زیادی زیر سلطه ی مامانشه"!


یکی از اصلی ترین شکایات زنان از همسرشان این است که: "زیادی زیر سلطه ی مامانشه" یا "واسه همه کاراش اول با مادر و خواهرش مشورت می کنه، بعد به من میگه!" و دقیقا همین شکایات، از اصلی ترین دلایل پایه ای درخواست طلاق زنان است.
چند نکته در این موضوع به اختصار گفتنی ست.
اول. همه ما باید بدانیم که "خانواده"، تنها بر دو پایه استوار است: زن و شوهر. باید محل تمام تصمیم گیری ها، بین زن و شوهر و با رضایت هر دو نفر باشد و حتی فرزندان، مستاجران خانواده اند! آن ها روزی به خانواده می آیند و بیست یا سی سال بعد از آن می روند و برای خودشان خانواده درست می کنند. این به معنای بی اهمیتی فرزند نیست، فرزند محصول اصلی یک خانواده است، اما زن و شوهر باید یک تیم هماهنگ دونفره باشند که به هیچ دلیلی، دیگری را تنها نگذارند.

دوم. ازدواج یک معامله یا یک خرید نیست؛ ازدواج تنها اخذ یک شریک جنسی نیست. ازدواج تشکیل مهم ترین نهاد اجتماعی بشر است نه به چنگ آوردن یک نفر و سلطه گری بر او و اجبار او به تبعیت از خواسته های مان.
سوم. هنوز در دیدگاه سنتی رایج کشورمان، مادری را می بینیم که در مورد پسرش می گوید: " دیگه وقتشه براش زن بگیریم! "  لطفا به جمله توجه فرمایید! فاعل این گزاره، مادر پسر است، اوست که تصمیم می گیرد برای پسرش زن بگیرد یا پسر با چه کسی ازدواج کند و در مواردی این چنین، مادر از سر دلسوزی برای فرزند، خود را مکلف به دخالت در تمام جزییات زندگی فرزند می داند، چرا که خود او عامل و فاعل ازدواج بوده است.

آخر. آنچه مشخص است و اصلا نیازی به بیان ندارد، حرمت و عزت بزرگ ترها، خاصه پدر و مادر است، اما پسری که ازدواج می کند و تشکیل خانواده می دهد، باید خود و همسرش زندگی شان را اداره کنند و تنها گاهی از دیگران کمک بگیرند.
اگر پسری هنوز استقلال روانی کافی از پدر و مادر را ندارد، ازدواج به او توصیه نمی شود؛ همین گونه است برای دختران! اگر دختری هنوز خود را وابسته به پدر و مادر می بیند، احتمال به بن بست رسیدن زندگی زناشویی اش، افزایش می یابد.
باید بدانیم که ریشه ی هر زن و مرد متاهل، در زندگی زناشویی خودش باید باشد و تنها از مشورت و تجربه بزرگ ترها در امور خاص بهره ببرد و اگر چنین نشود، زندگی مشترک ممکن است خیلی زود با چالش رو به رو شود.

ثابت شده است که تنها راه کسب سعادت در ارتباطات اجتماعی -اعم از ازدواج، اشتغال، تحصیل و غیره- راه "تعامل" و "تفاهم" و "گفتگو" است، نه "تخاصم" و "برتری طلبی" و "رقابت بر سر قدرت"، این الگوی زندگی شخص و اجتماعی ماست. تنها راه خوشبختی زوجین، تفاهم بر اساس گفتگو و درک متقابل است نه برتری طلبی و به اسارت گرفتن دیگری.