علیه اعدام

⭕️علیه اعدام

🖌 سعید مدنی

۱۰ اکتبر روز جهانی علیه مجازات اعدام

 «سر انسان را پرورش دهید، آبادش کنید، بارورش سازید، روشن و با تقوایش کنید. لازم نیست از تن جدایش کنید، از آن بهره‌ ببرید».        
                                                                                                               ویکتور هوگو
 
✅«همۀ ما با هم مرتبطیم» حکمتی کهن است . ارتکاب جرم نشانه‌ای از عدم تعادل است و این گزاره فراخوانی برای بازیابی آن تعادل؛ تعادلی که فقدانش دامن همۀ ما را خواهد گرفت، زیرا همۀ ما با هم مرتبطیم. این مهم می تواند با تعامل همه کسانی که تحت تأثیر جنایت قرار گرفته‌اند محقق شود: قربانیان، کسانی که به آن ها آسیب رسانده اند و جامعه، یعنی تعهد جامعه و مجرم برای پاسخ به نیازهای قربانیان.

🔸 جرم در خلاء رخ نمی دهد. کسانی که به دیگران صدمه وارد می کنند اغلب خود قربانی خشونت دیگران بوده اند. پیامد ضربه ناخوشایند حاصل از خشونت اثرات مواجی بر کسانی که از آن رنج برده اند دارد و ممکن است موجب متجاوز شدن خود  آن ها شود. این وضعیت ممکن است با مشکلات اجتماعی رایج مثل نابرابری و تبعیض، فقر، ناکارآمدی نهادی،اعتیاد و سوء مصرف،غفلت، بیماری روانی و بالاخره پاندمی کرونا تشدید شود، و طوفانی تمام عیار از جرایم خشونت آمیز ایجاد کند که احتمالاً می  شد از آن  پیشگیری کرد تا هرگز رخ ندهد. چه کسی مسئولیت این پیشگیری را بر عهده دارد؟

🔸 به عبارت دیگر اگر جامعه سالم باشد، چرا شنیع ترین، زشت ترین و خشن ترین جرایم روندی فزاینده و شتابناک بیابد و در نتیجه‌اش آمار اعدام و مجازات های سنگین  بیشتر و بیشتر شود؟ بی تردید در این زمینه نظام های سیاسی نقش و وظیفه اصلی را عهده دار هستند و البته آخرین وظیفه مورد انتظار از آن ها پس از ایجاد جامعه ای سالم، مجازات است. نظامی که حکم مرگ را بر شهروندان تحمیل می کند، روایت های انسانی افراد بسیاری که چنین اتهاماتی داشته‌اند را نادیده می گیرد و اغلب از شنیدن صدای قربانیان غفلت می کند.  قربانیان و متهمان روایت های سخت و پیچیده ای دارند که به ما می آموزد چقدر در رنج آنان سهم داریم. در این روایت ها در زمینه و بستر مشترک، اطلاعاتی مرتبط با خشونت پیدا می کنیم. ماهیت خصمانه نظام عدالت کیفری بر فهم عمیق این دینامیسم های پیچیده نمی افزاید، در حالی که راه حل های بلند مدت و مؤثر برای مواجهه با مشکل جرایم خشونت آمیز مستلزم این فهم است. ترس و اضطراب در فضای تفرقه و انسانیت زدایی از دیگران، سهیم هستند. ما باید انسانیت مشترکمان را به یاد آوریم. قربانیان می توانند مسیر حرکت به پیش را به ما نشان دهند..

🔸تجربه هم زیستی و هم نشینی با برخی افراد که با اتهامات کاملا متفاوت تنها وجه اشتراک شان صدور مجازات مرگ برای آن ها و در نهایت اعدام بود، به تغییر دیدگاه من نسبت به مجازات مرگ منجر شد و از یک مدافع کاربرد محدود حکم اعدام به یک مخالف مطلق این مجازات تبدیل شدم. برای مثال در حالی که سال ها ماده 220 قانون مدنی و معافیت پدر و جد پدری از قصاص در پرونده های قتل کودکان را مورد انتقاد قرار داده بودم و پدر و جد پدری که فرزند و نوه شان را با قصاوت به قتل رسانده بودند شایسته مجازات مرگ می‌دانستم، یکباره متوجه شدم که اگر چه همواره یک مدافع حقوق کودکان بوده و سلامت و صیانت از تمامیت جسمی و روانی آن ها را در اولویت قرار داده‌ام اما در همان حال نمیتوانم مدافع نقض حق حیات افراد برای دست یابی به جامعه ای عاری از خشونت علیه کودکان باشم. همین طور با وجود آن که سال ها است در برنامه های پیشگیری، کنترل و کاهش اعتیاد مشارکت داشته و در این زمینه نوشته ام و به همین سبب همواره مشوق برخورد با قاچاقچیان عمده و بزرگ بوده ام، اما به تدریج دریافتم که اعدام عرضه کنندگان هرگز درمانی برای دردهای جامعه معتادان کشور نیست و مجازات مرگ تنها مشکلی را بر مشکلات خواهد افزود.   

🔸حساسیت و توجه نسبت به حکم اعدام و ضرورت لغو آن در دوره معاصر سابقه ای نسبتا طولانی دارد. در سال 1299 شاعری با تخلص «وحید» در مجله ارمغان چنین سرود:

قصیده ای است به ضد سیاست اعدام
که گر درست بخوانی بلرزدت اندام

🔸در هر حال با وجود نزدیک به یک سده بحث و بررسی درباره مجازات اعدام هنوز ناگفته های بسیاری در این زمینه وجود دارد و شایسته است با گسترش دامنه این مباحث راهکارهایی برای کاهش و توقف کامل حکم اعدام جستجو شود. 

امداد اندیشه .

* مفهوم فلسفی کثافت *

* مفهوم فلسفی کثافت *
سال ها پیش در زمان دانشجویی به فلسفه علاقه پیدا کرده بودم و برای مدت کوتاهی در کلاس های فلسفه  مرحوم دکتر احمد فردید در انجمن حکمت و فلسفه، شرکت می کردم .
 یک روز استاد که معروف به فیلسوف شفاهی هستند، وارد کلاس شدند و از تک تک ما سوال کردند که معنای * کثافت * چیست ؟!
هر کدام از ما جمله ای را در بیان معنای کلمه ی کثافت توصیف کردیم . استاد احمد فردید همه ی جواب های ما را رد کردند .
و ما همگی با تعجب پرسیدیم پس جواب صحیح این سوال چیست ؟!
 استاد گفتند : * کثافت به شخص یا اشیایی اطلاق می شود که در مکانی بجز مکان اصلی
خودش باشد.*
پرسیدیم :یعنی چه ؟
گفتند: مثلا شما همگی عاشق تک تک تارهای موی مادرتان هستید! ولی اگر یک تارِ موی مادرتان داخل غذا باشد آن را چندش آور و كثيف اطلاق می کنید!
همه ی ما خورش و ته غذا را با نان و با علاقه وافر می خوریم. ولی، اگر یک لکه از آن روی لباسمان بیافتد این * کثافت * است .

امروز نگاه می کنم که در جامعه ما هیچ کس و هیچ چیزی سر * جای خودش نیست * و ما متاسفانه اکنون چقدر * کثافت * در جامعه خود داریم! و، در چه جامعه ی کثیفی زندگی می کنیم.!

جامعه ای پُر از کثافت!

تست احمقی..!!!

تست احمقی..!!!

در آلمان وقتی کسی مکرر اشتباه رانندگی بکنه گواهی نامه‌اش رو دائمی ازش می‌گیرند.. به او (بدون شوخی میگم!!!) میگن تو احمق هستی و اگر می‌خواهی رانندگی بکنی و مجددا گواهی نامه بگیری اول باید تست احمقی رو بگذرونی و ثابت کنی که احمق نیستی و بعد تازه اجازه داری از نو مثل همه گواهی نامه بگیری..!!!

این تست‌ها آنقدر سخته که من دیدم آدم‌های بزرگ زار زار گریه می‌کردند چون برای بار چندم تست احمقی idioten test  رو پاس نکرده بودند..!
یکی از همکاران سابق من باید این تست رو می‌داد..! چندین بار مشروب خورده بود و گواهی نامه‌اش رو گرفته بودند.! 

بار اول ردش می‌کنند چون جلوش سه تا گوی شیشه‌ای گذاشته بودند و بهش گفته بودند با این ها یک هرم درست کن..!!! دوستم گوی‌ها رو گرفته بوده دستش و داشته نگاه می کرده که بهش میگن رد شدی..!!! میگه من که هنوز کاری نکردم..؟ میگن خوب همین که داری فکر می کنی که با سه تا گوی احیانا شاید بشه هرم درست کرد یعنی احمقی...!!! برو شش ماه دیگه اجازه داری مجددا تست بدی..!!!
این بدبخت شش ماه تمام تمام گروه.های آنلاین رو چک می‌کنه و تمام سوال و جواب‌های ممکن رو حفظ می‌کنه..!! بعد از شش ماه در آزمون مجدد هر چی ازش می‌پرسند  رو درست جواب می‌ده..! میگن : خیلی خوب تو قبول شدی..!! دیگه قبول داریم احمق نیستی..!!! بعد لحظه آخر ازش می‌پرسند روزی که گواهی نامه‌ات رو ازت گرفتن چه روزی بوده..؟ میگه نمی دونم..! میگن پس برو رد شدی...!!! چون اگه احمق نبودی دردت اومده بود و دقیقاً می‌دونستی چه روزی گواهی نامه‌ات رو از دست دادی...!!!

همه این ها رو گفتم که بگم اون کسی که با دیدن این چند تا چلمنگِ دزد و اکثراً جانی ، فکر می کنه که میشه از این ها یه حکومت درست در آورد و بر این اساس در انتخابات شرکت می‌کنه احمقه یا خودشو به حماقت زده چون براش منفعتی داره..!!
این شامل حال خیلی ها میشه!!!
و کسی هم که تاریخ رو فراموش می‌کنه ، باز هم احمقه...!!! مگه دوران احمدی‌نژاد حکومت یک دست نشد..؟؟ نتیجه چی بود..؟ این بود که دیدیم..!!!

این انتخابات نبود که مردم توش شرکت کردند..!! تست احمقی بود..!!!

نامه ای از محسن رنانی استاد دانشگاه اصفهان

نامه ای از محسن رنانی استاد دانشگاه اصفهان:


 معلم‌های عزیز ،
سلام,
ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم ،
اما همه چیز بدتر شد.

تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد،
ضایعات نان‌مان بیشتر شد،
آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد،
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد،
پرونده‌های اختلاس در دادگستری‌مان بیشتر شد،
تعداد زندانیان‌مان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.

پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.
آموزش کودکان ما ساده است.
ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسان های توانمند هستیم.

پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید.
به آن ها,
گفت‌ و گو کردن را،
تخیل را،
خلاقیت را،
مدارا را،
صبر را،
گذشت را،
دوستی با طبیعت را،
داشتن توان عذرخواهی را ،
دوست داشتن حیوانات را،
لذت بردن از برگ درخت را،
دویدن و بازی کردن را،  
شاد بودن را،
از موسیقی لذت بردن را،
آواز خواندن را،
بوییدن گل را،
سکوت کردن را،
شنیدن و گوش دادن را،
اعتماد کردن را،
دوست داشتن را،
راست گفتن را و
راست بودن را بیاموزید.

باور کنید,
اگر بچه‌های ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت،
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،
و ندانند که آیا با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست،
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود؛
اما اگر آن‌ها زندگی کردن را,
و عشق ورزیدن را
و عزت نفس را
و تاب آوری
و عدم پرخاشگری را,
تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالی‌ها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.

لطفاً برای بچه‌های ما,
شعر بخوانید،
به آن ها موسیقی بیاموزید،
بگذارید با هم آواز بخوانند،
اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،
بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند,
و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.

لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید.
اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند،
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید،
زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید،
آنان را از وحشت آنچه شما مقدس می‌پندارید, به لکنت زبان نیندازید.

بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آن ها نهادینه نکنید.

اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دست کم هوای همدیگر را داشته باشیم،
نداشته‌ها و تنگناها و غم‌ها و عقده‌های خود را به کلاس‌ها نبرید.
شما را به خدا در کلاس‌های‌تان خدایی کنید نه ناخدایی.
شاید خدا به شما و ما رحم کند و کودکان مان خوب تربیت شوند.

محسن رنانی

آموزش و پرورش در فنلاند

آموزش و پرورش در فنلاند

✍ رضا محمدی

✅‏نظام آموزشی ‎فنلاند موفق‌ترین نظام آموزشی دنیاست. در این ‎یادداشت به برخی ویژگی‌های آن اشاره می‌کنیم.

✅1- هدف اصلی برنامه درسی فنلاند این است که دانش‌آموز به‌عنوان یک انسان و یک شهروند رشد کند و تاکید بر چگونه یاد گرفتن آنان است به جای این که چه چیزهایی یاد بگیرند.

ادامه نوشته