نظام های توتالیتر در سه فاز

 نظام های توتالیتر در سه فاز

نظام های توتالیتر درطول حیات خود سه فاز دارند:
در فاز اول اکثریت مردم سرمست از «ایدئولوژی» به دنبال رهبران‌شان راه می افتند؛ گویی «بهشت گمشده ی» خود را یافته اند. ایدئولوژی را دربست می پذیرند و خواهان کوچک ترین تغییری در آن نیستند.
در فاز دوم، واقعیات چهره ی خود را نشان داده و هیچ کدام از وعده های فریبنده ی رهبران تحقق نیافته است. مردم از نظام دلزده و مأیوس می شوند و گروهی به فکر «اصلاحات» می افتند؛ اما به دلایل بسیار از جمله این که «اصول ایدئولوژی را نمی توان تغییر داد»، اصلاحات راه به جایی نمی برد.
فاز سوم فاز نهایی نظام های توتالیتر است. در این فاز متولیان تمامیت خواه می کوشند از خشونت عریان استفاده کنند. از بین همفکران سابق، هرکس را که با آن ها کوچک ترین زاویه ای داشته باشد از دایره ی «خودی ها» می رانند. تصفیه های گسترده آغاز می شود و دایره ی خودی ها تنگ تر و تنگ تر، و ناکارآمدی ها عمیق تر و تعداد مخالفان بیشتر و بیشتر می شود و نهایتاً سیل اعتراضات می آید و همه چیز را با خود می برد...
هانا آرنت

شهرهای عجیب ایران با خصوصیات انحصاری!

شهرهای عجیب ایران با خصوصیات انحصاری!

اندیمشک؛
تنها شهری است در خاورمیانه که سه تا سد مطرح جهانی دارد.

پاوه ؛
شهری بدون حتی یک چراغ قرمز !!

لار؛
تنها شهر بدون کوچه در خاورمیانه !!!
بعد از زلزله ای که شهر رو کامل ویران کرد به این گونه طراحی شد .


چالدران؛
شهر بدون کولر !!!
دمای هوا به نحوی است که در چله ی تابستان هم نیازی به کولر ندارند .

اردکان؛
پولدارترین شهر ایران
به دلیل معادن فراوان و ابرکارخانه های شخصی ، گردش حساب  بانک های آن نسبت به جمعیت 24 برابر تهران بزرگ!!!

فردوس؛
شهری در خراسان جنوبی، دومین شهر امن جهان بعد از وین شناخته شده،
در این شهر چیزی به نام دزدی و سرقت وجود ندارد و درب اکثر منازل و ماشین ها باز گذاشته می شود،
و مردمی مطمئن و قابل اطمینان دارد.

تبریز؛
شهر بی گدا !!!

جلفا؛
شهری بدون گورستان !!!
مردم برای دفن شدن به روستاهای اطراف فرستاده می شوند .

نورآباد ممسنی؛
شهری که هجده در صد جمعیت آن دانشجوست...
تهران با دوازده درصد رتبه دوم کشور را دارد ...

ایوان؛
شهر بدون غسالخانه !!
مرده‌ها طبق سنت های قدیمی در حیاط منزل شسته می شوند .

بروجرد ؛
باصفاترین شهر لرستان و خوشگذران ترین مردم ایران!

کیش؛
تنها شهر بی موتورسیکلت !!

گچساران؛
ثروتمندترین شهر ایران
دارای پنجمین ابر مخزن نفت جهان و بزرگ ترین منابع گازی ایران و خاورمیانه .

عسلویه؛
شهری که جمعیت مهاجرین و نیروهای مشغول به کار در آنجا تعدادشان یازده برابر جمعیت بومی آنجاست.

شادگان؛
تنها شهر بدون هتل و مسافرخانه
چون مردم این شهر حتی مهمان غریبه را به منزل خود دعوت کرده و پذیرایی می کنند.

سلماس:
تنها شهری که خیابان های آن شطرنجی است.


🆔 @tssjahan

آمار بلدیه طهران بسال ۱۳۰۱خورشیدی

آمار بلدیه طهران بسال ۱۳۰۱خورشیدی

جمعیت تهران در سال 1301 شمسی196 هزار و دویست و پنجاه و پنج نفر بود .
مشاغل مجاز یا قانونی که در این دوره به ثبت رسیده است از این قرار است:
درویش و قلندر- سی و سه نفر
سقا و معرکه گیر و سائل(گدا)526 نفر
دلال عقد و نکاح- هفده نفر
بیکاره های خانه ها - 159 نفر
دلال محبت - یکصد نفر
معروفه- 1317نفر
دعا نویس - 25 خانه
رمال- 23 خانه
تریاک فروشی -22دکان
عالم مذهبی- 108 نفر
پیش نماز- 103 نفر
مدرس- هیجده نفر
طلبه- 210 نفر
واعظ-92 نفر
روضه خوان -391نفر
مداح- 107نفر
نوحه خوان-85 نفر
قاری قرآن- 92نفر
متولی و خادم مساجد و امامزاده ها - 180نفر
معرکه گیر و مسئله گو - 28 نفر
شعبده باز - شش نفر
بندباز- سه نفر
شهر فرنگی- هفت نفر
خیمه شب بازی- سه نفر
میمون باز و خرس و بز رقصان- پنج نفر
مار گیر و معرکه گیر - چهار نفر
مطرب دوره گرد - 14 نفر
گردویی و دوغی و شربتی- 32 نفر
سیرابی فروش - ده نفر
لبویی و باقلا فروش- بیست نفر
طبق کش- 32نفر
آب زرشکی و آب آلویی- هشت نفر
گلاب شکری- 16 نفر
ارخالق( کهنه خر)- بیست نفر
طواف(فروشنده دوره گرد)152 نفر
شیره خانه دار - شش نفر
عزب خانه دار - چهار نفر
زالویی- سه نفر
دلال ازدواج زن -25 نفر
دلال ازدواج مرد - دو نفر
فرفره ای و وق وق صاحابی-15 نفر
آهن و نعل پاره خری-152 نفر
و اما مشاغل غیرمجاز که به هر حال شغل حساب می شدند از این قرار است :
دزد خانه بر پرونده دار - بیست و یک نفر
دزد جیب بر پرونده دار - یازده نفر
دزد کف رو پرونده دار - هشت نفر
دزد دخل  زن پرونده دار - دو نفر
دزد کیف انداز - چهار نفر
بقچه گردان - دو نفر
قمار باز خال سیاه بند - 65 نفر
قمار باز ساده- 250 نفر
دزد چارپا و دام و پرنده- 70 نفر
مال خر و مال فروش- دوازده نفر
پرده گردان - چهار نفر
کفن دزد - دو نفر
زن خود فروش- 5/5درصد
زن تک پران - دو در صد
پا انداز زن - 305 نفر .....

منبع: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- نوشته جعفر شهری

بیچاره رضا شاه که توانست به زور دگنگ و  ‌چماق و نظمیه سر و سامانی به این جامعه هر دمبیل بی سر و سامان بدهد و آن را از منجلاب قرون وسطایی تا اندازه ای بیرون بکشد.

بخشی از نامۀ احمد کسروی به بيات نخست وزير وقت ايران  

بخشی از نامۀ احمد کسروی به بيات
نخست وزير وقت ايران  

امروز در جایی سخن از بدبختی‌های تودۀ مردم مي راندم و از چارۀ آن گفتگو مي كردم. ناگهان مردی قمی گفت : 

خدا لعنت كند که تخم همۀ اين ها را عمر كاشت . 

ناچار گفتم: خداوند آن انديشه‌های پست تو را لعنت كند !! 

در اين باره نخست بگويم كه در اين كشور بيش از ده كيش هست که به نام‌هایی مانند شیعه ، سنی ، زردشتی ، مسيحی ، علی‌اللهی ، صوفی ، بهايی ، شيخی ، اسماعيلی و مانند اين ها در گوشه و کنار ایران زندگی می کنند ، این موضوع که مذهب جعفری مذهب رسمی است و قانون اساسی هم آن را تصريح نموده حرفی نیست اما این موضوع که شیعیان به خود حق می دهند بر مذاهب دیگر با آسودگی تف و لعنت بفرستند خلاف مشروطه و دموکراسی است. 

جناب آقای بیات حقیقت آن است كه اين ها معنی مشروطه را نيک نمی‌دانند زیرا مشروطه معنايش اینَ است كه تودۀ مردم ، ایران را میهن خود بدانند و كوشش به آبادی و آزادی آن کنند و قانون را نیز پاس بدارند اما مُلّایان می گویند که خدا تمام جهان را به پاس چهارده معصوم آفريده پس بايد آن ها را دوست داريم و بر مقبرۀ آن ها گنبد و بارگان بسازیم و از راه دور به زيارت آن ها برويم ... آیا شما در اين سخنان نامی از كشور و كوشش در راه آبادی آن می‌بینید ؟ انديشه يک مُلّا این است که باید بدی‌ها روز به روز فزون تر گردد و جهان پر از ستم شود تا هنگام ظهور امام برسد و جهان را پر از داد کند !!
اين كه مشروطه در ايران به نيكی ممالک غرب به نتیجه نمی رسد همين ناسازگاری ملايان با مشروطه و قانون‌های آن است ، می‌بینید که برابر هر گام كه می خواهیم به سوی پيشرفت برداریم چه ايستادگی‌ و كارشكنی‌ می کنند .می‌گویند عدليه خلاف شرع است ، دبستان خلاف شرع است ، نظام وظيفه خلاف شرع است ، سِجل و ماليات خلاف شرع است ، دانشكده خلاف شرع است ، اصلا هر آنچه بيرون از دستگاه آخوندی‌ست خلاف شرع است.
جناب آقای بیات نخست وزیر ایران! ما بيگانۀ اين كشور نيستيم و از جای ديگر به اينجا نيامديم ، ما هم نيكی ایران را مي خواهيم و به آرامش و آسايش مردم دلبستگی داريم ، ما خود هوادار دين هستیم و برآنيم كه تمام جهانيان بايد با دين زندگی كنند اما این که ملايان بپندارند كه می شود با زور و تف و لعنت سخن مخالف خود را ساکت کنند دولت بايد به آن ها بفهماند كه چنین نيرویی به آن ها سپرده نشده ، پيشنهاد مي كنيم اعلي حضرت بفرمايند كه ملايان نمايندگانی بفرستند و در اين زمينه با آن ها گفتگو کنید تا كار يك سره گردد ، باور بفرمایید اين داستان ملاها امروز گرفتاری بزرگي است و اگر آن را سرسری بگيرید و با آن ها مماشات كنید خودتان زمینۀ بدبختی ایران را فراهم کرده‌اید !

از ویژگی های نظام‌های دیکتاتوری

 از ویژگی های نظام‌های دیکتاتوری

جویبار اندیشه:
در نظام‌های دیکتاتوری افراد جامعه در جایگاه های واقعی خود قرار ندارند و مقام آن ها بستگی به این دارد که آیا مطلوب و محبوب دیکتاتور حاکم بر جامعه هستند یا خیر!!

در جوامع دیکتاتوری یک راس هرم وجود دارد که برای رسیدن به آن باید انسان‌های بی‌گناه زیادی را زیر پای خود له کنید.

مولوی در بیتی می‌گوید هرچه در این هرم افراد بالاتر می‌روند ابله‌ترند چرا که در هنگام سرنگونی و سقوط دست و پاها و استخوان‌هایشان شدیدتر خرد می‌شود.

از حرف‌های ظالمانه و بی‌منطق حاکمان فقط می‌توان با زور دفاع کرد چون عقل‌ها برای اقناع نیاز به منطق و حرف حساب دارند. اگر حاکمان حرف درست و حسابی برای پاسخ به مردم داشتند نیاز به خشونت نبود و فرار مغزها، کشتار بی‌گناهان و زندان صورت نمی‌گرفت.

در این جوامع فقط بادمجان دور قاب چینان و مختلسین حق صحبت کردن و انتفاع بردن از سرمایه‌ها را دارند.

عبدالکریم سروش

آخر بازی کشور با غرب کجاست؟

آخر بازی کشور با غرب کجاست؟


✍️ دکتر محمود سریع القلم   
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی

پهلوی اول با تصورِ این که آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمان ها در ایران را تسهیل کرد. پهلوی اول تصور نمی ­کرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل بدان جا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند. 

طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین ­الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند. 

از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است. دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش می­ رود که حقوق بین ­الملل بر سیاست و اقتصاد ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت­ های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آن ها را نصیحت می­ کند.

متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی می­ چرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای این که زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهت­ گیری و سرنوشت را روشن ­تر می ­کند. 

اول، فهم واقعی از این که اقتصاد و سیاست بین ­الملل چگونه عمل می­ کنند 

و دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی. 

چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم­ گیری مشورت کند؛ در هزینه ­ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا می­ تواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام می­ دهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.

مطالعۀ علمی، مقایسه­ ای و دور از تعصبِ تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور به وضوح نشان می دهد که شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین­ المللی بسیار ناقص و مبتنی بر آرزو بوده است تا واقعیت. اسناد تاریخی نشان می ­دهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمان ها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ­ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت­ هایِ میان قدرت های بزرگ. 

اگر ژاپنی­ ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی­ توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند. ژاپنی­ ها برخود،توان­مندی­ های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم جهانی تبدیل شدند.

در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بی­سواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان می­ شمارد! شاید اگر کشور برنامه­ ریزی می­ کرد ، درون را بارور می­ کرد، سیستم می­ ساخت، مشارکت مدنی ایجاد می­ کرد، از جهان می­ آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمی کرد.

پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی و غیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.

نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاست­مداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است. اصولاً آخر این تقابل چیست؟ با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.

اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب می ­تواند با هند همکاری کند ولی نمی ­تواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. 

آمریکایی ­ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ حدود ۴ میلیارد دلار هزینه ­های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و حدود ۲ میلیون شغلِ موقت در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آن ها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره­ العرب است.

اگر به عملکرد بدون هیاهوی خانم مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه می شویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرده است.او برخلافِ میلِ آمریکایی­ ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فن­آوری آن منطقه قفل کرد.آن ها حتی با مسکو مدارا می­ کنند چون فقط یک هدف مهم است: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.

به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg

امام آمد


امام آمد

امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸

•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است.
-شرکت غیر مسلمان‌ها در انتخابات مخالف اسلام است.
-زمین‌های زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان بزرگ و خان‌ها باقی بماند.

اما امام وقتی در سال ۵۷ به حکومت رسید از هر سه مورد بالا دست کشید و:
-نه تنها به زنان حق رأی داد بلکه همهٔ زنان (حتی پرده‌نشینان درون اندرونی‌ها) را به کف خیابان‌ها آورد، از رأی دادن بالاتر حق نماینده و منتخب شدن‌شان را فراهم کرد و چنان شور و شوقی در میان زنان و دختران به وجود آورد که حتّی میزان ورودی دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بیشتر شد و مسئولین ناچار برای پسرها سهمیه اِعمال کردند. در کسب مشاغل و پُست‌ها نیز با سرعت در حال پیشرفت‌اند.
-نه تنها شرکت غیر مسلمان‌ها در انتخابات را مخالف اسلام ندانست بلکه به منتخبین‌شان اجازه داد که مراسم تحلیف را با کتاب آسمانی خود به‌جا آورند.
-انتقال زمین‌های زراعیِ مالکان بزرگ و خان‌ها به کشاورزان نیز با جدیّت توسط هیئت‌های واگذاری پیگیری و محقق شد.

•امام، دوم بار که آمد (۱۳۵۷) سه خواسته و محور و سیاست را پیاده کرد:
-حکومت مبتنی بر «فقه»؛ که طبق آن جامعه و کشور را می‌بایست بر اساس قوانین ۱۴۰۰ سال پیشِ مکه و مدینه که البته توسط قرآن و پیامبر و ائمه بیان شده بود اداره کرد، و طبیعتاً جایی برای متغیّر بودن آن احکام و وابستگی‌شان به واقعیات آن عصر و مکان باقی نگذاشت و در همین راستا بود که «جبههٔ ملی ایران» که لابد لایحهٔ قصاص را امروزی نمی‌دید و به آن اعتراض کرد را «مرتد»!! اعلام کرد.
-الزامی شدن حجاب و روسری، ابتدا در ادارات و سپس در سطح جامعه؛ در پیِ این اقدام موج مهاجرت صدها هزاری و بلکه میلیونی به کشورهای دیگر آغاز شد
-محو و نابودی اسرائیل؛ این هدف چنان مهم بود که از همان اوایل پیروزی انقلاب، نیروهایی در نزدیکی اسرائیل مستقر شدند و برای داغ نگه‌داشتنِ اسرائیل‌ستیزی، روز جهانی قدس (به پیشنهاد وزیر خارجهٔ وقت دکتر ابراهیم یزدی) توسط امام خمینی اعلام و ابلاغ شد.

اما امام دچار تغییراتی در حکومت مبتنی بر فقه سنّتیِ ایستا شد و:
-او در اواخر عمر صریحاً از فقه پویا و تأثیر دو عنصر زمان و مکان در شناخت حکم شرع نام برد و ولایت (=حکومت و رهبری) را مطلقه و حاکم بر احکام فقهی شمرد و رسماً از ثابت بودن احکام شرعی، به علت تغییر زمان و مکان فاصله گرفت. چه بسا اگر از روز اول انقلاب به همین نظر رسیده بود، به آن سادگی جبههٔ ملی را محکوم و مرتد نمی‌کرد.
-با این‌که الزام روسری را او خود آورد اما به مرور انعطافاتی و حتی اعتراضاتی نسبت به لزوم حجاب‌های غلیظ‌تر و یا برخوردهای خیابانی از ایشان شنیده می‌شد. شاید اگر اینک زنده بود و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر که در آن وابستگی حکم به زمان و مکان به تصویر کشیده شده را مطالعه می‌کردند رو به انعطاف ملموس‌تری می‌آوردند.
-امام خمینی اما تغییری در موضعش نسبت به اسرائیل ایجاد نشد و نمی‌دانم اگر اینک زنده بود آیا به رویکرد جدیدی می‌رسید و یا نه؛ اما اگر ایشان به عنوان امام، حق دارد که از هر سه خواسته‌اش که در دههٔ چهل بیان کرد بعدها در زمان حکومتش از تمام آن‌ها دست بکشد در این صورت باید به مردم به عنوان مأموم حق داد که در این باره نیز «بازنگری» شود و تا این اندازه سرنوشتِ اقتصاد و سیاستِ یک کشور ۸۳ میلیونی متأثر از کشوری ۵ ، ۶ میلیونی نباشد زیرا این میزان تأثیر، معنایش از نظر شخص ثالث، پیروزیِ آن‌هاست و نه ما؛ چنان‌که اگر ورزشکار ما با آن‌ها مبارزه نکند دست ورزشکار اسرائیلی بالا می‌رود و چه بسا سرود اسرائیل نواخته شود. آیا آن‌ها با سیاست‌های حکومت‌مان منزوی‌تر و کوچکتر شده‌اند؟

گفتنی است مسجدالأقصی مطابق روایات شیعی، عبارت از بیت‌المقدس نیست بلکه مکانی آسمانی است.

کانال بازنگری
@baznegari

قیاس مع الفارق

بنام خدا

قیاس مع الفارق

سلام سردار فدوی!

نمی دانم شب عملیات کربلای چهار کجای خط و یا در کدام مقر بوده‌، یا چه مسئولیتی داشته‌ای؟
نمی دانم آن شب تو نیز کنار محسن رضایی بوده‌ای که قرار بود برای فریب دشمن هزاران تن را به کشتن بدهد؟
ولی من آن شب روی خاکریز در محل رهایی نیروها در کنار اروند رود  بودم. همان جا که امروز یادمان علقمه است و کاروان راهیان نور برای دیدن بی لیاقتی شما در جنگ به دیدن آن می‌روند.
من آن شب، تنها در دو ساعت حدود ۲۰۰ دوست نازنین خود را بی آن که حتی گلوله به سوی دشمن شلیک کرده باشند، خونین بر آب اروند دیدم.
قرار بود این سخن شما را در مهار غائله بنزین، به ۲۴ روز دیگر موکول کنم اما انگار نمی‌شود.... وقتی داغ آدم را تازه می‌کنید، سکوت اوج بی عدالتی و بی تقوایی و پذیرش ظلم آشکار است.
پس تنها چند کلمه‌ای می‌نویسم شاید روزی اجازه دهند از شما و مانند شما به خاطر بی‌تدبیری در جنگ هشت‌ساله شکایت کنم. (اگرچه می‌دانم لابد پرونده من پیش از شکایت از  شما، آماده می‌شود)

کاش آن شب، روی خاکریز، کنار اروند بودی و  می‌دیدی دشمنی که یک بار در عملیات فاو به این شیوه شکست خورده است، برای مقابله امادگی کامل دارد و چگونه تا صبح دو لول های خود را روی اب اروند قفل کرده بود واجازه رسیدن نیرو های ما به ساحل خودش را نمی‌داد.

و کاش آن شب کنار سنگر فرمانده گردان فجر لشکر ۳۳ المهدی بودی تا - اگر بشناسی - از شهید مرتضی جاویدی "اشلو " می‌شنیدی که به فرماندهی خبر می‌داد که نخستین گروهانش به آن سوی آب نرسیده، اما مجبور است گروهان دوم را راهی کند.و آن شب چه سخت گذشت بر دوستان.
و حالا  باید به جای پاسخ به خانواده شهدای آن عملیات، از چگونگی برخورد با مردم معترض به اقدامی بی‌تدبیرانه در افزایش قیمت بنزین، با قیاسی مع الفارق، عمل خود را با آن عملیات مقایسه کنید!

کاش قبل از این نوع تصمیم‌ها که هنوز معلوم نیست از سوی چه کسانی گرفته شده و هر بخش خود را مبرا نشان می دهد، شما یا نماینده سپاه در شورای امنیت ملی از عکس العمل طبیعی مردم نیز می‌گفتید و تدبیر می کردید که چگونه مردم را باید توجیه کرد و هزینه ها را به حداقل رساند نه این که بعد از خسارت های فراوان مردم و نظام، تازه در پی توجیه حادثه باشیم.
نمی دانم چه مشابهتی میان این دو حادثه وجود دارد که چنین قیاسی را مطرح کرده‌اید؟ البته لابد تنها شباهت  این دو حادثه در یکی بودن فرماندهی است!
حسین پیروان ۹۸/۹/۹
رزمنده دیروز  و بازنشسته امروز

وزارت خزانه داری آمریکا و آینده کشورمان ایران.

وزارت خزانه داری آمریکا و آینده کشورمان ایران...

یادداشتی از :  دکتر محمود سریع القلم

هم اکنون به جایی رسیده ایم که فروش نفت، هر نوع سرمایه گذاری خارجی، عملیات بانکی خارجی، عمده تجارت خارجی و واردات مواد غذایی و دارو تابع اخذ مجوز از وزارت خزانه داری آمریکا است.

چرا طی دو قرن اخیر، انگلستان، روسیه، آمریکا و اکنون چین در حدِ قابل توجهی در تعیین جهت گیری و سرنوشت اقتصادی- سیاسی کشور، نقش کلیدی ایفا کرده اند و می کنند؟
 پهلوی اول به مدت بیست سال به توسعه عمرانی پرداخت و دولت مرکزی و ارتش ساخت اما در عرض چهار ساعت، روس و انگلیس از شمال و جنوب،  کشور را تسخیر کرده و شاه را راهی آفریقای جنوبی کردند.
بین سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، یک قطره از نفت ایران به واسطه دستور انگلیس و آمریکا، خریداری نشد و قحطی و سقوط اقتصادی در نهایت به کودتای ۲۸ مرداد منجر شد.
 بعد در اجلاس قدرت های غربی در گوادولوپ در سال ۱۳۵۷، تصمیم بر آن شد که محمدرضاشاه پهلوی باید ایران را ترک کند.
چند سوال اساسی:
    ۱-چرا خارجی ها در این حد می توانند سرنوشت اقتصادی کشورمان را تعیین کنند؟
    ۲-سیستم سیاسی قبل و بعد از انقلاب، تفاوت های بنیادی با هم دارند. اما  چرا در هر دو دوره،  خارجی ها در اقتصاد، ایفای نقش جدی می کنند؟
    ۳-آیا ممکن است در سیستم های تصمیم گیری نسبت به قدرت های بزرگ، اشتباهاتی صورت گیرد؟
    ۴-آیا ممکن است سیستم های سیاسی مختلف، میان اهداف و مقدورات، توازن برقرار نکنند و در نتیجه با قدرت های بزرگ درگیر شوند؟
    ۵-آیا درکِ سطح قدرت و توانایی کشور و سطح قدرت و توانایی روسیه، آمریکا، انگلستان و چین در برنامه ریزی ها و عملکرد سیاست خارجی اهمیت دارد؟
    ۶-چرا ما همیشه حتی در سیستم های مختلف، خود را یک قدرت جهانی می دانیم؟ روانشناسی این تلقی غیرواقعی از خود چیست؟
    ۷-آیا این که شهروندان، تفاهم اندکی با هم دارند و از آن طرف، کشور هم با کشورهای خارجی کمتر به تفاهم می رسد، ارتباطی وجود دارد؟
    ۸-آیا ممکن است حداقل به لحاظ تئوریک، نوعی خودبزرگ بینی و حسِ حق به جانب بودن، ریشه این رفتار در داخل و خارج باشد؟
    ۹-آیا ممکن است ما در سنجشِ میزانِ توانایی فردی و کشوری دقیق نیستیم و با کوچک ترین موفقیت مانند افزایش قیمت نفت در سال ۱۳۵۱، فکر می کنیم قدرت پنجم صنعتی جهان هستیم؟
 آیا سیستم های سنجش ما ایراد دارند؟
 
  ۱۰-چرا از داده ها، نتیجه گیری های نادرست می کنیم؟
 و چرا در ناخودآگاه خود، به بزرگ جلوه دادن خود و کشور، نوعی نیاز روانی داریم؟
بنا به اجماع روانشناسان، ریشۀ نزدیک به ۹۰ درصد آنچه انسان ها انجام می دهند و افکاری که حمل می کنند در ناخودآگاه آن هاست که از کودکی در پروسه های خانوادگی، اجتماعی و سیاسی شکل می گیرند.
اگر رضاشاه  فقط با دکتر فروغی پیرامون آینده آلمان در اروپا و سیاستِ جهانی مشورت کرده بود، شاید به گونه ای دیگر در سیاست خارجی تصمیم می گرفت.
خاطراتِ علینقی عالیخانی و عبدالمجید مجیدی حاکی از اینست که بعد از ۱۳۴۸، کل برنامه ریزی کشور فقط در ذهنِ محمدرضاشاه پهلوی  انجام می گرفت...

در فهم پدیده ها، مشورت کردن، دیدگاه های مختلف را شنیدن، برای نظرات دیگران احترام قایل شدن و از همه مهم تر، داده های صحیح داشتن در فهم و ادراک پدیده، تعیین کننده هستند.

فردمحوری اجازه نمی دهد گفت و گو و تفاهم وجود داشته باشد.
وقتی جمع ملاک باشد، تعداد اشتباهات کم می شود.
تفّرد همین طور باعث می شود اشتباه ادامه یابد چون قبول اشتباه، ابهت فرد را تقلیل می دهد و عظمت فرد مخدوش می شود.
بنابراین، یک فکر و روش اشتباه سال ها و سال ها ادامه پیدا می کند زیرا تغییر آن جنبه حیثیتی پیدا می کند.
در حالی که تصمیم سازی جمعی اگر اشتباه بود، راحت تر تغییر می یابد.
 اکنون وزارت دفاع آمریکا به خاطر تجربیاتِ منفی افعانستان و عراق، پروژه تغییر حکومت را کنار گذاشته است و به واسطۀ نظر و مشورت و مطالعۀ صدها نفر، روش های دیگری را برای پیشبرد اهداف خود به کار می گیرد.

آمریکا رهیافت نرم را پیش گرفته است:
همانند ۱۳۳۰، از کشور نفت نخرند؛ منابع مالی بشدت کاهش پیدا کند؛ سرمایه گذاری عمرانی تعطیل شود؛ بانک ها و شرکت های خارجی از همکاری عذرخواهی کنند و فقر تسّری پیدا کند.
 اگر فقط به یک داده توجه می شد، هیچ انتظاری از اتحادیه اروپا در برجام شکل نمی گرفت:
 آمریکا و اتحادیه اروپا حدود یک تریلیون و ۴۰۰  میلیارد دلار تجارت دارند. اگر این رقم در سیاست گذاری ها نقشی داشت، شاید گونه ای دیگر برای میزان تفاهم/ تقابل با محیط بین المللی، طراحی می شد.
دعوا کردن ضرورتاً بد نیست. اما دعوا بر سر چه مسئله ای؟
با چه هدفی؟
 برای چه بازه زمانی؟ دستاوردها کدامند؟ چه پیآمدیی دارد؟
 آیا ضرر با منفعت توازن دارد؟پایان این بازی کجاست؟

📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxyFmzRqfJG52Q

روز سینما

روز سینما
توضیحات تکمیلی در خصوص روز سینما و تاریخچه ای از صنعت سینما در کشور ایران


✍️21 شهریور ماه به عنوان روز ملی سینما نام گذاری شده است و این روز سرآغاز آشنایی ایرانی ها با پرده سینما و این هنر گسترده و جهانی به شمار می رود.
ورود سینما به ایران:
مظفرالدین شاه در فروردین سال 1279 از تهران به مقصد اروپا حرکت کرد.
در این سفر بود که با سینما آشنا شد.
در سفرنامۀ مظفرالدین شاه آمده است که شاه روز یکشنبه هفدهم تیر 1279 به اتفاق میرزا ابراهیم خان  عکاس باشی به تماشای دستگاه سینموفتوگراف ولانترن ماژیک رفته است.
این حادثه پنج سال پس از رواج اختراع برادران لومیر در پاریس رخ داد،
( شاه این دوربین را به اشتباه سینموفتوگراف می نامید.)
در هفته بعد، مظفرالدین شاه مجدداً به دیدار سینما رفت.
حدود یک ماه پس از اولین دیدار مظفرالدین شاه با سینما، در روز 23 مرداد 1279 در شهر اوستاند در ساحل بلژیک ،جشن روز عید گل برگزار شد و میرزا ابراهیم خان عکاس باشی مشغول عکس سینموفتوگراف اندازی از شاه شد.
به این ترتیب بانی ورود نخستین دوربین فیلم برداری و نمایش فیلم، مظفرالدین شاه است، و نخستین فیلم بردار ایرانی نیز ابراهیم خان عکاس باشی محسوب می شود.
در (21 یا 22 شهریور ماه)1279 میرزا ابراهیم خان عکاس باشی وسایل و ابزارفیلم برداری(سینما توگراف) را به ایران آورد.
اولین فیلم ناطق ایرانی توسط عبدالحسین سپنتا و اردشیر ایرانی به نام دختر لردر سال 1312 ساخته شد و در 30 آبان 1312 در سینما مایاک و سپه بر پرده رفت.
و به این جهت روز 20 شهریور به نام روز سینما نام گذاری شد.
(روز سینما بر سینما گران و هنردوستان عزیز مبارک)

#محسن
@mmohsenar62

اولین نذری در ایران توسط سفارت انگلیس

اولین نذری در ایران توسط سفارت انگلیس


آیا می دانید اولین نذری در ایران توسط سفارت انگلیس راه اندازی شد.

ماجرای نذری از این قرار است که سفیر انگلیس (همان کسی که در برکناری امیرکبیر دست داشت) تصور می کرد می تواند از راه مذهب و خرافات به مردم ایران نزدیک شود.
 با این اندیشه درست، روزی را برای پخش نذری و اطعام فقرا تعیین نمود و بزرگ ترین دیگ ها و بیشترین غذا را تهیه کرد. درب سفارت انگلیس مکان این تدارک و نمایش خنده دار بود.
 در این روز جمعیتی بسیار زیاد  از مردم ایران زن و مرد با دیگ  به درب سفارت هجوم آوردند تا هر چه می توانند غذا ببرند!
هجوم چنان بی نظم و مغول وار بود که درب سفارت کنده شد و سربازان انگلیسی را وادار به شلیک هوایی و درگیری با مردم گرسنه کرد.
چیزی  از این ماجرا که اندوهناک است آن که پس از ۲۰۰ سال مردم ما همین رفتار را دارند.
 با دیگ به نذری حمله می کنند و دست آخر هم دیگ را می اندازند!
گویی قرن هاست در قحطی هستند.


منابع
-تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،۱۳۷۱
-تاریخ مشروطیت ایران نوشته احمد کسروی
-واقعات اتفاقیه ، منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان جلد اول ۱۳۶۲  

#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇   
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxyFmzRqfJG52Q

سخنان مهم آیت‌الله علوی بروجردی


سخنان مهم آیت‌الله علوی بروجردی، 

نوۀ مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی به مناسبت ۴٠ سالگی انقلاب:

بعضی از ما دورۀ پهلوی را با همۀ خصوصیاتش دیده‌ایم و درک کردیم و تمام تحولاتی هم که به پیش آمدن انقلاب منجر شد می‌دانیم و امروز چهل سال گذشته است.

در زمان مرحوم آیت الله بروجردی می‌خواستند جنازۀ رضاخان را در قم دفن کنند، آیت الله بروجردی گفت نمی‌شود. گفتند جنازه را به قم می‌آوریم و فقط دور حرم حضرت معصومه طواف می‌دهیم منتها آقایان محبت کنند تجلیلی از رضا شاه بشود. مرحوم بروجردی نپذیرفتند و حتی دستور دادند کسی از خانه‌اش بیرون نیاید. یک عده نظامی آمدند و جنازه را در حرم چرخاندند و بردند.


اما امروز بعد از ۴٠ سال در جمهوری اسلامی می‌بینیم در همین قم، عده‌ای به خیابان می‌آیند و شعار "رضاخان روحت شاد" می‌گویند.


ما به کجا رفتیم؟ به کجا می‌خواهیم برویم؟ به کجا داریم می‌رسیم؟ این فاصله‌ها را می‌خواهیم چه بکنیم؟ چرا مردم را درک نکردیم؟ چرا مردم را درک نمی‌کنیم؟ چرا به مردم بها نمی‌دهیم؟ چهل، سن بلوغ و کمال است


در همیـن قم، یک آقایی از اراک آمده و گفته می‌خواهد عمامه از سر بکشد. یک قمه یا چاقو هم داشته آن وقت دستش به کی رسیده؟! به دو تا پیرمرد در خیابان که زده و مجروح‌شان کرده، این اتفاق یعنی چه؟! به چه مناسبت باید این اتفاق بیفتد؟! اینکه بگوییم چون مواد مخدر مصرف کرده درست اما مسالۀ اساسی این است که چرا او بعد از مصرف می‌آید قم تا آخوند بکشد؟! ما چرا راجع به اینها فکر نمی‌کنیم و متوجه فاصله‌ای که بین خودمان و مردم افتاده نیستیم؟!


نمی‌شود مردم هم گرسنه باشند و هم به ما اطمینان داشته باشند و هم از مردم طلبکار باشیم، چرا این کار را می‌کنید؟!


مسائل اساسی فراموش شده و فقط به حاشیه‌ می‌پردازیم. حجاب واجب است قبول، اما آیا اینقدر که در خیابان‌ها با بدحجابی مقابله کرده‌ایم با این دزدی‌ها و اختلاس‌های عجیب و غریب که اتفاق می‌افتد هم برخورد می‌کنیم؟!


این انقلاب چهل سال پیش با رهبری یک مرجع تقلید شکل گرفت اما زحمات هزار و چهارصد سالۀ علما آبرو و سرمایه این انقلاب شد. شما را به خدا بیایید در آستانه چهل سالگی بیش از این سرمایه مصرف نکنیم، آدم عاقل سرمایه را خرج نمی‌کند، سرمایه را به کار می‌اندازد و از سودش بهره می‌برد.
 مردم از ما توقع دارند اگر عدل علی را هم ارائه ندهیم لااقل شباهتی به علی داشته باشیم.

ما بعد از چهل سال باید دربارۀ عملکردمان به مردم جوابگو باشیم.


کانال قوانین شاهد
@ghavanineshahed  
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

ما و استعمار پنهان !

 

ما و استعمار پنهان !
✍️ احمد جلال پور
 
📌 تصور کنید ایرانیان همان طور که رشیدپور به ظریف گفت بخواهند مثل دیگر مردمان دنیا راحت زندگی کنند. نفت و گاز و دیگر اقلام به همه جای دنیا صادر کنند و مردم در رفاه و بی دغدغه باشند . چه می شود!!.؟ مثل مالزی ، کره ، تایوان و قطر و..!! ؟

📌 دیگر نه با لبنان نه با یمن نه سوریه نه اسرائیل نه عربستان و دیگر جاها کار داشته باشند و در آنجا هزینه نکنند. یک کشور بی دردسر. بنابراین کشوری هم طبیعتا با ایران کاری ندارد تا آن را تحریم کند یا مثل عربستان و اسرائیل بخواهد در آنجا اختلال ایجاد کند.

📌 خب!!؟ شرکت های بزرگ ژاپنی و اروپایی با سرمایه گذاری و دادن تکنولوژی به ایران مشکلی نخواهند داشت و ایران می تواند (با توجه به وجود انرژی ارزان و نیروی کار) به قطب تولید نفت و گاز و انرژی الکتریکی و برق خورشیدی تبدیل شود و انرژِی الکتریکی منطقه و همچنین گاز اروپا و نفت ژاپن را تامین کند و با این کار رفاه ایرانیان افزایش و اشتغال تضمین و روابط با همسایگان بهبود می یابد. مردم با اخلاق تر و با ایمان تر خواهند شد. دین و دنیای مردم تامین خواهد شد!!
 
📌 مشکل کجاست!!؟ چرا این طور نشد!!؟ چرا به قول ظریف ما انتخاب کردیم طور دیگری زندگی کنیم!!؟ زندگی در درد و رنج و فلاکت و دغدغه!!؟ اصولا این «ما »کیست که برای ایرانیان تصمیم گرفته!!؟

▫️«ما!!؟ »همان کشور روسیه هست!! واقعا!!

📌 روسیه فقط سه چیز برای فروش دارد. گاز، نفت، سلاح. چنانچه ایران به شرایطی که گفتیم برسد دیگر آن سه را چگونه به راحتی و قیمت بالا بفروشد!!؟

📌 در اکثر جنگ ها و نزاع های  منطقه ای مثل یمن  - سوریه – لبنان – فلسطین  - عراق- افغانستان – لیبی  و ...  ایران حضور دارد و در آتش آن نزاع ها می‌دمد. تقریبا تمامی سلاح هایی که در این نزاع ها مصرف می شوند، روسی هستند!!. (به روایتی تعداد کلاشینکوف های داخل یمن از تعداد مردم آن بیشتر است!!) پس اگر ایران سر به راه باشد، این فروش بالای سلاح در کجا صورت بگیرد!!؟

📌 اروپا و ژاپن دو مصرف کننده بزرگ گاز و نفت هستند که عمدتا از روسیه تهیه می شود. دیدیم با الحاق غیرقانونی بخشی از اکراین به روسیه، اروپا خواست روسیه را تحریم کند، اما یاد سرمای زمستان و نیاز به گاز روسیه  افتاد لذا بی خیال شد!!. اگر ایران کشور بی دردسری بشود و یک لوله گاز مستقیما به اروپا برود و گاز و نفت آن تامین شود، دیگر اروپا و همین طور ژاپن دلیلی ندارند که به روسیه باج بدهند!!. فروش سلاح و نفت و گاز روسیه که پایین بیاید دیگر ابرقدرت نیست و باید سر براه شود!!.

📌 لذا به نظر می رسد آبادانی و توسعه و پیشرفت ایران مانع توسعه طلبی و ابرقدرتی روسیه است!!. لذا روسیه در یک برنامه استراتژیک و بلند مدت ، با نفوذ در ارکان کشور ایران و نقاط تصمیم گیری همچنان مانع بهبود روابط ایران با جهان خواهد شد.

📌 لذا به نظر می رسد سخنان افرادی که غرب ستیز هستند و نگاه به شرق دارند و مانع بهبود روابط ایران با جهان می شوند و به تحریم ها سلام می کنند و سفارت تصرف می کنند!! و ...(که همه را می شناسیم) حرف خودشان نیست و از مسکو دیکته می شود!!!

📌 [امروز روسیه از آمریکا باج می‌گیرد تا بازار نفت را در غیاب ایران تامین کند و زمینه همکاری با تحریم ایران را فراهم کند. چین و ژاپن و اروپا که بزرگ ترین واردکنتدگان نفت روسیه هستند و باید به پوتین باج بدهند تا اقتصاد آن ها رشد کند و با مشکل کمبود انرژی مواجه نشوند. و روسیه از ایران نیز باج می‌گیرد که سلاح به تهران بفروشد و یا اندکی از مشکلات تحریم ها بکاهد.]


به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg

 

معیار توسعه چیست؟

یک گزارش تلخ 

معیار توسعه چیست؟ 

 

مثل بقیه عازم حرمی می‌شوم مجلل و با ثروت رویایی. در انبوهی از مردمی دردمند، با زندگی پرزخم، اما باآبرو گم می‌شوم. مردم اسکناسی که در همین ۶ ماه گذشته به پایین‌ترین حد بی‌اعتباری خود رسیده، از درز ضریح طلایی می‌ریزند. در برابرم آخرین شاهکار هنر ایرانی را می‌بینم. این هنر با فلز گرانبهای طلای سفید و زرد و آینه کاری به اوج خود‌ می‌رسد. انگار در این ۴۰ سال قد ۴۰۰ سال کار شده. ناخودآگاه یاد کلیسای کُلن، ونیز، میلان و واتیکان اروپا می‌افتم که اوج هنر قرون‌ وسطی بودند. رفته بودم ‌که علت شکست دین در اروپا را پی بگیرم. 

« چرا آقا جان؟ چرا این‌گونه شد؟ چرا عظمتت را در ثروت نهفته در این ‌کاخ به رخ مردم می‌کشند؟ می‌دانی نرخ قبر در جوارت چقدر است؟ ۴ میلیارد. بله‌؛ آنجا که هم مأمون خسبیده است و هم همسر علم‌الهدی.» 

از ضریح فاصله می‌گیرم و در خلوت، آیاتی از بت شکنی قرآن را می‌خوانم. خادمان مواظبند که حجاب زنی از خط قرمز خارج نشود. خطیب نماز جمعه در صحن چه خشمگینانه بر آمریکا می‌تازد. رزومه‌اش را که مرور می‌کنم، از هر چه استکبار ستیزی متنفر می‌شوم. در شمال حرم، وارد خیابان طبرسی می‌شوم؛ نمایشگاه زندگی فقر و تنگدستی مهاجرین تربت و تایباد و ...... زنانی با چهره‌ی پوشیده و دستان تمنا برای لقمه‌ای نان. در سمت جنوب حرم اما، هتل‌های ۵ ستاره. چند عرب را می‌بینم که دلالان زنان تن فروش دوره‌شان کرده‌اند برای بازاریابی. سرافکنده عبور می‌کنم   ،سوار تاکسی می شوم.  راننده پیچ رادیو را باز می‌کند. دولت ما واسطه آشتی طالبان با حکومت افغانستان شده. مشکل سوریه و داعش حل شد، حال نوبت متحجرین دیگری است. مگر می‌شود این همه اشتباه اتفاقی باشد؟ در موقع رفتن بین راه، در روستایی توقف می‌کنیم. روستایی شبیه خرمشهر در سوم خرداد که خالی است و پر از زخم. آنجا زخم توپخانه دشمن، اینجا زخم عدم مدیریت در ۴۰ سال. زمین‌ها لم‌یزرع، دام‌ها بی‌رمق و دارقالی غبار گرفته. حس می‌کنم این روستاها در این ۴۰ سال به اندازه ۴۰۰ سال به عقب برگشته؛ آن زمان که این سرزمین مورد تهاجم مغول قرار گرفته بود. . باور فاصله طبقاتی در این فاصله‌ی نزدیک چه سخت است. 

یا امام رضا ، شرمنده، قرارمان این نبود.

(؟)

هر صد میلیون سال یک سال

 هر صد میلیون سال یک سال

فرض کنیدکه بتوانیم سن زمین رافشرده کنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم!

در این صورت کره زمین مانند فردی ۴۶ساله خواهد بود!هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و درباره ی سال های میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده ای داریم!

اما این را می دانیم که در سن۴۲سالگی،گیاهان و جنگل ها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده اند. اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یک سال پیش نبود!

یعنی زمین آن ها را در سن ۴۵سالگی به چشم خود دید و تقریبا۸ ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد.
 
در اوایل هفته ی پیش میمون های آدم نما به آدم های میمون نما تبدیل شدند و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین رافرا گرفت!
انسان جدید فقط حدود ۴ساعت روی زمین بوده و طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است!

بیش از یک دقیقه از عمر انقلاب صنعتی نمی گذرد و حالا ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلایی بر سر این بیچاره ی۴۶ساله آورده است!

🆔: @Radiyo_Farda

فنلاند؛الگوی آموزش و پرورش دنیا

 فنلاند؛الگوی آموزش و پرورش دنیا 

 

سیستم آموزشی فنلاند در سی و چند سال توانست از پایین ترین جایگاه عملکرد بین المللی به بهترین جایگاه برسد.

_ زیربنای سیستم آموزشی فنلاند عدالت آموزشی است.
_ دارایی و درآمد خانواده، "هیچ" اثری بر کیفیت آموزشی که کودک دریافت می کند، ندارد.
 لازمه قطع رابطه درآمد خانواده با کیفیت آموزش فرزندان، واقعیت های زیر است که در سیستم آموزشی فنلاند تحقق یافته :

_در فنلاند هیچ مدرسه خصوصی وجود ندارد و تمام مدارس دولتی و بدون شهریه هستند.
_سرویس مدرسه و لوازم مورد نیاز برای تحصیل، برای تمام دانش آموزان فراهم و رایگان است.

_تمام دانش آموزان از وعده غذایی گرم یکسان و به رایگان در مدرسه استفاده می کنند.

_خدمات بهداشتی، دندانپزشکی، و مشاوره روانشناسی به تمام دانش آموزان به طور مرتب و رایگان ارائه می شود.

 ساده تر این که: اگر به یک مدرسه فنلاندی قدم بگذارید، راهی برای تشخیص این که کدام کودک از خانواده متمول آمده و کدام از خانواده کم درآمد، نخواهید داشت.

اما همه چیز با چند سیاست  و سرمایه گذاری در راستای توسعه_عدالت_آموزشی درست می شود؟! قطعا نه! اجزای دیگر سیستم آموزشی فنلاند بسیار جالب توجه است.

بخش مهمی از سیستم آموزش، قطعاً معلمان هستند:

_اگر در فنلاند کسی از شما بپرسد چه کاره هستید و بگویید معلم، تحسین را در نگاه و احتمالا در کلامش خواهید دید: پرستیژ اجتماعی معلمان در فنلاند، در حد وکلا، یا پزشکان و بلکه بالاتر است.

_اگر به عنوان معلم، با ناشر کتاب درسی تماس بگیرید و اشتباهی را که در محتوای درسی به نظرتان رسیده تذکر دهید، احتمالا خیلی زود شاهد تغییر محتوا و اصلاح آن خواهید بود:
در فنلاند با شما به عنوان یک معلم، بسیار حرفه ای برخورد می شود.

_اما فراموش نکنیم که "راه حل ساده وجود ندارد"  آنچه که در سیستم آموزشی فنلاند شاهد آن هستیم، نیاز به زیرساخت هایی دارد، که اگر نباشد، هیچ دردی دوا نخواهد شد.

_گزینش معلمان  چگونه است؟

اول از همه لازم است در رشته تحصیلیتان مدرک کارشناسی ارشد داشته باشید.

دوم، باید در دوره های ویژه مهارت آموزش و کلاس داری شرکت کنید: این دوره ها فقط توسط هشت دانشگاه در فنلاند ارائه می شود و ورود به آن ها بسیار دشوار است.

از همه مهم تر، باید از فرآیند دشوار گزینش دو مرحله ای عبور کنید:

 از هر ده نفر، فقط یک نفر از مرحله اول عبور می کند، و در مرحله دوم از هر سه نفر دو نفر مردود خواهند شد.

اگر هوش خیلی بالا و نمرات عالی ندارید، نگران نباشید؛ برنامه_ریزی سیستم آموزشی فنلاند به گونه ای است که معلمانی از تمام قشرها و سطح هوش داشته باشند.

آنچه در قبولی شما تعیین کننده است، داشتن " انگیزه بالا " برای معلمی است. بدانید که قانع کردن تیم مصاحبه کننده در این خصوص بسیار دشوار است.
 خواهرزاده مشاور عالی آموزش فنلاند می گوید: 

"باور نمی کردم که مرا با این نمرات و پیشینه تحصیلی عالی رد کنند.

اما آن ها گفتند پاسخ من به سوال "چرا می خواهی معلم شوی؟" برایشان قانع کننده نبوده و مرا رد کردند."

این ها بخشی از موفقیت سیستم آموزشی فنلاند است که در حال حاضر الگوی آموزش و پرورش دنیاست.

چگونه می‌توان سلامت را به اقتصاد کشور بازگرداند؟


🔴چگونه می‌توان سلامت را به اقتصاد کشور بازگرداند؟

سعید اسلامی‌بیدگلی، تحلیلگر اقتصادی در شماره 246 تجارت‌فردا نوشته است:

🔻گزارش‌های بین‌المللی تصویر مطلوبی از اوضاع فساد و شفافیت اقتصادی در ایران نشان نمی‌دهند. سازمان شفافیت بین‌المللی و بنیاد هریتیج دو نهادی‌اند که گزارش‌هایی درباره فساد و آزادی اقتصادی منتشر می‌کنند. 

بر اساس آخرین گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی رتبه ایران در شاخص درک فساد از بین 176 کشور بررسی‌شده، 131 است. گزارش بنیاد هریتیج وضعیت ناگوارتری از ایران نشان می‌دهد؛ چرا که ایران در میان 180 کشور مورد بررسی در جایگاه 155 قرار گرفته است و در سطح منطقه هم تنها کشور الجزایر پس از ما قرار دارد. فساد در ایران از کشورهای بحران‌زده‌ای مانند لبنان و مصر هم بدتر است. علاوه بر گزارش‌های بین‌المللی، اخیراً مقامات داخلی هم دیگر مساله فساد سازمان‌یافته در ایران را نه‌تنها کتمان نمی‌کنند، بلکه در خصوص آن هشدار هم داده‌اند.

🔻در اقتصاد ایران سهم اقتصاد دولتی و حاکمیتی بسیار بالاست و طبیعی است ناکارایی، فساد و کج‌کارکردی در چنین اقتصادی بالا خواهد بود. رقابت‌پذیری در ایران بسیار اندک است. یک دلیل عمده این است که در ایران حاکمیت قانون وجود ندارد. نهادهای حاکمیتی و دولت خودشان وارد حوزه‌های مختلف کسب‌وکار می‌شوند. در چنین فضایی بخش خصوصی برای توسعه دو راه بیشتر ندارد؛ یا باید با بخش دولتی و حاکمیتی رقابت کند، یا آن که به حلقه رانت وصل شود. راهکار اول امکان‌پذیر نیست، پس بخش خصوصی راهکار دوم را اجرا می‌کند. در نتیجه در چنین اقتصادی حتی بخش خصوصی هم با ایجاد رانت و فساد بزرگ می‌شود.

🔻خصوصیت دیگر اقتصاد ما بانک‌پایه بودن اقتصاد کشور است.ترکیب بانک‌پایگی، دولتی بودن بانک‌ها و حضور دولت در کسب‌وکارها منجر به این شده که تامین منابع از طریق بانک‌ها هم متناسب با مشخصات کشورهای بانک‌پایه واقعی نباشد. از طرفی همه نهادهای نظارتی ما در چهار دهه گذشته، نقش غیررقابتی ایفا کردند. مجموعه این اتفاقات به‌علاوه، بسته بودن فضای اقتصاد، عدم ارتباط با سازمان‌های بین‌المللی، ارتباط اندک تحصیلی ما با خارج از کشور همه سبب شده فرآیندهای یادگیری در اقتصاد کشور کند و ناکارآمد شود.

🔻راه‌حل بسیار واضح و ساده است؛ نشستن در اتاق شیشه‌ای مهم‌ترین راه‌حل مشکل فساد است و حتی ضرورت وجود نهاد نظارتی را هم از بین می‌برد. در دو ماجرای حقوق‌های نجومی و املاک نجومی در سال گذشته، راهکار ارائه‌شده برای حل مساله بگیر و ببند بود. نجومی‌بگیران را از کار برکنار کردند. اما راه‌حل کلیدی‌تر این بود که وب‌سایتی درست شود و همه مدیران دولتی حقوق و مزایا و دارایی خود را شفاف اعلام کنند. اگر خواستار حذف فساد و بازگشت سلامت به اقتصاد کشور هستیم، راهکار تنها یک گام است؛ شفاف‌سازی و ایجاد اتاق شیشه‌ای.

👈متن کامل این تحلیل  را در شماره 246 تجارت فردا که اکنون روی کیوسک‌های مطبوعاتی است، مطالعه کنید.

@tejaratefarda

اعداد مهم!

اعداد مهم!


اعداد مهم برای کسانی که می‌خواهند کمک کنند

دکتر محمد فاضلی، عضو هیئت علمی شهید بهشتی در کانال تلگرامی اش نوشت:

✅ قطعی برق این روزها رنج‌آفرین است. هر قطعی برق یعنی کودکانی که بر اثر گرما رنج می‌کشند، کارگرانی که ساعاتی بیکار می‌شوند و دستمزدی را از دست می‌دهند، بیمارانی که در مراکز درمانی معرض تهدید قرار می‌گیرند، و خلاصه هم‌وطنانی که آزار می‌بینند. برخی به هر دلیلی در «آگاهی انکار» فرو رفته‌اند و بر اثر ناامیدی یا هر دلیل دیگری قصدی برای کمک کردن به بهبود شرایط ندارند.

 نظر این گروه هم محترم است، اما دسته دومی هستند که فکر می‌کنند در این شرایط باید به فکر ایران بود و کوشید تا مردم کمترین رنج و ناراحتی را تحمل کنند.

 دانستن اعداد میزان مصرف برق مصرفی وسایل برقی به این عده کمک می‌کند تا تصمیم بهتری درباره مصرف‌شان بگیرند. اعداد زیر را از سایت شرکت‌های توزیع برق استخراج کرده‌ام و به ترتیب از پرمصرف‌ترین به کم‌مصرف‌ترین وسایل مرتب شده‌اند.
1. سرمایش مرکزی: 5000 وات
2. ماشین لباسشویی: 2500 وات
3. کولر گازی: 2400 وات
4. ماشین ظرفشویی: 2000 وات
5. اتو بخار: 1800 وات
6. سشوار: 1200 وات
7. اتو: 1100 وات
8. جاروبرقی: 1000 وات
9. ماشین خشک‌کن لباس: 1000 وات
10. اتو: 1000 وات
11. سماور برقی: 1000 وات
12. پلوپز: 800 وات
13. مایکروفر: 900 وات
14. کولر آبی: 600 وات
15. چرخ گوشت: 500 وات
16. غذاساز: 500 وات
17. کامپیوتر شخصی: 250 وات
18. تلویزیون پلاسما 42 اینچ: 280 وات
19. تلویزیون معمولی: 180 وات
20. چرخ خیاطی: 100 وات
21. پنکه: 80 وات
22. لامپ مهتابی: 40 وات
23. لامپ کم‌مصرف: 20 وات

✅ ساعات اوج مصرف بین 12 ظهر تا ساعت 16 و هم‌چنین از غروب آفتاب تا حدود ساعت 22 شب است. اگر می‌خواهیم سهمی در کاهش احتمال قطعی برق و کاستن از رنج هم‌وطنان خود داشته باشیم، سعی کنیم:

🖌 وسایل ردیف 1 تا 13 را در ساعات اوج مصرف روشن نکنیم.

🖌 عمده‌ترین مصارف تابستان ناشی از کولرهای گازی است. هم‌وطنان استان‌های شمالی و جنوبی ما واقعاً به استفاده از کولرهای گازی نیاز دارند، اما در سایر استان‌ها واقعاً می‌توانیم با یک پنکه 80 واتی، گرمای هوا را تعدیل کرده و از روشن کردن کولر گازی 2400 واتی خودداری کنیم.

⭕️ اگر به هر دلیلی مایلید کولر گازی روشن کنید، لطفاً کولر را روی دمای 26 درجه تنظیم کنید.

⭕️ صنعت برق کشور، سرزمین ایران و هم‌وطنان‌مان به این همراهی نیاز دارند. لطفاً به کودکان، بیماران، کارگران، سالمندان و همه هم‌وطنانی فکر کنید که بر اثر ناهمراهی ما در رنج و سختی قرار خواهند گرفت.

(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) 


@MyAsriran

یکی از این کودکان اعدام می شود

 

 
آنچه می خوانید در شماره نیمه نخست خرداد در مجله زندگی ایده آل منتشر شده بود .حالا یک بار دیگر با شما بازخوانی اش می کنیم، چرا که یکی از این همه کودکی که قصه اش را اینجا می خوانید، همین روز ها اعدام می شود.
 

 

این کودکان به کمک فوری شما نیاز دارند

یکی از بچه هایی که قصه اش را اینجا می خوانید به کمک احتیاج دارد.

برای تماشای احساس آبی مرگ و کمک به نوجوانی که کودکی اش را در زندان سپری کرده، می توانید روز سه شنبه 28 خردادبه مدت 10 روز، ساعت 21 در فرهنگسرای ارسباران به تماشای احساس آبی مرگ بنشینید و کمک هایتان را به صورت همت عالی در خرید بلیط آن اهدا کنید.

قصه واقعی

نوشتن یک قصه کار سختی است. نوشتن قصه‌ای که بشود آن را بازی کرد، کاری سخت‌تر. نوشتن یک قصه واقعی درباره آدم‌های واقعی از همه این ها سخت‌تر است؛ آن‌هم آدم‌هایی واقعی که هنوز هستند؛ می‌توانند قصه‌ای که نوشته‌ای را بخوانند و می‌توانند آدم‌هایی که نقش‌شان را بازی می‌کنند‌، تماشا کنند. اما همه این ها را کنار بگذار. از همه چیز سخت‌تر نوشتن قصه آدم‌هایی است که هستند اما تا چند روز دیگر قرار است نباشند و از آن هم سخت‌تر بازی کردن نقش بچه‌هایی که امروز زنده‌اند و تا چند روز دیگر شاید نباشند.

زیر تیـغ

نمایش «احساس آبی مرگ» نتیجه ساعت‌ها کار بی‌وقفه و طاقت فرسا در کانون اصلاح و تربیت دختران و پسران، در دادگاه‌ها، در مرور پرونده ها و در ملاقات با آدم‌های زیر قصاص و خانواده های اولیای دم است. واژگان «بی وقفه» و «طاقت‌فرسا» را تنها برای بزرگداشت عملی که کارگردان و نویسنده این اثر انجام داده‌اند یا برای زیبا شدن جمله‌بندی‌هایم ننوشتم. احساس آبی مرگ را بازیگران در نقش‌های واقعی اجرا می‌کنند. در نقش بچه‌هایی که ماه‌ها و سال‌هاست در کانون اصلاح و تربیت مانده‌اند؛ زیر حکم قصاص نفس. احساس آبی مرگ درباره کودکی است، درباره زندان در کودکی، درباره پنجره‌ای که می‌شود همه امید و آرزوی نوجوانی که زیر قصاص است‌، درباره لحظه اعدام قاتلی که نوجوان است، درباره رنج خانواده‌هایی که فرزندان‌شان به جرم قتل محکوم به مرگند. درباره هردفعه سلام و خداحافظی مادرانی که در کانون اصلاح و تربیت کودکان‌شان را در آغوش می‌گیرند و هردفعه بعد از ترک آن ها روزهایی را می‌شمرند که برای دیدن و بوییدن کودک‌شان وقت دارند. احساس آبی مرگ سوی دیگری هم دارد، درباره خواهرانی که برادرشان به قتل رسیده، مادرانی که قاتل فرزندشان را می‌بخشند، برادرانی که از تماشای جای خالی برادر خسته شده‌اند. حکایت التماس‌ها و ناله‌ها و سوگواری‌های مادرانه و خواهرانه، پدرانه، عاشقانه و گاه حتی کودکانه است. احساس آبی مرگ چیزی را برای گفتن فراموش نکرده. نه خانواده مقتول نه خانواده قاتل نه بچه‌های زیر قصاص و نه قصه‌ها و سرگذشت‌هایشان را. این که می‌گویم طاقت‌فرسا برای همین است.

هراس از تلفن

نمایش با آدم‌هایی آغاز می‌شود که می‌روند و می‌آیند. آدم‌هایی معمولی شبیه من که این ها را می‌نویسم  شبیه تو که می‌خوانی‌شان. تلفن‌ها زنگ می‌خورد. مثل تلفن من و تو در یک روز عادی کاری. آن‌طرف خط پدری، مادری، برادری، خواهری یا فرزندی است که خبری دارد... خبر مرگ یا قتل. به او، من یا تویی که تلفن‌مان را جواب می‌دهیم از آن‌سوی خط خبر می‌دهند؛ عزیزت به قتل رسیده یا در یک نزاع ابلهانه، شبیه همه آن ها که هر روز می‌بینیم و شاید گاهی در بعضی‌هایشان شریک هم می‌شویم، کسی را به قتل رسانده‌... راستی شنیدن کدام‌یک از این دو خبر برایت وحشتناک تر است؟!

این قصه‌ها واقعی است

درگیریِ تو با خودت وقت تماشای این نمایش از همین جا آغاز می‌شود. از همان وقت که صدای تلاوت قرآن سالن را پر می‌کند، صدای تلاوتی که پشتش حزن شگفتی دارد و می‌گوید که اینجا مرگی اتفاق افتاده است. از همین جاست که باید وارد قصه‌ها شوی؛ قصه سمیرا و سمیه که با مادرشان، پدرشان را به قتل رسانده‌اند. قصه مائده که 12-11 سالش بوده شوهر می‌کند و 15 سالش که بوده به اتهام قتل شوهرش با قرص برنج می‌آید اینجا. قصه صابر که مسافر ماشینی بوده که از او می‌خواهد صدای پخش را کم کند و دعوای‌شان از همین جا شروع می‌شود و خودش می‌گوید: وقتی با گاز پیک نیکی اومد سمتم که بزنه منم چاقو زدم بهش...

قصه امید که... .

یادت باشد اگر به تماشای احساس آبی مرگ نشستی مدام یاد خودت بیندازی که این ها که قصه‌شان را تماشا می‌کنی واقعی‌اند...

یک نفر داد می‌زند خطاب به توی تماشاچی و ازت می‌پرسد: 

می‌دونی زندگی چیه؟ رو سنگ قبرها رو دیدی؟ تاریخ تولد: ... – تاریخ وفات: ... می‌گوید زندگی همین خط تیره بین تاریخ تولد و تاریخ وفات است که روی سنگ قبرت می‌نویسند... احساس آبی مرگ را که ببینی می‌فهمی این خط تیره برای بعضی‌ها خیلی خیلی سیاه است از تولد تا مردن روی یک چهار پایه که نه... مردن در حالت آویزان از یک طناب... یادت باشد به اینجای نمایش که رسیدی از خودت یا اگر شد از یکی از عوامل کار بپرسی: این... هنوز زنده است؟!

مهر «قاتل»

تا به ملاقات کودکی در کانون اصلاح و تربیت نرفته باشی،تا با نوجوانی که منتظر مرگ است هم صحبت نشده باشی،تا خانواده مقتول و زمزمه‌های مادرش را ندیده باشی،تا لحظه‌هایی را برای خانواده قاتل پشت درهای زندانی که حکم در ‌آن اجرا می‌شود، در گرگ و میش بامدادی لمس نکرده باشی، نمی‌دانی طاقت‌فرسا یعنی چه. آن هایی که احساس آبی مرگ را نوشته‌اند و ساخته‌اند و نقش همه ‌آن ها که گفتیم را بازی کرده‌اند ،همه این ها را دیده‌اند تا بتوانند تصویری حقیقی از ماجرا را برایت روی پرده تئاتر نقاشی کنند. برای همین است که وقتی بچه‌های کانون خودشان اجرا را تماشا کردند، گفتند: 

حالا می‌فهمیم که «خانواده مقتول دشمن ما نیست» 

و خوشحال بودند که بالاخره کسی تمام تابلوی زندگی آن ها را نگاه کرده، نه تنها پرده آخرش را که رویش مهر «قاتل» خورده است. اگر یک روز فرصتش فراهم شد، احساس آبی مرگ را ببین. بعد از دیدنش می‌فهمی فاجعه از زندگی هیچ کدام از ما دور نیست و باید برای آن روز فکری کرد.

لحظه تکان‌دهنده

یکی از پرده‌های تکان‌دهنده احساس آبی مرگ آن جایی است که کودکی که حالا 7 سال از بودنش در کانون می‌گذرد، برایت از روزهای بیرون از کانون بودنش می‌گوید. از این که اولین بار که ساختمان کانون را می بیند با پدرش از آنجا رد می‌شده. همان حوالی یک کبابی بوده که با پدرش نشسته‌اند آنجا و کباب خورده‌اند و برای بچه‌های این طرف دیوارها دلسوزانده‌اند. می‌گوید: 

«هیچ وقت فکرشو نمی‌کردم بیام اینجا... نه قصاص می‌کنن نه آزاد می کنن...»
من هم فکرش را نمی‌کنم... تو هم فکرش را نمی‌کنی... فقط به این فکر می کنم اگر خدای ناخواسته یکی از عزیزان ما پایش به اینجا رسید، کاش آدم‌های بیرون با او مهربان‌تر باشند.

رؤیا ...

«لحظه ای که حکم را دیدم همه رؤیاهام اومد جلوی چشمم» 

این را یکی از متهم‌ها می‌گوید. یکی رؤیایش از کودکی مادر شدن بوده... یکی آرزو داشته گیتار بزند، یکی دیگر می‌خواسته فوتبالیست شود... آن یکی می‌خواسته کار کند تا مادرش زندگی راحتی داشته باشد... حالا سال‌هاست که مادرش یک روز هفته را می‌آید دیدن او و باقی روزهای هفته و ماه و سال را می‌رود به التماس در خانه اولیای دمی که عزیزشان را از دست داده‌اند... راستی این رؤیاها برایت آشنا نیست؟ شبیه رؤیاهای کودکی خودت یا رؤیاهای کودکانی که در اطرافت می‌شناسی... 

«تا حالا کسی رو دیدین که یه سال، 6 ماه، یه هفته، یه روز به پایان زندگیش مونده باشه؟... اگه جای اون باشین دوست دارین کی رو ببینین؟»

روایت

«احساس آبی مرگ» با نویسندگی سجاد افشاریان و کارگردانی امین میری می‌گوید: 

«ما تلاش کردیم واقعیات را بگوییم. حقیقت را فقط خدا می داند.»

این گروه با تمام تلاش‌شان برای از پرده بیرون کشیدن واقعیت یک گروه تئاتر جوان و داوطلب بودند و برای این همه تلاشی که به دليل مهربان‌تر شدن ما کرده‌اند نه سفارش دهنده‌ای داشتند و نه حمایت مالی. آن ها حتی هزینه پلاتوی محل تمرین‌شان را شخصا و به سختی تامین کردند.  این‌همه تلاش در اين روزگار جای تعظیم و ستودن دارد.

شماره روابط عمومی مرکزی جمعیت امام علی 23051110 می باشد، لطفا برای هرگونه اطلاعات بیشتر و یا هماهنگی برای کمک با این شماره تماس بگیرید.

 

تاریخچه نام و فرهنگ زیبای ایران زمین

 تاریخچه نام و فرهنگ زیبای ایران زمین

 

ایران یکی از گهواره های تاریخ و تمدن بشری محسوب می شود که همیشه صحنه ساز دلاوری, مردانگی, روحیه ظلم ستیزی, موسیقی عرفانی و پرمعنا, ادبیات نیک و سترگ, منابع طبیعی و اهواریی ارزشمند, آب و هوایی چهارفصل و معتدل, تاریخ و فرهنگی بس بزرگ و کهن بوده است که بسیار اندک فساد اخلاقی و فحشا را در کل تاریخش شاهد بوده است. 

نام این سرزمین نیز مانند دیگر نعمات بزرگ اش داری پشتوانه ای بس طولانی٫ زیبا و پر معنا می باشد. واژه ایران کنونی از واژه های کهن هزاران ساله برداشت شده است. ائیرینه, ائیرینه وئیجه :

ائیرینه : این واژه در فرس هخامنشی آریا و در پهلوی اران است و آریارامنا (آریارمن) نام جد داریوش بزرگ مشتق شده از همین واژه می باشد. ائیرین در اشتات یشت بند یکم و در دو سیروزه کوچک و بزرگ بند نهم آمده است که به عنوان صفت استفاده شده است. یعنی منسوب به آریا . 

استاده پورداوود هرکجا به واژه ائیرینه وئیجه برخورده است، آن را به معنی آریا ترجمه کرده است، ولی در همه جا ذکر کرده است که این همان ایران کنونی است که نشان از مقدس بودن نام کشورمان در تمامی  متون دینی باستانی حکایت دارد. در کتاب یشتها استاد پورداوود آمده است شکی نیست که ایرانیان باستان خودشان را آریایی ها می نامیدند. خود واژه ائیریه ( آریا ) در معنی پارسی امروزی یعنی نجیب و شریف و نام قوم آریاست. این نژاد هم اکنون بین هند و ایران تقسیم شده اند که از شاخه نژاد هند و اروپایی است . بخشی دیگر از این اقوام کهن در آلمان, یونان و روم نیز پخش می باشند. در فرس باستان این واژه آریه نامیده شده است. اقوام هند و اروپایی شعبه وسیعی از نژاد سفید هستند که در ایران , هند و اروپا ماندگار شدند و زبان هند و اروپایی نیز مختص آنان است. 

در اوستا نام ایران به عنوان مبدا اصلی آریایی نژادها معرفی شده است. حرکت آریایی ها به سوی ایران به بیش از 2000 سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد.

سرزمین هایی که بخشی از ایئرینه وئیجه ( ایران ) است

ائیرینه وئیجه : جزو اول این واژه همان ائیرینه است ( آریایی )، ولی جزو دوم آن وئیجه سخن های بسیاری را در خود جای داده است. در سانسکریت واژه بیجه موجود است که به معنی تخم و نژاد می باشد. خاورشناسان بر این باورند که کل این واژه به معنی نژاد آریایی در پارسی امروزی معنی می دهد. در حقیقت به خاک هایی که نژادهای ایرانی در آن ساکن هستند، ائیرئینه وئیجه گفته می شود. ایران به هیچ وجه محدود به مرزهای کنونی ایران نمی باشد. نام ایران در اوستا و نسک های باستانی پهلوی بسیار آمده است. در بیشتر این نوشته های کهن پس از آمدن نام ایران درود و ستایش اهورامزدا خدای یکتای ایرانیان پس از آن ذکر شده است. ایرانشهر نیز از نام های دیگر سرزمین های ایران است که خاورشناسان بر این باورند ماد خرد و بزرگ یا آتروپاتان ( همان آذربایجان امروزی ) و کردستانات نخستین زادگاه سرزمین ایرانشهر است . عده ای دیگر بر این باورند ایران ویچ همان آذربایجان امروزی است. این افراد با استناد بر بند دوازدهم از فصل 29 بندهش پهلوی نخستین زادگاه ایران ویچ را از آران و قفقاز و اطراف آذربایجان می دانند . عده ای دیگر شهر ایرانی خوارزم ( بین ازبکستان و ترکمنستان ) را زادگاه ایران ویچ می دانند. در وندیداد و کتیبه های خوارزم ایران ویچ را شهری بزرگ و سرد خوانده اند. به هر روی بین این دو نظریه اختلاف وجود دارد، ولی چیزی که بر همگان آشکار است، این است که معنی واژه ایران در پارسی امروزی یعنی خاستگاه و سرزمین های آریایی.بخشی از این سرزمین های آریایی ایران که توسط سلاطین ننگین قاجار طی قراردادهای تحمیلی گلستان و ترکمانچای واگذار شد و قسمت هایی دیگر که توسط امپراتوری عثمانی و یا دخالت انگلیس متجاوز اشغال و تجزیه شد، به شرح زیر است : کردستان سوریه , کردستان عراق , ازبکستان , تاجیکستان , آذربایجان , ترکمنستان , داغستان , ارمنستان , بلوچستان پاکستان , افغانستان , گرجستان .مذهب آریایی های پیش از ظهور زرتشت به صورت گسترده در سرزمین های آریایی نشین متحد بوده است. آریایی های پیش از زرتشت به آیینی باور داشتند که دنیا را به دو دسته تقسیم می کرده است . یکی خیر و دیگری شر. 

نخستین گروه اهورایی و درستی و نیکی است . دسته دوم اهریمنی و زشت کرداری است . این دو گروه با یکدیگر در همه موارد زندگی در سیتز هستند . آیین میترائیزم ایران یکی از این باورهاست که از کهن ترین آیین های جهان محسوب می شود و به اروپا و آسیا انتشار یافت و امروزه آثارش در کلیساهای مسیحیت نیز موجود است . 

میترائیزم آئین مهر و دوستی و ستایش از نیروهای بزرگ خداوند است . آب و آتش و خاک از این نیروهای جاودانه به حساب می آیند . پس از ظهور زرتشت اسپنتمان همه گروه ها و آیین های چند خدایی یکی شدند و دینی واحد تشکیل دادند که اهورامزدا خدای واحد آنان گشت . گاتها بزرگ ترین سند یکتا پرستی ایرانیان زمان اشو زرتشت است . در یشتها, یسنا با این که از اصول زرتشتی پیروی شده است، ولی چهره های دینی میترایی نیز در آن دیده می شود . دلیل این امر را شاید بتوان متحد کردن همه آیین ها توسط اشو زرتشت دانست . زرتشت ضمن احترام به همه گروه های دینی و مذهبی آن روزگار دینی مترقی تر و واحد را برای آنان به ارمغان آورد که موجب پایداری و گستره بزرگ زرتشتیان در منطقه خاورمیانه شد . زیرا در صورت رد کردن همه گروه های دینی آن روزگار هم احتمال شکست در آوردن دین نو رخ بدهد و هم تمامی آیین های کهن و باستانی ایران ممکن بود برای همیشه از یادها بروند . با این دو احتمال زرتشت نیک ترین روش را برای آوردن دین خود برگزید و میترائیزم را کامل رد نکرد و با احترام به آن یکتا پرستی , آیین های انسان دوستی و راه و روش نیک زندگی کردن را به روشی درست و اصولی تر به آن اضافه نمود .زبان اوستایی ایرانیان باستان نیز امروزه با این که واژه تازی را پس از یورش اعراب به خود راه داده است، ولی همچنان پایدار و استوار است و مایه مباهات فرهنگ و تاریخ و تمدن ایران است . خود واژه اوستا در معنی اساس٫ بنیاد و ریشه نامیده می شود.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

کاهش بارندگی در ایران رکورد ۵۰ ساله کشور را شکست

 کاهش بارندگی در ایران رکورد ۵۰ ساله کشور را شکست

 

معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب می‌گوید در ۵۰ سال اخیر ایران هیچ سالی به اندازه سال جاری با کاهش بارندگی مواجه نبوده است.

رحیم میدانی در این باره به خبرگزاری تسنیم گفته است در برخی حوزه‌های اصلی آبریز مانند فلات مرکزی ۷۸ درصد نسبت به دراز مدت کاهش بارش ثبت شده است.

معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب در عین حال میزان بارندگی ثبت شده در استان‌های تهران، البرز، مرکزی، قم، سمنان و اصفهان را کمترین میزان در ۵۰ سال اخیر دانست.

رحیم میدانی تصریح کرد که در سال جاری تنها استان‌های اردبیل و گلستان از میزان بارش معمول طبیعی برخوردار بوده‌اند.

تنها 31 دقیقه تا سوئد فاصله داریم❗️


📛 تنها 31 دقیقه تا سوئد فاصله داریم❗️


🔸اگر 3 دقیقه برای خواندن این متن و 1 دقیقه جهت انتشار آن برای دوستانتان وقت بگذارید....
یارانه ی هر فرد 45 هزار تومان است.
با این مبلغ می توان هر سه جلد کتاب بیشعوری (خاویر کرمنت) بعلاوه کتاب دوقرن سکوت (عبدالحسین زرین کوب) را خریداری کنید.
شما می توانید با پول سه کیلو ماست یک جلد کتاب فلسفی مثل "چنین گفت زرتشت"(نیچه) و با پول دو کیلو ماست "اگزیستانسیالیسم"(سارتر) را تهیه کنید.
🔸شما می توانید 5هزار تومن از پول لوازم آرایشی خودرا برای خرید کتاب ترانه های خیام(صادق هدایت) کنار بگذارید و هم از ادبیات و هم از فلسفه ای که در آن موج می زند، استفاده کنید.
آیا می دانید شما با پول دوتا آب میوه می توانید کتاب ارتجاع مترقی(عبدالکریم سروش) را بخرید؟

بسیار می توان از این مثال ها به کار برد.
پس برای عدم مطالعه مشکلات مالی را نمی توان بهانه کرد، زیرا که امروزه می توان با هزینه ای معادل یک آدامس pdf کتاب ها را تهیه نمود.


🔻اما مشکل وقت:
هر فرد جوان و میانسال بین 6تا8 ساعت به استراحت و خواب نیاز دارد. اما اغلب ما 9 ساعت می خوابیم و یک ساعت پس از آن را در رختخواب سپری می کنیم.
آیا می دانستید اگر هر شب قبل از خواب 17 دقیقه وقت بگذارید، سرانه ی مطالعه ی ایران به ژاپن و اگر 31 دقیقه وقت بگذارید، سرانه ی مطالعه ی کشور را به سوئد می رسانید. 

آیا می دانستید چه رابطه ی محکمی بین مطالعه و سطح فرهنگ جوامع برقرار است؟
 
🔸اگر همین حالا کانال ها و پیج هایی را که جُک قومیتی و جنسیتی منتشر می کنند را ازگوشی خود پاک کنیم و در چند کانال خوب و مفید عضو شویم، همزمان چند کار بزرگ را انجام داده ایم:
از نفاق و در نتیجه تجزیه ی کشور جلو گیری می کنیم.
به فرهنگمان کمک می کنیم و نگاه های جنسیتی و تحقیر کننده را از بین می بریم.
به معلومات خودمان می افزاییم و به دیگران انتقال می دهیم.

✍️ دکترمحمد شعله سعدى

#کانال_بیداری
🆔 @BIIDARIIII

حلقه مفقوده ما کجاست؟!

حلقه مفقوده ما کجاست؟!


بخشی از سخنرانی دکتر یوسف اباذری استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران‌‌


‌دنیا به سرعت در حال پیشرفت هست و ما با افتخار کردن به نیاکانمان وقتمان را هدر می دهیم.

عده‌ای در ۱۴۰۰ سال پیش زندگی می کنیم و عده‌ای پا را فراتر گذاشته و در ۲۵۰۰ سال پیش زندگی می کنیم، و جالب اینجاست این دو گروه دائم با هم سر ستیز داریم.

دائمأ در حال مسخره کردن عرب ها هستیم و آنان را تنبل خطاب می کنیم، بدون این که پیشرفت های آن ها را ببینیم
به راستی به معماری مدرن و زیبای شهرهایشان دقت کرده‌ایم؟
دائم در مجامع بین‌المللی در مقابل لابی‌های قدرتمند اعراب شکست می خوریم و از مدیریت جهانی صحبت می کنیم.

امارات کوچک به خاطر داشتن سیستم حمل و نقل مناسب، هتل‌های مجهز، ورزشگاه‌های پیشرفته، در رقابت با ما میزبانی جام ملت‌ها را می گیرد و ما دائم از سازندگی، پیشرفت و بالندگی صحبت می کنیم.

قطر را نمی گویم که بزرگ ترین رویداد جهان را میزبانی خواهد کرد.

اعراب بزرگ ترین شرکت‌های هواپیمایی جهان را دارند و ما دائمأ در سوگ از دست دادن هموطنانمان به خاطر استفاده از هواپیماهای 50 سال پیش هستیم.

اغلب با نام‌های عربی خوانده می شویم، و هنوز هم برای فرزندانمان نام‌های عربی انتخاب می کنیم، ولی از این که کسی خلیج فارس را خلیج عرب بخواند، برافروخته می‌شویم، این نهایت میهن پرستی ماست.

و البته فقط برافروخته می شویم وکار خاصی هم نمی کنیم..

اعراب را به خاطر بادیه نشین بودن در قرن ها پیش مسخره می‌کنیم؛ در حالی که همین امروز در قرن ۲۱ ملیون ها نفر از هموطنانمان چادر نشین هستند، و ما فقط دل آن ها را با یک سخن خوش می کنیم که آن ها ذخایر مملکت‌اند و کاری برای اسکان‌شان نمی‌کنیم.

آری اعراب به سرعت در حال پیشرفت و آبادانی هستند و ما پز نیاکان‌مان را می دهیم.

ای هوار که ما ۲۵۰۰ سال پیش از شما بهتر بوده‌ایم.

اعراب با سرمایه گذاری خوب در قلب دنیا نفوذ می کنند و با درآمدهای میلیاردی آسایش را به مردم‌شان هدیه می دهند و ما وعده بهشت به مردم‌مان می دهیم.

و به آن ها می خندیم که دلارهای نفتی‌شان را هدر می دهند، به راستی ما با دلارهای نفتی‌مان چه می کنیم؟

آیا وقت آن نرسیده که ما هم به این نکته پی ببریم که زمان جنگیدن با #شمشیر و #کلاشینکف تمام شده است و برای پیروزی بر دشمنان باید در قلب ها نفوذ کرد؟

یکی از بزرگ ترین مشکلات ایران این است که در کشور ما " تعلق به سرزمین" بسیار ضعیف است.

یعنی ایران هنوز یک "کشور- ملت" نیست.

در کشورهای پیشرفته دنیا، افراد تفکر خود را دارند، بعد در یک مدار بزرگ تر به یک گروه تعلق دارند و درمدار بزرگ تر از آن احساس تعلق به سرزمین دارند.

شما اگر تاریخ غرب را بخوانید، مقدم‌تر از دولت بخش خصوصی بوده و مقدم تر از بخش خصوصی اصل دیگری بوده‌است و آن ثروت و قدرت سرزمین بوده که خیلی اهمیت داشته است.

آلمان و ژاپن در تابستان ۱۹۴۵ براثر جنگ جهانی دوم یک کشور مخروبه بودند.

اما به جز کسانی که آمریکایی‌ها بالاجبار از آلمان برداشتند و بردند، سندی دال بر مهاجرت آن ها موجود نیست.

این خیلی مهم است...

بعد دیدیم که درعرض ۳۰ - ۲۰ سال کشور خود را اصلاح کردند و دومین و سومین قدرت اقتصادی جهانی شدند.

این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی از ماشین آشغال بیرون می اندازد و تعریف از تمیزی خیابان های اروپا می کند، یک معنی تربیتی دارد، یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به این سرزمین تعلق خاطر ندارد.

ما یک ناسیونالیسم احساسی داریم و یک ناسیونالیسم عقلایی!
در ناسیونالیسم احساسی قوی هستیم، یعنی این که من غذا و موسیقی ایرانی دوست دارم، خانواده‌ام و زبان فارسی را دوست دارم، به فرهنگ دیرینه‌ام می‌بالم و...

ولی یک قدم که بالاتر بیایم و ببینم حالا که من در این سرزمین به دنیا آمده‌ام، من چه مسئولیتی دارم؟

اینجا کم میارم،
اینجا سکوت می کنم.

این یعنی فقدان ناسیونالیسم عقلایی.

به خاطر همین است که من و شما وقتی از یک اتاق می‌خواهیم بیرون برویم،
چون همدیگر را می شناسیم، به هم احترام می گذاریم و کلی با هم تعارف می‌کنیم.
ولی وقتی که در خیابان رانندگی می‌کنیم،
 یک سانتی متر اجازه نمی‌دهیم کسی از ما جلو بزند.
چون هیچ احساس تعلقی به همدیگر نداریم.
چرا هنر شنیدن یک ایرانی ضعیف است؟
چرا من اصرار دارم که حرف خودم درست است؟
چون من ایرانی در حلقه اول فردی و نهایتا" در حلقه دوم گروهی گیر کرده‌ام!
آن حلقه مهم تر و سوم ملی که همه این‌ها را به هم ربط می‌دهد، وجود ندارد.
کسی به من آموزش نداده که سرنوشت حلقه اول و حلقه دوم به حلقه سوم ربط دارد.

تا وقتی ناسیونالیسم عقلایی نداشته‌باشیم و به این سرزمین فکر نکنیم،
هیچ تحولی در ما و سرزمین‌مان صورت نخواهدگرفت!

هزینه بیمه سلامت افراد سیگاری و غیرسیگاری در آمریکا

هزینه بیمه سلامت افراد سیگاری و غیرسیگاری در آمریکا


🔸هزینه بیمه سلامت (خدمات درمانی) افراد سیگاری و غیرسیگاری در آمریکا تفاوت دارد.

🔹شرکت‌های #بیمه با این استدلال که احتمال ابتلای افراد سیگاری به بسیاری از بیماری‌ها بالاست، در نتیجه هزینه‌های بیشتری برای شرکت‌های بیمه خواهند داشت، برای بیمه کردن این افراد مبلغ بیشتری در نظر گرفته‌اند.

🔹با توجه به گرانی سرسام‌آور هزینه‌های درمانی در این کشور، این قانون باعث کاهش مصرف #سیگار در #آمریکا شده است. ناگفته نماند حدود 40 میلیون نفر از جمعیت این کشور توان پرداخت هزینه‌های بیمه سلامت را ندارند و تحت پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند.

@Farang_nevesht
____
🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
https://t.me/joinchat/AAAAADvCMEXIOV_h2NmojA

‌سیر صعودی ازدواج و طلاق در استان تهران


‌سیر صعودی ازدواج و طلاق در استان تهران  

افزایش تمایل به طلاق‌ پس از 29 سال زندگی

▪️سال گذشته، 97 هزار و 591 مورد ازدواج در استان تهران ثبت شده است. این در حالی است که در سال 94 آمار ازدواج‌های ثبت شده برابر با 86 هزار و 389 مورد بود.
▪️مقایسه این دو آمار، نشان می‌دهد که در سال 95 آمار ازدواج با رشد 11.4 درصدی همراه بوده است.

▪️تعداد کل طلاق‌های ثبت شده در سال 95 برابر با 39 هزار و 282 مورد بود که نسبت به سال پیش از آن، بیش از 22 درصد افزایش داشت.

▪️بررسی مدت زمان زندگی زوجین هنگام طلاق حاکی از این است که در سال گذشته 11 درصد از طلاق‌ها در اولین سال زندگی مشترک و 40 درصد دیگر حداکثر تا 5 سال پس از آغاز زندگی ثبت شده است.

▪️تعداد طلاق‌ها در 28 سال زندگی، کمترین آمار را به خود اختصاص داده که شامل کمتر از یک درصد است. نکته قابل توجه این است که میزان طلاق‌ها پس از 29 سال زندگی، دوباره با افزایش همراه شده و شامل 5 درصد است.

@iranfnews

«مشکلات اقتصادی» علت نیمی از موارد ترک تحصیل دانش‌آموزان است

«مشکلات اقتصادی» علت نیمی از موارد ترک تحصیل دانش‌آموزان است
۰۲/مرداد/۱۳۹۶


رئیس سازمان نهضت سواد آموزی علت ۵۳ درصد از موارد ترک تحصیل دانش‌ آموزان در ایران را «مشکلات اقتصادی و مالی» عنوان کرد و افزود گفت که ۳۵ درصد از موارد ترک تحصیل نیز ناشی از «مسائل فرهنگی» است.

به گزارش روز دوشنبه دوم مرداد ایرنا٬ علی باقرزاده در مراسم امضای تفاهم نامه همکاری میان سازمان نهضت سواد آموزی و «کمیته امداد امام خمینی» ۱۲ تا ۱۵ درصد علت ترک تحصیل‌ها را نیز مسائل مربوط به آموزش و پرورش اعلام کرده است.

آقای باقرزاده در این مراسم به آمار دانش‌آموزان ترک تحصیل کرده در ایران اشاره‌ نکرد٬ اما آمار‌های غیررسمی حاکی از وجود سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک ترک تحصیل کرده در کشور است.

بسیاری از کودکانی که به دلایل اقتصادی و مالی از ادامه تحصیل بازمانده‌اند٬ در زمره کودکان کار قرار گرفته‌اند که در خیابان‌ها و کارگاه‌ها به دست‌فروشی و پادویی مشغول شده‌اند.

براساس آمار‌های رسمی٬ دو میلیون کودک کار در ایران وجود دارد، اما آمارهای غیررسمی تعداد کودکان کار را هفت میلیون نفر اعلام کرده است.

بسیاری از این کودکان یا از ادامه تحصیل بازمانده‌اند و یا هرگز تجربه نشستن در کلاس‌های درس را نداشته‌اند. آمار چنین کودکانی در ایران به خاطر مسائل و مشکلات اقتصادی٬ فرهنگی و آموزشی رو به افزایش است.

کودکان کار به کودکانی گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند که این امر آن ها را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه بی‌بهره می‌سازد و سلامت روحی و جسمی آن ها را تهدید می‌کند.

براساس اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد».

ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل، که سال ۱۳۷۰ به امضای جمهوری اسلامی ایران رسید، نیز برخورداری از آموزش و پرورش را حق تمامی کودکان زیر ۱۸ سال ذکر کرده است.

کارشناسان یکی از عوامل ترک تحصیل را «فقر» می‌دانند. کودکان کار، کودکان حاشیه شهرها و کودکان خیابانی برخی از دسته‌های متعدد کودکانی هستند که به سبب فقر از تحصیل بازمی مانند.

سعید پیوندی٬ جامعه‌شناس مقیم پاریس معتقد است که «بازماندن از چرخه آموزشی بیشتر در مناطق دورافتاده و حاشیه‌ای رواج دارد و در استان‌های مرزی در جنوب، شرق و غرب ایران پدیده ترک تحصیل به طور گسترده‌تر دیده می‌شود».

آقای پیوندی در یادداشتی این گونه ابراز نظر کرده که «ایران با آن که از نظر رشد کمی آموزش عالی موفقیت‌های جدی داشته٬ اما وجود همزمان پدیده ترک تحصیل زودرس سبب شده این کشور با نوعی دوگانگی متناقض روبه‌رو باشد».

به اعتقاد این جامعه‌شناس «وضعیت نابسامان نظام آموزشی ایران در دنیایی که در آن دانش، تخصص و مهارت به عامل اصلی پیشرفت اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده، سال‌هاست در هیاهوی سیاست گم می‌شود».

رمضان رفت و هنوز از رمضان تو نرستم*



رمضان رفت و هنوز از رمضان تو نرستم*
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همه روزه داران حقیقی و بی‌نام نشان را امشب و فردا، که موسم فطر است و گشایش، به دعا فرا می خوانم تا  دعا کنند که «فطر جامعه ما» نیز  به زودی فرا برسد. دعا کنند که خداوند کریم به برکت رمضان و حلول فطر، اندکی از خودمحوری‌های مقامات سیاسی ما را آب کند. 

دعا کنند تا آنان گامی چند از برج عاج خویش پایین بیایند و با مردم همدلی کنند؛ و کبر سیاسی را از وجود خویش برانند؛ 

و به جای خط‌ و نشان کشیدن برای یکدیگر و همواره زبان خطابه گشودن و مردم را ندیدن و سخن آنان را نشنیدن، اندکی همنشین مردم شوند؛ 

و روزه خود را با آب‌های آلوده‌ی مردم بگشایند؛ و ریه‌هاشان را از هوای سنگین‌ شهر پر کنند؛ و دعای عیدشان را در بیمارستان های آکنده از بیمار و انباشته از اندوه ما بخوانند؛ 

و با شانزده هزار خانواده داغدار تصادفات رانندگی همدلی کنند؛ و دستی بر سر کودکان کار بکشند؛ و نانی به سفره میلیون‌ها جوان بیکار ببرند؛ 

و نگران ده‌ها هزار واحد تولیدی در حال احتضار و صدها هزار کارگر در انتظار اخراج باشند؛ 

و فکری برای غذا‌های آلوده و میوه های پر از سموم خطرناک ما بکنند؛ 

و اشکی برای دشت‌های تفتیده ایران نثار کنند؛ و دستی برای نجات منابع آبی رو به احتضار ایران از آستین به در آورند؛ 

و نگاهی به چشم نگران صدها هزار سپرده گذار نظام بانکی کنند که اگر اعتمادشان بلرزد، زلزله ای در نظام مالی ما به پا می کنند؛ 

و چاره ای برای میلیون ها بدهکار نظام بانکی کنند که به علت رکود، گروگان نظام بانکی شده اند و هر چه می اندوزند باید برای بهره وام‌های شان بپردازند؛ 

و به فکر راهکاری برای رهایی ده ها هزار زندانی نامقصر باشند که به خاطر تحریم و خطاهای سیاسی مقامات ما گرفتار رکود درازدامنه ای شده اند که آن ها را از پرداخت دیون شان ناتوان کرده است؛  

و برای ۱۶ میلیون پرونده دستگاه قضایی که دست کم ۳۲ میلیون خانواده ایرانی را درگیر خود کرده است، چاره ای بیندیشند؛ 

و عزمی برای ایجاد راهکارهای قانونی تجربه شده برای حل معضلات جنسی جامعه ما بکنند؛ 

و به معتادان به مثابه بیمار و نه مجرم بنگرند و برای رهایی و اشتغال پایدار آن ها راهی بیابند؛ 

و برای پایان دادن به قاچاق سازمان‌یافته که بلای تولید ما شده است، بسیج شوند؛ 

و به یازده میلیون جمعیت حاشیه نشین شهری ما به عنوان تهدیدی که در زمان خودش به بمبی خطرناک تبدیل خواهد شد، بنگرند؛ 

و تبعیض قومیتی و مذهبی را که بلای یک پارچگی و همبستگی ملی ما شده است، پایان دهند؛ 

و نگرانی‌هایشان را از پس‌روی روسری زنان به سوی پیش‌روی ریا و نفاق و فساد معطوف کنند؛ 

و به جای دمیدن بر تنور شکاف‌های فکری و تضادهای سیاسی و گسل‌های اجتماعی، راهکاری برای ایجاد همدلی و آشتی ملی و عفو عمومی پیدا کنند؛ 

و افق‌ها را روشن کنند تا هر ساله صدها هزار جوان تحصیل‌کرده ما عزم فرار از وطن نکنند؛ 

و درها را بگشایند تا میلیون‌ها ایرانی صاحب سرمایه‌ی علمی و اقتصادی، عزم وطن کنند و در عبور از بحران‌ها به یاری ما بشتابند؛ 

و سعه صدرشان را بالا ببرند تا نهادهای مدنی،  نخبگان سیاسی و همه گروه های اجتماعی به کمک‌شان بیایند تا با یاری هم راهکاری جمعی برای برون شدن از بحران‌های اجتماعی بیابیم؛ 

و مهم تر از همه، برای رهایی از تله اقتصادی که در آن گرفتار شده ایم و روز به روز خطرناک تر می شود، چاره ای بیندیشیم.

شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟

روزه داران، فطرتان مبارک باد
۴ تیر ۱۳۹۶/ ۳۰ رمضان ۱۴۳۸
محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* مصرع اول غزلی است که در جوانی سروده‌ام با این مطلع:
رمضان رفت و هنوز از رمضان تو نرستم
همه در شادی عیدند و من افسرده دل استم

https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ

نام گذاری ایران

 نام گذاری ایران


📝📝📝هشتاد و دو سال از نام گذاری ایران می گذرد

✅در فروردین سال 1314 خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت ، نام رسمی ایران ( به جای پرس ، پرشیا و غیره ) برای کشور ما انتخاب شد . 

در مغرب زمین از قرون وسطی ، ایران به نام هایی از قبیل : پرس ( فرانسوی ) ، پرشیا ( انگلیسی ) ، پرسیس ( یونانی ) نامیده شده است . اسمی که امروز" ایران " گفته می شود، بیش از 600 سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد .
سعید نفیسی در دی ماه 1313 نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد . این نامگذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و براین باور بودند که در " پرشیا " فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز است ؛ اما حامیان نامگذاری ایران ، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار سیاسی کشور می افزاید .

✅" واژه ایران " بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست . پروفسور آرتور اپهام پوپ ( 1969 – 1881 میلادی ) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب " شاهکارهای هنر ایران " که در سال 1338 توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است ، می نویسد : 

« کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود. »

✅واژه " ایران " از دو قسمت ترکیب شده است . قسمت اول به معنی اصیل ، نجیب ، آزاده و شریف است . قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است .

✅در شاهنامه فردوسی بارها کلمه " ایران " به کار رفته است . ده ها بار ترکیباتی نظیر : بزرگان ایران ، بر و بوم ایران ، ایران و توران ، ایران و روم ، ایران زمین ، شهر ایران ، ایران و انیران و نیز بیش از 350 بار " ایرانی و ایرانیان " .

✅معنی واژه " ایران " سرزمین آزادگان است . فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان ( ایرانیان ) چنین می سراید :

✅تو با دشمن ار خوب گفتی رواست / از آزادگان خوب گفتن سزاست

✅دکتر محمد معین ( 1293 – 1350 ) ادیب و سخنور نامی ایران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد : 

« اصل و ریشه Arya هر چه باشد ، این قدر واضح است که این کلمه به تداعی معانی بسیار را به خاطر می آورد . مللی که متعلق به بخش خاوری هند و اروپاییان بودند ، خود را بدین نام مفتخر می دانستند . آرین Aryan از واژه آریا Arya مشتق است . اجداد مشترک ملل هند و ایران خود را بدان نام معرفی می کردند . واژه ایران ، خود از همین ریشه آمده است »

✅دکتر بهرام فره وشی ( 1304 – 1371 ) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد : 

« ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است . در اوستا هم نام قومی ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است . این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است . قسمت اول کلمه ایرلند Ir – Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است . ایرلند به معنی سرزمین نجباست. »

❗️منبع : برگرفته از مقاله " چگونه ایران شدیم ؟ " نوشته مجتبی انوری

 #نقد_و_تبيين     
@naghd_tabeen🌻

#چشم_تاریخ


#چشم_تاریخ

اولين مدرسه دخترانه ی ایرانی، توسط بي‌بي‌خانم وزير اف (استرآبادی) با نام دبستان دوشيزگان در سال ۱۲۸۵ شمسی هم‌زمان با انقلاب مشروطه تأسیس شد. این مدرسه در خانه شخصی بی‌بی‌خانم برپا شد. به این دلیل که الگوی این مدرسه آموزش و پرورش کشورهای اروپایی بود، تأسیس این مدرسه از طرف روحانيونی چون شيخ فضل‌اللّه نوری و سيدعلي شوشتری با مخالفت شديدی روبه رو شد و آن ها تأسيس چنين مدارسی را «مايه وحشت و حيرت رؤسا و ائمه جماعت و قاطبه مقدسين و متدينين» دانستند.

با تمام این مشکلات اولین مدرسه دخترانه ایران کار خود را با این اعلان در روزنامه ها آغاز کرد: 

«مدرسه جدید موسوم به دبستان دوشیزگان نزدیک دروازه قدیم محمدیه بازارچه حاجی محمد محسن افتتاح شده است. از برای افتتاح این مدرسه پنج معلمه تعیین شده است که هر کدام یک درس می‌دهند ... بر حسب قوه هر دختر و خانمی این علوم تدریس می‌شود. به علاوه اتاقی هم معین شده است که در آن جا هنرهای دستی، از قبیل کاموا دوزی، زر دوزی، خامه دوزی، خیاطی و غیره تعلیم می‌شود. تمام معلمان از طایفه اناثیه (مونث) هستند و به غیر از یک پیرمرد قاپوچی (فرّاش) مردی در این مدرسه نخواهد بود. شاگرد از هفت الی دوازده سال قبول می‌شود. اتاق ابتدایی ماهی پانزده قران، اتاق علمی ماهی 25 قران. به فقرا تخفیف داده می‌شود. هردو نفر شاگرد یک نفر مجاناً قبول می‌شود. امید است که در وطن عزیز ما هزاران از این مدارس افتتاح شود.»

با کودتا علیه مشروطه و به دنبال فضای بسته سیاسی٬ برخی از افراد که مخالف تحصیل زنان بودند، مدرسه را مرکز فساد خواندند و به آن حمله کردند. از خاطرات افضل وزیری دختر بی‌بی‌خانم نقل شده است که یکی از روحانیان در حرم شاهزاده عبدالعظیم بر سر منبر گفته بود: 

"بر این مملکت باید گریست که در آن دبستان دوشیزگان باز شده است!"  


دکتر سرگلزایی
 @drsargolzaei

 http://www.drsargolzaei.com/images/PublicCategory/Girls'School.jpg

استان های رکورددار طلاق در کشور

استان های رکورددار طلاق در کشور

یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 09:14
 
مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال به وضعیت طلاق در استان های مختلف اشاره کرد و گفت: 
سه استانی که از رشد بیشتری در ثبت طلاق روبه رو بودند، به ترتیب
استان کرمان با ۳ هزار و ۷۳۱ مورد، 
کهگیلویه و بویراحمد با هزار و ۹۴ مورد 
و سیستان و بلوچستان با هزار و ۳۸۱ مورد بوده 
که به ترتیب از رشد ۴۹.۸ درصدی، ۴۰.۱ درصدی و ۳۲.۳ درصدی روبه رو بوده اند.
 
 
 


سود مردم سوئد از تجارت کثیف زباله


سود مردم سوئد از تجارت کثیف زباله

در سوئد از كودكی یاد می گیرند كه هر زباله ای لزوما نباید دور انداخته شود. این كودكان می آموزند كه بازیافت مواد یكی از بخش های مهم زندگی آن هاست؛ چراکه دولت سوئد در چند دهه گذشته با ارائه آموزش های لازم تلاش كرده است شهروندان خود را به كاهش مصرف، مصرف مجدد و بازیافت زباله ها تشویق كند.

سوئد در مقایسه با كشورهای دیگر در تبدیل زباله ها و كاهش تاثیرات مخرب آن بر روی محیط زیست، پیشرو است. در حال حاضر در سوئد انرژی حرارتی یك چهارم منازل مسكونی شهروندان از طریق سوزاندن زباله ها و تبدیل آن ها به انرژی تامین می شود.

هر ساله حدود 300 هزار تن زباله به مراكز ساخته شده برای بازیافت منتقل و از طریق سوزاندن به انرژی تبدیل می شود و این انرژی برای گرم كردن هزاران منزل مسكونی مورد استفاده قرار می گیرد. سوئدی ها با سوزاندن زباله ها مخزن های عظیم آب را گرم می كنند و این آب كه در سطح شهر توزیع شده است، منازل مسكونی مردم را گرم می كند.

اما با توجه به كمبود زباله در سوئد دولت این كشور ناچار است برای تامین سوخت مورد نیاز خود جهت تولید انرژی حرارتی مصرفی در منازل مردم از كشورهای دیگر زباله وارد می كند و در حال حاضر برخی از كشورها مانند انگلیس، ایرلند و ده ها كشور آفریقایی به سوئد زباله صادر می كنند و این تجارت هم برای آن ها سودمند است و هم سوئد.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

قد ایرانی ها کوتاه تر شده است

دکتر ایرج حیدری از کاهش قد مردم ایران به عنوان یک بحران جدید و پنهان نام برده و در این باره به خبرگزاری مهر گفته است، دلیل اصلی توقف رشد قد را باید در فشارهای روانی، بی‌خوابی، اختلافات خانوادگی، کم تحرکی و از همه مهم‌تر وضعیت بد تغذیه جست‌وجو کرد...

مشکلات بهداشتی و نیز تغذیه نادرست و کاهش میزان مصرف مواد پروتئینی موجب شده است که در ده سال اخیر قد ایرانی‌ها کوتاه‌تر شود.

دکتر ایرج حیدری از کاهش قد مردم ایران به عنوان یک بحران جدید و پنهان نام برده و در این باره به خبرگزاری مهر گفته است:

دلیل اصلی توقف رشد قد را باید در فشارهای روانی، بی‌خوابی، اختلافات خانوادگی، کم تحرکی و از همه مهم‌تر وضعیت بد تغذیه جست‌وجو کرد.

دکتر حیدری که فوق تخصص غدد است، از این که در ایران مرکزی برای ثبت منظم داده‌های جمعیتی وجود ندارد ، ابراز تاسف کرده و گفته است، به همین دلیل اطلاعات دقیقی در مورد میانگین قد مردم ایران در گذشته و حال در دست نیست.

با این حال دکتر ایرج حیدری معتقد است، شواهد موجود نمایانگر آن است که میانگین قد ایرانی‌ها پس از طی از یک دوره رشد، هم اکنون ثابت مانده است.

به گفته وی تغذیه یکی از مهم‌ترین عوامل توقف رشد قد مردم ایران است و در سال‌های اخیر به دلیل کاهش میزان مصرف مواد پروتئینی و افزایش مصرف غذاهایی مانند برنج، سیب زمینی و نان این روند شدت گرفته است.

به اعتقاد این متخصص غدد، الگوی غذایی مردم ایران در طول جنگ هشت ساله با عراق دستخوش تغییر شده و از میزان مصرف گوشت و مواد پروتئینی کاسته شده است. به نظر می‌رسد، افزایش روزافزون قیمت انواع مواد پروتئینی و کاهش درآمد شهروندان ایرانی باعث افزیش مصرف مواد نشاسته‌ای شده است.

بر اساس آخرین آمارهای ارایه شده از سوی سازمان خوار و بار و کشاورزی سازمان ملل متحد، بالاترین سرانه مصرف پروتئین حیوانی در جهان با ۸۷ گرم در روز به کشور ایسلند مربوط می‌شود و کشورهای فرانسه با ۷۶ گرم، آمریکا،‌ سوئد و اسپانیا هر کدام با ۷۳ گرم در رده‌های بعدی قرار دارند.

در حالی که متوسط مصرف پروتئین حیوانی در کشورهای در حال توسعه ۲۱ گرم در روز است و متوسط مصرف جهانی ۲۹ گرم در روز اعلام شده است. در میان کشورهای منطقه قزاقستان با مصرف روزانه ۴۳ گرم پروتئین حیوانی در صدر جدول و پاکستان و ایران با ۲۲ گرم در انتهای جدول قرار دارند.

همچنین پدیده بلوغ زودترس به عنوان یکی دیگر از دلایل کاهش میانگین قد به ویژه در میان زنان ایرانی اعلام شده است. مطالعاتی که در شهر تهران و در میان ۴۰۲۰ دختر ۷ تا ۱۱ ساله صورت گرفته، نشان می‌دهد، سن بلوغ دختران در ایران از ۷ تا ۱۱ سالگی در نوسان است و شروع سن بلوغ در دختران زودتر از گذشته و خاتمه آن نیز دیرتر شده است.

این گزارش همچنین حاکی از آن است که حدود دو دهم درصد دختران تهرانی زیر سن هفت سالگی وارد دوره بلوغ می شوند. در این گزارش به علت کاهش شدید سن بلوغ در میان دختران ایرانی اشاره‌ای نشده است.

همچنین حسین قاسمی کارشناس مسئول تربیت بدنی آموزش و پرورش تهران به خبرگزاری مهر گفته است: 

 بیش از ۶۰ درصد دانش آموزان تهرانی ناهنجاری قامتی و اسکلتی دارند. به گفته وی ناهنجاری‌های قامتی و اسکلتی در دختران به علت کمبود تحرک بدنی از پسران بیشتر است و بیش از نیمی از دختران را شامل می‌شود.

سر به جلو، گردن کج، شانه افتاده و نامتقارن، کمر صاف، پشت کج، زانوی پرانتزی، کف پای صاف از جمله اصلی‌ترین ناهنجاری‌های قامتی و اسکلتی بسیار شایع میان دانش آموزان ایرانی است.

منبع: رها- مطالب مفید برای زندگی

مشارکت مردم ، حق یا تکلیف؟!

 

       مشاركت مردم؛ حق يا تكليف؟!

وقتي يك شهروند احساس كند كه در جامعة خود غير از «تكليف»،«حق» هم دارد و «مشاركت» يكي از «حقوق» مسلم اوست و نه از «تكاليف» او، در چنين موقعيتي او مي كوشد هم از حقوق خود بهره گيرد و هم بار تكاليف و مسئوليت هاي خود را داوطلبانه بر دوش گيرد. يك شهروند محترم كه احساس كند حقوق انساني او مورد احترام حكومت قرار مي گيرد، طبيعتاً پذيراي مشاركت در همه عرصه هاي جامعه مي شود. او به پديده مشاركت به عنوان يكي از حقوق خود مي نگرد، نه يكي از تكاليف خود؛ چون بهره مندي از حقوق، شيرين است و تحمّل تكاليف، سنگين. ذيلاً چند مورد از احكام چند داد گاه در چند نقطه جهان را درباره دفاع از حقوق انساني شهروندان ملاحظه مي فرماييد:

-         يك دادگاه لوس آنجلس، كارخانه سيگار سازي فيليپ موريس را به پرداخت 28 ميليون دلار به يك زن 64 ساله محكوم كرد كه دود سيگار باعث سرطان ريه او شده و اين سرطان اينك به كبد وي گسترش يافته است.

-         يك دادگاه ديگر كار خانه خودروسازي جنرال موتورز را به پرداخت 122 ميليون دلار غرامت به علت باز نشدن كيسه هواي اتومبيل هنگام تصادف و آسيب ديدن مغز يك كودك 12 ساله محكوم كرده است.

-         يك دادگاه نيويورك يك بيمارستان اين شهر را كه دست به عمل سزارين غير لازم يك زن حامله زده است، به پرداخت 91 ميليون دلار غرامت محكوم كرده است.

-         يك دادگاه ميسوري، خود روسازي جنرال موتورز را به دليل اين كه پدال گاز يك خودرو ساخت اين كارخانه هنگام رانندگي گير كرده و باعث دستپاچگي راننده و در نتيجه تصادف شده به 80 ميليون دلار غرامت محكوم كرده است.

-         يك دادگاه سانفرانسيسكو دو دلال سهام را كه باعث شده اند مردي پولش را در معاملات سهام از دست بدهد و دچار بيماري اعصاب شود، به 97 ميليون دلار پرداخت غرامت محكوم كرده است.(1)

-         يك مرد رومانيايي تصميم گرفت كه در باغچه خانه اش خود را دار بزند. به همين دليل طنابي آماده كرد و خود را دار زد. اما طناب پاره شد و مرد زنده ماند. در پي اين حادثه مرد 45 ساله از شركت توليد كننده طناب به دادگاه شكايت كرده است. وي گفت: من شكايت كرده ام كه چرا طناب به اندازه كافي محكم نبوده و نتوانستم با آن خود كشي كنم.(2)

-         در يكي از شهر هاي آمريكا پير زني كه به خاطر افتادن در چاله خيابان دچار شكستگي پا شده بود، پس از شكايت از شهرداري محل، موفق شد هزينه كل خساراتي را كه متحمّل شده بود، دريافت كند.(3)

-         يك قاضي انگليسي از يك مجرم عذرخواهي كرد. او مرد مجرم را به تحمّل 9 سال حبس محكوم كرد و وي را به زندان فرستاد؛ اما دو ساعت پس از صدور حكم او را مجددّاً به دادگاه فراخواند و از او عذر خواهي كرد. قاضي گفت: من از شما عذر خواهي مي كنم؛ چون به اشتباه شما را به تحمّل 9 سال حبس محكوم كردم. در حالي كه مجازات واقعي شما تنها 6 سال حبس است.(4)

- روزنامه «ميل» چاپ انگليس نوشت: احتمالاً دختر ملكه انگليس بايد در دادگاه حاضر شود. چندي پيش يكي از سگ هاي دختر ملكه در پارك «ويندسور» به يك زوج جوان حمله كرد. به همين دليل صاحب سگ بايد در دادگاه حاضر شود. در صورت تأييد اتهام توسط دادگاه، دختر ملكه به پرداخت 7700 دلار به عنوان جريمه خواهد شد.(5)

پاورقي ها

1- همشهري، 17/10/81

2و3- همشهري، 11/12/81

4- همشهري، 12/12/81

5-همشهري، 80/7/81

 

جزئیات فناوری خودرو اوباما

جزئیات فناوری به کار رفته در خودروی اوباما

 

 منابع خبری جهان از انتشار جزئیات فناوری های به کار رفته در خودروی شخصی رئیس جمهور جدید آمریکا خبر دادند.


این خودرو یک لیموزین فوق مدرن است که به لطف استفاده از طیف گسترده ای از فناوری های روز دنیا به یکی از امنیتی ترین خودروهای جهان تبدیل شده است.

درب این خودرو 20 سانتمیتر قطر داشته و به جهت استفاده از آلیاژهای فلزی بسیار سنگین وزنی معادل درب کابین هواپیمای بوئینگ 747 دارد.

شیشه های این خودروی به گونه ای در آن جاسازی شده اند که تنها اوباما می تواند با فشردن دکمه مخصوص آن ها را پایین و بالا ببرد.

در این خودرو به جز لپ تاپ و فناوری Wi-Fi از تلفن ماهواره ای و خط ارتباطی مستقیم با معاون رئیس جمهور و پنتاگون نیز استفاده شده است.

باک این خودرو نیز با استفاده از پوشش فومی بسیار مستحکمی پوشیده شده است ، تا درصورت برخورد بسیار شدید خودرو با موانع نیز منفجر نشود.

نکته جالب در این خودرو، شیشه درب قسمت راننده است. این شیشه تنها 5/7 سانتیمتر پایین می آید، تا راننده بتواند با عوامل امنیتی صحبت کرده و یا فیش های مخصوص عبور را از داخل خودرو پرداخت کند.

شاسی خودرو نیز ترکیبی از فلزات فولاد، تیتانیوم، آلومینیوم و سرامیک است ،که استحکام قابل توجهی به کل آن داده است.

در استفاده از تایرها نیز دقت خیره کننده ای شده است. این تایرها تقریبا هیچ گاه پنچر نمی شوند و به جهت استفاده از لایه فلزی در زیر لایه های رویی، حتی در صورت تکه تکه شدن تایر نیز خودرو می تواند با سرعت بالایی از محل حادثه فرار کند.

به گزارش مهر، در داخل بدنه خودرو، اسلحه ویژه ای مجهز به فناوری مادون قرمز قرار دارد. همچنین چندین واحد خونی از اوباما نیز در این بدنه جاسازی شده است،  تا در مواقع لزوم از آن برای حفظ جان رئیس جمهور در جریان تصادفات استفاده شود.

(ایران-ایرن-۰۸/۱۱/۸۷)

اطلاعاتی جالب از روسای جمهور آمریکا

اطلاعاتی جالب در مورد روسای جمهور امریکا!

 

از مطالعه زندگی رؤسای جمهور امریكا گهگاه نكات جالبی از خصوصیات و شخصیت آنها به دست‌ می‌آید؛‌ اتهام به قتل، كار در سیرك و جمع‌آوری تیله از نكات قابل توجه زندگی این افراد است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد "جیمز مادیسون" (1806 تا 1817) با 163 سانتیمتر قد و 45 كیلوگرم وزن، كوتاه‌قدترین رئیس‌جمهور آمریكا بوده، "آبراهام لینكلن" (1861-1865) با 193 سانتیمتر بلندقد‌ترین و "ویلیام تافت" (1909-1913) با 136 كیلوگرم وزن، سنگین‌وزن‌ترین رؤسای جمهور آمریكا لقب گرفته‌اند.

"رونالد ریگان" چهلمین رئیس‌جمهور آمریكا با 69 سال سن در زمان انتخاب به این سمت، پیرترین و "جان‌اف كندی" با 43 سال سن در زمان انتخاب، جوان‌ترین رئیس‌جمهور آمریكا به شمار می‌رود، البته "تئودور روزولت" كه در ابتدا به عنوان معاون "ویلیام مك كینلی" رئیس‌جمهور آمریكا در سالهای 1901 تا 1909 انتخاب شد و بعد از ترور وی جانشین او شد، از این نظر از كندی پیش است و در زمان آغاز ریاست‌جمهوری 42 سال بیشتر نداشت.

موضوع جالب دیگر، درباره شغل‌های روسای جمهور آمریكا پیش از انتخاب به این سمت است،‌ "لیندون جانسون" (1963-1969) پیش از ریاست‌جمهوری زباله جمع می‌كرد، او شغل‌های دربانی، آشپزی، شستشوی ظروف، واكس‌زنی و برخی شغل‌های این چنینی دیگر را نیز تجربه كرده بود، "جیمز گارفیلد" نیز وضعیتی مشابه داشت .او نیز شغل‌هایی چون سازندگی قایق،‌ نجاری و تدریس را عهده‌دار بود، غیر از جانسون، "جرارد فورد" و "رونالد ریگان" نیز در شغل شستشوی ظروف فعالیت كرده بودند.
جرارد فورد علاوه بر شستشوی ظروف، باغبانی، آشپزی و مربی فوتبال و بوكس، مدتی را نیز به صورت مانكن (مدل لباس) گذرانده بود، ریگان در ابتدای جوانی خود در یك سیرك كار می‌كرد.
از دیگر شغل‌های رؤسای جمهور آمریكا، خیاطی، لباسشویی،‌ فروشندگي روزنامه و مجلات و هیزم شكني بود، كه افرادی مانند "میلارد فیلمور" (1850-1853) "اندرو جانسون"، "هربرت هوفر" (1929-1933) ، "فارن بورن" (1837-1841)، "ریچارد نیكسون" (1969-1974) به آن اشتغال داشتند.


تنها رئیس‌جمهور مجرد امریكا كه اصلا ازدواج نكرد "جیمز بوكانان" (1857-1861) بود، "گروفر كلیفلند" نیز بعد از برگزیده شدن به این سمت ازدواج كرد.

"جان تیلور" نیز با 15 فرزند دختر و پسر در میان رؤسای جمهور آمریكا بیشترین فرزند را داشت.
همچنین "كالفت كولیدج" (1923-1929) با 10 ساعت خواب در روز پرخواب‌ترین رئیس‌جمهور آمریكا لقب گرفته است.

از کارهای عجیبی كه توسط رؤسای جمهور امریكا صورت می‌گرفت می‌توان به ویژگی خاص "كوئنسی آدامز" (1825-1829) اشاره كرد، وی عادت داشت كه صبح‌ها به صورت كاملا برهنه در رودخانه بوتومیك در واشنگتن به شنا بپردازد،.
"جرج واشنگتن" (1789-1797)، "جان آدامز" و "توماس جفرسون" (1801- 1809) روسای اول تا سوم آمریكا كه از مؤسسان آمریكا نیز به شمار می‌رفتند، عادت داشتند برای خود تیله جمع‌آوری و نگهداری كنند.

از  رسوایی‌های رؤسای جمهور امریكا اعتیاد به مواد مخدر بود، "فرانكلین پرس" ( 1853-1857)، "اولیسس گرانت" (1869-1877) و "جرج بوش" رئیس‌جمهور كنونی آمریكا (پیش از رسیدن به سمت ریاست‌جمهوری) از جمله این افراد هستند.

دو رئیس جمهور آمریكا نیز در این میان به قتل متهم بودند، اولین این افراد "جرج واشنگتن" بود كه به قتل سفیر وقت فرانسه در صلح میان دو كشور متهم شد و نفر دوم "اندرو جكسون" (1929-1937) بود كه یكی از دشمنان خود را با روش دوئل كشت.
سیمرغ

جشن مهرگان 10مهر


 

 

جشن مهرگان چیست ؟!

مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهميت جشنها دارا مي باشد . نوروز آغاز سال جديد و مهرگان هم آغاز فصل زمستان است . اين جشن روز مهر از فصل مهر مي باشد ( 10 مهر ) . فلسفه اين جشن مهم ايراني به دوران ضحاک تازي باز مي گردد . ضحاک و اقوام او مدتهاي مديدي بر ايران حکومت مي کردند و عده کثيري از جوانان ايران زمين را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنايات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از ميان مردم بر خاست و با برافراشتن چرم آهنگري خود که بعدها درفش کاوياني نام گرفت رهبري براندازي ضحاک تازي را بر عهده مي گيرد و او را با ياري مردم در کوه دماوند زنداني مي کنند و به ظلم او پايان مي دهند . به گفته هاي زيادي در تاريخ پرچم ايران نيز پس از کاوه آهنگر پديد آمد و درفش کاوياني به پرچم ملي ايرانيان مبدل گرديد . سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فريدون را بر تخت شاهي ايران نشاندند و ايرانيان زندگي را با آرامش سپري کردند . گفته شده است که تاجگذاري اردشير بابکان موئسس شاهنشاهي ساسانيان مقارن بوده است با جشن مهرگان . زيرا هخامنشيان و اشکانيان و ساسانيان اين جشن را از بزرگ ترين جشنهاي ملي مي دانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع کردند و آن را جشن فرهنگي مهرگان ناميدند . ابوريحان بيروني در کتاب آثارالباقيه درباره جشن مهرگان مي نويسد : در روز مهرگان فرشتگان به ياري کاوه آهنگر شتافتند و فريدون را بر تخت شاهي قرار دادند . سپس ضحاک را در کوههاي دماوند زنداني کردند و مردمان ايران را از گزند او آزاد ساختند . بني اميه با تعصب ضد ايراني خود که از افراطيون اسلامي بود ندزرتشتيان ايران را در روز مهرگان وادار مي ساختند تا هدايايي بسياري به ایشان تقديم کنند .

 جرجي زيدان در کتاب تمدن اسلامي مقدار اين باجها و هدايا را پنج تا ده ميليون درهم ذکر کرده است . جشن مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان / مهر افزا اي نگار مهر چهر مهربان / مهرباني کن  به جشن مهرگان و روز مهر/ مهرباني به – به روز مهر و جشن مهرگان /واژه مهر پيمان و دوستي معني مي‌دهد . در ايران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز داراي اهميت ويژه‌اي بود . دليل آن اين است كه هر دو آغاز فصل‌هاي سال را نويد مي‌دادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه مي‌آوردند .زيرا در آن زمان سال به دو فصل تقسيم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع مي‌شد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع مي‌شد تا شش روز پس از آن ادامه مي‌يافت و جشن شادي بر پا مي‌شد . انگيزه‌اي كه به پيدايش جشن مهرگان در تاريخ ايران نسبت مي‌دهند پيروزي ايرانيان بر ضحاك ستمگر ، به رهبري كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فريدون را به عنوان رهبر خود برگزيدند . اين جشن در روز 10 مهر ، روزي كه نام روز و ماه يكي بود جشن گرفته مي‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومي ( طبيعي ) ، تاريخي و ديني داشت . از نظر نجومي ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته مي‌شد . ( اعتدال پاييزي اول مهر صورت مي‌گيرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزي است . از نظر تاريخي ، در اين روز نيروي داد و راستي به سركردگي كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگري آژي دهاك ( ضحاك) پيروز شد و فريدون به شاهي رسيد . مبارزه راستي و دروغ ، داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشن‌هاي ملي هم به گونه‌اي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر نا حق را نشان مي‌دهد . ولي ، در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه را دارد . از نظر ديني ، در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است . همچنين مهر نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شكنان است . هم اكنون زرتشتيان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نيايشگاه مي‌روند . با تهيه خوراك‌هاي سنتي از يكديگر پذيرايي مي‌كنند و با نيايش و برنامه‌هاي فرهنگي مانند سخنراني‌هاي ملي و آييني سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادي بر پا مي‌دارند .


نويسنده : عبداله

قدم زدن دور کره زمین

زمین سیاره ای تا حدودی بزرگ است . کره زمین

فکر می کنید چقدر طول می کشد که قدمی دور زمین بزنیم ؟!

فرض کنیم

  • بتوانیم روی آب راه برویم .
  • با سرعت متوسط ۵ کیلومتر در ساعت حرکت کنیم .
  • مسیر حرکتمان روی خط استوا باشد .
  • روزانه ۱۲ ساعت حرکت کنیم و ۱۲ ساعت بقیه را برای استراحت ٬خواب و غذا .

در موردش فکر کنید و حدس بزنید . بعد با کشیدن موس روی جمله زیر جواب را ببینید .

قدم زدن دور دنیا    ۶۹۳  روز طول می کشد .

سفر به خیر .

نوشته شده  توسط سعید کلانتری

کشتی 400میلیون دلاری

 
 
 
 
 
آقای آبراموویچ را که می شناسید؟ میلیاردر معروف روس و صاحب باشگاه فوتبال چلسی. ایشان تصمیم به ساخت کشتی تفریحی جدیدی گرفته اند که مجهز به یک زیر دریایی اختصاصی است. این کشتی با طولی حدود 170 متر یکی از بزرگترین کشتی های تفریحی خصوصی جهان محسوب می شود.


اگر شما هم مثل آقای آبراموویچ ثروتمند باشید قطعا نگران امنیت خود خواهید بود. به همین دلیل هم ایشان سعی کرده اند که کشتی تفریحی خود را «امن» طراحی کنند.

در ساخت این کشتی از شیشه های ضد گلوله استفاده میشود. همچنین در آن تعدادی قایق، جهت پیش بینی های امنیتی تعبیه شده است. و دو سکوی ویژه فرود هلیکوپتر هم در دو طرف کشتی وجود دارد.

برای مقابله با حملات دزدان دریایی و یا حملات تروریستی کشتی به سیستم ردیاب موشکی مجهز است! و البته جهت اطمینان بیشتر 70 نفر از نیروهای سابق SAS هم محافظت از کشتی را به عهده دارند.

امکانات تفریحی هم در کشتی فراموش نشده است. کشتی که Eclips نام دارد برای 24 مهمان اتاق دارد و دارای سینما، استخر، اکواریم، دیسکو و یک بیمارستان است. و البته تمام اینها 400 میلیون دلار خرج بر روی دست آقای آبراموویچ گذاشته است که خب برای ایشان عدد زیادی محسوب نمیشود.

به هر حال اگر خدای ناکرده خطری آقای آبراموویچ را تهدید کند. در حالی که 70 نفر نیروی ویژه پشت شیشه های ضد گلوله مشغول دفاع هستند. ایشان میتوان با خیال راحت سوار زیردریایی کوچک مخصوص کشتی بشود و از مهلکه فرار کند. درست مانند فیلم های سینمایی. البته در فیلم ها همیشه قهرمان داستان موفق به فرار می شود. اما در دنیای واقعی همیشه داستان به خوبی تمام نمیشود...
منبع : Narenji
 
 (

عکس-آگهی کلیه فروشی

687474702f7777772e6972616e2d332e636f6d2f6e6577732f696d616765732f37313934612e6a7067.jpg

از هر 100 هزار نفر ایرانی 200نفر زندانی هستند (ایران و جهان در آیینه اعداد و ارقام)

·        از هر 100 هزار ایرانی200 نفر در زندان اند!

 

"علی اکبر یساقی" در نشست مطبوعاتی به مناسبت هفته قوه قضائیه، شرح مفصلی از پیشرفت های زندان ها در جمهوری اسلامی – البته در دولت احمدی نژاد- داد. مشروح این نشست را  خبرگزاری ایسنا منتشر کرد. از این گزارش، وقتی حواشی و تعریف ها و پیشرفت و ستایش های تبلیغاتی را کنار بزنید، اطلاعات زیر به دست می آید:

یکی از بزرگ ترین‌ مشکلات سازمان زندان‌ها وجود 130 زندان با قدمت بسیار بالا و فرسوده است.

11هزار و 604 زندانی تحت پوشش طرح روان درمانی قرار دارند و 23 هزار زندانی متادون درمانی در کلینیک‌های مثلثی زندان ها مصرف می کنند. شمار زندانیان کشور بین 140 تا 150 هزار زندانی در نوسان است. ایران اکنون نسبت به آسیا و جهان بالاترین زندانی را دارد. در ایران به ازای هر 100 هزار نفر جمعیت 200 نفر زندانی وجود دارد، درحالی که در آسیا به ازای هر 100 هزار نفرجمعیت 140 نفر زندانی و در جهان به ازای هر 100 هزار نفر 184 نفر زندانی اند.  علت بالا بودن شمار زندانیان از استاندارد جهانی حساسیت مثبت نظام جمهوری اسلامی  در برخورد با تخلفات است! 5/3 درصد زندانیان کشور را خانم‌ها تشکیل می‌دهند  و شماری کودک زیر دو سال به همراه مادرانشان در زندان ها هستند. 48 در صد زندانیان پرونده مواد مخدر دارند. در عین حال 70 درصد زندانیان در زندان جویای مواد مخدراند و 30 درصد از زندانیان مستقیم با سابقه اعتیاد وارد زندان می‌شوند.