درد امروز ما افکار کودکانه شماست!

 درد امروز ما افکار کودکانه شماست!

به گزارش «تابناک»،‌ شب گذشته، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدرضا زائری،
استاد حوزه و دانشگاه ‌‌در برنامه «دیروز، امروز، فردا»حرف های جالبی زده است و همین که این سخنان از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پخش شده است خیلی جالب است:

⭐️ بعضی چیز‌ها به کراوات و چفیه ربطی ندارد. اگر آدم تخصص نداشته باشد، به درد نمی‌خورد. وقتی ماشینم خراب می‌شود و کنار خیابان با زن و بچه می‌ایستم و کسی کمکم نمی‌کند، دیگر فرقی ندارد آن متخصص در ماشینش گوگوش گوش دهد یا حاج منصور ارضی. 

طبق قوانین اسلام، مؤمن باید با هشت ساعت کار، بتواند زندگی‌اش را تأمین کند تا بعد از آن سراغ دین، فرهنگ و خانواده برود. شکم گرسنه دین و ایمان ندارد‌. وقتی فساد و رشوه و ربا کل جامعه را گرفت، دیگر موعظه اثری ندارد.
فرض کنید در مجلس برای مساجد همه کار کردیم، اگر نمازخوان یا امام جماعت جذاب نداشتیم، چه کنیم؟ در اول انقلاب جریانی بود که مردم را به مسجد می‌کشاند، ولی الان دیگر این جریان به دلایلی این کشش را ندارد.
 او افزود: فرض کنید قانون نهی از منکر تصویب شد، ولی اگر منکری در جامعه به عنوان منکر پذیرفته نشد، چه کنیم. کل فروش یک کتاب ۲۰۰ نسخه هم نیست و ما برای آن قیصریه را به هم می‌زنیم، ولی به این توجه نداریم که زن جنایتکار در دادگاه‌ها با چادر است. به این توجه نداریم که گدا‌ها در خیابان با چادر هستند. مشکلات فرهنگی ما جای دیگری است.

کار فرهنگی با کار اداری پیش نمی‌رود. برای برخی اول جایگاه مهم است، این که سر ایتام چه می‌آید مهم نیست. این که جوانان و زنان ما چه اعتقادی دارند، مهم نیست. به قدری این شکاف زیاد است که نمی‌‎شود گفت مسئولین فرهنگی ما از جامعه خبر دارند. وقتی سند و کتاب و کاغذ با واقعیت جامعه ارتباطی ندارد، نمی‌توان به آن امید داشت.

رئیس جمهور آمریکا زمانی گفته بود ‌سرنوشت جامعه ما در کلاس‌های درس رقم می‌خورد. شما وضعیت آموزش و پرورش ما را ببینید. معلم باید حقوق کافی داشته باشد. طبق قوانین اسلام شهروند مومن باید بتواند ‌با هشت ساعت کار، زندگی‌اش را تأمین کند تا بعد از آن سراغ دین، فرهنگ و خانواده برود؛ اما زیرساخت‌های اقتصادی جامعه ما درست نیست و افراد باید سه شیفت کار کنند و نمی‌تواند به قرآن و نماز بیندیشند. شکم گرسنه دین و ایمان ندارد؛ این مبنای روایی ماست، تعارف هم نداریم.

 وقتی فساد و رشوه و ربا کل جامعه را گرفت، دیگر نمی‌توانم از موعظه حرف بزنم، موعظه اثری ندارد. بنده و آقای سالک و همه سر کاریم. اتفاق دارد در تبلیغات بانک‌ها، در شهرداری‎‌ها و در زیرمیزی دادن‌ها می‌افتد. وقتی تنها یک‌ درصد بودجه برای فرهنگ است که آن هم محقق نمی‌شود و مدیر فرهنگی باید برود سازمان برنامه پیش فلان مدیر، موس موس کند که یک بودجه‌ای بگیرد، باید چه کرد؟ همه ما سر کاریم، تعارف هم نداریم.

ما فکر می‌‎کنیم ‌در صداوسیما اگر چیزهایی را بگوییم چه می‌شود. ملت همه این مسائل را می‌دانند. پنجاه سال پیش اگر چیزی از تلویزیون گفته نمی‌شد، مردم آن را نمی‌فهمیدند، نه الان. امروز دیگر این چیز‌ها و پارازیت و فیلتر جواب نمی‌دهد. ما تا وقتی بر اساس دیدگاهی که قرن‌هاست وجود دارد که حاکمیت با دستور خودش می‌تواند تأثیرگذار باشد، پیش می‌رویم، نمی‌توانیم تأثیرگذار باشیم.

زائری در ادامه گفت: متأسفانه مسئولان سعه صدر ندارند. از یک طرف دزد آمده و خانه را می‌زند و ما این گونه نشسته‎ایم. دختر در پارک است، پسر معتاد و بی‌کار است، سن فحشا پایین آمده و... بعد مسئول فرهنگی به من می‌‎گوید، لبخند بزن. امیرالمومنین وقتی می‌بیند چه اتفاقی در جامعه می‌افتد، فریاد می‌کشند. مسئول فرهنگی ما وقتی با ‌این اوضاع خوابش می‌‎برد یا بی‌خیال است یا رگ ندارد. به مسئول فرهنگی که به فکر بنز و محافظش است، دیگر نمی‌‎شود حرفی زد. باید قبول کنیم که در میدان جنگ هستیم.
رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی:
«در اين دو سال چه شده که افتخار ما اين است که با شيطان بزرگ قدم بزنيم؟ والله اگر بميريم جا دارد»
جناب آقای رسایی، نماینده  نه چندان محترم مردم تهران در مجلس
امروز نه افتخار ما و نه درد جامعه ما، قدم زدن با جان کری نیست.
امروز برای مردم قدم زدن با جان کری حتی یک خبر معمولی نیست.
امروز درد جامعه ما قدم زدن نمایندگانی در خانه ملت است که به گفته رحیمی معاون اول دولت دهم میلیاردها تومان از بیت المال را گرفته اند و صرف هزینه های انتخاباتی خود کرده اند.
امروز درد ما خروج بی بازگشت معادل چهارده سال بودجه کشور است.
امروز درد ما اعتیاد، و فحشایی است که در زیر پوست شهر، فرهنگ و تمدن واخلاق وعزت ما را نشانه رفته.
درد امروز ما فقر و تنگدستی مردمانی است که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند، و تو چه می دانی گشنه ماندن پدر و بردن ناهار اعطایی در کارخانه برای شام خانواده یعنی چه!؟
درد امروز ما افکار کودکانه شماست.

معبر شک

 معبر شک

افرادی که قبل از این که از معبر شک عبور کنند به یقین رسیده اند، یقینشان را یقین نباید خواند. آن جزم است،تعصب است،جاهلیت است. این ها آدم های خیلی خطرناکی هم می شوند. آدم هایی که به یک جزمیت کور رسیده اند و پای این جزمیت کورشان همه چیز را حاضرند قربانی کنند و هیچ کس را هم آدم حساب نمی کنند مگر آن که مثل خودشان کورکورانه متجزم باشد.این ها خیلی خطرناکند و از مشخصات کسانی که در عرصه ایدئولوژی ها،چه ایدئولوژی دینی چه غیر دینی اظهار تجزم می کنند این است که با دیگران برخورد خشن می کنند.خشونت از این نوع تجزم برمی خیزد.
شک نیاوردگان کرده یقین

انّ و لَو شان به جای رای رزین
این سخن دهخداست...این جزم پایین ترین مرتبه از مراحل سلوک روح آدمی است.کمال انسان این است که از این مرحله بگذرد و از این مرحله نمی تواند ناگهان به مرتبه ی یقین بپرد.بلکه علی العموم باید از مرحله ی شک عبور کند.مرحله ی شک نوعا مرحله طولانی است و هیچ اشکالی هم ندارد.حتی اگر تا انتهای عمر هم با آدمی باشد بهتر از آن جزم خظرناک اولیه است...آن دغدغه ی وجودی،آن تحیر،آن کشمکش درونی،آن سر به در و دیوار زدن برای راهی برون شوی و نوری پیدا کردن ،آن به همه چیز می ارزد.آن حالت یک حالت شریف در روح آدمی است.همان که در کلمات مولا علی هم هست در مورد افراد متّقین:
تدافع ابوابها علی باب السّلامه 

این قدر به این در و آن در زده تا بالاخره به باب سلامت رسیده است.یعنی به این در و آن در زدن کار انسانی است که در راه سلوک است.حالا گیرم که این در و آن در زدن پایان قطعی هم پیدا نکند و آدم در همین مقام و همین مرحله بماندچه باک!...اگر حقیقتا شخص استقراری پیدا نکرده است،همان عدم استقرارش بر یک استقرار مصنوعی بسیار بسیار برتری دارد.مولوی می گوید:
جمله بی قراریت از طلب قرار توست

طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
آن نفسی که با خودی جمله شکار پشه ای

وان نفسی که بی خودی پیل شکار آیدت
می گوید چون می خواهی زود به قرار برسی ،به استقرار برسی این قدر بی تابی،بی قراری،تو طالب بی قراری باش بگو من همین را می خواهم،می خواهم بی قرار باشم و خواهی دید که قرار به سراغ تو می آید.این بکی از اسرار این عالم است که مولوی در این شعرش آورده است:

اگر چیزی را مستقیما خودش را نطلبید او به سراغ شما می آید.
به این معنا شک بسیار برتری دارد به آن جزم اولیه.ولی در پاره ای از افراد (که البته نوادرند)بعد از شک یقین در می رسد.در روایات گفته اند یقین کمترین چیزی است که خداوند در میان خلق قسمت کرده است.این همه ادعای یقین کردن و لاف زدن حقیقتا از بی یقینی و بی اطلاعی است.یقین چیز خیلی کمیابی است و ما به درجات از شک و حیرت برخورداریم.

 

دکتر عبدالکریم سروش،سلسله درس های دین شناسی مولانا

غدیر،نمادِ مردم سالاری

 غدیر،نمادِ مردم سالاری

#شفیعی_مطهر

غدیر ، نه یک  روز عام و برکۀ آرام ، که یک تاریخ تمام است . 

غدیر یک پیچ سرنوشت ساز تاریخ است .

   در این روز ، سرنوشت روشن بشریت با زلال آب های «غدیر» گره خورد . 

هر قطره آن بلور مذاب، یک سینه سخن در دل و یک آبشار زلال عرفان بر زبان دارد. 

در غدیر زنجیر رقیّت بشر از هم گسست و یوغ اسارت انسان درهم شکست . 

غدیر با تثبیت حاکمیّت « الله » پدیدۀ حاکمیّت انسان بر انسان را برانداخت و نیرنگ خودکامگان را نقش بر آب ساخت . 

    منشور غدیر ، اصل « وَلاتَکُن عَبدَ غَیرِک قَد جَعَلکَ اللهُ حُرّاً » را بر تارک تاریخ نگاشت و با همین اصل ، کرامت انسان را پاس داشت .  

   آرمان غدیر بر این بود که واژه های خودکامگی ، سلطه گری ، سلطه پذیری ، خشونت ورزی ، اباحی گری ، تملّق ، چاپلوسی ، ستمگری ، ستم پذیری ، و.... را از قاموس بشریت بزداید و راه و رسم حق گرایی ، انسان دوستی ، مردم سالاری ، عدالت خواهی ، ستم ستیزی ، آزادی خواهی ، حقوق مداری ، مشارکت پذیری ، مشارکت جویی ، شایسته سالاری ، امانتداری ، صراحت و صداقت سخن رفق و مدارا ، ساده زیستی و همه ارزش های عالی اسلامی و انسانی را نهادینه سازد.    

مکتب غدیر ، سعۀ صدر ، تحمّل عقیدۀ مخالف و ظرفیّت بالا را از ابزار مدیریت و رهبری می داند ( آلَهُ الرّیاسهِ سَعَهُ الصَّدرِ ) . 

در این مکتب ، مسند حکومت و زمامداری ، نه یک طعمه و شکار ، که یک امانت الهی است و حاکم در برابر خدا و خلق باید پاسخگو باشد:

  ( اِنَّ عَمَلکَ لَیسَ لَکَ بِطُعمَه وَ لکِنّهُ فی عُنُقِکَ اَمانَه ) . 

مرام غدیر : « با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا » است . 

مولای برگزیدۀ غدیر حتّی اجازۀ بدرفتاری با دشمنان خونی خود را نمی دهد . او تاکید می ورزد که : 

« پس از من  خوارج را نکشید ، زیرا آن که به طلب حق درآید و راه خطا پیماید ، همانند آن نیست که باطل را طلبد و بیابد و بدان دست گشاید .»

    بنیانگذار مکتب غدیر ، انتقاد و پرسشگری و عدالت خواهی را از حقوق مردم و پاسخگویی ، خدمتگزاری و احساس مسئولیت را از وظایف و تکالیف حاکمان می داند.

«با من ، آن گونه که با خودکامگان سخن می گویند ، سخن مگویید و چونان که با تندخویان رفتار می کنند ، از من کناره نگیرید . با ظاهرسازی و ریا با من آمیزش نکنید و شنیدن سخن حق را بر من سنگین مپندارید . نمی خواهم مرا بزرگ انگارید ، چه آن کسی که شنیدن سخن حق بر او گران باشد و اجرای عدالت بر او دشوار بود ، کار به حق و عدالت کردن بر او دشوارتر است . پس از گفتن حق یا رای زدن در عدالت کوتاهی نکنید .»

   و در جای دیگر ، پای فراتر نهاده ، چاپلوسان را رانده ، حق گرایان گزنده را ترجیح می دهد :

« آن کسی را بر دیگران برگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر بگوید و در آنچه می کنی یا می گویی و خدا آن را از دوستانش ناپسند می دارد ، کمتر تو را یاری کند .»

  سلطان سریر غدیر و ابرمرد عرصۀ تدبیر در دفاع از حقوق انسانی یک شهروند تا بدان جا پیش می تازد که ، قاضی خود را به سبب این که صدایش بلندتر از ارباب رجوع بوده است ، عزل می کند . امام علی(ع) به ابوالاسود دولی می فرماید : 

« اِنّی رَاَیتُ کلامکَ یَعلوا کلام خَصمکَ ».

  در بینش غدیر ، انسانیّت انسان ارزش دارد ، نه مواضع سیاسی ، عقیدتی و فکری او . خالق این بینش به مالک اشتر می فرماید : 

« مردم دو گره اند : یا مسلمان اند ، که برادر تو هستند ، یا غیر مسلمان ، که در آفرینش با شما یکسان اند . » 

و در دفاع از حقوق دگراندیشان بدان پایه اصرار می ورزد که هشدار می دهد : 

« هرکس اقلّیّتی را بیازارد ، قطعاً مرا آزرده است ! »

   آغازگر نظام غدیر ؛ حاکم را نه تنها مطاع خلق ، که مطیع خالق و خلق نیز می داند:

« هرگز مگو : من فرمانروایم . باید حکم رانده و بی چون و چرا پیروی شوم . چه ، آن کسی که چنین مشی و مشربی و چنین سیستم و نظامی دارد ، روان را ناهنجار ، دین را ناروا و جامعه را ناپایدار می سازد . »

او راز هلاکت و نابودی جامعه را در فقر و فلاکت مردم می داند و رمز فقر آنان را ، قدرت گرایی و ثروت اندوزی اقلیت می شمارد .

....و برای تحقّق این گونه آرمان ها بود که با تایید الله و به دست رسول الله (ص) ،  امیر المومنین علی (ع) به عنوان شایسته ترین نامزد فرمانروایی بر جامعۀ پس از پیامبر به مردم معرّفی شدند .

این روز فرخنده و حکومت خجسته ، بر همه نیک اندیشان و سبزکیشان جهان مبارک باد .امید که در پرتو رهبری ها و رهنمود های این پیشوای پرواپیشگان و امیر پرهیزگاران بتوانیم آرمان های بلند انسانی و اسلامبی را تحقّق بخشیم.

نوشته : سید علیرضا شفیعی مطهر

کانال رسمی تلگرام گاه گویه های مطهر

  https://t.me/amotahar

 

چه کسانی خود را مسخره می کنند؟

چه کسانی خود را مسخره می کنند؟
✨🌹✨

 امام رضا علیه السّلام فرمودند: در هفت چیز  انسان خودش را مسخره می کند⇩

۱- کسی که با زبانش استغفرالله بگوید ولی در دل از گناهی که کرده پشیمان نباشد خودش را مسخره کرده.

۲- کسی که از خدا توفیق کار خیر طلب کند ولی تلاش و کوششی نداشته باشد خود را مسخره کرده.

۳- کسی که از خدا بهشت بخواهد و در انجام عبادات صبر نکند و در ترک معاصی صبر نداشته باشد خود را مسخره کرده.

۴- کسی که از آتش جهنم به خدا پناه برد ولی از لذت گناه دست بر ندارد خودش را مسخره کرده.

 ۵- آن کس که یاد مرگ کند و از آن ترس داشته باشد ولی خود را برای مرگ آماده نکند ( یعنی اعمال خیر انجام ندهد و از گناهانش استغفار نکند) خودش را مسخره کرده.

۶- کسی که خدا را یاد کند و مشتاق دیدار او باشد ولی در گناهان اصرار ورزد خود را مسخره کرده.

۷- کسی که بدون توبه از خدا طلب عفو و بخشش کند، خودش را مسخره کرده است.

" از بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)"

مدرک خدا رو قبول نداری؟

 مدرک خدا رو قبول نداری؟

دکتر الهی قمشه ای:

تاحالا دندون پزشکی رفتین؟؟؟
اول دکتر چند تا سوزن می زنه تو لثه تون،بعد اون مته رو می گیره دستش...
بعضی وقتا از شدت درد دسته های صندلی رو محکم فشار میدیم و اشک تو چشمامون جمع میشه...
چرا نمی زنین تو گوشش؟
چرا داد و هوار نمی کنید؟
این همه درد رو تحمل کردید،این همه سوزن و آمپول و مته و انبر و ...
خوب اعتراض کنید بهش!
چرا اعتراض نمی کنید؟
تازه کلی هم ازش تشکر می کنیم و می خوایم بیایم بیرون می گیم: 

آقای دکتر !ببخشید وقت بعدی کی هستش؟!
نمی خوای خدا رو اندازه یه "دندون پزشک" قبول داشته باشی...؟؟
به دکتر اعتراض نمی کنیم چون می دونیم این درد فلسفه داره و منجر به بهبود میشه،می دونیم یه حکمتی داره،خوب خدا هم حکیمه...
اصلا قبلا هم به دکتر می گفتند حکیم...
یعنی کارهای او از روی حکمت است.
وقتی درد و رنجی رو تو زندگی ما فرستاد،ازش تشکر کنیم،بگیم نوبت بعدی کی هستش؟
رنج بعدی؟
به من بگو مدرک خدا رو قبول نداری؟؟؟
حتی قد یه"دندون پزشک"؟؟؟
یادت نره اون خیــلی وقته خداست...

.
.

پشه در قرآن


🌺 پشه در قرآن

از دست و زبان که بر آید؟!
کَز عهده شُکرش به درآید!!

ســؤال 🔺
چرا خداوند در قرآن مجید از پشه صحبت به میان آورده است؟

✍️ پــاسخ

👈زیرا پشه از لحاظ خلقت بسیار عجیب و غریب است ، که علم امروزی تازه اندک نکاتی را از خلقت پشه کشف نموده است و این نکات عبارتند از :

➖همه موجودات دنیا سی و اندی دندان دارند ، امّا پشه ۴۸ دندان دارد .

➖همه موجودات دنیا از یک فیل گرفته تا یک مگس ، همه و همه یک قلب دارند ،
امّا پشه سه قلب دارد .

➖همه موجودات دنیا دو چشم دارند ، مگر گه گاهی به صورت خارق العاده ای موجودی سه یا چهار چشم داشته باشد
و این در حالی است که پشه با وجود این که بسیار کوچک است ۱۰۰چشم دارد .

➖پشه دو نوع پا دارد . نوعی برای حرکت کردن بر جاهای زِبر ، و نوعی برای حرکت نمودن بر جاهای لیز همانند شیشه ، که معمولاً راه رفتن برآن غیر ممکن است .

➖برای تشخیص نوع خون ، راداری دارد که هواپیماهای امروزی ، با این همه پیشرفت علم باز هم  کمتر از آن برخوردار هستند .

➖نیش او در قابی همانند کیف قرار گرفته است تا به میکروب آلوده  نگردد ، و بعد از نیش زدن آن را پاک نموده و بار دیگر در قاب موجود قرار می دهد .

➖این پشه هایِ ماده هستند که انسان را نیش می زنند ، امّا پشه های نر هرگز انسان را نیش نمی زنند .

➖و این نکته را از کلمه"بعوضة"که در آخر آن "تاء"تأنیث وجود دارد ، می توان استنباط کرد .

➖پشه های ماده به خاطر تهیه نمودن پروتئین برای تخم هایی که در شکم و یا رَحَمِ خود دارند انسان را نیش می زنند ،
و کسانی که می گویند پشه ها ما را نیش نمی زنند راست می گویند چرا که پروتئین مورد نظر در خون آن ها موجود نیست تا پشه آن خون را بمکد .

➖از فاصله ای دور و در اوج تاریکی از طریق حرارت موجود در بدن ، توان تشخیص دادن رگی را که خون در آن جاری است دارد .

➖هنگامی که دستمان را به جایی می بریم که فکر می کنیم پشه بر آن نشسته است ، زمانی است که دیگر پشه کار خود را انجام داده و خون لازم را کشیده است و بی حسی قبلاً صورت گرفته توسط پشه ، کم کم از بین رفته است .

➖چون نیش پشه نازک و شبیه سوزن آمپول است ، ماده ای را با خون انسان مخلوط می کند و خون را رقیق می سازد ، تا به آسانی خونِ مکیده شده از منفذ موجود در نیش او جاری گردد .

➖پشه موجودی پاک خور است و غالباً از گل و گیاهِ پاک تغذیه می نماید .

➖گرچه بسیاری از مردم فکر می کنند پشه خون خوار است ، و کما این که قبلاً هم اشاره نمودم به خاطر برطرف کردنِ نیازِ تخم هایی که در شکم دارد ، که همانا پروتئین است ، خون می مکد .

➖در هر یک ثانیه ۶۰۰ بار بال هایش را به هم می زند و بر اثر سرعت جهش بال هایش صدایی تولید می شود که معمولاً به آسانی قابل سمع است .

➖با پاهایش تخم گل های گوناگون را جابه جا می نماید و باعث بارور شدن گل هایِ ماده می گردد .

🖇شخصی به نام "رونالدروس"در سال ۱۹۰۲میلادی جایزه نوبل را به خاطر این دریافت نمود که کشف کرد پشه مرضی به نام "الحمی الصفراء" را انتقال می دهد ، که در کشور اتیوپی در آفریقا در مدت دو سال ۳۰۰۰۰ نفر بر اثر این بیماری جانشان را از دست دادند .
فکر نکنیم که پشه مستقیماً و در مرحله اول نیش خود را وارد رگ می نماید ، بلکه در هنگام نیش زدن ، قبل از نیش زدن ، محل مورد نظر را همانند دکتری جراح با دندان های خودشکافته و سپس باوارد کردنِ نیش از رگ خون می گیرد .

✨هذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ✨

سبحان الله
پشه در قرآن
@mrshkyaddasht

ريتم صفر


ريتم صفر


در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ یک اجرای هنری به مفهوم مدرن داشت: او اعلام کرده بود که در طی اجرای ۶ ساعته، مانند یک شیء بی حرکت و بدون هر گونه واکنش خواهد بود. در این مدت شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.

این اجرا �ریتم ِ صفر� نام داشت.روی میز یادداشت زیر به چشم می‌خورد: 

راهکار: -۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آن ها را روی من به کار ببرید. 

تعهد: - من برای مدت ۶ ساعت صرفاً یک ابژه خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم. -۶ ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد. 

روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمال های ابریشمی، گل، آب و ... بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم... و حتی یک اسلحه ی پُر! 

در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گل ها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد... کمی بعد او را بلند کردند و جایش را تغییر دادند! کم کم زنجیرها را به کار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمی‌دهد رفتارها حالت تهاجمی‌تر گرفت. منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این پرفورمنس شرکت کرده بود به خاطر می‌آورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشن‌تر شد. 

�اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد... دیگری به نقاط خصوصی بدنش دست زد...� 

مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید. یک نفر تفنگ را به دستش داد و دستش را تا بالای گیجگاهش برد. یک نفر دیگر آمد تفنگ را گرفت و از پنجره به بیرون پرت کرد. با این پرفورمنس آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال می‌کنند.
بعد از پایان ۶ ساعت پرفورمنس، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. همه از نگاه کردن به صورت او اجتناب می‌کردند. بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلاً از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و این که چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده. این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار می‌کند. به ما نشان می‌دهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی می‌تواند به همنوع خود آسیب برساند، به چه سادگی می‌شود از شخصی که از خود دفاع نمی‌کند یا نمی‌جنگد بهره‌کشی کرد و این که اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر �نرمال� جامعه می توانند در چشم برهم زدنی به موجودی حقیقتاً وحشی و خشن تبدیل شوند.
مارینا بعدها اعلام کرد که وقتی که شب به هتل خود برگشته بود، دید که یک دسته از موهایش در عرض چند ساعت سفید شده بود. خودداری و عدم واکنش او چنین هزینه‌ای به او تحمیل کرده بود.
مارينا آبراموويچ و پرفورمنس ريتم صفر به ما ياد مي دهد كه وقتي منفعل باشيد هم خودتان نابود مي شويد و هم بخش نابودگر ديگران را بيدار مي كنيد.
وقتي منفعل باشید آدم ها وحشي مي شوند ، زورگو مي شوند، اخلاق و شأن انساني شما را ديگر هر کسی محترم نمي شمارد و امیال و عقده و غده هایی که درونش وجود دارد مجال ابراز وجود پیدا کرده و خود نمایی می کند !
شاید به صورت خلاصه بتوان گفت :
این آزمایش به سادگی و روشنی ثابت کرد که این مظلوم است که ظالم می سازد...

درمان حواس پرتی در نماز


*درمان حواس پرتی در نماز *

*کمترکسی پیدا می شود که در طول نماز، حواسش کامل به نماز بوده و متوجه کلماتی باشد که می گوید .*

*برای داشتن حضور قلب در نماز و جمع کردن حواس تان نکات ذیل را رعایت کنید :*

*۱ - قبل از نماز برجای نماز نشسته وقدری ذکر بگویید و یا تلاوت قرآن نمایید، تا روح و دل تان آماده ومشتاق عبادت خداوند متعال گردد.*

*۲- قبل از نماز پیش خود چنین تصور کنید که ممکن است این آخرین نمازتان باشد.*

*۳- به خود تلقین کنید و تصمیم جدی بگیرید که نمازی باخشوع و بدون حواس پرتی بخوانید.*

*۴- تصور کنیدکه می خواهید در برابر بزرگ ترین و قدرتمندترین شخص عالم هستی ایستاده و با او سخن می گویید.*

*۵ - در نماز بیشتر سعی برخشوع و خضوع بیفزایید و خود را در محضر خداوند متعال بی نهایت حقیر و نیازمند احساس کنید.*

*۶- آهسته و با آرامش نماز بخوانید.*

*۷- به معنای آنچه در نماز می خوانید توجه کنید.*

*۸- اگر قبل از نماز گرسنه یا تشنه بسیار شدید هستید، قبل از نماز چیزی بخورید تا سبب عجله در خواندن نماز نشود، ولی بیشتر تلاش شود که با شکم پر نماز نخوانید.*

*۹- در مکان خلوت و ساکت نماز بخوانید.*

*۱۰- در مکان نماز تان سعی کنید جلوی روی تان عکس و یا چیزی که توجه را جلب می کند مثل : تلویزیون و... نباشد .*

*۱۱- سعی کنید عاشق خداوند متعال بشوید ؛ چون عاشق بی قرار وصال معشوق اش هست و لحظه شماری می کند برای حتی یک لحظه صحبت و معاشرت با عشقش.*

*۱۲ - حلال به دست بیاورید و حلال بخورید.*

*۱۳- این ذکر را بیشتر بخوانید : اللهم صلی علی محمد و علی آل محمد*

*۱۴- از یاد مرگ غافل نشوید؛ چون مرگ است که انسان های غافل و خواب آلود را بیدار می کند.*

*و همین مرگ است که خواهش های نفسانی را می میراند.*

*ایدکم الله فی الدارین.*

*از محضر مبارک تمام شما مؤمنین باعزت التماس دعا دارم.*

کپی باذکر یاالله و ذکر یاعلی ذکر صلوات برای سلامتی یوسف الزهراسلام الله علیه آزاد است.
*نشر ثواب جاریه*
ـــــــــــــــــــــ📖ـــــــــــــــــ
 

*نــــشر دهـــید*

🌹🌹

آیا جامعه ما هم می تواند توسعه یافته شود؟

 آیا جامعه ما هم می تواند توسعه یافته شود؟


بعضی اساتید توسعه ، چاره را ایجاد و تکثیر نهاد ها و سازمان های سیاسی و اقتصادی عمومی در جامعه می بینند.این سوال مطرح می شود اگر حکومت تمامت خواه بوده و توسعه گرا نباشد و فرهنگ و ذهنیت های مردم آمادگی مقدمات توسعه را نداشته باشند، چه باید کرد نهادها و ساختار های توسعه ساز شکل نمی گیرد و نهاد های موجود ضعیف می شود.حتی اگر حاکمیت توسعه گرا باشد اما مردم آمادگی فرهنگی نداشته باشند کار بسیار دشوار است.
حاکمیت در کشور ما توسعه کشور را تنها در ایجاد کارخانه و راه و برق و مخابرات و...کلا زیرساخت و سخت افزار می داند و آموزش و پرورش و بهداشت و ورزش و فرهنگ و هنر و...را کاری غیر سرمایه ای و مصرفی می شمرد و منابع مالی آن ها را قربانی کار های دیگر می کند. البته زیر ساخت ها شرط لازم برای توسعه هست اما بقیه شرایط جایش خالی است.
اگر مردم توسعه یافته شوند پرسشگر و مطالبه گر می شوند و این برای حاکمیت مقبول نیست.
اما مردم ما چگونه اند؟در ذهنیت ما رسوبات خرافی  ملی و مذهبی به جای تفکر درست و عمل عاقلانه جایگزین شده و بدبختی را از بد شانسی و تقدیر خود می دانیم و به جای اندیشه عاقلانه درک علل بدبختی و پیدا کردن راه حل های اصولی همه چیز را از آسمان می دانیم و بخشی را نیز به تقصیر دیگران می گذاریم.

کتاب آسمانی ما می گوید:« سرنوشت هر کس در گرو عمل او است.»

"لیس للانسان الا ما سعی: 

برای انسان چيزی جز تلاش و كوشش او نيست .  

"كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ 

هر كسى در گرو دستاورد خويش است .

و "از تو حرکت از خدا برکت" و... اما ما به دنبال نذر و دعا و ...و امام و امام زاده و درخت نظر کرده و ...هستیم. پیامبر و امامان خودشان کار می کردند و زندگی خود را اداره می کردند.اگر بیمار می شدند از طبیب و دارو استفاده می کردند(حتی طبیب نا مسلمان) و ما که مسلمان و پیرو ایشان هستیم و ایشان باید الگو و اسوه ما باشند. بدون کار فعال و پزشگ و دارو،رزق خود و علاج بیماری خود را از آسمان می خواهیم.
حکومت چند هزار ساله استبداد شاهان و حاکمان ظالم،شان و احترامی برای مردم به عنوان "رعایا"!! قایل نبوده و اموال و زندگی و زن و فرزند ایشان را ملک موروثی خود می دانسته اند و موبدان و ملایان و آخوند ها در بی حرمتی و ستم توجیه گر حاکمان بوده ، شخصیت انسان ها را لگد مال کرده وکرامت انسانی را از بین برده اند.
اگر چه در میان حاکمان اندک افرادی هم بوده اند که با عدالت رفتار کرده اند و در بین ملایان دینی استثنائا عالمان دین شناس واقعی که مردم را به حقوق و کرامت انسانیشان آشنا کنند وجود داشته است؛  اما  بنا به قاعده« النّادر کالمعدوم » و این که استثناء قاعده نمی شود و تا مردم می فهمیده اند حقوقی و کرامتی دارند حاکم و ملایان بعدی آنها را سرکوب می کرده و با ستم و کشتن شخصیت انسانی مردم ایشان را مطیع می کرده اند.قرآن کریم این روش را در مورد فرعون مصر اشاره کرده  "فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ ".
در این میان بدآموزی های انحرافی روایات غلوآمیز توسط غالیان دشمن دانا یا دوستان نادان که همه دین و مذهب آگاه بخش و آزادی آفرین ما را مغلوط و خرافی کردند، بسیار مخرب و نقش آفرین است. این روایات غالیانه بهترین ابزار ملایان درباری بوده و اجازه نمی دهد پیام های خالص دین و مذهب به مردم برسد و اگر قرآن صد ها بار مردم را به تعقل و تفکر و تدبیر فرا می خواند ما هم چنان خرافات را دین می دانیم و خرافات را عمل می کنیم و متاسفانه نسل جوان بیدار شده دست از دین می کشد.
خرافات ملی و مذهبی آن چنان در ذهن ما رسوب کرده که قدرت تفکر و عاقله  را پوشانده و ما در مقابل هر اقدام اصلاحگرانه مقاومت می کنیم و در های توسعه را بر خود می بندیم.نتیجه اعمال خرافی خود را از تقدیر لا یتغیر و آسمانی می دانیم و بدبختی ها را سرنوشت محتوم خود می دانیم.   
خلاصه این که علی رغم نقاط قوت فرهنگی ، نقطه ضعف های اخلاقی ما فراوان است. ما مردمی خودخواه و خود حق به جانب ، دروغگو و ریاکار ، کم صبر و عجول، تک رو ، نا منظم ، سطحی نگر و نزدیک بین،کم عمق و بی برنامه، متوهم و خیال پرداز، بی دقت ، نقد نا پذیر،کم کار،خود بین،غمگین و افسرده ، اسراف گر و تجمل گرا،چشم و هم چشم،متعصب، در مقابل قوی تر مظلوم و در مقابل ضعیف تر ظالم و دیکتاتور،دسیسه گر و...
نتیجه عملی این رسوبات خرافی ما را قرن ها از  تمدن جهانی عقب انداخته است. کافی است به سفرنامه ها و خاطرات تاریخ نویسان اندیشمندی که به دنبال علل عقب ماندگی ما بوده اند مراجعه کنیم.به عنوان نمونه خاطرات حاجی سیاح محلاتی را که بعد از سال ها دروس حوزوی در عتبات عالیات و سفر به غرب و بعد از  هجده سال دوباره به وطن بر می گردد رخداد ها را قدم به قدم نوشته را ملاحظه کنید.اگر دسترسی به کتاب خاطرات ممکن نباشد آدرس اینترنتی آن چنین است:
 khaterate-haj-sayyah-[www.bookiha.ir].pdf
 در این کتاب بسیاری از اخلاق و حرکات شاه و شاهزاده ها و حاکمان و والیان قاجاری و ملایان و آخوند های درباری و وضعیت فقر و بیچارگی رعیت(مردم) و رسوبات خرافی ایشان را مشاهده می کنید و مطالعه آن توصیه می شود.  
آیا انقلاب مشروطیت صدو چند سال قبل و انقلاب اسلامی ما چهل سال قبل سرنوشت مردم و جامعه و کشور ما را تغییر داد و ما را به رفاه و تمدن و توسعه رساند؟
تا خود را تغییر ندهیم هیچ گونه تغییری در سرنوشت خود نخواهیم داشت.باز هم از قرآن عظیم نمونه می آورم که: 

"إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ"
انقلاب ها و کودتا ها حاکمان را عوض می کند اما رسوبات خرافی مردم را عوض نمی کند و سرنوشت ما تغییری نمی کند.ذهنیات و فرهنگ و افکار و روحیات خود را باید عوض کنیم و درست فکر کردن و تجزیه و تحلیل و داوری  و عمل عاقلانه را باید جایگزین احساسات خرافی خود کنیم .راه دیگری وجود ندارد.
بنا به گفته شادروان دکتر حسین عظیمی: 

"این انسان توسعه یافته است که توسعه می سازد" 

و انسان توسعه یافته درست فکر می کند و عاقلانه عمل می کند.
پیشران و آغاز کننده توسعه پایدار فراگیر جامعه ، توسعه فرهنگی است.
  توسعه فرهنگی از پرورش و آموزش کودکان شروع می شود و از دامان مادران و بعدا از مهد و کودکستان و دبستان و دبیرستان ادامه می یابد..
    مربیان کودکستان ها و پیش دبستان ها ، معلما
ن و آموزگاران دبستان ها ، دبیران دبیرستان ها و...بهترین فرصت های موجود را در اختیار دارند که انسان های فرهیخته و توسعه یافته برای کشور تربیت کنند.
در تحقیقی که در اینترنت دیدم متاسفانه کتاب های درسی مدارس آن گونه تدوین شده که در مقایسه با کشور هایی مانند آلمان و چین ،کودکان را اطاعت پذیرصرف و سربه زیر تربیت می کنند.باید معلم سوال کننده باشد و دانش آموز پاسخ دهنده و بدهکار. روحیه سوال کنندگی و خلاقیت و کار جمعی و احترام به حقوق دیگران در متن کتاب ها کم رنگ است.
در تحقیقات دیگر نیز روش آموزش و پرورش ما در مقایسه با کشور های دیگر پر از نقایص بزرگ و بلکه متعمدانه گزارش می شود.
در طرح پیشنهادی اجرایی زیر ، مدیر و معلم و مربی انگیزه دار و اهل درد بعد از درس معمول خود در ساعت کلاس بدون لطمه به درس معمولی ، پرورش و آموزش می دهد، رسوبات مخرب توسعه را از درون اذهان دانش آموزان پاک می کند و نقاط قوت اخلاقی موجود را قوت می دهد.
رسوباتی که کاملا یک به یک تشخیص داده شده ، و نیز نقاط قوت ، با ترتیب اهمیت اولویت بندی شده و با کلیپ و فیلم ویدیویی و ابزار سمعی – تصویری به کودکان فهمانده می شود و در همان کلیپ راه حل نشان داده می شود و قوت ها تقویت می شود. منابع اولیه شامل قصه های اخلاقی از کتاب هایی مانند گلستان سعدی ، فیه مافیه  و مثنوی معنوی مولانا ، داستان راستان شهید مطهری ، شاهنامه حکیم فردوسی و...فراوان است.
رسوباتی که من به کمک دوستان همفکر تدوین کرده ایم در فایل پیوست آمده و بدیهی است می تواند توسط اساتید محترم اصلاح و کامل تر شود. از لیستی که ما تدوین کرده ایم راه حل های نقاط ضعف به ترتیب موارد مهم تر را انتخاب و اولویت ها به ترتیب به شرح زیر است:


1-ترویج راستگویی و منع دروغ که ریشه همه کارهای خلاف است. 

2--ترویج روحیه مسئولیت پذیری پاسخگویی. 

  3 -ترویج روحیه کارگروهی 

4-ترویج روحیه برنامه داشتن حتی برای کارهای کوچک. 

5--ترویج روحیه ورزشی برای داشتن جسم سالم و روحیه قوی که می تواند پشتوانه راست گویی و کمک به دیگران باشد.  

6--ترویج روحیه پرسشگری به طوری که بچه ها راحت بتوانند بپرسند چرا؟ تا به این ترتیب عقل فعال شود و هر چیزی را به راحتی نپذیرد و همواره چالشگر باشد.
7--ترویج روحیه حفظ محیط زیست و احترام به طبیعت. 

  8--ترویج روحیه احترام به قانون و ضوابط تعیین شده در هر محیطی که قرار دارد.
در تمام مورد بالا داستان های کوتاه توسط اساتید ادبیات از کتاب های مربوطه استخراج شده و  توسط کارگردانان دلسوز فهیم تبدیل به نمایشنامه کوتاه تبدیل ، و توسط بازیگرانی تولید شده و به صورت فیلم ویدئویی چند دقیقه ای تهیه می شود.برای هرکدام قصه های فراوانی از تاریخ قبلی خود ایرانیان و مسلمین و نیز از ملت های دیگر وجود دارد و حتی در محیط مجازی ، کلیپ ها و فیلم های متناسب می توان یافت.

یک مثال که از محیط مجازی دیده ام:

کاغذ زباله ای روی کف ایستگاه قطار ریخته شده و عابران بدون توجه می گذرند.عابری که نسبت به تمیزی محیط حساسیت دارد کاغذ زباله را برمی دارد و به سطل زباله می ریزد و  مورد تشویق فراوان تماشاچیان قرار می گیرد.این کلیپ می تواند برای بچه ها آموزش خوبی برای تمیزی محیط باشد.
مربیان و مدیران و معلمانی که بلوغ فکری ایشان برتر از نیاز حقوق آخر ماه و بیش از مشکلات شخصی خود به فکر حل مشکلات دیگران هم هستند و به دنبال راه حل می گردند تعدادشان زیاد نیست اما وجود دارند و باید ایشان را پیدا کرد و برای ایشان در چند جلسه اهداف طرح را تشریح کرد و کلیپ های تهیه شده را در اختیارشان گذاشت و حتی از خودشان خواست در تهیه متون نمایشی کلیپ ها کمک کنند.
باید دقت کرد که متن نمایش ها سیاسی و ضد مذهبی نباشد و غلط بودن رسوبات غلو آمیز مذهبی را با روایت های اخلاقی اصلی  و آیات قرآن توضیح داد . به همین دلیل سیاسی نبودن و ضد مذهبی نبودن و این که به برنامه های درسی لطمه نمی زد خصوصا اگر بی صدا و بدون تبلیغات انجام شود مخالفتی ایجاد نخواهد کرد.
همان طور که توجه می کنید در مقدمات این طرح باید کار کرد و کارگردان و هنرمند و خصوصا مربیان و معلمان ذیصلاح را پیدا کرد و ایشان را آموزش داد.
در ابتدا همه این کارها باید داوطلبانه و بدون هزینه باشد و در مراحل بعدی باید از خیرین دردشناس که به آینده می اندیشند اعتبارات مالی را تهیه کرد.همه این مقدمات قابل اجراست و کلا طرح قابل اجرا است هر چند که در ابتدا در اندازه های کوچک عمل شود و البته باید آن را تعمیم داد و اساتیدی که در معلمان و دانشگاهیان تاثیر گذار هستند می توانند در تکامل و گسترش این طرح کمک شایانی بنمایند.
هدف اجرای این طرح نهادی کردن راستی و صداقت در گفتار و کردار، درست فکر کردن ،عاقلانه اندیشیدن ، توانایی کار گروهی ، رعایت حفظ محیط زیست و... در کودکان است که پدران و مادران آینده و مدیران و عوامل تولید و خدمات آینده کشورند.
در انتها باید بدانیم که بعد از طلوع تمدن عظیم چند قرن اولیه بعثت اسلامی ، شروع تاسف بار غروب آن که به وضعیت منحط کنونی رسیده ایم دارای  علل متعدد بوده و در طی قرن ها به وجود آمده و  این انحطاط چون بیماری خطرناک ، مزمن شده و  به راحتی علاج نمی شود و سال ها و بلکه دو سه نسل باید معالجه جدی انجام شود . بنابراین باید به عنوان صالح ترین عمل صالح هرچه می توانیم انجام دهیم و با توکل بر خدای قادر متعال تلاش در اصلاح فرهنگ فرزندان خود باشیم و بدانیم  توسعه فراگیر و پایدار جامعه آینده از توسعه فرهنگی فرزندانمان آغاز می شود.

علی معتقد

انتقادِ پیامبر از ذوب شدن در ولایت

 

انتقادِ پیامبر از ذوب شدن در ولایت

 امیرحسین ترکاشوند    منتشر شده در 16 مرداد 1398

  ذوب شدن در ولایت یعنی در مواجهه با فرمانِ خدا، رسول و امام‌ و فقیه "بر عواطف و اخلاق و عقل و خِرَد قفل زدن! و به چیزی جز اطاعت از آن‌ها نیندیشیدن". 

ذوب شدن در ولایت یعنی پا نهادن بر فطرت.  

ذوب شدن در ولایت یعنی پذیرشِ بی‌چون‌ و چرا و بی‌قیدِ "حقِ مطلق آنان بر جان و مال و عِرض مردم"؛ یعنی صاحب‌اختیاریِ مطلقِ آنان.
شیعۀ تنوری
نمونۀ روشنِ این "ذوب‌خواهی" را در حدیث موسوم به شیعۀ تنوری می‌توان سراغ گرفت:
«گویند یکی از یارانِ خراسانی امام جعفر صادق، نزد وی آمد و حقِ حضرت برای حکومت را یادآور شد و گلایه کرد که چرا با وجود یاران بی‌شمارِ شمشیر به‌دست، اقدام به قیام نمی‌کند. حضرت دستور داد تنور را از آتش برافروختند و برای سنجش میزان خلوص آن خراسانی، از وی خواست داخل تنور شود. خراسانی حرف خود را پس گرفت و امام نیز او را از رفتن به تنور معاف کرد. در همین هنگام یکی از یاران مخلص و مکیِ حضرت وارد شد و امام به او دستور داد وارد تنور شود و او نیز بی‌درنگ درون آتش رفت و در همان‌حال حضرت و خراسانی به مابقیِ گفت‌وگو پرداختند!! و سپس که خراسانی به خواستِ امام، درون تنور را نگریست، دید که آن مردِ مکی با خیالی آسوده و بی‌آن که صدمه‌ای دیده باشد درون آتش نشسته و هیچ نمی‌سوزد و سپس سالم بیرون آمد . در این‌جا بود که امام به خراسانی خطاب کرد که در خراسان چند نفر همچو این مرد مکی پیدا می‌شود و چون خراسانی گفت هیچ، امام فرمود: تا زمانی که پنج فرد مثل این مرد مکی نباشد ما قیام نمی‌کنیم» 

(ر.ک: مناقب ابن شهر آشوب)
گرچه برخی متخصصان، این روایت را ضعیف و غیر قابل اعتماد شمرده‌اند (الروایة ضعیفة لا یعتمد علیها: معجم رجال خوئی) امّا مهم این است که این‌دست جعلیات، اثر خود را در میان مذهبی‌ها گذاشته و ساختار تفکر مذهبی و نیز تلقی‌مان از رابطۀ مردم و اولیاء بر همین پایه‌ها شکل گرفته و به روشنی بی‌مرز بودن ولایت را تحکیم می‌کند و مدارج عالی ذوب‌خواهی را نشان می‌دهد.
الطاعة فی المعروف
فرض کنید پیامبر یا امام، ما را به چیزی خِلافِ عقل و عاطفه و انسانیّت فراخوانند، آیا ما باید چشم‌ و گوش‌ بسته سمعاً و طاعةً بی‌کنکاش‌ و مناقشه اطاعت کنیم و درون آتش رویم و ...؟

حضرت علی بنا به نقل شیعه و سُنی، پاسخ پرسش ما را در قالب نقل بسیار مهمی از پیامبر گرامی می‌دهد:

«او گفت: رسول‌خدا گروهی را به کارزار فرستاد و مردی از انصار را به عنوان فرمانده بر آن‌ها گمارد و به رزمندگان گوشزد کرد که از آن مرد انصاری حرف‌شنوی داشته باشند و مطیعِ اوامرش باشند. روزی در خلال مأموریت، فرماندهِ انصاری از رزمندگان به خشم آمد و به آن‌ها یادآوری کرد که مگر رسول‌خدا به شما دستور نداد که از من اطاعت کنید؟ آن‌ها پاسخ آری دادند . به دنبالِ آن، انصاری امر به جمع‌آوری هیزم و برافروختن آتش کرد . چون چنین شد به آن‌ها دستور داد واردِ آتش شوند! همین‌که برخی (در مقام اطاعت از فرد منصوبِ پیامبر) تصمیم گرفتند وارد آتش شوند برخی دیگر جلوی آن‌ها را گرفتند و گفتند: 

"ما از دستِ [همین جهالت‌ها و] آتش بود که به رسول‌خدا روی آوردیم [و حالا شما دارید دستی دستی خود را به آتش می‌اندازید؟]" (فررنا إلی رسول‌الله من النار). 

این کش و قوس ادامه یافت تا خشم انصاری فرو نشست و آتش نیز خاموش شد. موضوع به آگاهی رسول‌خدا رسید و ایشان ضمن تمجید از گروهِ معترض، به انتقاد از گروه ذوب در ولایت (= شیعیان تنوری) پرداخت و فرمود: 

اطاعت‌پذیری در امور معروف (عقلایی و قابل درک) است و نه در معصیت! اگر واردِ آن آتش می‌شدید، تا قیامت از آن درنمی‌آمدید». 

(ر.ک: دعائم الاسلام ج1 ص 350 صحیح بخاری ج5 ص 107).
منصوبِ پیامبر که جای خود دارد بلکه حتی اگر قرآن (که از سوی خداست) چیزی بگوید نباید سراسیمه و بی‌فکر، متعهد به آن شد: 

والذین إذا ذکروا بآیات ربّهم لم‌یخرّوا علیها صمّاً و عمیاناً.
پس امیرِ منصوب از سوی رسول‌خدا با دعوت رزمندگان به ورود به آتش، مرتکب معصیت گردید و بر مردم بود که از وی پیروی نکنند (لا طاعة فی المعصیة).
خلاصی از جهل مقدس
همواره چنین بوده که در میان ما مذهبی‌ها این، "پیامِ اولیاء" بوده که نشر و پخش می‌شده؛ اینک نوبت نشر "پیام پیروان و ایمان‌آورندگان" است!
بر اساس آن‌چه مرور شد پیام پیروان راستین پیامبر این است:
ما به او ایمان آوردیم چرا که دعوت او را همسو با دعوت رسول درونی‌مان و فطرت‌مان یافتیم.
ما به او ایمان آوردیم چون سرمایه‌های درونی فرد چه عواطف و چه عقول را به رسمیت می‌شناخت و خواهان شکوفا شدن‌شان و از خواب بیدارشدن‌شان بود.
ما با همین کورسوی عواطف و عقل و اخلاق بود که در روز اول دینداری به او ایمان آوردیم و توقعِ بعدی‌مان تقویت این نهادهاست و نه لگدکوب کردنِ آن‌ها.

ما به او ایمان آوردیم تا از این آتش و آتش‌بازی و از این جهل مقدس! رهایی یابیم.
 
ذوب شدن در ولایت یعنی با تمام وجود "شرک" را پذیرفتن
اگر کارنامۀ چهار دهه استقرار نظام جمهوری اسلامی را پیشِ رو گیریم و بخواهیم صرفاً به نمره‌های منفی و بد نگاه اندازیم، بی‌گمان یکی از بدترین نمره‌ها مربوط به سیاستِ "اطاعت طلبی" است. ما مذهبی‌ها در این چهل سال، خود و دیگران را دعوت و بلکه ناچار به اطاعتِ محض از رهبری نظام (چه رهبر پیشین و چه رهبر کنونی) کردیم و آن را به یک ارزشِ بی‌چون‌ و چرا و بلکه به اصلی‌ترین ارزش در نظام دینی تبدیل کردیم.

کرامت و ارجمندی را از آحاد مردم و بزرگان ستاندیم و به جای آن پیروی نشاندیم. به جای آن‌که به آنان شخصیت دهیم و بزرگ‌شان بداریم و راهِ بزرگ تر شدن و شخصیت‌مندتر شدن را بسترسازی کنیم، آن‌ها را مطیع و پیرو بار آوردیم و عملاً دعوت به بندگی رهبران کردیم.
سیدمحمدباقر صدر می‌گفت: «ذوبوا فی الخمینی کما ذاب هو فی الاسلام»؛
حال آن‌که قرآن ذوب‌شدگیِ مردم در شخصیت علمای دینی را محکوم کرده:
«إتخذوا أحبارهم و رُهبانهم ارباباً مِن دون الله ...»
آیا او ، ما و بزرگان سیاسی مذهبیِ کشورمان، این آیه را ندیده بودیم!؟
قرآن بر داستان دور و درازِ اطاعت محض از رئیس قبیله و علمای دینی خط بطلان کشید و اطاعت را محدود به در برابر خدا و رسولش (حامل پیام خدا) کرد و حتی اطاعت از امامان و امیرانی که خاصّاً و نصّاً از سوی خودِ پیامبر گرامی منصوب شدند را نیز مشروط! کرد و دستورات اینان را قابل مناقشه دانست و اختلاف با آن‌ها را پذیرفت:

«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فإن تنازعتم فی شیئ فرُدّوه الی الله والرسول ...».
امید که در کارنامۀ یادشده تجدیدی‌مان به مردودی نینجامد و سیاست‌ها عوض شود و نظام‌مان در شهریور قبول شود.
 اگر طی این ۱۳قرن فاصله از صدر اسلام تا کنون ۱۳۰۰ پیرایه بر دین بسته باشند،کافی است تا اصول محوری دین ،در این هیاهوی برداشت های شخصی از قرآن و کلام اهل بیت ع، یا همان راه مستقیم به صدها بیراهه ختم شود.
داعش و وهابیون و ....هم مدعی اسلام ناب هستند و خون خلایق را مباح می دانند به فتوای مفتیان .

اگر قرآن و عقل دو معیار ثابت و ملاک تشخیص روایات باشند،برابر قول سدید امام صادق ع،مابقی  روایات تولیدی امثال ابوهریره را باید به دیوار کوبید و جان خلایق را از شر مدعیان اسلام نجات داد.
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست

اسلام دین اعتدال و عقلانیت است و افراط و تفریط در آن جایی ندارد.

سکوت ، سردترین و برّنده ترین سلاح

سکوت ، سردترین و برّنده ترین سلاح


یاد گرفته ام در برابر بی شعوریِ آدم ها سکوت کنم.
بدی هایشان را ببینم و به روی خودم نیاورم !
دیگر می توانم بی مهری ها را تحمل ،
بی انصافی ها را هضم ،
و بی حرمتی ها را دفع کنم  .
بیش از اندازه ساکت و بی تفاوت شده ام
اما می فهمم
اما حواسم هست ...
فقط بعضی ها دیگر برایم ارزشِ وقت گذاشتن ندارند !
ساکت می نشینم ، نگاه می کنم ، خودشان را که خوب نشانم دادند
دورشان را خط می کشم
و بی هیچ اشاره ای دور می شوم.
آنقدر دور که روزی هزار بار آرزو کنند
که کاش می ماندم و بحث می کردم
کاش چیزی می گفتم
کاش سکوت نمی کردم ...
سکوت ، سردترین و برّنده ترین سلاحِ آدم هایی است که نمی خواهند شبیهِ دیگران باشند !

پس  خـــــــــــوب باشید!

پس  خـــــــــــوب باشید!
🌼🍃🌹 ﷽ 🌹🍃🌼
 
#مغرور نباشــــــــید...

وقتی پرنده اے زنده است...
مورچه  را می خورد،
وقتی می مــــــــــــیرد مورچه٬او را می خورد.!!!!!!!!
شرایط....
به مرور زمـــــــــان  تغییر می کند.!!!!
هیچ وقت....
کسے را تحـــــــــــقیر نکنید.!!!!!
شاید امروز ..
قدرتمند باشیــــــــــد اما.!!!!!!!!
زمان.....
ازشمــــــــــا قدرتمند تر است.!!!!
یک درخت،
هزاران چـــــــــوب کبریت را می ســــــــازد..
اما.......
وقتے زمانش برسد٬٬٬
یک چوب کبـــــــــریت می تواند٬
هزاران درخــــــــــت را بسوزاند!!!!!
پس  خـــــــــــوب باشید
و خوبے کنـــــید....

ـــــــــــــــ🍃🌸🍃ـــــــــــــــ

آدمِ سالم كيست؟


🔷💠🔹
آدمِ سالم كيست؟

روان شناسی آنتروپولوژی ( مردم شناسی) ؛در جواب اين سوال می گوید:

آدم سالم، آدمی است كه با خودش و با آدم هاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست،
نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!

بيشتر از اين كه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اين كه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اين كه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اين كه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همين طور خودش ديده بشه!
با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون بيرون مياد،
آدم سالم زيبايي ها رو مي بينه و به زبون مياره!
آدم سالم خوش خلق هستش، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست كه مي بينى، فى البداهه است!
خلاقيت داره،
برخوردش محترمانه است،
حرمت شما حفظ ميشه،
مي تونيد به او اعتماد كنيد،
احساس امنيت كنيد!
آدم سالم كنترل نياز نداره،
تحقير نياز نداره،
تسلط نياز نداره!
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی.

 این آدم ها را در گوشه ای از زندگیتان حفظ کنید...❤️


🔷💠🔹

 

@media_book

عوامل تقویت کننده قلب


❤️ عوامل تقویت کننده قلب ❤️

1⃣سیب : امام صادق علیه السلام فرمودند اگر مردم می دانستند در سیب چیست ، بیمارانشان را جز به آن درمان نمی کردند. بدانید که سیب به ویژه سودمند ترین چیز برای قلب و مایه شست و شوی آن است.

2⃣سرکه: امام علی علیه السلام فرمودند سرکه نیکو خورشتی است ؛ صفرا و سودا را می شکند ، صفرا را فرو می نشاند و قلب را زنده می کند.

3⃣انار :امام صادق علیه السلام:هر کس ناشتا انار بخورد،ان انار قلبش را چهل روز روشن می کند. انار هم ناخالصی های قلب صنوبری را برطرف می کند وهم نورانیت برای قلب معنوی به همراه دارد.

4⃣ به : پیامبراکرم صل الله علیه واله در خطاب به جعفر ابن ابیطالب فرمود (به) بخور که قلب را قوت می دهد و ترسو را شجاعت می بخشد.

5⃣گلابی : امام صادق علیه السلام فرمودند گلابی بخورید که به اذن خداوند متعال دل را جلا می دهد و دردهای درون را تسکین می بخشد.

6⃣عسل: رسول خداصل الله علیه و آله فرمودند عسل چه خوب نوشیدنی ای است! قلب را مراقبت می کند و سردی سینه را را از میان می برد.

7⃣تلبینه: امام صادق علیه السلام فرمودند تلبینه ، دل اندوهگین را جلا می بخشد ، چنان که انگشتان ، عرق را از پیشانی می زدایند. تلبینه نوعی اش است که از گندم و جو سبوس دار و شیر و عسل تهیه می شود.

8⃣بوی خوش طبیعی: رسول خداصل الله علیه وآله فرمودند بوی خوش،قلب را استواری می بخشد و بر توان جنسی می افزاید.

خوشبختی یک احساس است

خوشبختی یک احساس است


خانمی سراغ دکتر رفت و گفت: 

نمی دانم چرا همیشه افسرده ام و خود را زنی بد بخت می دانم.

چه دارویی برایم سراغ داری آقای دکتر؟

دکتر قدری فکر کرد و سپس گفت:
تنها راه علاج شما این است که پنج نفر از خوشبخت ترین مردم شهر را بشناسی و این که از زبان آن ها بشنوی که خوشبخت هستند.

زن رفت و پس از چند هفته به مطب دکتر برگشت، اما این بار اصلاً افسرده نبود.
او به دکتر گفت: "برای پیدا کردن آن پنج نفر، به سراغ پنجاه نفر که فکر می کردم خوشبخت ترین ها هستند، رفتم.
اما وقتی شرح زندگی همه آن ها را شنیدم فهمیدم که خودم از همه خوشبخت تر هستم!

👌خوشبختی یک احساس است و لزوما با ثروت و مال اندوزی به دست نمی آید. خوشبختی رضایت از زندگی و شکرگزاری بابت داشته هاست نه افسوس بابت نداشته ها!

معنی قوّام؟

معنی قوّام؟
🌷🌷🌷
حتما همتون  این آیه قرآن رو شنیدین ( الرّجال قَوّامون عَلَی النِّساء )
بیشتر افراد از روی ندانستن این آیه را "مرد، رئیس زن" معنی می کنند؛ یعنی کلمه قوّام را رئیس معنی می کنند،  اما در حقیقت معنی قوام رئیس نیست.

قوام در زبان عرب به چوبی گفته می شود که در کنار انگور می زنند تا انگور رشد کند.
حالا چوب کنار انگور مهم تره یا خود انگور؟
مرد در واقع نقش همان چوب را دارد. او باید تکیه گاهی باشد برای رشد زن. مرد در حکم چوب است و مسئله مهم رشد انگور (منظور زن) است.
نقش مرد مسئولیت است نه ریاست. مسئولیت یعنی خطر کردن و جواب پس دادن. مرد باید تکیه گاه عاطفی و مالی زن باشد.

بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهترین باشد. (پیامبر اکرم)

درمان #بی_خوابی

درمان #بی_خوابی🍃😴😴😴

1⃣برای رفع بی‌خوابی با غذا #گشنیز بپزید و میل کنید.
گشنیز در درمان بی‌خوابی بسیار موثر است.

2⃣ #کدوتنبل سرشار از ویتامین A است و شیره تخم کدو همراه با شیر مسکّن است و برای رفع بی‌خوابی بسیار موثر است.

3⃣ #کاهو سرشار از ویتامین A ،B ،C می باشد و مواد معدنی مانند آهن، کلسیم، فسفر، منیزیم، منگنز، ید، روی و مس را داراست.
زود هضم است و روده ها را تقویت می کند و در رفع بی‌خوابی موثر است.

4⃣ دم کرده گل #بیدمشک را روزی دو، سه فنجان میل کنید.
اعصاب را آرام و خواب را زیاد می کند.

5⃣ دم کرده #خرفه به مقدار 25 گرم در یک لیتر آب برای رفع بی‌خوابی و راحتی اعصاب موثر است.


🆔 @Drforeveryone

 

حجاب و پلیس و زنان

حجاب و پلیس و زنان


🉑 سخنان ابراهیم فیاض جامعه شناس درباره‌ی حجاب و پلیس و زنان

روزنامه همشهری، گفتگویی با آقای ابراهیم فیاض جامعه شناس انجام داده است. فیاض در این گفتگو درباره‌ی وضعیت زنان ایرانی، فشاری که متحمل می شوند، حجاب و رفتارهای پلیس و روندی که به فروپاشی اجتماعی منجر می شود صحبت کرده است.

آقای فیاض به روزنامه همشهری گفته است: يكي از مشكلاتي كه در كشور وجود دارد همين بحث حجاب و عفاف است. اما اين موضوع به پليس چه ارتباطي دارد؟

آقايان به پليس فشار مي‌آورند؛ ذات پليس با اين چيزها سنخيت ندارد. پليس را براي مبارزه با دزد و قاتل ساخته‌اند. 

سردار احمدي‌مقدم كه فرمانده پليس بود، مرا دعوت كرد و رفتم صحبت كردم. گفتم اين كاري كه شما مي‌كنيد سوسياليستي است. تازه اول كار گشت ارشاد بود. او هم به من گفت: «تو دوم خردادي هستي!» 

حتي در شوراي فرهنگ و شوراي اجتماعي كشور داد كشيدم و گفتم كار فرهنگي با چوب و چماق نمي‌شود. وقتي پليس را با بحث حجاب درگير كردند، نخستين اتفاقي كه افتاد اين بود كه دزدي‌ها به‌شدت اوج گرفت و زورگيري‌ها زياد شد.

بعد از مدتي در شوراي فرهنگ عمومي كشور، سردار احمدي‌مقدم اعتراف كرد كه دكتر فياض از روز اول به ما گفت خودمان را درگير گشت ارشاد نكنيم و ما به او فحش داديم، ولي من واقعا چه كاره‌ام كه خودم را درگير كنم؟ در كشور دزدي، قاچاق مواد و... وجود دارد اين ها را ول كرديم و چسبيديم به چيز ديگر. راست هم مي‌گفت. اصلا چه‌كسي گفته كه پليس با مردم كل‌كل كند؟

ما بايد قبول كنيم كه در مسائل فردي دخالت كرده‌ايم و در مسائل اجتماعي مانده‌ايم. قبلا هم گفتم با اين كه امنيت به‌شدت بالاست، احساس امنيت كم شده است.

 ما ايراني‌ها در گذشته چادر هيچ‌وقت نداشته‌ايم؛ چاقوره داشته‌ايم.... چادر سياه از ما نبوده، از تركيه‌اي‌ها بوده كه به دربار قاجار هديه دادند و كم‌كم وارد ايران شد.

رئيس گروه اجازه نمي‌دهد مردم‌شناسي جنسي را درس بدهم. شاهديم تعداد بيماران مبتلا به ايدز با شيبي تند در حال رشد است، طلاق در اوج است، ازدواج به‌شدت كم شده و اين ها همه مسائل جنسي است. اگر از من بپرسيد چه‌كار كنيم كه مشكلات ازدواج و طلاق حل شود، مي‌گويم «زنانگي جنسي» را به زنان برگردانيد. ما در حوزه زنان خيلي خطا كرديم. ما چه گذاشته‌ايم بماند؟ خواسته‌ايم همه‌چيز را كنترل كنيم اما همه را با هم نابود كرده‌ايم.

اين ها مي‌گويند اين مسائل را قدرت بايد تعيين كند؛ آن هم قدرت پليسي. زماني هم كه پاي زور به ميان مي‌آيد، ويرانگري اجتماعي شروع مي‌شود و فروپاشي اجتماعي بيشتر رخ مي‌دهد؛ مثلا در موضوع حجاب شاهد برخوردهاي سليقه‌اي بسياري هستيم.

شما دقت كنيد كه الان وضعيت زنانگي كه داريم، افتضاح است. متأسفانه بخشي از زنان جامعه ما افسرده و پرخاشگر شده‌اند.... رشد طلاق در تهران ۶۷ درصد است. تا چند وقت ديگر خودكشي زنان هم اوج مي‌گيرد؛ چون تنهايي و فقر اوج مي‌گيرد.

{چه باید کرد؟} اولين قدم اين است كه دانشگاه‌ها بايد بحث جنسي و بحث لباس و حجاب را جدي شروع كنند. ما اين‌همه فحش به غرب داديم، آخرش چه شد؟‌ مثل غرب و بدتر از آن نشديم؟ آمريكايي‌ها يك مَثَل خوبي دارند كه مي‌گويد هر كسي با كسي بيشتر دشمني كند، آخرش مثل او مي‌شود. به‌جاي اين كه غرب‌شناسي كنيم با غرب دشمني كرديم. همه اين ها جهل است. جهل يا ترس و نفرت يا عشق رمانتيسم ايجاد مي‌كند.

يك عده در ايران از غرب متنفر هستند؛ چون جاهل به غربند و عده‌اي هم عاشق غرب هستند كه آن ها هم جاهلند. يك عده‌اي مدام از فحشا در غرب مي‌گويند. پس اين همه علم و مقاله علمي و دانش را در غرب چه‌كسي توليد مي‌كند؟ جوانان ما به غرب مي‌روند همه‌شان فاحشه مي‌شوند؟ ببينيد مرحوم مريم ميرزاخاني چقدر آبرو براي ما خريد.

جوان‌هاي ما در غرب خيلي‌هايشان خانواده تشكيل مي‌دهند و زندگي موفقي دارند. اين جهالتي كه به‌وجود آورده‌ايم ما را به اين مسائل رسانده است. تنها راهش هم بازگشت به علم است.


📡 @refahighozat

همه محتاج خداییم و بس


🌺 همه محتاج خداییم و بس

یک بذر که در دل خاک و درون خاک قرار می گیرد. از پایین ریشه می‌زند و از بالا جوانه . چه کسی به این دانه گفته ریشه و جوانه بزند؟ 

چه کسی به این دانه گفته: ریشه را به سمت پایین بزن و جوانه را به سمت بالا بزن؟ 

چه کسی به این بذر گفته: تو به نور و هوا احتیاج داری، تو به نسیم و باد احتیاج داری؟ و همه این ها این بالا بالاهاست. آن پایین‌ها هیچ خبری نیست. لذا باید قد بکشی و قامت بکشی. بالا بیایی! 

چرا جوانه و ریشه‌اش این طرف و آن طرف نمی‌رود؟ قرآن می‌گوید: 

«رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» همان کسی که این بذر را آفرید، آن را هدایت کرد. به سمت پایین ریشه زد و به سمت بالا جوانه زد. 

هر ساله میلیون‌ها میلیون پرنده از آمریکای شمالی مهاجرت می‌کنند. 4850 کیلومتر طی می‌کنند تا خودشان را از نقطه‌های سردسیر به نقطه‌های گرمسیر برسانند. چه کسی به این ها گفته: اینجا سردسیر است؟ بمانید یخ می‌زنید. تلف می‌شوید. باید هجرت کنید. چه کسی به این ها گفته: همه‌جا مثل اینجا سردسیر نیست. گرمسیر هم هست؟ چه کسی گفته: نقطه‌های گرمسیر کجاست؟ چه کسی به این ها گفته: از کجا بروید به نقطه‌های گرمسیر می‌رسید؟ 

قرآن می‌گوید: همان کسی که این را آفرید نقشه راه را هم در نهادش تعبیه کرده است.
مورچه‌ها به هم می‌خورند. وقتی یک قطاری از مورچه‌ها می‌روند به هم می‌خورند. چرا؟ دانشمندان می‌گویند: این ها با این اصطکاکی که به هم پیدا می‌کنند، تمام اطلاعات را به هم منتقل می‌کنند. می‌گوید: من از فلان‌جا می‌آیم، یک عالمه پوست جو آنجاست. آنجا برو! چه کسی این فکر را در سر این ها انداخته است؟
بحث این است خدایی که نقشه راه را در یک بذر قرار می‌دهد. نقشه راه را در یک پروانه قرار می‌دهد، در یک مور قرار می‌دهد. 

آیا نقشه راه را در نهاد انسان که اشرف کائنات و مخلوقات است قرار نمی‌دهد؟ مگر می‌شود؟ می‌گوید: ما در نهاد شما هم قرار دادیم. «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»  شما هم دقیقاً نقشه راه را می‌دانید. منتهی فرق شما با آن پروانه و مور این است که شما موجودات مختاری هستید و از اختیارات خود سوء استفاده می‌کنید. در نتیجه حرف‌های ما را گوش نمی‌دهید و دچار هوا و هوس‌ می‌شوید. هوا و هوس‌ها هم مثل مه و غبار هستند. مثل دود هستند، راه را گم می‌کنید. تنها راه رهایی و نجات و پیدا کردن راه این است که به یک ایمان و معرفتی دست پیدا کنید. لذا مهم‌ترین دعایی که انسان می‌تواند بر زبان داشته باشد، همین دعای حافظ است.

 🌿 بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
     کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم

این مهم‌ترین دعایی است که انسان می‌تواند بر زبانش داشته باشد. به همین خاطر در سوره حمد که مهم ترین سوره قرآن هست،با همین دعا خاتمه پیدا می کند. سوره حمد تنها سوره ای است که با ثنا وستایش خداوند شروع می شود.
@mrshkyaddasht

ﺗﺎب ﺁﻭﺭی ﭼﻴﺴﺖ؟

ﺗﺎب ﺁﻭﺭی ﭼﻴﺴﺖ؟

 ﺗﺎﺏآوری ظرفیت گذشتن از دشواری پایدار و ترمیم خویشتن است. این ظرفیت می تواند به فرد کمک کند پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار زندگی بگذرد و با وجود قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، شایستگی های اجتماعی، تحصیلی و شغلی خود را ارتقا ببخشد و متمایز شود.

📈 ویژگی های افراد تاب آور چیست!؟
 
1⃣ احساس ارزشمندی:
پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، احترام قائل شدن برای خود و توانایی های خود، سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آن ها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف و کتمان نکردن آن ها.

2⃣ مهارت حل مسئله:
افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی – انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی در پیدا کردن راه حل های مختلف درباره یک موقعیت یا مسئله خاص دارند.

3⃣ مهارت های اجتماعی:
افراد تاب آور مهارت های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند. آن ها می توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند، ضمن این که می توانند سنگ صبور خوبی باشند.

4⃣ خوش بینی:
اعتقاد راسخ به این که آینده می تواند بهتر باشد و احساس امید و هدفمندی، از ویژگی های دیگر افراد تاب آور است. این افراد باور دارند که می توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند.

5⃣ همدلی:
افراد تاب آور توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل با دیگران را نیز دارند.

 

جوان سازی

جوان سازی
🔴 کاری که #مغز افراد سالخورده را 30 سال #جوان تر می‌کند؛


🔹بر اساس نتایج تحقیق جدید دانشگاه کالیفرنیا ریورساید (UCR)یادگیری موارد جدید، مغز افراد سالخورده را طی 6 هفته 30 سال جوان تر می‌کند.

🔹 دانشمندان کشف کردند به‌کارگیری چند کار جدید در یک زمان نیروی روحی را تقویت و افراد را در برابر بیماری آلزایمر حفظ می‌کند.

🔹این مهارت‌ها شامل مطالعه زبان‌های جدید، استفاده از iPad، موسیقی و نقاشی است.

🔹راشل وو، روانشناس UCR اظهار کرد: 

یکی از مهم ترین موارد در کاهش خطر ابتلا به آلزایمر افزایش یادگیری مهارت‌های جدید مانند یک کودک است.

🔹او تاثیر یادگیری، حفظ انگیزه به عنوان عامل تقویت‌کننده، تشویق مربیان برای یادگیری و رشد در محیطی مناسب را از عوامل مهم در یادگیری مهارت‌ها عنوان کرد.

🔹در مطالعات قبلی بر روی یادگیری مادام العمر تاکید شده بود، اما آموزش مهارت‌ها فقط یک بار بود اما در تحقیق جدید تاثیر آموزش متوالی مطرح شده است.

🔹در این تحقیق، افراد 58-86 ساله به مدت سه ماه، حدود 15 ساعت در هفته، سه تا پنج درس را فرا گرفتند.

🔹با ارزیابی مهارت‌های شناختی پس از 6 هفته مشخص شد توانایی افراد  30 سال جوان تر شده است. نتایج نشان می‌دهد که یادگیری در گروه سنی مسن نیز مانند جوان بر عملکردهای شناختی تاثیر دارد.

🔹به گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود 50 میلیون نفر در سراسر جهان به زوال عقل مبتلا هستند و آلزایمر شایع‌ترین شکل زوال عقل محسوب می‌شود.

🔹در حال حاضر درمان برای معالجه زوال عقل یا عدم پیشرفت آن آسان نیست.

ایسنا

http://telegram.me/Iranianspa

«تمدن»

«تمدن»

قبلا شنیده اید که یک ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺧﻮﺩ، ﺳﻴﻤﯽ ﺑﻪ ﺿﺨﺎﻣﺖ یکﻫﺰﺍﺭﻡ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ تولید و ﺑﺮﺍﯼ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺭﻗﻴﺒﺶ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ. ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻴﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻓﻮﺍﺻﻞ ﻣﻨﻈﻢ ﺳﻮﺭﺍﺥ و سه سیم نازک تر از داخل آن رد ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ!
شگفت انگیز بود، نه؟!!!

ﺍﻣﺎ ﺁن هایی ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ﺷﻜﻮﻩ ﺗﻤﺪﻥ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊیک ﺁﻥ ﺑﺮﻣﯽﺧﻴﺰﺩ، ﺩﭼﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﻧﺪﻳﺸﯽ ﻭ ﺳﻄﺤﯽﻧﮕﺮﯼﺍﻧﺪ.

ﺗﻤﺪﻥ، ﻳﮕﺎﻧﻪ ﻛﺎﻻﻳﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﻧﻤﯽﭘﺬﻳﺮﺩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ یک ﻣﻠﺖ ‏«ﺗﻮﻟﻴﺪ‏» ﺷﻮﺩ. ﺍگر ﺁﻥ ﻃﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻠﺖﻫﺎ ﺑﺎ ﺧﺮﻳﺪ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ.
ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ را ببینید ﻛﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻣﺪﻝ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎﯼ ژاپنی ﺑﺎ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺁن ها ﻫﺴﺘﻨﺪ .

ﻗﺪﺭﺕ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺧﻴﺮﻩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﭼﺸﻢ بادامی های ﮊﺍپنی، ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﻼﻝ ﻭ ﺷﻜﻮﻫﺶ، ﯾﮏ ‏«ﻓﺮﻉ» ﻛﻮچک ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺗﻤﺪﻧﯽ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻠﺖ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

‏«اصلِ» ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻳﺎﻟﺖ ﺍﻭﺯﺍﻛﺎ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﻳﺎﻓﺖ، ﺩﺭ ﻭﻳﺮﺍﻧﻪﻫﺎﯼ ﺩﻟﺨﺮﺍﺵ ﺍﻳﺎﻟﺖ ﻓﻮﮐﻮﺷﻴﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﻳﺪ. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺘﻤﺪّﻧﺎﻧﻪ ﺁﻭﺍﺭﮔﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﭘﯽ ﻣﺨﻮﻑﺗﺮﻳﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻗﺮﻥ، ﻣﻨﻈﻢ ﻭ ﺗﻤﻴﺰ ﺩﺭ ﺻﻒ آﺏ ﻣﯽﺍﻳﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﯽﺟﻨﺠﺎﻝ ﻭ ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻭ ﻧﺎﺳﺰﺍ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩ، ﺁﺏ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭِ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ یک ﻛﺸﻮﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ، ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻄﯽ ﻛﺎﻣﻼ ﻋﺎﺩﯼ، ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﯽﻛﻨﻴﻢ، ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺗﻤﺪﻥ ﻧﻤﺎﻳﺎﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻓﻴﻠﻢﻫﺎ ﻭ ﻋﻜﺲﻫﺎﯼ ﺧﺒﺮﯼ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭ ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ ﻭﻳﺮﺍﻧﮕﺮ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪ، یک ﺻﺤﻨﻪ ﺩﺭﮔﻴﺮﯼ، ﺍﺯﺩﺣﺎﻡ، ﻫﺠﻮﻡ، ﻏﺎﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ، ﻭَﻟَﻊ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ کمک‌های ﺍﻋﻄﺎﻳﯽ، ﺑﯽﻧﻈﻤﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻭ ﺟَﺰَﻉ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﯽﺷﺪ.

ﻳﻜﯽ ﺍﺯ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼﻫﺎ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﺍﺕ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺩﺍﺩ:

۱ - ﺻﻔﻮﻑ ﻣﻨﻈﻢ ﺁﺏ ﻭ ﻏﺬﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﻴﭻ ﺣﺮﻑِ ﺯﻧﻨﺪﻩ ﻳﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﺸﻦ.

۲ - ﻫﻴﭻ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ۹ ﺭﻳﺸﺘﺮﯼ ﺁﺳﻴﺐ ﻧﺪﻳﺪ، ﻫﻤﻪ ﺧﺴﺎﺭﺕﻫﺎ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ ﻭ ﻭﺭﻭﺩ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ. (مدیریت پیشگیری)

۳ - ﻏﺎﺭﺗﮕﺮﯼ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪ. ﺯﻭﺭﮔﻮﻳﯽ ﻳﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺑﻮﺩﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪ. ﻓﻘﻂ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﻮﺩ. (مدیریت انتظامی)

۴ - ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻧﻴﺮﻭﮔﺎﻩ ﺍﺗﻤﯽ ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﻧﺸﺖ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﺍﻛﺘﻴﻮ، ﺑﺎ اﺯ ﺟﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ خنک ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻨﺪ. (مدیریت بحران)

۵ - ﺣﺘﯽ یک ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﯼ ﺷﺪﻳﺪ ﻳﺎ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﯽﺷﺪ. ﻣﺼﻴﺒﺖ ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻃﻤﺄﻧﻴﻨﻪ ﺑﻮﺩ. (مدیریت روانپزشکی)

۶ - ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻘﻂ ﺍﻗﻼﻡ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻬﻴﻪ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﺏ ﻭ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺑﺮﺳﺪ. (مدیریت تدارکات)

۷ - ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﻭ ﭘﻴﺮ ﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﯼ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥﻫﺎ ﻗﻴﻤﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﻛﺎﻫﺶ ﺩﺍﺩﻧﺪ. (مدیریت اجتماعی)
ﺧﻮﺩﭘﺮﺩﺍﺯﻫﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺤﺎﻓﻆ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ!!!

۸ - ﻫﻤﻪ ﺩﻗﻴﻘﺎً ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻣﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ! (مدیریت مانورهای عملیاتی)

۹ - ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﺤﺘﺎﻁ ﻭ ﺩﻗﻴﻖ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺍﺯ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﮔﺰﺍﺭﺵﻫﺎﯼ اﻟﺘﻬﺎﺏﺁﻓﺮﻳﻦ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺁﺭﺍﻡﺑﺨﺶ ﭘﺨﺶ ﻣﯽﺷﺪ. (مدیریت ارتباطات و رسانه ها)

۱۰ - ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ ﺩﺭ یک ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺟﻨﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺪ ﺳﺮﺟﺎﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﺭﺍ ترک ﻛﺮﺩﻧﺪ. (مدیریت اجتماعی)

"ﺍﻳﻦ "ﻫﻤﺎﻥ "ﺗﻤﺪﻧﯽ" ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻭ ﻣﺼﻨﻮﻋﺎﺕ ﺗﻤﺪﻧﯽ، ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻨﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺳﻮﻧﯽ ﻭ ﭘﺎﻧﺎﺳﻮنیک ﻭ ﻫﻴﺘﺎﭼﯽ ﻭ ﺗﻮﻳﻮﺗﺎ ﻭ ﻫﻮﻧﺪﺍ ﻭ ﻧﻴﺴﺎﻥ ﻣﻮﺗﻮﺭﺯ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺑﻨﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
ﺯﻳﺮﺑﻨﺎی ﻧﺎﺏ ﺗﻤﺪﻥ یک ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺩﻳﺪ. ﺍین ها ﺭﺍ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ، ﺁﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﻋﺎﺩﯼ ﻭ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ، ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ.

ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﻭﻳﺮﺍﻧﮕﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﻭ ﺑﻤﺐ ﺍﺗﻤﯽ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭشان، ﻛﺎﺭﮔﺮﺍنشان ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺎﻥ ﺧﺎﻟﯽ می‌خوردند ﻭ ﻫﺮ یک ‏«ﺳﻨﺖ‏»ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ‏«ﻳﻦ‏» ﺗﺒﺪﻳﻞ میﻛﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﺯﻣﻴﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ، ﺑﺎ ﻗﺸﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﻛﻪ ﻫﺮ یک ‏«ﻭﺍﺣﺪ ﭘﻮﻝ ﻣﻠﯽ‏» ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻻﺭ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻏﺮﺏ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﯼ ﻛﻨﻨﺪ.

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﻛﺮﺩ:

ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﭘﻴﺶ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭼﻨﺪ ﻫﻤﻮﻃﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺍﺗﺎﻕ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ. ﺍﺗﺎﻕﻫﺎ ﻗﻔﻞ ﻭ ﺑﺴﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ ﮔﻔﺘﻴﻢ:

ﭼﺮﺍ ﻗﻔﻞ ﻭ ﻛﻠﻴﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﻴﺪ؟ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺍﻣﻦ ﺍﺳﺖ! ﻛﺴﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻧﻴﻢ!
ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ، ﺗﻤﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺷﻌﺎﺭ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ.
« ﺗﻤﺪﻥ‏» ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﯼ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ، ﻣﺘﻌﻬﺪﺍﻧﻪ، هوﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻏﺎﻳﺖ ﻣﻨﻈﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﻮﺩ. ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺗﻤﺪﻥ، ﻧﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ نه ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻭﺯﺍﺭﺗﺨﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ، ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ‏ ﻭ ‏آﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ‏ ﺍﺳﺖ.

 

سیستم یا افراد؛   کدام یک باید سرچشمه تحولات اجتماعی باشد؟


دکتر بحرینی:


"سیستم "


 شما وقتی به بانک مراجعه می‌نمایید و قصد واریز پول به یک حساب خاص دارید، چکار می‌کنید؟
آیا دنبال فردی می‌گردید که آدم خوبی باشد و با ایمان و امین و مطمئن؟
یا این‌که بدون تحقیق به یکی از صندوق‌ها مراجعه نموده و صندوق‌دار زن باشد یا مرد، با حجاب یا بدون حجاب، پیر یا جوان، سبیل داشته باشد یا ریش به اندازه کف دست، خندان باشد یا در حال ذکر دعای ابوحمزه و... پول را به او می‌دهید و یک کاغذ کوچک ماشین شده از او می‌گیرد بدون امضاء سه شاهد؟
مسلماً قسمت دوم صحیح است.
یعنی شما اصلاً به صندوق‌دار کاری ندارید، بلکه به بانک مورد نظر توجه دارید.
این یعنی چه و چه موضوعی را مشخص می‌کند؟
این موضوع به ما می‌گوید سیستم باید درست باشد و در سیستمِ درست، اصلاً فرد مهم نیست.
مهم نیست شما ارمنی باشید یا یهودی یا سنی و یا شیعه؟
مهم نیست نماز شب می‌خوانید و مهر را داغ کرده بر روی پیشانی گذاشته‌اید و یا نه یقه‌باز هستید و سبیل‌هایتان وارد دهانتان می‌شود!
مهم این است که در وقت اداری در یک سیستم سالم و بدون نقص و در چهار چوب مقررات یک مجموعه مورد اطمینان مشغول فعالیت هستید!
وقتی بر روی صندلی انتظار نشسته‌اید و خانمی خوش صدا شماره‌ی در دست شما را می‌خواند و شماره صندوقی که باید به آن مراجعه کنید، اصلاً به چهره و حرکات آن صندوق‌دار نگاه هم نمی‌کنید و پول خود را به هر اندازه تحویل داده و یک کاغذ کوچک دریافت نموده و چه بسا که همان کاغذ را در اولین سطل اشغال می‌اندازید؛ چرا؟
چون آن فرد برای شما مهم نیست و حتی آن رسید نیز برای‌تان مهم نیست؛ چرا؟
چون شما به سیستم بانک‌داری آن بانک مورد نظرتان اطمینان دارید!
پس مهم سیستم است؛ سیستم باید درست باشد!
در یک سیستم سالم، فرد ناسالم هم به‌مرور درست می‌شود و یا مجبور به ترک سیستم می‌گردد.
در یک سیستم معیوب، فردِ نماز شب‌خوان، غار علی‌صدر را به سالی کمتر از یک میلیون تومان کرایه می‌دهد!
در یک سیستم سالم، کاری نداریم که کارمند آن مجموعه، در زمان استراحتش، کنسرت گوگوش را تماشا کرده و یا در هیأت مسجد سیدها، آش نذری خورده، بلکه به سیستم اطمینان داریم!
پس تاکید می‌کنم سیستم سالم؛ سیستم درست؛ سیستم دارای چهار چوب!

و ما در چهل سال، تمام توجه خود را به فرد سالم معطوف نموده‌ایم و این افراد سالم که هر کدام قیمتی داشته‌اند، خود را کمی گران‌تر یا ارزان‌تر فروخته‌اند.
در سیستم معیوب، سرداری زمین‌های شهر را بین چند نفر که سابقه درخشان حتی آزادگی و جانبازی داشته‌اند تقسیم می‌نماید تا در سال آینده به کاخ گلستان برود و آن یکی هم حقوق‌های نجومی را از سفره حلال و زلال، ارث انقلابی پدر خود می‌داند و یک رئیس‌جمهور انقلابی نیز از بیت‌المال، دانشگاه ایرانیان خود را تاسیس می‌کند!
اما در یک سیستم سالم، آن بت پرستی که سرپایی جیش می‌کند و در حمام هم نمی‌گوید: «غسل جنابت به‌جا می‌آورم قربتاً الی‌الله» هنگامی که دوستش از موقعیت او کوچک‌ترین سوءاستفاده‌ای می‌کند، با گریه از رسانه ملی نه میلی خود، از مردم عذرخواهی می‌کند و سریعاً فرد متخلف توبیخ و جبران خسارت می‌شود و از «یاشار سلطانی» که شاید در آنجا معروف به «اوزاکی نیو یاشار» باشد، تشکر و قدردانی می‌شود!
پس بیاید توجه خود را معطوف به سیستم کنیم!
بیاید دست در دست هم داده و با بازنگری قوانین و مقررات، سیستم پاک و سالم و کارآمد و درستی را پایه‌گذاری کنیم.
هیچ اشکالی ندارد؛ می‌توانیم حتی در قانون‌اساسی بازنگری و رأی مجدد اصلاحات را از ریشه انجام دهیم.
بذر نفاق و دو دستگی و دشمنی را ممنوع کنیم و بذر امید و سازندگی و توسعه و پیشرفت را در سیستم پاک و کارآمد و سالم پایه‌ریزی کنیم.
و یادمان بماند فردگرایی در کشورهای توسعه یافته مردود است...
می شود در یک سیستم، سالم دیندار واقعی هم باشیم .

 

در صندلی نجات خلبان چه چیزهایی هست؟

در صندلی نجات خلبان چه چیزهایی هست؟


آیا می دانید به همراه یك صندلی اجكت(صندلی نجات خلبان هواپیمای جنگنده) چه چیزهایی وجود دارد؟

2- شكلات

3-یك كلت

4-یك كلت منور


5- یك قایق بادی مخصوص دراپ در آب.

6-یك قلاب ماهی گیری.

7-یك دستگاه شبیه كباب پز برای طبخ غذا.

8-یك پودر مخصوص كه اگر خلبان در آب دراپ كند با ریختن آن پودر كوسه ها دور می شوند.

9-بسته ی كمك های اولیه

10-چاقوی معروف و بسیار تیز MC 1 كه حتی قادر به بریدن مفتول فلزی می باشد.

11-آینه برای علامت دادن در روز

12-یك تشك بادی كه اگر خلبان بالای جنگل دراپ كند.این تشك اطراف بدن او را می پوشاند تا به خلبان آسیبی نرسد.

13-قرص تصفیه آب

معروف ترین شركت سازنده ی صندلی اجكت شركت Martin Backer می باشد.

 

ادغام دين و سياست يا اختلاط امامت و خلافت


ادغام دين و سياست يا اختلاط امامت و خلافت
 
اولين مسئله و مصيبتی كه مسلمانان بعد از رحلت فرستاده‌ی خدا در سقيفه بنی‏‌ساعده با آن رو به رو و جدای از يكديگر شدند- كه هنوز هم ادامه دارد- بر سر جانشينی سياسی پيغمبر يا حكومت بر امت بود كه به‌زودی طرفين دعوی برای مشروعيت دادن به قدرت‌شان و به كرسی نشاندن نظرشان، دين و خدا را وارد ماجرا كردند: رسول مكرّم فرموده بود:
«لِكُلِّ اُمَّةٍ فِتْنَةٌ وَ فِتْنَةُ اُمَّتی اَلْمُلْكْ»،
هر امتی را فتنه و آفتی است و فتنه امت من «مُلك» است و نزاع بر سر حكومت و قدرت.
 
عمل علی‏‌بن‏‌ابي‌طالب(عليه‏‌السلام) و يازده فرزندش كه بنا به توصيه‏‌ها و دلالت‌های رسول خدا و عملكرد و تجربه‏‌های بعدی خودشان حقاً و عملاً جانشينان شايسته‌ی بانی اسلام در حفظ و فهم و هدايت دين و رهبری مسلمانان در امر آخرت و خدا بودند و بيش از هر كس صلاحيت و مديريت لازم را داشتند، بهترين شاهد و دليل است.
می‏‌بينيم علی‏‌بن‏‌موسی‏‌الرضا(ع)- امام هشتم- علی‌رغم اصرار مأمون، زير بار خلافت نمی‏‌رود و ولايتعهدی را بنا به مصالحی، فقط به‌صورت ظاهری و با خودداری از هرگونه دخالت و مسئوليت قبول می‏‌نمايد. در صورتی كه اگر امامت او همچون نبوّت جدّش ملازمه‌ی قطعی- يا ارگانيك و الهی- با حكومت و در دست گرفتن قدرت می‏‌داشت، آن را قبلاً اعلام و اجرا می‏‌نمود. كما آن كه پدربزرگ بزرگوارش (امام جعفر صادق) وقتی نامه‌ی ابومسلم خراسانی، شورش‌گر نامدار ايرانی، عليه بنی‏‌اميه را دريافت می‏‌دارد كه از او برای در دست گرفتن خلافت دعوت و تقاضای بيعت نموده بود، جوابی كه امام به نامه‏‌رسان می‏‌دهد، سوزاندن نامه روی شعله‌ی چراغ است.

" آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء، مجموعه آثار جلد ۱۷ "

🔷 کانال بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان
@Bonyadbazargan

سخنان مهم آیت‌الله علوی بروجردی


سخنان مهم آیت‌الله علوی بروجردی، 

نوۀ مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی به مناسبت ۴٠ سالگی انقلاب:

بعضی از ما دورۀ پهلوی را با همۀ خصوصیاتش دیده‌ایم و درک کردیم و تمام تحولاتی هم که به پیش آمدن انقلاب منجر شد می‌دانیم و امروز چهل سال گذشته است.

در زمان مرحوم آیت الله بروجردی می‌خواستند جنازۀ رضاخان را در قم دفن کنند، آیت الله بروجردی گفت نمی‌شود. گفتند جنازه را به قم می‌آوریم و فقط دور حرم حضرت معصومه طواف می‌دهیم منتها آقایان محبت کنند تجلیلی از رضا شاه بشود. مرحوم بروجردی نپذیرفتند و حتی دستور دادند کسی از خانه‌اش بیرون نیاید. یک عده نظامی آمدند و جنازه را در حرم چرخاندند و بردند.


اما امروز بعد از ۴٠ سال در جمهوری اسلامی می‌بینیم در همین قم، عده‌ای به خیابان می‌آیند و شعار "رضاخان روحت شاد" می‌گویند.


ما به کجا رفتیم؟ به کجا می‌خواهیم برویم؟ به کجا داریم می‌رسیم؟ این فاصله‌ها را می‌خواهیم چه بکنیم؟ چرا مردم را درک نکردیم؟ چرا مردم را درک نمی‌کنیم؟ چرا به مردم بها نمی‌دهیم؟ چهل، سن بلوغ و کمال است


در همیـن قم، یک آقایی از اراک آمده و گفته می‌خواهد عمامه از سر بکشد. یک قمه یا چاقو هم داشته آن وقت دستش به کی رسیده؟! به دو تا پیرمرد در خیابان که زده و مجروح‌شان کرده، این اتفاق یعنی چه؟! به چه مناسبت باید این اتفاق بیفتد؟! اینکه بگوییم چون مواد مخدر مصرف کرده درست اما مسالۀ اساسی این است که چرا او بعد از مصرف می‌آید قم تا آخوند بکشد؟! ما چرا راجع به اینها فکر نمی‌کنیم و متوجه فاصله‌ای که بین خودمان و مردم افتاده نیستیم؟!


نمی‌شود مردم هم گرسنه باشند و هم به ما اطمینان داشته باشند و هم از مردم طلبکار باشیم، چرا این کار را می‌کنید؟!


مسائل اساسی فراموش شده و فقط به حاشیه‌ می‌پردازیم. حجاب واجب است قبول، اما آیا اینقدر که در خیابان‌ها با بدحجابی مقابله کرده‌ایم با این دزدی‌ها و اختلاس‌های عجیب و غریب که اتفاق می‌افتد هم برخورد می‌کنیم؟!


این انقلاب چهل سال پیش با رهبری یک مرجع تقلید شکل گرفت اما زحمات هزار و چهارصد سالۀ علما آبرو و سرمایه این انقلاب شد. شما را به خدا بیایید در آستانه چهل سالگی بیش از این سرمایه مصرف نکنیم، آدم عاقل سرمایه را خرج نمی‌کند، سرمایه را به کار می‌اندازد و از سودش بهره می‌برد.
 مردم از ما توقع دارند اگر عدل علی را هم ارائه ندهیم لااقل شباهتی به علی داشته باشیم.

ما بعد از چهل سال باید دربارۀ عملکردمان به مردم جوابگو باشیم.


کانال قوانین شاهد
@ghavanineshahed  
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

ما با این جماعت از یک جنس نیستیم!

👆ما با این جماعت از یک جنس نیستیم!

«مساله این است که بین ما و ایشان خطی پررنگ وجود دارد به پهنای دو تمدن متفاوت. ما از جنس هم نیستیم.
ما با کسانی که دست همسر را گرفتن «ناپسند» می دانند، از یک تبار فرهنگی نیستیم.

ما منکر وجود چنین فکر و جماعتی در ایران نمی‌شویم. آن ها مختار هستند هرگونه می‌خواهند زندگی کنند. آن ها کاملا اختیار آن را دارند که اگر زنی دست همسرش را از روی مهر گرفت، عصبانی بشوند و آن زوج را «بی قید و بند» بخوانند؛ اما فقط در همین حد!

آن‌ها اجازه ندارند برای ما تعیین تکلیف کنند که با همسران خود چگونه قدم بزنیم و چگونه رفتار کنیم. آن‌ها اجازه ندارند برای رفتار شخصی ما حد و مرز بچینند. آن‌ها اجازه ندارند باور خود را به ما قالب کنند. رک باشیم؛ آن‌ها اجازه فضولی ندارند!

تنها در پناه یک نظام سیاسی مداراگر و عدالت‌جوست که هم این افکار منحط می‌توانند زیست کنند و هم ما می‌توانیم بدون هراس از آزار این مردم آزارها، بدون هراس از گشت آزار و پلیس بی‌اخلاقی، با همسران خود در خیابان‌هایی که متعلق به همه شهروندان است قدم بزنیم و زیستی شرافتمندانه داشته باشیم.

راستش من هرچه فکر می‌کنم می‌بینم برای آرام کردن و قیچی کردن اذیت رسانی آنان هیچ گفتگویی مفیدبخش نیست. راهی نداریم جز آن که به زور آنان را سر جایشان بنشانیم. راه دیگری هست؟

 آیا با کسانی که می‌خواهند عقاید خود را تحمیل کنند باید گفتگو کرد و راه فرهنگی نجات بخش است یا این که دولتی مداراگر باید از در حمایت وارد شود و از شهروندان در برابر این افکار تمامیت خواه محافظت کند؟


🆕خبرآنلاین👇
🆔https://telegram.me/joinchat/AAAAAFM0Cxbt2Du6PJK3nA
کلیک کنید👆