طرح شگفتانگیزِ حذف زبان انگلیسی از مدارس
«طرح شگفتانگیزِ حذف زبان انگلیسی از مدارس»
مهدی تدینی
طرحی در مجلس مطرح شده است که هدف آن حذف زبان انگلیسی از دروس مدرسه است. در توجیه آن هم عنوان قشنگی بر آن نهادهاند: «طرح رفع انحصار زبان انگلیسی در نظام آموزشی». هر چیز هم که «انحصاری» باشد حتماً بد است و باید انحصار را از بین بُرد! چه کار پسندیدهای!
پزشکان در جهان با چه زبانی مقاله مینویسند و کنفرانس میدهند؟ پژوهشگران علوم طبیعی به چه زبانی نتیجۀ تحقیقات خود را منتشر میکنند؟ در علوم انسانی وقتی پژوهشگران و نویسندگان قصد میکنند مخاطبانی جهانی داشته باشند به چه زبانی کتاب مینویسند؟ تاجران و بازرگانان و فعالان اقتصادی وقتی در نمایشگاههای بینالمللی شرکت میکنند به چه زبانی بروشور تهیه میکنند و نمایندگانشان به چه زبانی با علاقهمندان صحبت میکنند؟ مثلاً تولیدکنندۀ کُرهای در نمایشگاهی که در برزیل برگزار میشود به چه زبانی با مراجعهکنندگانش صحبت میکند؟
فرض کنیم کسی بخواهد در هر یک از رشتههای تحصیلی، از علوم پزشکی تا فنی و هنر و علوم انسانی تحصیل کند. مگر میتواند رشتۀ خود را به لحاظ منابع و ضروریات علمی بدون زبان انگلیسی تصور کند؟ این که کسی نتواند انگلیسی را به رغم آن که به آن نیاز دارد یاد بگیرد بحث دیگری است و کسی که انگلیسی را یاد نمیگیرد، بعید است روسی و آلمانی و فرانسوی و اسپانیولی را یاد بگیرد. مسئله این است که تک تک علوم با توجه به کیفیت امروزی آنها بدون زبان انگلیسی قابل تصور هستند یا نه؟!
حال اصلاً فرض میکنیم کسی نمیخواهد ادامۀ تحصیل دهد و قصد دارد به تحصیلات پایه بسنده کند و وارد بازار کار شود. کدام رشته و حوزۀ کاری را میتوان سراغ گرفت که زبان انگلیسی در آن به کار نرود؟ جالب این که یکی از معدود درسهای مدرسه که شاید اندکی در زندگی روزمره به درد کسی بخورد همین زبان انگلیسی است. حال ببینید مطرحکنندگان این طرح در توجیه آن چه گفتهاند:
«با توجه به عدم ضرورت تعلیم زبان خارجی بـه دانشآموزانی که به هر دلیل به تحصیل دانشگاهی نخواهند پرداخت و تأثیرات نامطلوبی که اجبار به آموختن زبان خارجی میتواند در ضعف تحصیلی این گروه از دانشآموزان داشته باشد، علیالخصوص دانشآموزانی که باهدف مهارتآموزی و ورود سریع به بازار کار مسیر تحصیل در شاخههای کار و دانش و یا فنی و حرفهای را انتخاب میکنند و به نظر میرسد نیاز ضروری به آموختن زبان خارجی نداشته باشند»
به طور خلاصه میخواهد بگوید: «همه که نمیخواهند به دانشگاه بروند، پس برای چه اعصاب بچهها را با اجبار به انگلیسی خُرد کنیم؟» شگفتا! این استدلال را در مورد بیشتر درسهای مدرسه هم میتوان مطرح کرد! فرمولهای فیزیک و هندسه و شیمی و ریاضی (و البته صرف و نحو عربی) به چه درد کسی میخورد که قصد ادامۀ تحصیل ندارد؟
استدلال دیگر برای این طرح این است: «ازآنجاکه آموزش زبان در مدارس نسبت به آموزش در آموزشگاههای آزاد زبان کمتر موفقیتآمیز بوده و بهتر است که آموزش تمامی زبانهای انگلیسی و غیر انگلیسی از محیط مدارس خارجشده و از طریق آموزشگاههای آزاد صورت گیرد.»
منظورش به فارسی روان این است که چون آموزش در مدارس چندان موفق نبوده، بهتر است کلاً تعطیل شود! یعنی به جای اصلاح نظام آموزشی و رفع معایب و نقایص، کلاً آموزش آن رشته باید تعطیل شود!
همچنین باز در توجیه این طرح آمده است: «با عنایت به چشمانداز چندقطبی جهان آینده و شکست طرحهای جهانیسازی و اهمیت روزافزون منطقهگرایی و لزوم تکثر ارتباطات فرهنگی با قطبهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهان آینده ضروری است نظام آموزش همگانی کشور زمینه آموختن زبانهای مهم بینالمللی را فراهم آورد.»
شکست جهانیسازی؟! جهانیسازی کِی شکست خورد که ما صدایش را نشنیدیم؟ همان چین که در کار بلعیدن «جهان» است و بندبند اقتصادش «جهانی شده»، مگر با زبانی غیر از انگلیسی محصولاتش را در منافذ جهان میچپاند؟ یا مثلاً روسیه مگر شبکۀ تلویزیونی بینالمللیاش، «راشا تودی»، به زبانی غیر از انگلیسی است؟ در بارۀ هندیها هم حرفی نمیزنم که زبان انگلیسی برایشان کم از زبان مادری نیست.
وقتی میگویم اخباری میشنوم که جای شاخ، شاخساری در حد گوزن شمالی بر سرم میروید، به من حق بدهید. و به این فکر میکنم که «۵۷» نماینده پای این طرح را امضا کردهاند. پنجاهوهفت!
نقل از آکادمی علوم انسانی
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!