کاندوم!

(لطفاً یا این متن را نخوانید یا تا آخر بخوانید)

سری برنامه‌ٔ «۶۰ ثانیه»، مجموعه‌ای از برنامه‌های مستند یک دقیقه‌ای در مورد گروه‌ها یا کسانی‌ است که به نحوی در دنیا تغییرات مثبت به وجود می‌آورند. تا حالا چند برنامه از این سری را به اشتراک گذاشتم. به نظر من همهٔ قسمت‌ها جالب‌اند و سفارش می‌کنم شما هم ببینید.  
یکی از قسمت‌های این برنامه که امروز به اشتراک گذاشتم، در مورد مردی است که به نام «سلطان کاندوم» مشهور شده است. او برای مبارزه با بیماری ایدز در آفریقا فعالیت می‌کند و هر روز با مردم از گروه‌های مختلف در مورد انتقال بیماری ایدز از طریق آمیزش جنسی توضیح می‌دهد و بین آن ها کاندوم پخش می‌کند. در بیشتر قسمت‌های آفریقا، صحبت کردن در مورد آمیزش جنسی و بیماری‌های آمیزشی یا بیماری ایدز تابو است. به همین دلیل، بیماری ایدز هنوز در آفریقا در حال گسترش است. ۷۰ درصد موارد جدید ابتلا به بیماری ایدز در آفریقا و در نتیجهٔ همین ناآگاهی اتفاق می‌افتد.
علاوه بر این، تولد کودکان ناخواسته و رشد بی‌رویهٔ جمعیت و به تبع آن، چرخهٔ بی‌پایان فقر و عقب‌ماندگی همیشه گریبانگیر کشورهای آفریقایی بوده است.
شکستن این تابوها جرات می‌خواهد و این آگاهی‌رسانی از نظر من یک کار قهرمانانه است.
بعد از به اشتراک گذاشتن این ویدئو یکی از کانتکت‌های من مرا به کم شعوری متهم کرد و یکی دیگر گفت هر سخن جایی دارد. راستش من شوکه شدم ،ولی فکر کردم که از این فرصت استفاده کنم و نظرم را در مورد چند مسئله بنویسم:
1- متاسفانه ما در جامعهٔ باز و صادقی بزرگ نشده‌ایم و این عدم باز بودن و عدم صداقت، همه جا خودش را نشان می‌دهد از جمله و از همه بیشتر، در مواجهه با مسایل جنسی و جنسیت. وقتی در کودکستان در مورد «نحوهٔ رفتار درست با مسایل جنسی و جنسیت کودکان»  جلسه می‌گذارند و می‌بینم والدین غربی چقدر در مورد این مسایل باز و راحت‌اند، به خودم می‌گویم اول باید روی خودم کار کنم. این یک واقعیت است. همین عدم صحبت کردن در مورد مسایل جنسی و جنسیت، ریشهٔ بسیاری از مشکلات شخصیتی و روحی-روانی در جامعهٔ ماست، ولی کسی دوست ندارد به آن بپردازد (این در حالی است که ما جامعه‌ای داریم که به طور بیمارگونه‌ای «جنسیت‌زده» است). حتی وقتی متوجه مشکل می‌شویم و می‌خواهیم تغییر کنیم، متوجه می‌شویم این شرم کاذب چنان در تار و پود ذهنمان رخنه کرده که این «باز شدن» و «پذیرش» و «شرم بیهوده نداشتن» (منظورم به هیچ وجه بی‌حیا و بی‌ادب بودن نیست) کار راحتی نیست و در یک ماه و دو ماه و سه سال اتفاق نمی‌افتد، ولی اگر می‌خواهیم نسل‌های بعدی مشکلات کمتری در این زمینه داشته باشند، باید تلاش کنیم تا فکر خودمان را تا جایی که امکان‌پذیر است بسط بدهیم و این تکه‌های شرم بی‌مورد را از تار و پود ذهنمان بیرون بکشیم.
2- فرض من این است که تمام کانتکت‌های فیس‌بوک من افراد بالغ‌اند و حتی اگر در جامعه ای بزرگ شدند که صحبت کردن در مورد مسایل بدیهی در آن تابو محسوب می‌شود، لااقل  صحبت کردن در مورد «مبارزهٔ یک مرد با جهل و فقر و بیماری» به آن دسته تعلق نگیرد.
3-  و اما خود «کاندوم» که خودش و سلطانش امروز این قدر موضوع جدل شد: به نظر من «کاندوم» مفیدترین اختراع بشر بعد از آتش تا این لحظه بوده‌ است. فقط یک لحظه نگاه کنید ما با جمعیت ۷٫۳ میلیارد نفری در برابر چه مشکلات عظیمی ایستاده‌ایم: کمبود منابع، جنگ بر سر آب، کمبود جا، آلودگی بیش از حد خاک و آب و هوا، نابودی جنگل‌ها، گرمایش زمین... حالا تصور کنید اگر همین حالا تمام مردم دنیا مثل مردم بیشتر قسمت های آفریقا یا مثل مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌های خودمان از راه‌های پیشگیری از بارداری و مهم‌تر از همه، کاندوم، استفاده نمی‌کردند و هر کدام ۶ تا و ۱۰ تا بچه به دنیا می‌آورند، ما الان در چه وضعیتی بودیم. شاید جمعیت زمین تا حالا به ۲۰ میلیارد رسیده بود. منابع زمین خیلی وقت پیش به پایان رسیده بودند. نه هوایی، نه آبی، نه خاکی، نه غذایی، نه جایی، نه حیوانی، نه محیط زیستی...
4- اگر فکر می‌کنید جای این پست بر روی دیوارِ من مخالف رشد بی‌رویهٔ جمعیت بشر، منِ بیزار از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی، منِ مخالف نابودی محیط زیست و حیوانات، منِ مخالف جهل و سنّت‌گراییِ جهل‌زا و آسیب‌ساز نیست، فکر می‌کنید کجا جای مناسب برای آن است؟
5- اگر با نظریات من مخالف‌اید، این حق شماست، ولی این دیوار شخصی من است. توجه کنید که هر کسی نظریات خودش را ابراز می‌کند، نه نظریات دیگران را... مجبور نیستید پست‌های کسی را بخوانید و هر لحظه هم می‌‌توانید از دکمهٔ آنفرند فیس‌بوک استفاده کنید، ولی به حق «دیوار» دیگران احترام بگذارید.


با احترام،
تالین ساهاکیان