فرهنگ و تاریخ زن ستیز

فرهنگ و تاریخ زن ستیز
✍🏻 حسن حضرتی

✅ هنوز درگیر قتل فجیع رومینا هستم که با داس پدر سرش بریده شد. همه پدر را محکوم می کنند که چه رفتار شنیعی از خود بروز داده و مرتکب چنین جنایتی عظیم شد. اما فراموش نکنیم که انسان ها ساخته شرایط اند. پدر رومینا محاط در محیطی بود که فرهنگ و تاریخ آن به شدت زن ستیز است. او به تنهایی مقصر در این جنایت نیست؛ حتا مقصر اصلی هم نیست. مقصر اصلی جامعه، فرهنگ و تاریخ ضد زن است. او به تاریخ و فرهنگی تعلق دارد که زن را از جنس شیطان می داند. او را صغیرالفکر می خواند. برباد دهنده ایمان مرد می شمارد و متهم اصلی بیرون راندن آدم از بهشت برین اش می داند.
✅ ابوعلی مسکویه در "جاویدان خرد" که اثری اخلاقی و اندرزنامه ای است، می نویسد: 

"زنان عورت اند، یعنی عیب اند. پس نهان کنید ایشان را به خانه و ضعف ایشان را علاج کنید به خاموشی و بترسانید ایشان را به زدن و دور گردانید ایشان را از مردان و منشانید ایشان را در بالاخانه ها و کتابت کردن و نوشتن تعلیم شان مکنید و عادت دهید زنان را به برهنگی، زیرا که هرگاه برهنه باشند به در نمی آیند و در خانه بودن را لازم گیرند." 

عنصرالمعالی دیگر دانشمند اندرزگوی ما در "قابوسنامه" حکم قطعی می دهد که 

ایهالناس: "دختر نابوده به، چون بود یا به شوی یا به گور." 

غزالی آن جا که می خواهد "کیمیای سعادت" را نشان مان بدهد، آگاه مان می کند که: 

"در خبر است که زنان را از ضعف و عورت آفریده اند. داروی ضعف ایشان خاموشی است و داروی عورت ایشان خانه بر ایشان زندانی کردن است... و زن باید که بنده مرد باشد." 

فیلسوف شهیرمان ملاصدرا در "اسفار" زن را "حیوانی انسان نمای" معرفی می کند. 

ملاهادی سبزواری شارح اسفار، بیشتر این گزاره را توضیح می دهد تا بفهمیم حکمت نهفته در آن چیست. او شرح می دهد که خداوند از آن روی زن را حیوانی به شکل انسان آفریده است تا مرد در نکاح با آن دچار نفرت نشود.

بزرگ شاعر حماسه سرای ما هم داد می زند که 

"زن و اژدها هر دو در خاک به/ جهان پاک ازین هر دو ناپاک به."
✅ پدر رومینا مقصر و مجرم است، اما بیش و پیش از او فرهنگ دینی اموی و عباسی است که زن را در کنار الاغ و سگ سیاه، باطل کننده نماز معرفی می کند. بی تردید این نگره هیچ نسبتی با سیره پیامبر این دین رحمانی ندارد که در این دنیا زنان را چونان عطر و نماز دوست می داشت و در دوران نبوتش نهضت گرامی داشت مقام زن را با شعار "النساء شقائق الرجال، زنان هم سطح مردان اند" به راه انداخت. به زنان احترام گذاشت. اجازه سخن گفتن به ایشان داد. با ایشان مشورت کرد، بدون آن که آن ها را صغیرالفکر بداند.
✅ شوربختانه باید گفت، امروز آنچه در نگاه به زن حاکم است، هیچ نسبتی با عصاره و بنیاد فرهنگ ملی و دینی ما ندارد. فهم غلط از آن ما را به زنجیر کشیده است. خود را اسیر اندیشه های ناصواب خود کرده ایم. ما نخبگان جامعه خوشحال نباشیم که در جنایت قتل رومینا نقشی نداریم. اگر تلاشی برای پیرایش ناسره ها از دامن  فرهنگ و تاریخ این دیار نکرده باشیم، ما نیز شریک جرم پدر داس به دستیم.

چگونه همسرمان را ترغیب به شروع رابطه جنسی کنیم؟

 

چگونه همسرمان را ترغیب به شروع رابطه جنسی کنیم؟

 

بسیاری از زوج های جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گردد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوج های جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است

بسیاری از مردها معتقدند هر قدر هم که از شروع زندگی مشترک با همسرشان زمان گذشته باشد، خوب است برای استحکام بیشتر بخشی غیر قابل انکار از بنیان های زناشویی، زن ها شروع کننده و پیشنهاد دهنده یک رابطه شوند. مشاوران خانواده معتقدند این تفکر درست است زیرا اگرچه اغلب مردها، از پیشقدم شدن برای رابطه جنسی هیچ ابایی ندارند ولی همه آن ها دوست دارند که گاهی هم زن اولین قدم را برای شروع بردارد.

در حقیقت بسیاری از مردها معتقدند هیچ وقت نفهمیده اند چرا بعضی از زن ها هرگز به هنگام احساس نیاز به روابط زناشویی و شوق در تحریک جنسی و شهوت، از آن ها تقاضای رابطه جنسی نمی کنند!

.برای خودداری زن ها در ابراز تمایل و اقدام برای رابطه زناشویی دلایل متعددی وجود دارد که در اینجا شایع ترین آن ها را مورد بررسی قرار می دهیم. شما با به کار گیری چند نکته ساده می توانید بر این اشتباه همسرتان فایق آمده و او را علاقه مند کنید که حداقل گاهی در پیشهاد رابطه زناشویی با شما پیش قدم شود.

اغلب زن ها احساس می کنند که اجباری برای شروع رابطه زناشویی ندارند.

آن ها می دانند که مرد هر وقت بخواهد تقاضای خود را مطرح می کند و آن ها خواسته مرد را برآورده خواهند کرد. وقتی که همیشه شما درخواست کننده باشید، دیگر زن اجباری برای خودش در این کار نخواهد دید و احساس می کند که هرگز مجبور به شروع رابطه نخواهد بود.

برای حل این مشکل باید گاهی خویشتن دار باشید تا ارزش شما مشخص شود! اگر قبلا" در هفته چند بار رابطه زناشویی داشته اید حالا زن در همین فاصله زمانی منتظر شماست. گاهی صبر کنید که او درخواست بدهد .

در برخی از جوامع این تصور وجود دارد که زن ها نباید شروع کننده رابطه جنسی باشند.

برخی فکر می کنند درخواست رابطه جنسی از جانب زن پدیده ای زشت محسوب شده و همه از آن رویگردانند. در چنین شرایط فرهنگی، زن می پندارد که در صورت پیشقدم شدن برای شروع رابطه، از جانب مرد متهم به فساد شده و ممکن است از سوی او رانده شود. باید ریشه چنین تفکری را در ذهن او بخشکانید. فقط کافی است توضیح دهید که چگونه و با انجام چه کارهایی توسط وی، تحریک می شوید و به او بگویید چون شما زن و شوهرید و درخواست شروع رابطه توسط او به هیچ وجه عیبی ندارد.

منتظر برداشتن اولین قدم از سوی همسرتان باشید و او را بخوبی در مورد رفتاری که انجام می دهد راهنمایی کنید. وقتی او نشانه های لذت را در وجود شما ببیند و مورد تشویق قرار گیرد، کلیه افکار قبلی را بدست فراموشی خواهد سپرد.

گاهی ممکن است زن سرحال نبوده و بی حوصله و خسته باشد .

کاهش میل جنسی در زن یا عدم جذابیت مرد برای او، همه می توانند باعث شوند تا زن به بهانه های گوناگون مثل سردرد یا احساس کسالت از انجام عمل جنسی سرباز زند. بی میلی جنسی در زن مشکل ترین و سخت ترین موضوعی است که شما با آن مواجه می شوید. ابتدا باید مشخص کنید که علت بی علاقگی زن به رابطه زناشویی چیست، سپس درصدد رفع علت آن برآیید. اگر به مرور زمان و بتدریج علاقه او نسبت به شما کم شده باشد، باید علت آن را دقیقا" بررسی نموده و موقعیت خود را تثبیت کنید.

اگر رابطه جنسی برای شما عادی شده،سعی کنید تا روش خود را عوض کنید و جذابیت بیشتری به آن بدهید. بزودی خواهید دید که تمایل همسرتان برای رابطه با شما بالا خواهد گرفت.

درصورتی که شما جذابیت سابق خود را برای او از دست داده و برایش عادی شده اید، باید مجددا" به حال و هوای گذشته برگردید و مجددا" صفات جذاب و مورد علاقه او و خواسته هایش را در خود زنده کنید.به این ترتیب خیلی زود آتش عشق و علاقه او نسبت به شما دوباره شعله ور خواهد شد.

با کمی صبر و پشتکار و به کار گیری نکات بالا شما می توانید حتی خجالتی ترین زن ها را هم وادار کنید تا در برخورد باشما برای شروع رابطه جنسی پیش قدم باشند.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

تن‌فروشی ثمره جور نشدن پول عمل TSها

تن‌فروشی ثمره جور نشدن پول عمل TSها

 

عصر خبر: تن فروشی ، شغلی که از نظر ارنیکا فقط نامش بد است و برای تامین هزینه عمل جراحی مجبور به تن دادن به آن است چرا که به قول خودش پول خوب می دهند و زحمت چندانی هم ندارد.
 
محل قرار زیر پل پارک وی، ساعت 24 ، اینجا میعادگاه دختران و پسرانی است که قرار است پسر و دختر شوند اما تا این لحظه ناکام ماندند. نام مستعارش ارنیکاست قبلا او را اميد می خواندند، با هزار  امید و آرزو از دیار خود خداحافظی کرده، برای عمل جراحی به تهران بیاید، اما هزینه بالای عمل جراحی باعث شد تا به فکر کار بیفتد، کار مناسب هم پیدا نکرد، به هر جایی برای کار معرفی می کرد برای او نظر داشتند و پول کمی هم در قبال کار کردنش به وی می دادند، پس راه حل جدیدی به ذهنش رسید، تن فروشی آری درست متوجه شدید، شغلی که از نظر ارنیکا فقط نامش بد است و برای تامین هزینه عمل جراحی مجبور به تن دادن به آن است چرا که به قول خودش پول خوب می دهند و زحمت چندانی هم ندارد.

ادامه نوشته

رحم‌های پول‌ساز


مادران جایگزین از رنج از‌دست‌دادن می‌گویند: 

رحم‌های پول‌ساز

✍🏻شهرزاد همتی

✅«اهدای تخمک زیر ۳۰سال قدبلند و سفید و چشم‌رنگی از حوالی شیراز نیازمندیم. 

اهدای تخمک سبزه‌رو و بانمک از تهران اعلام آمادگی کردند. 

رحم اجاره‌ای مطلقه و دارای سابقه بارداری موفقیت‌آمیز از ارومیه نیازمندیم. 

خانم مطلقه برای صیغه بارداری همراه با حقوق مکفی و محل زندگی در خراسان نیازمندیم».

✅این ها بخشی از آگهی‌های بازار مکاره اینستاگرامی زنانی است که یا تخمک می‌فروشند یا رحم اجاره می‌دهند یا ازدواج موقت می‌کنند تا باردار شوند و بعد از ۹ ماه بچه را به خانواده در آرزوی بچه‌ای بدهند و خداحافظی کنند. زنانی که بیش از ۹۰ درصدشان از طبقه محروم و فرودست هستند و رنجی را متحمل می‌شوند؛ برای آن که بتوانند پول به دست آورند. زنانی نهایتا ۳۴ساله که اکثرشان سابقه زندگی شکست‌خورده دارند و به واسطه پیشنهاد‌هایی از سوی دلالانی که آن ها را به خانواده در آرزوی فرزند متصل می‌کنند، عضوی از بدن‌شان را اجاره می‌دهند یا می‌فروشند که زندگی‌بخش است.

✅ زنانی که عمدتا قربانی یکی از کلینیک‌های خصوصی ناباروری در شمال تهران هستند؛ چراکه پروسه اهدای تخمک و مادر جایگزین ‌شدن در بیمارستان‌های دولتی و مراکز مرجع کار سختی است و نیاز به جلسات مشاوره دارد؛ زنانی که در این کلینیک چندین و چند بار اهدای تخمک می‌کنند و کسی به فکر بار روانی‌ای که آن ها تا آخر عمر با خودشان حمل می‌کنند، نیست. این گزارش روایت این زنان است و قصه بچه‌هایی است که از تخمک‌های اهدایی به دنیا می‌آیند یا در رحم زن دیگری دوران جنینی‌شان را می‌گذرانند.

✅پیداکردن‌شان کار ساده‌ای نبود. مراکز رسمی درمان ناباروری دوست نداشتند در ماجرا دخالت کنند و چاره، توسل به آگهی‌های اینترنتی بود. کافی است هشتگ رحم اجاره‌ای یا مادر جایگزین را در اینستاگرام جست‌وجو کنید تا به دنیای عجیبی وارد شوید که گاهی زنان شبیه برده در آن خرید و فروش می‌شوند. یکی از صفحات را دنبال می‌کنم و نتیجه‌ موفقیت‌آمیز است. صفحه متعلق به یکی از واسطه‌هاست.

✅ آن ها به خودشان نام لیدر می‌دهند. استوری‌های روزانه، دنبال زنان خوش‌سیما و خوش‌اندام برای اهدای تخمک است یا زنان مطلقه‌ای را می‌خواهند تا به جای مادر جایگزین 9 ماه رحم‌شان را اجاره بدهند. بیشتر واسطه‌ها شماره‌تلفنی را هم برای ارتباط با مشتری‌ها در صفحه گذاشته‌اند. بعد از تماس با چند واسطه بالاخره یکی از آن ها حاضر به صحبت‌کردن می‌شود. خانم اسدی کارش واسطه‌گری میان زنان نابارور و کسانی است که از طریق اهدای تخمک و مادر جایگزین شدن روزگار می‌گذرانند.

✅او درباره این که بیشتر زنانی که تن به اهدای تخمک و مادر جایگزین‌ شدن می‌دهند، چه کسانی هستند، می‌گوید: 

«به جز موارد بسیار محدودی مادر میانجی و تخمک اهدایی (رحم جایگزین یا رحم اهدایی) که از دوستان بسیار نزدیک هستند یا خانمی است از اقوام که حاضر به کمک و جایگزینی رحم‌شان و اهدای تخمک می‌شود، عموما خانم‌هایی که داوطلب اهدای رحم یا تخمک هستند، از طبقه نیازمند جامعه‌اند. من با وجود بیش از ۱۰ سال فعالیت در این حوزه به‌عنوان لیدر چنین پروژه‌هایی هنوز شاهد حتی یک مورد اهدای رحم یا تخمک با انگیزه‌ای جز نیاز مالی نبوده‌ام». 

او در پاسخ به این سؤال که هر مادری چند بار می‌تواند مادر میانجی شود یا تخمک اجاره دهد، نیز می‌گوید: 

«این سؤال بستگی کامل به شخص اهداکننده رحم یا تخمک دارد؛ مثل دیگر موارد پزشکی سن، وزن، میزان سلامت، بنیه عمومی و... داوطلب است که تعداد دفعات اهدا و فاصله بین دو اهدا را با تشخیص پزشک تعیین می‌کند؛ اما شاید بتوان گفت عموما اهدا برای چند بار با فواصل چندین‌ماهه برای تخمک و چندساله برای رحم امکان‌پذیر است. بعضی از خانم‌ها به دلیل سن بالا یا مشکلاتی در تخمدان‌ها یا به علت بعضی بیماری‌های دیگر امکان بارداری با استفاده از تخمک‌های موجود در تخمدان‌های خودشان را ندارند. برای همین است که پزشکان متخصص با استفاده از تخمک اهدایی و تلقیح آزمایشگاهی اقدام به درمان و باروری خانمی که دچار این مشکل است، می‌کنند. البته این لقاح با استفاده از اسپرم همسر بیمار انجام می‌شود و استفتائات لازم و کامل از حوزه‌های علوم دینی و علما انجام شده و در شرعی و قانونی‌بودن این‌گونه درمان کوچک‌ترین تردیدی وجود ندارد».

📌برای خواندن متن کامل این گزارش روی دکمه ‘INSTANT’‌بزنید:

https://plink.ir/ftSUM

@emtedadnet
🆔 @MostafaTajzadeh

زیادی زیر سلطه ی مامانشه"!

 زیادی زیر سلطه ی مامانشه"!


یکی از اصلی ترین شکایات زنان از همسرشان این است که: "زیادی زیر سلطه ی مامانشه" یا "واسه همه کاراش اول با مادر و خواهرش مشورت می کنه، بعد به من میگه!" و دقیقا همین شکایات، از اصلی ترین دلایل پایه ای درخواست طلاق زنان است.
چند نکته در این موضوع به اختصار گفتنی ست.
اول. همه ما باید بدانیم که "خانواده"، تنها بر دو پایه استوار است: زن و شوهر. باید محل تمام تصمیم گیری ها، بین زن و شوهر و با رضایت هر دو نفر باشد و حتی فرزندان، مستاجران خانواده اند! آن ها روزی به خانواده می آیند و بیست یا سی سال بعد از آن می روند و برای خودشان خانواده درست می کنند. این به معنای بی اهمیتی فرزند نیست، فرزند محصول اصلی یک خانواده است، اما زن و شوهر باید یک تیم هماهنگ دونفره باشند که به هیچ دلیلی، دیگری را تنها نگذارند.

دوم. ازدواج یک معامله یا یک خرید نیست؛ ازدواج تنها اخذ یک شریک جنسی نیست. ازدواج تشکیل مهم ترین نهاد اجتماعی بشر است نه به چنگ آوردن یک نفر و سلطه گری بر او و اجبار او به تبعیت از خواسته های مان.
سوم. هنوز در دیدگاه سنتی رایج کشورمان، مادری را می بینیم که در مورد پسرش می گوید: " دیگه وقتشه براش زن بگیریم! "  لطفا به جمله توجه فرمایید! فاعل این گزاره، مادر پسر است، اوست که تصمیم می گیرد برای پسرش زن بگیرد یا پسر با چه کسی ازدواج کند و در مواردی این چنین، مادر از سر دلسوزی برای فرزند، خود را مکلف به دخالت در تمام جزییات زندگی فرزند می داند، چرا که خود او عامل و فاعل ازدواج بوده است.

آخر. آنچه مشخص است و اصلا نیازی به بیان ندارد، حرمت و عزت بزرگ ترها، خاصه پدر و مادر است، اما پسری که ازدواج می کند و تشکیل خانواده می دهد، باید خود و همسرش زندگی شان را اداره کنند و تنها گاهی از دیگران کمک بگیرند.
اگر پسری هنوز استقلال روانی کافی از پدر و مادر را ندارد، ازدواج به او توصیه نمی شود؛ همین گونه است برای دختران! اگر دختری هنوز خود را وابسته به پدر و مادر می بیند، احتمال به بن بست رسیدن زندگی زناشویی اش، افزایش می یابد.
باید بدانیم که ریشه ی هر زن و مرد متاهل، در زندگی زناشویی خودش باید باشد و تنها از مشورت و تجربه بزرگ ترها در امور خاص بهره ببرد و اگر چنین نشود، زندگی مشترک ممکن است خیلی زود با چالش رو به رو شود.

ثابت شده است که تنها راه کسب سعادت در ارتباطات اجتماعی -اعم از ازدواج، اشتغال، تحصیل و غیره- راه "تعامل" و "تفاهم" و "گفتگو" است، نه "تخاصم" و "برتری طلبی" و "رقابت بر سر قدرت"، این الگوی زندگی شخص و اجتماعی ماست. تنها راه خوشبختی زوجین، تفاهم بر اساس گفتگو و درک متقابل است نه برتری طلبی و به اسارت گرفتن دیگری.

#دوست_داشتن_از_عشق_برتر_است

❤️❤️❤️❤️
#دوست_داشتن_از_عشق_برتر_است


#دکتر_علی_شریعتی

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی‌ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد.

عشق در غالب دل‌ها، در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی، متجلی می‌شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه‌ای خاص خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح‌ها، برخلاف غریزه‌ها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بُعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می‌توان گفت که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست.

عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال ها بر آن اثر می‌گذارد، اما دوست داشتن در وَرای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه بلندش، روز روزگار را دستی نیست...

عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. چنانچه شوپنهاور می‌گوید:

"شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزایید، آنگاه تأثیر مستقیم آن را بر احساس‌تان مطالعه کنید"!

اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی‌های روح که زیبایی‌های محسوس را به گونه‌ای دیگر می‌بیند.


عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می‌شود، اگر تمام دوام یابد به ابتذال می‌کشد، و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و "دیدار و پرهیز"، زنده و نیرومند می‌ماند.


اما دوست داشتن با این حالات ناآشنا است . دنیایش دنیای دیگری است.

عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد که کیست ؟! یک "خود جوشی ذاتی" است ، و از این رو همیشه اشتباه می‌کند و در انتخاب به سختی می‌لغزد و یا همواره یک جانبه می‌ماند و گاه ، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی‌بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می‌توانند دید و در اینجاست که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می‌نگرند، احساس می کنند که همدیگر را نمی‌شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پی از عشق - که درد کوچکی نیست - فراوان است.

اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می‌آید، در حقیقت، در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می‌خوانند، و پس از "آشنا شدن" است که خودمانی می‌شوند، - دو روح ، نه دو نفر، که ممکن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی‌ها، احساس خودمانی بودن کنند و این حالت به قدری ظریف و فرّار است که به سادگی از زیر دست احساس و فهم می‌گریزد - و سپس طعم خویشاوندی، و بوی خویشاوندی، گرمای خویشاوندی، از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان، خود به خود ، دو همسفر به چشم می‌بینند که به پهن دشت بی‌کرانه مهربانی رسیده‌اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افق های روشن و پاک و صمیمی "ایمان" در برابرشان باز می‌شود و نسیمی نرم و لطیف - همچون یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش‌اش ، مناره تنها و غریب آن را به لرزه می آورد.

هر لحظه پیام الهام‌های تازه آسمان‌های دیگر را به همراه دارد و خود را، به مهر و عشوه‌ای بازیگر و شیرین و شوخ، هر لحظه، بر سر و روی این دو می زند.

عشق، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن" و "اندیشیدن" نیست. اما دوست داشتن ، در اوج معراج‌اش، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می‌کند و با خود به قله بلند اشراق می برد.

عشق زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌آفریند و دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در "دوست" می بیند و می‌یابد.

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.

عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.
 

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.


❤️❤️❤️❤️

عشق از زبان دکتر سمیعی


عشق از زبان دکتر سمیعی 

 

من درایران چیزهای عجیبی دیدم...

من در ایران چیزهای عجیبی دیدم ....!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد......!
از رز هلندی هم خبری نیست.....!
اینجا عشق یعنی....!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات را می گذارند به حساب آویزان بودنت ..!
من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار ...!
ایرانیان جوانی نمی کنند. پیر مرد و پیرزن های کم سن و سال بسیار دارند..!
ایرانیان عشق را با ماشین و لباس خوب انتخاب می کنند نه با نیت خوب !
ایران را دوست دارم،
امــــــــا ...
اینجا ادم همیشه دلگیر است .

هنوز
درهمین نزدیكی ما!
مردى گوسفند می کشد و خونش را به ماشین چند صد میلیونى اش می مالد !

پسری پشت ماشینش می نویسد : بیمه قمر بنی هاشم; اما مثل یابو می راند!

هنوز برای ازدواج استخاره می کنند نه تحقیق!

هنوز مردم چشم دیدن بوسه عشق را ندارند، درحالی كه برای دیدن صحنه اعدام باشوق حاضر می شوند!

در حالی كه تنها نان آور همسایه، به علت بیماری و بی پولی درحال مرگ است ، فرسنگ ها مسیر را جهت زیارت خدایی می روند كه خودش گفته از رگ گردنتان به شما نزدیك ترم…
زبانشان پر است از جملات زیبا، اما عملشان سرشار از زشتی و ناپاکی است!

آری این است بلای تعصب کور کورانه جاهلی!
به یاد دیالوگی ماندگار از سریال امام‌علی (ع) افتادم:
"معاویه:
قوی‌تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟
عمروعاص:
آری،جهل مردم!

زن بودن در جهان مردسالار

زن بودن در جهان مردسالار


زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است، ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی
به نظر دشوار تر می آید.

جامعه ای که پُر است از ما مردان بلاتکلیف زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم می خواهیم خود نوعی خشونت است.
 پدران ما از مادرانمان تنها خانم خانه بودن را می خواستند. آن ها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.

 اما امروزه ما به این ها کفایت نمی کنیم، دختری را می‌پسندیم که علاوه بر این ها مانند باربی باشد و کوچک ترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربه‌ی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.

البته کار به اینجا هم ختم نمی شود.
زنان جامعه‌ی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی می کنند، یعنی از سویی جامعه مدام آن ها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آن ها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی  و دور از اجتماع و... هستند.
از سوی دیگر از آن ها می خواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آن ها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند. از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.

تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از  موارد نه تنها  تحسین نمی شود، بلکه با لقب‌هایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و... تحقیر می شود.

زن بودن در جامعه‌ی بلاتکلیف ایران یعنی تجربه‌ی مداوم انواع خشونت‌های پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بنهید. او را همان‌طور که هست دوست بدارید و چیزی را به او تحمیل نکنید.

👤ناصر سبزیان‌پور (روا‌ن‌درمانگر)

#متفاوت_بخوانید 👇
@Sheerreno

کاندوم!


کاندوم!

(لطفاً یا این متن را نخوانید یا تا آخر بخوانید)

سری برنامه‌ٔ «۶۰ ثانیه»، مجموعه‌ای از برنامه‌های مستند یک دقیقه‌ای در مورد گروه‌ها یا کسانی‌ است که به نحوی در دنیا تغییرات مثبت به وجود می‌آورند. تا حالا چند برنامه از این سری را به اشتراک گذاشتم. به نظر من همهٔ قسمت‌ها جالب‌اند و سفارش می‌کنم شما هم ببینید.  
یکی از قسمت‌های این برنامه که امروز به اشتراک گذاشتم، در مورد مردی است که به نام «سلطان کاندوم» مشهور شده است. او برای مبارزه با بیماری ایدز در آفریقا فعالیت می‌کند و هر روز با مردم از گروه‌های مختلف در مورد انتقال بیماری ایدز از طریق آمیزش جنسی توضیح می‌دهد و بین آن ها کاندوم پخش می‌کند. در بیشتر قسمت‌های آفریقا، صحبت کردن در مورد آمیزش جنسی و بیماری‌های آمیزشی یا بیماری ایدز تابو است. به همین دلیل، بیماری ایدز هنوز در آفریقا در حال گسترش است. ۷۰ درصد موارد جدید ابتلا به بیماری ایدز در آفریقا و در نتیجهٔ همین ناآگاهی اتفاق می‌افتد.
علاوه بر این، تولد کودکان ناخواسته و رشد بی‌رویهٔ جمعیت و به تبع آن، چرخهٔ بی‌پایان فقر و عقب‌ماندگی همیشه گریبانگیر کشورهای آفریقایی بوده است.
شکستن این تابوها جرات می‌خواهد و این آگاهی‌رسانی از نظر من یک کار قهرمانانه است.
بعد از به اشتراک گذاشتن این ویدئو یکی از کانتکت‌های من مرا به کم شعوری متهم کرد و یکی دیگر گفت هر سخن جایی دارد. راستش من شوکه شدم ،ولی فکر کردم که از این فرصت استفاده کنم و نظرم را در مورد چند مسئله بنویسم:
1- متاسفانه ما در جامعهٔ باز و صادقی بزرگ نشده‌ایم و این عدم باز بودن و عدم صداقت، همه جا خودش را نشان می‌دهد از جمله و از همه بیشتر، در مواجهه با مسایل جنسی و جنسیت. وقتی در کودکستان در مورد «نحوهٔ رفتار درست با مسایل جنسی و جنسیت کودکان»  جلسه می‌گذارند و می‌بینم والدین غربی چقدر در مورد این مسایل باز و راحت‌اند، به خودم می‌گویم اول باید روی خودم کار کنم. این یک واقعیت است. همین عدم صحبت کردن در مورد مسایل جنسی و جنسیت، ریشهٔ بسیاری از مشکلات شخصیتی و روحی-روانی در جامعهٔ ماست، ولی کسی دوست ندارد به آن بپردازد (این در حالی است که ما جامعه‌ای داریم که به طور بیمارگونه‌ای «جنسیت‌زده» است). حتی وقتی متوجه مشکل می‌شویم و می‌خواهیم تغییر کنیم، متوجه می‌شویم این شرم کاذب چنان در تار و پود ذهنمان رخنه کرده که این «باز شدن» و «پذیرش» و «شرم بیهوده نداشتن» (منظورم به هیچ وجه بی‌حیا و بی‌ادب بودن نیست) کار راحتی نیست و در یک ماه و دو ماه و سه سال اتفاق نمی‌افتد، ولی اگر می‌خواهیم نسل‌های بعدی مشکلات کمتری در این زمینه داشته باشند، باید تلاش کنیم تا فکر خودمان را تا جایی که امکان‌پذیر است بسط بدهیم و این تکه‌های شرم بی‌مورد را از تار و پود ذهنمان بیرون بکشیم.
2- فرض من این است که تمام کانتکت‌های فیس‌بوک من افراد بالغ‌اند و حتی اگر در جامعه ای بزرگ شدند که صحبت کردن در مورد مسایل بدیهی در آن تابو محسوب می‌شود، لااقل  صحبت کردن در مورد «مبارزهٔ یک مرد با جهل و فقر و بیماری» به آن دسته تعلق نگیرد.
3-  و اما خود «کاندوم» که خودش و سلطانش امروز این قدر موضوع جدل شد: به نظر من «کاندوم» مفیدترین اختراع بشر بعد از آتش تا این لحظه بوده‌ است. فقط یک لحظه نگاه کنید ما با جمعیت ۷٫۳ میلیارد نفری در برابر چه مشکلات عظیمی ایستاده‌ایم: کمبود منابع، جنگ بر سر آب، کمبود جا، آلودگی بیش از حد خاک و آب و هوا، نابودی جنگل‌ها، گرمایش زمین... حالا تصور کنید اگر همین حالا تمام مردم دنیا مثل مردم بیشتر قسمت های آفریقا یا مثل مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌های خودمان از راه‌های پیشگیری از بارداری و مهم‌تر از همه، کاندوم، استفاده نمی‌کردند و هر کدام ۶ تا و ۱۰ تا بچه به دنیا می‌آورند، ما الان در چه وضعیتی بودیم. شاید جمعیت زمین تا حالا به ۲۰ میلیارد رسیده بود. منابع زمین خیلی وقت پیش به پایان رسیده بودند. نه هوایی، نه آبی، نه خاکی، نه غذایی، نه جایی، نه حیوانی، نه محیط زیستی...
4- اگر فکر می‌کنید جای این پست بر روی دیوارِ من مخالف رشد بی‌رویهٔ جمعیت بشر، منِ بیزار از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی، منِ مخالف نابودی محیط زیست و حیوانات، منِ مخالف جهل و سنّت‌گراییِ جهل‌زا و آسیب‌ساز نیست، فکر می‌کنید کجا جای مناسب برای آن است؟
5- اگر با نظریات من مخالف‌اید، این حق شماست، ولی این دیوار شخصی من است. توجه کنید که هر کسی نظریات خودش را ابراز می‌کند، نه نظریات دیگران را... مجبور نیستید پست‌های کسی را بخوانید و هر لحظه هم می‌‌توانید از دکمهٔ آنفرند فیس‌بوک استفاده کنید، ولی به حق «دیوار» دیگران احترام بگذارید.


با احترام،
تالین ساهاکیان

پورنوگرافی کودکان


🚩" پورنوگرافی کودکان "

🔹متاسفانه در کشور ما، ایران، محتویات پورنوگرافیک کودکان (عکس و فیلم) به راحتی در دسترس است و حتی بین اعضای فامیل ( گاهی به منظور شوخی و جوک) بدون هیچ شرمی یا حساسیتی تبادل می شود.

حتی در کانال ها یا گروه های تلگرامی مختص به محتویات پورنوگرافیک که مثل قارچ در حال رویش می باشند، افراد بدون ترس و واهمه و حتی با افتخار، عکس و فیلم های پورن مربوط به کودکان معصوم زیر 18 سال ( حتی سن 6 ماه) را که گاها همراه با خشونت واقعی علیه این کودکان قربانی است ،درخواست می کنند یا به اشتراک می گذارند.

 متاسفانه وجود محتویات پورنوگرافیک کودکان حتی در گوشی های موبایل تبدیل به امری عادی شده است.

در کشورهای غربی با این که آزادی های جنسی بیشتر است، داشتن چنین محتویاتی در موبایل،  لب تاپ یا به هر صورت دیگر جرمی بسیار سنگین و غیر قابل بخشش است و مجازات گاهی در حد مجازات قتل را برای دارنده چنین محتویاتی در صورت تکرار دارد. پلیس و سیستم قضایی به راحتی اسم و عکس فرد دارنده چنین محتویاتی را رسانه ای می کنند و پلیس سایبری این کشور ها حتی برای کشف و به دام انداختن افراد بیمار پدوفیل (هر شخصی با هر سنی، چه زن چه مرد،  که "میل" رابطه جنسی با یک فرد زیر 16 سال داشته باشد) از طریق سایت های ساختگی دارای محتویات جنسی کودکان زیر 18 سال تله گذاری می کنند.

حساسیت قانون به موضوع سوء استفاده جنسی از کودکان در کشورهای پیشرفته بسیار بالا است و پلیس سایبری مجهزی برای به دام انداختن افراد بیمار وجود دارد.

قانون هیچ ابایی از بی آبرو کردن افراد بیمار ندارد، کما این که در سال 2013  در مونترال بعد از یک عملیات شبانه پلیس و دستگیری 28 پدوفیل که دو سال تحت نظر بودند، اسامی، عناوین شغلی و عکس و فیلم این افراد به طور کامل در رسانه ها منتشر شد که در میان آن ها اساتید دانشگاه نیز وجود داشتند و اتفاقا خانواده دار و ظاهراً بسیار موجه بودند.

جرم برخی از این افراد صرفا سرزدن به سایت های پورنوگرافی کودکان و نگهداری تصاویر پورنوگرافی کودکان در حافظه موبایل یا کامپیوتر بوده است.

در  همان سال 2013 پلیس کانادا در سال 348 نفر را در ارتباط با تهیه و توزیع تصاویر پورنوی کودکان دستگیر کرد (از جمله چند استاد دانشگاه).

در کانادا صرف نگهداری یا حتی سر زدن به سایت های پورنوگرافی کودکان جرم محسوب می شود.
با کمال تاسف باید اذعان کرد که از بین رفتن حساسیت نسبت به چنین محتویاتی بین ایرانیان وجود دارد و زنگ خطری جدی و هشداری برای همه ما است.

لطفاً چنانچه به هر علتی چنین محتویاتی (به هر شکل و صورتی) در وسایل متعلق به شما وجود دارد، در اولین فرصت از بین ببرید و هرگز برای کسی فوروارد نکنید. چنانچه عضو گروه یا کانالی هستید که چنین محتویاتی را دارد، بعد از تذکر جدی در گروه و ریپورت گروه به مرکز تلگرام،  بدون رودربایستی از کانال یا گروه مربوطه خارج شوید.

نگهداری چنین محتویاتی،  یعنی اهمیت داشتن آن ها که خود به خود گویای وجود جاذبه برای این گونه تصویر  است.

 چنانچه فردی احساس تمایل به این گونه تصاویر داشته باشد، بایستی در اولین فرصت با یک روانشناس مشورت کند، زیرا احتمال داشتن بیماری پدوفیلی برای شخص وجود دارد و این بیماری در صورت فعال شدن برای کودکان جامعه و حتی کودکان خود فرد خطرناک است.

چنانچه دلیل نگهداری چنین تصاویر هیچ کدام از این موارد نباشد و کاملا اتفاقی باشد، صرف نگهداری تصاویر پورنوگرافیک به غیر از مشکلات قانونی ذکر شده، با احتمال بالای انتشار آن ها همراه است که باعث از بین رفتن حساسیت و بیدار کردن بیماران خفته است.

همه ما موظف به رعایت موارد بالا هستیم تا به صورت غیر مستقیم باعث پرورش و ظهور افراد پدوفیل در اطرافیان خود و آزار جنسی کودکی نشویم.

از آنجایی که برخی جرایم (مانند سابقه رانندگی با سطح الکل بالا ثبت شده در مرکز پلیس، سابقه خشونت، یا تجاوز و نگهداری یا استفاده از محتویات پورنوگرافی کودکان) مانع ورود به دوره رزیدنتی یا ادامه فعالیت به عنوان پزشک خواهد شد، رعایت این موضوع نزد پزشکان اهمیت بیشتری پیدا می کند.

✍️آقای دکتر امیر عباس بشارتی  (متخصص کودکان)
 

@darmaangarekhoob

حادثه "معین" حاصل عدم آگاهی از تربیت جنسی


حادثه "معین" حاصل عدم آگاهی از تربیت جنسی

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

دنیا سال هاست حادثه هایی، همچون حادثه "معین" را تجربه کرده و برای آن روش و منطق درست کرده است.
اولین گامی هم که برداشته است، این است که تربیت جنسی را  در برنامه های رسمی مدارس قرار داده است. دوستان دلواپس کم آگاه، یادتون باشه تربیت جنسی با آموزش آمیزش جنسی متفاوت است. بلایی که عده ای البته آگاهانه و با انگیزه سیاسی دوران قبل از انتخابات  اخیر و عده ای هم  همچون همه کارهای دیگرشان بدون آگاهی از منطق، فلسفه و  خرد هر موضوعی و تنها از سر اطاعت از یک رویکردی که سال هاست رنگ باخته است، بر سر دانش آموزان این سرزمین آوردند که به این زودی ها هم پایانی برایش متصور نیست، مانع اجرایی شدن سند ۲۰۳۰ شدند.

من نمی دانم چطور کل دنیا تربیت جنسی را جز ارکان آموزش خود قرار داده است، اما ما تصور می کنیم آن ها نمی فهمند، فقط ما هستیم که می فهمیم. البته نتیجه اش همین می شود که مشاهده می کنید.....
 جامعه ما جامعه تحریف شده سکس زده است. ما با پوشش دین، لایه های درونی جامعه را ویران کرده ایم‌‌. لذا اینجاست که اتفاقاتی همچون اتفاق "معین" می افتد....

روایت تجربه جهانی...
اولا مدارس و ثانیا رسانه ها با کمک موسسات علمی جهانی همچون یونسکو، کتاب ها، دستورالعمل ها و حتی فیلم هایی تولید کرده و در اختیار کشورها قرار داده اند تا استفاده کنند. یکی از آن ها ۲۰۳۰بود که همگی شاهدند چه بلایی سر آن آورده شد‌. این سند دقیقا برای پیشگیری از همین اتفاقات بود.

نکته بعدی تربیت ریاکاری سازمان یافته است که جامعه ما گریبانگیرش شده است‌. چون مسئولین رده بالای کشور و بویژه زعمای قوم خود به نحوی درگیر این ریا کاری و پنهان کاری اند، این وضعیت در سطوح خرد همچون مدرسه نیز این چنین خود را  نمایان می کند.

لذا فردا هم دیر است، مدارس در اولین فرصت باید آموزش های مربوط به حفاظت از بدن را چه برای دختران و چه برای پسران آغاز کنند.

نکته دوم برای زعمای قوم مان!
دست از سرک کشیدن به حریم خصوصی مردم بردارند. به مردم حق بدهند که ارتباط جنسی حق همه مردم و البته جزء حریم خصوصی آن هاست تا این بخش را به رسمیت نشناسیم، پنهان کاری ها و ریا کاری ها  "معین"های دیگر را  درست خواهد کرد.

لذا تربیت جنسی سه وجه دارد.
الف) به رسمیت شناختن حریم خصوصی افراد از یک سو
ب)آموزش به افراد بویژه به کودکان که چگونه در مواجهه با چنین مسائلی واکنش مناسب نشان دهند‌.
ج) نکته سوم و مهم این که وقتی دو نفر با علاقه بدون زور، بدون صدمه زدن جسمی و روحی، با رضایت یکدیگر ارتباطاتی دارند، حاکمیت نباید به خود اجازه دهد در حریم خصوصی آن ها وارد و به بیان بهتر فضولی کند. آنچه که به صور مختلف در شهر همگان مشاهده اش می کنیم( گشت نسبت و یا سرک کشیدن به داخل ماشین افراد از جمله موارد بارز آن است که اخیرا مجدد راه افتاده است).

نکته پایانی
همان طوری که آمد، این مساله چند وجهی است تا زمانی که تصمیم گیران این موضوع را با اهمیت ندانند، به حریم خصوصی افراد سرک بکشند و نیز حق ارتباط جنسی مسالمت آمیز را به رسمیت نشناسند، از این گونه اتفاقات بازهم مشاهده خواهیم کرد‌.

به نظرم در این حادثه، آن فرد خاطی، معلول تربیت و نوع نگاه و رویکرد بنیانکن جامعه ماست. به جای مذمت آن فرد، حاکمیت باید رویکرد خود را اصلاح کند.  با نوع نگاه هایی که در مورد جامعه ایران روا داشته است، خود را مذمت کند.

پیشنهاد ها:


اول) رسانه مثلا ملی!  باید به سرعت دست به کار شده، برنامه ها؛ کارتون ها و فیلم هایی را در جهت آموزش نحوه نگهداری اندام جنسی و خصوصی کودکان پخش کند. چنان که بسیاری از شبکه های کودک خارجی همین الان اقدام به این کار می کنند.

دوم) دفتر تالیف کتب درسی در قالب کتاب های "مهارت های زندگی" یا هر عنوان دیگر، آموزش محافظت جنسی از کودکان را در این گونه کتاب ها  منعکس نماید.

سوم) اگر دفتر تالیف به هر دلیلی از ابن کار سر باز زد، مدارس راسا به برگزاری برنامه های آموزشی در این زمینه بپردارند و نگران هوچی گری های دلواپسانی که جامعه ما را به اینجا کشانده اند، نباشند. چون حتم بدانند این کار به غیر از نفع، هیچ ضرری به حال جامعه و دانش آموزان کشور مان نخواهد داشت.

#تربیت_جنسی
#cacpc

🔷دانش آموزانی که از فقدان آموزش مراقبت های جنسی ضربه خوردند...


🔷دانش آموزانی که از فقدان آموزش مراقبت های جنسی ضربه خوردند...

📝زهرا علي اكبري

🔻مسئولان پاسخ دهند كه دقيقا چقدر ديگر بايد از سوء استفاده هاي جنسي و عدم آگاهي دانش آموزان در  رويارويي با چنين شرايطي ، جامعه دچار تشنج و نگراني شود تا فكري به حال اين اوضاع بي اخلاقي  و بلبشوي نا امني شود؟ 

چقدر ديگر بايد ضربه بر پيكر مظلوم ترين  و پاك ترين قشر جامعه زده شود تا مسئولان به فكر چاره بيفتند؟ 

جالب اينجاست  به جايي رسيده ايم كه اخبار ناخوشايندِ آزارهاي جنسي و اتفاقات ناخوشايند ،ديگر از كوچه و خيابان نيست ،  از جايي به گوش مي رسد كه امن ترين مكان اجتماعي  است. جايي كه خانواده ها با خيال آسوده فرزندان خود را به آن مي  سپارند و دانش آموزان با امنيت جسمي و روحي در آن به تحصيل مي پردازند. ناخرسندانه اين بار اخبار دلخراش سوء استفاده جنسي از مدرسه به گوش رسيد.

  🔻آنان كه در بحث پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي به جاي ورود عالمانه و آگاهانه بر طبل شانتاژگري زدند كه با طرح آموزش مراقبت هاي جنسي(خود مراقبتي)، دين به خطر مي افتد، حالا بايد پاسخگوي دانش آموزان پسر آن دبيرستان در منطقه 2 شهر تهران باشند. تنگ نظراني كه آگاهي دانش آموزان را خطري براي خود مي دانستند، اكنون به زواياي نابودي روحي و جسمي دانش آموزاني بينديشند كه بايد ساليان سال تحت درمان باشند تا بتوان گوشه اي از آلام روحي شان  را ترمیم کرد. از نوجوان آزاد انديش ِكنجكاوي  كه براي شناخت پيچيدگي هاي جسم خود در اولين پرسش هايش ، ضربه هاي جسمي و جنسي خورده است ،از اين پس چه انتظاري داريد؟  با  فرو ريختن پايه هاي اعتماد دانش آموزاني كه به باور خودشان به الگوي اخلاقي و انساني مدرسه شان ( گويا فرد رواني مذكور معاون پرورشي دبيرستان بوده است)پناه برده اند، چه ميزان بازخوردهاي اشاعه دهنده ي مخرب  در بين دانش آموزان ديگر خواهيد داشت؟ روح  به درد مي آيد و جان به فرياد مي رسد، وقتي كليپ هاي اين حادثه دلخراش را در فضاي مجازي مي بيني .

 🔻در يكي از اين كوتاه فيلم ها  كه دانش آموزي مخفيانه در حال تصوير برداري است، جملاتي ما بين دانش آموزان  و فرد خاطيِ رواني رد و بدل مي شود كه بي اندازه شرم آور و تاسف برانگيز است. در اين كليپ فردي را مي بيني كه   به جاي آن كه در كسوت معلمي با داشتن اخلاق و منش فاخر  و كلمات و جملات متين الگوي دانش آموزان خود باشد، با رها كردن فضا به سمتي كه دانش آموز نوجوان به دنبال بازپرسي بيشتر زواياي  آن  هستند، همه ي باور انسان را از آدميت و شرف فرو مي ريزد. با ديدن اين كليپ ها تنها مي توان گفت: چه بر سر اين جامعه آمده است؟

 🔻معلمي كه با استخدام خود از چندين فيلتر علمي و گزينشي و حراستي عبور مي كند، اكنون اين چنين چندش آور متهم مي شود. حتي در مراحل استخدام هم  نتوانستيم  انتخاب ها را انديشمندانه مديريت كنيم. چند سال است دلسوزان اجتماعي و آموزشي كشور فرياد مي زنند ، مسئولين بپذيرند  بايد به دانش آموزان آگاهي داده شود، بايد به آن ها خود مراقبتي آموزش داده شود ، بايد به آن ها گفت كه گرگ در هر لباسي به آن ها نزديك مي شود و چگونه بايد از خود نگهداري كنند... اما كو گوش شنوا؟ كو دل نگران؟ كو دغدغه ي نوجوان؟

 🔻بي شك اكنون جو بي اعتمادي كه  با طرح اين آزار جنسي در جامعه پيش آمده  و دل نگراني هايي كه براي خانواده ها به دنبال آن ايجاد شده، متزلزل شدن ايمانِ سرمايه هاي اجتماعي را خواهيم داشت. كجاي مسير را اشتباه رفته ايم كه دست به سينه نشسته ايم و هر روز مشاهده گر افزايش آسيب هاي اجتماعي هستيم و هيچ اقدامي نمي كنيم؟ وقت آن رسيده كه از اين ورطه ي نابودي جسمي و روحي دانش آموزان مان بيرون بياييم. باوركنيد نجات روان دانش آموزان و آينده سازان اين مملكت از آسيب هاي احتمالي، ارزشمندترين كاري است كه بايد انجام بگيرد. دانش آموزان مان خودكشي مي كنند، مواد مخدر مصرف مي كنند ،مورد سوء استفاده جنسي قرار مي گيرند ، روح و روان شان افسرده مي شود، باورشان خدشه دار مي شود اما....هيچ برنامه اي نداريم كه نجات شان دهيم و زندگي را براي شان معنا كنيم...نه مي گذارند آموزش و پرورش كامل و جامع به برنامه هاي پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي جامه عمل بپوشاند و نه خودشان قصد چنين اقدامي را مي كنند.دست بر سينه نشسته اند و هر روز داغ دل ما را بيشتر مي كنند.

🔻سر و صداي اين ماجراي هولناك و دلخراش هم به زودي خواهيد خوابيد و جامعه دوباره چشم به اقدامات نهادهاي متولي امر براي آموزش و پيشگيري خواهند بود، اين نوبت را كوتاه نياييد و پيگيرآموزش برنامه هاي خود مراقبتي باشيد.

مردم سالاری آنلاین 🔻
@MardomSalari_ir

اي كاش زن زندگي ام اين رازها را مي دانست

اي كاش زن زندگي ام اين رازها را مي دانست



1. مرا تحسین کن.

2. 
می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.

3. 
سعی کن نیازهای مهم مرا با صداقت برطرف کنی.

4. 
مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.

5. 
طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند.

6.
 اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن.

7.
 ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آنگاه خودم به سوی تو خواهم آمد.

8. 
وقتی گیج و سردرگم هستم، به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم، سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی.

9. 
هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن.

10. 
کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم.

11.
 درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص برنامه های مورد علاقه ام.

12.
 احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند.

13.
 سعی نکن برای هر کاری که می کنم، مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار.

14. 
به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار.

15. زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی.

16.
 هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم، فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن، چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است.

17.
 نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن.

18. 
بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند.

19.
 وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در راضی کردن تو ناکام شده ام.

20.
 تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی، باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی.

21.
 خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم.

22.
 به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد.

23.
 من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آن ها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم.

24. 
اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم، بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم.

25. 
اگر در رفتارهایت رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد شد.

26. 
ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم، بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه جنسی است.

27.
 وقتی به داشتن رابطه جنسی با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم.

28.
 اگر نتوانم "نه" بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی "نه" گفتن را داشته باشم، احتمال "بله" گفتنم بیشتر می شود.

29.
 گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم.

30. 
همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت.

31. 
قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم.

32. 
این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو.

33. 
گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن.

34.
 هرگز در حین ارتباط جنسی تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم.

35. 
می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی.

36.
 هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم.

37. 
همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. گاهی هم باید بتوانی برای خودت شوهری کنی.

38. 
به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته.

39.
 هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست، بلکه درواقع می خواهم بگویم: "هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم."

40.
 وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده.

41. 
گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم.

42. 
درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه جنسی پیشقدم شوی.

43.
 برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم.

44.
 به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر.

45.
 برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم.

46.
 به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم.

47. 
وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن!

48.
 به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و در مورد تو به کار ببرم.

49. 
وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست.

50. 
همیشه باورم کن.

منبع:پرشين استار

ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺑﻮﺩﻥ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ...!

ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺑﻮﺩﻥ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ...!


#تلنگر 📚

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﻘﯿﻢ ﻫﻠﻨﺪ، ﭼﻨﯿﻦ ﭘﯿﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ نیست:

🔺ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ؟!!

🔹ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﻧﯿﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ، ﻫﻨﻮﺯ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﮏ ﻫﻠﻨﺪﯼ، ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺳﺎﯾﺪ ﺑﺎﯼ ﺳﺎﯾﺪ ﻧﺪﯾﺪﻩﺍﻡ!
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ، ﻧﻪ ﻣﺪﯾﺮ ﮔﺮﻭﻩ، ﻧﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ، ﻧﻪ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ، ﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ..!

🔹ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎﻭﺭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﺷﺪ!
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ‏(ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ‏) ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﯿ ﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻟﯿﻪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻭﻻً ﺍﯾﻨ ﮕﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻧﻮﻉ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ،
ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺩﯾﮕﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐﺗﺮ ﺁﻧ ﮑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺣﺘﯽ دﺳﺖ ﺩﻭﻡ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﯾﯽ ...

🔹ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﯽﻫﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ است.
ﺍﯾﻨ ﮕﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﺸﮑﻨﺪ!

🔹ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺿﻤﻦ ﺩﻋﻮﺕ نزﺩﯾﮏﺗﺮﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﺍﻗﻮﺍﻡﺷﺎﻥ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺛﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺎﻡ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺧﺘﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

🔹ﺁﻧ ﻬﻢ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﯾﺎ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ، بلکه ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﯽ ﯾﺎ ﭼﻬﻞ ﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﻻ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻡ..!

🔸ﺣﺎﻻ ﺗﺼﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺩﺳﺖﺩﻭﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪ!!

🔸ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﭘﺎﺷﯽ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻫﻠﻨﺪ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﻏﯿﺮﻣﻨﻄﻘﯽ ﺍﺳﺖ...!

🔺ﺑﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺠﻤﻞﮔﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﻣﺼﺮﻑﺯﺩﮔﯽ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﻫﻢ ﭼﺸﻤﯽ ﻣﺎﺳﺖ!

🔺ﺷﺎﯾﺪ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺑﻮﺩﻥ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ...!

🆑 @Academic_Library

هنر ارتباط در زندگي زناشويي و كنترل نفس

هنر ارتباط در زندگي زناشويي و كنترل نفس

 

« زبان» و « قلم دو پنجره اي است كه نهانخانه دل را به باغ بي كران هستي پيوند مي زند. چون دردي سترگ در اين خانه بزرگ سكنا گزيند، ناگزير رشحات آن از حلقوم قلم و زبان مي تراود.

انسان به مصداق « الحكمه ضاله المومن » تشنه حكمت و معرفت و شناخت است و زبان و قلم دو چشمه ساري و جاري است كه مي تواند مكنونات قلبي و مفاهيم تبلور يافته در اذهان را ابراز دارد و به ديگران منتقل كند.

هر انسان فكور و انديشمند ناگزير است جوشش چشمه انديشه و افكار خود را به جويبار زبان و قلم خود جاري سازد و باورهاي خود و ديگران را گسترش بخشد.اين نياز فطري ايجاب مي كند كه انسان ها با يكديگر ارتباط كلامي برقرار كنند. ارتباط مستمر و گفت وگوي بين انسان ها به عنوان يك هنر سازنده و مهارت ارزنده بهترين و سالم ترين راه انتقال، رشد و رويش انديشه ها ،افكار و آرمان هاست.

ارتتباط و گفت گو فوران فواره تفكر را بر دشت هاي تشنه دل ها جاري مي سازد و كشتزار سبز انديشه ها را طراوت مي بخشد . گفت وگو دريچه اي گشوده به روي حيات و باب مشاركت در عقول و علوم انسان هاست و به هر انسان امكان مي دهد تا چون « نحل»(زنبور عسل) بر هر غنچه شكوفا بنشيند و از هر نوش گوارا بنوشد.

آيين و آداب گفت و گو در خانواده

اعضاي هر خانواده براي تفهيم،تفهم و تفاهم ناگزير بايد هنر و مهارت ارتباط و گفت وگو را فراگيرند و آداب و آيين هاي آن را رعايت كنند. فرخي از اين آيين ها عبات است از:

آيين شماره 1- بكوشيدبا همسر خود هماهنگ شوید.
زن و شوهر برای این که بتوانند با یکدیگر ارتباط سازنده برقرار کنند، باید در مسیر صحبت یکدیگر قرار گیرند، زیرا در بسیاری از مواقع زن و شوهر با آن که درباره ی موضوع واحدی صحبت می کنند، اما روش صحبت آن ها به قدری متفاوت است که نمی توانند با هم هماهنگ شوند. ممکن است زن یا شوهر قصد تسکین ناراحتی همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتی او بیفزاید. متأسفانه بسیاری از زوج ها در مخابره افکار و احساسات خود به یکدیگر با دشواری روبه رو هستند. بعضی خواسته هایشان را چنان طرح می کنند که به درک طرف مقابل منجر نمی شود؛ عقاید خود را مبهم طرح می کنند، از طرح موضوع اصلی طفره می روند ، حاشیه می روند و با این حال خیال می کنند که همسرشان موضوع را دقیقا و آن طور که هست درک می کند. یکی بیش از حد وارد جزئیات می شود و دیگری به قدری در کلمات صرفه جویی می کند که کلامش تفهیم نمی شود و هر دو بر این باورند که به تفاهم میان خود کمک می کنند.
گاه به نظر می رسد که اصولاً به دو زبان متفاوت حرف می زنند. در این شرایط، هرگز عجیب نیست که زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زیرا هر کدام بی خبر از تفصیر خویش، دیگری را به دیر فهمی و سرسختی متهم می کند.
(توجه داشته باشید که همسر شما با گفت و گوی خود ، گاهی فقط به حمایت شما و گاهی نیز به راهنمایی های عملی شما نیاز دارد، پس باید نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشید تا راه های مناسب ارتباط با همسرتان را پیدا کنید.)
آيين شماره2 – هنر گوش دادن را با ابراز علاقه به سخنان همسرتان تمرين كنيد.
گاهی اوقات زن شکایت می کند که شوهرش به حرف های او گوش نمی دهد ؛ حال آن که شوهر در مقام اعتراض مدعی است که همه حرف های او را شنیده است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در این زمینه اختلاف جنسی مشهودی وجود دارد. زن ها هنگام گوش کردن با ابراز کلماتی نظیر «آره»، «عجب» و تکان دادن سر، به گوینده می فهمانند که به حرف های او گوش می دهند، حال آن که مردها هنگام گوش دادن بیشتر سکوت می کنند.
گاه شما فراموش می کنید که گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت کردن و جواب نگرفتن در حکم صحبت با دیوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سکوت اختیار می کنید، احتمالاً می توانید به اشاره کردن و تکان دادن سر، عادت کنید و نشان دهید که به راستی گوش می دهید و همسرتان را از تردید بیرون آورید.
آيين شماره 3: از بريدن سخنان همسرتان بپرهيزید.
شايد بريدن صحبت برای کسی طبیعی به نظر برسد؛ اما ممکن است در کسی که صحبت او قطع می شود، ایجاد نارضایتی و افکار منفی کند. «او به حرف هایم گوش نمی دهد، تنها می خواهد خودش حرف بزند.»
قطع صحبت هم مانند سایر عادات ممکن است بخشی از طرز مکالمه اشخاص باشد . برخلاف برداشت احتمالی کسی که صحبتش قطع می شود، ارتباطی با خود محوری و مخالفت و غیره ندارد. در اینجا نیز زن و مرد رفتار متفاوتی نشان می دهند. مردها بیش از زن ها صحبت را قطع می کنند، اما قطع صحبت آن ها مشمول زن ها نیست، یعنی با مردهای دیگر هم که صحبت می کنند، همین سیاست را دارند. بنابراین زنی که برای قطع صحبت از سوی همسرش دلایل منفی می تراشد، باید به خاطر داشته باشد که این رفتار ممکن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با این حال کسی که صحبت را قطع می کند، باید خود را نگه دارد و صبر کند. ممکن است مردی با تأنی و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش که حاضر جواب و بی قرار است، مرتب به میان صحبت پریده، رشته کلام را قطع کند. در این شرایط ممکن است مرد عصبانی شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از این که رفتار خانم او دلایل عمیق تری دارد. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالا به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.
آيين شماره4: مهارت پرسش را بياموزيدو ماهرانه سؤال کنید.
سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها طبیعتا کم حرف هستند، در برخورد با این اشخاص می باید زمینه صحبت را فراهم نمود. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. در برخی از مواقع، لحن عتاب انگیز و یا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز می شود: «چرا دیشب دیر آمدی؟»، «چرا این همه به خودت رسیده ای؟ » در بسیاری از موارد سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند، تولید اشکال می کنند، علتش این است که این قبیل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعی قرار می دهد. با آن که ممکن است سؤال کننده صرفاً برای کسب اطلاع سؤال کرده و منظور دیگری هم نداشته باشد، استفاده از کلمه «چرا» در شروع یک جمله سؤالی احتمالا سرزنش ها و خطاب های پدر و مادر در دوران کودکی را تداعی می کند: «چرا دیر کردی؟»
از آن گذشته سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند، اغلب بی اعتمادی و یا حتی سوء ظن را تداعی می کند. می توان برای اجتناب از این مشکل ، سؤالات را به شکل دیگری مطرح کرد؛ مثلاً به جای «چرا دیر کردی؟» می توان پرسید «مشکلی پیش آمده که دیر به منزل برگشتی؟» در این صورت همسرتان از این که شما نگران او هستید و یا دوست دارید در جریان مشکلات او قرار گیرید، خوشحال خواهد شد.
آيين شماره 5: سیاست و ادب به خرج دهید.
شاید در ظاهر رعایت این قانون در روابط زناشویی عجیب به نظر برسد، اما در عمل، هر کس حساسیت هایی دارد و حتی نزدیک ترین اشخاص ممکن است احساسات ما را جریحه دار کنند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید. این برچسب ها با ایجاد تکدر خاطر، فضای حاکم بر گفت و گوی شما را تیره می کند. از مطلق گویی و استفاده از کلماتی مانند «هرگز» یا «همیشه» خودداری کنید. این واژه ها معمولا اشتباه هستند. چون به ندرت همسری پیدا می شود که «هرگز» کارش را درست انجام ندهد و یا «همیشه» در انجام کاری کوتاهی کند.
- حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید . مثلا به جای این که بگویید «تو هرگز به من کمک نمی کنی»، بگویید «اگر در شستن ظرف ها به من کمک کنی، بسیار ممنون می شوم».
- ذهن خوانی نکنید، احتمال این که ذهن خوانی اشتباه باشد، زیاد است و در نتیجه زمینه عصبانیت همسرتان را فراهم می سازید. اگر فکر می کنید که همسرتان از شما دلگیر است ، بهتر است به او بگویید: «احساس می کنم از من دلگیر هستی»، تا او برای شما توضیح دهد.
در صحبت با همسر خود، کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید. سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید.
اگر شنونده صحبت های همسرتان هستید، این اصول را رعایت کنید
- زمینه های توافق را پیدا کنید. ببینید با کدام یک از نکات مورد اشاره همسرتان موافق هستید تا در نقش مخالف او ظاهر نشوید:« بله قبول دارم که اخیرا سرم خیلی شلوغ بوده است.»
- مضامین منفی صحبت های همسرتان را ناشنیده بگیرید، بعید نیست که همسر شما در حالت دلخوری یا عصبانیت در بیان مسئله مبالغه کند. به «علت» عصبانیت توجه کنید و انتقادها و سرزنش ها را نادیده بگیرید.
- مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کرده اید، در غیر این صورت از او سؤال کنید . مثلا: «فکر می کنم منظور تو این است که حاضر نیستی دخالت های مادرم را تحمل کنی. درست است؟»
از گفتن «متأسفم» ترسی به دل راه ندهید. روابط زناشویی ایجاب می کند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کرده اید، در مقام پوزش برآیید و تأسف خود را به او اطلاع بدهید.

 در تحكيم روابط بين اعضاي خانواده هر يك از اعضا را بر آن مي دارد تا بر نفس خود شديدا كنترل داشته باشند و خشم دروني را فروخورند، تا حريم ها حفظ شود و بر صفا و صميميت فضاي خانه افزوده گردد.

(با بهره گيري از «عشق هرگز كافي نيست،مهدي قراچه داغي)

شش راه برای برگرداندن میل‌ جنسی

شش راه برای برگرداندن میل‌ جنسی 

در روابط طولانی‌ مدت

هر دوی شما خسته‌اید. خواب بچه‌ها سبک است. از وزن و اندامتان رضایت ندارید. با کلی استرس درگیر ضرب‌الاجل‌های کاری هستید. دلایل مختلفی وجود دارد که زندگی‌های زناشویی طولانی دچار رخوت جنسی می‌شوند و شب‌ها افراد به جای همسرشان به دنبال بالشت یا کنترل تلویزیون هستند.

اما یک زندگی جنسی سالم بخش مهمی از یک رابطه صمیمی را تشکیل می‌دهد و نادیده گرفتن آن هر دوی شما را از هم دورتر خواهد کرد. 

مشکل شماره ۱: همان تکرار قدیمی و همیشگی

راهکار:کمی تغییر ایجاد کنید.

وقتی در یک رابطه طولانی‌مدت هستید، به آن عادت می‌کنید. شواهد بیولوژیکی وجود دارد که تجربیات جدید موجب ترشح دوپامین در مغز می‌شود. دوپامین یک پیام‌رسان شیمیایی است که بر مرکز لذت در مغز اثر می‌گذارد. به همین دلیل است که در روابط جدید خیلی زود هیجان‌زده می‌‌شویم–چون همه چیز تازه است و مغزتان هم براساس آن واکنش می‌دهد.

مشخص است که نمی‌توانید هر وقت این هیجان از بین رفت، شریک زندگی‌تان را عوض کنید. اما می‌توانید عوامل دیگر را تغییر دهید. یک مکان جدید، زمان جدید یا موقعیت جدید حال و هوای هر دوی شما را برمی‌گرداند. رابطه‌جنسی اول صبح، زیر دوش حمام یا در اتاقی متفاوت از اتاق همیشگی‌تان را امتحان کنید.

مشکل شماره ۲: کارهای زیاد، خستگی

راهکار:یک وقفه رمانتیک ایجاد کنید.

همه زوج‌ها در پایان یک روز طولانی خسته هستند و انرژی داشتن برای عشق‌بازی کمی دشوار است. اما این قابل‌ تغییر است.

باید مسائل مهم زندگی را اولویت‌بندی کنید. هیچ اشکالی ندارد وقتی که خسته هستید، رابطه‌جنسی سریع و ساده داشته باشید. داشتن رابطه‌جنسی مداوم و حفظ آن برای سلامت رابطه شما اهمیت زیادی دارد.

به جای این که صبر کنید تا وقت خاموش کردن چراغ‌ها برسد، قبل از شروع کردن کارهای عادی شب، یک وقفه رمانتیک ایجاد کنید. برای این کار وقت بگذارید و سعی کنید خلاق باشید. این اتفاق قرار نیست یک دفعه بیفتد. باید از قبل برای آن برنامه‌ریزی کنید.

مشکل شماره ۳: شما که هستید؟

راهکار:برای کشف دوباره همدیگر – بدون اعمال فشار – وقت بگذارید.

اگر چند وقت است نزدیکی جنسی با هم نداشته‌اید، پیشنهاد نزدیکی از طرف همسرتان ممکن است به نظرتان مصنوعی و اجباری برسد. بد نیست که اول به طریقی غیرجنسی به هم نزدیک شوید. اگر خیلی وقت است که درست‌حسابی با هم وقت نگذرانده‌اید، شاید خیلی میل جنسی به همدیگر نداشته باشید.

کلیشه قدیمی شام و فیلم را فراموش کنید. فعالیتی جدید را امتحان کنید و این را جزء اولویت‌های برنامه‌تان قرار دهید. هر هفته برای یک قرار شبانه برنامه‌ریزی کنید. فعالیت‌هایی مثل دوچرخه‌سواری، بولینگ، یا خیلی کارهای احمقانه. با هم برای خرید سبزیجات بروید یا هر پنجشنبه شب با هم به کافی‌شاپ بروید. بگذارید این برایتان به شکل عادت درآید. خیلی زود دوباره با هم احساس نزدیکی خواهید کرد و میل‌جنسی‌تان هم از همان جا برمی‌گردد.

وقتی دوباره به هم نزدیک شدید، یک برخورد جنسی سریع همه هیجان قبل را برمی‌گرداند. وقتی رابطه‌ها به این شکل دوباره جان بگیرند، نزدیکی‌های جنسی ۱۰ دقیقه‌ای هم خالی از لطف نخواهد بود و پیوند قدیمی را بین شما ایجاد خواهد کرد.

مشکل شماره ۴: بدنتان را دوست ندارید

راهکار:به چیزهایی که دوست دارید، توجه کنید.

خیلی از ما دوست داریم خیلی چیزها را در بدنمان تغییر دهیم. ممکن است اضافه‌ وزن بارداری را نتوانسته‌اید برگردانید یا از این که دیگر باشگاه نمی‌روید، ناراضی باشید.

وقتی تصویر بدن خوبی نداشته باشید، دیگر خودتان را دوست نخواهید داشت، و وقتی خودتان را دوست نداشته باشید، نمی‌خواهید خودتان را با کسی تقسیم کنید. برای درمان پایین بودن اعتمادبه‌نفس، چیزهایی در خودتان پیدا کنید که دوست دارید و از نظر جنسی روی آن ها تمرکز کنید.

یا به جای خودتان به بدن همسرتان توجه کنید. چه چیزی را در بدن همسرتان دوست دارید؟ چه نقطه‌ای از بدن او تحریکتان می‌کند؟ با این روش می‌تواند تمرکز را از چیزی که به شما احساس ناامنی می‌دهد، به چیزهایی که با هم از آن لذت می‌برید، تغییر دهید.

مشکل شماره ۵: رابطه‌جنسی دردناک است

راهکار:در سکوت تحمل نکنید.

گاهی اوقات دور شدن شما از رابطه‌جنسی با همسرتان به این دلیل نیست که دیگر شور و میلتان به آن کم شده است، بلکه به این دلیل است که بدنتان با شما همکاری نمی‌کند و رابطه‌جنسی برایتان دردناک است. این مسئله به‌ویژه برای خانم‌هایی که نزدیک به یائسگی هستند، اهمیت بیشتری دارد و از این که این مطلب را به همسرتان بگویید هم واهمه دارید.

وقتی سن در خانم‌ها بالاتر می‌رود، سطح استروژن پایین می‌آید و این مسئله بر بسیاری از اندام‌های بدن ازجمله واژن تاثیر می‌گذارد. وقتی بافت‌ها ضعیف و باریک می‌شوند و مقداری از ذخیره خون خود را از دست می‌دهند، رابطه‌جنسی دردناک‌تر خواهد شد.

خوشبختانه، راهکارها و درمان‌های زیادی برای رابطه‌جنسی دردناک وجود دارد. برای بسیاری از بیماران، استروژن واژنی بسیار موثر است، روان‌سازها و روغن‌های واژنی هم در داروخانه‌ها موجود هستند. اما اگر این دردها ادامه یافتند، حتماً با پزشکتان مشورت کنید، زیرا ممکن است علت آن مسئله جدی دیگری باشد.

مشکل شماره ۶: هنوز هم میل و رمق ندارید

راهکار:علت را پیدا کنید.

کم شدن میل جنسی ممکن است چیزی جز نشانه بالا رفتن سن باشد. ممکن است علامت یک مشکل جدی دیگر باشد. مثلاً افسردگی، اضطراب، عدم توازن هورمونی، همه موجب ناکارایی جنسی خواهند شد. در مردها، عدم توانایی نعوظ می‌تواند یک علامت هشدار برای دیابت یا بیماری قلبی باشد و برخی داروها، مثل داروهای ضدافسردگی و فشارخون هم ممکن است میل‌جنسی را کاهش دهند.

مسائل رفتاری نیز ممکن است در توانایی شما برای داشتن رابطه‌جنسی تاثیر بگذارد. سیگار و مصرف بالای الکل هم واکنش جنسی را کند می‌کند. حتی طریقه ورزش کردن شما هم می‌تواند تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال، گذراندن زمان طولانی روی دوچرخه ممکن است در زندگی جنسی شما اثر منفی بگذارد.

هم خانم‌ها و هم آقایانی که به مدت طولانی از دوچرخه یا دوچرخه‌های ثابت استفاده می‌کنند، ممکن است در تحریک‌جنسی دچار مشکل شوند. دلیل آن فشار بیش از اندازه بر روی عصب شرمگاهی است که موجب می‌شود رگ‌ها ذخیره خون کمتری به ناحیه تناسلی برسانند.

همچنین دقت کنید که خوابتان کافی باشد. داشتن استراحت کافی اهمیت زیادی دارد.

پایین آمدن میل‌جنسی شما هر دلیلی که داشته باشد، برگرداندن خود به روال سابق به کمی تلاش نیاز دارد. به رابطه‌جنسی نیز باید مثل هر مسئله دیگر زندگی توجه داشته باشید و بدانید که هیچ قرص معجزه‌آسایی برای حل مشکلات مربوط به آن وجود ندارد.

منبع : پرتال مردمان

 

چگونه با سوالات جنسی فرزندانمان روبه رو شویم؟

چگونه با سوالات جنسی فرزندانمان روبه رو شویم؟

آموزش های زود هنگام و ناشیانه مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان، گاه آنان را چنان دچار دلهره و اضطراب می کند که اصول بهداشت روانی خانواده را خدشه دار می سازد. از طرف دیگر، اگر این آموزش ها دیر هنگام، ناکافی و غیرواقعی باشند، نمی توانند مفید واقع گردند.

اگر پدر و مادر بتوانند به پرسش ها و کنجکاوی های جنسی فرزندان خود پاسخ های مناسب و سنجیده بدهند ،می توانند مانع انحراف فکری، سرکوب جنسی و منفی کاری آنان شوند.

پدر و مادر و مراقبان نزدیک کودکان می توانند با برقراری رابطه ای دوستانه، همراه با اعتماد و احترام، درباره مسایل و موضوعات مختلف از جمله امور جنسی، اطلاعات و آگاهی لازم و صحیحی به آنان دهند.

توصیه هایی که والدین به فرزندان شان ( چه دختر و چه پسر ) می کنند، باید شامل اطلاعات و دانسته هایی درباره روابط انسانی، هویت جنسی، رعایت مسائل بهداشتی، مهارت های زندگی، ارزش ها و اخلاقیات انسانی، بیان احساسات و نیازها، تصمیم گیری های مسوولانه و حفظ و افزایش عزت نفس آنان باشد.

کودکان، نیازمند شرایط و موقعیت هایی اند که بتوانند مهارت های اساسی زندگی را براساس اصل احترام گذاشتن به اخلاقیات و دیدگاه های خانوادگی بیاموزند و تجربه کنند. پایه ریزی ارزش های سالم اخلاقی در خانواده به بچه ها کمک می کنند در هنگام بلوغ و نوجوانی، بهتر تصمیم بگیرند و مسوولیت زندگی شان را بپذیرند.

فراگیری موضوعات جنسی مانند سایر درس ها، باید به تدریج و گام به گام باشد. گفت وگو و پاسخ گویی به پرسش های جنسی فرزندان هم باید متناسب با سن، شیوه ی آموزش و درک آنان باشد.

برخی از پدران و مادران به دلیل عقاید و بینش های خود علاقه ای به صحبت درباره مسائل و آموزه های جنسی ندارند، زیرا اعتقاد دارند که ارائه اطلاعات در این زمینه، موجب بیداری غریزه جنسی می شود، در حالی که هر چه اطلاعات در این زمینه، بیش تر و صحیح تر باشد، فرزندان، رفتارهای جنسی آگاهانه تری از خود بروز می دهند.

پدر و مادر بهتر است هنگام صحبت در مورد مسائل جنسی، به رفتارهای خود توجه بیشتری داشته باشند با اخم کردن یا عصبانی شدن، موجب نشوند فرزندان شان دیگر رابطه صمیمانه ای با آنان نداشته باشند و برای آگاه شدن، از دیگران اطلاعات بگیرند یا در صدد سرکوب سوالات خود برآیند.

چگونه با سوالات جنسی فرزندان رو به روشویم؟

کودکان

_ درباره اعضای مختلف بدن و کارکرد هر یک، توضیحات ساده و قابل فهمی به کودک بدهید.

_ کودک را در آغوش بگیرید و اجازه دهید علاقه و محبت شما را از این طریق درک کند.

_ به تدریج به فرزندتان تفاوت و خصوصی بودن بعضی از اندام های بدنش را یاد بدهید.

_ سعی کنید وقتی درباره ی این اعضا صحبت می کنید، احساس گناه یا شرمساری نداشته باشید.

_ کودک را تشویق کنید اگر سوالی در این مورد دارد، از شما یا افراد قابل اطمینان خانواده بپرسد.

نوجوانان

_ در باره بلوغ و تغییراتی که نوجوانان در این سن دچار آن می شوند، اطلاعات کافی به فرزندان بدهید و بگویید که این تغییرات، عادی و طبیعی است.

_ در این دوره دختران حالات خود را زودتر بروز می دهند، اما پسران دچار عصبیت ها و پرخاشگری های شدید می شوند. حمایت، ایجاد امنیت روانی و حضور دائم در کنار نوجوانان می تواند مانع بروز بسیاری از انحرافات، کج روی ها، بزهکاری ها و آسیب های اجتماعی شود.

_ به حریم خصوصی فرزندتان، در حالی که سعی می کنید رابطه ی نزدیک و صمیمانه ای با او داشته باشید، احترام بگذارید.

_ تذکر این نکته به نوجوان ضروری است که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی است.

بیان شفاف و واضح دیدگاه ها و نگرش های خانواده درباره ی اهمیت دادن به موازین و مقررات زندگی مشترک، از اهمیت زیادی برخوردار است. فرزندان باید بدانند تا زمانی که توانایی تصمیم گیری برای آینده شان را ندارند و قادر به پذیرش مسوولیت های سنگین خانه و خانواده نیستند، از ازدواج های نا بهنگام و برقراری روابط نزدیک تر با افراد غیر هم جنس خود بپرهیزند.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

ارتباط سردرد و رابطه جنسی!؟

 

ارتباط سردرد و رابطه جنسی!؟

سردرد ها مخصوصاً سردردهای میگرنی، به شدت روابط جنسی را تحت تاثیر قرار داده و به آن آسیب می رسانند. در آخرین همه پرسی انجام شده توسط موسسه ملی سردرد، ۶۹ درصد از مخاطبان اعلام کردند که در هنگام سردرد، تمایلی به شروع ندارند و ۳۵ درصد از مخاطبان اظهار داشته اند که فشار ناشی از سردرد، روابط زناشویی آن ها را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

تاثیر سردرد بر روابط جنسی

معمولاً زمانی که بدن از هر نوع دردی در رنج است، هیچ گونه تمایلی به ایجاد رابطه ندارد. دکتر Stephen F. Grinstead مشاور خانواده و مدیر مرکز ترک اعتیاد در ساکرامانتو کلیف، می گوید: 

اکثر بیماران من که از سردردهای مزمن و میگرنی رنج می برند، در زندگی زناشویی خود دچار سردمزاجی هستند. دردهای مداوم، سطح سروتونین (که نوعی انتقال دهنده عصبی در مغز و مشخص کننده خلق و خوی است) را کاهش می دهد. سروتونین ماده شیمیایی در بدن است که موجب خوش رفتاری فرد می شود. 

دکتر Grinstead توضیح می دهد که کاهش سطح این ماده در بدن باعث افسردگی و عدم تمایل به ایجاد رابطه جنسی می شود. افرادی که از دردهای مزمن رنج می برند، به علت افسردگی، تمایلات جنسی خود را سرکوب می کنند.

باید اضافه کرد که بیش از نیمی از مخاطبان در همه پرسی انجام شده توسط موسسه ملی سردرد، گزارش داده اند که رابطه جنسی به خودی خود باعث شدت سردردهای آن ها می شود. در تحقیقی دیگر گفته شده است که در عده کمی از افراد، یک نفر از هر صد نفر، در زمان ارگاسم یا اندکی بعد از آن، دچار سردرد می شوند. معمولاً سردردهای ناشی از روابط جنسی برای مدت چند دقیقه بعد از رابطه، اتفاق می افتد، اما به ندرت افرادی هستند که تا ساعت ها بعد از نزدیکی از سردرد رنج می برند.

به نظر برخی از افراد مبتلا به میگرن، انجام رابطه جنسی باعث شدت سردرد آن ها می شود. خوشبختانه این موضوع فقط برای گروه اندکی از جمعیت مبتلا به میگرن، صحت دارد. 

این ها اظهارات دکتر Seymour Diamond متخصص مغز و اعصاب و مدیر اجرایی موسسه ملی سردرد در شیکاگو است. او می گوید: 

در حقیقت شواهدی نیز وجود دارد که برخی اوقات انجام رابطه جنسی باعث جلوگیری از بروز سردردهای میگرنی می شود. از آنجایی که رابطه جنسی باعث آزاد شدن اندورفین (کاهش دهنده درد) در بدن می شود، برای برخی افراد انجام آن باعث کاهش سردردهای آن ها می شود.

سردرد و رابطه جنسی: اصلاح کننده روابط عشقی

این خبر خوبی است که سردردها موجب پایان روابط عشق ورزی نیستند. حفظ صمیمیت با وجود سردردهای مزمن، مبتنی بر دو مولفه اساسی است: پیشگیری یا درمان سردردها و تمایل به برقراری رابطه با شریک زندگیتان.

سردردها متفاوتند و روش های درمانی موثر در هر نوع سردرد با نوع دیگر متفاوت است. سردردهای میگرنی معمولاً در یک طرف سر اتفاق می افتند، اغلب دردهای ضربان دارند و معمولاً با علائمی از جمله حالت تهوع و حساسیت شدید به نور و صدا همراهند.

دکتر Diamond می گوید: گروهی از مردم ممکن است از سردردهای تنشی رنج ببرند که از علائم آن کسالت و احساس فشار در کل سر است. این نوع سردردهای مزمن، ممکن است هر روز برای فرد اتفاق بیفتد. 

دکتر Diamond در مقایسه این نوع سردردها با دردهای میگرنی اظهار می دارد: 

این نوع سردردها معمولاً خفیف تر هستند و با انجام مقاربت، شدت نمی گیرند.

به طور کلی جلوگیری از سردردهای میگرنی شامل اجتناب از محرک هایی است که منجر به سردرد می شوند، مانند استرس یا مصرف یک نوع خوراکی خاص. داروهایی که باعث پیشگیری یا درمان سردردهای میگرنی و سایر انواع سردرد ها می شوند شامل:

- سد کننده های بتا مانند پروپرانولول یا آتنولول (ایندرال یا تنورمین)

- داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی مانند ایندومتاسین یا ناپروکسن (ایندوسین، آناپروکس)

- تریپتان ها مانند سوماتریپتان یا ریزوتریپتان (ایمیترکس، ماکسالت)

برای جلوگیری از سردردهایی که بر اثر ارگاسم اتفاق می افتند، پزشکان معمولاً استفاده از این داروها را در حدود یک ساعت قبل از شروع نزدیکی توصیه می کنند.

 

سردرد و رابطه جنسی: میزان رابطه

دکتر Grinstead اظهار می دارد، علاوه بر تاثیرات منفی مستقیمی که سردرد بر زندگی فرد دارد، بر روابط صادقانه و موثر وی نیز آسیب می رساند، بنابراین باید برای جلوگیری از آسیب های جدی آن بر روابط زناشویی، فکری اندیشید.

وی همچنین می گوید شخصی که از سردرد رنج می برد، باید از روش های موثر متفاوتی برای درمان و مدیریت درد و بالا بردن کیفیت زندگیش بهره ببرد. مانند امتحان داروهای متفاوت و جدید یا تجربه تکنیک های موثر برای کاهش استرس. علاوه بر این ها دکتر می گوید اگر سردرد، روابط زناشویی و رابطه های شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از این که این موضوع را با پزشک خود در میان بگذارید، خجالت نکشید. با یک تشخیص صحیح و تجویز داروی مناسب، افراد مبتلا به سردرد، مجبور به چشم پوشی از لذت رابطه و صمیمیت ناشی از رابطه جنسی نخواهند بود و سردردها دلیلی برای انجام ندادن آن نمی شوند.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

مردان از کدام رفتارهای جنسی همسر خود بیزارند؟

 

مردان از کدام رفتارهای جنسی همسر خود بیزارند؟

 

سلامت نیوز :خانم های عزیز از نحسی این 16 عمل بپرهیزید، زیرا عواقبش در نهایت گریبان گیر خودتان خواهد شد.

1- زن هایی كه به گونه ای رفتار می كنند كه گویی از رابطه زناشویی  خوششان نمی آید.

2- زن هایی كه هیچ وقت شروع كننده نیستند.

3- زن هایی كه نسبت به بدن مردها شناخت كافی ندارند.

4- زن هایی كه بار رسیدن به اوج نقطه جنسی را به مرد شان واگذار می كنند.

5- زن هایی كه در رخت خواب رفتار تند و پرخاشگرانه می كنند.

6- زن هایی كه مثل جسد در رختخواب بی حركت و بی عكس العمل می باشند.

7- زن هایی كه در رختخواب زیاد حرف می زنند.

8- زن هایی كه مراقب بهداشت و زیبایی خود نیستند .

9- زن هایی كه خودشان از ظاهر و قیافه خود خوششان نمی آید و مرتبا خودشان را پایین می آورند و تحقیر می كنند .

10- زن هایی كه بیش از اندازه به ظاهر و قیافه خودشان حساس اند.

11- زن هایی كه بیش از حد جدی هستند.

12- زن هایی كه بیش از حد به مردشان وابسته هستند.

13- زن های احمق و سطحی

14- زن هایی كه فقط به وضع مالی و اقتصادی مرد اهمیت می دهند.

15- زن هایی كه مدام از نامزد یا همسر قبلی شان صحبت می كنند.

16- زن هایی كه لباس زیر كهنه زشت می پوشند.  

 

منبع : سلامت نیوز

 

 

سه نکته کوتاه ولی کاملاً مهم در امور جنسی

 

سه نکته کوتاه ولی کاملاً مهم در امور جنسی

نکته یک.

یکی از مواردی که خانم ها باید رعایت کنند این است که بدانند چه چیزهایی همسرشان را تحریک می کند. آن ها را شناسایی و در زمان لازم از آن استفاده کنند.مثلاً اگر مردی همسرش را در حالی جذاب می بیند که یک سنجاق سینه به لباسش آویزان باشد، دیگر لازم نیست زن هی فرت و فورت از سنجاق سینه استفاده کند و اثر آن را از بین ببرد.این از زمان استفاده….

اما خانم ها حتماً سعی کنید عوامل تحریک همسرتان را بشناسید.نسبت به رنگ ها حساس باشید.مثلاً بدانید که لباس خواب شما چه طرحی و چه رنگی باید باشد تا همسرتان را تحریک کند.حتماً ازش بخواهید که برایتان تشریح کند که جه طرح و رنگی دوست دارد.حتی اجازه بدهید که او برایتان خرید لباس را انجام دهد.یا مثلاً بدانید که جوراب شما در شوهرتان چه تاثیری دارد…پاهای شما در تحریک همسر واقعاً موثرند.شاید حتی وی پاهای برهنه دوست داشته باشد.تمام این موارد ریز را شناسایی کنید و از آن استفاده کنید.

این ها چیزهای کوچکی هستند که تاثیرات بزرگی دارند.گردنبند، رنگ تل سر، گوشواره ، دستمال گردن و تمام زیور آلات شما می توانند عامل کشش همسرتان بشوند.مرد شما هیچ وقت این ها را برایتان شرح نخواهد داد، بلکه شما باید تمامی آن را شناسایی کنید و از آن برای تحریک همسرتان استفاده کنید..

 

نکته دوم…

یکی دیگر از موارد کوچک ولی مهم در هنگام آمیزش جنسی می باشد.زن ها و مردانی که نمی خواهند صاحب فرزند شوند و سعی می کنند از شیوه جلوگیری طبیعی استفاده کنند یعنی قبل از زمان انزال مرد دست از رابطه بکشند تا جرثومه های اسپرم به جهاز تناسلی زن نرسد، همواره یک نوع ترس را در خود محبوس می کنند.آن ها رابطه جنسی را با یک وحشت پنهان آغاز می کنند و شدیداً باعث تشنج می گردند.عموماً زن ها به دلیل دیرتر به اورگاسم رسیدن قبل از تحصیل لذت، مرد خود را از دست می دهند!!!چون مرد در طول رابطه مدام در فکر زمان و کنترل انزال خویش بوده و نمی تواند حواسش را کاملاً معطوف به زن کند و اکثراً قبل از ارضای کامل زن از وی کناره گرفته و سبب نارضایتی زن می شوند.زن ها معمولاً چیزی نمی گویند ،ولی این امر به روان آن ها صدمه می زند و تلافی آن را جای دیگر سر مرد در می آورند.زیرا زنی که از نظر جنسی از مرد خود راضی نباشد، هرگز وی را نخواهد بخشید!!!من توصیه می کنم حتماً از وسایل ضد حاملگی استفاده کنید تا بتوانید این اضطراب را از بین ببرید…

 

 

نکته سوم…

مورد دیگر این که زن ها و مردها همیشه نگران آن هستند این است که فکر می کنند به دلیل افزایش سن و کهولت جذابیت خود را از دست داده اند ، و دلیل کم شدن توجه همسرشان و دلسردی وی این مورد می باشد!!..واقعیت این است که علت آن بی اعتنایی به عوامل در جاذبه جنسی است…. زن و شوهری که از امور جنسی به عنوان یک عادت استفاده می کنند، نباید انتظار آینده ای پر هیجان داشته باشند.. تعویض زمان های آمیزش ، تغییر حالت های آمیزش ، تغییر مکان های آمیزش و عوامل دیگر چیزهایی هستند که من نمی دانم چرا توسط زوجین فراموش می شوند. 

در اختیار داشتن یک عامل همواره باعث فراموشی این مورد می گردد که ما باید آن مورد را حفظ هم بکنیم!!…توجه نمی شود که هر قدر سن بالاتر رود فهم نیز بیشتر می شود و در نتیجه انتظار بیشتری طلب می شود..باید به تنوع در امور جنسی توجه کرد، زیرا که زن و مرد جا افتاده دیگر یک کودک ناشی نیست که به یک رابطه ساده ارضا روحی شود..توجه نمی شود که یک زن سی ساله یا یک مرد سی و پنج ساله انسان هایی هستند که از رابطه جنسی یک لذت کامل می خواهند نه مثل نوجوانان یک هیجان ساده!!!!…بدانید در صورت افزایش عمر شما وظیفه شما در قبال همسرتان بیشتر شده و او خواستار لذت بیشتری است، چون او عاقل و کاملاً بالغ شده و نیازهای خود را بهتر می شناسد.پس همواره سعی کنید که در امور جنسی توان خود را حفظ کنید…زیرا که زن و شوهری که از نظر جنسی دیگر قادر به خاموش کردن عطش روحی هم نباشند، قطعاً زندگی جذابی نخواهند داشت.

 

 

منبع سایت رسمی تنظیم خانواده

 

6نشانه منتهی شدن یک زندگی به طلاق   🔸قسمت دوم


🔶 6نشانه منتهی شدن یک زندگی به طلاق


🔸قسمت دوم


🖋• طفره رفتن افزایش تعرض معمولا به این منجر می شود که یکی از همسران رابطه اش را با طرف مقابل کاهش دهد و این نشانه ای است که چهارمین نوع تعامل منفی یعنی طفره رفتن وارد می شود و یکی از همسران به فرد مقابل توجه نمی کند. طفره رفتن در بین مردان رایج تر از زنان است. این یک راه برای اجتناب از احساس طغیان کردن است که معمولا موقعی که یک تعارض افزایش می یابد، اتفاق می افتد. فرد طفره رونده تمایل که با همسرش بی اعتنایی کند و نسبت به رفتارها و حرف های او حساسیت نشان ندهد که همین موضوع همسرش را عصبانی تر می کند. هر یک از این چهار نوع تعامل می تواند به خودی خود طلاق را پیش بینی کند، اما معمولا آن ها که این چهار نوع تعامل منفی را دارند، خودشان را در یک زندگی مشترک ناشاد می بینند.

🔸سومین نشانه: ظغیان کردن


سومین نشانه که نشان دهنده این است که زندگی زناشویی به سمت طلاق می رود ، موقعی است که یکی از همسران طغیان کند. طغیان کردن به این معناست که تعامل منفی همسرتان- خواه در ظاهر عیب جویی، تحقیر یا حتی حالت دفاعی داشتن – بسیار درهم شکننده و موقتی است و معمولا به طرف مقابل یک شوک بزرگ دست می دهد. بسیاری از افراد با بی قیدی یا طفره رفتن ، خودشان را از احساس طغیان کردن محافظت می کنند. این قطع رابطه عاطفی می تواند یکی از همسران را از این احساس شدید منفی محافظت کند، اما در همین زمان می تواند به طلاق نیز منجر شود.

🔸چهارمین نشانه: زبان بدن


تغییرات فیزیولوژیکی در بدن همچون افزایش ضربان قلب، ترشح آدرنالین و افزایش فشار خون که همزمان با طغیان کردن است، چهارمین نشانه ای که می توان با آن طلاق را پیش بینی کرد. این تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ادامه بحث را غیرممکن می کند، توانایی تان برای پردازش اطلاعات را کاهش می دهد، به این معنی که توجه به آنچه همسرتان می گوید سخت تر می شود، حل مساله خلاقانه از پنجره ذهنتان خارج می شود و در خزانه رفتاری تان تنها واکنش های دفاعی و از لحاظ منطقی غیر منطقی باقی می ماند؛ رفتارهایی مانند نزاع (برای مثال: انتقاد، تحقیر و اهانت و غیره) یا گریختن (برای مثال؛ طفر رفتن) بحث برای حل مساله که یکی از همسران یا هر دو را به طغیان کردن منتهی کند، محکوم به شکست است و در نتیجه، مسئله حل نمی شود.

🔸پنجمین نشانه: تلاش های اصلاحی شکست خورده


پنجمین نشانه که نشان می دهد یک ازدواج به طلاق منتهی می شود ، موقعی است که اقدامات یکی از همسران در ترمیم و اصلاح تعارض با شکست منتهی شده باشد. اقدامات اصلاحی تلاش هایی هستند که به وسیله همسران برای کاهش تعارض انجام می شوند، اقدام اصلاحی جنگ افزار سری همسران خوشبخت است. این تلاش ها استفاده از هر روشی برای اجتناب از هیجانات منفی خزنده خارج از کنترل است. یک اقدام اصلاحی می تواند حرکتی ساده همچون خنده یا لبخند یا عذرخواهی باشد؛ هر چیزی که به همسران برای کاهش تنش کمک کند. هر چند، اگر یکی از همسران احساس طغیان کردن داشته باشد، این اقدامات اصلاحی ناموفق خواهد بود. همسری که احساس ظغیان کردن دارد، خود را از قید بحث رها می کند و اقدامات اصلاحی را بیهوده می سازد.

🔸ششمین نشانه: خاطرات بد


آخرین نشانه طلاق موقعی است که همسران گذشته مشترک شان را با یک نگاه منفی به یاد می آورند. تحقیقات من نشان دهنده همسرانی که عمیقا با یک منظر منفی به همسرشان نگاه می کنند، اغلب دوباره گذشته شان را می نویسند. منفی گرایی اضافه ای که به این صورت در زندگی همسران وارد می شود، به درک تحریف شده ای منتهی می شود که می تواند بر گذشته، حال و آینده یک رابطه زناشویی تاثیر بگذارد.

منبع:هفت اصل خانواده های موفق . گاتمن

🌐جامعه شناسی👇
https://t.me/joinchat/AAAAADusPvd55HU6gKBynA

فعالیت جنسی و خوشبختی

 فعالیت جنسی و خوشبختی

 

تا همین اواخر، پژوهش  در زمینه سالمندی به طور عمده به بیماری هایی مانند دیابت، بیماری های قلبی، زوال عقل، آرتروز، بیماری های پروستات، و مانند این ها محدود می شد، اما اخیرا محققان دامنه بررسی های خود را گسترش داده  و به مسایل دیگری هم پرداخته اند. مساله فعالیت جنسی در دوران سالمندی یکی از همین موارد است.

فعالیت جنسی در هر سنی بخشی غریزی و خودکار از رفتار انسانی است، اما فیزیولوژی این رفتار بسیار پیچیده است.

برای بسیاری از افراد با افزایش سن تمایل به فعالیت جنسی تغییر می کند. این روند معمولا تدریجی و نتیجه گریزناپذیر فرآیندی است که در میانسالی آغاز می شود. در حالی که اغلب افراد سالمند، علاقه شان را به امور جنسی حفظ می کنند،  دیگر آن اشتغال فکر دوره جوانی را به این مسئله ندارند.

بر اساس مطالعات انجمن سالمندان امریکا، هرچه سالمندان از نظر جنسی فعال تر باشند، شادی و احساس رضایت از زندگی و ازدواج در آن ها بیشتر است.

این تحقیق به منظور برداشتن موانع موجود در پیش روی سالمندان برای داشتن فعالیت های جنسی سالم انجام شده و بر ارتباط بین رابطه جنسی و احساس خوشبختی تاکید دارد. همچنین به انجام مداخلات درمانی ویژه برای بهبود فعالیت های جنسی این گروه از جامعه کمک می کند.

بر اساس این مطالعه که بر روی 238 فرد متاهل 65 سال و بالاتر انجام شد، مشخص گردید که حفظ و تداوم فعالیت جنسی در دوره سالمندی یک شاخص مهم و قابل توجه در ارزیابی خوشبختی، رضایت عمومی و رضایت از ازدواج در این گروه از افراد است.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

آمارهای جالبی از طلاق

 

آمارهای جالبی از طلاق 

 

- 70 درصد متقاضيان طلاق زن ها هستند .

-در سال 87 ، حدود 82 درصد از طلاق هاي رخ داده ، توافقي بوده است.

-مهم ترين عامل طلاق ناآگاهي هاي جنسي است .

-سه عامل اصلي طلاق ، فقر ، اعتياد و عدم تفاهم است .

-عدم تمكين، مهم ترين عامل طلاق در تهران بوده است .

-نيمي از طلاق ها در 5 سال اول زندگي رخ مي دهد .

-در 80 درصد طلاق هاي رخ داده، خانم ها مهريه خود را مي بخشند .

- 70درصد موارد طلاق بين سنين 20 تا 39 سال رخ مي دهد .

6 مشکل مهم در روابط جنسی، 6 راه حل مفید

 

6 مشکل مهم در روابط جنسی، 6 راه حل مفید

 

بسیاری از زوج های جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوج های جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است.

این در حالی است كه رابطه زناشویی سالم بخشی ضروری از یک رابطه صمیمی میان همسران است و نادیده گرفتن آن ممکن است باعث سرد شدن روابط بین آن ها شود.

در اینجا به 6 مشکل در روابط زناشویی و 6راه حل برای آن می پردازیم:

مشکل شماره یک : احساس یکنواختی می کنید

راه حل : تغییر ایجاد کنید

رابطه زناشویی شما و همسرتان در طولانی مدت ممکن است عادی و پیش پا افتاده به نظر برسد. شواهد زیست شناختی نشان می دهد تجربه های جدید باعث آزادشدن ناقل شیمیایی دوپامین در مغز می شود. این ناقل شیمیایی در ایجاد احساس لذت دخالت دارد . به همین دلیل است كه روابط جدید هیجان آورتر است و مغز نیز احساس لذت بیشتری می کند. سعی کنید عوامل دیگر را تغییر بدهید، مثلا برقراری رابطه در مکان متفاوت، زمان متفاوت یا وضعیت متفاوت را امتحان کنید، مثلا روابط زناشویی سریع بامدادی یا در جاهایی غیرمعمول مانند حمام.

مشکل شماره دو : احساس خستگی می کنید

راه حل : زمان پیدا کنید

همه زوج ها پس از یک روز طولانی با مشغله های بسیار احساس خستگی می کنند. زمانی که پس از این روز سخت به تختخواب می روید، ممکن است دیگر انرژی ای برای گذراندن شبی عاشقانه نداشته باشید. باید کارها را برحسب اهمیتشان اولویت بندی کنید. اگر شب ها خیلی خسته هستید، می توانید روابط  زناشویی سریع صبحگاهی را امتحان كنید؛ به هر حال این رابطه زناشویی برای داشتن رابطه سالم با همسرتان ضروری است. به جای این که برقراری رابطه را به زمان خاموش شدن چراغ ها و رفتن به تختخواب موكول كنید، پیش از پرداختن به هر كاری و رسیدگی به امور خانه، زمانی را به مواجهه عاشقانه اختصاص دهید. هر وقت که می توانید، زمان و فضایی برای این کار پیدا و از هر وقت خالی استفاده کنید و خلاق باشید. هیچ چیز خود به خودی اتفاق نمی افتد، باید زمانی را پیدا کنید و با یکدیگر قرار بگذارید.

 

 

مشکل شماره سه : احساس غریبگی می کنید

راه حل : یکدیگر را دوباره کشف کنید

اگر مدتی است با همسرتان رابطه زناشویی ندارید، ممکن است نسبت به هم احساس غریبگی كنید و رابطه زناشویی برایتان مصنوعی و اجباری به نظر برسد. برای داشتن رابطه سالم، باید ابتدا رابطه عاطفی تان را بهبود دهید.

اگر زمانی را به برقراری رابطه صمیمی با همسرتان اختصاص ندهید، تمایل جنسی هم به او پیدا نخواهیدکرد. هر هفته در زمانی معین قرار بگذارید و با هم خلوت کنید. سعی کنید کار جدیدی انجام دهید، مثلا به جای شام همیشگی، یک تفریح مشترک مثلا پیاده روی یا رفتن به بازار را امتحان کنید. این زمان خلوت کردن باید به تعهدات روزانه تان اضافه شود و به صورت یک عادت درآید تا رابطه عاطفی تان ترمیم شود.

وقتی رابطه عاطفی تان دوباره برقرار شد، روابط زناشویی هرچند کوتاه مدتتان هم دوباره لذت بخش می شود و خود این رابطه به نوبه خود پیوند عاطفی تان را قوی تر می کند.

مشکل چهارم : بدن خودتان را نمی پسندید

راه حل : بر چیزی که می پسندید تمرکز کنید

بگذارید روراست باشیم؛ خیلی از ما دوست داریم تغییراتی در بدنمان ایجاد کنیم. شاید هنوز از اضافه وزن پس از بارداری   ناراحت   باشید، یا از این که رفتن به باشگاه ورزشی را کنار گذاشته اید، افسوس بخورید. این ناراحتی از تصویر بدنی ممکن است باعث نارضایتی شما از خودتان شود و وقتی از ظاهر خود ناراحت باشید، در برقراری رابطه با همسرتان دچار اشکال خواهیدشد. برای حل این مشکل كه علت آن عزت نفس پایین است، باید سعی کنید مواردی را در خودتان پیدا کنید که باعث رضایتتان می شود و تمرکز تان را بر آن ها معطوف کنید. به جای بدن خودتان، بر بدن همسرتان متمرکز شوید. چه چیزی در همسرتان برای شما جذابیت دارد؟ به این ترتیب می توانید توجه تان را از نقایصی که به خیال خودتان در بدنتان دارید، دور و احساس امنیت کنید.

مشکل پنجم : احساس درد می کنید

راه حل : ساکت نمانید و مشکلتان  را بیان کنید

گاهی مشکل شما این نیست که خلق و خوی تان سرجایش نیست، بلکه بدنتان مشکل ایجاد کرده است زیرا هنگام روابط زناشویی احساس درد می كنید. این درد ممکن است برای زنانی که به سن یائسگی نزدیک می شوند، مشکل زیادی ایجاد کند و از گفتن این موضوع به همسرشان خجالت بکشند. اما با انجام اقدام هایی می توان این مشکلات را كاهش داد. می توانید به پزشک مراجعه کنید تا معاینه تان کند.

مشکل شماره 6: میل جنسی تان کم شده

راه حل : به دنبال عوامل تحریک کننده باشید

کاهش میل جنسی فقط به دلیل افزایش سن نیست و ممکن است نشانه ای از یک مشکل بهداشتی دیگر یا مشکل روانی و رفتاری باشد.

افسردگی، اضطراب و نداشتن تعادل هورمونی نیز در اختلال کارکرد جنسی نقش دارد.

برخی داروها از جمله داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدفشارخون نیز ممکن است میل جنسی را کاهش دهند. سیگار کشیدن و مصرف الکل نیز پاسخ جنسی را مهار می کند.

خوابیدن به میزان کافی نیز مهم است. رفع کمبود خواب و احساس سرزندگی به افزایش میل جنسی کمک می کند. برقراری رابطه زناشویی طبیعی با همسر به تلاش نیاز دارد. برای داشتن رابطه زناشویی طبیعی باید به هر عامل موثر بر رابطه عاطفی با همسرتان توجه داشته باشید. درمان معجزه آسایی که به سرعت مشکلات را حل کند، وجود ندارد. اگر همه راه ها را امتحان کردید و مشکلاتتان همچنان ادامه یافت، با پزشک یا درمانگر امور جنسی مشورت کنید.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

خشونت علیه زنان!


‍ 🔶 خشونت علیه زنان!

در عصر حاضر خشونت نه تنها علیه زنان، بلکه علیه مردان، کودکان، آب ها، جنگل ها، خاک ها، هواها، حیوانات گوشتخوار و علفخوار و هر آنچه که خدای قادر متعال آفریده در جریان است و به کار گرفته می شود. هم چنین خشونت زنان علیه خود و مردان علیه خود نیز وجود دارد. خشونت فقط این نیست که یکی که زورش بیشتر از دیگری است بتواند به طرف مقابل آسیب جسمی بزند‌. این فقط یک نوع خشونت است که بیشتر علیه زنان به کار گرفته می شود. انواع دیگر خشونت نیز در جوامع رواج دارد که دیده نمی شود‌.  بد سخن گفتن نیز نوعی خشونت است که در جامعه ما خیلی رواج دارد‌. این خشونت آنقدر عمیق شده که حتی تعلیم دهندگان ( معلمان مدرسه و دانشگاه ) نیز گاهی به خطا می روند و برای تعلیم و تربیت از خشونت کلامی یا جسمی استفاده می کنند. اما خشونت به همین چند مورد ختم نمی شود‌. 

وقتی دولت هایی مانند دولت ایران در نوع پوشش زنان و مردان دخالت می کنند نیز مرتکب خشونت می شوند. وقتی سرزمین ها با کود و سم آلوده می شوند و آلودگی های غذای موجب بحران بیماری می شود نیز نوعی خشونت است. صدای اره چوب‌‌بری در جنگل نیز خشونت به حساب می آید.  شلیک گلوله به سوی پرندگان در حال پرواز و تورهای یا بهتر بگویم گورهای دسته جمعی برای شکار پرندگان نیز.
 عدم توزیع عادلانه منابع و امکانات و نبود آمایش سرزمین نیز خشونتی است آشکار، چون موجب بی عدالتی، فقر و فحشا و ... می شود. بنابراین در "اکنون" اگر بخواهیم در خصوص خشونت حرف بزنیم، دیگر نمی توان خشونت را در یک یا دو مورد (آیتم) خلاصه کرد. بلکه خشونت را می توان در بسیاری موارد دیگر غیر از مواردی که نام بردم دید. دروغ، حرص، فحاشی، پرورش روح سودجویی، حسادت، کج خلقی، بدغذایی، استفاده از دخانیات (سیگار و قلیون)، مصرف مواد مخدر، عدم رعایت بهداشت فردی و محیطی، بدپوشی، بدپیرایشی، جراحی های بی مورد به نام زیبایی، بد رانندگی کردن، شکاف طبقاتی، کارتن خوابی، کودکان کار، تن ندادن جوانان به ازدواج یا عدم فرزندآوری، خیانت زوجین به یکدیگر، برده کردن و برده پذیری جنسی و غیره را نیز می توان در گروهِ خشونت به خود یا به دیگران قرار داد. با این حال خشونت علیه زنان همواره در صدر خشونت ها قرار داشته و دارد. چرا؟ شاید یکی از دلایل آن این است که زنان پایه و اساس یک جامعه هستند. زنان مادران جامعه هستند و مادران متعلق به خود نیستند، بلکه متعلق به کل جامعه هستند. پس اگر علیه مادران خشونتی بشود، بی تردید جامعه دچار آسیب و وحشت ناشی از خشونت خواهد شد. یعنی اگر چه جوامع به خشونت علیه زنان واکنش منفی نشان می دهند. اما در واقع این واکنش منفی علیه خشونت به کل جامعه است. بررسی ها نشان می دهد جوامعی که دارای رشد و بلوغ فکری بالاتری هستند، تلاش می کنند تا زنان آسیب کمتری ببینند. با نگاهی به کشورهای جهان در می یابیم که جوامعی موفق هستند که نه تنها علیه زنان خشونتی ندارند، بلکه با کرامت با آنان رفتار می کنند. هر چه زنان در یک جامعه‌ دارای رشد مادی و معنوی بالاتری باشند و کرامت انسانی آن ها به صورت عرفی و قانونی حفظ و ارتقاء بیشتری یابد، به همان نسبت نیز جامعه رشد و توسعه و تعالی بیشتری را تجربه خواهد کرد.
به امید آن که جامعه ایران عاری از انواع خشونت علیه زنان مردان، کودکان، طبیعت و سایر موارد بشود.

خدیجه گلین مقدم

@DrGalyanMoghaddam
@GalyanMoghaddam

۱۳۹۶/۹/۴

نگارنده: از نقد متن بالا استقبال می شود.

آموزش های مورد نیاز جهت تربیت و رشد جنسی کودک

آموزش های مورد نیاز جهت تربیت و رشد جنسی کودک


برای کشتن یک انسان چند ثانیه فرصت لازم است؟
 برای تربیت و رشد اش، چه مقدار زمان نیاز است ؟   

چند دقیقه زمان برای یک بار آزار و اذیت جنسی لازم است؟
حال برای رشد جنسی کودکان چه؟

گمان می کنیم با دیدن یک انیمییشن سه دقیقه ای و تذکری به کودکمان  گامی مهم برای سلامت جنسی اش برداشته ایم؟

به نظر شما متجاوز یا قاتل کودکان، تنها افرادی جاهل اند یا بازتولیدی از جامعه ای جهل زده؟
آزار جنسی و تجاوز چه؟ یک اتفاق منحصر به فرد است یا خبری که بارها از اقشار گوناگون جامعه به گوش خورده و می خورد؟

واقعیت این است که ما والدین برای برون رفت از شرایط فعلی ناچاریم خود با تمرین و ممارست بسیار صاحب مهارت شویم!

اما متاسفانه ساعت ها عمر خود را پای سریال های تکراری هدر می دهیم و زمانی که قرار می شود برای رشد زندگی زناشویی مان، حفظ کیان خانواده مان، یا فراگیری آموزش های مورد نیاز جهت تربیت و رشد کودکمان وقت صرف نماییم ،کم رغبت و بی انگیزه هستیم!.   


«حسین اسدبیگی» رئیس اورژانس اجتماعی کشور با ارائه آماری درباره سوء استفاده جنسی از کودکان به ایرنا می‌گوید:‌ 

«سال گذشته ده هزار و صد و یک  مورد کودک آزاری به واحدهای سیار اورژانس اجتماعی، و دو هزار و هفتصد و شصت و پنج مورد کودک‌آزاری به مراکز مداخله در بحران (مراکز حضوری) اورژانس اجتماعی و سیزده هزار کودک‌ آزاری به خط تلفنی ۱۲۳ اورژانس اجتماعی اطلاع داده شده است».

لازم به ذکر است این آمار تکان دهنده مربوط به آزارها و تجاوزات گزارش شده است! و حال به نظرتان چند درصد این فجایع گزارش شده یا رسانه ای می شود؟

نهادها، ارگان ها، سازمان ها، رسانه های رسمی و صدا و سیمای ما، چه نقشی ایفا کرده و چه تولیداتی برای بهبود این شرایط داشته اند؟
پاسخ این سوال برای همه ی  ما روشن است!

اما اینک
ما اطلاعات و آگاهی های مورد نیاز پدران و مادران را در مجموعه ای همراه با کارشناسان و حضوروالدین، تولید کرده ایم. هم اکنون این برنامه ها به صورت رایگان در دسترس شماست! با دیدن این مجموعه می توانید به تدریج برآگاهی و مهارت خود برای رشد جنسی کودکتان بیفزایید!.

 

پ.ن: شما می توانید سوالات خود را به آدرس کانال تلگرام
#یک_پیشنهاد_ساده
 @pishnahad_sade
با ادمین مطرح کنید تا به اطلاع کارشناسان رسیده و درتولیدات بعدی پاسخ داده شود.

#یک_پیشنهاد_ساده / فصل آموزش به والدین جهت رشد جنسی کودکان

برای دیدن ویدئوهای آموزشی ما وارد لینک زیردرسایت آپارات شوید.
هر دوشنبه با قسمتی تازه ...👇

https://www.aparat.com/v/MC0Ze

ازدواج و خانواده در آمریکا


ازدواج و خانواده در آمریکا

#یادداشت_مهمان
#سعید_کیانپور، دانشجوی دکتری ازدواج و خانواده درمانی در دانشگاه ویرجینیا تک، اینترن دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا
بخش اول

مفهوم خانواده از مهم ترین مقولات اجتماعی است که در جامعه آمریکای شمالی، تا الان، از جایگاه بالایی برخوردار است، و نیز از جمله متغیرهای اجتماعی است که در گذر تاریخ متحمل تغییرات ساختاری بسیاری شده است.

آلوین تافلر در کتاب موج سوم تاریخ بشر را به سه دوره عصر کشاورزی، عصر صنعت، و نهایتا عصر دیجیتال تقسیم می کند و کارکرد و شکل خانواده را در هر کدام بسته به مقتضیات هر عصر به طور مختصر توصیف می کند. 

ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن نیز فلسفه زیربنایی فرزندآوری (به خصوص پسر) و تشکیل خانواده را حفظ املاک و دارایی و پرورش نیروی کار رایگان می‌دانست. خیلی از مواقع در فیلم‌ها یا حتی در واقعیت زندگی خود شنیده ایم که پدرها به فرزندان خود می‌گویند: "من تو را بزرگ کردم که عصای دستم باشی".

در عصر صنعت نیز دولت در جایی جامه خانواده را بر تن کرد و سعی در شبیه‌سازی کارکردهای خانواده کرد و در جایی دیگر تعریفی از خانواده ارائه داد که روابط تعریف شده در مذهب میان زن و مرد و وابستگی‌های سنتی خانوادگی را بی‌اعتبار ساخت؛ هر دو به جهت تولید نیروی کار ارزان و ایجاد بهره‌وری و سود اقتصادی بی انتها برای دولت،ها و بنگاه‌های اقتصادی وابسته به آن ها. در واقع گونه‌ای از خانواده که امتداد آن را در عصر مدرن یا دیجیتال به شکل دیگری می‌بینیم.

اما اکنون در عصر دیجیتال، یا از دیدگاه اجتماعی عصر پست مدرن، خانواده معنا و ساختارهای متفاوتی یافته است. ازدواج و خانواده‌های همجنسگرا از این دست است. آنچه در عصر حاضر در رابطه با روابط صمیمی یا عاشقانه انسان ها بیش از همه بر آن تاکید می،شود و بر دیگر جنبه‌ها پیشی گرفته، عشق یا LOVE است.

 در جوامع پیشرفته و در برخی از شهرهای کشور ما کمتر می‌شنوید کسی با هدف فرزندآوری ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد، بلکه گفته می‌شود به خاطر عشق و دوست داشتن است که دو نفر زندگی مشترک را بر تجرد ترجیح می‌دهند، و حالا ممکن است فرزند یا فرزندانی هم در قبلش به وجود بیایند. به طور معمول افراد به جهت فرزندآوری رابطه صمیمانه و یا جنسی برقرار نمی‌کنند، بلکه به خاطر چیزی است که از آن به عنوان عشق نام برده می‌شود و لذتی که از آن حاصل می‌شود.

وقتی هدف از یک رابطه فقط عشق شد، به نظر بنده بازتولید و یا Productivity معنای دست دومی می‌یابد یا به عبارتی در اولویت‌های پایین‌تر رابطه قرار می گیرد، پس دیگر فرقی نمی‌کند که این رابطه عاشقانه میان دو جنس موافق باشد یا مخالف؛ مهم عشق است. وقتی چنین روابطی اصالت و مشروعیت اجتماعی به دست آورد (اخیرا در حال به دست آوردن مشروعیت مذهبی هم هست)، تحت عناوینی همچون تساوی جنسیتی و آنچه در مقاله قبلی (https://t.me/K1inUSA/4472) به آن پرداخته شد، دیگر انواع رابطه نیز بسته به میل انسان پدیدار خواهد شد که در بخش‌های بعدی به یکی آن ها اشاره خواهم کرد.

 حاصل این توجه عامدانه و صرف به عشق و توهم عشق عبارت است از کم رنگ شدن تقدس ازدواج، خانواده، و فرزندآوری در این چارچوب و نیز ظهور روابطی است که اساسا هیچ تولیدی به همراه ندارند.

نتیجه این که هم‌اکنون نیمی از ازدواج‌ها در ایالات متحده منجر به طلاق و نیز نزدیک به نیمی از تولدها نامشروع (با تخطی از تعریف سنتی و مذهبی از ازدواج) هستند. در چنین محیطی دلبستگی‌ها و وابستگی‌های عاطفی و خانوادگی نه چندان محکم و قوی شکل می‌گیرد و اهمیت بر استقلال فردی افراد به شدت افزایش و شکل خاصی از سبک زندگی را به وجود می‌آورد.

به نظرم این نوعی از سبک زندگی است که دولت‌ها برای بهره‌وری و سودآوری هرچه بیشتر اقتصادی و نیز داشتن ارتش‌هایی قوی به آن نیاز دارند. نیروی های کار و سربازهایی که دلبستگی و وابستگی‌های خانوادگی کمی دارند یا اصلا ندارند از هر چیزی برای دولت‌ها بهترند.

ادامه دارد...

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA

چرا یک طلاق خوب، برای بچه‌ها بهتر از یک تأهل بد است؟


چرا یک طلاق خوب، برای بچه‌ها بهتر از یک تأهل بد است؟

همه می دونیم که تحقیقات زیادی نشون دادن که طلاق، تجربه سختی رو برای بچه ها رقم می زنه، ولی به عنوان یک وکیل سابق طلاق و حقوقدان با خانواده‌های زیادی در زمان طلاق و بعدش در ارتباط بودم و شاهد خانواده‌هایی بودم که فقط به خاطر بچه‌ها به زندگی مشترک ادامه دادن. وقتشه که یه نفر بایسته و حقیقت رو بگه: گرچه کسی شک نداره که طلاق برای بچه‌ها سخته، اما به مراتب بهتر از این که بچه‌ها توی یک ازدواج توأم با خشونت، اهانت، خشم و نارضایتی عمیق بزرگ بشن.

وقتی والدین در یک ازدواج بد باقی می مونن، بچه‌ها دور بی‌پایان مواجهه با اختلافات، خشم، غم و حتی نفرت گرفتار میشن. ازدواج بدی که به خاطر بچه‌ها حفظ شده، مثل زخم بازی است که مدام بهش آسیب جدید وارد میشه و بزرگ شدن در محیطی که عشقی در اون نیست، آسیب دائمی به کودکان خواهد زد. 

در چنین شرایطی، طلاق مزایای زیر رو برای بچه‌ها داره:

1. دو خانه که در هیچ کدوم دعواهای دائمی نیست، بهتر از یک خانه پر از دعواست.
بله، این خیلی عالی نیست که دو خانه داشته باشین، ولی این بهتر شرایطی است که بچه‌ها هر روز باید شرایط پرتنش یک خانه‌ی پردرگیری رو مدیریت کنن.

2. شرایط عاطفی آرام تر
شرایط در چند ماه منتهی به طلاق پیچیده میشن، ولی بعد از عبور از دوران گذار، همه به شرایط "نرمال جدید" عادت می کنن و کودکان مجبور نیستن هر روز بر موج احساسات منفی والدینشون سوار باشن.

3. بچه‌ها یادمی گیرن که توافق کردن مهمه
وقتی بچه‌ها ببینن پدر و مادرشون شرایط طلاق و مراقبت از فرزندان رو به درستی مدیریت می کنن، بچه‌ها این به اهمیت این موضوع بیشتر پی می برن. والدینی که سختی طلاق رو تحمل می کنن تا راه حلی بهتر از دعوای دائمی پیدا کنن، به بچه‌هاشون این آموزش رو میدن که میشه سختی‌ها رو برای ساختن آینده‌ای روشن تر تحمل کرد.

4. والدینی که شادی شخصی رو انتخاب می کنن، همین رو به بچه‌هاشونم آموزش میدن.
گرچه اولویت دادن به فرزندان به عنوان ارزشی طلایی برای والدین معرفی میشه، تصمیم بر این که به شادی شخصی‌تون اولویت بدین، پیام مهمی به بچه‌ها میده. این بهشون آموزش میده که هر شخصی لایق شادی است و شادی یکی از مهم ترین عوامل در تصمیم‌گیری برای مسیر زندگیمونه.

روش هايي که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم



روش هايي که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم

بدیهی است هیچ پدر و مادری به صورت عامدانه به فرزندان خود آموزش نمی‌دهد که مثلا فرهنگ تجاوزگری کار خوبی است. اما مطالعات نشان داده است بسیاری از والدین در زندگی روزمره، ناخواسته در گسترش فرهنگ تجاوزگری مشارکت می‌کنند.

۱- «اشکال نداره، اون پسره دیگه»!

این جمله از همان کودکی باعث القای این حس می‌شود که پسر بودن توجیهی کافی برای رفتارهای بد و غلط است. رفتارهایی مانند دعوا کردن، تخریب اسباب بازی دیگران، رفتارهای طلبکارانه و خشونت آمیز … اما واقعیت این است که پسرها هم کاملا قادر هستند احترام گذاشتن به اموال، به بدن و به حریم خصوصی افراد را یاد بگیرند.

ولی اگر پسران یاد بگیرند که بالاتر از قوانین و قواعد هستند و قادر به کنترل احساسات، خشم و هوس های‌شان نیستند، این آموزش در ذهن آن ها در بزرگسالی هم باقی می ماند. برای همین نباید تعجب کرد چرا تا بدین حد آزار جنسی، خواه به شکل تجاوز و خواه به صورت لمس یا نگاه یا مزاحمت کلامی، شایع و رایج است. چون یاد گرفته اند که «اشکال نداره، اون پسره دیگه»!

۲- مجبور کردن پسرها به بوسیدن و بغل کردن دیگران

همه ما دیده ایم که والدین خوش قلب و مهربان به فرزندان خود می‌گویند که کودک دیگری یا فرد بزرگسالی را در آغوش بگیرند و ببوسند. اما والدین اغلب در نظر نمی‌گیرند که آیا واقعا کودک آن ها مایل است این کار را بکند؟ همین رفتار در ذهن بچه این پیام را جای می‌دهد که جلب رضایت و گرفتن اجازه برای بوسیدن و بوسیده شدن، برای نزدیک شدن به دیگران، برای لمس دیگران و برای ورود به حریم فیزیکی و خصوصی آن ها اصلا اهمیتی ندارد. مشابه این حالت هم وقتی است که بدون کسب اجازه از کودک، آن ها را در آغوش بگیریم و ببوسیم، حتی اگر آن کودک این کار را دوست نداشته باشد.

به جای این کار می‌توان به جای این که موقع خداحافظی بگویید «مادربزرگ را بغل کن»، از بچه بپرسید‌ «آیا می‌خواهی او را بغل کنی؟» این رویکرد به بچه شما می آموزد که خواسته و میل درونی کودک به عنوان یک انسان اهمیت دارد و شما به خواست و رضایت درونی او احترام می‌گذارید.

جلب رضایت دیگران و کسب اجازه برای نزدیک شدن به بدن آن ها اهمیت دارد.

۳-  «مگه چکار کردی که او تو رو کتک زد؟»

این یکی از موارد دشوار به خصوص برای والدینی است که بیشتر از یک فرزند دارند. جر و بحث بین فرزندان که نهایتا منجر به درگیری فیزیکی می‌شود، اتفاق شایعی است اما:

این سوال که «چکار کردی که تو را کتک زد»، هم به کودک قربانی و هم به کودک پرخاشگر می آموزد که این فرد قربانی  و کتک خورده است که دیگران را مجبور به رفتارهای غلط می کند. نمونه مشابه و بسیار رایج و فراگیر این نوع پرسش را می توان در این نوع سوال کردن دید که «آن شب چه لباسی پوشیده بودی که به تو تجاوز شد؟» یا مثلا «چه رفتاری داشتی که در خیابان مزاحمت شدند؟».

به جای این سوال ها باید از هر دو کودک بخواهید تمام ماجرا را از آغاز تا پایان برای‌تان تعریف کنند. به این صورت قبل از تصمیم گیری و سرزنش کودک مقصر، احتمالا می‌توان دید بهتر و کامل تری نسبت به ماجرا داشت. سپس بدون آن که به تنبیه بدنی و یا خشونت کلامی دچار شوید، با کودک مقصر صحبت کنید.

ریشه این توجیهات که «عصبانی شدم و نفهمیدم چه شد» یا «خون جلوی چشمانم را گرفت» از همین جا و از همین آموزش‌های مهم و ساده در کودکی نشات می گیرد.

۴-  او را زدم ، چون دوستش دارم !

مهم نیست فرزند شما دختر باشد یا پسر، ولی این عبارت که «ناراحت نباش، او تو را زد، چون دوستت دارد»، هیچ گاه نباید از دهان والدین خارج شود. این عبارت باعث تقویت این باور می شود که عشق مساوی است با رنج کشیدن، و یا این که اگر کسی را دوست داریم، پس اشکالی ندارد که باعث آسیب جسمی یا روحی اش بشویم.

این آموزش نه تنها در آینده منجر به بالاتر رفتن احتمال خشونت و زد و خوردهای زناشویی خواهد شد، بلکه به کودک یاد می‌دهد که رسیدن به آرزوها و امیال شخصی، مهم تر از احساسات و خواسته های طرف مقابل است، و این دقیقا همان اتفاقی است که در تجاوزگری رخ می‌دهد.

(برگرفته از كانال مردروز)
➖➖➖➖➖➖➖➖
🆔: @DearTA

وا مصيبتا بر جامعه اي كه "عصب سوخته"  شود!


📝📝📝وا مصيبتا بر جامعه اي كه "عصب سوخته"  شود!

✍🏼رخشان بنى اعتماد

سال ها پيش به عيادت زن جواني كه خودسوزي كرده بود، رفتم . شدت جراحت اش بسيار بالابود. شوكه شدم از صورت خندان و بي نشان از هيچ دردش كه تنها بخش پانسمان نشده همه بدن سوخته او بود . به راحتي حرف مي زد و انگار مي خواست به زبان بي زباني به من بفهماند كه خوشحال است از اين كه تلاش اش براي خودكشي بي اثر مانده و زنده است . 

خوش باورانه به دكتر معالج اش گفتم كه چه معجزه اي ! حالش كه خوب است و درد ندارد .  جواب دقيق تخصصي دكتر به يادم نيست، ولي  واژه " عصب سوخته " از لابه لاي حرف هاش هرگز از يادم نرفت؛ چون دو روز بعد زن جوان مُرد ...
✅جامعه ما " عصب سوخته" شده ، زخمي و زخم خورده از دردهايي كه تا عمق استخوان و رگ و پِي هاي مان را به آتش كشيده ، اما انگار نبايد همچنان واقعيت را باور كنيم .
✅باور كنيم كه جامعه نياز جدي و عاجل به آسيب شناسي اجتماعي دارد.
✅باور كنيم كه زير نقاب دروغين اخلاق بر ظاهر جامعه ، چه تعفّني از اميال سركوب شده و جواب نگرفته غليان مي كند .
✅باور كنيم كه ناديده گرفتن نيازها و نبود امكان براي تخليه فشار غرايز طبيعي مي تواند هر انسان كم ظرفيّتي را به هيولاي دريده و افسار گسيخته اي مبدّل كند .
✅باور كنيم آموزش هاي هشدار دهنده از سنين كودكي يك ضرورت است و  تا حد بسيار زيادي مي تواند اين طفل معصومان را از خطر آزار نه فقط منحرفان جنسي ، حتا محارم خود محافظت كند .
✅باور كنيم سيستم آموزشي مطيع پرور و فرمانبردار استقلال شخصيتي و  " نه " گفتن را از كودكان ما گرفته است .
✅باور كنيم كه سرپوش گذاشتن بر واقعيت هاي هولناك هر روزه و تكرار شونده در جامعه  و ماله كشيدن بر حفره هاي عميق موجود،   نياز به جرّاحي هاي جدي  براي راهكارهاي عاجل دارد .
 ✅واقعيت است كه همه ما " عصب سوخته " شده ايم . از تكرار مصيبت هاي مكرّر و مكرّر ...
و نه بي قيدي و بي دردي .
جواب نگرفته از چرايي يك فاجعه ، مصيبتي ديگر بر سرمان هوار مي شود . بي دليل نيست كه اجازه تجمّع براي عمومي كردن هيچ اعتراضي صادر نمي شود ، چون براي گرفتن جواب سوال هاي بي شمار سال ها بايد به تحصّن بنشينيم.
تا زماني كه به مصداق اسم هوشمندانه فيلم  پوران درخشنده  ، " هيس، دخترها فرياد نمي زنند " و اثبات اين واقعيت كه " هيس ، پسرها هم نبايد فرياد بزنند " و " هيس ،  فرياد كه هيچ ، هيچ كس حق طرح سوال ، حق اعتراض ، حق آموزش مراقبت هاي دفاعي لازم  به بچه هاي در معرض آسيب ،  با سونامي غرايز فرو خفته و سركوب شده كمين گرفته در هر كوچه ، پس كوچه اي را ندارد "  . ( هيس ، موضوعات كوچكي مثل " آتنا " را بزرگ و سياه نمايي نكنيد ، كارهاي بزرگ تر فرهنگي مثل لغو مجوز كنسرت و توقيف فيلم هاي سينمايي و پايين آوردن ديش هاي ماهواره و رعايت حجاب ظاهري در اولويت است.

@MostafaTajzadeh

پدوفیلی ( بچه بازی ) چیست؟


پدوفیلی ( بچه بازی ) چیست؟

از دید روانشناسان

پدوفیلی یعنی اختلال روانی که مشخصه آن فانتزی یا عمل واقعی درگیر شدن در فعالیت جنسی با کودکان است. افراد پدوفیل فعالیت جنسی با کودکان را یا ترجیح می‌دهند و یا به طور منحصر به فرد از فعالیت جنسی با کودکان از همان جنس یا کودکان از جنس دیگر به هیجان جنسی و لذت بردن دستیابی پیدا می‌کنند.
رفتارهای جنسی دخیل در پدوفیلی طیف وسیعی از فعالیت‌های ممکن را شامل می‌شود، ولی آن‌ها معمولا از استفاده از زور اجتناب می‌کنند تا بتوانند فعالیت‌های خود را ادامه بدهند؛ زیرا اگر مانعی سر راه آن‌ها به وجود بیاید با خشونت و قتل کودک پایان خواهد یافت. برخی از پدوفیل‌ها رفتارهای خود را به افشای خود یا استمنا در مقابل کودک، و یا نوازش کردن یا لخت کردن کودک، اما بدون تماس جنسی محدود می‌کنند. در حالی که دیگران کودک را به شرکت در رابطه جنسی و مقاربت تناسلی وادار می‌کنند‌.
. پدوفیل می‌تواند پیر یا جوان، مرد یا زن باشد. اگر چه اکثریت بزرگی از آن‌ها مرد هستند. متاسفانه، برخی از آن‌ها در حرفه ای فعالیت دارند که در آن آموزش و یا حفظ سلامت و رفاه کودکان و افراد جوان را به عهده دارند، در حالی که دیگران با کودکان قربانی خود رابطه فامیلی و یا حتا ژنتیک دارند.
بسیاری از کارشناسان پدوفیلی را ناشی از عوامل روانی و نه از ویژگی‌های بیولوژیک می‌دانند. بعضی از آن‌ها فکر می‌کنند که پدوفیلی نتیجه مورد آزار جنسی قرار گرفته شدن، خود به عنوان یک کودک است؛ اگر چه همه پدوفیل‌ها خود به عنوان کودک مورد آزار جنسی قرار نداشته‌اند. بعضی دیگر از کارشناسان فکر می‌کنند که پدوفیلی از تعامل نامناسب و پاتولوژیک فرد با پدر و مادر خود در طول سال‌های اولیه زندگی مشتق می‌شود.
 چون قربانیان پدوفیل‌ها کودکان هستند، پدوفیل‌ها اغلب خدمات خود را به تیم‌های ورزشی، مدارس و یا سازمان‌های مذهبی یا مدنی که در ارتباط با  کودکان  هستند، ارایه می‌کنند. در برخی موارد، پدوفیل‌هایی که کودکان خانواده خود برای آن‌ها جذاب هستند، ممکن است کمک خود را به بستگان به عنوان پرستار کودک ارایه دهند. آن‌ها متاسفانه اغلب مهارت‌های بین فردی خوبی با بچه‌ها دارند و به راحتی می‌توانند اعتماد کودکان را به دست آورند.
افراد پدوفیل معمولا در دوران بلوغ به مشکل خود پی می‌برند و فعالیت خود را در سنین میان‌سالی شروع می‌کنند. در ایالات متحده، حدود ۵۰ درصد از مردانی که برای پدوفیلی دستگیرشده‌اند یا خود پدر هستند و یا حداقل ازدواج کرده بوده‌اند.

حقایق بیشتری که باید راجع به پدوفیلی بدانید:

30 درصد مردان آن را در دوران بلوغ تجربه می کنند
پدوفیل ها آشنا هستند .هیچ گاه کودکتان را تنها با بزرگ تر از خودش ( حتی پدربزرگ ، عمو و دایی ) رها نکنید.
پدوفیل ها اغلب متاهل هستند و بچه هم دارند، پس به هیچ عنوان به کسی که خود پدر یا مادر است، به عنوان شخص قابل اعتماد نگاه نکنید.
کودکان هیچ گاه تجاوزگر را رسوا نمی کنند. از هر هشت کودک مورد تجاوز تنها یک کودک آزار جنسی را گزارش کرده است.
اغلب پدوفیل ها بهره هوشی پایینی دارند .
دولت باید امکاناتی را فراهم کند تا از تمام بزرگسالانی که با کودکان سروکار دارند،  تست تمایلات جنسی بگیرد.
مشاوره در دوران دبیرستان در شناسایی پدوفیل ها کاملا موثر است.
در نهایت وظیفه حفظ کودک در برابر پدوفیل ها برعهده والدین است. بنابراین سهل انگاری نکنید و به امید این که کودکتان آزار جنسی را گزارش می دهد، او را با هیچ آشنایی که بزرگ تر از اوست، تنها نگذارید.

این یادداشت را برای تمام کسانی که بچه دارند، بفرستید.

آگاهی و مطالعه بهترین راه برای ایجاد جامعه سلامت است.

@Radioonlin

سکس و سیاست


سکس و سیاست

دکتر محمدرضا رجبی شکیب @drmrshakib

یک دلم می گفت بنویس، یک دلم می گفت ننویس، تا این که یکی از همراهان کانال پیامی فرستاد:  

«سلام آقای دکتر. تو یک کانال تلگرامی، یکی از خانم ها چیزی نوشته. لطفاً بخونید و نظرتون رو‌بگید. چون می‌خوام جواب ایشونو علمی و کارشناسی بدم. 

نوشته: ...از همه خواهش می کنم این کتاب لک لکی در کار نیست رو دانلود کنید و ببینید این نتیجه امضا سند 2030 در برجام هستش که آقای روحانی در این سند قبول کردن که در مدارس آموزش سکس به بچه ها داده شود و الان کتابش به اسم لک لکی در کار نیست که نویسندش امریکایی هستش رو ترجمه کردن و قرار این کتاب رو به بچه هامون در مدرسه سال دوم ابتدایی آموزش داده شود....»

و این طور شد که تصمیم گرفتم بنویسم:

۱- کتاب «لک لکی» در کار نیست را حدود ۸ ماه قبل معرفی کرده بودم که می توانید در سوابق کانال @drshakibclinic جستجو کنید. کتاب، یک سال قبل به صورت اینترنتی منتشر شده بود و ترجمه دیگری از آن هم، پیشتر، قریب دو سال قبل. آن زمان نوشتم:

«سکس، به شدت تحت تاثیر فرهنگ و‌ مختصات بومی یک ملت است. دقیقا به همین علت، در حوزه سلامت جنسی، ترجمه کتب خارجی، پاسخگوی نیاز ما نیست. می فهمم که مشترکات دنیای کودکان بیش از دنیای بزرگسالان است، اما فاصله فضای تربیتی کودکان ما و‌ کودکان ملت های دیگر آن قدر زیاد است که خیلی از نسخه های آن ها را نمی شود برای ما پیچید. تلاش مرکز آموزش و پژوهش رهایی، ستودنی است، اما معتقدم این کتاب که در آمریکا برای کودکان بالای ۴ سال توصیه شده، در ایران باید به کودکان بالای ۱۰ سال توصیه شود. نکته اینجاست که بچه های بالای ۱۰ سال ما هم در آستانه نوجوانی اند و فضای این کتاب ممکن است برای آن ها بیش از حد کودکانه باشد.»

۲- انتشار این کتاب نه ربطی به سند ۲۰۳۰ دارد و نه به برجام. و اصولاً برجام هم ربطی به سند ۲۰۳۰ ندارد. البته همه این ها به شعور ما ربط پیدا می کند.

۳- این که قرار است کتاب لک لکی در کار نیست، در سال دوم ابتدایی به بچه ها آموزش داده شود، بیشتر به یک شوخی شبیه است، تا حتی یک دروغ انتخاباتی. این که عده ای بعد از دو سال حالا دقیقا در آستانه انتخابات یادشان آمده کتابی هست و سند ۲۰۳۰ هست و غیرتی شده اند، چه معنایی می تواند داشته باشد؟

۴- صمیمانه دعوت می کنم از آن ها که نگران اند این چه کتابی است که درباره سکس دارد به بچه ها آموزش می دهد، که کتاب را بخوانند. نه یک صفحه ماژیک کشیده اش را. همه اش را بخوانند. از آن ها که نگران سند ۲۰۳۰ هستند هم همین را می خواهم. بعد که خواندید، با صدای بلند بگویید دقیقا با کجای آن مخالفید.

۵- پرواضح است که باید به بچه ها درباره سکس آموزش داد؛ کسی شک دارد؟ به بچه ها هیچ یاد ندهیم تا قربانی تجاوزهای جنسی شوند و دم برنیاورند، یا دوره نوجوانی و‌ جوانی را با انبوهی از اضطراب ها طی کنند، یا گرفتار انواع مشکلات جسمی و روانی شوند، که چی؟ این اسلام است؟ دینی که بازتر از هر دین دیگری درباره سکس صحبت کرده و آموزش داده؟  البته که در هر سنی، به مقتضای فرهنگ جامعه و احوالات کودک باید به او آموزش داد. اما نتیجه این که درباره سکس لام تا کام صحبت نکنیم، مبادا که غرایز خفته افراد بیدار شود، چیست؟ آن چیزی که باید زمانی بیدار شود، می شود و به من و‌شما هم ربطی ندارد. مگر نمی بینیم حاصل این همه محافظه کاری و شرم بی منطق، در تمام این سال ها چیست؟ بنیان خانواده مستحکم تر شده یا سست تر؟ شیوع مشکلات جنسی کم تر شده یا بیشتر؟ دستاورد این همه «انکار» چیست؟ چه می بینیم؟

۶- هیچ کس، حتی در همان جوامع پیشرفته غربی که گمان می کنیم غرق در فسادند، و ای کاش برویم و ببینیم که آن ها از ما بسیار اخلاق گرا ترند و سطح سلامت اجتماعی شأن از ما بسیار بالاتر، نمی خواهد کودکان انحراف جنسی پیدا کنند. آن ها حتی در برنامه های تلویزیونی شان، بیشتر مراقب کودکان شان هستند تا ما. طبقه بندی برنامه های تلویزیونی برای کودکان و نوجوانان را سال هاست اجرا می کنند و برای آن قانون دارند. ما چه؟ فجیع ترین خشونت ها را در فیلم ها و سریال ها، بی محابا نشان می دهیم و فقط حساسیم به این که حتی زن و شوهری در تلویزیون یا سینما دست همدیگر را لمس نکنند!

۷- سیاست، ارتباطات پیچیده ای دارد با سکس. می شود ساعت ها درباره آن تامل و تحلیل کرد. ساده ترین سطح ارتباط سکس و‌ سیاست، می شود تهمت های جنسی زدن و فحاشی جنسی کردن به مخالفان سیاسی، که ریشه دارد در عقده های جنسی و در کشور ما هم خدا را شکر، بسیار رایج است. البته در کشور ما، همه چیز می تواند به طرز نفرت انگیزی به سیاست ربط پیدا کند. حالا هم در آستانه انتخابات، عده ای با دروغ و فریب، می خواهند ارزش های اخلاقی مردم را هم به بازی بگیرند تا به اهداف سیاسی خود برسند. غافل اند که: بار کج به منزل نمی رسد.

@drshakibclinic

مراحل قبل از شروع رابطه جنسی

مراحل قبل از شروع رابطه جنسی

 

برای شروع یک رابطه جنسی مناسب و لذت بخش و کامل مقدماتی لازم است که در اینجا به نکات مهم ان اشاره می کنیم :

ادامه نوشته

زنان و تظاهر به ارگاسم شدن در آن ها

زنان و تظاهر به ارگاسم شدن در آن ها

خانم م - رادفر : روانشاس

اگر زنی در طول رابطه احساس کند که برای ارگاسم شدن تحت فشار قرار گرفته است، چه اتفاقی ممکن است رخ دهد؟ تظاهر به ارگاسم شدن یکی از راه هایی است که زنان درچنین شرایطی برمی گزینند! تحقیقات نشان می دهد که 70% زنان تظاهر به ارگاسم می کنند! این یعنی واقعا احتمال این که شریک شما نیز یکی از این افراد باشد وجود دارد.اگر وی در حال تظاهر کردن به ارگاسم شدن باشد، باید نتیجه گرفت که حتما شما کارتان را غلط انجام می دهید.

ادامه نوشته

5 اشتباه مهلک در زندگی زناشویی

 

5 اشتباه مهلک در زندگی زناشویی

همه ما به نوعی در زندگی مان دچار تحریف های شناختی می شویم. الگوها و قالب هایی در ذهنمان می سازیم و هرگونه تخطی از این الگوها را نوعی کجروی و کج اندیشی تعریف می کنیم، برخی از اشتباهات رایج در زندگی زناشویی عبارت است از:

1 - یک ازدواج موفق همواره باید رمانتیک باشد

انتظار رمانتیک بودن زوج ها در همه لحظه های زندگی همان قدر غیرمنطقی است که انتظار داشته باشیم یک فواره همیشه در نقطه اوج بماند.

2 - همسرم همیشه باید مرا خوشحال نگه دارد

برخی از زوج ها تصور می کنند ازدواج موفق، ازدواجی است که همه لحظات آن توأم با شادمانی باشد، به عبارت بهتر همسر خوب همسری است که همیشه شما را خوشحال و خرسند نگه دارد. حتی اگر فرض کنیم همسر شما در همه لحظات زندگی بتواند شما را خوشحال نگه دارد، او مجبور خواهد بود دائم در برابر شما نقش بازی کند، یعنی با وجود این که خود از موضوعی رنج می برد و اندوهگین است، نقش انسان های خوشحال و شادمان را بازی کند، وضعیتی که در صورت تداوم می تواند به فرسودگی او و رابطه شما منجر شود.

3 - عشق کافی است

برخی به اشتباه تصور می کنند. که صرف دوست داشتن برابر است با تضمین رابطه زناشویی، تصویر ذهنی این افراد از ازدواج، رابطه ای ایستا و ساکن است، در صورتی که ازدواج نیز همچون دیگر پیمان ها و روابط اجتماعی و شخصی زندگی ما هر لحظه در حال جریان و تغییر است، بنابراین باید همواره متوجه نیازهای طرف مقابلمان باشیم و خود را با آن نیازها وفق دهیم.

4 - همسرم باید همه نیازهای مرا درک کند

این یک واقعیت است که ما امروزه در چنبره ای از سوءتفاهم ها گرفتاریم. خیلی از زوج ها متاسفانه فکر می کنند همسر خوب، همسری است که نیاز او به محبت، امنیت، حمایت احساسی، تشویق و ... را بدون آن که چیزی از این نیازها به زبان آورده شود تشخیص دهد و برآورده کند.

5 - دعوا می کنیم چون عشق وجود ندارد

تحریف شناختی دیگری که بسیاری از زوج ها به آن مبتلا هستند، انکار عشق در مشاجره و دعواست. در صورتی که مشاجره اگر به صورت سالم و با دامنه کنترل شده صورت گیرد، نه تنها به رابطه زوج ها خللی وارد نمی کند، بلکه آن ها را با نقطه نظرات واقعی یکدیگر آشنا می سازد.

راهکارهایی برای حفظ پویایی و شادابی رابطه زناشویی

1 - گفت وگو

یکی از اقداماتی که رابطه زناشویی را پویا نگه می دارد، گفت و گو است. درباره احساسات و افکارتان با همسرتان صحبت کنید.

2 - ابراز محبت

در ابراز عشق و علاقه به همسرتان دست و دلباز و سخاوتمند باشید. با کلام، نگاه و رفتارتان محبت تان را به یکدیگر ابراز کنید.

3 - انجام کارهای غیرمنتظره

کارهایی انجام دهید که بدون برنامه ریزی قبلی به نظر برسد. مثلا همسرتان را برای صرف ناهار یا شام دعوت کنید، بدون انتظار برای او هدیه کوچکی بخرید. همچنین با ظرافت و خلاقیت فضای شاد و پرمهری در خانه ایجاد کنید.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

علت بوی مخصوص در حین رابطه ‌جنسی چیست؟

 

علت بوی مخصوص در حین رابطه ‌جنسی چیست؟

انتظارات آقایان از خانم ها در رابطه جنسی و آشنایی با فانتزی های جنسی آقایان

 

غریزه جنسی در مردان :3

آموزش روابط زناشویی - یکی از زیبا ترین و مقدس ترین امیال در انسان  میل جنسی یا غریزه جنسی می باشد که خداوند به انسان و سایر موجودات زنده بخشیده اما تفاوت موجود بین انسان و سایر موجودات زنده همانند حیوانات  در زمینه گرایش به جنس مخالف و این غریزه در آن است که حیوانات به منظور تولید مثل غریزه جنسی خود را به کار می گیرند و این در حالی است که انسان ها در طول حیات خود شاید فقط معدود دفعاتی ( امروزه بین ۱ تا ۳ مرتبه ) به منظور تولید مثل ، غریزه جنسی خود را به کار می گیرند .

ادامه نوشته

تغییرات دستگاه تناسلی مردان در طول زندگی

 

تغییرات دستگاه تناسلی مردان در طول زندگی


همان طور که می دانیم قدرت جنسی مردها ، با افزایش سن ، کاهش می یابد . همچنان که سطوح هورمون تستوسترون پایین می آید ، توانایی جنسی رو به افول می نهد  ، یعنی نعوظ و حفظ آن دشوارتر می گردد . افزایش سن علاوه بر آن ، بر مقدار و کیفیت تولید اسپرم نیز تاثیر می گذارد .

در کل توانایی جنسی مردان بین 40 تا 70 سالگی ، از 60%  اولیه به 30% میزان دوره جوانی افت می کند.

از سویی افزایش سن بر نحوه ادرار مردان نیز تاثیر منفی می گذارد؛ طوری که به دلیل ضعف عضلات مثانه یا بزرگی پروستات و سایر دلایل ، خروج ادرار ضعیف تر و آرام تر می گردد . این تغییرات به همین موارد ختم نمی شود ، بلکه با عبور سن مردان از 30 سالگی ، آلت آن ها نیز دچار تغییرات می گردد که در زیر شرح می دهیم :

- ظاهر آلت تناسلی مردان، دو تغییر عمده دارد : سر آلت رنگ براق و یک دست  خود را ازدست  می دهد که نتیجه کاهش جریان خون در آن ناحیه است و دیگر این که موی ناحیه زهار شروع به ریزش می نهد .

- اندازه آلت ؛ با افزایش چربی در ناحیه شکم و زیر شکم ، طول آلت کوتاه تر به نظر می رسد . در افراد خیلی چاق ، آلت کلاً در میان توده چربی و گوشت گم می شود.در کنار این کوتاه شدگی معمولی متناسب با افزایش سن هم قرار دارد که قطر آن معمولاً حدود 1 تا 2 سانتی متر نسبت به دوره جوانی است.

یک دلیل این کاهش  به تصلب شرایین آلت در اثر وجود چربی ها برمی گردد که منجر به کاهش جریان خون به داخل حفره های آلت و انبساط آن می گردد و دلیل دیگر آن کاهش خاصیت کشانی حفره های آلت است . در این دوره ، انداره بیضه ها هم رفته رفته کوچک می شود و قطر آن ها حدوداً از 3 به 2 سانتی متر کاهش می یابد .

- در افراد میانسال به بالا آلت از شق و رقی در حالت نعوظ خارج شده و به صورت قوسی در می آید . نتیجتاً نعوظ  و دخول ممکن است همراه با درد باشد .

- حساسیت ، مطالعات نشان می دهد که سر آلت رفته رفته حساسیت اولیه خود را از دست می دهد که این امر رسیدن به اوج لذت و یا نعوظ کامل را دشوار می سازد .

- با وجود همه این تغییرات ، محققان معتقدند که خوشبختانه میل و رضایت جنسی مردان افت شدیدی پیدا نمی کند؛ یعنی اگر مسئله اصلی را در رابطه زناشویی ارضای طرف مقابل هم بدانیم، این امر به اندازه آلت و یا اوج آمادگی فیزیکی بستگی ندارد ، بلکه به تجربه و شناخت بیشتر وابسته است که آن هم نزد این میانسالان فراوان یافت می شود!

منبع: 3-m.ir

دکتر انتظاری

سرد مزاجی همسرم در مقابل نیاز جنسی بالای من

سرد مزاجی همسرم در مقابل نیاز جنسی بالای من

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده : یکی از عمده ترین مشکل در زندگی زناشویی و جنسی زوج های جوان گرم مزاج بودن یکی از زوجین در مقابل سرد مزاج بودن دیگری است .

ادامه نوشته

جنسیت  زدگی یعنی چه؟

جنسیت  زدگی یعنی چه؟

زبان و ادبیات جنسیتی به چه معناست؟
جنسیت زدگی تعصب یا تبعیضی است که زنان بر اساس جنسیت خود تجربه می‌کنند.
به عبارت دیگر رفتار، گفتار، منش و یا هر واکنشی که از اعتقاد به فرودستی زنان برخاسته باشد و باورهای اجتماعی ناشی از آن، راه را بر فعالیت های زنان ببندد، جنسیت زدگی یا کلیشه های جنسیتی می گویند.

این اصطلاح  در قیاس با نژاد پرستی ساخته شده و هر دو اصطلاح بیانگر رشد نوعی آگاهی نسبت به ستمی است که نسبت به زنان و رنگین پوستان اعمال می‌شود.

زبان و ادبیات جنسیتی یعنی کاربرد کلمات و اصطلاحاتی «بی ادبانه، ناعادلانه و نامربوط» بین عموم مردم که پیامدهای منفی ای مثل تحقیر و توهین را برای یک جنس به همراه دارد.

زبان جنسیتی استمرار دهنده فرهنگ جنسی است که بر اساس وجود رابطه سلسله مراتبی در آن، یک جنس از موقعیت برتر و بالاتری در مقابل جنس دیگر قرار می گیرد و اعمال قدرت می کند.

در جامعه ای که زبان جنسیتی رایج است، زنان تصویری کلیشه ای و منفی از خودشان خواهند داشت، اعتماد به نفس و عزت نفس پایین تری نسبت به مردان دارند و در نتیجه بیشتر منزوی می شوند. آن ها جنس دوم و فرودست بودن خودشان را باور می کنند و در اکثر مواقع به فرزندان دختر و پسرشان نیز این باورها را آموزش داده و همچنان فرهنگ مردسالارانه را در جامعه و نسل های بعدی ترویج می کنند.

ادبیات و زبان فارسی سرشار از واژه ها و کلیشه های جنسیتی!

1. « خاله زنک »
زن و مرد هر دو انسانند و هر دو می توانند همه صفات بد یا خوب را داشته باشند. مردهای زیادی پرحرف و خبرچین هستند و درباره هر چیز بی ارزش و سطحی کنجکاوی کرده و ساعت ها فکر یا زبان شان مشغول می شود، اما به این مردان «خاله زنک» می گویند!
در واقع صفات منفی پرحرفی، خبرچینی، سطحی بودن و فضول بودن به زنان نسبت داده می شود حتی اگر فاعل این اعمال مردها باشند!
پیشنهاد می کنم به جای اصطلاح کلیشه ای و جنسیتی "خاله زنک" به این مردان "عمو مردک" گفته شود. 😄

فراموش نکنیم که صفات اخلاقی جنسیت ندارند. ادبیات جنسیتی و مردسالار را کنار بگذاریم و به آن اعتراض کنیم.

2. « قول مردانه »
مردانگی فقط و فقط یک جنسیت است و نه یک ارزش یا برتری. چرا همیشه قول و قرار و راستگویی در وعده دادن، به مردان نسبت داده می شود؟
عجیب اینجاست که حتی زنان هم قول مردانه می دهند! درحالی که منطقی تر و عادلانه تر  این است که زنان « قول زنانه » و مردان « قول مردانه» بدهند.
پیشنهاد می کنم به جای ارزش گذاری بر یک جنس از واژه « شرافتمند » استفاده کنیم یا به جای کلمه جنسیتی و مردسالار " قول مردانه " بگوییم « قول واقعی، قول صددرصد » و ...
ادبیات و زبان جنسیتی و مردسالار را کنار بگذاریم و به آن اعتراض کنیم.

3. «زنان بی سرپرست یا خودسرپرست»
چندسالی ست که عبارت «زنان بی سرپرست یا خودپرست» در جامعه مان خیلی رایج شده است، این عبارت، این کلیشه جنسیتی و تبعیض آمیز را فریاد می زند که در جامعه ما زنان هم مانند کودکان نیاز به سرپرست دارند!
سرپرستی که باید حتما مرد باشد؛ پدر و یا همسر!
عبارت مردسالار «زنان بی سرپرست یا خود سرپرست» زنان مستقل را به رسمیت نمی شناسد و توانایی امرار معاش زنان را وابسته به حضور یک مرد به عنوان سایه بالای سرشان می داند.

برای این که بفهمیم این عبارات چقدر جنسیتی هستند، کافی است به جای کلمه زنان، واژه مردان را بگذاریم و ببینیم شنونده ها چقدر از شنیدن عبارت «مردان بی سرپرست یا مردان خودسرپرست» تعجب می کنند و حتی خواهند خندید.
ادبیات جنسیتی و مردسالار را کنار بگذاریم و به آن اعتراض کنیم.

4. « خیلی مردی »
بارها و بارها دیده و شنیده ایم که وقتی می خواهند از رشادت، شجاعت، توانمندی و پشتکار یک زن تعریف کنند به او می گویند: « خیلی مردی!»

اون زن مثل یک مرد با مشکلات می جنگه! زنه ولی از هر مردی مردتره! اون زن برای خودش شیر مرده و ....»
نسبت دادن واژه مرد به یک زن در هر شرایطی توهین به زنان است.
چرا که این کلیشه جنسیتی و مردسالار را فریاد می زند که مرد بودن یک ارزش و برتری است!
اما همیشه و همه جا نسبت دادن واژه زن به مردان توهین آمیز است و نوعی تحقیر مرد به حساب می آید: 

« مثل زنان رفتار نکن. مثل زن ها گریه نکن. مگه زن هستی که این کارا را می کنی؟ برای تنبیه اون مرد، لباس زنانه تنش کردند و ....!»
ادبیات جنسیتی و مردسالار را کنار بگذاریم و به آن اعتراض کنیم.

در این متن چند نمونه از کلیشه های رایج جنسیتی مثال زده شده است، شما چه کلیشه های جنسیتی دیگری را می شناسید؟

راه هایی برای جلوگیری از خیانت همسر

راه هایی برای جلوگیری از خیانت همسر

 

یک خیانت کار همیشه مقصر است، اما شاید بتوان کاری کرد که خیانتی اتفاق نیفتد و شرایطش پیش نیاید.....

کسی که دزدی می کند، دزدی کرده است و اوست که تصمیم گرفته دزدی کند و اوست که باید تنبیه شود و به سزای کارش برسد. تنبیه و محاکمه دزد، لازم است، اما کیست که نداند فقط آن دزد نیست که مقصر است. بسیاری کسان دیگر هم هستند که در این میان مسئولیت دارند و می توانند فعالیت هایی انجام بدهند که انگیزه دزدها کمتر شود یا فضای جامعه برای دزدی بیشتر شود.

ادامه نوشته