عقلانیت از نظر علامه طباطبایی
عقلانیت از نظر علامه طباطبایی
یکی از اصول تعلیمات قرآن کریم دعوت به تفکر است؛ مانند تفکر در مخلوقات خدا برای پی بردن به راز آفرینش آنها، تفکر در احوال و اعمال خود برای انجام دادن وظیفه، تفکر در تاریخ و زندگی اقوام گذشته برای شناخت سنن و قوانینی که خداوند برای زندگانی جماعات بشری قرار داده است. قرآن مکرراً کسانی را که تفکر نمی کنند ، سرزنش می کند. قرآن کریم در جایی می فرماید:« افلا تتفکرون» (آیا اندیشه نمی کنید؟) (انعام 50) گاه، بعد از تبیین آیات مختلف الهی، اعم از تکوینی و تشریعی می فرماید« یُعلمهُم یتفکّرون» ( اینها برای آن است که شاید اندیشه کنند). دعوت به تفکر در سراسر قرآن آمده است و به تعبیر علامه طباطبایی، قرآن بیش از سیصد مرتبه، انسان را به تفکر و تذکر و تعقل دعوت کرده است.(طباطبایی) خداوند برای اندیشه ورزی انسان از تعابیر زیر استفاده می کند:
-«افلا تعقلون»(چرا اندیشه نمی کنید؟)(آل عمران 65، اعراف 169، هود51، انبیاء 10و 67، صافات 138).
-« افلا یتدبّرون القرآن» (چرا در قرآن تدبر نمی کنند؟) (نساء82).
-« افلا تتفکرون» (آیا اندیشه نمی کنید؟).
- «افلا تذکّرون»( آیا متذکر نمی شوید؟)( یونس 3، هود 24 و 30، نحل 17، مؤمنون 85، صافات 155، جاثیه 23).
قرآن مجید از یک سو، صاحبان اندیشه و متفکران را می ستاید و از سوی دیگر، مقام کسی را که از عقل و تفکر خود استفاده نمی کند، تا حد حیوان تنزل می دهد« ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لایعقلون»( بدترین جانوران و شقی ترین مردم نزد خداوند کسانی هستند که از شنیدن و گفتن حرف حق کر و لال اند در آیات خدا تعقل نمی کنند) (انفال 22).
عقل گاهی خطا می کند، اما وسیله کشف خطا و تصحیح برداشت های پیشین به شمار می رود و اگر عقل نباشد، امکان تمییز میان حق و باطل و نیز صحیح و خطا نیست. هرچند روایتی از معصوم رسیده باشد، چون تشخیص کلام معصوم به فهم آن و بهره گیری از خرد وابسته است، عقل در مقام مرجعیت است.
علامه طباطبایی درباره اهمیت جایگاه عقل در عقاید قرآنی چنین می گوید:
«اگر کتاب الهی را به گونه کامل تفحص کرده و در آیاتش دقت شود، بیش از سیصد آیه وجود دارد که مردم را به تفکر، تذکر و تعقل دعوت کرده و یا به پیامبر استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بین بردن باطلی، آموخته است. خداوند در قرآن حتی در یک آیه، به بندگان خود امر نفرموده که نفهمیده به خدا و یا هر چیزی که از جانب اوست، ایمان آورند و یا راهی کورکورانه بپیمایند.» (المیزان، ج 5، ص 254 ـ 256)
---------------------------------
مقالات زیر مفهوم تدبر و رابطه دین و عقل را بیان می کند(منبع:حوزه)
https://www.farsnews.ir/news/8406200078%20%20%20%20/%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D9%86%D8%AA-
----------------------------
https://farsi.khamenei.ir/others-article?id=19238
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!