هشتاد و دو سال از نام گذاری ایران می گذرد

هشتاد و دو سال از نام گذاری ایران می گذرد

در فروردین سال ۱۳۱۴ خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت، نام رسمی ایران (به جای پرس، پرشیا و غیره) برای کشور ما انتخاب شد. در مغرب زمین از قرون وسطی، ایران به نام هایی از قبیل: پرس (فرانسوی)، پرشیا (انگلیسی)، پرسیس (یونانی) نامیده شده است. اسمی که امروز " ایران " گفته می شود بیش از ۶۰۰ سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد.
سعید نفیسی در دی ماه ۱۳۱۳ نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد. این نام گذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و بر این باور بودند که در "پرشیا" فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز است؛ اما حامیان نام گذاری ایران، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار سیاسی کشور می افزاید.

" واژه ایران " بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست. پروفسور آرتور اپهام پوپ (۱۹۶۹ – ۱۸۸۱ میلادی) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب "شاهکارهای هنر ایران" که در سال ۱۳۳۸ توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است، می نویسد: «کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود»

واژه " ایران " از دو قسمت ترکیب شده است. قسمت اول به معنی اصیل، نجیب، آزاده و شریف است. قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است.

در شاهنامه فردوسی بارها کلمه " ایران " به کار رفته است. ده ها بار ترکیباتی نظیر: بزرگان ایران، بر و بوم ایران، ایران و توران، ایران و روم، ایران زمین، شهر ایران، ایران و انیران و نیز بیش از ۳۵۰ بار " ایرانی و ایرانیان ".

معنی واژه " ایران " سرزمین آزادگان است. فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان (ایرانیان) چنین می سراید:

تو با دشمن ار خوب گفتی رواست
از آزادگان خوب گفتن سزاست

دکتر محمد معین ( ۱۲۹۳ – ۱۳۵۰ ) ادیب و سخنور نامی ایران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد: «اصل و ریشه Arya هر چه باشد، این قدر واضح است که این کلمه به تداعی معانی بسیار را به خاطر می آورد. مللی که متعلق به بخش خاوری هند و اروپائیان بودند، خود را بدین نام مفتخر می دانستند. آرین Aryan از واژه آریا Arya مشتق است. اجداد مشترک ملل هند و ایران خود را بدان نام معرفی می کردند. واژه ایران، خود از همین ریشه آمده است»

دکتر بهرام فره وشی (۱۳۰۴ – ۱۳۷۱) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد: 

« ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است. در اوستا هم نام قومی ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است. این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است. قسمت اول کلمه ایرلند Ir – Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است. ایرلند به معنی سرزمین نجباست»🌺🌺❤️❤️


برگرفته از مقاله " چگونه ایران شدیم؟
#مجتبی انوری🍃🍃🍃

پندانه

پندانه

" لوئیز.هی " درکتاب "شفای درون" می گوید: 

تمام بیماری های انسان، از افکار او سرچشمه می گیرند؛ یعنی افکار ما هستند که بیماری ها را در وجودمان تولید می کنند:

🎴تيروئيد:وجود بغضي در گلو، كه تركيده نمي شود
🎴سرطان:ناشی از نبخشیدن خود و دیگران است
🎴ام اس:به دلیل عصبانیت طولانی مدت و کینه ورزی است
🎴بیماری قند:به خاطر افسوس گذشته ها را خوردن است
🎴سر درد:به دلیل انتقاد از خود و دیگران است
🎴زکام:به خاطر وجود آشفتگی های ذهنی است
🎴درد مفاصل: به دلیل نیاز به محبت و آغوش گرم است
🎴فشار خون: به خاطر مشکل عاطفی درازمدتی است که حل نشده باقی مانده
پس بیایید ذهن هایمان را پاک کرده و شستشو دهیم:
دیگران را ببخشیم...
خودمان را ببخشیم...
بیشتر محبت کنیم...
کمتر گله و شکایت کنیم...
فراوان تر بخندیم و شاد باشیم...
و بدانیم افکار ما بسیار قدرتمند و اثرگذار هستند و تاثیرات بسیار شگفت انگیزی از خود باقی می گذارد.

https://telegram.me/joinchat/BjkEpz8DI5l3T_93IL

 

شجاع ترین آدم ها کیا هستند ؟

شجاع ترین آدم ها کیا هستند ؟

معلم به بچه ها گفت :
" تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع ترین آدما کیان ؟
 بهترین متن جایزه داره ".

یکی نوشته بود:
 غواص که بدون محافظ تواقیانوس با کوسه ها شنا می کنه.
یه نفر نوشته بود :
اونا که شب می تونن تو قبرستون بخوابن.
یکی دیگه نوشته بود :
اونایی که تنها چادر می زنن تو جنگل از حیوونا نمی ترسن . و...

هر کی یه چیزی نوشته بود اما
این نوشته دست و دلشو لرزوند ، تو کاغذ نوشته شده بود :
" شجاع ترین آدما اونان کـه خجالت نمی کشن و دست پدر مادرشونو می بوسن...نه سنگ قبرشونو...!!! "

 قطره اشکی بر پهنای صورت معلم دوید.به همراه زمزمه ای ...
افسوس من هم شجاع نبودم...

یادمون باشه!
تو خونه ای که {بزرگ ترها} کوچک میشن
                 {کوچک ترها} هرگز بزرگ نمیشن
امروز تولد ۱۲۶ سالگى چارلى چاپلين است

روز خوبى است براى يادآورى ٣ جمله تاثير گذار او:

یک : هيچ چيز در اين جهان جاودانه نيست حتى مشكلات و بد بيارى هاى ما
دو : من قدم زدن تو بارون را دوست دارم چون كسى نمي تونه اشكامو ببينه
سه : بيهوده ترين روز در زندگى اون روزيه كه ما نخنديم
 
لبخند بزنيد و اين پيام رو به هر كى كه دوست دارين خندشو ببينن بفرستين

چارلى مي گويد : پس از كلى فقر، به ثروت و شهرت رسيدم. آموخته ام كه با پول ... مي توان ساعت خريد، ولى زمان نه ... 

مي توان مقام خريد، ولى احترام نه ... 

مي توان كتاب خريد، ولى دانش نه... 

مي توان دارو خريد ولى سلامتى نه، 

مي توان رختخواب خريد، ولى خواب راحت نه

ارزش آدم ها به دارايى آن ها نيست به معرفت آن هاست.

تقدیم به همه دوستان بامعرفت*و بامرام

ﻭﺍتساﭖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪ؟

ﻭﺍتساﭖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪ؟
ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺟﺎﻟﺐ ﻭاتساﭖ
🔵
ﻏﺮﻭﺏ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ۱۹۷۶ ﺣﺪﻭﺩ 44 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﻬﺮ ﮐﯿﻒ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺍوﮐﺮﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻭ ﻓﻘﯿﺮ ﭘﺴﺮﯼ به دﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺟﺎﻥ
ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ...
۱۶ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ....
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎﺩ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﯽ ﻭﺯﯾﺪ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ می آﻣﺪ ﺍﻣﺎ ﻓﻀﺎﯼ ﺧﻮﻧﻪ به دﻟﯿﻞ ﻓﻘﺮ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺑﻮﺩ ...
ﭘﺪﺭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻔﺮﺳﺘﺪ ...ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺭ آﻧﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﺭﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ ...
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺁن ها ﺩﺍﺩ ﻭ ﺟﺎﻥ ﮐﻪ ۱۶ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ به عنوﺍﻥ ﺭﻓﺘﮔﺮ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﮑﺎﺭ ﺷﺪ ... ﺑﻌﺪﺍ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﺎﺩﺭ ﯾﮏ " ﺩﮐﻪ
ﻓﺮﻭﺵ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ "ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ...
ﺑﺴﺨﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺍین که ۵ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﮐﺮﺍﯾﻦ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺖ ... ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﺭﻭﺣﯽ ﺑﺮ " ﺟﺎﻥ " ﺟﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﺷﺪ . ﺩﺭ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﯽ ﻋﻼﻗﻤﻨﺪ ﺷﺪ . ﺑﻌﺪﺍ ﺍﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ آﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺍﻡ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺮﮐﺖ ﯾﺎﻫﻮ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ ...
ﺗﺎ ﺍین که ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۹ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍی ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩ . ﺍﻭ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﮑﻪ ﮐﻼﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ " ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟ " ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ
‏( whats up ‏) ﻭﺍﺗﺴﺎﭖ ﺷﺪ .
ﻭ ﺑﻪ whatsApp ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ . ﻣﺪﯾﺮ ﺷﺒﮑﻪ ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﺗﺴﺎﭖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ۱۹ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﻻﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ  ﺟﺎﻥ ﮐﻮﻡ " ﻓﻘﯿﺮ ﺣﺎﻻ ﺻﺎﺣﺐ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﯼ ﺷﺪﻩ ... ﻭ
ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩ . 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﺗﺴﺎﭖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪﺗﺮﯾﻦ ،ﺳﺮیع ترﯾﻦ، ﺁﺳﺎن ترﯾﻦ ﻭ ﭘﺮ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺣﺎﻻ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﻠﺐ ﺣﺪﻭﺩ ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﻣﺘﺼﻞ می کند.
ﭘﺴﺮ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﻧﺎﻥ ﺷﺐ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ رفتگر ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ .
ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﻭﺍﺗﺴﺎﭖ ﺑﻪ ﺣﺪﻭﺩ۸۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ .
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺣﺪﻭﺩ ۳۰ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﭘﯿﺎﻡ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
" ﺟﺎﻥ ﮐﻮﻡ " ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻥ
ﺁﻥ ﺍﺯ ﻣﺮﺯ ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ نفر می گذرد.

️گمشده ما دمکراسی است

️گمشده ما دمکراسی است

🎙صادق زیبا کلام

✂️. . . میرزا رضای کرمانی با تپانچه گذاشت روی شقیقه ناصرالدین شاه. ناصرالدین شاه 50 سال سایه خدا بود. آدم‌ها باور نمی‌کردند که این اتفاق در حرم حضرت سیدالکریم افتاده است. خیلی‌ها فکر نمی‌کردند چنین موجودی وجود داشته که با گلوله گذاشته روی مغز سایه خدا (ضل الله).(ظل الله-صحیح است) همه می‌آمدند ببینند که واقعاً  ضارب چه کسی است؟ بشر معمولی است؟ جن و پری است؟ شیطان است؟ خیلی‌ها آمدند و رفتند و میرزا رضای کرمانی را دیدند. در غل و زنجیر بود، بسته بودند. چند وقت بعد هم اعدامش کردند. وقتی می‌خواستند او را اعدام کنند به او گفتند: 

در بین بازدیدکنندگان کسی بود چیزی به تو بگوید و تو را به فکر فرو ببرد؟ 

میرزا رضا می‌گوید: نه. اما کمی مکث می‌کند و می‌گوید: 

چرا. ناصرالملک یک چیزی به من گفت که کمی به فکر فرو رفتم. ناصرالملک یک بار آمد و مرا دید. 

ناصرالملک کسی است که بعد از خلع  محمدعلی میرزا نایب‌السلطنه می‌شود. چیزی که در مورد ناصرالملک نمی‌دانید این است که او در قرن نوزدهم در آکسفورد اقتصاد و تاریخ و فلسفه خوانده بود. می‌دانید به او چه چیزی می‌گوید که میرزا رضا به فکر فرو می‌رود؟ 

می‌گوید: وقتی داشتی سایه خدا را می‌زدی، فکر کردی کدام نادر پشت دروازه‌های تهران منتظر است که این نباشد و او بیاید و نجات دهد؟ 

ما همه سال 57 میرزا رضا بودیم و فکر می‌کردیم اگر محمدرضا پهلوی نباشد «تا شاه کفن نشود این وطن، وطن نشود» این شعارهایمان بود.
✳️ما همه میرزا رضای کرمانی بودیم. فکر می‌کردیم اگر شاه نباشد یک مشت آدم‌های ملی، وطن‌پرست، متدین، مسلمان می‌آیند. یکی وزیر کشاورزی می‌شود، یکی نخست‌وزیر می‌شود... اصلاً گلستان می‌شود. این تفکر ما در سال 57 بود. امروز خیلی‌ها این تفکر را دارند که اگر این ولایت فقیه نباشد، اگر این نظام جمهوری اسلامی نباشد، حکومت ملی و مردمی و آدم‌های تحصیل کرده و وطن‌پرست در خارج از کشور و داخل کشور زیاد هستند این ها بیایند روی کار، ایران گلستان می‌شود. همان- به اصطلاح- ندیدنی که- من خودم را می‌گویم- در 22 بهمن سال 57 داشتم، الان هم خیلی‌های دیگر دارند. من باید 22 بهمن 57 می‌رفتم به دنبال همین که گفتم، دموکراسی. دموکراسی هست که همین چیزهایی که شما می‌خواهید، ما را می‌رساند به فنلاند، می‌رساند به ژاپن، می‌رساند به هند. فنلاندی‌ها نه کروموزوم‌شان، نه ژن‌شان، نه آب‌شان، نه هوایشان، نه خوراک‌رشان، نه گندم‌شان... با ما هیچ تفاوتی ندارد. آنچه که فنلاند می‌شود دموکراسی است. چرا ما جمهوری اسلامی ایران شدیم؟ محمدرضا پهلوی... برای این که به دنبال تحقق دموکراسی نرفتیم. فقط صادق زیباکلام نبود که به دنبال دموکراسی نرفت. ابراهیم اصغرزاده، کسی که در رأس دانشجویان خط امام [بود]... سال 1360  که پدر به پسر اعتماد نمی‌کرد فرمانده تیم حفاظت مقام معظم رهبری بود، سال 70 برای مجلس ردصلاحیت شد. . . بهزاد نبوی ردصلاحیت می‌شود...
❇️می‌دانید چرا این کشیده‌ها را خوردیم؟ چون دنبال دموکراسی نرفتیم. برای این که شما در سال 60، سال 61، سال 62، سال 63، اگر شما به آقای ابراهیم اصغرزاده، صادق زیباکلام، سیدمحمد خاتمی، مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوی، سعید حجاریان می‌گفتید دموکراسی، می‌گفتیم این ها چیزهای بورژاوزی است. مال غرب [است]. الان اسلام است، الان باید توی دهن آمریکا بزنیم، الان باید استکبار را به زانو بکشانیم. بهایش را هم پرداختیم. سعید حجاریان را از نزدیک ببینید آدم گریه‌اش می‌گیرد نمی‌تواند دو کلمه حرف بزند. . . .
✅به دموکراسی بها ندادیم. نور به قبر مهندس مهدی بازرگان ببارد. نور به قبرش ببارد، نور به قبرش ببارد. تنها کسی بود که به دموکراسی بها می‌داد، تنها کسی بود که جلوی امام ایستاد، تنها کسی بود که می‌گفت دموکراسی، تنها کسی بود که با اشغال سفارت مخالفت کرد، با دادگاه‌های انقلاب مخالفت کرد، با اعدام‌ها مخالفت کرد و با خیلی چیزهای دیگر مخالفت کرد. منتها ما در مورد بازرگان چه فکر می‌کردیم؟
✅بزرگ‌ترین جنایتی که شاه کرد این بود که جامعه ایران را بسته نگه داشت. بزرگ‌ترین کاری که شاه کرد این بود که صادق زیباکلام و صادق زیباکلام‌ها دنبال تصویر امام در کره ماه می‌گشتند. آن‌وقت انتظار دارید این جامعه چه کار کند؟ از همان زمان میرزا رضای کرمانی ما به دنبال دموکراسی نرفتیم، به دنبال انقلاب رفتیم. به دنبال زدن این، گرفتن آن، این را سر جایش بنشانیم... باید به دنبال دموکراسی برویم. گمشده ما دموکراسی است.

دوازده نشانه ی بیداری روح

🌸دوازده نشانه ی بیداری روح🚩

۱. لذت بردن از هر لحظه زندگی*
۲. شکرگزاری و قدردانی از آفریدگار در هر فرصتی*
۳. داشتن لبخندهای غیر ارادی*

۴. احساس پیوستگی با دیگر موجودات و طبیعت*
۵. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد دیگران*
۶. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد خودتان*

۷. توانایی برای از بین بردن هرگونه نگرانی و دلواپسی*
۸. عدم علاقه به هرگونه درگیری*

۹. عدم علاقه به این که به کارهای دیگران فکر کنید و یا دلایل آن را بررسی کنید*
۱۰. تمایل زیاد به این که اجازه دهید زندگی خودش مسیرش را طی کند به جای این که مسیر آن را مشخص و تعیین کنید*

١١. تمایل به این که به طور همزمان تصمیم بگیرید و عمل کنید، به جای این که به تجربیات و ترس های گذشته خود رجوع کنید*

١٢. دستیابی به نیروی عشق ورزیدن به دیگران، بدون انتظار برای بازگشت*

بهترین راه درهَم کوبیدن طبقه متوسط

 بهترین راه درهَم کوبیدن طبقه متوسط

زمانی لنین به صراحت نوشت:

بهترین راه درهَم کوبیدن طبقه متوسط این است که آن ها را بین دو سنگ آسیابِ تورم و مالیات قرار دهیم.

در ایران، دیگر طبقه متوسطی باقی نمانده است که کتاب به دست بگیرد، سفر کند، یاد بگیرد، حامل ارزش‌های دموکراتیک باشد.
جامعه ایران منقسم شده بین دو طبقه:
فرادستان و فرودستان.
اولی را غرور کور کرده است و دومی را کینه و عقده.
بالایی می‌ترسد و روز به روز، محافظه کارتَر می‌شود، پشت سنت و دین پناه می گیرد. پایینی هم خشمگین، شعله انتقام در دلش زبانه می‌کشد. سونامی که بیاید دیگر کِشتی، هرچقدر هم غول‌پیکر باشد، عاقبتی جز واژگونی غمبار نخواهد داشت.

تورم، نام دیگرش مالیات پنهان است.  آمارهای رسمی نشان می دهند تورم بالای چهل درصد است، یعنی به ازای هر صد تومان درآمد، چهل تومانش روانه جیب طبقه فرادست می‌شود.
این را بیفزایید به مالیات رسمی. در واقع مردم ایران دارند خرحمالی می‌کنند.
    
میلتون فریدمن معتقد بود تورم همان مالیات پنهان، غیر مشروع و غیرقانونی است که اخذ می‌شود. طبقه فرادست عملاً جیب‌بری می‌کند و سرِ گردنه ایستاده است و درحال غارت مردم است. چنین چیزی را هر نامی می‌توان داد، جز نامِ انسانیت.

رفتارهای مخرب ارتباطی

رفتارهای مخرب ارتباطی


1. نصیحت تکراری؛
2. تذکر مداوم ؛
3. سرزنش؛
4. منت گذاشتن؛
5. مقایسه کردن؛
6. جر و بحث کردن؛
7. برچسب منفی زدن؛
8. پیش بینی منفی (نفوس بد)؛
9. گله و شکایت مداوم؛
10. اظهار نظر کردن قبل از این که از شما نظری خواسته باشند؛
11. اظهار نظر در اموری که تخصص آن را نداریم!


دقت كنيد كدام علل و عوامل در سبک ارتباطی شما نهفته است؟ آن ها را شناسایی و برطرف كنيد.

 اين يك گام اساسی در بهبود روابط شما با فرزند نوجوانتان است.

مهارت‌های زندگی

اعداد مهم برای کسانی که می‌خواهند کمک کنند

اعداد مهم برای کسانی که می‌خواهند کمک کنند
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی شهید بهشتی)


✅ قطعی برق این روزها رنج‌آفرین است. هر قطعی برق یعنی کودکانی که بر اثر گرما رنج می‌کشند، کارگرانی که ساعاتی بیکار می‌شوند و دستمزدی را از دست می‌دهند، بیمارانی که در مراکز درمانی معرض تهدید قرار می‌گیرند، و خلاصه هم‌وطنانی که آزار می‌بینند. برخی به هر دلیلی در «آگاهی انکار» فرو رفته‌اند و بر اثر ناامیدی یا هر دلیل دیگری قصدی برای کمک کردن به بهبود شرایط ندارند. نظر این گروه هم محترم است، اما دسته دومی هستند که فکر می‌کنند در این شرایط باید به فکر ایران بود و کوشید تا مردم کمترین رنج و ناراحتی را تحمل کنند. 

دانستن اعداد میزان مصرف برق مصرفی وسایل برقی به این عده کمک می‌کند تا تصمیم بهتری درباره مصرف‌شان بگیرند. اعداد زیر را از سایت شرکت‌های توزیع برق استخراج کرده‌ام و به ترتیب از پرمصرف‌ترین به کم‌مصرف‌ترین وسایل مرتب شده‌اند.
1. سرمایش مرکزی: 5000 وات
2. ماشین لباس شویی: 2500 وات
3. کولر گازی: 2400 وات
4. ماشین ظرف شویی: 2000 وات
5. اتو بخار: 1800 وات
6. سشوار: 1200 وات
7. اتو: 1100 وات
8. جاروبرقی: 1000 وات
9. ماشین خشک‌کن لباس: 1000 وات
10. اتو: 1000 وات
11. سماور برقی: 1000 وات
12. پلوپز: 800 وات
13. مایکروفر: 900 وات
14. کولر آبی: 600 وات
15. چرخ گوشت: 500 وات
16. غذاساز: 500 وات
17. کامپیوتر شخصی: 250 وات
18. تلویزیون پلاسما 42 اینچ: 280 وات
19. تلویزیون معمولی: 180 وات
20. چرخ خیاطی: 100 وات
21. پنکه: 80 وات
22. لامپ مهتابی: 40 وات
23. لامپ کم‌مصرف: 20 وات
✅ ساعات اوج مصرف بین 12 ظهر تا ساعت 16 و هم‌چنین از غروب آفتاب تا حدود ساعت 22 شب است. اگر می‌خواهیم سهمی در کاهش احتمال قطعی برق و کاستن از رنج هم‌وطنان خود داشته باشیم، سعی کنیم:
🖌 وسایل ردیف 1 تا 13 را در ساعات اوج مصرف روشن نکنیم.
🖌 عمده‌ترین مصارف تابستان ناشی از کولرهای گازی است. هم‌وطنان استان‌های شمالی و جنوبی ما واقعاً به استفاده از کولرهای گازی نیاز دارند، اما در سایر استان‌ها واقعاً می‌توانیم با یک پنکه 80 واتی، گرمای هوا را تعدیل کرده و از روشن کردن کولر گازی 2400 واتی خودداری کنیم.
⭕️ اگر به هر دلیلی مایلید کولر گازی روشن کنید، لطفاً کولر را روی دمای 26 درجه تنظیم کنید.
⭕️ صنعت برق کشور، سرزمین ایران و هم‌وطنان‌مان به این همراهی نیاز دارند. لطفاً به کودکان، بیماران، کارگران، سالمندان و همه هم‌وطنانی فکر کنید که بر اثر ناهمراهی ما در رنج و سختی قرار خواهند گرفت.

(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
https://t.me/fazeli_mohammad

هر انسان در طول زندگی خود 7500 حیوان را می‌خورد!


⚠️ هر انسان در طول زندگی خود 7500 حیوان را می‌خورد!

یک انسان به طور میانگین تا سن 70 سالگی 11 گاو، 27 گوسفند و 2400 مرغ را به طور کامل می‌خورد!

با وجود این آمارها ویروس‌ها وانگل‌های ناشناخته بیش از هر زمان دیگری به ما نزدیک‌ترند، از فواید گیاه‌خواری همین دور بودن از ویروس‌های ناشناخته است.

شکم خود را گورستان حیوانات نکنید.

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY

شتر آهسته می‌رود شب و روز


✅سرمقاله روزنامه مستقل شنبه
شتر آهسته می‌رود شب و روز

فضل الله صلواتی
اسلام‌پژوه

مدتی قبل از رسانه‌ها شنیدم که در عربستان مجازات شلاق را برای مجرمین ممنوع و از مجازات قوۀ قضائیه این کشور حذف شده است. تعجب کردم، این اقدام باید از ایران و از حوزۀ علمیه و از عالمان قوۀ قضائیه آگاه به زمان و مکان ایران حذف می‌شد که همه صاحب‌نظر و مجتهد و دارای استنباط صحیح از احکام اسلام هستند.
با رشد عقل و اندیشه بشریت که دربارۀ آدم‌ها کلمۀ «خلیفه اللهی» جانشینی خدا به کار برده شده و انسان بالاترین و والاترین مخلوق خداوند است، آیا باید او را به پشت بخوابانند و با تازیانه بر پشت او بزنند؟ آیا این اهانت به انسانیت و وهن اسلام نیست؟

ادامه نوشته

عشق از زبان دکتر سمیعی

عشق از زبان دکتر سمیعی:
من در ایران چیزهای عجیبی دیدم !
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد!
از رز هلندی هم خبری نیست!
اینجا عشق یعنی....!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر!
مهربانی ات را می گذارند به حساب آویزان بودنت !
من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار !
ایرانیان جوانی نمی کنند پیر مرد و پیرزن های کم سن و سال بسیار دارند!
ایرانیان عشق را با ماشین و لباس خوب انتخاب می کنند نه با نیت خوب !
ایران را دوست دارم،
امــــــــا ...
اینجا ادم همیشه دلگیر است .
!!!
هنوز!
درهمين نزديكي ما!
مردى گوسفند می کشد و خونش را به ماشين چند صد ميليونى اش مي مالد !
پسری پشت ماشینش می نویسد : بیمه قمر بنی هاشم; يا مي نويسد يا جد فلاني اما مثل یابو می راند!
هنوز برای ازدواج استخاره می کنند نه تحقیق!
هنوز توی چاه پول می ریزند و نامه عربی پست می کنند!
هنوز مردم چشم ديدن بوسه عشق را ندارند درحالي كه براي ديدن صحنه اعدام باشوق حاضر مي شوند!
هنوز قبل از پدر شدن حتي يك كتاب تربيت كودك پارسی نمي خوانند اما هرشب در مسجد کلمات عربی که معنی آن ها را نمی داند در قالب دعا بارها تکرار می کند!
درحالي كه تنها نان آور همسايه، به علت بيماري و بي پولي درحال مرگ است ، فرسنگ ها مسير را جهت زيارت خدايي مي روند كه خودش گفته از رگ گردنتان به شما نزديك ترم…
هنوز بر آزادگی حسین اشک می ریزند اما حاضر نیستند یک روز آزاده زندگی کنند.
زبانشان پر است از جملات زیبا اما عملشان سرشار از زشتی و ناپاکی است!
آری این است بلای تعصب کور کورانه جاهلی! بلای خانمانسوز ایران
به یاد دیالوگی ماندگار از سریال امام‌علی (ع) افتادم:
"معاویه:
قوی‌تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟
عمروعاص:
آری، جهل مردم...
🌹🌺🌺🌺🌺❤❤❤

فقه طرد شدنی نیست


⚡️فقه طرد شدنی نیست


⚡️با اخلاق نمی‌توان جامعه‌ را اداره کرد
⚡️روشنفکران دینی بشدت روی کلام و فلسفه فشار آورده و از  فقه غافلند

✔️داود فیرحی در گفتگوی مجازی انجمن اندیشه و قلم🔻

🔹روشنفکری دینی با چهار مشکل مواجه است: 

اول این که روشنفکری دینی از ابتدا، تحت تأثیر جریان‌های چپ، دین را به یک ایدئولوژی تبدیل کرد. منطق دین بیشتر شبیه علم است تا ایدئولوژی؛ حال آن که با مساوی شدن دین با ایدئولوژی، به دلیل تضاد ایدئولوژی و علم، این ایده شکل گرفت که دین با علم در تضاد است.

🔹دوم این که روشنفکری دینی حتی الهیات نظری و عملی را از هم جدا می‌کند. روشنفکران دینی ما بشدت روی کلام و فلسفه فشار آورده و از ارزش فقه غافلند. حال آن که زندگی عملی را فقه اداره می‌کند. این خطرناک‌ترین رویکردی است که به آن دچار هستند؛ گویی یک چرخ دوچرخه را نوسازی کرده و چرخ دیگر را کهنه باقی بگذارید. این رویکرد، نوعی عدم توازن در دینداری ایجاد می‌کند.

🔹خطای عجیب گفتمانی است که برخی تصور می‌کنند نظر اولویت دارد و اگر نظر اصلاح شود، عمل هم اصلاح می‌شود. حال آن که تجربه تاریخی برعکس این را می‌گوید. متفکران مشروطه از عمل شروع کردند؛ آخوند خراسانی، نائینی، محلاتی و حقوقدانانی مثل فروغی، عدل و حتی مدرس، به بحث‌های کلامی پیله نکردند و وارد دستگاه فقهی شدند و جهتی را برای نوگرایی درست کردند که مشروطه را شکل داد.

🔹غفلت روشنفکران دینی ما از فقه باعث شده همیشه در تله ادبیات بدعت بیفتند و مخالفانشان آن ها را به چیزهایی متهم کنند که نیستند، به اتفاقی که چند سال پیش درباره هاشم آقاجری افتاد اشاره کرد و آقای سروش هم در بحث‌هایی که اخیرا در اردیبهشت امسال مطرح کردند، می‌گویند یکی از روحانیان به ایشان نسبت دئیسم داده و ادبیات استاد مجتهدشبستری هم دارد چنین گیرهایی پیدا می‌کند.

🔹مشکل سوم روشنفکری دینی، دوگانه‌سازی فقه و اخلاق و دوگانه‌سازی حق و تکلیف است. تضادی که روشنفکری دینی بین فقه و اخلاق ایجاد کرده، هر دو را از کار می‌اندازد؛ وقتی فقه را با شمشیر اخلاق می‌زنید، قسمت‌ مولد فقه را که پایه‌هایی برای قواعد مدنی است شل می‌کنید. با اخلاق نمی‌توان هیچ جامعه‌ای را اداره کرد چون اخلاق ضمانت اجرایی ندارد.

🔹روشنفکری دینی ما، دوگانه‌ دیگری هم ساخته که فقه را مساوی با تکلیف و اخلاق را مساوی با حق می‌داند و این از عجایب تاریخ روشنفکری دینی است؛ دستگاه فقهی ما پر از حقوق است و اساسا ابتدای فقه، از حق شروع می‌شود و تکالیف، گاردریل‌های جاده حقوق هستند. وقتی روشنفکری دینی این دوگانه را القا می‌کند، در واقع هر دو را با مشکل مواجه می‌سازد چون اخلاق بشدت از تکالیف اخلاقی صحبت می‌کند و حتی مدرن‌ترین متفکران مانند کانت نیز از تکالیف اخلاقی سخن می‌گویند. از طرف دیگر، این القا، ۸۰ درصد فقه را نیز فاکتور می‌گیرد.

🔹مشکل چهارم دستگاه روشنفکری دینی ایرانی خلط بین فقه و سنت فقاهتی است، «مثل این که افرادی مثل پوپر، در نقد سنت‌های بسته تفلسف، اصل فلسفه را رد کنند.» فقه به عنوان یک دانش، امکانات بسیاری دارد که سنت آن سال‌ها اقتدارگرا شکل گرفته است؛ حال اگر برای اصلاح مشکلات این سنت فقاهتی، به اصل فقه هجوم بیاوریم، دچار خطا شده‌ایم. در حالی که «تفقه» چه سنتی چه بازاندیشانه، کارویژه‌ای دارد به نام پیوند نص و زندگی. مسلمان نمی‌تواند از فقه جدا شود.

🔹دکتر سروش می گوید : «دین در جهان امروز حذف‌شدنی نیست. اگر دین توانست انقلابی ایجاد کند، می‌تواند دموکراسی هم بسازد.» 

باید گفت فقه هم همین طور است. چرا که به خاطر سابقه ۱۴۰۰ ساله‌اش، قواعد پخته‌ای دارد. وقتی شیخ فضل الله و مخالفان مشروطه، آن را بدعت و حرام اعلام کردند و به محمدعلی شاه به عنوان شاه اسلام‌پناه تکلیف کردند مجلس را به توپ ببندد، رهبران دینی حامی مشروطه، از همین قواعد فقهی، استدلال‌هایی آوردند که نه تنها اثبات می‌کرد مشروطه بدعت نیست بلکه مشروطه را از باب مقدمه واجب، واجب می خواند. از این راه، دستگاه فقه توانست مشروطه و الزاماتش را تأیید کرده و مشروعیت بدهد.

🔹نه تنها روشنفکری دینی که حتی روشنفکران سکولار نیز وظیفه دارند در راه اصلاح دستگاه فقهی به جای طرد آن گام بردارند چراکه فقه طردشدنی نیست. افرادی مثل علی‌اکبر داور، فروغی، مصطفی عدل و تقی‌زاده، در دوره مشروطه، بیشترین توجه‌شان به ادبیات فقهی بود تا بتوانند وضع جدید را پشتیبانی کنند.

🔹اصلاح دستگاه فقهی موضوع غایب روشنفکری دینی امروز است. بر این اساس می‌شود یک علامت سؤال بزرگ گذاشت که «چرا روشنفکری دینی در توصیف وضعیت فقه در جهان اسلام، به یک توصیف متقن و قریب به واقعیت نرسیده است؟» امروز ما به نگارش کتابی شبیه کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» (نوشته پوپر) در حوزه تجربه فقهی نیاز داریم.

@namehayehawzavi

هفتاد نکته از نکات کتب روانشناسی


📚 هفتاد نکته از نکات کتب روانشناسی


بدانید، که اگر کل کتب روانشناسی را بخوانید به این 70 جمله می رسید:

1- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.
2- حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن.
3- برای فردایت برنامه ریزی کن.
4- از عبارت«متشکرم»زیاد استفاده کن.
5- بدان در چه وقت باید سکوت کنی.
6- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.
7- احمقانه رفتار مکن.
8- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.
9- اجناسی را که بچه ها می فروشند، بخر.
10- همیشه در حال آموختن باش.
11-آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
12- روز تولدت یک درخت بکار.
13- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمی ها را از یاد مبر.
14- از مکان های مختلف عکس بگیر.
15- راز دار باش.
16- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن.
17- به دیگران متکی نباش.
18- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن.
19- اشتباه هایت را بپذیر.
20- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست.
21- بعد از تنبیه بچه هایت , آن ها را در آغوش بگیر و نوازش کن.
22- گاهی برای خودت سوت بزن.
23- شجاع باش , حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی , هیچ کس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
24- هیچ وقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
25- به کسی کنایه نزن.
26- از بین کتاب هایت آن هایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد.
27- به بچه هایت بگو که آن ها فوق العاده اند.
28- سحر خیز باش.
29- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی , شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.
30- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش.
31-کسی را که امیدوار است هیچ گاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد.
32-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آن ها برنده شوند.
33-هیچ گاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار.
34-وقت شناس باش.
35-از افراد ناشایست دوری کن.
36-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش.
37-اصالت داشته باش.
38-هیچ وقت به رقیبت اعتماد نکن.
39-از حدی که لازم است مهربان تر باش.
40-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن.
41-بهترین دوست همسرت باش.
42-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ای شغل فعلیت را از دست مده.
43-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی.
44-از کسی کینه به دل نگیر
45-برای تمام موجودات زنده ارزش قائل شو.
46-شکست را به راحتی بپذیر.
47- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن.
48- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن.
49- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید.
50- همیشه به قولت وفادار باش.
51- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن.
52- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی.
53- زندگی را سخت نگیر.
54- هیچ وقت قمار بازی نکن.
55- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است.
56- از وسایلت به خوبی محافظت کن.
57- انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد.
58- برای تغییر دادن دیگران بیش از این تلاش نکن.
59- همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش.
60- پل ها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی.
61- خودت را دست کم نگیر.
62- متواضع و فروتن باش.
63- گاهی فراموش کن.
64- قدرت بخشندگی را از یاد مبر.
65- نسبت به مردمی که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش.
66- دوستی های قدیم را دوباره تازه کن.
67- سعی کن زندگی همواره برایت پیام داشته باشد.
68- کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان.
69- طوری زندگی کن که روی سنگ قبرت بنویسند: شخصی که از هیچ چیز در ز‌ندگیش پشیمان نبود .
70-بدان در چه وقت باید سکوت کنی ...

@Library_Telegram

معنی عدالت

معنی عدالت


برای "ﺧﺪﺍ" ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ برایش ندارد ﺭﻭﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺁﯾﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ...
ﺍﻣﺎ ﺍین ها ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻓﺮﻕ می کند.

 ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﺪﺍﯾﻤﺎﻥ ﺟﺪﻝ ﮐﺮﺩﯾﻢ،
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ؛ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺮﻡ،ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ؛ﻣﻦ!
 ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﻫﺮﺩﻭﯾﻤﺎﻥ یکی است، ﻓﻘﻂ ﺭﺍﻩ ﺍﺗّﺼﺎﻟﻤﺎﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺑﻪ ﺭﺍه های ﺍﺗّﺼﺎﻝ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﯿﺪ!
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﭘﻨﺪﺍﺭ،ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﮐﺮﺩﺍﺭ ﻧﯿﮑﺶ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩیک تر ﺍﺯ ﻣﺎ باشد.

ﺍﺟﺎﺯﻩ دهیم ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ خودش ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ فقط به ﺷﯿﻮﻩ ما...
خدا دوستدار آشناست.
عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت...
می اندیشم که خم و راست شدن "ادیسون" در آزمایشگاهش وقتی که می خواست لامپ برق را اختراع کند، زیباترین نماز ها بود؛

تصور می کنم که "مادام کوری" که بهترین سوخت هسته ای (رادیم) را کشف کرد، وقتی از صبح تا شب آن چنان غرق تحقیق بود که لب به هیچ خوراکی نمی زد با شکوه ترین روزه ها را گرفت؛

می نگرم که "گراهام بل" و همکارش "واتسون" فاصله دو اتاق طبقهٔ بالا و پایین را می رفتند و می آمدند تا تلفن اختراع شد، بهترین هرولهٔ حج شکل گرفت‌؛

می بینم که "خیام" با تبدیل ریاضیات از خطوط و اشکال به إعداد و محاسبات منزه ترین خمس و زکات را در طول 90 سال پرداخت کرده؛

می اندیشم...
تصور می کنم...
می نگرم...
می بینم...
عدالت خداوند این نیست که اینان را در آتش بسوزاند ولی کسانی که حق می خورند ولی حج می روند، کسانی که اختلاس می کنند ولی خمس و زکات می پردازند، و کسانی که نان دیگران را می برند ولی روزه می گیرند به بهشت روند !!

"حتما معنی عدالت این نیست"!

انواع دزدان در نگاه ماکسیم گورکی

 انواع دزدان در نگاه ماکسیم گورکی

سخنان " ماکسیم گورکی " نویسنده انقلابی روسیه در ۱۰۵ سال پیش
👇
در جهان سه گونه دزد هست.
١-دزد معمولی
٢-دزد سیاسی
 ٣-دزد مذهبی

- دزدان معمولی
 کسانی‌اند که:
😩👇
 پول، کیف، جیب، ساعت، زر و سیم، وسایل خانه‌ و... شما را برای سیر کردن شکم‌شان می‌دزدند.

- دزدان سیاسی کسانی‌اند که:
👇😩
 آینده، آرزوها، رویاها، کار، زندگی، حق، حقوق، دسترنج، دستمزد، تحصیلات، توانایی، اعتبار، آبرو، سرمایه‌های ملی شما و حتی مالیات شما را می‌دزدند و چپاول می‌کنند.
و شما را در سیه‌روزی و بدبختی نگه‌ می‌دارند.

دزدان مذهبی کسانی‌ هستند که :
👇😭

 این دنیای زیبایتان را، جرات اندیشید‌ن‌تان را، علم و دانش‌تان را، عقل و خردتان را، جشن و شادمانی‌تان را، سلامتی تن و روان‌تان را، دارایی‌ و مال‌تان را و... می‌دزدند .🤦‍♂️
و تازه یک چیزهایی نیز به شما گران می‌فروشند مانند خدا، دین، بهشت، خرافات، جهل، غم، اندوه، سوگواری، افسردگی و...

دزدان مذهبی با سخنان فریبنده باغ بهشت را به شما نشان می دهند و دروغ می‌گویند، می‌فریبند، سواری می‌گیرند شما را در فرومایگی و فقر، بدبختی و نکبت و... نگه می‌دارند.
😭😩😞

تفاوت جالب این ها اینجاست که
دزدان معمولی.. شما را انتخاب می‌کنند.
اما شما  دزدان سیاسی ؛ را انتخاب می‌کنید.

همین طور  شما مکتب دزدان مذهبی را انتخاب کردید .و به آنان ارج می‌نهید و بزرگ‌شان می‌دارید.
🤦‍♂️🤦‍♂️

تفاوت دیگر و بزرگ‌تر این که:

 دزدان معمولی؛
تحت تعقیب پلیس قرار می‌گیرند، دستگیر می‌شوند، شکنجه می‌شوند، شلاق می‌خورند، زندان می‌روند، دست‌ و پایشان را به چپ و راست می‌برند، تحقیر می‌شوند و...

اما دزدان سیاسی و مذهبی؛😩😩

 هر دو توسط قانون حمایت و توسط پلیس محافظت می‌شوند.
پست و مقام بالاتری می گیرند، زور می‌گویند، ستم می‌کنند. از شما نیز طلبکار هم هستند و...

    سخنرانی "ماكسيم گوركى " نويسنده نامدار روس در کانون نویسندگان روس در سال ۱۹۱۶ مسکو

روش سم زدایی کلیه ها روش فرار از ايست قلبي​

روش سم زدایی کلیه ها روش فرار از ايست قلبي​
‌‌
۞۞۞۞۞۞۞

دکتر تهرانی :چگونه کلیـــه خویش را سم زدایی کنیم؟   

  سال ها پشت سر هم می گذرد و کلیه های ما خونی که سرشار از نمک، سموم و دیگر مواد ناخواسته در درون آن است، را تصفیه می کنند. با گذشت زمان نمک در کلیه تجمع می یابد و نیاز به تمیز کردن با درمان بیشتری را پیدا می کنند. با در نظر گرفتن سلامت کلیه ها ما چگونه می توانیم بر این مشکل غلبه کنیم. بسیار آسان است. 

ابتدا یک بسته جعفری را شسته و سپس خرد کنید و در یک ظرف ریخته و با مقداری آب به مدت 10 دقیقه بجوشانید و سپس بگذارید خنک شود و سپس آن را در ظرفی ریخته و در یخچال بگذارید تا خنک شود. هر روز یک لیوان از آب جعفری که به این طریق درست کرده بودید بنوشید . شما متوجه خواهید شد که همه سموم و نمک و مواد سمی از کلیه توسط ادرار دفع می شود . همچنین شما می توانید احساس خوبی را تجربه کنید که تا کنون آن را درک نکرده بودید،جعفری به عنوان بهترین پاک کننده و درمان برای کلیه ها شناخته شده است که یک سبزی و بهتر است بگویم یک درمان کاملا طبیعی است.

دکتر محسن طالب زاده جراح و فوق تخصص قلب
■فرض کن که تنهایی و درخانه نشستی و یا این که در ماشین پشت فرمان و تنها هستی که ناگهان احساس درد شدید و ناگهانی در قفسه سینه کرده درد به فک و بازو و دست چپ سرایت می کنه . دردی شدید که تا به حال تجربه نکردی، انگار داری می میری .این علامت ایست قلبی است و زمان طلایی برای کمک 5دقیقه است.
●اما در این حال که تنهایی چه باید کرد؟
●بهترین کار و تنها کاری ک میشه در عرض ده ثانیه انجام داد چیست؟
با تمام قدرت سرفه کنید سرفه ی محکم و پی درپی . انگار می خواهید خلط خارج کنید.
با این کار قلب تحریک می شود و فشار بالا می رود و فرصت پیدا می کنید ک درمدت 20 دقیقه کمک بخواهید و تلفن بزنید تا به کمک شما بیایند .
لطفا این پیام را در همه جا پخش کنید تا از میزان مرگ و میر بر اثر ایست قلبی کم شود.
ممکنه خیلیا نخونده باشن اشتراک بزارید.

اهمیت نوع نگاه به زندگی

 اهمیت نوع نگاه به زندگی

اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید، برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی و با اعتماد به نفس بالا و برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل می‌شود.
کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است، اما تفاوت در حکمتی است که می‌تواند به رنج کشیدن‌ «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج می‌کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می‌شود.
این که چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها واکنش نشان دهیم، نهایتا محصول یک «تصمیم شخصی» است.
می‌توانیم تصمیم بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت» نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربه روحی و هر لطمه جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا این که تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک «قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

آخر بازی کشور با غرب کجاست؟

آخر بازی کشور با غرب کجاست؟


✍️ دکتر محمود سریع القلم   
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی

پهلوی اول با تصورِ این که آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمان ها در ایران را تسهیل کرد. پهلوی اول تصور نمی ­کرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل بدان جا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند. 

طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین ­الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند. 

از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است. دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش می­ رود که حقوق بین ­الملل بر سیاست و اقتصاد ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت­ های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آن ها را نصیحت می­ کند.

متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی می­ چرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای این که زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهت­ گیری و سرنوشت را روشن ­تر می ­کند. 

اول، فهم واقعی از این که اقتصاد و سیاست بین ­الملل چگونه عمل می­ کنند 

و دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی. 

چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم­ گیری مشورت کند؛ در هزینه ­ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا می­ تواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام می­ دهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.

مطالعۀ علمی، مقایسه­ ای و دور از تعصبِ تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور به وضوح نشان می دهد که شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین­ المللی بسیار ناقص و مبتنی بر آرزو بوده است تا واقعیت. اسناد تاریخی نشان می ­دهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمان ها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ­ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت­ هایِ میان قدرت های بزرگ. 

اگر ژاپنی­ ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی­ توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند. ژاپنی­ ها برخود،توان­مندی­ های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم جهانی تبدیل شدند.

در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بی­سواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان می­ شمارد! شاید اگر کشور برنامه­ ریزی می­ کرد ، درون را بارور می­ کرد، سیستم می­ ساخت، مشارکت مدنی ایجاد می­ کرد، از جهان می­ آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمی کرد.

پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی و غیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.

نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاست­مداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است. اصولاً آخر این تقابل چیست؟ با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.

اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب می ­تواند با هند همکاری کند ولی نمی ­تواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. 

آمریکایی ­ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ حدود ۴ میلیارد دلار هزینه ­های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و حدود ۲ میلیون شغلِ موقت در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آن ها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره­ العرب است.

اگر به عملکرد بدون هیاهوی خانم مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه می شویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرده است.او برخلافِ میلِ آمریکایی­ ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فن­آوری آن منطقه قفل کرد.آن ها حتی با مسکو مدارا می­ کنند چون فقط یک هدف مهم است: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.

به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg

هر روز یک نکته ویرایشی  


هر روز یک نکته ویرایشی        
      

👈 مطلبی را در کانالی خواندم .دریغم آمد بازنشر نکنم. نویسنده در این مطلب نامه رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی را با جایگزین‌های فارسی تغییر داده است.


آقای حداد! فارسی را پاس بدارید!


جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

در دو ماه اخیر (#گذشته) که کشور ما، مثل (#مانند)همه کشورهای جهان، گرفتار بیماری ناشی (#برخاسته) از ویروس کرونا شده اهتمام (#تلاش) جناب عالی (#شما_بزرگوار) و مدیران (#گردانندگان) ارشد (#بلند_پایه) و مسئولان امر (#دست_اندر_کارانِ) سلامت (#بهداشت) در کشور به مقابله (#رویارویی) با این بیماری البته (#بی_گمان) درخور تقدیر (#ارج_نهادن)و تشکر (#سپاسگزاری) است، لکن (#ولی) فراوانی و تنوع (#گوناگونیِ)برنامه‌های رسانه‌ای در باب (#باره) کرونا سب‌شده (#چنین_پیامدی_دارد) که بسیاری از اصطلاحات (#کاربردها) و لغات (#واژه‌های) تخصصی (#کارشناسی) که معادل (#همسان) فارسی (#پارسی) هم دارند به همان صورت(#گونه) فرنگی به کار گرفته شود که ممکن است(#شاید) در آینده به همین صورت (#گونه)در زبان فارسی رواج (#گسترش) یابد و مهم‌تر از آن، جوازی  (#دستاویزی) برای استفاده (#بهره_گیری) از سایر (#دیگر) لغات (#واژه‌ها) و اصطلاحات خارجی (#بیگانه) محسوب شود (#به_‌شمار_آید.) به پیوست، فهرستی (#شماری) از این لغات (#واژه_ها) و اصطلاحات همراه با معادل (#همسان) فارسی آن‌ها تقدیم (#پیشکش) می‌شود تا با دستور جناب عالی (#شما_بزرگوار) به‌جای لغات (#واژه_های) بیگانه در بیانات (#گفتارهای) مسئولان (#دست_اندر_کاران) و رسانه‌ها مورد توجه قرار گیرد(#به_کار_برده_شود)
۹۹/۲/۲۸
 سید زین‌العابدین‌صفوی


با « #زین_قند_پارسی (https://t.me/qande_parsi)» همراه شویم و هر روز یک نکته ویرایشی بیاموزیم.

#علیرضا_حیدری
@qande_parsi

فرهنگ پوسيده ی آبروداری

 فرهنگ پوسيده ی آبروداری

يك زمان ديسك كمر داشتم، وضع مالی ام خوب نبود و با اتوبوس به تهران می رفتم. چون دانشجوي تهران بودم.
يک شب در اتوبوس حدود ساعت دو يا سه نيمه شب بود كه درد كمرم از حد گذشت، هركار كردم، هر چه اين دست و اون دست كردم، مسكن خوردم، فايده نداشت. تنها آرزوم اين بود كه بتونم دراز بكشم تا كمرم آروم بشه. اون شب تمام مسافرای اتوبوس شيراز-تهران مرد بودند، فقط من و يه خانم ديگه پيش هم بوديم و صندلي خالی هم نبود.
اول فكر كردم كف راهرو اتوبوس دراز بكشم! ذهنم گفت زشته! دوباره وسوسه شدم كف اتوبوس دراز بكشم، دوياره گفتم جلوی اين همه مرد زشته! اما اونقدر وضع درد كمرم سخت شد كه گفتم: 

" به دَرَك!  مي خوام آبرو نباشه! حالا آبروداری مشكل منو حل مي كنه؟ "
با اين فكر به خودم گفتم: " سلامتي از آبرو مهم تره"
و با اين هنجار شكنی ناگهانی رفتم كف اتوبوس دراز كشيدم! تا صبح كف اتوبوس بودم و اصلا  اهميتي به حرف مردم ندادم. وقتی اتوبوس واسه نماز صبح نگه داشت، انگار اصلاً از درد ديشب خبري نبود!
بعدها كه تخصص " ام. آی. اس" رو مي خوندم به چيز عجيبی رسيدم: 

آنچه باعث تسكين درد كمرم شده بود، نه اثر مسكن بود و نه اثر دراز كشيدن، بلكه در اثر تخليه ی يك باره ی مسيرهای عصب نخاع، از اطلاعات فاسدی بود كه به نام " آبرو " كدگذاری شده بود و اين اطلاعات فاسد تمام مسير انتقال پيام در فاصله مهره های سوم تا ششم كمرم را درگير كرده بود.
حالا می بينم تعداد زيادی از مردم خصوصاً زنان خيلی از اطلاعات فاسد را نگه داشته اند و از ترس آبرو حتی به مشاور هم نمي گويند!  خدا می داند چه دردهايی در بدنشان به خاطر وجود اطلاعات فاسد، زندگيشان را تباه كرده است.
بياييد آنقدر عبارت " سلامتي از آبرو مهم تر است " را تكرار كنيم كه با يك هنجارشكنی جمعی، فرهنگ پوسيده ی آبروداری را بازسازی كنيم.

#دكترفاطمه محمدی

برخی احکام #روزه

#آراء_فقهی
برخی احکام #روزه

الف. این که چه روزی اول یا آخر ماه قمری است، همانند تشخیص ماه های شمسی مسئله ای علمی (نجومی) است و در زمره احکام فقهی نیست تا از شئون فقیه و مجتهد یا حاکم شرع باشد، و بالتبع تقلیدبردار هم نیست.

ب. اما این که
۱) در تشخیص اول ماه قمری و امکان رؤیت ماه محاسبات علمی معتبر است، یا رؤیت بالفعل هلال ماه ملاک است و محاسبات علمی نه طریقت دارد نه موضوعیت؛  
یا ۲) طریق احراز ماه جدید قمری امکان رؤیت هلال ماه با چشم غیرمسلح است، یا مطلق رؤیت ولو با تلسکوپ است، یا زمان تولد ماه بدون ارتباط با امکان یا فعلیت رؤیت است؛
یا ۳) امکان رؤیت ماه در هر جای کره زمین بر مردم سراسر جهان کافی است، یا امکان رؤیت در مناطقی ملاک است که حداقل حدود یک ساعت شب مشترک با محل سکونت دارند؛
و مسائلی از این قبیل از أمور اجتهادی و فقهی هستند، و منشأ اختلاف در تشخیص اول ماه قمری در استنباط های مختلف از آیات و روایات نیز در همین محورهاست.

ج. اما تطبیق همین امور بر جهان خارج و تعیین این که دقیقا چه روزی اول ماه قمری در هر سال است از حوزه ولایت فقیه یا حاکم شرع، اجتهاد و تقلید فقهی و شئون مجتهد بیرون است و هر مسلمانی می تواند شخصا تحصیل یقین کند یا به هر طریق یقین آوری عمل کند.

امکان رؤیت هلال ماه با چشم غیرمسلح در هر نقطه کره زمین برای همه مناطق خالی از قوت نیست.

نقض موازین اخلاقی مبطل روزه باطنی است از قبیل خیانت در امانت، دروغ، غیبت، تهمت و افترا و بهتان، دزدی مادی و معنوی، و حرام خواری.

به میزان پرهیز از محرمات و رعایت موازین اخلاقی و پاس داشتن حق الناس و حق الله مرتبه روزه باطنی بالاتر می رود.

کسی که به اسرار روزه و ابعاد باطنی آن بی توجه است بهره اش از روز گرسنگی و تشنگی و نهایتا رفع تکلیف است، نه ثواب و ارتقای تقوی.

ماه رمضان بهار عبادت است و آدابی دارد.
علاوه بر روزه ظاهری، روزه باطنی و خودسازی، تلاوت و انس با قرآن، دعا و نیایش و راز و نیاز، انفاق و صدقه، دستگیری از مستمندان و افراد بی سرپرست، صله رحم، و تفکر و مراقبت و محاسبت از آداب این ماه است.

ماه رمضان ماه تقویت پیوند با خداوند است.
ماه گردگیری بدن و روح از زوائد، رذائل و ناپاکی ها است.

https://kadivar.com/11145
@Mohsen_Kadivar_Official

تفاوت میان متدین و مؤمن

تفاوت میان متدین و مؤمن

کتاب جامع الاسرار و منبع الانوار نوشته علامه میرسید حیدر آملی عارف قرن هشتم هجری شهر آمل، به روشنی تفاوت میان اسلام و ایمان ، یا مؤمن و متدین را بیان می کند و در این زمینه مطالبی بسیار زیبا و خواندنی دارد:

1. مؤمن هرگز قابل شناسایی نیست، چون نه خود (به رغم ایمان شدیدش) ادعای ایمان دارد و نه کسی می تواند به درون او راه یابد و ایمان او را مشاهده و ارزیابی نماید. ولی متدین کسی است که به سبب انجام اعمال عبادی خاصش به روشنی شناخته می شود و حتی نوع دین و مذهب او بر مبنای چگونگی اعمال عبادی اش قابل شناسایی است.

2. مؤمن چو بید بر سر ایمان خویش می لرزد و به رغم ایمان شدیدش باز شک دارد که آیا ایمان او حقیقتا ایمان است و از این رو همواره در پیشگاه ربوبیِ حضرتِ سبحان تضرع و زاری و استغفار می کند و خشیت و خضوع و فروتنی نشان می دهد و چون در ایمان خویش چو بید ، لرزان است هرگز در باب ایمان دیگران قضاوتی نمی کند و خود را هیچ وقت لایق قضاوت کردن در باب ایمان یا کفر دیگران نمی بیند، اما متدین که به همان تکالیف شرعیه اش عادت نموده است و ترک عادت هم سبب ناراحتی و بیماری می گردد ، خود را قاطعانه مؤمن و مخالفانش را قاطعانه کافر قلمداد می کند و به آسانی حکم اعدام همه مخالفانش را صادر می کند و همه را با شمشیر گردن می زند تا با انجام این تکلیف الهی، هم خود به بهشت برود و هم دیگران را به جهنم بفرستد.

3. مؤمن هرگز ادعای برتری و سروری کسی را ندارد و اگر هم الگو و راهنمای مردم قرار گیرد، به زور تبلیغات گسترده مزوران و ریاکاران نیست، بلکه در یک پروسه تاریخی که بشدت زیر ذربین مردم است، الگو و اسوه آنان واقع می شود و مردم را نه با فصاحت و بلاغت گفتاری خویش بلکه با نورانیت و شفافیت کرداری اش در عرصه ایمان و اخلاق و انسانیت ، هدایت می کند.

4. تعداد متدینین بیش از مؤمنین است. چون ایمان امری اختیاری و انتخابی نیست که هر کسی هر وقت اراده کرد مؤمن شود و هر وقت نخواست کافر شود. ایمان امری جوشیدنی است که باید در دل یک شخص بجوشد. این که در چه شرایطی و در چه زمانی و چگونه می جوشد، هیچ کس چیزی نمی داند. بنابراین ایمان امری صادراتی و وارداتی نیست. ولی متدین شدن و عمل به احکام شرعی کاملا اختیاری و انتخابی است. از این رو، متدین شدن آسان ولی مؤمن شدن دشوار است. مثلا از میان یک میلیارد و پانصد میلیون نفر مسلمان شاید 100 نفر مؤمن هم یافت نشود.

5. متدین غالبا همان شخص سنتی و متعصبی است که به احکام و تعالیم دینی رسمی از جانب خانواده و محیط و مدرسه و دانشگاه و جامعه خو کرده و به آن عادت کرده است. این نوع اعتیاد گاهی می تواند بدتر از اعتیاد به مواد مخدر و افیونی باشد، چون معتاد به مواد مخدر حد اکثر به خود شخص معتاد آسیب می رساند، ولی معتاد به احکام دینی و مذهبی خاص، می تواند به میلیون ها انسان آسیب وارد نماید؛ چون شدیدا معتقد است که باید با موشک ها و بمب های اتمی و شیمیایی همه کافران و مخالفانش را به قتل برساند تا به تکلیف خدا عمل کند که آنگاه به بهشت جاویدان راه یابد و در آغوش حوریان جای گیرد.

6. مؤمن دنیا را با تمام زرق و برق های جذاب و فریبنده اش سه طلاقه کرده است، چون بزرگ ترین لذت و شادی اش رسیدن به مقام فنای فی الله و بودن در مقام لقاءالله است، ولی متدین گاهی آن چنان مستغرق در زرق و برق دنیا می شود که خدا را سه طلاقه می کند.

7. شکی نیست که روحانیون ما همگی متدین هستند، ولی در این که مؤمن باشند، نمی توان قضاوت کلی و قطعی و جزمی نمود جز از طریق آثار و امارات و علائم ایمانی که در یک متدین باید بروز و ظهور نماید.

این بزرگ ترین سفسطه تاریخ ادیان و خصوصا اسلام بوده است که در آن شخص متدینِ متعصبِ جزم اندیش را مساوی مؤمن می گرفتند و آن گاه او مخالفانش را خارجی و مرتد و کافر قلمداد می کرد و احکام بوالهوسانه اش را در قتل مخالفان، مساوی حکم الله می گرفت. آری، این بود ستمی که معاویه بن ابی سفیان در حق امام علی(ع) و یزید بن معاویه در حق سالار شهیدان کربلا امام حسین(ع) نموده اند.

هرگز کره زمین از چنان متدین مزوّر خالی نخواهد شد و هرگز در تاریخ ادیان و اسلام چنان سفسطه ای متوقف نخواهد گردید. تو خود بخوان حدیث مفصل.

 
  حسین سلیمانی آملی

دوم اردیبهشت ماه
هزارو سیصد و نود و پنج خورشیدی

اقدامات ایمنی درباره کرونا

 اقدامات ایمنی درباره کرونا

سرانجام چیزی عملی و صادقانه از:
رئیس کلینیک بیماری های عفونی ، دانشگاه مریلند ،ایالات متحده آمریکا:

1. ممکن است ماه ها یا سال ها با C19 زندگی کنیم. بیایید آن را انکار یا وحشت نکنیم. بیایید زندگی خود را بی فایده نکنیم. بیایید یاد بگیریم که با این واقعیت زندگی کنیم.

2. شما نمی توانید ویروس های C19 را که به دیواره های سلول نفوذ کرده اند ، نابود کنید و گالن های آب گرم را بنوشید - فقط بیشتر اوقات به حمام می روید.

3. شستن دست ها و حفظ a
فاصله فیزیکی دو متری بهترین روش برای محافظت از شما است.

4- اگر بیمار C19 در خانه ندارید ، دیگر نیازی به ضد عفونی سطوح خانه ندارید.

5- بسته بندی محموله ، پمپ های بنزین ، چرخ دستی های خرید و دستگاه های خودپرداز باعث ایجاد عفونت نمی شوند.
دستان خود را بشویید ، زندگی خود را طبق معمول زندگی کنید.

6. C19 یک عفونت غذایی نیست. این بیماری با قطره های عفونت مانند آنفولانزا همراه است. هیچ خطر مشخصی برای تحمل C19 با سفارش غذا وجود ندارد.

7. با حساسیت های زیادی و عفونت های ویروسی می توانید حس بویایی خود را از دست دهید. این فقط یک علامت غیر اختصاصی C19 است.

8. هنگامی که در خانه هستید ، لازم نیست لباس خود را فوراً عوض کنید و دوش بگیرید!
خلوص یک فضیلت است ، پارانویا نیست!

9. ویروس C19 در هوا آویزان نمی شود. این یک عفونت قطره تنفسی است که نیاز به تماس نزدیک دارد.

10. هوا تمیز است ، می توانید از طریق پارک ها (فقط فاصله از حفاظت فیزیکی خود) را در پارک ها طی کنید.

11- استفاده از صابون معمولی در برابر C19 ، نه صابون ضد باکتریایی کافی است. این یک ویروس است ، نه یک باکتری.

12. لازم نیست نگران سفارشات غذایی خود باشید. اما در صورت تمایل می توانید آن را در مایکروویو گرم کنید.

13. شانس آوردن C19 به منزل با کفش های شما مثل این است که در روز دو بار با رعد و برق برخورد کنید. من 20 سال است که علیه ویروس ها کار می کنم - عفونت های قطره مانند آن گسترش نمی یابند!

14. با گرفتن سرکه ، آب نیشکر و زنجبیل نمی توانید از ویروس در امان باشید! این ها برای مصونیت است نه یک درمان.

15- پوشیدن ماسک برای مدت طولانی در تنفس و میزان اکسیژن شما اختلال ایجاد می کند. فقط آن را در جمعیت بپوشید.

16. پوشیدن دستکش نیز ایده بدی است؛ ویروس می تواند در دستکش جمع شود و در صورت لمس صورت خود به راحتی مبتلا شود. فقط بهتر است که مرتباً دستان خود را بشویید.

17. ایمنی با ماندن همیشه در یک محیط استریل تضعیف می شود. حتی اگر غذاهای تقویت کننده ایمنی را می خورید ، لطفاً به طور مرتب از خانه خود بیرون بروید تا به هر پارک / ساحل بروید.
مصونیت بدن با قرار گرفتن در معرض PATHOGENS افزایش می یابد ، نه با نشستن در خانه و مصرف غذاهای سرخ شده / تند / قند و نوشیدنی های هوادهی.

کدام رفتارمان به سنت پیامبر نزدیک است ؟


بنام خدا

کدام رفتارمان به سنت پیامبر نزدیک است ؟؟

 

إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ.

به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

گویند رسول خدا (ص) هر روز برای نماز جماعت به مسجد مدینه می‌رفت. سر راه ایشان منزل یک نفر یهودی بود. پیامبر(ص) که به آن‌‌جا می‌رسید، آن مرد از پشت‌بام یا پنجره خانه‌اش مقداری خاکستر به پایین می‌ریخت و لباس آن حضرت (ص) آلوده می‌شد. رسول خدا(ص) از آن کار عصبانی نمی‌شد و با بردباری مانع مزاحمت انصار و مجادله با او می‌شد. روزی پیامبر(ص) از آن‌جا گذشت و متوجه شد که آن روز از خاکستر خبری نیست. از همسایه‌های یهودی پرسید: «این رفیق ما را چه شده؟!» گفتند: «مریض است و در بستر افتاده.» آن حضرت (ص) در خانه یهودی را کوبید و اجازه ورود خواست تا از او عیادت کند. وقتی یهودی فهمید رسول خدا (ص) به دیدنش آمده خجالت کشید و از شرمندگی پتو را بر سر خود کشید. حضرت(ص) وارد شد و احوال‌پرسی کرد. یهودی از کار خویش عذر خواست و پیامبر (ص) عذرش را پذیرفت. او در اثر این رفتار نیکوی پیامبر(ص) اسلام آورد و از یاران پیامبر(ص) شد.

درتاریخ آمده است :
روزی پیامبر با عده ای از بزرگان دیدار داشت که عبدالله  ام مکتوم وارد می شود و پیامبر روی خود را بر می گرداند و بعد آیه نازل می شود('عبس و تولی و....) که چرا رویت را  برگرداندی ؟  
  پیامبر ۱۳ بار عبدالله ام مکتوم را به جانشینی خود در مدینه نصب  می کند.
 رسول (صلي الله عليه و آله) بعد از اين ماجرا "عبد اللَّه" را پيوسته گرامى مى داشت، و هنگامى كه او را می ديد می فرمود:  

*مرحبا به كسى كه پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد*
    
حال این روزها باید کمی به شیوه های  رفتار حکومت داران با مردم مسلمان و حتی شیعه بنگریم که کدام روش به سنت رسول خدا نزدیک تر است ؟
آیا شده است افرادی که یک نقد منصفانه به ما دارند ببخشیم ؟.
آیا شده است به واسطه نصیحت کردن ائمه مسلمین کسی در حصر و یا زندان نباشد ؟
و آیا های زیادتر و............؟؟؟؟؟
حسین پیروان .۲فروردین ۹۹