بیاموزیم و در کنار هم رشد کنیم!

 بیاموزیم و در کنار هم رشد کنیم! 

 

🌹🙌🏻لطفا با تامل بخوانید

هر سال ، یک کارتون جدید هالیوودی بروی پرده می‌آید. کارتونی جذاب و پرمعنا، که قهرمان داستانش یک دختر جوان یا نوجوان است. این موضوع را من سه سال پیش  متوجه شدم. وقتی که با دخترم کارتون frozen را دیدیم، کارتونی که با ازدواج پایان نمی‌یافت!!!
و سال قبل کارتون brave...
و سال قبل کارتون هیولا در پاریس...
اول با خودم فکر کردم شاید این یک نقشه‌ی استعمارگرایانه است!!!
باور کنید به این موضوع خیلی فکر کردم...
👈🏻... اما بعد متوجه شدم که بزرگ ترین نمایش و فروش این کارتون ها در خود امریکاست، پس ربطی به استعمار فرهنگی جهان سوم ندارد!!!

☝🏻بالاخره به این نتیجه رسیدم که شاید آن ها به این نتیجه رسیده‌اند که زن های قوی، نرمال و با اعتماد بنفس، تضمین یک جامعه‌ی سالم، نرمال و پیشرو است، و اگر زن ها تحقیر شوند، کار آن جامعه ساخته است.

چند ماه بعد نوشته‌ای از خانم «تهمینه میلانی» دیدم که اعتراض کرده بود به جوک هایی که راجع به شعور خانم ها ، رانندگی آن ها و قدرت تجزیه و تحلیلشان ساخته می‌شود و همین موضوعی را که من به آن فکر می‌کردم با تاکید عنوان کرده بود.

در کارتون های هالیوودی، یک دختر جوان، نوجوان یا کودک، یک رسم بزرگ را تغییر می‌دهد:
یک سنت بزرگ را می‌شکند (brave )
مانع یک جنگ می‌شود (پوکاهانتس)
کشورش را در یک جنگ به پیروزی می‌رساند (مولان )
و الی آخر... (که هیچ کدام از این کاراکترها در آخر برای کامل شدن ازدواج نمی کنند یا برای انجام این کار برنامه ای ندارند)
کارتونی را امسال دیدم به نام outside home، دختری سیاهپوست و مهاجر، با نمره‌ی هندسه‌ی بیست، که کره‌ی زمین را نجات می‌دهد.

🌟جامعه‌ای که زن ها در آن محترم و گرامی نگه داشته شوند، نجات پیدا می کند؛ نه فقط به خاطر نسلی که این دختران در آینده تربیت می‌کنند، بلکه به خاطر اثر غیر قابل انکاری که این زنان بر روی مردانشان می‌گذارند.

🌟و جامعه‌ای که زن مجرد، ترشیده است یا مطلقه، و زن متأهل ضعیفه است و ... در بهترین حالت، رانندگی‌اش، هوش ریاضی یا کامپیوترش کم و خنده دار است، تکلیف آینده‌اش چه خواهد شد؟

🙌🏻به مردها به غلط تلقین شده که هر چه زن ها بیشتر تحقیر شوند، مردها خوشبخت تر و مقتدرترند، اما این بازی اندوهبار، بازی‌ای است که هم زنان در آن بازنده‌اند و هم مردان و از همه مهم تر، جامعه و آینده‌ی آن... و برنده؟ عقب ماندگی جامعه...

🌟🙌🏻برای ایران، فردایی را آرزو می‌کنم که در آن همه محترم و بزرگ شمرده شوند...
... چه زن...
... چه مرد

🙏🏻🌹بیاموزیم و در کنار هم رشد کنیم!

📚📚📚📚

چگونه جوان بمانیم؟

 چگونه جوان بمانیم؟

 

اولین راهکار مهم و تاثیرگذار مراقبت از پوست است. وقتی سن افزایش می یابد،  اولین نشانه بارز آن تظاهر چین و چروک های روی پوست است. با بالا رفتن سن و استفاده از رژیم های زیبایی ناصحیح، پوست خشک تر و سفت تر شده و در نتیجه چروکیده می شود. یکی از نشانه های قابل توجه پیری خطوط قابل مشاهده در اطراف چشم است. این خطوط می توانند یکی از مهم ترین پیامدهای آسیب ناشی از تشعشعات خورشیدی باشند. بنابراین با 3 اقدام معمول می توان تا حد زیادی از تعداد چروک های دور چشم کم کرد که این سه اقدام شامل شست وشو و تمیز کردن، مرطوب نگه داشتن پوست و در آخر هم استفاده از مقادیر مناسب کرم های ضدآفتاب است. استفاده از روغن زیتون هم می تواند تاثیر شگفت انگیزی در برطرف کردن چین و چروک ها داشته باشد.

توصیه دوم برای جوان ماندن این است که وزن خود را کنترل و ورزش کنید. کارشناسان بهداشت عمومی می گویند برای مقابله با افزایش وزن ناشی از بالا رفتن سن باید هر فردی حداقل 30 دقیقه در روز فعالیت های متعادل ورزشی و تحرک بدنی را انجام دهد. این تمرینات می تواند در هر زمینه ورزشی مثل یوگا، ایروبیک، شنا و یا دوچرخه سواری باشد. دکتر لینا موگره کارشناس ورزشی دراین باره می گوید: 

وقتی شما سن 30 سالگی را رد می کنید، انجام یک ترکیب مناسب از تمرینات ورزشی مختلف حائز اهمیت است. اگر احساس می کنید که شکمتان در حال بزرگ شدن و عضلات سینه هایتان در حال شل شدن است ،احتمالا به این خاطر است که وزنه بلند نمی کنید. کلید بهره مند شدن از مزایای ورزش، انجام مداوم و منظم تمرینات است، بنابراین ورزشی را انتخاب کنید که از آن لذت می برید. همچنین فراموش نکنید که تمرینات و نرمش های چهره نیز برای محکم و سالم نگه داشتن عضلات صورت مفید و ضروری است.

توصیه سوم دنبال کردن یک رژیم غذایی بر اساس سبزیجات و گیاه خواری است. بدین معنی که در رژیم غذایی شما حتما باید ترکیبی از سبزیجات سبزرنگ، میوه ها، دانه ها و غلات سبوس دار وجود داشته باشد. باید غذاها و سبزی هایی را انتخاب کنید که به اصطلاح نمایشی از رنگ های رنگین  کمان باشند، یعنی ترکیبی از اسفناج، ذرت، گوجه  فرنگی، فلفل دلمه ای، توت فرنگی، تمشک آبی و انگورها که از تمام رنگ های میوه ها و سبزی ها گزینش شده باشند. همیشه به خاطر داشته باشید که بشقاب غذای شما باید 75 درصد حاوی مواد غذایی گیاهی و باقی مانده آن شامل منابع غذایی کم  چرب پروتئینی مثل تخم مرغ، ماهی و یا گوشت باشد. این رژیم غذایی به شما امکان می دهد که با شیاطین دوران پیری مثل پوکی استخوان، دیابت و بیماری های قلبی مبارزه کنید.

توصیه چهارم این است که روی مصرف کلسیم به مقدار مناسب تاکید داشته باشید. به گفته متخصصان بهداشت و سلامت، مصرف کلسیم و همچنین ویتامین D به پیشگیری از پوکی استخوان که عامل اصلی شکستگی های استخوانی در زنان است،  کمک می کند. به ویژه اگر شما سن 50 سالگی را رد کرده اید، مصرف دوز روزانه 1200 میلی گرم کلسیم ضروری است. منابع غنی از کلسیم شامل فرآورده های لبنی کم  چرب، شیرسویای غنی شده با کلسیم، آب پرتقال و ماهی هایی مثل ماهی آزاد و ساردین هستند. اگر نیاز به مصرف مکمل های کلسیم دارید، حتما در مورد مقدار و نحوه مصرف آن با پزشک مشورت کنید.

آخرین توصیه که البته بسیار حائز اهمیت است، داشتن خواب کافی است. پزشکان توصیه می کنند که خواب برای عملکرد مناسب و سالم بدن ما یک فاکتور حیاتی است. در حالی که برخی از ما ممکن است در طول شب به سختی 5 تا 6 ساعت بخوابیم و برخی دیگر 9 تا 10 ساعت خواب شبانه داشته باشد، اما متخصصان تاکید دارند که متوسط خوابی که هر فردی برای سالم ماندن نیاز دارد 7 تا 8 ساعت است. توصیه می شود که در طول روز نیز چرت های کوتاه 10 تا 15 دقیقه ای می تواند برای استراحت و ایجاد حس سرحالی و انرژی کافی در شما مفید باشد.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

چگونه به طرف مقابل بگوييم رفتار او باعث 🛑ناراحتي ما شده؟

 
چگونه به طرف مقابل بگوييم رفتار او باعث 🛑ناراحتي ما شده؟


مثلا همسرتان دير به خانه برگشته، به تلفن هاي شما پاسخ نداده يا دير آمدن خود را اطلاع نداده است. شما نگران هستيد، اما با ديدن او نگراني شما تبديل به خشم و عصبانيت مي شود.

رفتار اشتباه:

- به محض ديدن او بدون هيچ كلمه ايي پرخاشگري مي كنيد: سلام كردنت بخوره تو سر من، يه زنگ نمي تونستي بزني؟
- استفاده از كلمات هميشه يا هيچ وقت: تو هميشه بي فكر و بي خيالي، هيچ وقت من برات مهم نيستم.
- به جاي رفتار اشتباهش، شخصيت او را نشانه بگيريد: يه كم شعور داشتي، يه زنگ مي زدي!
- مشكلات گذشته را بازگو مي كنيد: يادته روز خواستگاري هم دير اومدي؟ همون موقع بايد مي شناختمت!
-به او نگوييد چه كاري نكند يا چه كار او باعث ناراحتي شما مي شود، مستقيما به او بگوييد از او چه انتظاري داريد: نگوييد: باز نشستي پاي تلويزيون؟ اخه چقدر اخبار مي بيني؟ بگوييد: من نياز به كمك دارم و حسابي خسته ام، لطفا بيشتر كمكم كن!

روش درست

لحظه اي درنگ كنيد. نفس عميق بكشيد. جمله خود را با كلمه وقتي كه شروع كنيد،،، سپس احساس خود را بيان كنيد و در آخر دليل خود را بگوييد.

"وقتي" تو دير ميايي و جواب تلفنتو نميدي، "احساس نگراني مي كنم"، چون فكر مي كنم برات اتفاق بدي افتاده كه جواب نميدي.
وقتي .... احساس مي كنم .... چون ....
يك متد موفق در داشتن رابطه موفق است. به جاي آن كه انگشت خود را به سمت طرف مقابل بگيريد، از احساس خود حرف بزنيد:

وقتي غر مي زني، حس مي كنم برات كافي نيستم.
وقتي قهر مي كني ،حس مي كنم خيلي ازت دورم.
وقتي داد مي زني، حس مي كنم منو دوست نداري.
وقتي گريه مي كني، حس مي كنم با من خوشبخت نيستي....


#اذين_گازر

✨✨✨
‏‎💎 عضو کانال روانشناسی + شوید:👇
🦋@psychology_gazor

خطر یائسگی زودرس در کمین این بیماران است

خطر یائسگی زودرس در کمین این بیماران است

 

بررسی ها نشان می دهد در زنان مبتلا به دیابت نوع دو، احتمال یائسگی زودرس و پیش از موعد سه برابر بیشتر است.

بررسی گروهی از پزشکان دانشگاه «کارتاگنا» در کلمبیا حاکی از آن است که متوسط سن یائسگی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو، 48.5 سال، اما در زنان غیردیابتی 50.1 سال است. دکتر «مونتروسا کاسترو»، محقق ارشد این مطالعه گفت: 

یائسگی پیش از موعد در زنان به این مفهوم است که مقدار معمول هورمون استروژن در بدن آنان زودتر از زمان طبیعی خود به اتمام می رسد و این امر خطر سکته قلبی، مغزی و کاهش تراکم استخوانی را در زنان افزایش می دهد.

در این مطالعه از 6079 زن 40 تا 59 ساله در 11 کشور آمریکای لاتین در مورد وضعیت یائسگی، افسردگی و دیابت آنان سوالاتی پرسیده شد و پس از در نظر گرفتن فاکتورهای مختلفی همچون وزن، فشارخون و استفاده از روش هورمون درمانی جایگزین مشخص شد که یائسگی خطر ابتلا به دیابت را افزایش نمی دهد، اما زنان زیر 45 سالی که مبتلا به دیابت نوع 2 هستند، سه برابر بیشتر در معرض یائسگی زودرس قرار دارند.

این تیم پزشکی همچنین در بررسی های خود دریافتند: زنان چاق 57 درصد بیشتر در معرض دیابت و فشارخون بالا هستند و به علاوه استفاده از شیوه  هورمون درمانی جایگزین، خطر ابتلا به دیابت را تا 14 درصد افزایش می دهد.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

6 مشکل مهم در روابط جنسی، 6 راه حل مفید

 

6 مشکل مهم در روابط جنسی، 6 راه حل مفید

 

بسیاری از زوج های جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوج های جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است.

این در حالی است كه رابطه زناشویی سالم بخشی ضروری از یک رابطه صمیمی میان همسران است و نادیده گرفتن آن ممکن است باعث سرد شدن روابط بین آن ها شود.

در اینجا به 6 مشکل در روابط زناشویی و 6راه حل برای آن می پردازیم:

مشکل شماره یک : احساس یکنواختی می کنید

راه حل : تغییر ایجاد کنید

رابطه زناشویی شما و همسرتان در طولانی مدت ممکن است عادی و پیش پا افتاده به نظر برسد. شواهد زیست شناختی نشان می دهد تجربه های جدید باعث آزادشدن ناقل شیمیایی دوپامین در مغز می شود. این ناقل شیمیایی در ایجاد احساس لذت دخالت دارد . به همین دلیل است كه روابط جدید هیجان آورتر است و مغز نیز احساس لذت بیشتری می کند. سعی کنید عوامل دیگر را تغییر بدهید، مثلا برقراری رابطه در مکان متفاوت، زمان متفاوت یا وضعیت متفاوت را امتحان کنید، مثلا روابط زناشویی سریع بامدادی یا در جاهایی غیرمعمول مانند حمام.

مشکل شماره دو : احساس خستگی می کنید

راه حل : زمان پیدا کنید

همه زوج ها پس از یک روز طولانی با مشغله های بسیار احساس خستگی می کنند. زمانی که پس از این روز سخت به تختخواب می روید، ممکن است دیگر انرژی ای برای گذراندن شبی عاشقانه نداشته باشید. باید کارها را برحسب اهمیتشان اولویت بندی کنید. اگر شب ها خیلی خسته هستید، می توانید روابط  زناشویی سریع صبحگاهی را امتحان كنید؛ به هر حال این رابطه زناشویی برای داشتن رابطه سالم با همسرتان ضروری است. به جای این که برقراری رابطه را به زمان خاموش شدن چراغ ها و رفتن به تختخواب موكول كنید، پیش از پرداختن به هر كاری و رسیدگی به امور خانه، زمانی را به مواجهه عاشقانه اختصاص دهید. هر وقت که می توانید، زمان و فضایی برای این کار پیدا و از هر وقت خالی استفاده کنید و خلاق باشید. هیچ چیز خود به خودی اتفاق نمی افتد، باید زمانی را پیدا کنید و با یکدیگر قرار بگذارید.

 

 

مشکل شماره سه : احساس غریبگی می کنید

راه حل : یکدیگر را دوباره کشف کنید

اگر مدتی است با همسرتان رابطه زناشویی ندارید، ممکن است نسبت به هم احساس غریبگی كنید و رابطه زناشویی برایتان مصنوعی و اجباری به نظر برسد. برای داشتن رابطه سالم، باید ابتدا رابطه عاطفی تان را بهبود دهید.

اگر زمانی را به برقراری رابطه صمیمی با همسرتان اختصاص ندهید، تمایل جنسی هم به او پیدا نخواهیدکرد. هر هفته در زمانی معین قرار بگذارید و با هم خلوت کنید. سعی کنید کار جدیدی انجام دهید، مثلا به جای شام همیشگی، یک تفریح مشترک مثلا پیاده روی یا رفتن به بازار را امتحان کنید. این زمان خلوت کردن باید به تعهدات روزانه تان اضافه شود و به صورت یک عادت درآید تا رابطه عاطفی تان ترمیم شود.

وقتی رابطه عاطفی تان دوباره برقرار شد، روابط زناشویی هرچند کوتاه مدتتان هم دوباره لذت بخش می شود و خود این رابطه به نوبه خود پیوند عاطفی تان را قوی تر می کند.

مشکل چهارم : بدن خودتان را نمی پسندید

راه حل : بر چیزی که می پسندید تمرکز کنید

بگذارید روراست باشیم؛ خیلی از ما دوست داریم تغییراتی در بدنمان ایجاد کنیم. شاید هنوز از اضافه وزن پس از بارداری   ناراحت   باشید، یا از این که رفتن به باشگاه ورزشی را کنار گذاشته اید، افسوس بخورید. این ناراحتی از تصویر بدنی ممکن است باعث نارضایتی شما از خودتان شود و وقتی از ظاهر خود ناراحت باشید، در برقراری رابطه با همسرتان دچار اشکال خواهیدشد. برای حل این مشکل كه علت آن عزت نفس پایین است، باید سعی کنید مواردی را در خودتان پیدا کنید که باعث رضایتتان می شود و تمرکز تان را بر آن ها معطوف کنید. به جای بدن خودتان، بر بدن همسرتان متمرکز شوید. چه چیزی در همسرتان برای شما جذابیت دارد؟ به این ترتیب می توانید توجه تان را از نقایصی که به خیال خودتان در بدنتان دارید، دور و احساس امنیت کنید.

مشکل پنجم : احساس درد می کنید

راه حل : ساکت نمانید و مشکلتان  را بیان کنید

گاهی مشکل شما این نیست که خلق و خوی تان سرجایش نیست، بلکه بدنتان مشکل ایجاد کرده است زیرا هنگام روابط زناشویی احساس درد می كنید. این درد ممکن است برای زنانی که به سن یائسگی نزدیک می شوند، مشکل زیادی ایجاد کند و از گفتن این موضوع به همسرشان خجالت بکشند. اما با انجام اقدام هایی می توان این مشکلات را كاهش داد. می توانید به پزشک مراجعه کنید تا معاینه تان کند.

مشکل شماره 6: میل جنسی تان کم شده

راه حل : به دنبال عوامل تحریک کننده باشید

کاهش میل جنسی فقط به دلیل افزایش سن نیست و ممکن است نشانه ای از یک مشکل بهداشتی دیگر یا مشکل روانی و رفتاری باشد.

افسردگی، اضطراب و نداشتن تعادل هورمونی نیز در اختلال کارکرد جنسی نقش دارد.

برخی داروها از جمله داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدفشارخون نیز ممکن است میل جنسی را کاهش دهند. سیگار کشیدن و مصرف الکل نیز پاسخ جنسی را مهار می کند.

خوابیدن به میزان کافی نیز مهم است. رفع کمبود خواب و احساس سرزندگی به افزایش میل جنسی کمک می کند. برقراری رابطه زناشویی طبیعی با همسر به تلاش نیاز دارد. برای داشتن رابطه زناشویی طبیعی باید به هر عامل موثر بر رابطه عاطفی با همسرتان توجه داشته باشید. درمان معجزه آسایی که به سرعت مشکلات را حل کند، وجود ندارد. اگر همه راه ها را امتحان کردید و مشکلاتتان همچنان ادامه یافت، با پزشک یا درمانگر امور جنسی مشورت کنید.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

کاهش بارندگی در ایران رکورد ۵۰ ساله کشور را شکست

 کاهش بارندگی در ایران رکورد ۵۰ ساله کشور را شکست

 

معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب می‌گوید در ۵۰ سال اخیر ایران هیچ سالی به اندازه سال جاری با کاهش بارندگی مواجه نبوده است.

رحیم میدانی در این باره به خبرگزاری تسنیم گفته است در برخی حوزه‌های اصلی آبریز مانند فلات مرکزی ۷۸ درصد نسبت به دراز مدت کاهش بارش ثبت شده است.

معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب در عین حال میزان بارندگی ثبت شده در استان‌های تهران، البرز، مرکزی، قم، سمنان و اصفهان را کمترین میزان در ۵۰ سال اخیر دانست.

رحیم میدانی تصریح کرد که در سال جاری تنها استان‌های اردبیل و گلستان از میزان بارش معمول طبیعی برخوردار بوده‌اند.

سبزیجات را خام مصرف کنیم یا پخته؟

 

 برترین ها: آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چگونه می توان سبزیجات را طوری آماده کرد که مواد غذایی مفید آن ها تا حداکثر ممکن حفظ شوند؟ 

پاسخ دادن به این سوال ساده نیست، زیرا پختن موجب بالا رفتن میزان مواد غذایی در بعضی از سبزیجات و کمتر شدن و از بین رفتن بعضی از مواد در سبزیجات دیگر می شود.

به گزارش برترین ها داون جکسون بلاتنر، متخصص تغذیه که در شیکاگو طبابت می کند می گوید: 

«بعضی از محصولات اگر پخته نشوند، مواد غذایی بیشتری دارند، در حالی که انواع دیگری هستند که باید آن ها را حرارت دهید تا بهترین مواد آن ها بیرون بیایند.» 

از مارچوبه گرفته تا گوجه فرنگی، در اینجا به گزیده ای از سبزیجات اشاره می کنیم.

سبزیجات خام یا پخته؟

 

مارچوبه

بهترین نحوه مصرف: پخته

بخار دادن به مارچوبه پتانسیل ضد سرطانی آن را برمی افروزد.

سبزیجات خام یا پخته؟

 

چغندر

بهترین نحوه مصرف: خام

چغندر بعد از پخته شدن بیش از 25 درصد فولیک اسید خود را از دست می دهد. مصرف آن به صورت خام موجب حفظ ترکیب مغزی آن می شود.

سبزیجات خام یا پخته؟

 

بروکلی

بهترین نحوه مصرف: خام

حرارت دادن موجب غیرفعال سازی آنزیم میروسیناز در بروکلی می شود. این آنزیم به پاکسازی کبد از مواد سرطانزا کمک می کند.

سبزیجات خام یا پخته؟

 

قارچ

بهترین نحوه مصرف: پخته

حرارت دادن قارچ – به صورت سرخ کردن، جوشاندن، کباب کردن یا برشته کردن – پتاسیم عضله ساز بیشتری می آورد.

سبزیجات خام یا پخته؟

 

پیاز

بهترین نحوه مصرف: خام

فقط آن را ببرید و بخورید: وقتی پیاز را می پزید، آلیسین ضد-گرسنگی کمتری از آن دریافت می کنید.

سبزیجات خام یا پخته؟

 

فلفل دلمه ای قرمز

بهترین نحوه مصرف: خام

ویتامین ث آن با برشته کردن، سرخ کردن یا کباب کردن تا بیش از 375 درجه فارنهایت، شکسته می شود.

سبزیجات خام یا پخته؟

اسفناج

بهترین نحوه مصرف: پخته

آن را بپزید و بخورید و بدین ترتیب کلسیم، آهن و منیزیم بیشتری جذب کنید.

سبزیجات خام یا پخته؟

گوجه فرنگی

بهترین نحوه مصرف: پخته

غافلگیر شدید؟! بله، وقتی گوجه فرنگی را می پزید، بدنتان لیکوپین ضدسرطان بیشتری از آن جذب می کند.

 

انار و مقابله با یک سرطان مردانه

 

انار و مقابله با یک سرطان مردانه

 

نوشیدن روزانه یک لیوان آب انار به میزان قابل ملاحظه ای پیشرفت سرطان پروستات را کند می کند.

انار یکی از میوه های زمستانی و بسیار مفید است. این میوه حاوی مخلوطی از ترکیبات شیمیایی ارزشمند است که آسیب سلولی را کاهش می دهد. آب انار اثرات ضد التهابی و آنتی اکسیدانی بالایی دارد که بدن را در برابر رادیکال های آزاد محافظت می کند. همچنین حاوی ایزوفلاون هایی است که در مرگ سلول های سرطانی نقش دارند.

سرطان پروستات با اندازه گیری سطح ترکیبی موسوم به آنتی ژن اختصاصی پروستات(PSA) تشخیص داده می شود. برای بررسی پیشرفت این بیماری زمان دوبرابر شدن سلول های سرطانی مورد سنجش قرار می گیرد که هرچه کوتاه تر باشد، بیانگر سرعت بیشتر رشد بیماری است. معمولا میانگین زمان دو برابر شدن این سلول ها 15 ماه است، اما در مطالعه اخیر پس از مصرف آب انار این زمان به حدود 54 ماه رسید.

این تیم تحقیقاتی اظهار امیدواری کردند که بتوانند با استفاده از نتایج این مطالعه در کنار سایر روش های درمانی مانند هورمون درمانی یا شیمی درمانی استفاده کنند. محققان می گویند این تاثیر ممکن است به حدی باشد که حتی طول عمر بیماران را نیز افزایش دهد.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

ﺑﮕﻮ ‏« ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ‏» ﺗﺎ ﻣﻌﺠﺰﻩﻫﺎ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﻮﻧﺪ!

ﺑﮕﻮ ‏« ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ‏» ﺗﺎ ﻣﻌﺠﺰﻩﻫﺎ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﻮﻧﺪ!

ﺍﮔﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺱﻫﺴﺘﯿﺪ،
 ﺍﮔﺮ نمی توﻧﯿﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ،
 ﺍﮔﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﻤﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ،
ﺍﮔﺮ ﻣﺪﺍﻡ ﻗﺮص هاﯼ ﺁﺭﺍﻣﺒﺨﺶ می خوﺭﯾﺪ.
ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺍین ها ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﭘﺮ ﻧﺸﺎﻁ ﺑﺎﺷﯿﺪ...

ﺭﻣﺰ ﮐﺎﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ

ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ، ﻭ ﮐﻤﮏ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ!‏

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺵ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﻓﺖ...

ﯾﻌﻨﯽ ‏«ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﻮﺩ‏» ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺛﺮﻭﺕ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ، ﺗﻨﺪﺭﺳﺘﯽ، ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ...ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﻤﻮﺩ.

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﺩﻩﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ، ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ:
‏«ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ»!

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ: 

‏«ﻣﻦﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.‏» 

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ، ﺑﻪ
ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽﺗﺎﻥ،
ﺑﻪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺗﻨﺪﺭﺳﺘﯽﺗﺎﻥ،
ﺑﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽﺗﺎﻥ ﻭ ... ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯾﺪ ﻭ ‏(ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺗﺎﻥ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﯿﻠﺘﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ‏) ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ :

‏ﻣﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ؟

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ، ﯾﮏ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰ ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﻤﮥ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ.
ﺭﺍﺣﺖﺗﺮ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯿﺪ، ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺳﺮﯾﻊﺗﺮ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﺘﺎﻥ ﻣﯽﺭﺳﺪ، ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻤﺘﺮ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ،
ﺣﺲ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺟﺴﻤﯽﺗﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ
ﻭ ... ﺧﻼﺻﻪ، ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﺍﻭﯾﻪ ﻭ ﭼﺸﻢﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﻧﻮ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ .

ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ‏«ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ‏» ، ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﭼﻪ؟

ﻟﻄﻔﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ !

ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻭ ﮔﻔﺘﻦ ﺟﻤﻼﺕ ‏«ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ‏» ، ‏
«ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ» ...
ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭﺩ‌ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ ﺑﺮﻭﻧﺪ، ﻭ ﻣﺜﻼ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺩﺳﺘﻪﻫﺎﯼﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﻧﻮ ﻇﺎﻫﺮ ‌ ﺷﻮﺩ، ﯾﮏ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺪﻝ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﺧﺎﻧﻪﺷﺎﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﭘﻨﺖﻫﺎﻭﺱ ﺷﻮﺩ ﻭ ... ؛
ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﮤ ﺳﺎﺯ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﯿﻢ.

ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﯾﺎﻓﺘﻪﺍﯾﻢ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻣﻐﺸﻮﺵ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﮥ ﻧﻈﻤﯽ ﺩﻗﯿﻖ ﻭ ﺧﻠﻞﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﮐﻠﯿﺪﯼ، ﻗﺎﻧﻮﻥ ‏«ﻋﻠﺖ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻝ » ﺍﺳﺖ.
ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﯾﺪﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﻫﺮ ﻧﺘﯿﺠﻪﺍﯼ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﺎ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﭘﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﻧﮑﺮﺩﻥ، ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﻣﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﺩ، ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﺧﻄﺎ ﺑﺮﺩﻩﺍﯾﻢ. ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﭙﺮﺳﯿﻢ : ‏
«اﯾﻦ ﻣﻘﺪﺍﺭﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺳﺪ؟»

ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻦ ‏«ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ‏» ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﻪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟

ﭘﺎﺳﺦ، ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ، ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ؛ ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﯾﻦﻓﺮﺻﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﮤ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ،
ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ. ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﺯ ‏« ﻓﮑﺮ‏» ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

‏«ﻓﮑﺮ» ﻣﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ‏«ﺍﺣﺴﺎﺱ» ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺭ ﻣﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮﻭﺯ ﯾﮏ ‏«ﺭﻓﺘﺎﺭ‏» ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ‏«ﻧﺘﯿﺠﻪ‏» ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﺪ.

ﭘﺲ ﺩﻭ ﺩﻝ ﻧﺒﺎﺵ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺷﮏ ‏« ﺑﺮﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﻤﺮﯾﻦﻫﺎﯼ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﺭﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ، ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﺮﺹ ﻭ ﺩﺍﺭﻭﯾﯽ ﻫﻢﻧﺪﺍﺭﯼ»!

ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺗﺴبیح؟

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺸﯿﻨﯽ ﻭ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﻭﺍﺭ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺣﺪﺍﻗﻞ 3 ﺑﺎﺭ ﻭ ﻫﺮﺑﺎﺭ 101 ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ:
{ﮔﻔﺘﻦ ﺫﮐﺮﻫﺎﯼ ‏«ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ‏»،
«ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ‏»،
‏«ﻣﻦ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ»، ‏
«ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﺷﮑﺮ‏»
ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺗﯽ ﻣﺒﺪﻝ ﮐﻦ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺳﺖ.

 ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺫﮐﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉﮐﻨﯽ، ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﻩﺁﺳﺎﯼ ﺁن ها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﻤﻮﺩ.

ﺍﯾﻦ ﺫﮐﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﺣﺎﻝ ﺟﺴﻤﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﻫﻢ ﺣﺎﻝ ﺭﻭﺣﺘﺎﻥ ﺭﺍ!

ﺑﻨﺪﻩ ﺷﺨﺼﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ و ﻧﻮﺷﺘﻢ.

ﺍﻣﺎ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦﺣﺮﻑ ﻭ ﺣﯿﻠﮥ ﻣﻐﺰﺗﺎﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﮑﻨﯿﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﮥ ﺳﺨﺘﯽ، ﺗﻤﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ
ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﻭ ﻟﺐﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ :
‏«ﻣﻦ ...ﺧﻮﺩﻡ ... ﺭﺍ ...ﺩﻭﺳﺖ ... ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ! ﻣﻦﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ»!

ﻭ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺁﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻫﯿﺪ.

ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫﺎﯼ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﺪ.

مواردی که باید درباره زلزله بدانیم

مواردی که باید درباره زلزله بدانیم


1-  زلزله بلا نیست و از جانب خدا نازل نمی شود ... نسبت دادن زلزله به خشم و غضب الهی ، ظلم به خد. است.
2-  حدود 4.5 میلیارد سال از عمر کره زمین می گذرد و علم ثابت کرده که زلزله ناشی از فعالیت های طبیعی کره زمین برای تخلیه انرژی است. از همان آغاز پیدایش کره زمین، وقوع میلیون ها زلزله در هر سال امری طبیعی ست.
3-  وقوع زلزله ربطی به عملکرد انسان بر روی کره خاکی ندارد (به طور مثال ربطی به ظلم و فساد و بی حجابی و بی دینی و ....)
4-  زلزله به خودی خود کسی را نمی کشد، بلکه سازه های غیر استاندارد بشر و ساخت شهرها  در مناطق زلزله خیرباعث مرگ و میر می شود.
5-  زلزله امری طبیعی است که قابل پیشگیری و حتی مهار است همانند سیل که روزی تهدید بوده و الان با ساختن سد به فرصتی برای آبادانی تبدیل شده ... یا صاعقه که در فرصتی برای ذخیره انرژی است.

با این تفاسیر
اگر کمی خرد داشته باشیم، متوجه می شویم با ذکر گفتن و صلوات و دعا شاید بتوان کمی خودتان را آرام کنید، ولی زلزله را نمی توانید. ما حتی اجازه نداریم برای نیامدن زلزله و طوفان و سیل دعا کنیم، چون به تقدس پدیده های هستی هتک حرمت می کنیم.
هستی دارد کار خودش را انجام می دهد و همه این فعالیت ها قانون مند است.
ما اگر از زلزله خوشمان نمی آید، برویم منطقه یی زندگی کنیم که زلزله خیز نباشد و  شهر ها را روی گسل ها نسازیم.
یا خانه خود را ضد زلزله بسازیم . همان کاری که در مقابل طوفان و بارش برف و باران انجام می دهیم.
قطعا اگر در عصر حاضر سیستم های گرمایشی نداشتیم ،الان دعا می کردم که زمستان نیاید یا سرد نشود و برف نباردو ...
نیامدن برف یعنی به هم ریختن تعادل زمین و ...
حالا بعدش هم طلب کار می شویم و بی درایتی خودمان را گردن خدا می اندازیم.
این ها بلا نیستند، بلکه رحمت هستند ...قطعا ذره ای در آفرینش خداوند ایراد وجود ندارد و جهل ما سبب عدم درک این گونه رحمت هاست.
وقتی خرد نداشته باشیم، باید حرف مفت بزنیم و با طرح مسائل بی ربط خلق الله را سر کار بگذاریم و منحرف کنیم.
خودتان بگویید انحراف بندگان خدا گناهش چقدر است!!!  مگر شیطان کار دیگری جز انحراف دارد؟!!!
برای همین است که ژاپن (بی دین و بی خدا) با زلزله 8 ریشتری 1 نفر تلفات می دهد و زلزله 6.4 ریشتری بم 30 هزار نفر؛ در حالی که 60 برابر شدت زلزله بم کمتر از زلزله 8 ریشتری ژاپن بوده.
دلیلش هم اینه که اونا بعد از آمدن زلزله فکر می کنند و به این نتیجه می رسند که باید زحمت زیاد بکشند و سازه هاشون رو ضد زلزله بسازند
و نابغه های ما نیز به این نتیجه می رسند که نیاز به زحمت زیاد نیست و حجاب خانم ها باید درست بشه که زلزله نیاد.
                                 در پناه خرد

آدمیزاد غرورش را خیلی دوست دارد

 آدمیزاد


غرورش را خیلی دوست دارد 

 

💕آدمیزاد
غرورش را خیلی دوست دارد

آن را از او نگیرید...

حتی به امانت نبرید...

ضربه ای هم نزنیدش
چه رسد به شکستن یا له کردن آن!

آدمی غرورش را خیلی زیاد- شاید بیشتر از تمام داشته هایش- دوست می دارد،
 
حالا ببین اگر خودش ، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد، چه قدر دوستت دارد!

و این را بفهم! آدمیزاد!

تئوری انتخاب

  تئوری انتخاب


سلام بزرگوار.🙏 

با سپاس از متن انتخابی تان وکسب اجازه  چند سطر به آن می افزايم:

به طور کلی تئوری انتخاب توضیح می دهد که افراد چرا و چگونه رفتار می کنند! این تئوری معتقد است هر آنچه از ما سر می زند، یک رفتار است؛ از غذا خوردن گرفته تا هذیان یک بیمار سایکوز. و همه این رفتارها 

1- از درون ما برانگیخته می شوند و معطوف به هدفی اند، 

2- هدف هر رفتار، ارضای یکی از پنج نیاز اساسی ماست: 

ا. عشق و احساس تعلق، 2. قدرت، 3. تفریح، 4. آزادی، 5. بقا و زنده ماندن.
یعنی انسان  برای ارضای پنج نیاز فوق رفتار و عمل خاصی از خود نشان می دهد و چنانچه روشی که انتخاب می نماید روش موثری نباشد، دست به رفتارهای گوناگون می زند که متاسفانه روان شناسی رایج آن را بیماری می نامد. تئوری انتخاب معتقد است این افراد بیمار نیستند، بلکه مسئولیت گریزانه رفتار و واقعیت را انکار می کنند و دیگران را مسئول ناکامی خود می دانند. بنابر این به جاي واژه "افسرده شدن" واژه "افسرده کردن" را به کار می برند.
این تئوری مبتنی بر روان شناسی کنترل درونی است و معتقد است گذشته بر زندگی ما بسیار اثر دارد، ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست .زیرا ما برآیند نیروها و عوامل بیرونی نیستیم، ما قربانی گذشته خود نیستیم، ما بازیچه ی لایه های زیرین مغز و هورمون ها هم نیستیم، زیرا ما همراه رفتار خود را انتخاب می کنیم!
بنیانگذار این تئوری "ویلیام گلسر" به چهار رابطه که نیازمند بهبودی اند، تاکید می کند: 

رابطه ی زن و شوهر، رابطه ی والدین و فرزند، رابطه ی معلم و شاگرد، رابطه ی کارفرما و کارمند. 

از دیدگاه او اگر به این روابط بهبود نبخشیم ،در کاهش مشکلات توفیق چندانی نخواهیم داشت.
از دیدگاه گلسر افرادی که خود را بدبخت و بیچاره می دانند، باور نمی کنند این خود بوده اند که این راه را انتخاب کرده اند و خودشان عامل فلاکت و بدبختی ای هستند که از آن شکایت می کنند! دیگران نه می توانند ما را بدبخت کنند و نه می توانند ما را  خوشبخت کنند!
بدبختی انسان ها از آنجا نشات می گیرد، که هم به کنترل های بیرونی تن می دهند و هم خود به کنترل بیرونی دیگران  (فرزندان، کارمندان، همسرشان) مبادرت می ورزند! چرا وقتی خود زجر می کشند، باز این راه ناخشنود را انتخاب می کنند؟! گلسر معتقد است زیرا این رفتار موثراست و جواب می دهد! کنترل بیرونی برای افراد قدرتمند موثر است، چون به خواسته هایشان می رسند و برای ضعیفان نیز موثر است، زیرا تاثیرش را در خود می بینند و امیدوارند روزی آن را روی فرد دیگری به کار گیرند! آن ها هر چه ناخشنودتر می گردند، بیش تر متقاعد می شوند انتخاب دیگری ندارند و بعدها ، به درستی به این باور می رسند که در صورت مقاومت، اوضاع بدتر می شود.بنابر این اکثر مردم به نوعی کارهایی انجام می دهند که مایل به انجام آن نیستند.(مثال: زنانی که به زندگی مشترک خود علی رغم بدرفتاری همسرشان ادامه می دهند!).
 تئوری انتخاب معتقد است بسیاری از معضلات به ظاهر حل نشدنی انسانی، مشکلات رابطه ای هستند. بیشتر ما در زندگی احساس فلاکت و ناخشنودی می کنیم و تا زمانی که باور داریم می توانیم دیگران را کنترل کنیم، یا دیگران می توانند ما را کنترل نمایند، احساس ناخشنودی و فلاکت ادامه خواهد داشت. 


نتیجه: برای ایجاد و نگهداری روابط انسانی مورد نیازمان باید از انتخاب زور، اجبار، تحمیل، تنبیه، پاداش،... دست برداریم و به جای این رفتارهای تخریب گر، رفتارهای مهرورزی را جایگزین کنیم که عبارتند از: گوش دادن، حمایت، مذاکره، عشق، دوستی، اعتماد،...
اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشتید ۲ پيشنهاد دارم: 

1-کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر ترجمه علی صاحبی را مطالعه فرمایید،

۲. به فایل امیلی که از اینترنت تهیه کردم مراجعه فرماييد.👇 

پاینده باشید و استوار💐💐💐

مازوخیسم جمعی ایرانیان و دو راهکار شخصی

مازوخیسم جمعی ایرانیان و دو راهکار شخصی
✍️ 


✅تجربه عجیبی در سخنرانی‌ها و ارائه ها در جاهای مختلف پیدا کرده ام و آن میل شدید جامعه به طرح نکات منفی و ناامیدکننده در مورد اقتصاد ایران است. هرچقدر از مشکلات و وخیم بودن شرایط صحبت کنی، مورد استقبال بیشتری قرار می‏ گیری. هرچقدر بذر ناامیدی بیشتری نسبت به آینده پراکنده کنی، عالم تر قلمداد می ‏شوی. اگر نقاط مثبت را هم بگویی یا چشم‏ اندازهای پیشرفت را هم بیان کنی، چنان با دیده تردید در تو می ‏نگرند که گویی از حکومت پول گرفته ای تا به مردم اطلاعات نادرست دهی. شگفت است که ما از آزار خود لذت می‏ بریم و به آن عادت کرده ایم.

✅بله باید مشکلات را گفت، ولی پیشرفت ها را هم دید. آدمی احساس می کند که مردم تلافی رفتار حکومت در دهه‏ های گذشته را می خواهد درآورد. در گذشته حکومت صرفا پیشرفت ها را گزارش می‏ کرد و مشکلات را انکار می‏ نمود. حالا جامعه از این سمت به موضع‏ گیری افتاده و صرفاً بر تاریکی ‏ها چشم دوخته است.

✅واقعیت این است که در کنار تاریکی، روشنی‏ ها هم هست و باید این روشنایی‏ ها را هم دید. خدا نگذرد از کسانی که ما را به جایی رساندند که خوبی‏ های ایران را کم نمایی و خوبی های غرب را بیش نمایی (overestimate ) می کنیم و به عکس بدی های خودمان را بیش نمایی و بدی های غرب را کم انگاری می‌کنیم.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم نوشته دکتر علی سرزعیم مشاور مرکز بررسی های استراتژیک یود. من نیز تجربه ای به شدت مشابه با وی دارم.
✅نمی خواهم من هم دوباره از ایران و ایرانی انتقاد کنم. بس است! فقط این نکته را بگویم که آنقدر جو ناامیدی سنگین است که در جمع های مختلف حتی نمی شود از نشانه های قطعی پیشرفت نیز سخن گفت. به محض شنیدن یک بهبود رتبه یا افزایش یک شاخص شروع می کنند به زیر سوال بردن آمار و ارقام حتی شاخص های بین المللی را. انگار یک ولع خاصی دارند که شما از ناامیدی، فلاکت و بدبختی بگویید. وقتی صحبت از مشکلات می کنید، همه به دیده تحسین در شما می نگرند و شما احساس روشنفکری می کنید، اما وقتی در مورد پیشرفت ها می گویید، همه به شما به دیده جیره خوار حکومت نگاه می کنند.  

✅امیل سیوران فیلسوف اهل رومانی جمله ای گفته است که سخت باید به آن اندیشید: 

ناامیدی جمعی مهم‌ترین عامل انهدام ملت‌ها است. ملتی كه دچار آن شود، هرگز نخواهد توانست دوباره روی پای خود بایستد.

✅من دو راهکار/تکنیک را گاهی (و نه همیشه) برای خودم استفاده می کنم و از آن جواب گرفته ام که با شما نیز در میان می گذارم.

❌راهکار اول: هر گاه مشکلی را مطرح می کنم، برای آن راه حل ارایه می کنم. این گونه باعث می شود که ذهنم را ورزش دهم که راه حل محور (solution minded) باشد و همچنین از تلخی انتقاد بکاهم و دریچه ای رو به حل مساله و روشنایی در کنار نشان دادن یک تاریکی باز کنم.

❌راهکار دوم: اگر مشکلی را در جامعه می بینم، قبل از آن که از آن انتقاد کنم ،خودم آن را ترک می کنم. مثلا به جای آن که در مورد آشغال ریختن در خیایان صحبت کنم، خودم آن را ترک می کنم و سپس در مورد آن سخن می گویم. اگر نتوانستم آن را رعایت کنم، دیگر انتقاد نمی کنم. مثلا من چون خودم بد رانندگی می کنم، هیچ گاه در جمع از رانندگی بد دیگران یا رفتارهای زشت ترافیکی انتقاد نمی کنم ،چون خودم هنوز تبدیل به یک راننده منظم و قاعده مند نشده ام.

✅تاکید می کنم که در کنار همه مشکلات، وضعیت کشور با بیست سال پیش قابل مقایسه نیست. من تصمیم گرفته ام به جای آن که یک روشنفکر منفی نگر محبوب باشم، یک تحلیل گر مثبت اندیش و واقعیت گرا باشم. شما را نیز به مثبت اندیشی و مبارزه با مازوخسیم جمعی دعوت می کنم.

مجتبی لشکربلوکی

@Dr_Lashkarbolouki

نامه ای از خدا...


چقدر عالیه این متن از استاد قمشه ای

🔻نامه ای از خدا...

ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
ﺑﺮﻭﻳﺪ ،ﻣﺜﻞ ﺁﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻴﺪ ،
ﺍین قدﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﮑﻨﻴﺪ .
ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ می خواهید ﺳﺮ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﮐﻼﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ، ﭼﺮﺍ ﭘﺎی ﻣﻦ ﺭﺍ ﻭﺳﻂ ﻣﯽ ﮐﺸﻴﺪ؟
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺧﺪﺍﻳﻢ ،ﭼﺮﺍ موسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﺷﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﮐﻨﺪ ، عیسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻳﮏﺷﻨﺒﻪ ﻭ به مسلمان ها ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺟﻤﻌﻪ ﺭﺍ؟

ﭼﺮﺍ ﮐﺎﺭی ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻋﻴﺴﻮی ﺷﺮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ یعنی خانه خدا راحت ﺑﻨﻮﺷﺪ! ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺷﺮﺍﺏ، ﺷﻼﻕ ﺑﺨﻮﺭﺩ؟
ﭼﺮﺍ ﯾﮑﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﯿﭻ ﻧﭙﻮﺷﺪ؟
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍیی که شما می گویید ﺑﻮﺩﻡ، ﭼﺮﺍ باید بگذارم به اسم من ﮐﻠﻴﺪ ﺑﻬﺸﺖ بفرﻭﺷﻨﺪ ؟!
 ﻳﺎ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﻣﻦ ﺟﻬﻨﻢ کنند ؟
ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﻗﺴﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺟﻬﻨﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﺎﻥ ﭘﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ،!!
ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁنﭼﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺣﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩﻩ ، ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭﻋﺪﻩ ﻣﯽﺩﻫﺪ...!!!
 ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ !
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ايد !!!!!!!!
اگر به دنبال من می گردید مرا در عشق، مهربانی، بخشش ،آگاهی، گذشت، راستگویی و انسانیت پیدا کنید.
 البته اگر .... به دنبال من می گردید !

الهی قمشه‌ای👌


@Morphin

گسل و ریشتر به زبان ساده  

زلزله 2 ریشتری قدرتی کمتر از انفجار 45 کیلوگرم تی ان تی دارد، ولی زلزله 7 تا 8 ریشتری، معادل انفجار 100 بمب هیدروژنی انرژی آزاد می کند.

عصر ایران - کره زمین از سه قسمت اصلی تشکیل شده است: 

- هسته زمین (مایع)
مواد مذابی با حرارت 6000 درجه سانتی گراد که معادل حرارت سطح خورشید است.

- گوشته زمین (نیمه جامد و خمیری) 
مواد تشکیل دهنده آن مانند آهن، منیزییم، کلسیم و ... داغ و نیمه خمیری هستند و هر چه از هسته زمین دورتر می شوند از حرارت شان کاسته می شود.

- پوسته زمین (جامد)
نازک ترین بخش زمین است که همه جانداران، روی آن زندگی می کنند و تنها یک درصد از حجم زمین را تشکیل می دهد.

ادامه نوشته

چقدر بی کلاسی زیبا بود!


💠چقدر بی کلاسی زیبا بود!



یادش بخیر قدیما که "بی کلاس" بودیم، بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش می گذشت و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.

قدیما که "بی کلاس" بودیم و موبایل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرایی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد، خوشحال می شدیم؛ چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار می شد.

آخه چون "بی کلاس" بودیم، آشپزخونه ها اوپن نبود و گازهای فردار و ماکروفر و… نبود و از فست فود خبری نبود، ولی همیشه بوی خوش غذا آدمو مست می کرد و هر چند تا مهمون هم که میومد، همون غذای موجود رو دور هم می خوردیم و خیلی هم خوش می گذشت.

تازه چون "بی کلاس" بودیم، میز ناهارخوری و مبل هم نداشتیم و روی زمین و چهار زانو کنار هم می نشستیم و می گفتیم و می خندیدیم و با دل خوش زندگی می کردیم.

حالا که فکر می کنم می بینم چقدر "بی کلاسی" زیبا بود! آخه از وقتی که با کلاس شدیم و آشپزخونه ها اوپن شدن و میز ناهار خوری و مبل داریم و تازه واسه رفت و آمد همگی ماشین داریم و هم تو خونه تلفن داریم و هم آخرین مدل تلفن همراهو داریم و خلاصه کلی کلاس های دیگه؛ مثل بخار پز و انواع زود پز و… داریم  ولی دیگه آمد و شد نداریم! چون خیلی با کلاس شدیم! تازه هر از چند گاهی هم که دور هم جمع میشیم، کلاً درگیر کلاسیم و از صفا و صمیمیت و دل و از همه مهم تر سادگی خبری نیست!!

لعنت بر این کلاس که ما آدما رو این قدر از هم دور کرده و این قدر اسیر کلاسیم که خیلی وقتا خودمونم فراموش می کنیم!!

#بزن_رولینک👇
https://telegram.me/joinchat/BjvC5TwCOUW0v0INtUj7mw

آیا فشار قبر واقعیت دارد؟


آیا فشار قبر واقعیت دارد؟


استادالهی قمشه اي

جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام می شود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است، فرصت بستن آن را پیدا نمی کند . یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم است . یه حس سبک شدن و معلق بودن .
بعد از مرگ اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما که بخشی از آن هاله ذهن است و در واقع آرشیو اطلاعات زندگی دنیوی اوست شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا لحظه مرگ می کند و تصاویر به صورت یک فیلم برای روح بازخوانی می شود . شاید گمان کنیم که این اتفاق بسیار زمان بر است . 

زمان  در واقع قرارداد ما انسان هاست . این ما هستیم که هر دقیقه را 60 ثانیه قرارداد می کنیم . اما زمان در واقع فراتر این تعاریف است .
با مرور زندگی ، روح اولین چیزی که نظرش به آن جلب می شود،  وابستگی های انسان در طول زندگی می باشد . برخی از این وابستگی ها در زمان حیات حتی فراموش شده بود، ولی در این مرحله دوباره خودنمایی می کند .میزان و لول وابستگی دنیوی برای هرکس متغیر است .
روح از بین خاطراتش وابستگی های خود را جدا می کند . این وابستگی ها هم مثبت است هم منفی . مثلا وابستگی به مال دنیا یک وابستگی منفی و وابستگی مادر به فرزندش هم نوعی دلبستگی و وابستگی مثبت محسوب می شود . ولی به هرحال وابستگی است .
این وابستگی ها کششی به سمت پایین برای روح ایجاد می کند که او را از رفتن به سمت هادی یا راهنما جهت خروج از مرحله دنیا باز می دارد . یعنی روح بعد از مرگ تحت تاثیر دو کشش قرار می گیرد . یکی نیروی وابستگی از پایین و دیگری نیروی بشارت دهنده به سمت مرحله بعد . اگر نیروی وابستگی ها غلبه داشته باشد، باعث می شود روح تمایل پیدا کند که دوباره وارد جسم گردد . چون توان دل کندن از وابستگی را ندارد و دوست دارد دوباره آن را تجربه کند . به همین جهت روح به سمت جسم رفته و تلاش می کند جسم مرده را متقاعد کند که دوباره روح را بپذیرد . فشاری که به "روح" وارد می شود جهت متقاعد کردن جسم خود در واقع همان فشار قبر است . این فشار به هیچ وجه به جسم وارد نمی شود . چون جسم دچار مرگ شده و دردی را احساس نمی کند . پس فشار قبر در واقع فشار وابستگی هاست و هیچ ربطی ندارد که شخص قبر دارد یا ندارد . این فشار هیچ ربطی به شب زمینی ندارد و می تواند از لحظه مرگ شروع گردد .
یکی از دلایل تلقین دادن به فرد فوت شده در واقع این است که به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد .
بعد از مدتی روح متقاعد می شود که تلاش او بیهوده است و فشار قبر از بین می رود .
وابستگی ها باعث می شود که روح ، شاید سال ها نتواند از این مرحله بگذرد .   بحث روح های سرگردان و سنگین بودن قبرستان ها بدلیل همین وابستگی هاست . گاهی تا سال ها فرد فوت شده نمی تواند وابستگی به قبر خود و جسمی که دیگر اثری از آن نیست را رها کند . 


به امید این که بتوانیم به درک این شعر برسیم:
          
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ...


حضرت علی  (ع) چه زیبا می فرماید:
 بگذار و بگذر
ببین و دل مبند
چشم بینداز و دل مباز
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ...
نگذارید گوش هایتان گواه چیزی باشد که چشم هایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده...

"صادقانه زندگی کنید"
🆔  

ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت می رویم. ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر برآورده ایم...

نشانه های سکته

نشانه های سکته


● هشدار فوق مهم / لطفا لطفا در تمام گروه ها نشر دهید..👌


• چهارمین نشانه سکته نیز مشخص شد: زبان!
 
• هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید: ل ح د!
 
نشانه های سکته:

خانمي در جشن کباب پزی سکندری خورد و به زمین افتاد. اما به دوستانش که پیشنهاد کردند به اورژانس زنگ بزنند، گفت :

حالش خوب است و فقط به خاطر این که به کفش های جدیدش عادت ندارد، پایش به سنگفرش گیر کرده.

آن ها به او کمک کردند تا بلند شده و یک بشقاب غذای دیگر برای خود بکشد.آن خانم با این که کمی هول شده بود، ولی تا آخر آن بعدازظهر خود را سرگرم کرد..

همان شب همسرش تماس گرفت و به همه اطلاع داد که خانمش را به بیمارستان منتقل کرده اند و وی ساعت 6 بعد ازظهر فوت کرده است. او در جشن دچار حمله شده بود و اگر اطرافیانش نشانه های حمله را تشخیص داده بودند، شاید اکنون زنده بود...

گاهی حمله منجر به فوت افراد نمی شود، اما  آن ها در شرایطی بدتر از مرگ مجبور به ادامه زندگی می شوند. خواندن این متن تنها یک دقیقه از زمان شما را خواهد گرفت..

یک متخصص اعصاب اعلام کرده است که اگر شخصی را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بیمارستان منتقل کنند، می توان عوارض ناشی از حمله  را به طور کامل از بین برد. بله به طور کامل!! 

وی می گوید روش شناسایی حمله و رساندن بیمار به درمان های پزشکی در کمتر از 3 ساعت به شناسایی علایم آن بستگی دارد!

شناسایی علایم سکته:

در برخی موارد شناسایی علایم سکته کار بسیار سختی است. متاسفانه نا آگاهی افراد می تواند منجر به فاجعه  ای جبران ناپذیر شود. سکته می تواند باعث مرگ یا آسیب مغزی فرد گردد و این در حالی است که اطرافیان شخص حتی متوجه علایم سکته نشده اند..

پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان  قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند:

ل:🆘 از شخص بخواهید تا لبخند بزند.
ح:🆘 از شخص بخواهید که حرف بزند. یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند.(مثلا: امروز هوا آفتابی است)
د:🆘 از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند..


اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید..
 
و اما نشانه دیگری از سکته

از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد.
اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، بدانید که شخص دچار حمله شده است..

یک متخصص قلب می گوید اگر هر کس این مطلب را دریافت می کند، آن را به 10 نفر دیگر بفرستد، می توان امیدوار بود که حداقل جان یک انسان نجات یابد..

من سهم خود را انجام دادم. شما چطور؟ خواهش می کنم بی تفاوت نباشیم!💜

🅱️ @LaLaLandTel | @SarzaminTel

نابودی استعدادهای جوانان کشور !

نابودی استعدادهای جوانان کشور !


هشدار

"سرطان پزشکی" در حال نابودی استعدادهای جوانان کشور است.

🔸چرا تمام دانش آموزان درس خوان برای ادامه تحصیل متقاضی رفتن به رشته علوم تجربی هستند؟
🔸چرا در یک دبیرستان نمونه یا یک دبیرستان استعداد های درخشان در مقابل 10 کلاس 30 نفری رشته تجربی، تشکیل حتی یک کلاس ده پانزده نفری رشته ریاضی یا رشته انسانی مشکل است؟
 به واقع امروز دبیرستان های نمونه و تیزهوشان و غیر انتفاعی های معتبر به دبیرستان های رشته تجربی تبدیل شده اند؟ و البته در این مدارس خبری از آموزش واقعی نیست .
بلکه این مدارس بیش از مدارس دیگر مکان آمادگی دانش آموران برای شرکت در کنکور و رسیدن به رشته پزشکی است.
🔸اگر از تمام دانش آموزان برتر کشور سوال شود که می خواهید
در چه رشته دانشگاهی ادامه تحصیل دهید؟ تقریبا پاسخ تمام آن ها یکی است؛
 "رشته پزشکی" ؛  البته در این میان استثنا هم پیدا خواهد شد! و ظرفیت پذیرش چند نفر به این رشته ها ایجاد شده؟
🔸در مدارس کشور یک سونامی عظیم برای ورود به رشته تجربی برای  صف رشته پزشکی تشکیل شده.
 به نظر شما نیروی عظیم این سونامی از چه چیست؟
🔹🔹🔶 پاسخ روشن است "این نیرو نتیجه درآمد هنگفت غیر متطقی پزشکان و اختلاف در آمد ظالمانه و نفرت انگیز این قشر با سایر اقشار جامعه است.
🔸وزارت بهداشت و درمان خود در راس مافیایی است که مانع افزایش ظرفیت پذیرش در رشته های پولساز گروه پزشکی می شود، مافیایی انحصار گرا که جز اندیشه حفظ بازار درمان مصلحت دیگری را برای جامعه نمی بیند.
🔸پزشکان اعضای هیات علمی دانشگاه های علوم پزشکی چنان تمام تلاش خود را از بامداد تا شامگاه در کار تجارت درمان به کار می گیرند که پژوهش جدی در این حوزه بی معنی است و کشور ما به کار گیرنده روش های درمانی دست دوم و سوم کشورهای پیشرفته است.
🔸ساختن یک کشور نیازمند پرورش همه استعداد ها از جمله تربیت دانشمندانی در رشته های علوم پایه و مهندسی و پژوهش های گسترده در تمام حوزه هاست.
🔸امروزه همه می دانیم تمام دستاوردهای رشته های پزشکی حاصل تحقیقات بنیادی رشته های علوم پایه و تحقیقات کاربردی علوم مهندسی است. اگر این دستاوردها از علم پزشکی گرفته شود، پزشکی به هزار سال پیش برگشت خواهد کرد.
🔸اگر امروز پزشکان دستگاه های ام آر آی، سونوگرافی، اکوکاردیوگرافی، دستگاه های احیا در اتاق های مراقبت  ویژه و انواع لیزرها و صد ها دستگاه دیگر که حاصل تلاش دانشمندان علوم پایه و مهندسی است را در اختیار نداشته باشند، برای پزشکی چه باقی می ماند؟ و به چه عصری بازگشت خواهیم کرد؟
🔸ای مسولینی که به فکر ساختن کشور نیستید، چگونه است تعفن این تبعیضی که ساحته اید شما را نمی آزارد؟
 چرا یک پزشک در کشور ما بر خلاف تمام دنیا ده ها برابر یک معلم یا یک مهندس حقوق می گیرد؟
🔸هیچ فکر کرده اید که چرا دانشحویان مهندسی کشور ما از طرف کشورهای آمریکایی و اروپایی جذب و بورس می شود و هیچ گاه کشورهای پیشرفته در صدد جذب دانشجویان پزشکی ما نبوده اند؟
زیرا آن ها می دانند که جامعه به دست  دانشمندان علوم پایه و مهندسان فنی ساخته می شود و اگر کشور به خوبی ساخته شود، سطح رفاه و  بهداشت بالا خواهد رفت و نیاز به پزشک و دارو کاهش خواهد می یابد..
🔸در کشور ما پزشکان به مردم تلقین می کنند که آن ها با جان انسان ها سر و کار دارند، اما در کشور های پیشرفته باور این است که بدون غذای سالمی که کشاورزان تولید می کنند و بدون خانه امن که کارگرها و مهندسان می سازند، جان آدمی امنبت ندارد و یا اگر پاکبان ها شهر ما را پاک نکنند، چنان ببماری و ناپاکی در شهر سرایت می کند که همه بیمار خواهند شد و آنگاه از پزشک و دارو چه کاری بر می آید؟

🔸آیا با چنین روندی وضعیت دانشگاه های صنعتی کشور مانند دانشگاه شریف چگونه خواهد شد؟ آیا سال های بعد حرفی برای گفتن دارند؟
👌👌

ﭼﺮﺍ نمی فهمید ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ ؟!

ﭼﺮﺍ نمی فهمید ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ ؟!


#خبر_فوري_گرمسار

💧💧💧💧💧💧💧💧💧💧💧
#ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ_ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﭘﺪﺭ ﮐﻮﯾﺮ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ :

💧" ﭼﺮﺍ نمی فهمید ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ ؟!؟ "
ﻣﺮﺗﺐ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﺩﻋﻮﺕ می کنند  ، ﺍﻣﺎ نمی رﻭﻡ !!
ﭼﻮﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،ﻭ ﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﺳﻤﯿﻨﺎﺭ ﻭ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ !
💧ﺩشت هاﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻧِﺸَﺴﺖ ﮐﺮﺩﻩ!
به طوﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺳﻄﺢ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺟَﻬﺮﻡ ٥٧٠ ﻣﺘﺮ،
ﺩﺭ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻥ ٤٥٠ ﻣﺘﺮ ﻭ
 ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ٣٠٠ ﻣﺘﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ!!!!

💧 ﺗﺎ 5 ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ " ﺟﻨﮓ ﺑﯿﻦ ﺍﺳﺘﺎن ها ﻭ ﺷﻬﺮ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﺏ "ﻋﻠﻨﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻠﻌﯿﺪ.

💧ﺍﻣﺮﻭﺯ " ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺟﻨﮓ " ﺩﺭ " ﺣﻮﺯﻩ ﺁﺏ " ﺍﺳﺖ.
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﯾﻤﻦ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻧﯿﺴﺖ،
💧ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺁﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً " ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ " ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !
ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ:
💧ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺭﺳﺖ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ،
 ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ " ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ "
ﺑﺎ "ﺍﻗﻠﯿﻢ ﺧﺸﮏ ﻭ ﮐﻢ‌ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ " ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ.
💧ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﮔﻔﺖ: ﺟﻨﮓ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ "ﺧﺰﻧﺪﻩ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ "ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ. !!!
ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ " ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ " ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺭﺥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ، ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ
ﺷﺎﻫﺪ ﺟﻨﮓ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻭ ﺍﺳﺘﺎن ها ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻮﺩ.
ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻭﯼ، ﺍﯾﻦ ﺁﻥ ﺧﻄﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ:
 "ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ".
 "ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ"!
 !!!

💧ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ .

.ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﯿﻢ
 ﺗﺎ :
ﺭﻭﺯﯼ    17000000
ﻟﯿﺘﺮ آﺏ ، ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮﺩ.
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ بگذارید.
💧ﻭﺭﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻫﺸﺘﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ
 (ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻭ ﺍﺳﺘﺎن هاﻯ ﻫﻤﺠﻮﺍﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺷﻬﺮ. ﻭ ﻧﻮﺍﺣﻰ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻕ ﻭ ﺷﺮﻕ ﮐﺸﻮﺭ )
ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ 8ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻭﺭﻩ30ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ...
💧ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﮐﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ، ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!
💧ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ، به گفته ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!!
💧ﻣﺜﻞ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻐﻮﻟﺴﺘﺎﻥ!
ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺑﺎﺭﺵ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻫﺮﺳﺎﻝ ۸۰۰ میلی متر ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺮﻣﺎﻝ ۲۵۰ میلی متر می باﺷﺪ.
ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺳﺮﻋﺖ ﺗﺒﺨﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۴ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ .
ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍین که ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﺏ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۲ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺟﻬﺎﻧﯽ است!
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺎﺟﻌﻪ !
ﮐﻤﯽ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ.

💧ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍین که ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ۲۵ % ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻋﺒﻮﺭ می کنیم!

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ!
ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻑ،
ﺣﻤﺎﻡ،
ﻟﺒﺎﺱ،
ﻣﺴﻮﺍﮎ،
ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ،
ﻭﺿﻮ
ﻭ ...
ﺑﻪ ﺍﺭﺯﺵ
ﺁﺏ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ!
ﺑﺎ ﺁﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﻨﯿﻢ!
ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ!

💧ﺁﺏ ﻣﺎﯾﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﺍﺳﺖ...💧
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خواهش می کنم فقط نخونید
اگه شما هم ذره ای ناراحت شدین، پس کپی کنین بفرستین واسه دوستان و هر گروهی که توش هستید.

درس شگفت انگیز زلزله


درس شگفت انگیز زلزله

 🔸زلزله تقریبا" ده ثانیه احساس شد. اما میلیون ها نفر به خیابان ریختند. نیمه برهنه، با دست خالی، بدون سوئیچ ماشین، سند خانه، دسته چک و حتی مدارک شناسایی...

🔸میلیون ها نفر همه آن چیزهایی که یک عمر برای داشتن شان جنگیدند، عرق ریختند یا خون دیگران را در شیشه کردند را بدون لحظه ای درنگ رها کردند و فقط جان ناقابل را برداشتند و به خیابان زدند...

🔸میلیون ها زن طلاهای عزیزشان، چکمه هایی که روزها پاساژها را برای خریدن شان وجب کرده بودند، یخچالی که دوستش داشتند، دکوری که ده بار برای چه جور چیدنش با همسرشان جوری بحث کرده بودند، انگار مهم ترین اتفاق زندگی است، غذایی که برای پختنش از صبح زحمت کشیده بودند... را از یاد بردند و گریختند.

🔸میلیون ها نفر حتی یادشان رفت کی هستند؟ تا دقایقی پدر و مادر و همسر و فرزند از یادشان رفت. همه آن چیزهایی که یک روز با اطمینان می گفتند امکان نداره یه ثانیه از یادم بره!

🔸هیچ کس به فکر این نبود که فلان لباس مارک، فلان کفش گران قیمتش را با خودش بردارد. یا حتی مدرک تحصیلی و حکم انتصاب به عنوان مدیر فلان جای مهم که برایش زیرآب صدها نفر را زده بود، بدون وضو رفته بود صف اول نماز جماعت اداره، حاجی فلانی سفارشش کرده بود ...

🔸میلیون ها نفر فقط فرار کردند، از ترس فرو ریختن سقفی که برای خریدنش، برای اجاره کردنش، برای پرداخت قسط هایش روزها و شب ها زحمت کشیده بودند.... از ترس سقفی که بخشی از عمر و سلامتی شان را برای داشتنش حراج کرده بودند.

🔸آن چند دقیقه محشر بود. میزان شجاعت آدم ها، میزان عشق و وفاداری شان به خانواده، میزان ادعاهایشان حداقل به خودشان و اطرافیان شان ثابت شد.

🔸تلخ بود اما آن چند ثانیه را دوست دارم. برای این که هزاران بار در ذهنم با آن مواجه شده ام، این که تا دقیقه دیگر هیچ کدام مان ممکن است نباشیم. این که مرگ به اندازه زندگی واقعیت دارد.

🔸درس عبرتی بود برای ما که عبرت نمی گیریم. مایی که بعد از آرام شدن نسبی اوضاع دوباره همان موجودی شدیم که بودیم!

احترام به خود با بیست قانون


احترام به خود با بیست قانون



قانون اول : اگر فکر می‌کنی کاری اشتباهه، خب؛ انجامش نده!
🌺🌺🌺

قانون دوم : در صحبت‌ها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته.
🌺🌺🌺

قانون سوم : هیچ‌وقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه‌ داری؛ هیج وقت.
🌺🌺🌺

قانون چهارم : سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری.
🌺🌺🌺

قانون پنجم : در صحبت با دیگران هیچ‌وقت راجع به خودت بد حرف نزن.
🌺🌺🌺

قانون ششم : هیچ‌وقت دست از تلاش برای رسیدن به رویاهات بر ندار.
🌺🌺🌺

قانون هفتم : سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس.
🌺🌺🌺

قانون هشتم : از بله گفتن هم نترس.
🌺🌺🌺

قانون نهم : با خودت مهربون باش. خودت رو زود ببخش، ولی جبران بدی کن.
🌺🌺🌺

قانون دهم : اگه نمی‌تونی چیزی رو کنترل کنی، بذار به حال خودش.
🌺🌺🌺

قانون یازدهم : سعی کن از اتفاقات و حالات منفی دوری کنی.
🌺🌺🌺

قانون دوازدهم : برای رضایت دیگران، کاری رو انجام نده که دوست نداری.
🌺🌺🌺

قانون سیزدهم : سعی کن ببخشی، اما فراموش نکن.
🌺🌺🌺

قانون چهاردهم : در هیچ حالتی، سطح خودت رو به اندازه طرف مقابلت پایین نیار.
🌺🌺🌺

قانون پانزدهم : حرفی رو که نمی‌پسندی، تائید نکن.
🌺🌺🌺

قانون شانزدهم : به کسانی لطف کن که استحقاقش رو داشته باشن و لطف تو را سپاسگزار باشن.
🌺🌺🌺

قانون هفدهم : با کسی که ازش خوشت نمیاد، همنشینی نکن.
🌺🌺🌺

قانون هجدهم : در یاد دادن، بخشنده باش.
🌺🌺🌺

قانون نوزدهم : از کسی ناراحت هستی بهش بگو، ناراحتیتو بگو، دلیلش رو بگو و اگر حق با تو بود، انتظار عذرخواهی و یا گاه، جبران داشته باش.
🌺🌺🌺

قانون بیستم : عاشقی کن و به انسان و طبیعت و حیوانات مهر بورز و نیکی کن.
🌺🌺🌺

سَر ِ شیر!  

 سَر ِ شیر! 

 

آیا می دانید چرا به لوله ای که آب از آن خارج می شود می گوییم  " شیر " ؟
چرا مثلاً می گوییم " شیر آب " رو ببند !
در سال های دور ایران؛
تنها دو شهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.
و در کلان شهری مثل تهران ؛ مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبود، استفاده می کردند.
در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت، که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.
یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بود و هنوز هم هست ،متعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمی شد.
او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند.
پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد.
در هر کشوری ،حیوانی که برای آن ها نماد و سمبل است را ،بر سَر ِ خروجی آب می گذاشتند.
مثلا در فرانسه سَر ِ خروس استفاده می کنند.
او دید در اتریش، هر جا که خروجی آب است؛ تنديسي از شیر هست.
پس بر سرچشمه آب که برای مردم فراهم کرد، سَر ِ شیری گذاشت.
و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتند ، می گفتند:

رفتیم از " سَر ِ شیر" آب آوردیم!
👌👌

📝📝📝”جهان توسعه نيافته و اوصاف اهل آن"


📝📝📝”جهان توسعه نيافته و اوصاف اهل آن"


✍🏻حسین اسلامی

✅ اين عنوان فصل دوم كتاب خرد سياسي در زمان توسعه نيافتگي" نوشته ي آقاي دكتر رضا داوري اردكاني است كه خلاصه ي آن را كه تناسب با مشكلات و فضاي مواجهاتي كه در اين گروه مشاهده مي شود، تقديم مي دارم.

✅ در اين ديدگاه، جهان  توسعه نيافته به كشورهايي گفته مي شود كه چيزي كه سابقا بوده اند نيستند، اما به مرحله ي توسعه هم نرسيده اند؛ پس در واقع نه تعلق درست به گذشته تاريخي خود دارند و نه به مراحل پيشرفتي كه در جهان توسعه يافته تحقق يافته، رسيده اند.  اين كشورها اگر هم به برخي ظواهر توسعه و از جمله تكنولوژي دست يابند، بدون رسوخ در تفكري كه بناي توسعه بر آن است، نخواهند توانست بنياد توسعه را در خود استوار و ريشه دار نمايند. اين جهان و آدميانش از اوصافي برخوردارند كه اگر به آن اگاه شوند ،ممكن است آن را دگرگون كرده و به تدريج از آن اوصاف رها شوند.

❌ اوصاف آدميان توسعه نيافته

✅ ١- آدم های توسعه نيافته حتي اگر بسيار با هوش و درس خوانده باشند،  معمولا از "خرد انتقادي" بهره كافي ندارند و يا بكلي از آن بي بهره است.

✅ ٢- آدم توسعه نيافته به خصوص اگر خاورميانه اي باشد، دلبسته ي سياست و محو ايدئولوژي هاست. به اين جهت ممكن است در حرف و گفت از آزادي ستايش كند و در اخلاق مستبد و حتي خشن و تند خو باشد. در عين اين كه خود را مثلا دمكرات مي داند، هركسي را كه سخني غير از سخن او داشته باشد، لقب و عنوان سبك و خوار مي دهد.

✅ ٣- آدم توسعه نيافته اهل تجربه و عبرت آموزي نيست. او نسبت ها را نمي داند و لذا كارش هم كار نيست و بسياري از سعي ها و كوشش هايش بي نتيجه و احيانا مايه زيان است. دانش و توانايي كه معمولا و به خصوص در تجدد يگانه اند، در وجود بشر توسعه نيافته، از هم جدا مي شوند و دانشي بوجود مي آيد كه با توانايي توام نيست.

✅ ٤- اهل عالم توسعه نيافته، به جاي اين كه در جستجوي راه درست و رفتار شايسته باشند، رفتار و كردارهاي عادي خود را برتر از هر رفتاري مي دانند و با حدت و شدت آن را توجيه مي كنند. گويي از تجدد فقط خود بيني آن را اخذ كرده اند. در اين عالم هر چند علم جديد آموخته مي شود، عقلي كه علم و عمل را هماهنگ سازد ،ضعيف است و گاهي وجود ندارد. از دموكراسي مي گويند و حتي در هنگام ضعف و دوري از مسند سياسي، در قهر و خشونت چيزي كمتر از غير مدعيان ندارند، بي پروا برچسب مي زنند و صدا ها را خفه مي كنند. از تساهل مي گويند، اماگفته ي مخالف را تحمل نمي كنند و آن را با نفرت رد مي كنند و اگر كسي در ميان آن ها دل به انصاف و آزادي و... سپرده باشد، غريب و تنها مي ماند.

✅ ٥- آدم توسعه نيافته نه متجدد است و نه به هيچ يك از عوالم قديم تعلق دارد. او مسئله اي هم ندارد كه حل كند و اگر مسائلي دارد، بيشتر آن ها در جاي ديگر و براي ديگران مطرح شده است و او اين مسائل را مسائل خود و جهان خود مي داند. ملاك و موازين تصميم هايش در امور عمومي تقليدي است. در يك جمله، آدم توسعه نيافته هر كه باشد و هر چه بداند تفكر نمي كند، بلكه تابع مشهوراتي است كه از عالم توسعه يافته فرا گرفته است.

✅ ٦- آدم توسعه نيافته چون از زمان و تاريخ بيرون افتاده است، دايره امكان ها و انتخاب هايش بسيار محدود است. البته او مدام از تدبيرها و تصميم و ساختن ها و پيشرفت ها مي گويد، اما كمتر اثري بر آنچه مي گويد مترتب است، يعني اين ها بيشتر وهم و داعيه است. او همه ي آورده هاي تجدد را مي پذيرد و بيشتر آن ها را مي خواهد، ولي نمي داند و نمي خواهد بداند كه جهان تجدد چگونه به اين دست آوردها رسيده است و تا اين را نداند و در نيابد، تجدد را درك نمي كند.

✅ ٧- آدم توسعه نيافته مظلوم تاريخ است. اين مظلوميت چيزي بيش از ظلم استعمار است. ظلم استعمار وقتي آغاز شد كه همه تمدن ها در برابر تمدن جديد تلويحا پذيرفتند كه گر چه گذشته از آن آنان بوده، اما خانه آينده بشر، جهان متجدد و عرصه ي تمدن غربي است. مظلوميت بشر توسعه نيافته از زماني شروع شد كه طراحي تاريخ به عهده ي غرب قرار گرفت و همه ي جهان از غرب پيروي كرد.

✅حال منصفانه نظر كنيم و خود و جهان خود را در اين آيينه ديده و ارزيابي كنيم.

@MostafaTajzadeh
http://up.upinja.com/ntv57.jpeg

پولدارهای ایران چه شغل هایی دارند؟


🔴پولدارهای ایران چه شغل هایی دارند؟ 



◽️جراحان پلاستیک در صدر
◽️دکتر فوق تخصص جراحی پلاستیک و دکتر متخصص قلب
◽️فوتبالیست ها
◽️رقابت تنگاتنگ سه شغل:
◽️رتبه سوم و چهارم و پنجم در این جدول به سه شغل متفاوت از هم و جالب تعلق می گیرد. شغل هایی که هیچ قرابتی با یکدیگر ندارند. 

متوسط درآمد یک دندانپزشک که فوق تخصص دارد ،با یک طراح لباس عروس و یک مدرس کنکور زیست شناسی به یک اندازه است.

چه کسی گفته در هنر پول نیست؟
 رتبه بعدي هم به هنر تعلق می گیرد. البته بهتر است از فضای میلیاردی خارج شوید. درآمد یک بازیگر درجه یک در سال، هشتصد میلیون تومان تخمین زده شده است. .

تعمیرکارها را فراموش نکنید.
رتبه های هشتم و نهم و دهم هم جالب اند. البته یکی از آن ها ممکن است خیلی بیشتر شما را متعجب کند.
تعمیرکاران خودرو با درآمد سالیانه 600 میلیون تومان جزو 10 شغل پردرآمد در ایران هستند. آن ها ماهیانه پنجاه میلیون درآمد دارند و با مدرسان کنکور ارشد و مهندسان و دکترهای کارخانه های صنعتی در یک رده قرار می گیرند.

➖بخشی از يك #پايان_نامه_دكترا

👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
@FekroFarhang

به داد خودمان برسیم، قیامت تهران را جدی بگیریم!


✔️به داد خودمان برسیم، قیامت تهران را جدی بگیریم!🔻

سهند ایرانمهر

‏تصمیم‌گیرندگان اصلی مملکت، سرجدتان بیایید بیرون! ببینید برای ۵ ریشتر زلزله،  مردم چه وضعی‌اند، کوچه و خیابان‌ها چطور مسدود و کناره بزرگراه‌های گم در غبار آلودگی، چه صحنه مهیبی ساخته است.
دو سوی بزرگراهی که در آن متوقف شده‌ام، با پارک خودروها شبیه یک رگ متصلب است، دود و آلودگی، افق دید را بسته است، هرکس در اندیشه خود غرق. به ساختمان‌ها و برج‌های انبوه مشرف بر این خودروهای متوقف نگاه می‌کنم، به کوچه‌های تنگ مجاورشان و پایه‌هایی که نمی‌دانیم چگونه استوار شده‌اند و چقدر مقاوم‌اند؟
توصیه‌های رسانه‌ای تا همین چند لحظه پیش از ضرورت ترک خانه‌ها می‌گفت. مردم به خیابان‌ها ریخته‌اند و حالا صحبت از تشدید آلودگی شبانه به خاطر هجوم به خیابان‌هاست. کارشناسی گفته است، به خانه بروید، اما هوشیار بخوابید! باز هم همه چیز را وارونه می‌بینیم. 

خلاصه دانش بشر در مورد زلزله به اینجا ختم شده است که به جای صرف وقت بر شاخص‌های غیرقابل محاسبه، به ایمنی و مدیریت بحران فکر کند، دغدغه امشب ما اما دانستن این نکته است که زلزله بعدی کی می‌آید؟! پرسشی که علم به نفع اندیشیدن به ایمنی از آن دست کشیده است.
 روبه رویم تابلوی بزرگراه است، خبر از طرح زوج و فرد می‌دهد، برای درمان کدام درد، معلوم نیست. اگر زلزله شدیدتری بیاید، این جماعت چه خواهند کرد؟ فردای روز بعد از زلزله چه خواهد شد؟ اصلا زیستن در آن فردا، ممکن است؟!

بالله اگر ازفردا، صدر تا ذیل اولویت این مملکت به جای همه چیزهایی که تا به حال همه ذخایر مادی و معنوی‌اش، هزینه آن شده است، فقط حول سیاست آمادگی برای زلزله‌ای بچرخد که از تقدیر این شهر زلزله خیز ، دور نیست، تازه اولین گام را برداشته‌ایم، این اولین گام اما با این حباب‌های بی‌ثمری که در صدر اولویت‌های‌مان نشانده‌ایم و همه داشته هایمان را قربانی‌اش کرده‌ایم، به این زودی برداشته نخواهد شد.

 اگر تهران با ۵ ریشتر زلزله این قدر بی‌پناه، سرگردان و دهشتناک می‌شود، اگر تهرانی زیر سایه سنگین سرب و روی زمین سست، به جای تکیه بر  چیزهایی که در بحران به کار می‌آید، بزرگراه‌ها را  به هوای جایی برای توقف وجب کند و دست‌ آخر بفهمد که برای مواجهه با زلزله قریب‌الوقوع حتا فضای باز هم به اندازه و کافی پیش بینی نشده است، مطمئن باشید زلزله هفت ریشتری تهران، فراقیامتی است که تصور آن در مخیله مشوش‌ترین ذهن‌ها هم نمی‌گنجد.

طنز قضیه اینجاست که در نهایت شگفتی، اندیشه و عمل برای آمادگی با این واقعیت، هیچ‌وقت اولویت جدی و اصلی ما نبوده است. تصور این که این نیمچه اطلاع‌رسانی تلگرامی هم اگر مشمول آن دلواپسی‌ها می‌شد، چه می‌شد؟ از این هم تکان‌دهنده تر است.

زعمای قوم، بزرگان مملکت، صاحبان ریش و قیچی، لااقل از فردای همین زلزله ۵ ریشتری و مرور چهره امشب تهران، چشم‌ها را بشویید، سیاستی که انتهایش ختم به تهران دودگرفته و مردم سرگردان و بیم توام با استیصال از زلزله و غوغای تهمت و تخریب و تباهی سرمایه‌های کشور شده است را تعطیل کنید و فکری برای محشر کبرایی کنید که دیری است، نطفه‌اش زیر پای تک تک‌مان منعقد شده است و امشب جنین‌ نامبارک و بدیمن‌اش اولین لگدش را بر جداره رحم این شهر انبوهی و بی‌سروسامانی زد.

عدد مرموز ۶۱۷۴

 عدد مرموز ۶۱۷۴

 
در ۱۳۲۸ خورشیدی، ریاضیدان هندی، Kaprekar، فرآیندی را ابداع کرد که به عملیات Kaprekar شهرت یافت.
 در این عملیات، ابتدا عددی ۴ رقمی بایستی انتخاب شود؛ با این شرط که تمام ارقام با یکدیگر یکسان نباشند (مثلا، انتخاب اعدادی مانند ۷۷۷۷ یا ۵۵۵۵ و … نقض شرط است). پس از انتخاب عدد، بایستی ارقام آن عدد را به صورت بزرگ ترین و کوچک ترین عدد مرتب کنیم. مثلا، اگر عدد ۸۴۵۷ را انتخاب کردید، بزرگ ترین ترتیبش می‌شود: ۸۷۵۴ و کوچک ترین ترتیب نیز می‌شود: ۴۵۷۸٫ سرانجام، بایستی این دو عدد را از یکدیگر کم کنیم تا عددی جدید به دست آید و این مرحله را تکرار کنیم.


عملیات ساده‌ای است، اما Kaprekar متوجه موضوعی شگفت‌انگیز شد. اجازه دهید این عملیات را با عدد ۱۳۹۰ امتحان کنیم.

وقتی که به عدد ۶۱۷۴ رسیدیم و اگر بخواهیم عملیات را ادامه دهیم، در هر خط دوباره به عدد ۶۱۷۴ می‌رسیم. اجازه دهید این بار با عددی دیگر، مثلا با ۶۵۱۷ این عملیات را بررسی کنیم.
عملیات اندکی طولانی‌تر می‌شود، اما باز به همان نتیجه رسیدیم؛ یعنی عدد ۶۱۷۴٫ اگر اعداد دیگر را نیز امتحان کنید، همواره به ۶۱۷۴ خواهید رسید؛ این همان اتفاق عجیبی بود که Kaprekar آن را کشف کرد.

این عملیات حداکثر ممکن است ۷ مرحله تکرار شود. بیشتر اعداد ۴ رقمی بدون ارقام تماما یکسان (۲۱۲۴ عدد) سه مرحله‌ای به ۶۱۷۴ می‌رسند، پس از آن ۱۹۸۰ عدد ۷ مرحله‌ای به این نتیجه می‌رسند.

مشابه این نتیجه‌ی منحصر به فرد تنها در اعداد سه رقمی تکرار شده است. بدین صورت که اگر همین عملیات را برای اعداد سه رقمی تکرار کنیم، همواره به ۴۹۵ می‌رسیم.

حسرت!

حسرت!


#ادبی
*پائولوکوئیلو *

هر انسانی، یک‌بار برای رسیدن به یک‌نفر دیر می‌کند و پس آن برای رسیدن به کسان دیگر عجله‌ای نمی‌کند.
“در کنار ساحل قدم می زدم و می خواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شیء درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یک قوطی نوشابه است. با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است.
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمی رفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سال ها حسرت آن را می خوردم !!

کتاب "دومین مکتوب"

👌👌

استقلال حوزه علمیه

 استقلال حوزه علمیه


🔸سخنرانی آیت‌الله العظمی صانعی در ابتدای درس خارج فقه پیرامون استقلال حوزه علمیه
🔹🔹🔹امام فرمودند: «شما فقه را حفظ کنید، همه چیز دارید»

🔸بسم الله الرحمن الرحیم

🔸قبل از آن که بنده وارد بحث فقهی شوم، یک تشکر کنم و یک تذکری بدهم که هم تشکر و هم تذکر در راه احیاء حوزه‌های علمیه حفظه الله عن الحدثان و حفظ فقهی است که از حوزه‌های علمیه همان خواسته شده است و امام (س) در یک جلسه‌ای که ما خدمتشان بودیم، آقایی به امام عرض کرد که: 

ما در برخی سمت‌ها و پست‌ها، روحانی نداریم بفرستیم. 

امام فرمودند: «شما فقه را حفظ کنید، همه چیز دارید». بعد فرمود: 

ما در حوزه علمیه قم در زمان سابق چهارصد نفر بودیم که نمی‌توانستیم در فیضیه و دارالشفاء حتی مباحثه کنیم، جرأت نبود، ترس بود، می‌رفتیم بیرون قم در باغ‌های اطراف مباحثه می‌کردیم». 

حالا غرض از این تشکر و تذکر بنده برای حفظ فقه و حفظ حوزه‌های علمیه است صانها الله عن الحدثان  است که وظیفه همه ما هست آن را حفظ کنیم.

🔸اما تشکر بنده خدمت شما به‌عنوان یک طلبه که سالیان طولانی در حوزه علمیه بوده‌ام – بنده از سال 1325 وارد حوزه علمیه اصفهان شدم و در سال1330 هم به حوزه علمیه قم آمدم - و تا به امروز در حوزه علمیه قم هستم و مسائل حوزه و فقه را دنبال می‌کنم، و اگر در زمان کوتاه، مدتی را بر حسب وظیفه و دستور سیدنا الاستاد الامام (سلام الله علیه) برخی پست‌ها و مسئولیت‌ها را پذیرفتم، باز مباحثاتم را در قم ترک نمی‌کردم، ساعت دو بعد از ظهر از تهران به قم بر می‌گشتم و ساعت چهار مباحثه داشتم که البته برخی از دوستانی که آن وقت می‌آمدند، یادشان است.

🔸بنده به عنوان یک طلبه، که پدر و پدربزرگش روحانی بوده و سابقه طولانی در حوزه‌های علمیه دارم و به مسائل روحانیت و حوزه‌ها تا حدی آشنا هستم، از جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مسیح مهاجری تشکر می‌کنم. 

سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی راجع به وابسته نشدن حوزه به حکومت‌ها و دولت‌ها را وقتی خواندم،  همان جا خدا را شکر کردم، لذا از آقای مسیح مهاجری تشکر می‌کنم و به ایشان عرض می کنم حقاً شما حق شاگردی و تلمذ خصوصی نزد مرحوم آیت‌الله شهید بهشتی را خوب ادا کردید. در آن سال‌ها شهید بهشتی از تهران می‌آمد و برای تعدادی از افراد درس می‌گفت. ما باید این مقاله را مطالعه کنیم و بر همه کسانی که حق نوشتن و توانایی دارند، باید تقدیر کنند و بیشتر توضیح بدهند و همین‌طور در فضای مجازی این مسائل را منتشر کنند. درست است که در روزنامه رسمی مملکت منتشر شده است، اما امروز فضای مجازی خیلی کاربرد دارد و طرفداران زیادی  چه در داخل و چه در خارج دارد، خلاصه آن مقاله گویای این است که حوزه باید بر پایه خودش و مردم بایستد. در روایات داریم کسی که به‌دنبال علوم دینی می‌رود، بر حسب آیه شریفه «وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ»، خدا روزی او را می‌رساند. نترسید و فکر نکنید که باید وابسته باشیم، اگر وابسته نشویم ،زندگی‌مان چنین و چنان می‌شود، خیر، این‌طور نیست. خداوند روزی‌ها را مقدّر کرده و آنچه را که او مقدّر کرده است، همان مقدّرها می‌رسد. کما این که تا به حال هم خداوند  روزی حوزه‌های علمیه و روحانیت را رسانده است. منتها باید روحانیت در دل مردم جا داشته باشند، باید بنده روحانی طوری باشم که مردم دوستم بدارند، مردم علاقه‌مند باشند، اگر مردم علاقه داشته باشند و مرا بشناسند، وقتی بدانند من گرفتارم، کمک می‌کنند و گرفتاری‌ام را رفع می‌کنند، بدون منت و بدون توقع. چه بودجه‌ای از این بهتر که مردم با رضایت و علاقه زندگی شما را اداره کنند، چه بودجه‌ای از این بهتر که شما بروید اخبار اهل بیت (ع) را بگویید، آیات قرآن را تفسیر کنید، مسائل اسلامی را بیان کنید، مردم قربة الی الله به شما کمک کنند تا زندگی‌تان را اداره کنید و غیر از این راه‌های دیگری که خداوند مقدّر نموده و انجام می‌دهد. مطمئن باشید هر چه بیشتر ما بین مردم محبوب باشیم، خداوند هم قلوب مردم را به طرف ما متوجه می‌کند و با همین توجه قلوب مردم، زندگی ما اداره می‌شود، البته خیلی هم نباید عریض و طویلش کنیم. 

بنده خیلی با این حرف موافق نیستم که حوزه‌ها را اضافه کنیم، صد هزار، پنجاه هزار، داخل و خارج، چه بازدهی دارد، من به نمایندگان محترم عرض می‌کنم شما این مقاله روزنامه جمهوری اسلامی را که یک انسان وارسته و دلسوز نوشته بخوانید و روی آن فکر کنید، حجت خدا برای شما تمام است، این‌طور نیست که بودجه مملکت در اختیار شماست، لایحه‌اش را همان طور که دولت محترم نوشته، شما این کار را بکنید.


از این جهت خوب است که این بار روشن و شفاف شد چه کسی چه مقدار می‌گیرد، آقای دیگر چه مقدار می‌گیرد؟ بپرسید، از خودتان بپرسید این پولی که به مؤسسه فلانی می‌دهیم، به مؤسسه آقای فلان می‌دهیم، چه بازدهی دارد، چه تولیدی دارد، اگر خدای ناخواسته این حوزه‌ها وابسته به دولت بشود، چه بازدهی دارد، الآن که به‌طور کلی وابسته نیست، جز یک مکان‌های خاص، آیا توانسته‌ایم مثل مرحوم حاج شیخ عبدالکریم تحویل دهیم، آیا مثل آقای گلپایگانی، آقای مرعشی نجفی و سیدنا الاستاذ و دیگران توانسته‌ایم تحویل بدهیم؟ آیا خطبایی مثل اشراقی و مرحوم فلسفی توانسته‌ایم تحویل دهیم؟ یا این که خواب دیده این طور کن! آن امام زمان را دیده، آن پیغمبر را دیده و ...، این ها که برای جامعه دردی دوا نمی‌کند، باید سخن از قلب برآید تا در قلب اثر کند، چرا هر روز ما حرف می‌زنیم کسی گوش نمی‌دهد؟! چرا طوری شده‌ایم که مردم وجوهات را اگر بتوانند بدهند – حالا که وضعیت اقتصادی مشکل شده- عقیده‌شان سلب شده است. چرا این‌طور شده، چرا این‌قدر مفاسد اجتماعی به‌وجود آمده. با این بودجه‌های کلان که همین مقاله آمار داده، نوشته بسیاری از مفاسد را می‌توان جلوگیری کرد. نمایندگان محترم به این بودجه‌ها توجه کنند، روی یک ریال آن، هم من مسئولم و هم آن آقایان مسئولند، من مسئولم که نگفته‌ام، آن آقایان مسئولند که فکر نمی‌کنند، مگر  از امام امت(س) نشنیده‌اندکه امیرالمؤمنین(ع) فرمود: 

«قلم‌ها را ریز کنید که کمتر از بیت المال مسلمین مصرف شود».

🔻این‌طور نیست که چون نماینده‌اید، هرچه می‌خواهید انجام دهید و بودجه اختصاص بدهید، شاید شما بگویید چون خودتان نگرفته‌اید این حرف‌ها را می‌زنید، بله! بنده از روزی که برخی مسئولیت‌ها و سمت‌ها را پذیرفتم تا الآن اگر یک ریال  از بودجه حکومت و دولت گرفته‌ام. شما بیاورید من سرم را در مقابلش می‌دهم. اگر بنده موردی داشتم که تمام بلندگوهای دنیا را پر می‌کردند. ما نظر فقهی موافق سنت جواهری و فقه جواهری و شیخ انصاری و فقه امام امت (س) می‌دهیم، ببینید چه کردند؛ اما آنچه کردند به ضرر خودشان تمام شد «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»، «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ»، تا فردا چه ببینند، تا فرداها چه بر سرشان می‌آید. آری، بنده نگرفته‌ام، چون زندگی‌ام را با منبر رفتن در تهران اداره کردم، هجده سال تمام شب پنجشبه و شب جمعه می‌رفتم تهران، همین آقای بزرگواری که آمده بود فرمود یک وقت با شما در ماشین بودیم دیدم یک سری ورقه کتاب دستتان است، گفتم این صفحات چیست، گفتید که این ها صفحات مکاسب است، جدا کردم توی راه مطالعه می‌کنم که وقتی می‌روم مسجد امام مکاسب را بگویم، بدون مطالعه نباشم، گاهی می‌رفتیم مدرسه حقانی قدیم (شهیدین فعلی) که زیر نظر مرحوم شهید قدوسی بود، آن موقع برف آمده بود، ما یک جفت از این گالش‌ها می‌پوشیدیم، دوستانی که درس می‌آمدند،‌گفتند حاج آقا امروز زنجیر بستید آمدید درس! درست است من خودم را با منبر اداره کردم، من این طوری بودم.


🔸این تذکر به نمایندگان محترم و عزیز و بزرگوار که دنیایشان را، دینشان را، امانت الهی را، بیت المال مسلمین را -که صغیر و کبیر در آن سهم دارند- آن مریضی که پول دارو و درمان ندارد، آن معتادی که از بیکاری به اعتیاد کشیده شده در آن سهم دارد، آن دختران و پسرانی که زندگی‌شان در اثر طلاق به هم خورده در آن سهم دارند، با دقت به بازدهی مراجعه کنند، هر بودجه‌ای که می‌خواهند بدهند، بازدهی آن را ببینند چطور است، مواظب باشند که حوزه‌های علیمه به وابستگی به دولت ها آلوده نشود، دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، بودجه‌ها تصویب می‌شود و می‌گذرد، زمان‌ها با هم اختلاف دارند و آنچه می‌ماند عمل شایسته و صالح است و آنچه در امور مؤثر است خدای بزرگ است، «لا مؤثر فی الوجود الا الله»، و آن است که «اللهُ يبسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ»،  منتها اسباب‌ها و وسایلش را ما باید فراهم کنیم. این تذکر به نمایندگان محترم مجلس بود و به شما آقایان عرض می‌کنم که مقاله را بخوانید، مطالعه کنید، اگر اشکالی ملاحظه کردید، برای آن روزنامه بنویسید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


🔸  @saanei_office
🔻🔻🔻🔻🔻ادامه دارد....
🔻🔻🔻🔻🔻🔻

آخرین نوشته جوانی که می خواست از اینجا برود...!


♨️ آخرین نوشته جوانی که می خواست از اینجا برود...!

چندوقت پیش جوانی به نام مسعود کرامت اقدام به مهاجرت می کند و دیگر هیچ خبری از او به خانواده و دوستانش نرسید. پیگیری های خانواده اش به این نتیجه ختم شد که به احتمال زیاد در راه مهاجرت جانش را از دست داده است.
متن زیر بخشی از آخرین نوشته او، نامه ای است خطاب به پدرش که دوستش آن را منتشر کرده است:

بابای خوبم،
یادت هست می گفتی دوست داری مرد شدنم را ببینی؟
مرد شدم باباجان،
از مردی عبور کردم
پسرت امسال به سی سالگی رسید.
این هفته خواهم رفت شاید برای همیشه، می خواهم حاصل سی سال از زندگیت را ببخشی که حرف هایت را زمین گذاشت.
نمی توانستم جواب حرف هایت را بدهم، اما حرف های خودم را برایت می نویسم تا بعد از رفتنم بخوانی.
باباجان تو در سی سالگی چندین سال تجربه داشتی و من در سی سالگی چندین سال امید و آرزو.
تو در سی سالگی خانه ای داشتی و پس اندازی روی خندان و چهره ای جوان و من یک کفش آهنی که با آن به دنبال کار گشتم و موهای تنک شده و تارهای سپیدی مابینش.
تو در سی سالگی یک مرد بودی،
یک پدر بودی،
یک همسر بودی
و در کوچه و خیابان با غرور قدم برمی داشتی و من هر روز ریش و سبیل هایم را می زنم تا کمتر مسخره شوم، در کوچه ها با سرعت حرکت می کنم تا سرزنش ها و حرف مفت ها را کمتر بشنوم.
تو در سی سالگی در آغوشت مادرم را داشتی و برادر هشت ساله ام را و من یک دنیا حسرت و بالش خیس از اشک های شرم شبانه.
تو در سی سالگی هفت هشت کلاس سواد داشتی و هفت هشت کرور افتخار و من فوق لیسانسی دارم که به خاطرش تحقیر می شوم.
تو در سی سالگی کشوری داشتی که پیشرفتش مثال زدنی بود و من کشوری که سرعت جلو افتادن کشورها از آن مثال زدنی است.
تو در سی سالگی کشوری داشتی صلح طلب با یک جهان دوست و من کشوری دارم سلطه طلب با یک جهان دشمن و تهدید و ارعاب از شش جهت.
تو در سی سالگی نظم و نظام اقتصادی را تجربه می کردی و من اقتصاد مقاومتی را همراه با اختلاس و وابستگی.
تو در سی سالگی حق اعتراض داشتی و من حق بصیرت و صبر.
تو در سی سالگی حاکمی داشتی که ده ها سال بعدت را برنامه ریزی کرده بود و من حاکمی دارم که در مقابل ما حتی به خود زحمت نمی دهد بگوید شرمنده ام..، ولی وعده ظهور می دهد و نسل نگران و وحشت زده بعد از من را به زاد و ولد تشویق می کند.
تو در سی سالگی داعیه انقلاب داشتی و من دغدغه یک لقمه نان جدا از سفره خجالت بار پدر.
من می روم
نه برای کار،
نه برای موقعیت و رفاه،
می روم تا نگاه های غمگین مادرم، آرزوها و حرف های فروخورده تو و پرسش های ابلیس گونه مردم بیش از این زجرم ندهد.
ترجیح می دهم در غربت آواره شوم تا در یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان مثل یک سگ ولگرد زندگی کنم.
مسؤلین محترم نظام مقدس اسلامی ایران بدانید جنایت فقط شلیک گلوله به سمت انسان ها نیست....
اگه فرصت کردید سرتون رو چند دقیقه از اختلاس و فساد و چپاول سر سفره انقلاب بلند کنید و این نامه رو بخونید تا شاید یک ذره از غم خانواده های ایرانی رو درک کنید...
شاید به این نتیجه برسید که باید حداقل ته مانده های سفره انقلاب رو به جای خرج برای صدور انقلاب و جنگ افروزی و فرستادن برای فلسطین و لبنان، خرج نسل سوخته ایران می کردید! روزی بیدار خواهید شد که...!