رازهای باورنکردنی و عجیب ناف

رازهای باورنکردنی و عجیب ناف

شاید دیده باشید که خیلی از پدر مادرها بند ناف فرزندشون را به بانک بند ناف می سپارن و سلول بنیادی ازش استخراج میشه تا در مواقع حساس (که امیدوارم هرگز پیش نیاد) استفاده بشه.

 "ناف" نقطه آغاز زندگیه و باورنکردیه که روی سلامتی، احساسات و روان ما تاثیر گذاره.
 حتی باآزمایشات مختلف روی ناف به ما میگن که ما مستعد چه بیماری هایی هستیم.

 مالیدن روغن های مختلف اطراف ناف باعث جذب اثر اون روغن بر بدن میشه!

 یعنی شاید بشه گفت بسیاری از بیماری ها (و شاید همه ی بیماری ها) به نوعی رابطه ای با ناف داشته باشد.

تعدادی از بیماری های کودکان و بزرگسالان که به راحتی و با ریختن دو یا چند قطره از روغن های مختلف  باعث اثرات شگفت انگیز میشه را با هم ببینیم:

🔻مالیدن روغن بادام روی ناف باعث درخشندگی و شادابی پوست میشه.

🔻موقع سرما خوردگی و آنفولانزا و دردهای قاعدگی کافیه یک پنیه را الکلی کنید و روی ناف قرار بدهید و اثر معجزه آساش رو ببینیند.

🔻مالیدن روغن کرچک روی ناف قبل از خواب اگر چند روز متوالی اتفاق بیوفتد باعث بهبود پادرد و زانودرد می شود.

🔻اگر فرزندتون در فصل پاییز دچار ترک خوردگی لب و پوست دست شده و یا خودتون با شستن ظرف ها دستتون زود خشک میشه، اگر دچار اگزما هستید، مالیدن روغن خردل روی ناف اثر معجزه آسا دارد.

🔻شاید تعجب کنید اگر بشنوید مالیدن روغن نارگیل روی سطح ناف رحم زنان رو گرم می کند و نه تنها مشکلات ناباروری را رفع می کند عفونت بانوان را هم از بین می برد.

🔻اگر فرزندتان یبوست دارد مالیدن روغن زیتون داخل ناف و ماساژ دادن اطراف ناف در جهت عقربه های ساعت باعث رفع مشکل یبوست کودک می شود. ضمنا انجام این کار مشکلات کم وزنی کودکان را به طرز عجیبی رفع می کند. جالبه بگم ترک بدن زنان در اثر چاق و لاغری و بارداری هم با این شیوه رفع می شود.

🔻مشکل کبد چرب دارید؟ کک و مک روی پوست صورتتان هست؟ روغن لیمو را روزی دو بار روی نافتان بمالید، هم مشکل کبد چرب تا حد زیادی رفع می شود و هم کک و مک ها کمرنگ می شوند.

🔻چکاندن روغن سیاهدانه داخل ناف، گوش درد را رفع می کند و جالب اینه که این روش بی نهایت معجزه آساست.

🔻دچار گرفتگی عضلات شدید؟ سردردهای عصبی و میگرن سراغ شما می آید؟ باور نکردنی است ولی چکاندن روغن گردو روی ناف و اطراف آن نه تنها این مشکلات را از بین می برد بلکه برای رفع چربی خون هم معجزه آساست.

🔻زدن روغن بنفشه داخل ناف باعث رفع خشکی بینی می شود.

اجازه دهید همه بدانند

قیاس «ادبیات انتقام‌» با غایت دین و حکومت؟


🔴قیاس «ادبیات انتقام‌» با غایت دین و حکومت؟
✍️ احمد حیدری                                   

✅ در یادداشت «دستور قرآن، سیره پیامبر(ص) و تب تند انتقام‌جویی!» با نگاه به قرآن و سیره پیامبر(ص) یادآور شدیم که «متأسفانه جماعتی این روزها بر طبل انتقام‌ می‎کوبند و تب انتقام‌جویی را در تن جامعه بالا می‌برند حال آن که انتقام‌جویی با غایات دین سازگاری ندارد». 

در این یادداشت، با توجه به تداوم شدید آن ادبیات از طرف همان محافل، چند نکته دیگر اضافه می‌کنیم:
✅ 1. هدف خلقت «خلیفة الله شدن» انسان است(بقره 30) و خداوند تربیت شده‌ها(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید11/233) و برگزیدگان خودش(حج 75) را به هدایت انسان‌ها گسیل داشته تا آنان را به طریق خلیفة الله شدن که همان راه عبودیت و بندگی است، سوق دهند و هدایت کنند. غایت دین و حکومت دینی هم، همان غایت خلقت یعنی «هدایت ناس و عموم مردم» است نه فقط مردم یک قبیله، شهر، کشور، قاره یا مردم یک عصر و زمان(«هُدىً لِلنَّاسِ» بقره 185)؛ از این رو حکومت با همه عرض و طولش از نگاه اولیای دین هیچ ارزش ذاتی‌ای ندارد مگر این که وسیله‌ای برای هدایتگری و اقامه حق یا میراندن باطل باشد. با همین نگاه است که امیر مؤمنان می‌فرماید:

«به خدا سوگند، اين كفش پاره و بى‌ارزش نزد من از حكومت بر شما محبوب ‏تر و ارزشمندتر است مگر اين كه با حکومت، حقّى را به پا دارم، يا باطلى را دفع نمايم‏»(نهج البلاغه، خطبه33). 

بنا بر این همه رفتارهای حکومت دینی باید در راستای هدایتگری و جذب «انسان‌ها» به توحید، اسلام و معاد باشد و هر عملی که به جای «مقرّب» و نزدیک کننده بودن، «مبعّد» و دور کننده از خدا، دین حق و معاد باشد، باید وانهاده شود.
✅ 2. حکومت دینی در راستای «هدایتگری عمومی» باید نگاهش را از شهروندان و مردم کشور فراتر برده و جهانی سازد و به قضاوت جهانیان در باره رفتارهایش توجه کند زیرا داعیه ادامه‌دهندگی راه پیامبران را دارد. وقتی قضاوت جامعه انسانی در باره حکومت دینی اهمیت یافت، رفتار حکومت محدودیت می‌یابد و نمی‌تواند فقط رضا و خواست شهروندانش را ملاک قرار دهد. 

عملکرد جمهوری اسلامی در قبال اقدام تروریستی آمریکا در به شهادت رساندن حاج قاسم و یارانش، به عنوان «عملکرد جمهوری اسلامی» در تاریخ ثبت می‌شود و منشاء هدایت و نزدیک شدن یا دور گردیدن مردم امروز و آینده جهان از دین و حکومت دینی می‌گردد.
✅ 3. شک نیست که به حکم ضرب المثل معروف «ترحم بر پلنگ تیزدندان، ستمکاری بود بر گوسفندان»، نباید به مستکبران و طاغوت‌های «انسان‌ستیز» رحم کرد و شک نیست که دین به همان شدت که تعدّی و ظلم را محکوم می‌کند، «انظلام» یعنی ظلم‌پذیری و ظالم‌پروری را هم تقبیح می‎‌نماید(بقره279)؛ امّا کوبیدن سر افعی خطرناکی که مظلومان را نیش زده و می‌زند، را به دو نیت می‌توان انجام داد: به نیت کوبیدن ستمگر متجاوز یا به نیت انتقام از مظلومی که مورد ستم واقع شده است. انتقام برای تشفّی خاطر ستمدیدگان است و گر چه در محدوده‌ای و با قیودی جایز است اما ممدوح و آرمانی نیست ولی کوبیدن ستمگر متجاوز علاوه بر جواز، واجب، ممدوح و آرمانی بشر است و مؤمن باید زرنگ باشد و کارش را با بهترین نیت انجام دهد.
✅ 4. مقابله با ستمگر را هم با دو ادبیات می‌توان فریاد کرد: یک، ادبیات انتقام‌گیری که مقابله با ستمگر را از اوج ستم و استکبار‌ستیزی آرمانی به انتقام‌گیری شخصی و جمعی تنزل می‌دهد. دوم، ادبیات ظلم و استکبارستیزی که آن را اقدامی آرمانی و دفاع از «حقوق بشریت» نشان داده و برای همیشه تاریخ و نزد همگان ممدوح می‌سازد.
✅ 5. پمپاژ ادبیات انتقام، عواقب خطرناکی دارد و در آینده ضربه جبران ناپذیری بر بنیان اخلاقی جامعه وارد خواهد ساخت و تعجب‌آور است که عالمان دین و مربیان و متصدیان تربیت اخلاقی جامعه چرا در برابر این پمپاژ بنیاد بر باد ده سکوت کرده و تریبون را از پمپاژ کنندگان این ادبیات نمی‎گیرند! طبیعی است که مصیبت دیدگان غالبا نتوانند بر احساسات جریحه‌دار شده‌شان غلبه کنند و از روی خشم و غیظ مقدسشان، زبان به این ادبیات بگشایند ولی مربیان اخلاقی جامعه نباید این فرصت را به آنان بدهند. امید که در عمل و بیان یاری دهندگان دین خدا و تعالی دهندگان حقیقت باشیم.
@Sahamnewsorg

اخلاقی زیستن

 اخلاقی زیستن

جامعه شناسی خودمانی
 
‎اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
‎اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد...

 چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
تهمت فراوان است ؟
دروغ بی شمار است؟
چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟
 چرا جوانان به مواد مخدر روی آورده اند؟
 چرا رابطه‌های آن چنانی رواج یافته ؟  
 چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
  چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
 چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
چرا فحش زیاد شده ..؟
 چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید آنجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ....؟
مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
 مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
 مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند کم است ؟

پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟

خلاصه : چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟
چرا و چراهای بسیاری دیگر...؟؟
پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:

«ابهام از آینده و در نتیجه عدم رعایت  اخلاقی زیستن»

در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.

 در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰ گرم غذا می‌خورد.

پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند.

دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند
 و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل  را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد.

به طور مثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است.

 به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد...
 
 
ابهام ازآینده
 اخلاقی زیستن
 مصطفی ملکیان

 

اپیدمی سوء‌ مدیریت در ایران

اپیدمی سوء‌ مدیریت در ایران


در ماه های اخیر شاهد حوادث تلخ و ناگواری در عرصه اجتماعی کشور مان بوده ایم. گرانی بنزین در آبان ماه و اتفاقات تلخ مرتبط با آن که منجر به کشته و زخمی شدن جمعی از هموطنان مان گردید، از بین رفتن ۵۹ نفر در مراسم تشییع سردار سلیمانی، سرنگونی هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ۱۷۶ سرنشین آن به اضافه تصادفات و سوانح جاده ای که هر ساله تعداد زیادی از هموطنان را به کام ‌مرگ می برد، همه و همه جزو اتفاقاتی می باشند که به ندرت می توان مشابه آن را در سایر نقاط جهان یافت. 

صرف نظر از مواضع سیاسی و رویکرد موافقان و مخالفان نظام در این خصوص، با نگاه اجمالی به هریک از حوادث می توان سوء‌ مدیریت ناشی از عدم رویکرد سیستمی و راهبردی به مسایل جامعه را یکی از عوامل اصلی بروز اتفاقات اخیر برشمرد. 

امروزه همزمان با توسعه تکنولوژی در جوامع صنعتی بر جنبه های علمی مدیریت بیش از هنری بودن آن تاکید شده، فلذا در برنامه ریزی، هدایت و کنترل قضایا با توجه به این رویکرد، تاثیر و بازخورد هر عامل ورودی (داده) بر سیستم و خروجی آن (ستانده) در نظر گرفته شده، سعی می شود ضمن لحاظ کردن تمام گزینه ها و داده های ممکن، تصمیماتی اتخاذ گردد که در نهایت مطلوب ترین نتیجه و بازخورد را ایجاد نماید. بدین اعتبار، سوال اساسی این است که آیا در مدیریت و کنترل حوادث اخیر به کلیه راه حل ها توجه لازم و کافی شده است؟ 

مثلا در موضوع گرانی بنزین آیا واقعا امکان ایجاد هیچ گونه فرصت لازم برای شنیدن اعتراض های مسالمت آمیز مردم ناراضی وجود نداشته است؟ آیا بهتر نبود اجازه تجمعات اعتراضی در چارچوب قوانین ‌و مقررات داده شده و در خصوص دلایل گرانی بنزین اعم از مدیریت بهینه مصرف سوخت، تنگناهای اقتصادی کشور، آثار و تبعات تحریم ها و ... مردم را توجیه نمود. 

آیا در تشییع پیکر سردار سلیمانی امکان ایجاد محل های معین به منظور استقرار مشایعت کنندگان و خط ویژه حمل جسد وجود نداشته؟ 

در موضوع اصابت موشک به هواپیما، با آگاهی از این که کشور در معرض احتمالی حملات هوایی قرار خواهد گرفت، آیا امکان لغو پروازها برای ۲۴ ساعت وجود نداشته است؟ 

در پاسخ به سوالات فوق باید اذعان کرد که امکان تحقق هر یک از راه حل های مورد اشاره وجود داشته، لیکن نیازمند نگرش نظام مند و راهبردی مسئولان به مسایل و مشکلات جامعه صرف نظر از هر گونه مواضع سیاسی در حوزه داخلی و بین المللی است. بدیهی است در این صورت می توان با در نظر گرفتن آثار و تبعات هریک از راه حل ها مناسب ترین تصمیمات را اتخاذ نمود. مادامی که این مهم مورد توجه مسئولان قرار نگیرد، در پیشگیری از بروز حوادث و اتفاقاتی از این دست و نیز مدیریت و کنترل بلایای طبیعی نظیر  زلزله و سیل با شکست مواجه خواهیم شد.
پوریا دینی ترکمانی
سرمقاله روزنامه اخبار صنعت ۹۸/۱۰/۲۴

پیامبر پیامبر صلح و دوستی

پیامبر پیامبر صلح و دوستی

🔴📣 پیامبر صلح و دوستی که غیرمنصفانه به او نسبت آدم کشی  دادند!

✝️ حضرت مسیح (درود خدا بر او) را امروزه به عنوان پیامبر صلح و دوستی می‌شناسیم.
در دوران سیاه قرون وسطی، اما چنین نبود.
مسیح (ع) در آن زمان به مدت چند صد سال، پیامبر زدن و کشتن و سوزاندن و جهل و خرافه بود.
گفتار او که در کتاب مقدس گرد آمده بود، ابزار نفی مسلمات علمی بود.

⚫️ روحانیون مسیحی، سده‌ها با نام پیامبرشان هر بلایی توانستند بر سر مردم آوردند.
مردم جاهل را البته خیالی نبود که این روحانیت بر گرده‌ی آن‌ها سوار است و به نام دین و به نام مسیحیت، آن‌ها را در جهل و فقر نگه می‌دارد.
این اندک شمار اهل علم و دانش بودند که واقعیات جهان و زندگی را می‌دیدند اما جرات دم بر آوردن نداشتند.
آن‌ها هم که می‌فهمیدند و فهم‌شان از جهان و زندگی را بیان می‌کردند، یا آواره سرزمین‌های دور دست می شدند یا گرفتار گزمگان حافظ دین می‌گشتند و بعد از سخت‌ترین شکنجه‌ها در آتش سوزانده می‌شدند.

✅ اما در نهایت این سخنِ همین اندک شمار انسان‌های انسان‌مدار بود که بر کرسی نشست.
این زمین بود که بر دور خورشید چرخید و این زمین بود که نه عمر شش هزار ساله بلکه میلیون‌ها ساله پیدا کرد و این قوانین خردورزانه‌ی حاکم بر زمین بود که به جای قوانین آسمانی مفروض نشست.
خداوند مد نظر ایشان که در بالای هفت آسمان بر امور بشر ناظر بود و فرمان قتل و جنایت می‌داد محو شد و انسان به مسئولیت انسان در مقابل خدای حکیم و انسان و «آزادی» رسید.
اگر چه نه کامل، اما دست‌کم بر روی زمین و نه در بهشت دروغینِ وعده داده شده توسط روحانیت مسیحی.
وقتی دین مسیح (ساخته شده توسط کشیشان) از زمین به آسمان و کلیسا برگشت، همه چیز حالت عادی به خود گرفت.
❌ سدّی که در مقابل استعداد بشر برای کشف جهان، به دست روحانیت مسیحی ساخته شده بود در هم شکست و استعداد بشر در آزادی شکوفا شد.
آزادی سکوی پرشی شد به طرف پیشرفت غیر قابل تصوری که در خیال مردمان گذشته هم نمی‌گنجید.
از همه مهم‌تر، دین کشتار، دوباره تبدیل شد به دین صلح و دوستی.
کشیش‌ها که به کلیسا برگشتند -گیرم نه به طور کامل و هنوز دست اندر کار دست‌کم در حوزه‌ی اقتصاد- صدا و کلام‌شان نرم شد و دین زورگویی و جنایت‌شان تبدیل شد به دین رحمت.
آن عده‌ای هم که دوست داشتند در قرون وسطی باقی بمانند، و زمین را همچنان مرکز جهان بدانند، بر اعتقاد خود در فضای آزادی، باقی ماندند و کسی با حق «جاهل بودن» و «جاهل ماندن» آن‌ها مخالفتی نکرد.
ناقوس کلیساها همچنان به نواختن ادامه دادند اما بدون ایجاد مزاحمت برای کلیسا ناباوران و وسیله‌ای شدند برای فهمیدن ساعات روز بدون آزار و اذیت دیگران.
و این درس بزرگی‌ست برای مردمی که امروز «دقیقا»، در ایام گذر از قرون وسطی کشور خود به سمت دوران روشنگری و روشنایی، یعنی در زمان حال هستند.

🔰 غربی‌ها یک شبه از شر کشیش های مسیحی و دستگاه کشتار آن‌ها خلاص نشدند.

✅ شانسی که ما مردم امروز آورده‌ایم این است که تجربه‌ی آن‌ها را پیش رو داریم و نیازی به صدها سال جنگ و مبارزه نداریم.
👈آن‌ها بدون هیچ تجربه‌ی پیشینی، همه چیز را خود ساختند، ولی ما می‌توانیم از آن‌ها الگو بگیریم و مسیر آزادی و پیشرفت را آسان‌تر طی کنیم.
برای این که سایر مذاهب هم مانند مسیحیت تبدیل به دین رحمت و شفقت شوند باید از حکومت و سلطه‌ی سیاسان جدا شوند.
کتاب‌شان باید در اختیار عده‌ای باقی بماند که روزهای عبادت‌شان در معابدشان گرد هم آیند و از آیات مهر و محبتش -چه وجود داشته باشد چه نداشته باشد- سخن بگویند.
و مردمان اهل فرهنگ به هر جای گیتی که خواستند دست بیندازند و در ۱۴ میلیارد سال نوری فضایی که در اختیار آن‌هاست، به هر سمت و سو که خواستند بروند و به پیش بتازند.

👈 این سرنوشت ماست. این سرنوشت بشر است.

🤔🤔🤔

قیاس مع الفارق

بنام خدا

قیاس مع الفارق

سلام سردار فدوی!

نمی دانم شب عملیات کربلای چهار کجای خط و یا در کدام مقر بوده‌، یا چه مسئولیتی داشته‌ای؟
نمی دانم آن شب تو نیز کنار محسن رضایی بوده‌ای که قرار بود برای فریب دشمن هزاران تن را به کشتن بدهد؟
ولی من آن شب روی خاکریز در محل رهایی نیروها در کنار اروند رود  بودم. همان جا که امروز یادمان علقمه است و کاروان راهیان نور برای دیدن بی لیاقتی شما در جنگ به دیدن آن می‌روند.
من آن شب، تنها در دو ساعت حدود ۲۰۰ دوست نازنین خود را بی آن که حتی گلوله به سوی دشمن شلیک کرده باشند، خونین بر آب اروند دیدم.
قرار بود این سخن شما را در مهار غائله بنزین، به ۲۴ روز دیگر موکول کنم اما انگار نمی‌شود.... وقتی داغ آدم را تازه می‌کنید، سکوت اوج بی عدالتی و بی تقوایی و پذیرش ظلم آشکار است.
پس تنها چند کلمه‌ای می‌نویسم شاید روزی اجازه دهند از شما و مانند شما به خاطر بی‌تدبیری در جنگ هشت‌ساله شکایت کنم. (اگرچه می‌دانم لابد پرونده من پیش از شکایت از  شما، آماده می‌شود)

کاش آن شب، روی خاکریز، کنار اروند بودی و  می‌دیدی دشمنی که یک بار در عملیات فاو به این شیوه شکست خورده است، برای مقابله امادگی کامل دارد و چگونه تا صبح دو لول های خود را روی اب اروند قفل کرده بود واجازه رسیدن نیرو های ما به ساحل خودش را نمی‌داد.

و کاش آن شب کنار سنگر فرمانده گردان فجر لشکر ۳۳ المهدی بودی تا - اگر بشناسی - از شهید مرتضی جاویدی "اشلو " می‌شنیدی که به فرماندهی خبر می‌داد که نخستین گروهانش به آن سوی آب نرسیده، اما مجبور است گروهان دوم را راهی کند.و آن شب چه سخت گذشت بر دوستان.
و حالا  باید به جای پاسخ به خانواده شهدای آن عملیات، از چگونگی برخورد با مردم معترض به اقدامی بی‌تدبیرانه در افزایش قیمت بنزین، با قیاسی مع الفارق، عمل خود را با آن عملیات مقایسه کنید!

کاش قبل از این نوع تصمیم‌ها که هنوز معلوم نیست از سوی چه کسانی گرفته شده و هر بخش خود را مبرا نشان می دهد، شما یا نماینده سپاه در شورای امنیت ملی از عکس العمل طبیعی مردم نیز می‌گفتید و تدبیر می کردید که چگونه مردم را باید توجیه کرد و هزینه ها را به حداقل رساند نه این که بعد از خسارت های فراوان مردم و نظام، تازه در پی توجیه حادثه باشیم.
نمی دانم چه مشابهتی میان این دو حادثه وجود دارد که چنین قیاسی را مطرح کرده‌اید؟ البته لابد تنها شباهت  این دو حادثه در یکی بودن فرماندهی است!
حسین پیروان ۹۸/۹/۹
رزمنده دیروز  و بازنشسته امروز

زندانی بدون دیوار

 زندانی بدون دیوار
 
بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرارمی داد:
 
حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود. این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.

این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.

آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد.

در آن از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمی شد، اما...

اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.

عجیب این که زندانیان به مرگ طبیعی می مردند.

با این که حتی امکانات فرار وجود داشت، اما زندانیان فرار نمی کردند.

 بسیاری از آن ها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند.

آن هایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آن ها بودند رعایت نمی کردند،

و در عوض عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.
 
دلیل این رویداد، سال ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

 
در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بود را به دست زندانیان می رساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمی شد.
 
هر روز از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
 
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه می گرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمی شد.

در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.
 
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است، چرا که:
— با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می رفت.

— با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می شد و خود را انسانی پست می یافتند.

— با تعریف خیانت ها، اعتبار آن ها نزد همگروهی ها از بین می رفت.

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.
این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می شود.

نتيجه :

اگر این روزها فقط خبرهای بد می شنويم، اگر هیچ کدام به فکر عزت نفس مان نيستيم و اگر همگي در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم،
به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.

این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان می رسانند و ما هم استقبال می کنیم ...
دلار گران شده ...
طلا گران شده ...
کار نیست ...
مدرسه ای آتش گرفت ...
دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند...
زورگیری در ملاءعام...

این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
 شما چطور فکر می کنید؟ ...
ما ایرانی ها دزدیم! ...
ما ایرانی ها همه کارهایمان اشتباه است. ...
ما ایرانی ها هیچی نیستیم! ...
ما ایرانی ها از زیر کار درمی رویم! ...
ما هیچ پیشرفتی نکردیم!...
ما ایرانی ها هیچ هنری نداریم!
ما ایرانی ها آدمِ حسابی نداریم!
ما ایرانی ها هر عیبی که یک انسان می تواند داشته باشد داریم! ...

توی همین محیطای مجازی چقدر بادلیل و بی دلیل به خودمان بد می گوییم و لذت می بریم.
به خودمان فحش می دهیم و کیف می کنیم و می خندیم.

اقوام مختلف ایرانی را مسخره می کنیم و همه با هم کل ایران را ! ...

بزرگان علمی٬ هنری٬ ادبی و دینی کشور خودمان را وسیله خنده و تفریح کرده ایم و هیچ کس هم نباید فکر کند این ها نقشه است.

این همان جنگ نرم است.

این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند،
این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند،
این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره منتظر مرگ خاموش هستند٬
 بیاییم از خواندن و شنیدن اخبار منفی فاصله بگیریم و تا می توانیم به خود و اطرافیانمان امید بدهیم، (((احترام))) بگذاریم و در هرشرایطی شاد زندگی کنیم.

قابلیت های جدید واتس اپ

قابلیت های جدید واتس اپ


این روزها و بعد از فیلتر شدن تلگرام، WhatsApp تبدیل به یک برنامه پیام رسان رایج شده است. ولی امکانات این نرم افزار به نوشتن پیام و فرستادن آن ختم نمی شود. امکانات بسیار زیادی در WhatsApp وجود دارد که ممکن است که از همه آن ها اطلاع نداشته باشید. در این پست امکانات نسخه جدید واتس اپ را آموزش می دهیم.
به گزارش رصداقتصادی : 

قبل از هر کاری واتس اپ گوشی خود را از لینک های زیر به آخرین نسخه ارتقا دهید:

تماس های صوتی و تصویری گروهی
تماس های صوتی و تصویری واتس اپ کاملا رایگان هستند و تنها حجم اینترنت شما را مصرف می کنند. در نسخه جدید واتس اپ برای گوشی های اندرویدی و آیفون، تماس های صوتی و تصویری به دو نفر محدود نمی شوند. بلکه می توانید با حداکثر سه نفر دیگر در آن واحد به صورت صوتی یا تصویری تماس بگیرید.
 
برای این که یک تماس گروهی را آغاز کنید، ابتدا باید یک تماس دونفره برقرار کنید. بعد از این که تماس اول برقرار شد،  در بالا و سمت راست صفحه آیکون آدمک را بزنید. حالا لیستی از کانتکت های شما نمایش داده می شود. می توانید از این لیست یک نفر دیگر را انتخاب کنید. دقت کنید که امکان انتخاب دو نفر به صورت همزمان وجود ندارد. بنابراین اگر می خواهید یک تماس چهار نفره داشته باشید، باید این مرحله را دو بار تکرار کنید.
 
امکانات گروه ها
در نسخه جدید واتس اپ برای گروه ها امکانات جدید در نظر گرفته شده است:
Catch-up: در نسخه جدید واتس اپ، اگر در گروه کسی شما را منشن کرده باشد، علامت @ و تعداد دفعاتی را که منشن شده اید، در پایین و سمت راست صفحه خواهید دید. با ضربه زدن روی علامت @ مستقیماً به کامنتی که شما را منشن کرده می رسید.
 
جلوگیری از اد شدن به گروه: 

در واتس اپ کاربران برای این که شما را به یک گروه اد کنند، نیازی به تایید شما ندارند. اما در نسخه جدید واتس اپ اگر شما یک گروه را ترک کنید، ادمین ان گروه نمی تواند شما را مجدداً به ان گروه اضافه کند.
 
مشاهده فضای اشعال شده توسط چت ها

اگر می خواهید فضای اشغال شده توسط اپلیکیشن واتس اپ را ازاد کنید، یکی از راه ها این است که چت های خود با دیگران را پاک کنید.  نسحه جدید واس اپ می توانید فضای اشغال شده توسط چت ها را ببینید.
برای این کار به منوی واتس اپ بروید و settings را انتخاب کنید. سپس Data and Storage را بزنید و در منوی بعدی Storage Usage را انتخاب کنید. در اینجا لیستی از چت های شما و فضایی که هر چت اشغال کرده است، نمایش داده می شود. با انتخاب هر چت می توانید گزینه های بیشتری را ببینید و مدیریت کنید.
 
به اشتراک گذاشتن موقعیت مکانی
اگر می خواهید به سوال «کجایی؟» جواب بدهید، به اشتراک گذاشتن موقعیت مکانی بهترین راه است! برای این کار به صفحه چت بروید و آیکون گیره کاغذ را بزنید. از گزینه های موجود، Location را بزنید و پس از باز شدن نقشه، Share Live Location را بزنید. می توانید موقعیت خود را برای ۱۵ دقیقه، ۱ ساعت و یا ۸ ساعت به اشتراک بگذارید.
دقت کنید که اگر Share Location را انتخاب کنید، موقعیت مکانی شما در همان لحظه به اشتراک گذاشته می شود.
 
انتشار استاتوس
اگر از اسنپ چت یا اینستاگرام استفاده کرده باشید، استاتوس واتس اپ برای شما چیز جدیدی نیست. استاتوس واتس اپ یک پیام در قالب فیلم، عکس یا گیف است. تمام کسانی که شماره شما را دارند، این پیام را می بینند. استاتوس های واتس اپ در تب سمت راست چت ها نمایش داده می شوند و از زمان انتشار تا ۲۴ ساعت قابل مشاهده هستند. هر کاربر می توانید در یک روز چند استاتوس آپلود کند.
 
اگر می خواهید برای واتس اپ خود استاتوس بسازید، واتس اپ را باز کنید. به تب استاتوس بروید و My Status را بزنید. حالا می توانید با استفاده از دوربین اصلی یا جلویی گوشی عکس یا فیلم (تا ۴۵ ثانیه) بگیرید. به علاوه می توانید از عکس های گالری گوشی انتخاب کنید. در مرحله بعدی می توانید عکس را ویرایش کنید و یا برای آن ایموجی بگذارید.
 
درست مانند اسنپ چت با اینستاگرام می توانید بفهمید که چه کسانی استاتوس شما را دیده اند. به علاوه کسانی که استوری شما را می بینند، می توانند به آن جواب بدهند.
 
اگر می خواهید به استاتوس بعدی (یا قبلی) بروید، روی لبه سمت راست (یا چپ) صفحه ضربه بزنید. اگر نمی خواهید استاتوس بعدی را ببینید، صفحه را به سمت چپ بکشید. اگر می خواید برای یک استاتوس کامنت بگذارید، هنگام نمایش ان صفحه را به بالا بکشید.
 
می توانید استاتوس خود را فقط با یک نفر و یا با یک گروه که عضو آن هستید، به اشتراک بگذارید. اما اگر استاتوس شما پابلیک باشد، تمام کسانی که شماره شما را دارند، آن را خواهند دید. به علاوه می توانید آن را با همه جز یک یا چند نفر به اشتراک بگذارید.
 
زوم کردن و ویرایش ویدئوها
در نسخه جدید واتس اپ آنچه در مورد ویدئوها می توانید انجام بدهید، کاملاً متفاوت با تسخه های قبلی است. از این پس می توانید هنگام مشاهده ویدئوها روی آن ها زوم کنید. به علاوه می توانید ویدئو را در یک پنجره جدید (pop-out) باز کنید. به این ترتیب همزمان با پخش ویدئو، می توانید صفحات دیگر واتس اپ را بخوانید و به چت کردن ادامه بدهید. همچنین امکاناتی از قبیل کراپ کردن یا جدا کردن بخشی از ویدئو هم فراهم شده است تا قبل از انتشار مجدد، بتوانید حجم ویدئو را کم کنید.
 
 
رکورد شکنی واتس اپ در سال جدید
واتس اپ با تمام محدودیت های بیجا و البته سرعت نه چندان جالب نسبت به تلگرام اما در سراسر دنیا کاربران زیادی دارد. این پیام رسان موفق به ثبت رکورد جالبی شده که قابل تامل است. واتس اپ ۱۰۰ میلیارد پیام طی روز پایانی سال ۲۰۱۹ جا به جا کرد و رکورد زد و در ادامه با هم درباره آن صحبت می کنیم، با ترنجی همراه باشید.
واتس اپ
واتس اپ ۱۰ سال است که در میان ماست. پیامرسانی که اولین بار در آگوست سال ۲۰۰۹ برای گوشی‌های آیفون ارائه شد. یک سال پس از آن واتس اپ راه خود را به گوشی‌های اندرویدی باز کرد و از آن تاریخ به بعد دنیای پیام‌رسان‌های آنلاین دستخوش تغییراتی اساسی شد.
سال گذشته WhatsApp اینفوگرافی جذابی منتشر کرد که در آن مهم ترین دستاوردهای خود در طول تاریخ ۱۰ ساله فعالیتش را برجسته کرده بود. روز گذشته این سرویس پیام‌رسان اعلام کرد که شب سال نو میلادی (31 دسامبر 2019) بزرگ ترین روز پیام‌رسانی در تاریخ 10 ساله آن ها بوده است.
 
در روز 31 دسامبر از تاریخ 12 شب تا 11:59 مردم سراسر در جهان با ارسال 100 میلیارد پیام در واتساپ رکوردشکنی کردند. از این تعداد 12 میلیارد عکس نیز رد و بدل شد. اما اگر برای شما هم جالب است بد نیست بدانید که پنج ویژگی محبوب در واتساپ به‌ترتیب عبارتند از: 

ارسال پیام متنی، اعلام وضعیت (status)، ارسال عکس، تماس و ارسال پیام صوتی.
 
امروز واتساپ پیام‌رسان محبوب شرکت فیسبوک بیش از 1.5 میلیارد کاربر ماهانه در سراسر جهان دارد و این رقم تا پایان سال 2020 احتمالا به 2 میلیارد هم خواهد رسید. این برنامه حالا هم در پلتفرم اندروید و هم iOS در دسترس می‌باشد.، همچنین نسخه دسکتاپ آن از تاریخ می سال 2016 در اختیار کاربران قرار گرفته است.

چطور  تغییر سوال معجزه می کند!


🔴 چطور  تغییر سوال معجزه می کند!

چند سال پیش هوسرل، بنیانگذار پدیدارشناسی در مطلبی گفته بود: 

"بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع می شود".

🔅سوالاتی هم که استیو جابز در یک ویدئو کلیپ پرسیده بود هیچ کدام با "چرا" شروع نشده بود ؟!
در چند کلیپ و مطلب دیگر از استیو جابز باز هم هیچ کدام از سوال های جابز با "چرا" شروع نمی شد همه با "چگونه و چطور شروع می شد!
در آثار دیوید برنز و آنتونی رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگر که در زمینه رفتار درمانی فعال هستند باز به همین نتایج می رسیم.

بشر موجودی تجربه‌گراست و هنگامی که پدیده‌ای جدید را تجربه می کند در مغز او نتایج ثبت می شوند و از اون نتایج در برخورد با پدیده‌های جدید استفاده می کند.
در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع می کنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته می گردد.به عنوان نمونه:
"چرا فلان اتفاق افتاد؟
چرا فلان حکومت سقوط کرد؟
چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
چرا من آدم موفقی نیستم؟
چرا این قدر فقیرم؟
چرا مردم این قدر بی‌تفاوت و ظلم‌پذیر هستند؟ و..." 

جواب تمام این سوالات در گذشته است.

✳️ افراد تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سوال هایشان را با "چرا" نپرسیدند که توانستند دنیای ما را تغییر دهند. آن ها سوال‌هایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
🔅چگونه می توانیم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟
🔅چگونه می توانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟
🔅چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....

✅حالا سوالی که مطرح می شود این است که "تفاوت سوال‌هایی که با چرا شروع می شوند با سوال‌هایی که با چگونه شروع می شوند در چیست؟"
همان‌گونه که در بالا اشاره شد جواب سوال‌هایی که با "چرا" شروع می شوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان می‌کنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارند.
به عنوان مثال جواب سوال "چرا من این‌قدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟"
از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچ وقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....".

👌این جواب ها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه می کنند و در نتیجه من می پذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم!

♨️ولی جواب سوال‌هایی که با "چگونه یا چطور" شروع می شوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برون‌رفت یا حقیقت‌بخشی به چیزی را بیان می کنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکسِ سوال‌هایی که با "چرا" شروع می شوند، جواب ها آماده نیستند.
مثلا: "چگونه می توانم فقیر نباشم؟
چگونه می توانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و ..."
پاسخ دادن به این سوال‌ها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و نتیجه هرچی باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است.

😔متاسفانه ما هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع می کنیم.
 معلمی از شاگردانش سوالی پرسیده بود و گفته بود درباره ا‌ش تحقیق کنید:
"چرا محیط پارک‌های ما پر از آشغال است؟"
دانش آموزان  کلی جواب در مورد بی‌فرهنگی مردم نوشته بودند!
مسلما اون معلم قصدش فرهنگ سازی بوده ولی آیا اگر سوال را این جوری می‌پرسید بهتر نبود؟!
"چگونه محیط پارک های ما می تواند همیشه تمیز باشد؟"
تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچه‌ها بیاموزیم.
 مسلما پاسخ سوال "چرا نمی توانیم.....؟" با سوال "چگونه می توانیم...؟" خیلی متفاوت است.

✔️پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راه‌های توانستن است. پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers

آیا شما عوام هستید؟

آیا شما عوام هستید؟

ﻗﺬﺍﻓﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ بوﺩ.
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﺩﻫﺪ، خندید ﻭ گفت:
ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ!؟ استعفا ﺍﺯ ﭼﻪ؟ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ...
ﺍﻭ ﺭﺍﺳﺖ می گفت، ﻧﻪ ﺭﻫﺒﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﻧﻪ ﺭﯾﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ ﻧﻪ ﺳﻠﻄﺎﻥ، ﻧﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ.
ﺍﻭ نمی‌خوﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﺎﻭﯾﻦ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ!
ﺭﻭﺯگارﯼ ﻟﻨﯿﻦ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻭﺯﯾﺮ ﭼﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﻬﻮﻉآﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ !
ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﻡ ﭘﺮﻭﻟﺘﺮﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ می دﻫﺪ!
ﻣﺎﺋﻮ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﻮﺩ.
ﭼﺮﯾﮏ ﭘﯿﺮ، ﮐﺎﺳﺘﺮﻭ ﻫﻢ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﺮﺩ!

ﮐﯿﻢ ﺍﯾﻞ ﺳﻮﻧﮓ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﯾﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﮐﺮﻩ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻮﺩ ،ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺩﺍﯾﻤﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ!
ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦﻫﺎ، ﺭﻭﺯﯼ ﻗﺒﻠﻪ ﻣﺮﺩمانشان ﺑﻮﺩﻧﺪ...
ﻫﻤﻪ ﺍین ها ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺳﺖ ﻋﻮﺍﻡ، ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ آﻏﺎﺯ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻋﻮﺍﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ
و عوام، آن ها را می پرستیدند! و ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﻒ میﺯﺩﻧﺪ.
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ خاطر آن ها به ﮐﺸﺘﻦ می ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﺩﮔﺮﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﻖ ﻫﯿﭻ نطق کشیدنی ﺭﺍ هم ﻧﺪﺍﺷﺖ.
ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﺎنی ﮐﻪ قذافی را ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﺵ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﮑﺴﺘﻨﺪ!
ﻋﻮﺍﻡ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ، ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻧﺮﻡ ﭼﯿﺴﺖ، ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﭼﯿﺴﺖ.
ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﻣﻌﻠﻢ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭼﯿﺴﺘﻨﺪ؟

ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺿﺮﺏ ﻭ ﺷﺘﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ، به دﺳﺖ پلیسی که باید حافظ مردم باشد ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪند،
ﻫﻤﺎن طوﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﻒ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﺪ
ﺩﺭ ﺻﻒ ﺷﯿﺮ ﻭ ﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﺪ.
ﻋﻮﺍﻡ، ﮔﺪﺍ؛ ﺑﯿﻤﺎﺭ؛ ﺗﻦﻓﺮﻭﺵ، ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺵ؛ ﻣﻌﺘﺎﺩ؛ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭼﻮﻥ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ که این ها ﭼﯿﺴﺘﻨﺪ؟
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ در سراسر جهان، عوام ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ دیگر ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺍﺳﺖ.
ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ!
ﻓﻬﻢ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﻧﮕﺮﺵ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ!
ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﺩ، ﻃﺎﻗﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﺘﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﺪ؛
ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﻂ ﺍﻭﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ؛
ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻭ ﻋﮑﺲ ﻭ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ آﻧ ﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺪ!
عوام ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﻭ ﺍﺭﺷﺪ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ می‌شود
پایان نامه هایشان را هم که از میدان انقلاب ابتیاع می کند.
چشم دارند، ولی نمی بینند! مغز دارند، ولی نمی فهمند!
کله برای آنان که جایگاه مخ، که عضوی است
که هر از چندگاهی باید به آرایشگاه برده شود
و اصلا اهمیت سر برایشان در آن است که رستنگاه موی سر است!
این ﻋﻮﺍﻡ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭼﻨﺪ ﺟﻮﮎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ،برای ﺩﻭﺳﺘﺎﻥشان ﻣﯽﻓﺮستند.
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻋﻮﺍﻡ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ جهان سوم ﺍﺯ ﻫﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ آﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ هم ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ.
ای کاش ما عوام نباشیم!!

رفتارهای چسبندگی در کودک

رفتارهای چسبندگی در کودک


✳️ برای بسیاری از والدینی که فرزند آن ها در سنین نوپایی قرار دارد، مواجهه با رفتارهای چسبندگی در کودک، تجربه ای دشوار و خسته کننده است. اما دانسته های علمی پیرامون مراحل رشدی کودک و به خصوص تکامل قسمت هایی از مغز که مرتبط با ارزیابی خطر و احساس امنیت هستند، نشان می‌دهد که بروز چنین رفتارهایی، به طور مثال در قالب مقاومت در برابر هرگونه فاصله گرفتن از والد، در بسیاری از موقعیت ها، یک واکنش طبیعی و متناسب با سن در کودک است.

برخلاف یک باور رایج، توجه، اهمیت و پاسخ دادن به رفتار چسبندگی در کودک، باعث تشدید و تداوم این رفتارها در او نمی شود، بلکه یافته های پژوهش ها از این دیدگاه حمایت می‌کنند که مراقبت توأم با توجه بیشتر، و جدایی های همراه با استرس کمتر، با کاهش سطح کلی اضطراب کودک و تقویت رابطهٔ او با والد، منجر به کاهش مقاومت کودک در برابر جدایی از والد می‌شود.

هنگامی که کودک از هرگونه فاصله گرفتن از والد ناتوان است، قبل از هر چیز به والدین توصیه می‌شود که احساسات و‌ ترس‌های او را به رسمیت بشمارند و‌ با آرامش و حفظ خونسردی، به او درباره ی حضور یا حتمی بودن بازگشت خود اطمینان بدهند. "می فهمم که می خواهی نزدیک من باشی، من همین جا کنار تو هستم"، "می دانم که دوست نداری بروم اما مطمئن باش تا چند لحظه دیگر برمی گردم".

✳️ بی اعتنایی به کودک در مرحله ی بروز رفتارهای چسبندگی، نه تنها به تسریع مستقل شدن او کمکی نمی کند، بلکه نادیده گرفتن نیاز آن ها به نزدیکی، احساس امنیت، همدلی و اطمینان بخشی، با القای احساس تنهایی در کودک، و گیرافتادگی او در ترس و سردرگمی، باعث طولانی تر شدن فاز چسبندگی می‌شود.

می توان گفت دستگاه روانی هر کودک، به طور ذاتی، بر مبنای جست و جوی احساس اتصال و آرامش در کنار والدین، طراحی شده است. نزدیکی توأم‌ با آرامش به والد، کودک را برای حفظ تعادل در هنگام هجوم احساسات دشوار، به دست آوردن قدرت تمایز میان موقعیت خطر از موقعیت امن، و جرأت مندی برای کنجکاوی و کشف، توانمند می‌کند. اگر می توانستیم صدای افکار یک کودک نوپا را، به طور مثال در هنگام مواجهه با یک گربهٔ خیابانی بشنویم، به احتمال زیاد چیزی شبیه به این جملات بود:

"یک موجود پشمالو با چهار پا آنجاست، وای انگار به ما نزدیک می‌شود، صبر کن نترس .. شاید یک گربه باشد .. بهتر است با مامان چک کنم .. باید پیش او بمانم .. اگر مامان آرام باشد احتمالا یک گربه است که لازم نیست نگرانش باشم.. نگاه کن مامان‌ آرام است، می‌گوید این یک گربهٔ‌ سیاه است و می خندد .. بس است دیگر لازم نیست بترسم .. چیزهای دیگری هم برای کشف کردن وجود دارد .. بهتر است سراغ آن ها هم بروم .."

فراهم کردن احساس امنیت و اطمینان هنگامی که کودک با احساس سردرگمی و ترس به والد پناه برده است، و تشویق او به کنجکاوی و بازی پس از مشاهدهٔ آرامش نسبی در او، می تواند در مدتی کوتاه نیاز او را به رفتار چسبندگی، با احساس تسلط بر محیط و میل به کشف آن، با اتکا به حضور والد، جایگزین کند.

✳️ باید دانست که مغز کودکان نوپا، تکامل کافی برای تمایز خطر، چه خطرات واقعی و چه خیالی، از موقعیت های امن را ندارد. بر همین اساس، چسبیدن به والدین در هنگام مواجهه با سایه ها، حیوانات، مجسمه ها و دلقک های خیابانی، و حتی لبخند افراد غریبه، و نشان دادن ترس، می تواند یک رفتار تماما نرمال در یک کودک نوپا باشد که نیاز او را به دریافت اطلاعات بیشتر درباره ی محیط پیرامون، نشان می‌دهد.

نیاز به نزدیک ماندن به والد به ویژه در مواقعی که کودک بیمار یا خسته است افزایش می یابد، و در این شرایط نیز نشانه ی ضعیف بودن کودک و به معنای وابسته ماندن به والد برای همیشه نیست. فراهم کردن اطلاعات متناسب با سن، افزایش آگاهی و احساس تسلط کودک نسبت به محیط، و‌ نشان دادن عشق، توجه و حضور قابل اتکا، کودک را در عبور از ابهامات دوران چسبندگی، و حرکت تدریجی به سمت استقلال و اتکا به  خود، یاری می‌کند.


#فرزند_پروری

https://www.positiveparentingconnection.net/clingy-toddlers-are-not-spoiled/

@alipsychiatrist

چرا بعضی ها در سنین بسیار بالا آلزایمر نمی گیرند؟

چرا بعضی ها در سنین بسیار بالا آلزایمر نمی گیرند؟

در تحقیقی که اخیرا انجام شده دانشمندان امریکایی گروهی از افراد مسن بین ۸۰ تا
۱۰۰ سال که کوچک ترین نشانه ای از زوال عقل نداشتند را مورد بررسی قرار
دادند و به راز طول عمر آن ها را پی بردند.

نیمی از شرکت کنندگان این تحقیق سیگاری بودند
 الکل مصرف می کردند
 علاقه ی زیادی به قهوه داشتند
 هیچ رژیم غذایی خاصی نداشتند و حتی بعضی از آن ها غذاهای مضری مثل سیب
زمینی سرخ کرده و همبرگر می خوردند.
 اما نقطه ی اشتراک تمام شرکت کنندگان  داشتن نگرشی بسیار خوشبینانه، ثبات
عاطفی،خوش رویی و فعالیت های اجتماعی بود.

دانشمندان به این نتیجه رسیدند که روحیه ی شاد ، نگرش مثبت به زندگی، بودن
در شرایط با ثبات عاطفی، بهتر از هر رژیم غذایی یا عادت مفیدی، از ما در برابر
زوال عقل محافظت خواهد کرد.

🆔 @Z_FROID

طرح شگفت‌انگیزِ حذف زبان انگلیسی از مدارس

«طرح شگفت‌انگیزِ حذف زبان انگلیسی از مدارس»

مهدی تدینی

طرحی در مجلس مطرح شده است که هدف آن حذف زبان انگلیسی از دروس مدرسه است. در توجیه آن هم عنوان قشنگی بر آن نهاده‌اند: «طرح رفع انحصار زبان انگلیسی در نظام آموزشی». هر چیز هم که «انحصاری» باشد حتماً بد است و باید انحصار را از بین بُرد! چه کار پسندیده‌ای!

پزشکان در جهان با چه زبانی مقاله می‌نویسند و کنفرانس می‌دهند؟ پژوهشگران علوم طبیعی به چه زبانی نتیجۀ تحقیقات خود را منتشر می‌کنند؟ در علوم انسانی وقتی پژوهشگران و نویسندگان قصد می‌کنند مخاطبانی جهانی داشته باشند به چه زبانی کتاب می‌نویسند؟ تاجران و بازرگانان و فعالان اقتصادی وقتی در نمایشگاه‌های بین‌المللی شرکت می‌کنند به چه زبانی بروشور تهیه می‌کنند و نمایندگانشان به چه زبانی با علاقه‌مندان صحبت می‌کنند؟ مثلاً تولیدکنندۀ کُره‌ای در نمایشگاهی که در برزیل برگزار می‌شود به چه زبانی با مراجعه‌کنندگانش صحبت می‌کند؟

فرض کنیم کسی بخواهد در هر یک از رشته‌های تحصیلی، از علوم پزشکی تا فنی و هنر و علوم انسانی تحصیل کند. مگر می‌تواند رشتۀ خود را به لحاظ منابع و ضروریات علمی بدون زبان انگلیسی تصور کند؟ این که کسی نتواند انگلیسی را به رغم آن  که به آن نیاز دارد یاد بگیرد بحث دیگری است و کسی که انگلیسی را یاد نمی‌گیرد، بعید است روسی و آلمانی و فرانسوی و اسپانیولی را یاد بگیرد. مسئله این است که تک تک علوم با توجه به کیفیت امروزی آن‌ها بدون زبان انگلیسی قابل تصور هستند یا نه؟!

حال اصلاً فرض می‌کنیم کسی نمی‌خواهد ادامۀ تحصیل دهد و قصد دارد به تحصیلات پایه بسنده کند و وارد بازار کار شود. کدام رشته و حوزۀ کاری را می‌توان سراغ گرفت که زبان انگلیسی در آن به کار نرود؟ جالب این که یکی از معدود درس‌های مدرسه که شاید اندکی در زندگی روزمره به درد کسی بخورد همین زبان انگلیسی است. حال ببینید مطرح‌کنندگان این طرح در توجیه آن چه گفته‌اند:

«با توجه به عدم ضرورت تعلیم زبان خارجی بـه دانش‌آموزانی که به هر دلیل به تحصیل دانشگاهی نخواهند پرداخت و  تأثیرات نامطلوبی که اجبار به آموختن زبان خارجی می‌تواند در ضعف تحصیلی این گروه از دانش‌آموزان داشته باشد، علی‌الخصوص دانش‌آموزانی که باهدف مهارت‌آموزی و ورود سریع به بازار کار مسیر تحصیل در شاخه‌های کار و دانش و یا فنی و حرفه‌ای را انتخاب می‌کنند و به نظر می‌رسد نیاز ضروری به آموختن زبان خارجی نداشته باشند»

به طور خلاصه می‌خواهد بگوید: «همه که نمی‌خواهند به دانشگاه بروند، پس برای چه اعصاب بچه‌ها را با اجبار به انگلیسی خُرد کنیم؟» شگفتا! این استدلال را در مورد بیش‌تر درس‌های مدرسه هم می‌توان مطرح کرد! فرمول‌های فیزیک و هندسه و شیمی و ریاضی (و البته صرف و نحو عربی) به چه درد کسی می‌خورد که قصد ادامۀ تحصیل ندارد؟

استدلال دیگر برای این طرح این است: «ازآنجاکه آموزش زبان در مدارس نسبت به آموزش در آموزشگاه‌های آزاد زبان کمتر موفقیت‌آمیز بوده و بهتر است که آموزش تمامی زبان‌های انگلیسی و غیر انگلیسی از محیط مدارس خارج‌شده و از طریق آموزشگاه‌های آزاد صورت گیرد.»

منظورش به فارسی روان این است که چون آموزش در مدارس چندان موفق نبوده، بهتر است کلاً تعطیل شود! یعنی به جای اصلاح نظام آموزشی و رفع معایب و نقایص، کلاً آموزش آن رشته باید تعطیل شود!

همچنین باز در توجیه این طرح آمده است: «با عنایت به چشم‌انداز چندقطبی جهان آینده و شکست طرح‌های جهانی‌سازی و اهمیت روزافزون منطقه‌گرایی و لزوم تکثر ارتباطات فرهنگی با قطب‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهان آینده ضروری است نظام آموزش همگانی کشور زمینه آموختن زبان‌های مهم بین‌المللی را فراهم آورد.»

شکست جهانی‌سازی؟! جهانی‌سازی کِی شکست خورد که ما صدایش را نشنیدیم؟ همان چین که در کار بلعیدن «جهان» است و بندبند اقتصادش «جهانی‌ شده»، مگر با زبانی غیر از انگلیسی محصولاتش را در منافذ جهان می‌چپاند؟ یا مثلاً روسیه مگر شبکۀ تلویزیونی بین‌المللی‌اش، «راشا تودی»، به زبانی غیر از انگلیسی است؟ در بارۀ هندی‌ها هم حرفی نمی‌زنم که زبان انگلیسی برایشان کم از زبان مادری نیست.

وقتی می‌گویم اخباری می‌شنوم که جای شاخ، شاخساری در حد گوزن شمالی بر سرم می‌روید، به من حق بدهید. و به این فکر می‌کنم که «۵۷» نماینده پای این طرح را امضا کرده‌اند. پنجاه‌وهفت!

نقل از  آکادمی علوم انسانی

روش های سم زدایی بدن

 

روش های سم زدایی بدن

تولید آلاینده ها و سموم متعدد یکی از چالش های دنیای صنعتی است، موادی که روزانه انسان و سایر موجودات زنده را مورد هدف قرار داده است. تصفیه سموم ناشی از آلودگی های صنعتی، هوا و مسمویت با فلزات سنگین مانند سرب، جیوه، کادمیوم و آرسنیک نیازمند شناسایی تازه ترین راه های مقابله دراین زمینه است.

این سموم از کجا وارد بدن ما می شوند؟ 

با استفاده از چه روش هایی می توان این عناصر مضر را از بدن خارج کرد؟

به طور کلی سموم موجود در بدن به دو گروه عمده تقسیم می شوند. بخش بزرگی از این سموم مثل مواد به جا مانده از سموم گیاهی و آفت کش ها، فلزات سنگین ناشی از آلودگی هوا، انواع دخانیات و آلودگی های صنعتی از خارج وارد بدن انسان می شوند. 

دسته دوم نظیر سمومی که از تجزیه مواد غذایی و داروها در بدن تولید می شوند، نیز حاصل تجزیه مواد در بدن هستند.

منابع تولید سموم و راه های ورود آن به بدن

قطعا مصرف سیگار یکی از راه هایی است که بدن را مورد هجوم مواد سمی قرار می دهد اما راه های دیگری نیز وجود دارد که به راحتی می تواند مواد سمی را وارد بدن کند. هوایی که تنفس می کنیم و غذایی که می خوریم، نوشیدنی ها و داروها نیز می توانند از راه های ورود مواد سمی به بدن باشند. همچنین فشارهای جسمی و روحی که شیوه زندگی مدرن به انسان تحمیل می کند، سمومی را در بدن تولید می کند. لوازم آرایشی و بهداشتی نظیر اسپری های ضد عرق، لامپ های فلورسنت و قندهای تصفیه شده از جمله منابعی است که مواد سمی در آن به وفور یافت می شوند. مواد نگهدارنده و مواد افزودنی موجود در غذاهای کنسرو شده از جمله سمومی هستند که به طور روزمره به بدن انسان وارد می شوند. از طرفی فلوراید و کلر موجود در آفت کش ها به راحتی با آب مخلوط شده و وارد بدن انسان می شوند. همچنین تابش امواج مغناطیسی به بدن از طریق تلفن همراه که امروزه به سادگی در دسترس همگان یافت می شود، سبب می شود سمومی در بدن انسان تولید شده و به ارگان های بدن آسیب برسانند.

سم زدایی چیست؟

وقتی سموم و آلاینده ها وارد بدن می شوند، ابتدا کبد و سپس کلیه ها اقدام به جذب آن ها از طریق خون می کنند و در مرحله بعد به کمک مکانیسم های مختلف این سموم را به خارج از بدن هدایت می کنند که به این روند، پاکسازی خون یا سم زدایی گفته می شود. سم زدایی به هضم بهتر غذا و کسب انرژی کمک می کند و سبب می شود که فرد احساس بهتری نسبت به قبل داشته باشد.

چه عواملی به بهبود روند سم زدایی کمک می کنند؟

عواملی چون مصرف روزانه و مداوم انواع سبزیجات و میوه های تازه می تواند نقش به سزایی در تسریع و بهبود روند سم زدایی داشته باشد. مثلا رژیم های غذایی مملو از فیبر، کربوهیدرات و آنتی اکسیدان می تواند سبب افزایش انرژی، افزایش سوخت و ساز بدن و تسریع فرآیند سم زدایی در بدن گردد. فیبرها با افزایش حرکات روده و از سوی دیگر با اتصال به سموم موجود در روده ها در فرآیند دفع سموم از بدن نقش مهمی دارند.

میوه هایی نظیر سیب سبز، مرکبات به خصوص لیمو ترش، سبزیجات تازه نظیر تربچه، کلم بروکلی، دانه های روغنی مانند گردو و بادام، جلبک های سبز خوراکی نظیر کلرلا ولگاریس، اسپیرولینا پلاتنسیس و نوشیدنی هایی نظیر چای سبز از بهترین منابع طبیعی جهت دفع سموم از بدن هستند.

از جمله ترکیبات موثر دیگر در فرآیند سم زدایی، کلروفیل، رنگ دانه سبز موجود در گیاهان است که در فرآیند فتوسنتز گیاهان نقش دارد و اعتقاد بر این است که این ماده با توجه به شباهت ساختار مولکولی اش به هموگلوبین خون می تواند در حفظ سلامت انسان موثر باشد. کلروفیل می تواند موجب پاکسازی جریان خون، از بین رفتن بوی بد دهان، بی اثر شدن مواد سرطان زا و جلوگیری از فساد دندان ها گردد. کلروفیل با کمک به دفع سمومی نظیر استالدهیدها (عامل خستگی و خماری) و هیستامین ها (عامل آلرژی و حساسیت) اثرات مثبتی در زندگی فرد می گذارد. جلبک های سبز از غنی ترین منابع کلروفیل در دنیا به شمار می روند و یکی از دلایل پر مصرف بودن ریزجلبک های خوراکی در کشور ژاپن اثرات پاک کنندگی آن ها است. کلروفیل، فیبرها و ترکیبات پلی ساکاریدی ویژه موجود در این جلبک ها با فلزات سنگین، سموم باقی مانده از حشره کش ها و داروها و سایر آلاینده های موجود در بدن پیوند برقرار کرده و آن ها را از طریق مدفوع دفع می کنند. تحقیقات نشان داده است که مصرف مداوم جلبک کلرلا ولگاریس حداقل به مدت یک ماه و به مقدار دو تا سه گرم در روز، بهبود روند پاکسازی بدن از سموم را به دنبال دارد.

از سوی دیگر فیبرهای گیاهی در هضم بهتر مواد غذایی موثر بوده و با کمک به افزایش حرکات طبیعی روده و برطرف کردن مشکلاتی نظیر یبوست (که باعث ماندگاری طولانی مواد زاید در روده ها می گردد) موجبات سلامتی دستگاه گوارش را فراهم می آورند.

یک مطالعه بالینی در دانشگاه تویاما در کشور ژاپن که بر روی 30 بیمار مبتلا به مسمومیت با فلزات سنگین انجام شده است، نشان می دهد که مصرف روزانه شش گرم ریزجلبک کلرلا ولگاریس می تواند در کاهش درجه مسمومیت خونی افراد تاثیر به سزایی داشته باشد.

انتخاب مواد غذایی نامناسب، مشکلات گوارشی و استرس می تواند میزان سم را در بدن افزایش دهد. این گردش دایمی سموم در بدن، می تواند صدمات جبران ناپذیری را به سیستم ایمنی وارد کند. همچنین تمامی ارگان های حاضر در فرایند سم زدایی شامل روده ها، کبد، کلیه ها، پوست و دستگاه تنفسی می توانند به سرعت از مواد سمی انباشته شوند.

با استفاده از یک رژیم مناسب سم زدایی می توان از این ارگان ها حفاظت کرده و به آن ها در دفع مواد سمی بدن کمک کرد:

1. مصرف انواع مواد غذایی حاوی فیبر در رژیم غذایی.

2. مصرف روزانه چای سبز به همراه چند قطره آب لیموی تازه برای محافظت از کبد.

3. مصرف مواد غذایی طبیعی حاوی ویتامین C. این ویتامین با تولید گلوتاتیون (یک آنتی اکسیدان قوی) در بدن به دفع سموم کمک می کند.

4. خوردن حداقل هشت لیوان آب در روز. چرا که آب به طور طبیعی تمام مواد اضافی بدن، سموم و ناخالصی ها را از راه های مختلف نظیر ادرار و عرق به بیرون می فرستد.

5. زندگی بدون استرس و سرشار از انرژی مثبت.

6. تنفس عمیق و ورود اکسیژن به بدن.

7. سونا راه مناسبی برای افزایش تعریق و خروج سموم از بدن است.

9. ورزش و فعالیت بدنی. یک ساعت ورزش در روز بهترین راه برای کمک به سم زدایی است. در هنگام ورزش تنفس تندتر و جریان خون سریع تر شده و در نتیجه تعریق بیشتر و حجم ادرار افزایش می یابد.

10. مصرف سیر، کلم، جعفری، ترب سیاه، کنگر فرنگی، چغندر قند و مارچوبه در رژیم غذایی نیز به بدن کمک می کند تا سموم و مواد زاید به ویژه آلودگی هایی مانند سرب و جیوه از بدن خارج شوند.

11. میوه های قرمز رنگ جزو میوه های سم زدای فوق العاده محسوب می شوند. در بین میوه های قرمز توت فرنگی خواص زیادی دارد. این میوه سرشار از پتاسیم است و می تواند به تمیز شدن کبد کمک زیادی کند.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

حق مصونیت منتقدین از تعرض

«حق مصونیت منتقدین از تعرض» 

از دیدگاه آیت الله منتظری

کلیه افراد یک جامعه حق مصونیت از تعرض را دارند؛ به ویژه فردی که اظهارنظر و انتقاد می‎کند بیشتر در معرض سوءظن حاکمیت قرار می‎گیرد؛ و باید جان، مال، آبرو و سایر شئون او از مصونیت برخوردار باشد. 

حضرت امیر(ع) فرمودند: "من کسی را با اتهام و ظن و گمان بازداشت و مؤاخذه نمی کنم." 

آن حضرت حقوق مالی خوارج را تا زمانی که خون بی گناهان را نریختند قطع نکردند، و هنگامی که بعضی از لشگریان معاویه در جنگ صفین توسط یاران حضرت مورد سب قرار گرفتند، آن حضرت با ناراحتی فرمودند: 

"من دشنام دادن و سب شما آنان را خوش ندارم، ولی اگر شما به جای این کار اعمال زشت و حالات آنان را بیان می‎کردید به حق نزدیک تر و عذر شما پذیرفته تر بود؛ و به جای دشنام و سب می‎گفتید: خدایا ،خون ما و آنان را حفظ کن و بین ما و آنان را اصلاح فرما و آنان را هدایت کن تا افراد نادان حق را بشناسند."

همچنین از امام باقر(ع) نقل است که فرمودند: "همانا علی (ع) به هیچ یک از کسانی که با او جنگیدند نسبت شرک و نفاق نمی داد، ولکن می‎گفت: اینان برادران ما هستند که بر ما یورش برده اند."

وقتی حضرت امیر(ع) نسبت به افراد محارب که با او می‎جنگیدند چنین برخورد می‎نمود و حیثیت و آبروی آنان را حفظ می‎کرد، بدیهی است نسبت به سایر مخالفان سیاسی خود که با او وارد جنگ نشده بودند چگونه برخورد می‎نمود. تاریخ گواهی می‎دهد که در زمان حاکمیت پیامبراکرم (ص) و امام علی (ع) هیچ کس به عنوان مخالف سیاسی بازداشت و محاکمه سیاسی نشد.

کتاب «رساله حقوق» صفحه 70

کانال تلگرام آیت الله منتظری:  @hoseinieh_shohadaa

بهترین راه انهدام یک تمدن

 بهترین راه انهدام یک تمدن

چینی های قدیم برای این که از شر حمله ی دشمنان در امان باشند دیوار بزرگ چین را ساختند؛ اما در صد سال اول ساخت دیوار ، سه بار دشمنانشان بدان نفوذ کرده و با چینی ها جنگیدند.
دشمنان از دیوار بالا نرفتند بلکه به دربان ها رشوه داده و از آن ها گذشتند.
چینی ها به ساخت بنای سد استوار پرداختند اما برای ساخت نگهبان هایش کاری نکردند غافل از این که نیروی انسانی مهم ترین مسئله است.
یکی از شرق شناسان می گوید:
برای انهدام یک تمدن ، سه چیز را باید منهدم کرد:
اول) خانواده
دوم) نظام آموزشی
سوم) الگوها و اسوه ها
برای اولی منزلت مادر به عنوان مربی کودکان را متزلزل کن.
برای دومی از منزلت معلم بکاه و در جامعه او را بی ارزش کن.
برای سومی منزلت نخبگان و دانشمندان را هدف قرار ده تا کسی آن ها را الگوی خویش قرار ندهد.

راه‌های کاهش ردپای کربن‌تان


🐾راه‌های کاهش ردپای کربن‌تان

اگر به‌دنبال راهی برای کاهش میزان انتشار کربن شخصی خودتان (کاهش ردپای کربن) هستید، این کارها را می‌توانید انجام دهید:
    1️⃣ استفاده از دوچرخه و یا وسایل نقلیه عمومی به‌جای خودروهای شخصی: حتی می‌توانید از آژانس و یا اسنپ و یا تپسی استفاده کنید.
    
    2️⃣ یک روز در هفته گیاه‌خوار شوید: مثلا یکشنبه‌ها گیاه‌خوار شوید. مصرف جهانی گوشت در حال افزایش است و تخمین‌زده شده‌است که یک پنجم انتشار گازهای گلخانه‌ای در دنیا مربوط به صنایع تولید گوشت است.

    3️⃣ شستن لباس‌ها با آب سرد: ۹۰ درصد انرژی استفاده‌شده توسط ماشین‌ لباسشویی صرف گرم کردن آب می‌شود.

    4️⃣ برای نوشیدن آب از شیر آب (با همراه داشتن لیوان و یا قمقمه کوچک) به‌جای بطری‌های آب معدنی استفاده کنید: بطری‌های پلاستیکی آب معدنی از فراورده‌های نفتی تولید می‌شود که تولید آن ها باعث افزایش سوختن سوخت فسیلی می‌شود. پس با استفاده‌نکردن از آن ها هم مصرف سوخت فسیلی کاهش می‌یابد و هم طبیعت از وجود این بطری‌های پلاستیکی درامان خواهد بود.

    5️⃣تفکیک زباله از مبدا: زباله‌های قابل بازیافت را از زباله‌های غیرقابل بازیافت جدا کنید. ظرف‌های غذا را قبل از دورانداختن از غذا خالی کنید. توجه کنید که کاغذ، آهن، و قوطی‌ها حلبی (مانند قوطی کنسرو) قابل بازیافت هستند.

    6️⃣صرفه‌جویی در مصرف انرژی: دمای خانه‌تان را در تابستان و یا زمستان بر روی درجه مناسب قرار دهید. چراغ‌های اضافه را خاموش کنید و از لامپ‌های LED استفاده کنید.

    7️⃣از غذاهای ارگانیک بیشتر استفاده کنید: در غذاهای ارگانیک از سموم آفت‌کش و مواد شیمیایی دیگر استفاده نمی‌شود. همچنین غذاهای بسته‌بندی‌شده استفاده نکنید چون نه‌تنها برای محیط‌زیست، بلکه برای سلامت خودتان نیز ممکن است مضر باشد.

    8️⃣در محل زندگی خودتان درخت و گیاه بکارید: درختان و گیاهان هم می‌توانند دی‌اکسید کربن جذب کنند و هم می‌توانند جزایر گرمایی که شهر‌ها رُخ می‌دهد را کاهش دهند.

    9️⃣از لپ‌تاب به جای یارانه‌های رومیزی استفاده‌ کنید: لپ‌تاپ‌ها به‌عنوان دستگاه‌های کم مصرف شناخته می‌شوند و انرژی بسیار کمتری نسبت به رایانه‌های رومیزی مصرف می‌کنند. همچنین سبک تر هستند و می‌توانید به‌راحتی آن ها را به هرجایی که می‌خواهید حمل کنید.
   
منابع:
    anspblog
    worldculturenetwork

➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✅✅دوستان عزیز:
با انجام یک سری اقدامات ساده می‌توانید ردپای کربن خود را کاهش دهید و از تولید گاز گل‌خانه‌ای جلوگیری کنید و در مقابله با تغییر اقلیم هر چند بسیار اندک سهیم بود. به‌عنوان مثال، اگر مجبور به مسافرت‌ با مسافت‌ها طولانی هستید، به‌جای استفاده از هواپیما از راه‌آهن استفاده کنید.

همچنین می‌توان یک پویش با نام #یکشنبه‌های_بدون_غذای_گوشتی راه‌اندازی کرد تا در کاهش تولید گازگلخانه‌ای سهیم شد.

هر چند نویسنده خود بر این اعتقاد است که این اقدامات برای حفظ محیط زیست و مبارزه با تغییر اقلیم کافی نیست و باید نوع حکمرانی کشورها تغییر کند و دولت‌‌ها باید تغییرات بنیادی در نظام سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی خود اتخاذ کنند و به‌سمت انرژیهای تجدیدپذیر سوق پیدا کنند.

نویسنده: #محمودرضا_مومنی، متخصص آلودگی هوا و تغییر اقلیم
تماس با نویسنده:
@mhrzmomeni

#تغییر_اقلیم
#گرمایش_جهانی
#گاز_گلخانه
#ردپای‌‌_کربن
#CO2

کانال تغییر اقلیم و آلودگی هوا 🍀🍀🍀
ID: @CC_AP

وزارت خزانه داری آمریکا و آینده کشورمان ایران.

وزارت خزانه داری آمریکا و آینده کشورمان ایران...

یادداشتی از :  دکتر محمود سریع القلم

هم اکنون به جایی رسیده ایم که فروش نفت، هر نوع سرمایه گذاری خارجی، عملیات بانکی خارجی، عمده تجارت خارجی و واردات مواد غذایی و دارو تابع اخذ مجوز از وزارت خزانه داری آمریکا است.

چرا طی دو قرن اخیر، انگلستان، روسیه، آمریکا و اکنون چین در حدِ قابل توجهی در تعیین جهت گیری و سرنوشت اقتصادی- سیاسی کشور، نقش کلیدی ایفا کرده اند و می کنند؟
 پهلوی اول به مدت بیست سال به توسعه عمرانی پرداخت و دولت مرکزی و ارتش ساخت اما در عرض چهار ساعت، روس و انگلیس از شمال و جنوب،  کشور را تسخیر کرده و شاه را راهی آفریقای جنوبی کردند.
بین سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، یک قطره از نفت ایران به واسطه دستور انگلیس و آمریکا، خریداری نشد و قحطی و سقوط اقتصادی در نهایت به کودتای ۲۸ مرداد منجر شد.
 بعد در اجلاس قدرت های غربی در گوادولوپ در سال ۱۳۵۷، تصمیم بر آن شد که محمدرضاشاه پهلوی باید ایران را ترک کند.
چند سوال اساسی:
    ۱-چرا خارجی ها در این حد می توانند سرنوشت اقتصادی کشورمان را تعیین کنند؟
    ۲-سیستم سیاسی قبل و بعد از انقلاب، تفاوت های بنیادی با هم دارند. اما  چرا در هر دو دوره،  خارجی ها در اقتصاد، ایفای نقش جدی می کنند؟
    ۳-آیا ممکن است در سیستم های تصمیم گیری نسبت به قدرت های بزرگ، اشتباهاتی صورت گیرد؟
    ۴-آیا ممکن است سیستم های سیاسی مختلف، میان اهداف و مقدورات، توازن برقرار نکنند و در نتیجه با قدرت های بزرگ درگیر شوند؟
    ۵-آیا درکِ سطح قدرت و توانایی کشور و سطح قدرت و توانایی روسیه، آمریکا، انگلستان و چین در برنامه ریزی ها و عملکرد سیاست خارجی اهمیت دارد؟
    ۶-چرا ما همیشه حتی در سیستم های مختلف، خود را یک قدرت جهانی می دانیم؟ روانشناسی این تلقی غیرواقعی از خود چیست؟
    ۷-آیا این که شهروندان، تفاهم اندکی با هم دارند و از آن طرف، کشور هم با کشورهای خارجی کمتر به تفاهم می رسد، ارتباطی وجود دارد؟
    ۸-آیا ممکن است حداقل به لحاظ تئوریک، نوعی خودبزرگ بینی و حسِ حق به جانب بودن، ریشه این رفتار در داخل و خارج باشد؟
    ۹-آیا ممکن است ما در سنجشِ میزانِ توانایی فردی و کشوری دقیق نیستیم و با کوچک ترین موفقیت مانند افزایش قیمت نفت در سال ۱۳۵۱، فکر می کنیم قدرت پنجم صنعتی جهان هستیم؟
 آیا سیستم های سنجش ما ایراد دارند؟
 
  ۱۰-چرا از داده ها، نتیجه گیری های نادرست می کنیم؟
 و چرا در ناخودآگاه خود، به بزرگ جلوه دادن خود و کشور، نوعی نیاز روانی داریم؟
بنا به اجماع روانشناسان، ریشۀ نزدیک به ۹۰ درصد آنچه انسان ها انجام می دهند و افکاری که حمل می کنند در ناخودآگاه آن هاست که از کودکی در پروسه های خانوادگی، اجتماعی و سیاسی شکل می گیرند.
اگر رضاشاه  فقط با دکتر فروغی پیرامون آینده آلمان در اروپا و سیاستِ جهانی مشورت کرده بود، شاید به گونه ای دیگر در سیاست خارجی تصمیم می گرفت.
خاطراتِ علینقی عالیخانی و عبدالمجید مجیدی حاکی از اینست که بعد از ۱۳۴۸، کل برنامه ریزی کشور فقط در ذهنِ محمدرضاشاه پهلوی  انجام می گرفت...

در فهم پدیده ها، مشورت کردن، دیدگاه های مختلف را شنیدن، برای نظرات دیگران احترام قایل شدن و از همه مهم تر، داده های صحیح داشتن در فهم و ادراک پدیده، تعیین کننده هستند.

فردمحوری اجازه نمی دهد گفت و گو و تفاهم وجود داشته باشد.
وقتی جمع ملاک باشد، تعداد اشتباهات کم می شود.
تفّرد همین طور باعث می شود اشتباه ادامه یابد چون قبول اشتباه، ابهت فرد را تقلیل می دهد و عظمت فرد مخدوش می شود.
بنابراین، یک فکر و روش اشتباه سال ها و سال ها ادامه پیدا می کند زیرا تغییر آن جنبه حیثیتی پیدا می کند.
در حالی که تصمیم سازی جمعی اگر اشتباه بود، راحت تر تغییر می یابد.
 اکنون وزارت دفاع آمریکا به خاطر تجربیاتِ منفی افعانستان و عراق، پروژه تغییر حکومت را کنار گذاشته است و به واسطۀ نظر و مشورت و مطالعۀ صدها نفر، روش های دیگری را برای پیشبرد اهداف خود به کار می گیرد.

آمریکا رهیافت نرم را پیش گرفته است:
همانند ۱۳۳۰، از کشور نفت نخرند؛ منابع مالی بشدت کاهش پیدا کند؛ سرمایه گذاری عمرانی تعطیل شود؛ بانک ها و شرکت های خارجی از همکاری عذرخواهی کنند و فقر تسّری پیدا کند.
 اگر فقط به یک داده توجه می شد، هیچ انتظاری از اتحادیه اروپا در برجام شکل نمی گرفت:
 آمریکا و اتحادیه اروپا حدود یک تریلیون و ۴۰۰  میلیارد دلار تجارت دارند. اگر این رقم در سیاست گذاری ها نقشی داشت، شاید گونه ای دیگر برای میزان تفاهم/ تقابل با محیط بین المللی، طراحی می شد.
دعوا کردن ضرورتاً بد نیست. اما دعوا بر سر چه مسئله ای؟
با چه هدفی؟
 برای چه بازه زمانی؟ دستاوردها کدامند؟ چه پیآمدیی دارد؟
 آیا ضرر با منفعت توازن دارد؟پایان این بازی کجاست؟

📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxyFmzRqfJG52Q

اضافه شدن 12 نوع سواد

اضافه شدن 12 نوع سواد


با مطالعه و بینش و بصیرت و جذب آگاهی


سازمان ملل در دهه دوم قرن 21، در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد.
در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت هایی اعلام شد که داشتن این توانایی ها و مهارت ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت.
بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود،حدود 5 درصد با سواد است.
این مهارت ها عبارت اند از :

1- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.

2- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.

3- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.

4- سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.

5- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.

6- سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.

7- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.

8- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.

9- سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست.

10- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.

11- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.

12- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب

چرا بطری های آب معدنی را هرگز نباید دوباره پر کنیم؟


❗️چرا بطری های آب معدنی را هرگز نباید دوباره پر کنیم؟

🔸در ساخت وسایل پلاستیکی از جمله بطری های پلاستیکی، از ماده ی شیمیایی ای به نام بیسفنول (بیشتر آن را به نام BPA می شناسند) استفاده می شود. این ماده ی شیمیایی خطرناک است و می تواند وارد آب شود و باعث رشد سریع باکتری های خطرناک در شکاف های بطری های پلاستیکی شود.
🔸دانشمندان آمریکایی با تحقیق بر روی ۲۵۹ بطری آب پی بردند ۹۳ درصد این بطری های از نوعی آلودگی میکروپلاستیک برخوردار بودند.
🔸بطری های پلاستیکی یک بار مصرف عمدتاً از پلی‌اتیلن ترفتالات (یا PET) ساخته می شوند. استفاده از این بطری ها بی خطر، اما استفاده ی مجدد از آن ها مضر است. این وسایل پلاستیکی در صورت حرارت دیدن یا خراش برداشتن، می توانند آب را آلوده به مواد شیمیایی کنند.

▫️به جای خریدن آب معدنی، یک بطری پلاستیکی بدون BPA، شیشه ای یا استیل تهیه و آن را از آب پر کنید. با این کار نه تنها به سلامت خود، بلکه به محیط زیست هم کمک می کنید.

@razetooleomr  🍏

«شاید در بهشت بشناسمت!»❤

«شاید در بهشت بشناسمت!»❤

مجری یک برنامه تلویزیونی که مهمان او یک فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید؛ بیشترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟

فرد ثروتمند چنین پاسخ داد:
چهار مرحله را طی کردم تا طعم حقیقی خوشبختی را چشیدم.

در «مرحله ی اول» گمان می کردم خوشبختی در جمع آوری ثروت و کالا است، اما این چنین نبود.

در «مرحله ی دوم» چنین به گمانم می رسید که خوشبختی در جمع آوری چیزهای کم یاب و ارزشمند می باشد، ولی تاثیرش موقت بود.

در «مرحله ی سوم» با خود فکر کردم که خوشبختی در به دست آوردن پروژه های بزرگ مانند خرید یک مکان تفریحی و غیره می‌باشد، اما باز هم آن طور که فکر می کردم نبود.

در «مرحله چهارم» اما یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد، پیشنهاد این بود که برای جمعی از کودکان معلول صندلی های مخصوص خریده شود، و من هم بی درنگ این پیشنهاد را قبول کردم.
اما دوستم اصرار کرد با او به جمع کودکان رفته و این هدیه را خود تقدیم آنان کنم. وقتی به جمعشان رفتم و هدیه ها را به آنان تحویل دادم، خوشحالی که در صورت آن ها نهفته بود واقعا دیدن داشت! کودکان نشسته بر صندلی خود به شادی و بازی پرداخته و خنده بر لب هایشان نقش بسته بود.

اما آن چیزی که طعم حقیقی خوشبختی را با آن حس کردم چیز دیگری بود!

هنگامی که قصد رفتن داشتم، یکی از آن کودکان آمد و پایم را گرفت! سعی کردم پای خود را با مهربانی از دستانش جدا کنم اما او درحالی که با چشمانش  به شدت به صورتم خیره شده بود این اجازه را به من نمی‌داد!

خود را خَم کردم و خیلی آرام از او پرسیدم: آیا قبل از رفتن درخواستی از من داری؟

این جوابش همان چیزی بود که معنای حقیقی خوشبختی را با آن فهمیدم...

او گفت: می خواهم چهره ات را دقیق به یاد داشته باشم تا در لحظه ی ملاقات در بهشت، شما را بشناسم. در آن هنگام جلوی پروردگار جهانیان دوباره از شما تشکر کنم!❤ ❤❤❤❤

به موی زنان سیر بنگرید!

به موی زنان سیر بنگرید! 

صدیقه وسمقی
.
📌روی سخنم با شما مردان است؛ مردان ایران زمین؛ به ویژه آن دسته از مردان که موی زنان را دام گناه و ریسمان شیطان و باب دوزخ می دانند. به موی همسر، دختر، خواهر و مادر خود سیر بنگرید. این مو چیست که چنین مردان و حکومت و کشور را بیمار ساخته و زنان و دختران را به مشقت درانداخته است؟ آیا به راستی این موی زنان است که این همه معضل آفریده است یا عقده ها و نیازهای جنسی سرکوب شده؟ به دلیل عدم کفایت حکومت برای تامین رفاه ملت و اجرای سیاست های معیوب و و نیز انتشار افکار بیمار علیه زنان توسط بخشی از روحانیت و قشر سنتی مذهبی است که چنین معضل و مشقتی را آفریده است.

📌انگیزه من برای نگاشتن این سطور، دردی است که در تمام وجود خود تا بن استخوان ها احساس کردم هنگامی که اطلاع یافتم وزارت آموزش و پرورش بر آن است تا مدارس دخترانه را استتار کند. استتار کند تا دختران ما پشت دیوارهای مدرسه بتوانند مقنعه را از سر برگیرند تا موهای نوجوانشان که آفتاب ندیده کمی هوا بخورد.

📌آموزش و پرورش می خواهد روی دیوارهای بلند مدرسه، دیوارهایی بلندتر بسازد، دیوارها را بالاتر ببرد و هر کجا که در اطراف مدرسه خانه ای بلندتر از مدرسه هست و نگاه های در کمین مردان، موی دختران خردسال و نوجوان محصور در چهاردیواری مدرسه را تعقیب می کند، حیاط مدرسه را با برزنت مسقف کند تا شاید دختران بتوانند مقنعه از سر برگیرند و به گمان واهی با مشقتی کمتر درس بخوانند تا شاید دختران خردسال دبستانی راحت تر در حیاط بدوند و بازی کنند.

📌آه که چقدر دختر زاده شدن و زن بودن را در این مرز و بوم سخت کرده اید! دختران و زنان تا کجا باید از تعقیب نگاه های شما بگریزند و موهای سر خود را باید کجا پنهان سازند؟

📌آی مردان فرهیخته! شما مردان بیمارچشم و بیماردل و بیمار اندیشه را هدایت کنید تا چشمانشان را بشویند، تا دل ها و اندیشه هایشان را از ناپاکی بروبند، تا دختران و زنان این میهن آرام گیرند و با امنیت خاطر از زندگی عادی برخوردار شوند.

📌ای مردان مسئول! ای روحانیت متعصب! و ای حاکمان شریعت مدار! آیا هرگز فکر کرده اید که با کدام دلیل شرعی و با کدام منطق دختران خردسال نابالغ باید با مقنعه به مدرسه و مهد کودک بروند؟

📌چرا مردان نباید چشم و دل و اندیشه ی خود را بشویند و در عوض زنان باید تاوان چشم و دل حریص و بیمار برخی مردان را بپردازند؟ به راستی این موی زنان نیست که معضل است. معضل اندیشه بیماری است که ترویج می شود و معضل، ملتی است که حتی نخبگان آن نیز نمی اندیشند و تعقل نمی ورزند تا اندیشه های بیمار را پس زده، از حقوق خویش دفاع کنند.

📌لحظه ای خود را در مدرسه ای با دیوارهای بلند و سقف برزنتی، با تابلوی ورود پدران ممنوع تصور کردم؛ اینجا مدرسه نیست. زندان هم نیست. دوزخی است برای دختران خردسال و نوجوان. در میان این حصارهای بلند چه آموزش و پرورشی در جریان است؟

📌ما باید دیوارها و حصارها و سیم خاردارهای فکر خود را فروریزیم تا زندگی در این آب و خاک به وضعیت عادی بازگردد. کار، از استدلال شرعی و منطقی گذشته است. ما با بیماری خطرناکی روبرو هستیم که باید آن را درمان کنیم.
برای استتار موی دخترانمان به دیوار و سقف و برزنت و پارچه نیازی نیست.

صدیقه وسمقی – باشگاه زنان

۱۳ آبان ۹۸

خداحافظی با سرطان پروستات

خداحافظی با سرطان پروستات

💥کليه مردان بالاي چهل سال جدي بگيرند

🔺کشف غیرمترقبه نابود کردن سلول های سرطانی پروستات به صورت طبیعی (با ترکیب سه میوه و گیاه)
مترجم: تقی طاهری آبکنار

🔹تحقیق شگفت انگیز جدیدی در نشریه پری سیژن آنکولوژی Precision Oncology ثابت کرده است که ترکیب سه ماده مغذی که بنیان گیاهی دارند سلول های سرطانی پروستات را نابود و منهدم می نماید. عنوان این پژوهش که بوسیله آقای استفانو تی زیانی Stefano Tiziani محقق دانشگاه تگزاس University of Texas رهبری شده است «درمان ترکیبی با مواد مرکب طبیعی در سرطان پروستات از رشد تومور یا توده پروستات جلوگیری می کند و منجر به نوسانات اساسی در متابولیسم یا سوخت وساز سلول سرطانی می شود.» می باشد.
همان طورکه در گزارش دانشگاه تگزاس (UT) تشریح شده است، این کشف غیرمنتظره به فرد اجازه می دهد با غذای اصلی اش موجبات مرگ از طریق گرسنگی سرطان پروستات را فراهم آورد.
این سه ماده طبیعی چه چیزی هستند؟ آن ها عبارتند از:
-  اسید اِرسولیک Ursolic acid (اسیدی که از پوست میوه بدست می آید) از پوست سیب
-  کَرکیومِن curcumin از زردچوبه
-  رِس ورات رُل Resveratrol از انگور قرمز
اکثر مطالعات، تنها یک ماده را مورد آزمایش قرار می دهند در حالی که این نشریه از کشف ترکیب مخصوصی (ترکیب فوق الاشاره) که تومور های سرطانی پروستات را تحلیل می برد، خبر داده است.
در مقاله دانشگاه تگزاس (UT) چگونگی اثرگذاری بر یکدیگر مواد شیمیایی که بنیان گیاهی دارند نیز تشریح شده است. ترکیب اسید اِرسولیک Ursolic acid با کَرکیومِن یا رِس ورات رُل نمی گذارد سلول های سرطانی چیزی (آن چیز گلوتامین می باشد) را که برای رشد نیاز دارند، بخورند. مسدود کردن راه جذب موادغذایی که مورد نیاز سلول های سرطانی است، با موادمغذی که در رژیم غذایی معمولی انسان هست یک راه تمیز و شسته و رفته ای است. مقاله اصلی به شرح ذیل می باشد:
Prostate cancer breakthrough: Combination of three plant-based nutrients found to MELT AWAY prostate cancer cells
Friday, June 30, 2017 by: Mike Adams

💥💥💥سیب و زردچوبه در تمام فصول سال وجود دارند، در صورت فقدان انگور قرمز می توان از مویز [انگور قرمز یا سیاه خشک شده ، بی هسته یا با هسته فرقی نمی کند، گرچه باهسته اش مفید تر است] استفاده نمود.
دستورالعمل ساخت معجون معجزه گر بالا – یک تا دو عدد سیب متوسط  را انتخاب می کنیم، بعد از دور ریختن هسته و چوب انتهایی آن ها، سیب خورد شده را در داخل مخلوط کن می ریزیم. یک قاشق مرباخوری زردچوبه به آن می افزاییم. به اندازه یک فنجان انگور قرمز یا دو قاشق سوپخوری مویز به آن ها اضافه می کنیم. یک لیوان آب هم به درون مخلوط کن می ریزیم. با روشن کردن مخلوط کن و هم زدن خوب آن، محلول جان بخش شما آماده است.
در پایان از تک تک شما عزیزان ملتمسانه می خواهم در اشاعه این مقاله یاریم کنید تاشاید به درد عزیزی بخورد. این عزیز می تواند پدر، برادر، شوهر، دوست، همکار، همسایه و هم وطن و یا همنوع باشد. کاری کنیم که همه از زندگی لذت ببرند. ازصمیم قلب آرزومی کنم همواره سلامت باشید و روزگار را شادمانه سپری کنید.)


http://www.naturalnews.com/2017-06-30-prostate-cancer-breakthrough-combination-of-three-plant-based-nutrients-found-to-melt-away-prostate-cancer-cells.html
a

Prostate cancer breakthrough: Combination of three plant-based nutrients found to MELT AWAY prostate cancer cells
A fascinating new study published in Precision Oncology has found that a combination of three plant-based nutrients "melts away" prostate cancer cells.