مراحل تشکیل یک باور

مراحل تشکیل یک باور


آنچه ناممکن را به واقعیت تبدیل می کند، معجزه نیست...
بلکه باور توست....
(اسکاول شین)
شاید همه مردم و من و شما، دارای باور های مثبت، درست، پاک و محکم نباشیم. اما این امکان را داریم تا باورهای لازم و مثبت را در ذهن و ناخودآگاه و هوشیاری خود ایجاد کنیم.!!!
تعریف باور: اولین اطلاعات در مورد یک موضوع که وارد ذهن می شود و ذهن با سنجش، به درستی و محکم بودن آن ایمان آورده و شک نمی کند.(یقین)
همچنین اگر همان مطلب بارها تکرار شود، ذهن تصور می کند که بدیهی است و به صورت خودکار آن را می پذیرد و قبول می کند که درست است. (تلقین)
درست مثل زمانی که ما افراد زیادی را می بینیم که در یک فعالیت خاص موفق می شوند، و ما ناخود آگاه به این باور می رسیم که ما هم می توانیم مثل آن ها موفق شویم.
بنابر این گفته ها:
ما ابتدا باید در هر بخش از زندگی باور های غلط و نادرست را شناسایی کنیم و برای تغییر و تبدیل به باور مثبت و درست اقدام کنیم.
چگونه:
با استفاده از یقین و تلقین
به این صورت که اطلاعات جدید و محکم جدیدی به دست بیاوریم که توانایی شکستن باور قبلی را داشته باشد و مستقیما بر درستی اطلاعات منفی و غلط قبلی شک و تردید ایجاد کند. و باعث شود اطلاعات جدید پذیرفته شود و جایگزین.
همی نطور می توانیم جملات تاکیدی مناسب را با هدف مشخصی طراحی کنیم و به کار بگیریم. البته جملات تاکیدی تنها در دو حالت موثر خواهد بود.
اول: حتما باید با روش درست و کاملا مثبت طراحی شود و روی کاغذ مکتوب شود.

با صدای رسا گفته شود (از روی متن مکتوب خوانده شود) تا فرد خودش بشنود.

این صدای خواندن جمله تاکیدی را می توان ضبط کرد و با استفاده از دستگاه پخش کننده به دفعات بسیار زیاد گوش کرد.
نکته: به دلیل ساختار ضمیر ناخود آگاه (بحث مفصل جداگانه ای نیاز دارد) اگر لحن گویش به صورت رباتی یا طنز آمیز باشد، جمله تاکیدی مثبت، موثرتر خواهد بود و ناخودآگاه پذیراتر.

اما نکته کلیدی در تاثیر جملات مثبت تاکیدی، فقط و فقط در تکرار و تکرار به دفعات بسیار زیاد است.

مهارت های دهگانه زندگی

مهارت های دهگانه زندگی


✍ سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند. 

اين مهارت ها در مدارس كانادا جداگانه تدريس مي شود:

🔹 1- مهارت خودآگاهی
🔶 2- مهارت همدلی
🔹 3- مهارت روابط بین فردی
🔶 4- مهارت ارتباط موثر
🔹 5- مهارت مقابله با استرس
🔶 6- مهارت مدیریت هیجان
🔹 7- مهارت حل مسئله
🔶 8- مهارت تصمیم گیری
🔹 9- مهارت تفکر خلاق
🔶10- مهارت تفکر نقادانه

🔘مهارت خودآگاهی
 توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی

🔘مهارت همدلی
درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه،روابط_اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.

🔘مهارت روابط_بین_فردی
 مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.

🔘مهارت ارتباط_موثر
 درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.

🔘مهارت مقابله_با_فشار_عصبی
 با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آن ها ایجاد نکنند.

🔘مهارت مدیریت_هیجان
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

🔘مهارت حل_مسئله
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده  است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.

🔘مهارت تصمیم_گیری
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.

🔘مهارت تفکر_خلاق
تفکر یکی از مهم ترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.
هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم، دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

🔘مهارت تفکر_نقادانه
این مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم.
 با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.

💫شما کدام یک از این مهارت ها را دارید و باید کدام یک را کسب کنید؟

بخش‌های خواندنی کتاب «می‌خواهم خوش اخلاق شوم»

با مهر بخوانیم:

بخش‌های خواندنی کتاب «می‌خواهم خوش اخلاق شوم»

شناسهٔ خبر: 3876581 - شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۲

بعضی کتاب‌ها خیلی زود بر سر زبان ها می‌افتد. کتاب هایی که بسیار خواندنی‌اند، ولی شاید فرصت خواندن این کتاب ها را نداریم. روزهای تعطیل می‌توانید بخش هایی از یک کتاب خواندنی را بخوانید.

ادامه نوشته

پنج باور غلط در مورد شارژ گوشی


📲 پنج باور غلط در مورد شارژ گوشی
 
👈باور غلط اول: بعد از شارژ کردن باتری گوشی به طور کامل، حتما گوشی را از شارژر جدا کنید

این عبارت قطعا برای همه شما هم آشنا است که اگر پس از شارژ باتری گوشی آن را از شارژر جدا نکنید، به گوشی آسیب وارد می ‌شود. اما باید گفت این موضوع برای گوشی‌ های قدیمی درست بود. در گوشی‌ های قدیمی با توجه به جنس باتری آن ها، وقتی گوشی بیش از حد به شارژر متصل بود، دستگاه بیش از حد داغ می‌ شد و بعد از گذشت زمان کارایی آن پایین می ‌آمد. افزایش دمای گوشی نیز به باتری آسیب جدی وارد می ‌کرد. اما این موضوع اکنون در گوشی ‌های هوشمند امروزی برطرف شده است؛ چرا که در دستگاه‌ های هوشمند امروزی مدیریت انرژی هوشمندانه ‌تر عمل می ‌کند و اگر گوشی پس از شارژ کامل باز هم به شارژر متصل باشد، برای آن هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. پس اگر از گوشی‌ های هوشمند استفاده می‌ کنید، و بعد از شارژ گوشی، شارژر هنوز به گوشی متصل بود، نگران نباشید، چرا که اتفاقی رخ نخواهد داد.

👈 باور غلط دوم: برای شارژ گوشی، باید حتما باتری گوشی خالی باشد

این عبارت هم کاملا اشتباه است. برای گوشی ‌های قدیمی این داستان سازگار تر است، چرا که باتری ‌های آن ها نیکل کادمیوم یا نیکل هیدرید فلز بوده و این باتری ‌ها اگر قبل از شارژ به ‌صورت کامل خالی نشوند، ظرفیت اصلی خود را به ‌اصطلاح فراموش می ‌کنند. اما در گوشی ‌های هوشمند امروزی که جنس باتری لیتیوم یون است، داستان متفاوت است. باتری ‌های لیتیوم یون بیشترین عمر را در بین انوع باتری‌ ها دارند، اما همیشه باید از خالی شدن آن ها بپرهیزید ، این نوع باتری باید حتما قبل از خالی شدن کامل در شارژ قرار بگیرند تا آسیب نبینند. پس اگر از کاربران گوشی‌ های هوشمند هستید، به هیچ‌ عنوان نگران این موضوع نباشید که حتما باید شارژ گوشی شما خالی شود و بعد آن را به شارژ متصل کنید، بلکه اگر شارژ باتری گوشی شما کاملا خالی شود، می‌ تواند برای باتری خطرناک هم باشد.

👈 باور غلط سوم: حتما از شارژر اصلی گوشی برای شارژ آن استفاده کنید
این عبارت تنها به نفع تولید کنندگان گوشی و لوازم جانبی آن ها است. بسیاری از شما در کاتالوگ‌ های گوشی‌ های خود حتما دیده‌اید که نوشته شده است حتما برای شارژ گوشی از شارژ اصلی گوشی استفاده کنید. شرکت‌ ها می‌ خواهند شما را برای خرید لوازم جانبی گوشی تشویق کنند و بحث سلامت باتری گوشی شما مطرح نیست. هر شارژی که بتواند گوشی شما را شارژ کند، برای این کار مناسب است و استفاده از آن هیچ آسیبی به سلامتی باتری گوشی شما وارد نمی‌کند. در برخی مواقع نوع شارژر است که اگر عوض شود می ‌تواند در سرعت شارژ باتری گوشی شما موثر باشد. برای مثال سرعت شارژ با کابل‌ های یو‌اس‌بی از سرعت شارژ با شارژ ‌های اصلی کمتر است، اما در کل همه آن ها قادر به شارژ باتری گوشی شما هستند بدون آن که آسیبی به سلامتی آن وارد نمایند.

👈 باور غلط چهارم: از گوشی که متصل به شارژر است، استفاده نکنید

این عبارت‌ هم زیاد به گوش شما خورده است، عبارتی که از نظر منطقی ثابت نشده است. بسیاری از شما شنیده‌اید که وقتی گوشی برای شارژ به شارژر متصل است، استفاده از آن خطرناک است و احتمال آتش گرفتن، منفجر شدن و برق‌ گرفتگی وجود دارد که متاسفانه هیچ یک از موارد ذکر شده درست نمی ‌باشد، چون هیچ یک به اثبات نرسیدند.

👈 باور غلط پنجم: غیر فعال کردن بلوتوث و مکان ‌یاب میزان شارژ باتری را افزایش می ‌دهد

این عبارت هم به صورت کامل قابل قبول نیست. اگرچه غیر فعال کردن مکان ‌یاب، بلوتوث، جی‌پی‌اس و فعال کردن حالت پرواز می‌ تواند اندکی عمر باتری را افزایش دهد، اما این میزان آن قدر زیاد نیست. مثلا می ‌شود به افزایش یک ساعت و نیم عمر باتری در طول یک روز با توجه به غیر فعال بودن تمام این امکانات اشاره کرد. پس بهتر است از هر سرویسی که می خواهید در هنگام نیاز استفاده کنید

منبع: کلیک
@it_24

یک تکنیک دردناک: نوشتن روی سنگ قبر



🔳⭕️یک تکنیک دردناک: نوشتن روی سنگ قبر

نیچه –فیلسوف معروف- پیشنهاد کرده است: 

اگر می‌خواهید زندگی راستین خودتان را آغاز کنید، خود را در یک آزمایش خیالی و ذهنی قرار دهید که در آن، مثلاً، فرشته مرگ در برابر تو حاضر می‌شود و می‌گوید فقط و فقط این فرصت را داری که نوشته روی سنگ قبرت را بنویسی و به محض این که آن را نوشتی، قبض روح می‌شوی؛ هر چه می‌خواهی بنویس، ولی به این صورت:
در قسمت اول جملات خود، آرمان‌هایتان را 

و در قسمت دوم واقعیت زندگی‌تان را بنویسید.
مثلاً بنویسید در اینجا کسی آرمیده است که می‌خواست با همه مهربان باشد (یعنی آرمانش این بود)، اما دست به قتل زد (یعنی واقعیت زندگی‌اش این شد)؛
یا می‌خواست 1000 شغل ایجاد کند، اما هیچ گاه دست به کارآفرینی و توسعه نزد.
یا می‌خواست زندگی 200 کارتن خواب را سامان ببخشد، اما آنقدر سرگرم جمع آوری ثروت شد که فرصت نیافت.
 
بعد نیچه می‌گفت که روی قسمت دوم جملات خود- یعنی روی قسمتی از جملات که واقعیت زندگی است- خط بکشید و از این لحظه به بعد طبق قسمت اول جملاتتان- یعنی طبق آرمان‌هایتان- زندگی را آغاز کنید.

این‌گونه بود که نیچه می‌گفت: 

«هر که سنگ روی قبر خود را بنویسد، زندگی واقعی را آغاز کرده است.» 

یعنی کاری به این نداشته باشیم که تاکنون و در سالیان گذشته واقعیت‌های زندگی با آرمان‌های زندگی ما فاصله داشته است، باید همه را کنار بگذاریم و بگوییم از این لحظه به دنیا آمده‌ایم و با آرمان‌هایمان زندگی کنیم. باید به یاد مرگ باشیم تا بتوانیم چنین کاری بکنیم.

وی می گفت: «مرگ پایان زندگی است، ولی مرگ‌اندیشی آغاز آن.»

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی: 


در مدیریت استراتژيک مفهومی داریم به نام آغاز از پایان! این مفهوم می گوید که برای آن که امروز بدانی چه قدمی باید برداری، باید بدانی که فردا کجا می خواهی باشی. پس، از فردا شروع کن! آینده را تجسم کن و سپس از آینده رو به اکنون بیا. 

نوشتن روی سنگ قبر هم یک تکنیک است که این مفهوم را عملی می کند. می دانم که سخت است و دردناک، اما اگر می خواهید از روزمرّگی در بیایید، لازم است که یک بار عمیقاً به آرمان های خود فکر کنید. حتی می توانید نوشته روی سنگ قبر خود را مدتی در محل دید خود میز کار یا تخت خواب خود بزنید.
الان که این را می خوانید احتمال خیلی زیاد شروع می کنید به بهانه تراشی که من برای دسترسی به آرمان هایم، امکانات واختیارات کافی ندارم. 

جواب شما یک جمله است: کدام یک از افراد موفق عرصه کسب وکار، اصلاحات اجتماعی، دین، علم و تکنولوژی، تمام امکانات مورد نیازشان را داشته اند؟ هیچ کدام.
بنابراین بهانه ها را کنار بگذارید و به نوشته روی سنگ قبرتان به خوبی فکر کنید حتی اگر دردناک باشد.
 
تحلیل راهبردی از شبکه استراتژیست 

(@Dr_Lashkarbolouki)
بر اساس نوشته ای از @MostafaMalekian

مبهم بودن آینده

مبهم بودن آینده


در دههٔ ۱۹۶۰، تعدادی از روان‌شناسان فرانسوی با همكاری یك موسسهٔ تحقیقاتی یك مركز شبانه‌روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانانِ ۱۲ تا ۱۹ سال، آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند.

مدت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدهٔ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰ گرم غذا می‌خورد.

پس از یك سال آگاهانه شایعه شد به علت وضعیت اقتصادی نابسامانِ مرکز، ممكن است غذا به لحاظ كمی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورهٔ چهار ساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه‌روز بیش از ۵ كیلوگرم غذا می‌خوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان، آینده‌ی خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. اما هنگامی كه شایعهٔ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و عطوفت، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی‌زیستن بر پایهٔ عدالت، احسان، رعایت ادب، به مرور زمان كمرنگ گشت.

آتیهٔ مبهمِ افراد از نظر مالی و شغلی، آستانهٔ اخلاقی را كاهش می‌دهد. به طور مثال، در جامعه‌ای كه همهٔ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی كمتر است.

@Geo_Magazine
#مجله_جغرافیا

ورزش: یک بار در هفته یا هر روز؟


ورزش: یک بار در هفته یا هر روز؟


وقت ندارید هر روز ورزش کنید؟ نگران نباشید:
🚴تحقیقی جدید نشان داده اگر فقط جمعه‌ها ، ۱۵۰ دقیقه ورزش کنید، به همان اندازه ورزش روزانه، به سلامتی خود کمک کردید.
📄توصیه سازمان بهداشت جهانی به افراد بین ۱۸ تا ۶۲ سال این است که در هفته حداقل ۱۵۰ دقیقه ورزش کنند.
❗️این میزان ورزش خطر مرگ زودهنگام را ۳۰ درصد کم می‌کند.
📚تحقیقی که به تازگی توسط سه دانشگاه لستر، لافبرو، یو سی ال لندن و دانشگاه سیدنی انجام شده، نشان داد که شما می‌توانید این ۱۵۰ دقیقه را بین روزهای مختلف هفته تقسیم کنید، یا این که در یک روز ۱۵۰ دقیقه ورزش کنید.
🔃در هر دو حال نتیجه یکی است:
1⃣یک بار در هفته ورزش کردن احتمال بیماری‌های مختلف از جمله بیماری های قلبی را تا ۴۰ درصد کاهش می‌دهد.
🏋همین طور این پژوهش نشان داده که فقط آخر هفته ورزش کردن می‌تواند احتمال ابتلا به دیابت نوع دو را هم کاهش دهد.
⚠️اما هنوز تاثیر آن روی کاهش خطر ابتلا به سرطان ثابت نشده.
🏊این تحقیق روی ۶۴ هزار نفر بالای ۴۰ سال انجام شده. 


#۳۷درجه
@bbcpersian

خاطره پرستویی از مادر

خاطره پرستویی از مادر

🌸🌸🌸❤️❤️❤️☘☘☘

دوستان!
خدا همه ی مادرانمان را رحمت کناد،
اونایی که مادر دارن، قدرشون رو بدونن و خدا حفظشان کناد.

--------------
خاطره ی زیر تقدیم می گردد:

👇👇👇

ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺧﻨﺪﻡ می گرﻓﺖ
ﮐﻪ می شست ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ، ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺵ ﺍﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺟﻤﻊ می کرﺩ!!
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ می گفتم ﭼﻪ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ؟!
آﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ آﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ می کنه؟!!
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻏﺮﻕ ﻏﺼﻪﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ مشکلاﺗﻢ ﻓﮑﺮ می کرﺩﻡ،
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ آﺷﻐﺎﻟﻪ...
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ. ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺗﺶ ﻓﮑﺮ می کرﺩﻩ...

👤پرویز پرستویی

باهوش بودن مهم تر است يا متفكر بودن؟


🔵🌀باهوش بودن مهم تر است يا متفكر بودن؟


🔶برای اثبات این که باهوش بودن چقدر مهم است، کافی است زندگی باهوش ترین انسانی را که از او تست گرفته شد ، ارزیابی کنیم. 

در یک سالگی توانست بخواند، در 9 سالگی به 8 زبان زنده دنیا صحبت می کرد، در 12 سالگی وارد معتبرترین دانشگاه جهان یعنی هاروارد شد، توانایی خارق العاده در یادگیری زبان های متفاوت و ریاضیات داشت، برخی بهره هوشی او را 250 تخمین زده اند ، در سن 46 سالگی هم از دنیا رفت ، یکی از کارهای مشهور او اختراع زبان Vendergood بود.

آیا او را می شناسید؟؟؟

🔷برای این که اسم او را بدانید، باید به اینترنت مراجعه کنید. «ویلیام جیم سایدیس» بهره هوشی اش از انیشتن و ادیسون و داوینچی و هر انسان چند قرن اخیر بیشتر بوده ، پس چرا ما او را نمی شناسیم؟! 

چون ما در نهایت انسان های متفکر برایمان تاثیرگذار خواهند بود، نه صرفا انسان های باهوش، هوش یک ابزار است و تفکر مهارت استفاده از این ابزار. من نمی دانم اگر سایدیس به اندازه ادیسون متفکر بود، چی اختراع می کرد ،ولی می دانم که از هوشش می توانست بهتر استفاده بکند .

✅والدین عزیز! پس این قدر دنبال عدد آی کیو نباشید، ما نیاز به تفکر داریم...از مسابقه «کی باهوش تره؟» به تمرین تفکر بپردازیم. 

درود به مادر و سپاس از پدری که می داند مهارت تفکر را باید تا قبل از نوجوانی به کودکش بیاموزد.

تاثير ظرف شستن بر روي كاهش استرس


🔵🌀تاثير ظرف شستن بر روي كاهش استرس

💠برای خیلی از افراد، شستن ظروف، کاری مشابه رختشویی یا بیرون گذاشتن زباله است.
اما پژوهشی جدید نشان داده ظرف شستن اگر با هدف باشد، می‌تواند ذهن را آرام کرده و استرس را کاهش دهد.

💠محققان دانشگاه فلوریدا برسی کردند که آیا ظرف شستن می‌تواند به‌عنوان تمرینی بدون تشریفات و فکورانه برای تقویت حالتی مثبت در رابطه با حضور ذهن باشد یا خیر.

💠تمرکز حواس یا حضور ذهن، یک متد ژرف اندیشانه رایج برای تمرکز و توجه روی هیجانات و افکار در زمان حال است.

💠یافته‌های این تحقیق در the journal Mindfulness منتشر شده است.

💠به گفته آدام هانلی، نامزد دکترا در کالج FSU، ” من سال هاست که به پدیده تمرکز حواس علاقه‌مندم، هم به‌عنوان یک محقق و هم به‌عنوان یک کارور مکاشفه. مخصوصا این موضوع برایم جالب بود که فعالیت‌های عادی زندگی چطور می‌توانند برای بهترکردن وضعیت تفکر به‌کارگرفته شوند، و در نتیجه حس سلامتی را بیشتر و بهتر کنند.”

💠بعداز انجام این تحقیق روی ۵۱ دانشجو، محققان دریافتند افرادی که با تمرکز حواس ظرف شسته بودند، یعنی روی بوی شوینده، گرمای آب و حس ظروف تمرکز کرده بودند، نگرانی و اضطراب‌شان ۲۷ درصد کاهش یافته و الهامات ذهنی‌شان ۲۵ درصد افزایش یافته بود.

مهندس کیست ؟


مهندس کیست ؟



 مهندس در معنای لغوی، به کسی گفته می شود که علم هندسه را خوب بداند.

اما در کل، مهندس Engineer در اکثر کتاب های مرجع جهان به كسي كه
Problem Solving
را خوب بداند، گفته شده است.
مهندس کسی است که برای هر مشکلی بهترین راه حل را پیدا می کند.
این ممکن است شامل جنبه‌های کیفی، کمی، فیزیکی، اقتصادی و غیره باشد.


 در زیر 7 ویژگی یک مهندس ارايه مي گردد:

1. تحقیق
(Research)
علمی، فنی و صنعتی به منظور کشف را‌ه‌ حل‌های تازه و سودمند.

2. توسعه
(Development)
فنی به منظور اعمال دستاوردهای تحقیقات موجود برای غلبه بر یک مشکل یا بهبود کمی و کیفی سیستم و ابزار.

3. طراحی
(Design)
 یک یا چند ساختار، سیستم یا ابزار با بهره‌گیری از مدل‌های مهندسی، روش‌ها، نیازهای کنونی و شرایط خاص.

4. ساخت
(Construction)
 که بر اساس آن مهندس وظیفه دارد. ضمن آماده‌سازی فضا و محیط تولید، رویه ساخت، کیفیت محصول يا احداث بنا-سازه، هزینه تمام شده و نحوه سازماندهی منابع و تجهیزات را مشخص کند.

5. تولید
(Production)
 محصول یا سیستم که شامل "برنامه ریزی و زمان ‌بندی کار"
(Planning)
انتخاب و مشخص کردن ترتیب فرآیندها، ابزارها، مواد اولیه، چیدمان
(layout)
عناصر و اجزای سیستم نهایی
 (Components)
 آزمایش، بازرسی و عیب‌یابی محصول است.

6. به کار اندازي و بهره برداري
 (Operation)

 یک سیستم یا محصول که ممکن است توسط کسان دیگری تولید شده باشد. این مهارت شامل آشنایی با کنترل‌های مکانیکی، الکترونیکی یا نرم‌افزاری ابزار و سیستم، تامین نیرو و انرژی لازم برای به کار افتادن آن حمل و نقل، ارتباطات و جنبه‌های اقتصادی است.

7. مدیریت
(Management)
 ابزارها و سیستم‌ها به خاطر تحلیل وضعیت گذشته و حال پروژه هاي اجرايي، تجهیزات و دستگا‌ه‌ها، پیش‌بینی وضعیت آینده آن‌ها و سازماندهی منابع مالی، انسانی و اطلاعاتی موجود برای کسب نتایج بهتر در آینده.

اما سرآمد تمامي موارد ٧ گانه فوق بايد
اخلاق مهندسي، وجدان بيدار،
پايبندي به موازين، آيين نامه،
استاندارد،
رعايت اصول در روابط متقابل،
و همچنين روحيه كار تيمي و جمعي را اضافه نمود.

ژل گیاه آلوئه ورا

ژل گیاه آلوئه ورا یک ماده تسکین دهنده و زیباکننده پوست است

 

ژل گیاه آلوئه ورا یک ماده تسکین دهنده و زیباکننده پوست است که به شما کمک می کند پوستتان سالم و شاداب بماند و آسیب های آن ترمیم شود. وقتی برگ گیاه آلوئه ورا را از وسط تکه می کنیم، ماده لزج و ژلاتینی شکلی از آن خارج می شود که این ماده همان، ژل یا شیره آلوئه ورا می باشد.

ادامه نوشته

نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه #گازدا



🔴نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه #گازدا

‏«گازدا» يکي از روانشناسان #انسانگرا عقيده دارد معلمان اثربخش بايد در سه زمينه آموزشي به تقويت خود بپردازند، تا بتوانند دانش‌آموزان را در رسيدن به هدف ياري کنند:

1⃣ در زمينه موضوعي که تدريس مي‌کنند، آمادگي لازم را داشته باشند.

2⃣در مورد نظريه‌هاي يادگيري و برنامه‌هاي درسي، آگاهي و اطلاعات کافي را به‌دست آورند.‏

3⃣مهارت‏‌هايي را به دست آورند که موجب تقويت روابط ميان فردي در کلاس درس شود.‏

گازدا ضمن تحقيقاتي نشان داد دانش‌آموزانِ معلماني که سطح بالاتري در مهارت‌هاي ميان فردي دارند، موفقيت تحصيلي بيشتري را کسب مي‌کنند.



 مجله آموزشی آموختن برای زیستن👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/BbGQdj7C-jnq9sshMi-WMA

چگونه فضای پر شده تلگرام را خالی کنیم ؟

چگونه فضای پر شده تلگرام را خالی کنیم ؟


🎯 #ترفند : چگونه فضای پر شده تلگرام را خالی کنیم و باعث افزایش سرعتش شویم؟
 
♦️مدیریت Cache در نسخه جدید تلگرام به شما این امکان را می‌دهد اطلاعات موردنظر مربوط به هر کانال یا همه کانال‌ها را به‌راحتی حذف کرده و در صورت نیاز با مراجعه مجدد به کانال موردنظر، آن ها را از سرورهای ابری تلگرام فراخوانی کنید.

♦️این قابلیت از نسخه 3.3.2 به بعد به پیام رسان تلگرام افزوده شده و برای سیستم‌عامل اندروید و آی‌او‌اس قابل استفاده است. اما شاید عده ای هنوز روش پاکسازی cache تلگرام خود را ندادند.

♦️برای بهره‌مندی از این قابلیت و پاکسازی حافظه کش نرم‌افزار به این روش عمل کنید:
 
✅ابتدا  نرم‌افزار تلگرام نصب شده روی دستگاه هوشمند خود را به جدیدترین نسخه به‌روزرسانی کنید.

✅نرم‌افزار را اجرا کرده و پس از مراجعه به منوی اصلی روی Settings فشار دهید.

✅اکنون با اسکرول کردن صفحه تنظیمات و مراجعه به بخش Cache Settings گزینه‌های مختلفی برای پاکسازی حافظه کش در اختیار شما قرار می‌گیرد.

✅شما می‌توانید با فشار روی گزینه Clear Cache و انتخاب هر یک از موارد دلخواه، عملیات پاکسازی حافظه را آغاز کنید. (عملیات پاکسازی حافظه کش، فقط اطلاعات دریافت شده در حافظه را حذف می‌کند و این اطلاعات اعم از ویدئو، صوت، عکس و… در سرورهای ابری تلگرام موجود بوده و با دسترسی مجدد شما به کانال موردنظر دوباره فراخوانی شده و در اختیار شما قرار می‌گیرد. پس نگران از دست رفتن اطلاعات خود نباشید.)
 
♦️در سیستم‌عامل آی‌او‌اس می‌توانید حافظه کش مرتبط با چت‌های فرد به فرد را نیز پاکسازی کرده و در سیستم‌عامل اندروید، این پاکسازی محدود به کانال‌ها و سوپر گروه‌ها می‌شود.

♦️نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید، مقدار مقابل گزینه‌ Keep Media در صفحه تنظیمات حافظه است. در این بخش می‌توانید مقادیر مختلفی همچون همیشه، یک هفته و یک‌ماه را انتخاب کنید که انتخاب گزینه‌های یک هفته و یک ماه موجب می‌شود تا اطلاعات ذخیره شده در حافظه کش به‌طور خودکار پس از مشاهده نکردن مجدد در مدت زمان مشخص شده، از روی دستگاه حذف شوند.


@andishe_gh
کانال ریاضی اندیشه قهرمان
https://telegram.me/joinchat/BbpzxD80DtOoAictCpWXtw

نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه #باتلر



🔴نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه #باتلر

باتلر به عنوان يکي از پيروان مکتب #ايده‌آليسم، خصوصيات يک معلم خوب را چنين بيان مي‌کند:

1⃣ معلم بايد‏ شاگردان خود را به درستي بشناسد و اطلاعات جامع و کافي درباره آن ها داشته باشد، تا بتواند به خوبي از عهده تعليم و تربيت آنان برآيد.

2⃣رفتار معلم بايد طوري باشد که دانش‌آموزان او را به عنوان يک رفيق خصوصي به حساب آورند و نسبت به او احترام ويژه‌اي قايل باشند.

3⃣ معلم بايد در رشته‌اي که تدريس مي‌کند، متخصص باشد.‏

4⃣معلم بايد تمايل دروني شاگردان را براي فراگيري برانگيخته كند و طوري در محيط آموزشي ايجاد انگيزه کند که دانش‌آموزان خود به خود به يادگيري علاقه‌مند شوند.‏

5⃣معلم بايد از تبحر و مهارت کافي در حل مسائل و مشکلات برخوردار باشد، تا بتواند روحيه خلاق و زمينه آفرينندگي را در دانش‌آموزان ايجاد كند و آن ها را به انجام فعاليت‌هاي خلاقانه وادارد.‏

6⃣معلم بايد ضمن مهارت در زمينه موضوع تدريس، از قدرت و توانايي تفهيم مطالب درسي به فراگيرندگان نيز برخوردار باشد و در روابط خود با شاگردانش، ارتباط صميمانه بوجود آورد تا بتواند در انتقال ميراث فرهنگي و معنوي به آن ها موفق باشد.‏

7⃣تدريس معلم بايد به گونه‌اي باشد‏ که دانش و معلومات فراگيرندگان را گسترش دهد. معلم بايد بتواند ضمن نوآوري و ارائه شيوه‌هاي جديد در تدريس، شاگردان خود را براي نيل به هدف نهايي، ياري كند.‏

8⃣معلم بايد در کلاس درس به اجراي عدالت و گسترش دموکراسي مبادرت ورزد، تا بدين وسيله بتواند روحيه آزادي خواهي و ظلم‌ستيزي را در دانش‌آموزان بوجود آورد.

9⃣معلم بايد به رشد و تکامل همه جانبه شخصيت دانش‌آموزان توجه داشته و اهميت ويژه‌اي براي اين امر قايل باشد.‏

🔟معلم به‌عنوان مهم ترين عنصر در فرايند آموزش و پرورش افراد، مطرح است و مي‌تواند در موقعيت‌هاي مختلف آموزشي، بسيار تأثيرگذار و ارزشمند باشد، از اين‌رو بايد در پرورش قدرت خلاقيت، ابتکار، قضاوت صحيح و احترام به ارزش‌هاي والاي انساني در دانش‌آموزان، تلاش کند.‏



 مجله آموزشی آموختن برای زیستن👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/BbGQdj7C-jnq9sshMi-WMA

🔴نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه  #کارل_راجرز



🔴نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه  #کارل_راجرز

«راجرز» روانشناس بزرگ، عقيده دارد، که کلاس درس بايد دانش‌آموز محور باشد. معلم بايد شاگردان را در جريان مسائل و موضوعاتي قرار دهد که براي آن ها اصالت، ارزش و واقعيت داشته باشد، بدين معني که دانش‌آموزان، آن مسائل و واقعيت‌ها را احساس کنند، با آن ها سر و کار داشته باشند و بتوانند آن ها را حل و فصل كنند. در مسائل اجتماعي هم معلم نبايد راه و رسم و شيوه‌هاي مناسب ارتباطي را به دانش‌آموزان ديکته كند، بلکه آن ها بايد خودشان با تلاش، جستجو و با تفکر و انديشه‌هاي خود، راه حل صحيح را پيدا و روش‌هاي مطلوب روابط اجتماعي را کشف كنند. 

راجرز نتيجه مي‌گيرد که وقتي کودکان احساس آزادي و مسئوليت مي‌کنند و در محيطي با تفاهم و برابري و مهر‌آميز قرار مي‌گيرند، راه معقول و خردمندانه‌اي بر مي‌گزينند و از روي ميل و رغبت به آموختن تن مي‌دهند و رشد اجتماعي بي‌ريا و خالصانه‌اي پيدا مي‌کنند.

 مجله آموزشی آموختن برای زیستن👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/BbGQdj7C-jnq9sshMi-WMA

جوش در هر منطقه از پوست نشانه چیست؟



🔰جوش در هر منطقه از پوست نشانه چیست؟🔰



1⃣ پیشانی
👈مشکل گوارشی و مصرف فست فودها را نشان می دهد.

2⃣ وسط ابروها
👈مشکل از کبد و مصرف غذاهای چرب است.

3⃣ اطراف چشم
👈مشکل در کلیه است که با نوشیدن آب به اندازه کافی تا حدی برطرف می شود.

4⃣ گونه
👈مشکل سیستم تنفسی و آلرژی است که به حذف مصرف سیگار و رعایت کردن برنامه غذایی مناسب برای آلرژی برطرف می شوند.

5⃣بینی
👈باید مراقب قلب خود باشید و ویتامین B بیشتر مصرف کنید.

6⃣ چانه و اطراف لب
👈اختلالات هورمون و وجود استرس است.

7⃣گوش ها
👈مشکل کلیه باعث بروز این مشکل است.

 
كانال: @Fitnessbody

کدام « خود » بر ما فرمان می راند؟!

کدام « خود » بر ما فرمان می راند؟!

 

 #شفیعی_مطهر

 

تِلكَ الدّارُ الاخِرَةُ نَجْعَلُها ِللَّذينَ لايُريدوُنَ عُلُوّاً فيِ الْاَرْضِ وَ لافَساداً وَ العاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ

ما اين بهشت ابدي آخرت را براي آنان قرار داديم كه در زمين اراده علوّ و سركشي ندارند و حُسن عاقبت ويژه پرواپيشگان است. (قصص، 83)

در وجود هر انسان دو گونه «خود» در تكوين شخصيت او مشاركت دارند؛ يكي «خود حقيقي» يا «خود ملكوتي» و دوم «خود پنداري و خيالي» يا «ناخود».

ادامه نوشته

ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ فضیلت است

ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ فضیلت است


در منزل دوستی بودم که پسرش دانش‌آموز ابتدایی بود و داشت تکالیف درسی‌اش را انجام می داد.
زنگ منزل را زدند و پدربزرگ خانواده از راه رسید.
پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مداد رنگی به نوه‌اش داد و گفت :
این هم جایزۀ نمرۀ بیست نقاشی‌ات.

پسر، جعبۀ مداد رنگی را گرفت و تشکر کرد و چند لحظه بعد گفت :
بابا بزرگ باز هم که از این جنس‌های ارزون‌قیمت خریدی!!!
الان مدادرنگی‌های خارجی هست که ده برابر این کیفیت داره.
مادر بچه گفت:
می‌بینید آقاجون؟
بچه‌های این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند.
اصلا نمی‌شه گولشون ‌زد و سرشون کلاه گذاشت.
پدربزرگ چیزی نگفت.
برایشان توضیح دادم که این رفتار پسربچه نشانۀ هوشمندی نیست، همان‌طور که هدیۀ پدربزرگ برای گول زدن نوه‌اش نیست.
و این داستان را برایشان تعریف کردم:

آن زمان که من دانش‌آموز ابتدایی بودم، خانم بزرگ گاهی به دیدن‌مان می‌آمد و به بچه‌های فامیل هدیه می‌داد.
بیشتر وقت‌ها هدیه‌اش تکه‌های کوچک قند بود.
بار اول که به من تکه قندی داد ،یواشکی به پدرم گفتم: 

این تکه قند کوچک که هدیه نیست.
پدرم اخم کرد و گفت: خانم بزرگ شما را دوست دارد.
هر چه برایتان بیاورد، هدیه است.
وقتی خانم بزرگ رفت، پدر برایم توضیح داد که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب و گران بوده و بچه‌ها آرزو می‌کردند که بتوانند یک تکه کوچک قند داشته باشند.
 خانم بزرگ هنوز هم خیال می‌کند که قند، چیز خیلی مهمی است.
بعد گفت: ببین پسرم، قنددان خانه پر از قند است، اما این تکه قند که مادرجان
داده با آن ها فرق دارد، چون نشانۀ مهربانی و علاقۀ او به شماست.
این تکه قند معنا دارد.
آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند، اما مهربان نیستند.
وقتی کسی به ما هدیه می‌دهد، منظورش این نیست که ما نمی‌توانیم مانند آن هدیه را بخریم، منظورش کمک کردن به ما هم نیست.
او می‌خواهد علاقه‌اش را به ما نشان بدهد.
می‌خواهد بگوید که ما را دوست دارد.
و این، خیلی با ارزش است.
 این چیزی است که در هیچ بازاری نیست
و در هیچ مغازه‌ای آن را نمی‌فروشند.
چهل سال از آن دوران گذشته است و من هروقت به یاد خانم بزرگ و تکه‌قندهای مهربانش می‌افتم،
دهانم شیرین می‌شود،
کامم شیرین می‌شود،
جانم شیرین می‌شود...

ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ" ﺷﻮﻧﺪ؛
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ.

ﻫﻤﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ "ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ" ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ، ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ.

ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ، ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ فضیلت...

فلسفه و اوضاع بحرانی ما


فلسفه و اوضاع بحرانی ما


فلسفه را دوست داشتن حقیقت نامیده اند.فلسفه را پرسشگری دائم و بی انتها  و از بنیانی ترین نیازها وخواسته های بشری دانسته اند.

فلسفه را تلاش کاملا بشری و در حد بضاعت بشری برای طرح سوال و پاسخ به مهم ترین نیازهای بشر نامیده اند.
سوال و پاسخ را هیچ حد و مرزی نیست و تا بشرهست،سوال و پاسخگری هست.
انسان تا مادامی که زنده است ،با فلسفه سروکار دارد.فلسفه نشان روح تشنه و سیری ناپذیر انسان است.فلسفه،همان کنجکاوی ذاتی بشر است و ملت  و فرهنگ بی فلسفه ،ملت مرده است.جسدی بی جان و لاشه ای متحرک و متعفن.
سوال و پاسخ و کنجکاوی ِبشر را حد و مرزی نیست و پرسشگری ،عینِ ذات ِپویای انسان است و فقدان پرسش،و تقلید و ناپرسشگری،عین جفای به انسانیت است. وای به حال و روز آن ملتی که پرسش ندارد و در بنیادهای خود کنجکاوی نمی کند و طوق تقلید و بندگی را برگردن خود افکنده است.برحال و روز چنین ملتی باید خو‌ن گریست و لباس ماتم و عزا برتن کرد.
فلسفه،یعنی گشودگی انسان ،رو به آینده،یعنی پویایی حیات انسانی،
فلسفه ،یعنی نفی حد و مرزها و نفی ناپرسشگری ها،فلسفه یعنی برکندن طوق تقلید از گردن .فلسفه یعنی شجاعت دانستن .
فلسفه اگرچه با یونانیان آغاز شد .اما اوج آن را باید در شک دکارتی دانست.یعنی شک به همه چیز و حتی شک در وجود خویش.!!!و نفی هرگونه بت و عادتِ ذهنی.فلسفه از آنجا آغاز  شد که، دکارت صراحتا به انسان امر کرد که ای انسان« شجاعت دانستن داشته باش،و شجاعت پیش شرط دانستن است» .
فلسفه یعنی نترسیدن از تاریکی ها،و دل به گرداب دریاها زدن.فلسفه یعنی
شب تاریک و بیم موج و طوفانی چنین حائل 

کجا دانند حال ما ،سبکبالان در ساحل ها
فلسفه ،یعنی دغدغه بودن و دغدغه شدن،فلسفه، یعنی بیدار شدن از خواب گران جزمیت دگماتیسم و فلسفه یعنی نفی دگماتیسم. فلسفه یعنی برکندن نقاب دیگران از چهره.
فلسفه یعنی بلوغ بشر و بلوغ ذهن  و رها شدن از زندان گذشتگان.
فلسفه یعنی رهایی محض و خودبسنده شدن انسان.
و ما در سنت دینی هرگز و هرگز ،چنین فلسفه ای نداشته ایم.یعنی چنین جراتی نداشته ایم .یعنی خواب را بر بیداری و صغارت را بر بلوغ و ترس را بر شجاعت و عافیت را بر تلاش،ترجیح داده ایم.از دل زدن به موج دریاها ترسیده ایم و از گوهرهای یگانه دریاها غافل مانده ایم و زندگی بازیگوشانه کودکی را بر زندگی متلاطم،بلوغ و بزرگ شدن ترحیح داده ایم و از فشارِ فکرکردن و نتایج ان رمیده ایم و زندگی در سیاه غار افلاطون را بر گونه گونی و تنوع جهان حقایق و  لمس کردن نسیم طراوت بخش  باد بهاری حقیقت بر پوست خود،ترجیح داده ایم.
بلی ما فلسفه نداریم .چون جرات پرسش نداریم .چون جرات پرسش نداریم، فلسفه نداریم.
ما ناتوان تر از آن هستیم که بدانیم و یا بخواهیم اراده کنیم که کیستیم؟ و چیستیم؟ و چه باید بکنیم؟ وبا فرورفتن در دگمیاتی که هم سوال است و هم پاسخ،خوشی های سرمستانه کودکی را بر بلوغ خویش ترجیح داده ایم.
قرن ها است که نیندیشیده ایم و طوق تقلید را برگردنِ خود انداخته ایم،و سوال کنندگان را،به تمسخر گرفته ایم و خود رامتوهمانه،مرکز عالم و نقطه کانونی هستی دانسته ایم.
ملتی بی سوال و فارغ از روح کنجکاوی و پرسشگری و بر سر سفره آماده دیگران نشسته ایم و صاحب سفره را به تمسخر گرفته ایم و در واقع خود را به سخره گرفته ایم.
ملت ِبی فلسفه،یعنی پوچ و پُر بحران .ولیکن گیج و گنگ، که نه درد دارد و نه درد می شناسد و نه جرات گشودنِ چشمانش را به تعفنی که وجودش را گرفته است، دارد.
وخلاصه کلام.اینک چندی پیش،به اصرار یکی دوستان و البته علاقه شخصی به آسایشگاه کهریزک رفتم.نمی دانم تجربه سالن های آنجا را دارید یا نه!!؟؟ 

وقتی به اولین سالن پاگذاشتم از شدت بوی تعفن و دیدن چهره های انسان های علیل و برتخت نشسته نزدیک بود سرم گیج برود و تعادلم را از دست بدهم.اما آن ها که درون سالن بودند، نه بوی تعفن را  حس می کردند و نه هیچ چیز دیگر را... و زندگانی در آنجا به راه خود ادامه می داد.......

تفاوت علوم انسانی با علوم و فنون دیگر

تفاوت علوم انسانی با علوم و فنون دیگر


در تفاوت علوم انسانی با علوم و فنون دیگر مانند پزشکی و مهندسی بسیار شنیده‌ایم. آنچه کمتر شنیده‌ایم این است که در علوم انسانی حرف مفت مالیات ندارد! به همین دلیل، هر کسی به خود اجازه می‌دهد تا بدون هیچ تخصصی در این حوزه سخن بگوید و بخت خویش را بیازماید! علتش هم این است که در پزشکی یا مهندسی بطلان نظر به‌زودی آشکار می‌شود. بالاخره، یا مریض به تشخیص پزشک درمان می‌شود یا نمی‌شود؛ یا از روی آن پل قطاری عبور می‌کند یا نمی‌کند. به همین دلیل، مفت‌گویان را جرئت اظهار نظر در آن حوزه‌ها نیست. این است که دیواری کوتاه‌تر از علوم انسانی نمی‌یابند. می‌آیند و وضو نگرفته نماز می‌گزارند و کفایه نخوانده فتوی می‌دهند که به نظر من چنین است و چنان و از این هم بالاتر که چنین باید و چنان نباید. چرا؟ چون اینجا نه مریضی در کار است که به نسخه ایشان در دم جان دهد و نه پلی که به کرشمه قطاری فرو ریزد. این نه برای آن است که علوم انسانی را با زندگی ما کاری نیست، بلکه از آن روست که علوم انسانی را با زندگی ما کارهاست! 

اگر تشخیص نادرست یک پزشک اعضا و جوارح بیماری را «تفکیک قوا» می‌کند، حرف مفت در علوم انسانی کشورها و آدمیان را با هم کن فیکون می‌کند. مشکل کار اینجاست که تا جان‌ها نستاند و جوان‌ها پر پر نکند، مفتیِ مفتی‌اش معلوم و رسوایی‌اش آشکار نمی‌شود. به همین دلیل، در همه حوزه‌ها و صد البته در علوم انسانی، جز با دلیل و مدرک معتبر سخنی نشاید و نباید گفت. 

افسوس که عالمان و متعلمان این علوم به‌سبب رویارویی با مهابت آن غالباً زبان در کام می‌کشند و در کنج خاموشی می‌خزند و سوداگرانِ بیسوادِ نام و نان به‌سادگی دهان می‌گشایند و وقتی هم که از ایشان مطالبه دلیل می‌شود، با رویی وصف‌ناشدنی می‌گویند: 

هر نظری محترم است! هر کسی آزاد است نظر خود را بگوید! 

یا از این بالاتر، با نگاهی عاقل اندر سفیه اشتلم می‌زنند که من فقط خواستم تذکری بدهم و تلنگری بزنم! هیچ با خود پرسیده‌اید که چرا ایشان که در حوزه علوم انسانی این گونه بلبل‌اند، در پزشکی و مهندسی جیکی هم نمی‌زنند؟ مثلاً آیا تاکنون دیده‌اید کسی در جمع پزشکان متخصص قلب بگوید از آنجا که هر کسی آزاد است نظری داشته باشد (تازه به همین هم اکتفا نمی‌کنند و از شما تقاضای بیشتری هم دارند که) و هر نظری محترم است من بر این باورم که نوشیدن جوشانده گل گاو زبان از استنت گذاشتن در رگ قلب کارآتر و هنایاتر است؟ و تازه وقتی پزشکان طلب دلیل کنند، در مقام اختفای ناتوانی در دلیل‌آوری شیخ‌وار نصیحتی کنند که این را با شما گفتم تا تلنگری باشد برایتان و چشم‌انتظارند که خلق جامه‌ها بدرند و نعره‌ها سر دهند؟!! 

البته، قسمی از این بی‌در و پیکریِ آشیانه ما و جسارت مدعیان معلول سخاوت ماست که من آن را نه فضیلت که رذیلتی تمام‌عیار می‌دانم که حرمت امام‌زاده را بیش و پیش از زوار متولیان باید پاس بدارند که بی‌وضو و دست‌کم تیمم نماز نشاید خواند! به همین دلیل، سخت‌رو در برابر قائلان می‌ایستم که یا قاعده بحث مراعات کن و سخن بی‌دلیل و مدرک مگو یا خموش! به هیچ وجه هم بر این باور نیستم که هر نظری محترم است و از این بالاتر گوینده سخنِ بی‌دلیل و مدرک و برهان و منبع را، افزون بر خودِ سخن، نامحترم می‌دانم، زیرا کسی که حرمت خویش پاس بدارد جز در زمینه‌ای که پژوهش کرده، خوانده یا نوشته است سخنی نمی‌گوید و کسی که چنین نکند نه تنها کلامش که خودش هم محترم نیست و خلقی از او در محنت‌اند. 

@IranianPhilosophers

نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه #برتراند_راسل


#شاگرد_پروری #نقش_معلم #نقش_تربيتي_معلم_از_ديدگاه_فلاسفه


🔴نقش تربیتی و ویژگی های معلم از دیدگاه #برتراند_راسل


‏فیلسوف بزرگ «راسل» معتقد است که روش تدريس معلم بايد براساس اصالت فعاليت‌ها و افکار و انديشه‌هاي دانش‌آموزان انتخاب شود. بدين معني که معلم بايد زمينه کنجکاوي، تحقيق و جستجوگري را براي شاگردان فراهم كند تا آن ها بتوانند به فعاليت، پژوهش و کشف حقايق در زمينه‌هاي گوناگون علمي و اجتماعي بپردازند. همچنين درباره نوع انتخاب محتواي درسي نيز به معلمان توصيه مي‌کند که مطالبي را بايد به دانش‌آموزان آموخت که به بهبود زندگي، رشد و تکامل فکري و بينش اجتماعي آن ها کمک و آنان را براي يک زندگي مناسب در جامعه آماده كند.‏



 مجله آموزشی آموختن برای زیستن👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/BbGQdj7C-jnq9sshMi-WMA

دست آوردهای علمی و فکری بشر

دست آوردهای علمی و فکری بشر


آیا تغییر یافتن مداوم دست آوردهای علمی و فکری بشری به معنی بی ارزش بودن آن هاست؟

تغییر یافتن و پویایی دست آوردهای فکری بشری نه تنها اشکال آن نیست، بلکه نقطه قدرت و ارزش این تفکرات به همین تغییر یافتن و پویایی دائم آن است. در علم تعصب روی یافته های قبلی وجود ندارد و همچنین امیال بشری در روش های رسیدن به حقایق علمی جایگاهی ندارند، علم خود را نقد می کند و همین باعث تکمیل شدن و پویایی آن می شود و این پویایی است که علم را علم می کند. 

هر دانشمندی تلاش می کند نشان دهد دانشمندان قبلی در مورد قضیه ای اشتباه می کرده اند و هر فیلسوفی نیز تلاش می کند که نشان دهد باقی فلاسفه در بررسی تفکری خطایی را مرتکب شده اند. لذا به جای توجیه و تحمیق خود، همواره با خرد نقاد به سراغ مسائل می روند و با موشکافی تلاش می کنند که ایرادهای افکار را بیابند و آن ها را با تغییر دادن کامل تر و در نتیجه کاراتر سازند.

با این حساب حتی دست آوردهایی که در گذشته صحیح شمرده می شدند و امروز صحیح شمرده نمی شوند خود بی ارزش نیستند، عدم وجود آن ها قطعاً باعث می شد دست آوردهای جدید علمی هرگز وجود نداشته باشند. لذا تفکرات غلط و دست آوردهای علمی مردود نیز از آنجا که به علم تکامل بخشیده اند و حرکت قطار دانش بشری را شتاب داده اند، قابل ستایش هستند.

در علم و خردگرایی بر خلاف باور رایج عوام به هیچ چیزی به دیده یقین نگاه نمی شود، بلکه همه چیز را به دیدن ظن می نگرند، اما این بدین معنی نیست که نتایج به دست آمده از این دیدگاه قابل اطمینان نباشند. این دیدگاه و نسبی نگری خود نتیجه قرن ها تفکر و تلاش فلاسفه و دانشمندان است و از پختگی خبر می دهد نه از ضعف. اما با این حال آنچه علوم و خردمندان نسبتا درست می دانند، بسیار بسیار کامل تر و منطقی تر از آن مفاهیمی است که دین مطلقاً درست می خواند. روش علمی کاملا برخاسته از واقعیت ها و استعداد شناخت ما نسبت به محیط اطراف است و تنها ابزار معتبر بشر برای رسیدن به حقایق است.

@philosophyofscience

وضعيت آموزش و پژوهش های اخلاقی در حوزه هاي علميه

وضعيت آموزش و پژوهش های اخلاقی در حوزه هاي علميه

معمولا مباحث و موضوع هاي اخلاقي يا مربوط به اخلاق را  به سه دسته تقسيم كرده اند كه عبارت است از اخلاق توصيفي، اخلاق هنجاري و فرا اخلاق. 

اخلاق توصيفي به گزارش و توصيف اخلاقيات يك فرد يا جامعه يا دين و مذهب خاص مي پردازد.

ادامه نوشته

سخنان تکان دهنده شهید چمران


سخنان تکان دهنده شهید چمران


 این سخنان  سال 60 ایراد  شده . نه  سال 95  ...  !!!!!👇


الان مخاطبان  این سخنان شهید چمران چه کسان  و جریاناتی هستند؟:

Картинки по запросу ‫مصطفی چمران‬‎


🔹 ادعای انقلابی گری دارند، فکر می کنند از انقلاب ایران طرفداری می کنند و پیروزی انقلاب ایران وابسته به وجود آن هاست، در حالی که به سهولت می توان دید ایشان بیش از هر دشمنی لطمه به انقلاب زده اند، انقلاب ایران را به لب پرتگاه سقوط کشانده اند، همه مردم را از انقلاب زده کرده اند، هرج و مرج و آشوب و بی نظمی در نظر آنان انقلاب معنی می دهد و تصور می کنند با بی برنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر منطقی می توانند اتقلاب را به پیروزی برسانند.

🔹 با اعمال آن ها چگونه آمریکا توانسته است ایران و انقلاب آن را بدنام کند، ایران را در دنیا منفرد نماید، در محاصره اقتصادی بفشارد، اختلافات داخلی را دامن بزند، نارضایتی مردم را روزافزون کند و ....

🔹می خواهیم با آمریکا مبارزه کنیم و تا زنده ایم با آمریکا و سیستم آن و ظلم و جنایات آن مبارزه خواهیم کرد، ولی نه از روی دیوانگی، نه با شعارهای توخالی، نه با هرج و مرج و آشوب، زیرا می دانیم وقتی قادریم با امریکا مبارزه کنیم که مثل آمریکا از علم و تکنولوژی و تخصص برخوردار باشیم و ....

🔹ما می گوییم برای تقوی معیار بگذارید که قابل قبول همگان باشد..... ولی تقوی چیست؟ آیا ریش گذاشتن است؟ آیا ادعاهای گزاف بافتن است؟ کسانی ادعای تقوی می کنند که در نظر من بی تقوی ترین آدم ها هستند، اسم اسلام و انقلاب را ضایع می کنند، دروغ، تهمت، شارلاتانی، زد وبند و حقه بازی، لجن مال کردن مردم بی گناه، شایعه دروغ ساختن و مخالفین خود را با قلدری و زرنگی از میدان به در بردن، ... این ها متقی نیستند.

🔹دلمان می سوزد، می خواهیم فریاد بزنیم، اعتراض کنیم، ولی می دانیم که تف سر بالاست. گریه می کنیم، خواهش می کنیم، می خواهیم راه نشان دهیم، فورا فحش و تهمت شروع می شود، ما را لیبرال نوکر آمریکا، غرب زده، متخصص بی تقوا و غیره می خوانند. این ها هم برای ما مهم نیست، ولی فورا قلب خود را می بندند و به نصایح ما توجه نمی کنند و آن هدف غایی ما که نجات انقلاب است، عاید نمی شود.

شهید دکتر مصطفی چمران
کتاب حماسه عشق و عرفان، ص 85

مگه میشه عاشق این شخصیت نشد؟!!



❤️مگه میشه عاشق این شخصیت نشد؟!! 👇👇



💠 هرکه را می دید، سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.

💠وقتی با کسی دست می داد، دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید و صبر می کرد تا طرف مقابل دستش را بکشد.

💠 با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد ایشان است.

💠 سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد، لب به سخن نمی گشود.

💠 هرگاه با کسی هم صحبت می شد، به سخنان او خوب گوش فرا می داد.

💠 چون با کسی سخن می گفت، کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.

💠 در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.

💠 هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد، مگر آن که حرف لغو و باطل بگوید.

💠 هدیه را قبول می کرد، اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.

💠 هرکه عذر می آورد ،عذر او را قبول می کرد.

💠 هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.

💠 بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.

💠 سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.

💠 اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.

💠 هرگاه چیزی به فقیر می بخشید، به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.

💠 عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.

💠 پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.

💠 برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.

💠 برای خدا آن چنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت.

💠 هرگز برای خودش انتقام نگرفت، مگر آن که حریم حق شکسته می شد.

💠 هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

💠 هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد.

💠 در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.

💠 کفش و لباسش را خودش وصله می کرد.

💠 با دست خودش شیر می دوشید و پای شترش را خودش می بست.

💠 همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.

💠 همیشه با وضو بود و هنگام وضوگرفتن مسواک می زد.

💠 تا گرسنه نمی شد، غذا میل نمی کرد و قبل از سیرشدن از تناول منصرف می شد.

💠 وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آن ها بسم الله و آخر آن ها الحمدلله می گفت.

💠 اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود، و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.

« محمد»(ص) این گونه بود! ما چگونه ایم؟!

📚 برگرفته از «منتهی الآمال» مرحوم محدث قمی و «مکارم الاخلاق» مرحوم طبرسی.

سلام و صلوات خدا بر بهترین بندگانش حضرت محمد مصطفی(ص) و آل پاکش.

مخفي شدن ايگوها!


مخفي شدن ايگوها!

   ايگوها به راحتي در شهر دروني و رواني ما در حال گشت و گذار و سياحت هستند و ما با انواع مختلفي از حالات نفساني و با جهالت و عدم آگاهي مان، به آن ها غذا مي دهيم و بدون اين كه كوچك ترين مزاحمتي براي آن ها به وجود آوريم، يك نوع همزيستي مسالمت آميز در كنار آن ها داريم. به همين خاطر آن ها نيز بدون اين كه كوچك ترين ترس و واهمه اي از ما داشته باشند، در حال سير و سياحت در مناطق دروني هستند و گاهي نيز با هم تركيب يا با هم ازدواج مي كنند تا انواع قوي تري از ايگوها را به وجود بياورند!

ايگوها هوشمند هستند و با نور دروني كه از ما در اختيار دارند، هوشمندانه عمل مي كنند. در خواب ها و روياها و اگر در آسترال بيدار باشيم، به راحتي مي توانيم آن ها را در كنار خودمان ببينيم. گاهي به صورت انساني ديده مي شوند و گاهي با ويژگي كه صفتي كه دارند به صورت حيواني ديده مي شوند.

   وقتي كسي شروع به خودسازي مي كند، يعني انرژي را جمع مي كند و راه هاي نشت انرژي به بيرون را مي گيرد و بر حالات نفساني خود آگاه است و بر كاركرد ايگوها و همچنين بروز آن ها در موقعيت هاي خاص نظارت مي كند و آن ها را مورد ارزيابي و مشاهده قرار مي دهد و در نهايت با كمك مادر الهي يكي از ايگوها را از بين مي برد، ايگوهاي ديگر در اين موقع احساس خطر مي كنند. ايگوها هوشمند هستند و نمي خواهند از بين بروند، آن ها مرگ را دوست ندارند.
ايگوها مي خواهند زندگي كنند. به همين خاطر بعد از مرگ برخي از ايگوها، ايگوهاي ديگر خود را پنهان مي كنند.
در اين موقع كار خودسازي سخت تر مي شود. شما مجبوريد ظريف تر عمل كنيد. ديگر آن ها را به راحتي در شهر دروني در حال سير و گردش نخواهيد ديد.
آن ها در پستوها و كنج ها مخفي مي شوند تا در مواقعي كه شما غفلت مي كنيد، بر شما حمله كنند.

   در اين مواقع بايد خودسازي را بيشتر كرد. بايد به صورت دقيق تر عمل كنيد و با انرژي بيشتر به دنبال ايگوها در شهر رواني خود بگرديد. بايد آن ها را جستجو كنيد و از حجره ها و پستوهايي كه در آن جا مخفي شده اند، بيرون بكشيد و از بين ببريد. هر ناحيه يا منطقه اي را كه از ايگوها پس مي گيريد، قسمتي از ملك پدري و الهي تان را دوباره به تصرف خود در مي آوريد.

خودسازي يك جنگ تمام عيار است بر عليه همه ايگوها تا نابودي كامل آن ها.

  ريشه ايگوها در طبقه علّي قرار دارد و تا ريشه و بذر اصلي ايگوها از بين نرود، امكان اين كه ايگوها دوباره برگردند وجود دارد. پس بايد تا طبقه علّي پيشروي كنيم تا ريشه ايگوها را بسوزانيم.

(؟)

چيستي #معرفت_عرفاني

[Forwarded from ]
🍀🍀چيستي #معرفت_عرفاني 🍀🍀

📜از پرسش اول آغاز مي کنيم: معرفت عرفاني چيست؟ 

معرفت عرفاني، عبارت است از معرفت شهودي که گاهي اوقات هم از آن تعبير به کشف مي‌کنند. يک نوع معرفت حضوري است. معرفت و علم يا حصولي است و يا حضوري. معرفت حصولي، علم به واقعيت خارجي از طريق صورت ذهني است؛ اما علم حضوري علمي است که علم به وجود معلوم، بدون صورت ذهني است. مثلاً وقتي علم به گرسنگي يا تشنگي يا خستگي يا نشاط داريم، اين همان علم حضوري است. اين طور نيست که بگوييم يک تصوري از گرسنگي داريم، بلکه خود گرسنگي را مي‌يابيم يا خود تشنگي را مي‌يابيم. اگر تصوري از گرسنگي يا تشنگي داشته باشيم، علم حصولي مي‌شود. اشکالي هم ندارد که نسبت به يک چيز هم علم حضوري و هم علم حصولي داشته باشيم. مثلاً مي‌توان هم‌زمان هم علم حضوري به گرسنگي داشت و هم گرسنگي را تصور کرد. يعني به گرسنگي هم علم حصولي داريم و هم علم حضوري؛ آنجا که به خود معلوم، مستقيم علم پيدا کنيم، اين علم حضوري مي‌شود. به‌عنوان مثال ما به وجود خودمان علم حضوري داريم، هم‌چنين به بعضي از صفات و حالات خودمان نيز علم حضوري داريم؛ اما به فرد ديگر علم حصولي داريم.
حال اين سؤال مطرح مي‌شود که آيا فراتر از علم حضوري به خود و به صفات و به حالاتمان، علوم حضوري ديگري هم داريم؟ در بحث‌هاي کلامي گفته مي‌شود بله، علم ما به خدا نيز علم حضوري است. همه ما حضوراً و وجداناً خدا را مي‌يابيم. شاهد اين مطلب نيز اين است که انسان وقتي به مشکل يا مسأله‌اي برخورد مي‌کند، ناخودآگاه به يک حقيقت نامتناهي‌اي چنگ مي‌زند و تمسک مي‌کند. اين نشان مي‌دهد که علم حضوري به خدا دارد و اين علم همان علم حضوري وجداني است که همگي داريم؛ اما گاهي اوقات علم به علم نداريم و علم ما مغفول واقع مي‌شود و در حجاب قرار مي‌گيرد. به همين خاطر هم مي‌گويند استدلال‌هاي عقلي و فلسفي براي اثبات خدا بياوريد. عرفا معتقدند علاوه بر علم حضوري به نفس، صفات نفس، حالات نفس و علم حضوري به خداي متعال، ما به باطن عالم هم مي‌توانيم علم حضوري پيدا کنيم. يعني اين عالمي که در آن زندگي مي‌کنيم، يک ظاهري دارد و يک باطني. علم ما به ظاهر عالم از طريق تجربه و تعقل به دست مي آيد، اما علم ما به باطن عالم، علم حصولي و ظاهري نيست، بلکه علم حضوري و شهودي است. به تعبير ديگر علم حضوري، علم به ملکوت عالم است و اين از سنخ مفهوم نيست‌، بلکه انسان مستقيماً‌ با باطن ارتباط پيدا مي‌کند و باطن را مي‌يابد. مثل اين که شخص به جايي مي‌رسد که مال يتيم و مال حرام را که مي‌بيند، آتش مي‌بيند. ظاهرش طعام است، اما باطنش آتش است. ظاهرش زيبا و لذت‌بخش است، اما باطنش تعفن و لجن است. عارف معتقد است در اين دنيا مي‌شود اين ها را يافت.
معرفت شهودي و معرفت عرفاني عبارت از علم حضوري به ملکوت عالم و باطن عالم است. منظور از عالم، همين عالم طبيعت نيست، بلکه باطن بينش، باطن منش، باطن کنش و حتي باطن اعمال و رفتارها را شامل مي‌شود. به تعبير ديگر معرفت عرفاني، معرفت حضوري شهودي قلبي است. هر معرفت مباشر و مستقيم که بدون واسطه صورت ذهني باشد، حضوري است. اگر اين معرفت حضوري، عميق و گسترده باشد يعني باطن عالم را بيابد؛ به آن معرفت شهودي مي‌گوييم و اگر به وسيله قلب صورت بگيرد، قلبي مي‌شود، يعني معرفت عرفاني عبارت از علم حضوري شهودي قلبي است.
🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻

عبدالحسین خسروپناه
🌺Telegram.me/khosropanahdezfuli

عشق

عشق


عشق قرار است بخش لذت بخشی از زندگی باشد، با این حال احتمالاً هیچ کس را بیشتر از طرفمان آزار نمی دهیم و از هیچ کس بیش از او آزار نمی بینیم. 

میزان خشونتی که بین عاشق ها جریان دارد، هر دشمن قسم خورده ای را شرمنده می کند. امیدوارم که عشق منبع قدرمندی از رضایت باشد، اما گاهی به عرصه ای برای بی توجهی، عطش های بی پاسخ، انتقام و طرد تبدیل می شود. کج خلق یا خرده گیر می شویم، نق می زنیم یا عصبانی می شویم و بی این که دقیقاً بدانیم چرا یا چه طور زندگی خودمان و کسانی را ویران می کنیم که زمانی ادعا کردیم برایمان مهم اند.
لاروشفوکو، فیلسوف اخلاق اهل فرانسه در قرن هفده، اصل مشهوری دارد که می گوید: 

« بعضی مردم اگر نشنیده بودند که چیزی به اسم عشق وجود دارد، هیچ وقت عاشق نمی شدند.» 

این اصل در عین حال که باعث می شود به تمایلات تقلیدی خود بخندیم، پدیده ی اصیلی را به ما نشان می دهد که می توانیم در زمینه هایی به جز عشق نیز شاهدش باشیم: ما از طیف بسیار وسیعی از احساسات برخورداریم و به طور اجتماعی و نه انفرادی تصمیم می گیریم کدام یک را جدی بگیریم و کدام را نادیده .
اگر بپذیریم که هدایت احساس های مان بخش مهمی از روند ایجاد یک جامعه ی متمدن است، پس فرهنگ و سیاست باید محوری ترین مکانیزم هایی تلقی شوند که با آن ها به انجام این کار می پردازیم. موسیقی که گوش می دهیم، فیلم هایی که می بینیم ، ساختمان هایی که در آن ها زندگی می کنیم و نقاشی و عکس هایی که به دیوارهای مان آویزان می کنیم و مجسمه هایی که در خانه قرار می دهیم، چیزهایی اند که نقش راهنمایان و تعلیم دهندگان دقیق ما را ایفا می کنند.

هنر همچون درمان | آلن دو باتن - جان آرمسترانگ | ترجمه مهرناز مصباح | نشر جشمه | ص 111
#فلسفه _اخلاق(عشق)

پاسخ دکتر سروش دباغ به آقای خسرو پناه


پاسخ دکتر سروش دباغ به آقای خسرو پناه:


اخیرا به لطف دوستی، پرسش و پاسخی را در کانال آقای عبدالحسین خسروپناه که ناظر به مباحث  و مقالات من دربارۀ  نقد «ذات گرایی» است، خواندم. به نزد ایشان، نقد ذات گرایی و طرح این مباحث « از سخیف ترین سخنان» است. بنای بحث معرفتی و علمی در این باب را با ایشان ندارم؛ که فرد آشنای با مباحث فلسفی و معرفتی می داند که  یک موضع معرفتی یا موجه و معرفت بخش است، یا غیر معرفت بخش. برافروخته شدن و بر آشفتن و سخن گفتن از « سخیف بودنِ» مدعایی، از عصبانیت و عدم اعتماد به نفسِ گوینده  نشات می گیرد  و در ترازوی تحقیق و  استدلال وزنی ندارد؛ بگذریم از این که جناب خسروپناه بضاعت علمیِ لازم برای ورود به این مبحث را ندارند و به گواهی تحصیلات و آثارشان، آشنایی جدی ای با فلسفۀ غرب، عموما و فلسفۀ ویتگنشتاین، خصوصا ندارند ( چندی پیش تصادفا به جزوۀ ایشان دربارۀ  تاریخ فلسفه تحلیلی و ادوار آن برخوردم که متضمن خطاهای عدیده ای بود).

  در بحث کنونی نیز  بعید است ایشان با نوع ذات گرایی و اصناف نومینالیسم  آشنا باشند و  فی المثل بتوانند ربط و نسبت میانِ نومینالیسم وجودشناختی ( ontological nominalism) و  نومینالیسم دلالت شناختی  ( semantic nominalism) را به درستی تقریر و صورت بندی کنند. من اگر جای ایشان بودم، حدّ خود را می دانستم و جریده می رفتم و در اموری که ورود چندانی ندارم، اتخاذ موضع نمی کردم. بخشی از این اعتماد به نفسِ کاذب، محصول تکیه زدن بر مسندی است که در قوارۀ ایشان نیست. روزگاری، بزرگانی چون سید حسین نصر و غلامرضا اعوانی ریاست مرکز معتبر « مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسقۀ ایران» را بر عهده داشتند و امور را سامان می بخشیدند (خوشبختانه توفیق  داشتم در دوران ریاستِ دکتر اعوانی ، پنج سال در این مؤسسه خدمت علمی و فرهنگی کنم).  اما، جناب خسرو پناه که سابقۀ شاگردی  آقای مصباح یزدی را در کارنامه خویش دارند، به مصداق:
                                    

  «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف  

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی»  

                      
  بدون تمهید مقدمات کردن و فراهم آوردنِ  اسباب بزرگی، در سالیان اخیر بر این مسند تکیه زده  اند.  چنان که،  چند سال قبل در نوشتارِ « هر آن که کشته نشد از قبیله ما نیست» آوردم، حکم اخراجِ اینجانب از «مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران » توسط ایشان امضاء شده است.  افزون بر این، برهم زدن فضای علمی- فرهنگی ِ نیکوی  مؤسسۀ حکمت و فلسفۀ ( چنان که از برخی از همکاران سابق به تفاریق شنیده ام) ، آوردن اعضای  هیئت علمیِ جدید متعدد از قم و بر هم زدن توازنِ میان آموزش و پژوهش در  دو حوزۀ  فلسفه غرب و  فلسفه اسلامی، از دستاوردهای حضور چند سالۀ ایشان در «مؤسسۀ پژوهشیِ حکمت و فلسفه ایران» بوده است. به نظرم، بهتر است آقای خسروپناه بیشتر به همین امور مشعشعِ اجرایی- اداری  بپردازند و در مقولاتی که ورودی ندارند، دخالت نکنند و آن را به اهلش بسپارند.