‍ 🔶 خشونت علیه زنان!

در عصر حاضر خشونت نه تنها علیه زنان، بلکه علیه مردان، کودکان، آب ها، جنگل ها، خاک ها، هواها، حیوانات گوشتخوار و علفخوار و هر آنچه که خدای قادر متعال آفریده در جریان است و به کار گرفته می شود. هم چنین خشونت زنان علیه خود و مردان علیه خود نیز وجود دارد. خشونت فقط این نیست که یکی که زورش بیشتر از دیگری است بتواند به طرف مقابل آسیب جسمی بزند‌. این فقط یک نوع خشونت است که بیشتر علیه زنان به کار گرفته می شود. انواع دیگر خشونت نیز در جوامع رواج دارد که دیده نمی شود‌.  بد سخن گفتن نیز نوعی خشونت است که در جامعه ما خیلی رواج دارد‌. این خشونت آنقدر عمیق شده که حتی تعلیم دهندگان ( معلمان مدرسه و دانشگاه ) نیز گاهی به خطا می روند و برای تعلیم و تربیت از خشونت کلامی یا جسمی استفاده می کنند. اما خشونت به همین چند مورد ختم نمی شود‌. 

وقتی دولت هایی مانند دولت ایران در نوع پوشش زنان و مردان دخالت می کنند نیز مرتکب خشونت می شوند. وقتی سرزمین ها با کود و سم آلوده می شوند و آلودگی های غذای موجب بحران بیماری می شود نیز نوعی خشونت است. صدای اره چوب‌‌بری در جنگل نیز خشونت به حساب می آید.  شلیک گلوله به سوی پرندگان در حال پرواز و تورهای یا بهتر بگویم گورهای دسته جمعی برای شکار پرندگان نیز.
 عدم توزیع عادلانه منابع و امکانات و نبود آمایش سرزمین نیز خشونتی است آشکار، چون موجب بی عدالتی، فقر و فحشا و ... می شود. بنابراین در "اکنون" اگر بخواهیم در خصوص خشونت حرف بزنیم، دیگر نمی توان خشونت را در یک یا دو مورد (آیتم) خلاصه کرد. بلکه خشونت را می توان در بسیاری موارد دیگر غیر از مواردی که نام بردم دید. دروغ، حرص، فحاشی، پرورش روح سودجویی، حسادت، کج خلقی، بدغذایی، استفاده از دخانیات (سیگار و قلیون)، مصرف مواد مخدر، عدم رعایت بهداشت فردی و محیطی، بدپوشی، بدپیرایشی، جراحی های بی مورد به نام زیبایی، بد رانندگی کردن، شکاف طبقاتی، کارتن خوابی، کودکان کار، تن ندادن جوانان به ازدواج یا عدم فرزندآوری، خیانت زوجین به یکدیگر، برده کردن و برده پذیری جنسی و غیره را نیز می توان در گروهِ خشونت به خود یا به دیگران قرار داد. با این حال خشونت علیه زنان همواره در صدر خشونت ها قرار داشته و دارد. چرا؟ شاید یکی از دلایل آن این است که زنان پایه و اساس یک جامعه هستند. زنان مادران جامعه هستند و مادران متعلق به خود نیستند، بلکه متعلق به کل جامعه هستند. پس اگر علیه مادران خشونتی بشود، بی تردید جامعه دچار آسیب و وحشت ناشی از خشونت خواهد شد. یعنی اگر چه جوامع به خشونت علیه زنان واکنش منفی نشان می دهند. اما در واقع این واکنش منفی علیه خشونت به کل جامعه است. بررسی ها نشان می دهد جوامعی که دارای رشد و بلوغ فکری بالاتری هستند، تلاش می کنند تا زنان آسیب کمتری ببینند. با نگاهی به کشورهای جهان در می یابیم که جوامعی موفق هستند که نه تنها علیه زنان خشونتی ندارند، بلکه با کرامت با آنان رفتار می کنند. هر چه زنان در یک جامعه‌ دارای رشد مادی و معنوی بالاتری باشند و کرامت انسانی آن ها به صورت عرفی و قانونی حفظ و ارتقاء بیشتری یابد، به همان نسبت نیز جامعه رشد و توسعه و تعالی بیشتری را تجربه خواهد کرد.
به امید آن که جامعه ایران عاری از انواع خشونت علیه زنان مردان، کودکان، طبیعت و سایر موارد بشود.

خدیجه گلین مقدم

@DrGalyanMoghaddam
@GalyanMoghaddam

۱۳۹۶/۹/۴

نگارنده: از نقد متن بالا استقبال می شود.