نظام های توتالیتر در سه فاز
نظام های توتالیتر در سه فاز
نظام های توتالیتر درطول حیات خود سه فاز دارند:
در فاز اول اکثریت مردم سرمست از «ایدئولوژی» به دنبال رهبرانشان راه می افتند؛ گویی «بهشت گمشده ی» خود را یافته اند. ایدئولوژی را دربست می پذیرند و خواهان کوچک ترین تغییری در آن نیستند.
در فاز دوم، واقعیات چهره ی خود را نشان داده و هیچ کدام از وعده های فریبنده ی رهبران تحقق نیافته است. مردم از نظام دلزده و مأیوس می شوند و گروهی به فکر «اصلاحات» می افتند؛ اما به دلایل بسیار از جمله این که «اصول ایدئولوژی را نمی توان تغییر داد»، اصلاحات راه به جایی نمی برد.
فاز سوم فاز نهایی نظام های توتالیتر است. در این فاز متولیان تمامیت خواه می کوشند از خشونت عریان استفاده کنند. از بین همفکران سابق، هرکس را که با آن ها کوچک ترین زاویه ای داشته باشد از دایره ی «خودی ها» می رانند. تصفیه های گسترده آغاز می شود و دایره ی خودی ها تنگ تر و تنگ تر، و ناکارآمدی ها عمیق تر و تعداد مخالفان بیشتر و بیشتر می شود و نهایتاً سیل اعتراضات می آید و همه چیز را با خود می برد...
هانا آرنت
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!