ما با این جماعت از یک جنس نیستیم!
👆ما با این جماعت از یک جنس نیستیم!
«مساله این است که بین ما و ایشان خطی پررنگ وجود دارد به پهنای دو تمدن متفاوت. ما از جنس هم نیستیم.
ما با کسانی که دست همسر را گرفتن «ناپسند» می دانند، از یک تبار فرهنگی نیستیم.
ما منکر وجود چنین فکر و جماعتی در ایران نمیشویم. آن ها مختار هستند هرگونه میخواهند زندگی کنند. آن ها کاملا اختیار آن را دارند که اگر زنی دست همسرش را از روی مهر گرفت، عصبانی بشوند و آن زوج را «بی قید و بند» بخوانند؛ اما فقط در همین حد!
آنها اجازه ندارند برای ما تعیین تکلیف کنند که با همسران خود چگونه قدم بزنیم و چگونه رفتار کنیم. آنها اجازه ندارند برای رفتار شخصی ما حد و مرز بچینند. آنها اجازه ندارند باور خود را به ما قالب کنند. رک باشیم؛ آنها اجازه فضولی ندارند!
تنها در پناه یک نظام سیاسی مداراگر و عدالتجوست که هم این افکار منحط میتوانند زیست کنند و هم ما میتوانیم بدون هراس از آزار این مردم آزارها، بدون هراس از گشت آزار و پلیس بیاخلاقی، با همسران خود در خیابانهایی که متعلق به همه شهروندان است قدم بزنیم و زیستی شرافتمندانه داشته باشیم.
راستش من هرچه فکر میکنم میبینم برای آرام کردن و قیچی کردن اذیت رسانی آنان هیچ گفتگویی مفیدبخش نیست. راهی نداریم جز آن که به زور آنان را سر جایشان بنشانیم. راه دیگری هست؟
آیا با کسانی که میخواهند عقاید خود را تحمیل کنند باید گفتگو کرد و راه فرهنگی نجات بخش است یا این که دولتی مداراگر باید از در حمایت وارد شود و از شهروندان در برابر این افکار تمامیت خواه محافظت کند؟
🆕خبرآنلاین👇
🆔https://telegram.me/joinchat/AAAAAFM0Cxbt2Du6PJK3nA
کلیک کنید👆
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!