راه می‌رفت. این داستانی است که می‌توان از روی آن فیلم‌هایی ساخت که قابلیت دریافت اسکار دارند اما به نظر می‌رسد که هالیوود بیش‌تر با قهرمانان کمیک سروکار دارد.

گنبد طلایی حسین

زائران حرم حسین و برادرش، عباس، صرفا تحت تاثیر احساسات نیستند. آن‌ها به یاد شهادت جانسوز ایشان گریه می‌کنند و با این کار، بر دلبستگی‌شان به آرمان‌های او تأکید می‌کنند.

وقتی زائران به حرم حسینی می‌رسند، اولین کاری که می‌کنند خواندن زیارت‌نامه است؛ متن مقدسی که شمه‌ای از مقام حسین را نشان می‌دهد. در این زیارت، آن‌ها حسین را وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی می‌خوانند. در این مطلب، نکته‌ی عمیقی خوابیده است. نشان می‌دهد که پیام حسین در باب حقیقت، عدالت و عشق، امتداد جدایی‌ناپذیر پیام همه پیامبران راستین است.

مردم به کربلا می‌روند اما نه برای آن‌که از مناظر آن لذت ببرند، از زیبایی‌های آن به هیجان بیایند، خرید کنند و اماکن تاریخی را ببینند. آن‌ها می‌روند تا گریه کنند. تا عزاداری کنند و فضای روحانی مرقد‌ حسین را درک کنند. آن‌ها وارد حرم حسینی می‌شوند تا بر بزرگ‌ترین ایثار و ازخودگذشتگی‌ای که تا به حال دیده شده گریه و عزاداری کنند.

انگار همگان پیوندی شخصی با مردی دارند که هیچ‌گاه او را ندیده‌اند. با او سخن می‌گویند و نامش را می‌خوانند. به ضریحش چنگ می‌زنند و زمین حرم را بوسه می‌زنند. در و دیوار آن‌جا را آن‌گونه لمس می‌کنند که انگار صورت یک دوست صمیمی و قدیمی را لمس می‌کنند. این تصویری حماسی است. انگیزه‌‌شان چیست؟ باید شخصیت و شأن امام حسین را فهمید و درک کرد که اینان چه ارتباط روحانی ‌ای با سرگذشت جاوید او برقرار می‌کنند.

اگر جهان حسین را، پیا‌مش را و ایثارش را درک می‌کرد، ریشه‌های تاریخی داعش و تمایل آن‌ها به خون‌ریزی را می‌فهمیدند. قرن‌ها پیش در کربلا بود که انسانیت خباثتی را دید که در قتل حسین موج می‌زد. نور در مقابل تاریکی بود. فضیلت در مقابل رذالت بود. حضور حسین در همه‌ی جنبه‌های زندگی دوستدارانش موج می‌زند. سرگذشت حسین رشد و تکامل را تشویق کرده و هیچ نوعی از بایکوت رسانه‌ای نمی‌تواند نور آن را خاموش کند.

این حسین کیست؟

از نظر صدها میلیون نفر از پیروانش، چنین سوالی که حتی ممکن است کسی را به تغییر دین و مذهبش وادارد، زمانی پاسخ می‌گیرد که شما با پای پیاده به سوی حرم حسینی راهپیمایی کنید. 

متن اصلی مقاله👇

https://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/arbaeen-pilgrimag

اگر حواست باشد ...


اگر حواست باشد ...


نمی‌دانم جوان و خوش‌تیپ باشی و پیش از قرار عاشقانه‌ات، بروی استخر و لباس از تن بکَنی و در آینه‌ی قدی رختکن به اندام ورزیده‌ات نظر کنی و از غرور لبریز شوی و یک‌راست بروی بخش عمیق و با ورزیدگی تمام و انعطاف اندام در آب شیرجه بزنی، آن‌وقت در اثر یک اشتباه، یک بی‌دقتی سرت به کف استخر بخورد و مهره‌ی گردنت بشکند و نخاعت آسیب ببیند و حس و حرکت چهار اندامت از دست برود و دفعت برای همیشه بی‌اختیار شود چه حسی دارد؟*
 
نمی‌خواهم قلمم تلخ باشد اما می‌خواهم بگویم نمی‌دانم فلج‌بودن و بی‌حسی چه حسی دارد؛ و بدتر از همه بی‌اختیاری.
می‌خواهم بگویم حس و حرکت موهبت‌های بزرگی هستند، بی‌نهایت بزرگ.

می‌خواهم بگویم اگر حواست باشد هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوی از این که می‌توانی کش و تابی به بدنت بدهی، با یک نیم‌خمیازه ته‌مانده‌ی رخوت را از تن به در کنی، پتو را کنار بزنی، برخیزی، دست و رویت را بشویی و دستی به سر‌ کشی، باید غرق در لذت شوی.
از این که لیوان چای شیرین را در دست بگیری و پشت لقمه‌ی نان و پنیر سر کشی؛
از حس سرمای اسپری خوشبوکننده زیر بغل؛
از بستن دکمه‌های پیراهن و تماشای آن در آینه؛
از برقی که با فرچه بر کفش می‌اندازی، از بستن بندهایش؛
از راه رفتن‌، دویدن، ایستادن، رسیدن، نشستن، لمیدن؛
از تخلّی حتی.

می‌خواهم بگویم اگر حواست باشد ناز قطره‌های باران را به جان می‌خری؛
همین طور سخاوت خورشید صبحگاه؛
برف که بیاید زیر سقف نمی‌مانی، از گزگز انگشتانی که برف‌بازی کرده‌اند، آدم برفی درست کرده‌اند کیفور می‌شوی، از مورمور دانه‌های برفی که در یقه‌ات ریخته‌اند.

اگر حواست باشد از کوه که برگشتی، یا از فوتبال، یا از یک پیاده‌روی طولانی در طبیعت، کفش و جورابت را که کَندی، خط سیاه عرق و خاک بین انگشتان پایت را با شور می‌شویی؛ با وَرزِ پوست زیر آب گرم، زیر آب سرد، از اندامت، از عضلاتت قدردانی می‌کنی.

اگر حواست باشد لااقل سالی یک‌بار لذت در دست‌گرفتن جوجه‌ای طلایی را برای خودت فراهم می‌کنی؛
لذت نازکردن فرق سر، بین دو گوش بچه‌گربه؛
اگر اتفاق افتاد بچه گنجشک را طوری در دست می‌گیری که مِهرت را حس کند، می‌گذاری ضربان قلبِ بی‌قرارش که مثل گنجشک می‌زند با نرمه‌ی کف دستت آرام گیرد، و تو غرق تماشای باریکه‌ی زردرنگی شوی که در گوشه‌ی نوک کوچکش قرار دارد، شبیه همان باریکه‌ی زردی که پیش‌ترها وقتی مادر، دانه‌های خیس‌خورده‌ی باقلا را با فشار دو انگشت از پوست‌شان در می‌آورد بین دو نیمه‌ی دانه‌ی سبز باقلا توجه‌ات را جلب می‌کرد.

پرتقال را بیش از آن که بی‌تاب خوردنش باشی، در بحر شگفتی‌هایش می‌روی، و لمسش، براندازکردنش، پوست‌کندنش، و جداکردن پوسته‌های سفید و پنبه‌گونش، تا رنگ پرتقالی پرّه‌ها بیشتر به چشم بیاید، درست مثل سفیدی تَن مغز گردوی تازه و برهنه.
دانه‌دانه دانه‌های انگور را جوری با تأنی جدا می‌کنی و در کام می‌گذاری که از سُکرآور‌ی‌اش همین‌جور که هست مست شوی.
گاهی هم انار را با تمام وجود، با دو دستت می‌فشاری، تا آبش را، شرابش را به جان بریزی.

اگر پا داد پای برهنه طول ساحل نمدار را گز می‌کنی، می‌گذاری نسیم برخاسته از دریا وجودت را فراگیرد؛
دستانت را به عمق ماسه‌های خیس فرو می‌بری؛گوش‌ماهی‌ها را در آب کف‌آلودِ موجِ رو به پایان می‌شویی و محو رگه‌های رنگی هر کدام می‌شوی.

پشت فرمان، پشت میز، روی مبل، روی صندلی، هرجا نشسته‌ای، هرجا که هستی، ضرباهنگ ساز را که شنیدی، با دو دستت ضرب می‌گیری؛
اصلا به ذهنت می‌سپاری که تن‌سپردن به ریتم موزون موسیقی -این اعجاز هستی، این صدای مستی- از اوجب واجبات است، فتوای تمام زندگی‌شناسان است.

اگر حواست باشد شیشه را جوری برق می‌اندازی که صدای خنده‌ی تشکرش را بشنوی؛
کنار نوزادی که حمامش کرده‌اند و حالا با لُپ‌های گل‌انداخته غرق خواب است، می‌خوابی، محو تماشای خواب‌دیدن‌ها و خندیدن‌ها و اخم‌کردن‌هایش می‌شوی، و پوست ناز و چروک‌شده‌ی انگشتانش را می‌نوازی؛
کوتاه کردن ناخن را بهانه می‌کنی تا دست پدر پیرت را بیشتر در دست بگیری؛
با بهانه یا بی‌بهانه مادرت را در آغوش می‌گیری؛
دست در موهای لَخت فرزندت، همسرت، یارت می‌اندازی؛
وقتی با دوستی دست می‌دهی، دستت را در عمق دستش فرو می‌بری، چفت می‌کنی ...


می‌خواهم بگویم پیش از کرختی، پیش از آن که زخمی به پا آید باید زیر و بم‌های زمین را آزمود، آموخت**. از لی‌لی نباید غافل شد، از پابرهنه دویدن در چمن، از شکستن قولنج انگشتان گاهی، از دست‌کشیدن بر صورت اصلاح‌شده، از دست به دست کردن نان داغِ از تنور بیرون‌آمده، از شوت‌کردن توپی که توی کوچه سرراهت سبز می‌شود ...


مهدی شریف‌الحسینی
@beshkanha
----------------------
* این ماجرا واقعی است.
** گاه زخمی که به پا داشته‌ام زیر و بم‌های زمین را به من آموخته است. سهراب سپهری

معجزه آب گرم با معده خالی!

💎🔹معجزه آب گرم با معده خالی!

❗موضوع مهم: ای کاش بتوانم این مطالب را به همه انسان ها  برسانم:

🗣یکی از متخصصین قلب می گوید اگر هر کسی که این نامه به دستش می رسد به کسانی که می شناسد بفرستد پس باعث نجات زندگی انسان می‌شود!

🔘درمان با آب گرم! باورتان نمي شود
اتحاد بیماری های ژاپنی آخرین تجربه درمان با آب که نتایج صد درصد برای بیماری های زیر را دارد منتشر کرد:

☑سردرد شدید، فشار خون، کم خونی، درد مفاصل، فلج، ضربان شدید یا تند قلب، صرع، چربی، سرفه، التهاب حلق، آسم،سل، التهاب شرایین، و هر مرضی که به مجاری ادرار مربوط می‌شود، زیادی ترشح اسید و التهاب معده، کم اشتهایی..

و هر مرضی که به چشم و گوش و حنجره مربوط می شود.

✍طریقه درمان با آبی که به جوش آمده
هر روز صبح زود از خواب بیدار شو و 4 لیوان آب با معده خالی بخور(160‌میلی) 👈 و آب باید گرم باشد ولی نه آنقدر که زبان را بسوزاند ولی ولرم نزدیک به گرم باشد
و تا 45 دقیقه بعد هیچ گونه غذایی نخورید.

👈 و پس از هر وعده غذا تا 2 ساعت آب نخورید!
بعضی از افراد یا مریض ها در اوایل برای نوشیدن 4 لیوان در یک وقت مشکل دارند می توانند کمتر آب بنوشند و یواش یواش به 4 لیوان برسد!

👌 نتایج درمان با آب برای امراض زیر در مدت معین زیر ثابت شده:
◾مرض قند 30 روز
◽فشار خون 30 روز
◾مشکلات معده 10 روز
◽انواع سرطان 9 ماه
◾سل و التهاب شرائین 6 ماه
◽کم غذایی 10 روز
◾مشکلات مجاری ادرار 10 روز
◽مشکلات بینی و گوش و حنجره 20 روز
◾مشکلات عادت ماهیانه 15 روز
◽مشکلات قلب و انواع آن 30 روز
◾سردرد شدید 3 روز
◽کم خونی 30 روز
◾چربی 4 ماه
◽صرع و فلج 9 ماه
◾مشکلات دستگاه تنفسی 4 ماه!

‼ و آب یخ دشمن سلامتی!

📜 ‌ابوعلی سینا:

اگه آب یخ شما را در جوانی بیمار نکند در میانسالی شما را سخت بیمار خواهد کرد!

🔻آب یخ باعث چسبیدن چربی دور عروق قلب شده و عامل انسداد 4 رگ اصلی قلب و سکته یا ایست قلبی میشه!

🔻شاید شنیده باشید افراد جوانی که ایست قلبی می کنند و از دنیا میرند، علت اصلی این اتفاق بد نوشیدن آب یخه!

🔻آب یخ اولین و بزرگ ترین علت سیروز کبد و نابودی کبد محسوب میشه چون آب یخ باعث چسبیدن چربی دور جداره کبد میشه...

🔴متاسفانه بالای 90% کسانی که در انتظار پیوند کبد هستن قبلش به نوشیدن آب خیلی خنک عادت داشتند!

⚠در کل نوشیدن آب یخ باعث از کار افتادن لوزالمعده و بیماری دیابت میشه!

🔻آب یخ باعث از بین رفتن عاج روده و معده شده و موجب  سرطان دستگاه گوارش میشه...

✅برای دوستان خود ارسال کنید تا کسانی را که دوستشان داریم را از مرگ نجات بدهیم...

🍎🍏سلامتی را به دوستانمان هدیه کنیم!


لطفا تا می توانید در گروه ها نشر دهید..👌

📎کانال پروفسور سمیعی👇
JOIN➡  @drsamiie 💎
https://telegram.me/joinchat/AAAAAERgI9p6vOuafz949g