قیاس «ادبیات انتقام» با غایت دین و حکومت؟
🔴قیاس «ادبیات انتقام» با غایت دین و حکومت؟
✍️ احمد حیدری
✅ در یادداشت «دستور قرآن، سیره پیامبر(ص) و تب تند انتقامجویی!» با نگاه به قرآن و سیره پیامبر(ص) یادآور شدیم که «متأسفانه جماعتی این روزها بر طبل انتقام میکوبند و تب انتقامجویی را در تن جامعه بالا میبرند حال آن که انتقامجویی با غایات دین سازگاری ندارد».
در این یادداشت، با توجه به تداوم شدید آن ادبیات از طرف همان محافل، چند نکته دیگر اضافه میکنیم:
✅ 1. هدف خلقت «خلیفة الله شدن» انسان است(بقره 30) و خداوند تربیت شدهها(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید11/233) و برگزیدگان خودش(حج 75) را به هدایت انسانها گسیل داشته تا آنان را به طریق خلیفة الله شدن که همان راه عبودیت و بندگی است، سوق دهند و هدایت کنند. غایت دین و حکومت دینی هم، همان غایت خلقت یعنی «هدایت ناس و عموم مردم» است نه فقط مردم یک قبیله، شهر، کشور، قاره یا مردم یک عصر و زمان(«هُدىً لِلنَّاسِ» بقره 185)؛ از این رو حکومت با همه عرض و طولش از نگاه اولیای دین هیچ ارزش ذاتیای ندارد مگر این که وسیلهای برای هدایتگری و اقامه حق یا میراندن باطل باشد. با همین نگاه است که امیر مؤمنان میفرماید:
«به خدا سوگند، اين كفش پاره و بىارزش نزد من از حكومت بر شما محبوب تر و ارزشمندتر است مگر اين كه با حکومت، حقّى را به پا دارم، يا باطلى را دفع نمايم»(نهج البلاغه، خطبه33).
بنا بر این همه رفتارهای حکومت دینی باید در راستای هدایتگری و جذب «انسانها» به توحید، اسلام و معاد باشد و هر عملی که به جای «مقرّب» و نزدیک کننده بودن، «مبعّد» و دور کننده از خدا، دین حق و معاد باشد، باید وانهاده شود.
✅ 2. حکومت دینی در راستای «هدایتگری عمومی» باید نگاهش را از شهروندان و مردم کشور فراتر برده و جهانی سازد و به قضاوت جهانیان در باره رفتارهایش توجه کند زیرا داعیه ادامهدهندگی راه پیامبران را دارد. وقتی قضاوت جامعه انسانی در باره حکومت دینی اهمیت یافت، رفتار حکومت محدودیت مییابد و نمیتواند فقط رضا و خواست شهروندانش را ملاک قرار دهد.
عملکرد جمهوری اسلامی در قبال اقدام تروریستی آمریکا در به شهادت رساندن حاج قاسم و یارانش، به عنوان «عملکرد جمهوری اسلامی» در تاریخ ثبت میشود و منشاء هدایت و نزدیک شدن یا دور گردیدن مردم امروز و آینده جهان از دین و حکومت دینی میگردد.
✅ 3. شک نیست که به حکم ضرب المثل معروف «ترحم بر پلنگ تیزدندان، ستمکاری بود بر گوسفندان»، نباید به مستکبران و طاغوتهای «انسانستیز» رحم کرد و شک نیست که دین به همان شدت که تعدّی و ظلم را محکوم میکند، «انظلام» یعنی ظلمپذیری و ظالمپروری را هم تقبیح مینماید(بقره279)؛ امّا کوبیدن سر افعی خطرناکی که مظلومان را نیش زده و میزند، را به دو نیت میتوان انجام داد: به نیت کوبیدن ستمگر متجاوز یا به نیت انتقام از مظلومی که مورد ستم واقع شده است. انتقام برای تشفّی خاطر ستمدیدگان است و گر چه در محدودهای و با قیودی جایز است اما ممدوح و آرمانی نیست ولی کوبیدن ستمگر متجاوز علاوه بر جواز، واجب، ممدوح و آرمانی بشر است و مؤمن باید زرنگ باشد و کارش را با بهترین نیت انجام دهد.
✅ 4. مقابله با ستمگر را هم با دو ادبیات میتوان فریاد کرد: یک، ادبیات انتقامگیری که مقابله با ستمگر را از اوج ستم و استکبارستیزی آرمانی به انتقامگیری شخصی و جمعی تنزل میدهد. دوم، ادبیات ظلم و استکبارستیزی که آن را اقدامی آرمانی و دفاع از «حقوق بشریت» نشان داده و برای همیشه تاریخ و نزد همگان ممدوح میسازد.
✅ 5. پمپاژ ادبیات انتقام، عواقب خطرناکی دارد و در آینده ضربه جبران ناپذیری بر بنیان اخلاقی جامعه وارد خواهد ساخت و تعجبآور است که عالمان دین و مربیان و متصدیان تربیت اخلاقی جامعه چرا در برابر این پمپاژ بنیاد بر باد ده سکوت کرده و تریبون را از پمپاژ کنندگان این ادبیات نمیگیرند! طبیعی است که مصیبت دیدگان غالبا نتوانند بر احساسات جریحهدار شدهشان غلبه کنند و از روی خشم و غیظ مقدسشان، زبان به این ادبیات بگشایند ولی مربیان اخلاقی جامعه نباید این فرصت را به آنان بدهند. امید که در عمل و بیان یاری دهندگان دین خدا و تعالی دهندگان حقیقت باشیم.
@Sahamnewsorg
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!