تنهایی و جدایی انسان

تنهایی و جدایی انسان تفاوت تلقی عرفانی و اگزیستانسیالیستی



عرفا این را احراز کرده‌اند که انسان در دنیا تنهاست.
بله، اگر او را با خدا مقایسه کنیم، تنها نیست، بلکه جدامانده است و این حالت دوگانه را تفطن یافته است. بدانید هرچه در این نکته بیشتر تفطن پیدا کنید، در سیر عرفانی موفق‌تر بوده‌اید.
بارها گفته‌ام که یکی از تفاوت‌هایی که تلقی عرفانی با تلقی اگزیستانسیالیسم قرن جدید (اصالت وجودی جدید) دارد این است که اگزیستانسیالیسم، انسان را تنها می‌داند. اما تلقی عارفانه می‌گوید بله در مقایسه با انسان‌های دیگر تنهاست، اما اگر او را با خدا مقایسه کنید و ربط او را با خدا بسنجید، تنهایی در کار نیست؛ جداماندگی در کار است.
یعنی کسی را دارم، اما از او دور افتاده‌ام. این دورافتادگی را باید رفع کرد. حالا اگر چشم باطن‌بین دنیا را پیدا کنید، احساس می‌کنید که هرکس نفع خود را در دنیا می‌جوید؛ پس شما هم به دنبال نفع خودتان بروید.
نکته دوم این که به‌خاطر دوست و یا دشمن، حق را زیر پا نگذارید. اگر توجه کنید که هیچ کسی به شما نفع نرسانده است ، بنابراین، بدهکار کسی نیستید، حق را زیر پا نمی‌گذارید. چرا به‌خاطر هم‌گروهی و هم‌جناحی و هم‌باندی، حق را زیر پا بگذاریم؟
من گمان می‌کنم که از مردم سودی به من می‌رسد، به‌خاطر خوشایند و بدآیند مردم ربا می‌خورم، رشوه می‌گیرم، گران فروشی می‌کنم و ....
قرآن می‌فرماید شما وقتی از خدا اعراض می‌کنید، مثل گوشتی هستید که از آسمان فرو افتاده و هر پرنده‌ای با منقارش تکه‌ای از آن می‌کند. وقتی این گوشت به زمین می‌رسد، دیگر درواقع گوشتی نمانده است؛ همه در راه، طعمه منقار پرنده‌یی شده است.
انسانی که از خدا اعراض می‌کند، دیگران با منقارشان از او می‌کنند؛ اما او این را نمی‌یابد. ما با کم‌فروشی و تهمت و غیبت و ... داریم قسمت‌هایی از وجود خود را از دست می‌دهیم. باطن دنیا بودن آخرت، یکی همین است که ما بدانیم که تنهاییم.

استاد ملکیان
رویکرد وجودی(اگزیستانسیالیستی)به نهج البلاغه

نماز گزاردن و چرایی شیوه و دلیل آن

دکتر عبد الکریم سروش

—---------
 نماز گزاردن و چرایی شیوه و دلیل آن
—---------

در واقع ما که نماز می خوانیم، خم می شویم، می گوییم سُبحَانَ رَبی اَلعَظیمِ وَ بِحَمدِه، سجده که می رویم، سُبحانَ رَبی اَلاَعلَی وَ بِحَمدِه، در حقیقت یک جور حرکتیست که در پیامبر ایجاد شد.  وقتی که این احوال را در این عالم دید، در واقع تبعیت کرد از این وضعیت، همپایی و هماهنگی کرد با این عالمی که می دید در خروش است، لذا خودش هم خروش بر می آورد. همه ی این اتفاقات در همان غار (حَرا) افتاد.

 هرچه بود به هرحال در آنجاها بود، هرچه که بر او پیدا شد و کشف شد، و حتی حرکاتی که بدن او به تبع روح او پیدا کرد که ما اسمش را می گذاریم "نماز خواندن".
حتی این ذکری که برزبان او جاری شد.

آدم وقتی که حالتی در روح او پیدا می شود، این حالت به تن هم سرایت پیدا می کند، شما وقتی که یک کسی را دوست دارید و با او حرف می زنید، کلماتتان هم لطیف تر می شود، صدایتان هم آرام تر می شود.  وقتی که به کسی احترام می گذارید، خود به خود تعظیم می کنید، بدنتان هم خم می شود.  این ها هیچ کدام اعتباری و قراردادی نیست، این ها خودش این طوری می شود.  وقتی خیلی خوشتان می آید و تعجب می کنید، لبتان به لبخند باز می شود، وقتی غمناک می شوید، چهره تان گرفته می شود.  این ها هیچ کدامش روی قرارداد نیست، این اتفاق ها به طور طبیعی می افتد.  یعنی این تأثیری است که نفس روی بدن می گذارد، بدن را به دنبال خودش می کشد و به تبعیت وادار می کند.

پیامبر وقتی که غلغل اجزای عالم را می شنید که همه دارند تسبیح می کنند، خودش هم زبانش به تسبیح باز می شد. وقتی که این خضوع همه جهان را در مقابل خداوند می دید اصلا بی اختیار خضوع می کرد و خم می شد و به سجده می افتاد.

 خیلی طبیعی این اتفاقات برای او افتاده است، خیلی راحت، یعنی پیامبر این کشفی که در این جهان می کرد این چنین نبود که فقط در عرصه ذهن او و روح او باقی بماند، تن را به دنبال می کشاند، بدن را فرمان اطاعت از حالت روحی می داد و این هماهنگی فقط هماهنگی روحی نبود، هماهنگی جسمانی هم بود.  درست شبیه این که وقتی خیلی طربناک می شوید، بی اختیار به رقص هم می افتید و بدن حرکاتی می کند که این طرب روحی را نشان می دهد، و بیرون می ریزد. و در واقع نماز هم یک چنین چیزی است. یعنی یک نوع هماهنگی بدن است با نفس، با روح، به شرط این که روح به این تجربه نائل شده باشد که در مقابل یک عظمتی خضوع می کند و با یک جهانی هماهنگی می کند و صدای آن ها را تکرار می کند، یعنی آن ها تسبیح می گویند، این هم تسبیح می گوید. آن ها خم می شوند، این هم خم می شود. آن ها به سجده می افتند، این هم به سجده می افتد.

 مگر در قرآن نیست که "همه چیز سجده خدا می کنند"؟ (آیه اش را نمی خوانیم چون همه اینجا باید سجده کنیم).  
و این اتفاق برای پیغمبر دقیقاَ به طور طبیعی افتاده بود. و به همین دلیل است که (همیشه گفته ایم و اینجا هم تکرار می کنیم که) آنچه در پیامبر اتفاق افتاد، ما مسیر عکسش را می رویم. یعنی او ابتدا از روحش شروع کرد و به جسمش رسید. ما از جسم آغاز می کنیم تا بلکه تأثیرات روحی در ما داشته باشد. یعنی او ابتدا روحش نماز خواند و بعد بدنش تبعیت از روح کرد. ما ابتدا نماز می خوانیم و حرکات بدنی انجام می دهیم به امید این که رفته رفته ارتقاء روحی پیدا کنیم و به آنجا برسیم.
تمام آن احوالی که برای آن بزرگوار حاصل می شد و آن کشف ها، تجربه ها، آن خلوت نشینی ها، شوقی که او را به عبادت برمی انگیخت، درست مثل یک تشنه ای که به آب احتیاج پیدا می کند، احتیاج روحی پیدا می کرد.  لذا این عبادت کردن یک کاری نبود که او با ملالت و یا از سر تکلیف بکند، خودش به عبادت اشتیاق پیدا می کرد. این پرستیدن، ستایش کردن، یک چیزیست در این آدم، آدم وقتی که یک محبوبی دارد، اصلا مایل است که به تکرار او را ستایش کند، و این یک نیاز روحیست. وقتی که در مقابل یک بزرگی هست، دوست دارد که خضوع خودش را نشان بدهد، دوست دارد بگوید که من نسبتم با تو نسبت متقارن و مساوی نیست، و من در جای پائین تری ایستاده ام. و این اظهار، این ابراز، وقتی که خصوصا پای ستایش در میان می آید، این ستایش ها روح آدمی را تغذیه می کند.  نمی شود که بر شما یک عظمتی متجلّی شود و شما همین طور ساکت بنشینید. البته یک وقت هایی هم ممکن است که آن تجلّی آنقدر عمیق و عظیم باشد که شما را خشک کند.  که به تعبیر مولوی:

پیـشِ شـیـری آهــویـی مدهوش شد
هستیَش در هستِ او روپوش شد
...........

احساس تازگی و آرامش

 احساس تازگی و آرامش


قبل از خواب چشمان خود را آرام بسته و بدنتان را شل کنید؛ به گونه ای که هیچ تنشی در بدنتان نباشد.اکنون خیال کنید که رودخانه ای با شتاب و پر خروش در میان دو کوه جریان دارد .آن را نگاه کرده و به درونش شیرجه بزنید؛ اما شنا نکنید.اجازه دهید که بدنتان بدون هیچ تنشی شناور شود.

اکنون تنها شناورید و دارید با آب رودخانه پیش می روید.جایی نیست که به آن برسید و مقصدی ندارید؛ بنابر این به شنا کردن نیازی نیست، خود را مانند برگی خشک احساس کنید که بی هیچ کوششی روی آب شناور است .این حس شما را با معنای "تسلیم" و" توکل" و "رها ساختن کامل "آشنا می سازد. 


اثرات این مدیتیشن


به جای شنا کردن در اقیانوس هستی در آن شناور شوید. هر گاه آماده شناور شدن باشید، خود رودخانه شمارا به اقیانوس خواهد برد.
رودخانه بدن شناور شما را با خود برده و شما شاهد آن بوده اید. در این پوچی، شادی و سروری وارد می شود که آن را سرور می نامیم.
اکنون دو یا سه نفس عمیق بکشید .با هر نفسی احساس تازگی و آرامش خواهید کرد.آرام آرام چشمان خود را باز کرده و از مراقبه بیرون بیایید. پس از آن بی درنگ بخوابید و اندک اندک خواب تان به مراقبه تبدیل خواهد شد.

مطلق بینی و نسبیت

مطلق بینی و نسبیت:


عدم تجهیز به این بینش (قانون نسبيت) ما را دچار کثرت می کند. ما انتظار داریم انسان ها خوب مطلق باشند ،اگر خوب مطلق نبودند، کنارشان می گذاریم.

اگر دوستان قبل خود را نداریم، نشان می دهد به سمت کثرت رفته ایم !

اگر تحمل دیدن اشتباه دوستانمان را نداریم، برای این است که مطلق نگاه کردیم !

نسبی بودن توقع ما را کم می کند، ولی مطلق گرایی توقع ما را بالا می برد.

یک نفر اگر هزار تا حسن دارد، ولی یک عیب هم دارد و این عیب ما را شوکه نمی کند، وحدتمان به کثرت تبدیل نمی شود و در فاز منفی نمی رویم.

الان ما درگیر مطلق گرایی هستیم. و یک بعدی بودن.

زيبايى يك دوستی را نابود می کند؛ در حالی که می توانستیم نسبی فکر کنیم و یک عیب را به 10 تا حسن پوشش بدهیم.

اثر سمل‌وایس ‼️

اثر سمل‌وایس ‼️


💠دکتر سمل‌وایس» یک پزشک مجار بود که در سال ۱۸۶۱ در مقاله‌ای نوشت :

«اگر پزشکان قبل از کمک به زایمان دست‌هایشان را بشویند، میزان مرگ و میر مادران و نوزادن تا یک‌دهم کاهش خواهد یافت.»

✅گفته‌ او که امروز میان ما بدیهی است و از دل منابع علمی و تحقیقات بیرون آمده بود، میان مردم و حاکمان مورد قبول قرار نگرفت. آن ها نمی‌خواستند بپذیرند که یک پزشک متخصص هم می‌تواند دست کثیفی داشته باشد که میکروب‌هایش باعث مرگ شود. سمل‌وایس که به حرف و تحقیقاتش باور داشت اصرار ورزید، عاقبت عدم پذیرش عمومی کار را به آنجا رساند که به تیمارستان منتقلش کردند و آنجا بر اثر ضرب و شتم نگهبانان با استخوان‌های شکسته جان داد.

✅«اثر سمل‌وایس» کنایه از عدم پذیرش باورمندان است وقتی دلایلی برای رد آن باور ایجاد می‌شود. نوعی گرایش و علاقه شدید به رد کردن هر چیزی که منافی عقاید عمومی‌است.

✅البته این اثر نیز نوعی جزئی‌تر از «سوگیری تایید‌ی» است. این سوگیری (جهت‌گیری) زمانی رخ می‌دهد که فرد با فیلتر کردن اطلاعات فقط و فقط به دنبال مواردی می‌گردد که نظر او را در مورد چیزی که به آن باور دارد، تایید کند. فرد حتی داده‌های مبهم و کم‌ارزش را جدی می‌گیرد تا باورش خدشه‌دار نشود و همه دلایل، شکیات و براهین دیگر را به کناری می‌نهد. این جمع‌آوری گزینشی اطلاعات برای تایید عقاید فردی و نادیده‌گرفتن دیگر موارد، عموماً در مورد مذاهب، باورهای شدید و علایق غیرمنطقی به افراد دیگر شدت می‌گیرد.

✅وقتی شخص عاشق کسی‌است یا به شدت به چیزی باور و عقیده دارد، احتمال آن که دچار اثر سمل‌وایس یا سوگیری تاییدی شود، بسیار زیاد است. در این حالت به «انکارگرایی» روی می‌آورد. واقعیت تلخ چنان او را می‌آزارد که حاضر به پذیرش آن نخواهد بود و به راحتی آن را انکار کرده یا نظریات ضعیف دیگری را در برابر آن علم می‌کند که علی‌رغم ضعف منطقی و علمی به او امیدی بدهد که باور و عقیده‌اش آنقدر هم اشتباه نبوده است. 

مثلاً وقتی چندصد زائر مومن و متقی در حادثه زیارتی در مکه و منا کشته می‌شوند و این حادثه طی چندین سال بارها و بارها تکرار شده، سوالاتی برای یک فرد منطقی در مورد دانایی و توانایی خدای اسلام و عملکردش ایجاد می‌شود، اما فرد مومن همه را به حکمت خدا یا کوتاهی بندگان خدا مربوط می‌داند تا به این سوالات جواب ندهد.   

یا وقتی عاشق کسی است همه شنیده‌ها از اعتیاد یا خیانت او را نشنیده می‌گیرد و به هر داستان مبهم و موهومی در خاطرات چنگ می‌زند تا خیانت و دروغ معشوقه را انکار کند. همه این موارد مکانیسم دفاعی روانی علیه افکار و نظریاتی است که خاطر افراد را مشوش می‌کند و باور و عقاید و نظریات پیشین آن ها را به هم می‌ریزد.
بدانید آن چنان این ویروس دروغ در وجودمان آشیانه امنی پیدا کرده که خودمان هم غافلیم. باور کنید خودمان حتی به خودمان هم دروغ می گوییم. یعنی با تکرار این دروغ آن چنان قباحت آن در اذهان همگی پاک شده که دیگر دروغ در مقابل پلیس، زن و بچه، در مقابل اداره مالیات، رییس اداره و دولت و.... امر عادی شده است.

الکسی سولینکوف شاهزاده روسی که حدود صد و چند سال قبل به ایران مسافرتی کرده در سیاحت نامه خود می نویسد:            

"درستی، صفتی است که در ایران وجود ندارد... دروغ به طوری در عادت و رسوم این طبقه (طبقه نوکر و کاسب و دکاندار) از مردم ایران ریشه دوانیده است که اگر احیانا یک نفر از آن ها دروغ نگوید، رسما از شما جایزه و پاداش می خواهد!"

و فاجعه اینجاست که اگر یک نفر از جامعه آرزو کند که این وضع تغییر کند، حاضر نیست به هیچ وجه این آرزو را از خودش شروع کند و اقدامی به عمل آورد. او مطمئنا این تغییر را برای دیگران آرزو می کند، نه خودش... !

جیمز موریه انگلیسی درباره هموطنان می گوید: 

"دروغ ناخوشی ملی و عیب فطری ایشان است و قسم هایشان شاهد بزرگ این امر.
قسم هایشان را ببینید، سخن راست که احتیاج به این همه قسم ندارد. به جان تو، به جان خودم، به مرگ اولادم، به روح پدر و مادرم، به شاه به جقه شاه، به ریش، به سبیل، به سلام و علیک، به نان و نمک، به پیغمبر، به ائمه، به قبله، به دوازده امام و هر آنچه که به زبانشان بیاید براحتی سوگند می خورند تا دروغ خود را به کرسی بنشانند."🍏

اگه مثبت فکر نکنیم چی میشه؟

 

اگه مثبت فکر نکنیم چی میشه؟



یک آزمایش ساده



همین الان هرجا که نشستین، پای راسستتون رو از زمین بلند کنین و در جهت عقربه های ساعت بچرخونین!
حالا با دست راستتون تو هوا حرف "ع" رو بنویسین!
دیدین؟!جهت حرکت پاتون عوض شد؟!
می دونید چرا؟
چرا؟ چون وقتی می خواهید حرف "ع" رو بنویسین, ذهن شما در جهت خلاف عقربه های ساعت حرکت می کنه! به همین دلیل پاتون ناخوداگاه جهتشو عوض می کنه تا با ذهنتون هماهنگ عمل کنه!!
اینو گفتم که یادتون باشه وقتی دارین منفی فکر می کنین, بدونین که ناخوداگاهتون بر علیه شما می شه و شروع می کنه به رفتار منفی؛ حتی اگه شما نخواسته باشین!!!
: اندیشه هایتان را روی فرکانس شادی تنظیم کنید تا بهشت را در روی زمین تجربه کنید!

فواید بوسیدن

💋فواید بوسیدن..💋



💋1) بوسیدن طولانی مدت در افزایش گردش خون بدن موثر است و می تواند ضربان قلب را ۱۱۰ ضربه در دقیقه افزایش دهد.

💋2)بعد از بوسیدن طولانی مدت، ریه ها فعال تر می شوند و باعث کاهش بیماری های ریوی می شود.

💋3)برخی دندان پزشکان معتقدند بوسیدن یک اقدام پیشگیرانه از پوسیدگی دندان ها می باشد؛ چرا که می تواند جریان ترشح بزاق اسیدی دهان که باعث پوسیدگی دندان می شود را کاهش دهد.

💋4)بوسه ای که بیش از سه دقیقه باشد، می تواند کاهش دهنده استرس باشد.

💋5)زوج هایی که هر روز صبح موقع خداحافظی همدیگر را می بوسند، ۵ سال بیشتر عمر می کنند.

💋6)بوسیدن طولانی باعث افزایش اعتماد به نفس در فرد می شود ،چرا که متوجه حس قدرشناسی همسر خود نسبت به وی می شود.

💋7)بوسیدن طولانی مدت می تواند سرعت سوخت ساز بدن را افزایش دهد.

💋8)بوسیدن می تواند در ترشح هورمون کورتیزل موثر باشد و در نتیجه باعث کاهش تنش و استرش شود که به سبب آن حس آرامش بخشی به طرفین منتقل می شود.

💋9) در فرایند بوسیدن طولانی مدت عضلات صورت درگیر می شوند. در نتیجه باعث می شود از افتادگی پوست صورت جلوگیری شود، به سبب آن پوستی صاف خواهید داشت.

ﭼﺮﺍ ﺍﻓﮑﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ؟

ﭼﺮﺍ ﺍﻓﮑﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ؟


ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﺏ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ ، ﺑﺮﺧﯽ ﺗﺒﺨﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ، ﺑﻌﻀﯽ ﺟﺬﺏ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ .

چه کار ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ ؟

ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎییاﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﯾﮏ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﺑﺴﺎﺯﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻫﺎ ﺭﺍ به سمتی ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ،

 ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﯿﺪ .

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﭼﯿﺴﺖ ؟

ﮐﺎﻧﺎﻝ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺷﺪﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﻓﮑﺮ ، ﯾﮏ ﻫﺪﻑ ﮐﺎﻣﻼً ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪﻩ .

ﯾﮏ ﻓﮑﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺑﺬﺭ . ﺍﯾﻦ ﺑﺬﺭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺁﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﺭﺷﺪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﻧﺸﯿﻨﺪ .

ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﮔﯿﺎﻫﺘﺎﻥ ‏( ﻫﺪﻓﺘﺎﻥ ‏) ﺧﺸﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺖ، ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﮐﻢ ﮐﺎﺭﯼ ﺷﻤﺎﺳﺖ .

ﻗﺪﺭﺕ ﻓﮑﺮﺗﺎﻥ ﻫﺮﻟﺤﻈﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺭﺵ ﺍﺳﺖ. ﻓﻘﻂ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ به جاﯼ ﭘﺮﺳﻪ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﻣﻮﻫﻮﻡ ‏( ﭼﺮﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻧﺪ ‏) ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭ ﺭﺍ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﻫﺪﻑ ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺪﺍﻥ ﺑﯿﻧﺪﯾﺸﯿﺪ ،

 ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ ﮔﻔﺘﻢ ‏« ﻫﺮ ﺭﻭﺯ‏».

 ﺍﺻﻞ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺩﺭ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﭘﺎﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻼﺡ ﺑﺸﺮ ﺷﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﻟﯿﺰﺭ .


"ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺫﻫﻦ"

ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟

ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟


ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺩﻛﺘﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﺴﮕﺮﯼ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺩﻛﺘﺮ ﺷﻬﺮﺯﺍﺩ ﺭﺣﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﻴﺪ ﺩﺍﻧﺸﻜﺪﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ "ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ " ﺧﻴﻠﯽ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ.
ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻫﺎﯼ به کاﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺣﻘﻮﻕ ﺳﻴﺎﺳﻰ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺯﻳﺴﺖ ﻣﺤﻴﻄﯽ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺟﻤﻌﺎ ١١٣ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ . 

ﻣﺜﻼ ﺩﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ، ﺷﺎﺧﺺ ﺳﻼﻣﺖ ﻭ ﻋﺪﻡ ﻓﺴﺎﺩ ﻭ ﺭﺑﺎ ﻭ ﺑﻬﺮﻩ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﺪ
ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ، ﺷﺎﺧﺺ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﻣﺪﻧﻰ، ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻧﻬﻲ ﺍﺯ ﻣﻨﻜﺮ، ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮﻕ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﺪ ﺯﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ...


ﻧﺘﯿﺠﻪ :
ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺗﺮﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﻴﻮﺯﻳﻠﻨﺪ، 

ﺭﺗﺒﻪ ﺩﻭﻡ ﻟﻮﻛﺰﺍﻣﺒﻮﺭﮒ، 

ﺭﺗﺒﻪ ﺳﻮﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺷﺒﻪ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺍﺳﻜﺎﻧﺪﻳﻨﺎﻭﯼ ‏( ﺩﺍﻧﻤﺎﺭﮎ - ﺳﻮﺋﺪ - ﻥﺭﻭﮊ -ﻓﻨﻼﻧﺪ ‏)
ﺟﺎﻟﺐ ﺍین که ﺗﺎ ﺭﺗﺒﻪ ٣٧ ﻫﻴﭻ ﻛﺸﻮﺭ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ !! 

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺭﺗﺒﻪ ٣٨ ﻣﺎﻟﺰﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺍﺳﺖ!
ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻭ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻧﯽِ ﺳﺮﺩﺭﻣﺪﺍﺭﺍﻧﺶ ﮔﻮﺵ ﻓﻠﮏ ﺭﺍ ﮐﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺭﺗﺒﻪ ١٦٣ ﺍﺳﺖ !!!!!!!
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﺮﺳﻨﺪ، ﺍﻣﺎ
ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮﻣﺬﻫﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺧﻮﺑﯽ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ.


 ﻣﻨﺒﻊ: ﻣﺠﻠﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺮ ﻣﺎﻩ ٩٣ ،ﺻﻔﺤﻪ١٢٥

راز بزرگ هستی پاسخ داده شد

راز بزرگ هستی پاسخ داده شد


 روز دوم نوامبر مصادف با ۱۱ آبان ۱۳۹۴ مجله  scientist در سر مقاله اصلی خود با تیتر بزرگ نوشت : 

بهشت و جهنم وجود دارد!
 بیل برایسون سردبیر این مجله در پیش گفتار به طور مفصل در خصوص پروژه ۱۶ ساله گروهی از دانشمندان کشورهای آلمان،انگلیس،سوییس و آمریکا که به طور محرمانه انجام شده است، قلم زد.به گفته او انتشار این نتایج پس از قطعی شدن در تاریخ ده سپتامبر سال ۲۰۰۱۱ برای بررسی مجدد برای مدت چهار سال به تعویق افتاد .

آنچه که به طور خلاصه از این تحقیقات حاصل شده ، این است که هر انسان در طول زندگی بر اساس تفکرات ذهنی امواج‌ و فرکانس هایی در نرون های مغز ایجاد می کند که همان حامل های دستوری هستند.

برای نمونه تفکر خشم آلود منتهی به صدور امواج سطح آلفا با فرکانس های شدید و بسیار کوتاه در سطح رشته های نرونی شده و باعث ایجاد سیلان هورمون های خاص از جمله آدرنالین می گردد.از این رو هر خصوصیت و ویژگی اخلاقی که در ذهن انسان شکل می گیرد، این تاثیر را در بدن انسان گذاشته و سطحی از امواج ایجاد می کند. دانشمندان با بررسی تاثیر این امواج بر روی طول موج نوسان پروتون های سازنده سلول های یک مغز که از آن در حالات مختلف نمونه برداری شده بود، به این نتیجه رسیدند که مقادیر این طول موج ها برای پروتون ها در حالت های مختلف متفاوت بوده است. از طرف دیگر با انبساط هستی پس از بیگ بنگ و گسترش بدون انتهای کل هستی به سمت نیروهای گرانشی فرا کیهانی ، کل هستی نهایتا به دو لایه در هم پیچیده در بستر بی انتها گسترش می یابد که بخشی نیروهای سیاه‌چاله ای یا همان Dark forces و بخشی نیروهای روشن یا همان light forces می باشند.و پس ازمایش هایی ثابت شد پروتون های مغز در حالت منفی جذب نیروهای سیاهچاله ای و پروتون های مغز در حالت مثبت جذب نیروهای روشن می گردد.به گفته ریچارد هایزگر دبیر اجرایی تیم آزمایشاتی هر سلول پس از مرگ در طول میلیون ها سال به ذرات بنیادین تقسیم شده که براساس طول موج ذرات زیر اتمی همچون پروتون ها که در روابط کوانتومی رفتار می کنند ،دارای یک حافظه ثبت شده می باشند که به سمت نیروهای تاریک و یا روشن کشانده می شوند.به عقیده ریچارد هایزگر آنچه که از برزخ در کتب آسمانی یاد شده است، در واقع طول بازه زمانی این اجزا در مسیر حرکت خود بعد از تجزیه یک جسد تا رسیدن به سیاه چاله های با درجه حرارت بیش از ۵۰۰ ملیون درجه فارنهایت(جهنم) و یا لایه های نورانی با دمای سازگار برای بقای اجزای اتمی(بهشت) می باشد.

انتظار می رود این نتایج شگفتی آور اثرات بسیار مهمی را در نظام فلسفی و اخلاقی جهان ما داشته باشد.چرا که با در نظر گرفتن اثبات علمی وجود بهشت و جهنم هر یک از ما به این خواهیم اندیشید که پروتون های سلول های ما به کجا خواهند رفت؟ بهشت یا جهنم؟ 


منبع :مجله نشنال ساینتیست www.nationalscientists.com

فرمان علیه فهم



فرمان علیه فهم

محمد مجتهد شبستری


1- مخالفت حکومت ما با علوم انسانی، مخالفت فرمان علیه فهم است. علوم انسانی ریشه در افکار و آراء دورۀ روشنگری Aufklärung دارد. روشنگری خود را در مخالفت با وحی مسیحی در معنای «مجموعه‌ای از آموزه‌ها که از عالم فوق عقلانی الوهیّت به انسان فرود آمده» معنا کرده است. این تعریف از وحی مسیحی موضع رسمی کلیسا در دوران روشنگری بود و کسی حق نداشت از آن تخلّف کند. این وحی منشأ و مبدأ فرمان‌هایی بود که کلیسا در زمینه‌های مختلف زندگی انسان صادر می‌کرد.

ادامه نوشته

قتل عام ایرانیان با لامپ های کم مصرف

قتل عام ایرانیان با لامپ های کم مصرف



 @tebeirani
لامپ های کم مصرف پروژه‌ رسمی 10 ساله برای تولید سرطان‌ در کشور!
1- متاسفانه در حدود 10 سال است استفاده و جایگزینی لامپ‌های کم‌مصرف از طرق مختلف ترویج و توصیه می‌شود و حتی برای تشویق اقشار مختلف مردم به استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف، یارانه نیز در ‌نظر گرفته و این نوع از لامپ‌ها با قیمتی پایین‌تر از قیمت تمام‌شده در اختیار مردم قرار می‌گرفت و هم اکنون مواد اولیه این لامپ‌ها مشمول تحریم نمی باشند.

ادامه نوشته

چه وقتی آب خوردن شما را می‌کُشد؟

 
متخصصان طب مدرن و سنتي هر يک دلايل متنوعي براي پرهيز از نوشيدن آب زياد در طول روز دارند و افراد را به ميانه‌روي در اين زمينه دعوت مي‌کنند. با اين وجود هر يک از اين مکاتب دلايل و توضيحات متفاوتي را در اين زمينه ارائه مي‌کنند.
ادامه نوشته

چه زمانی بهتر است قهوه بخوریم؟

 

چه زمانی بهتر است قهوه بخوریم؟

 

اگر جزو قهوه خورهای قهار هستید و نمی توانید از قهوه ی روزانه تان دل بکنید، باید بدانید بهترین زمان برای خوردن نوشیدنی مورد علاقه تان ساعت 10.30 صبح است. می پرسید چرا؟ ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید.

برای این که قهوه صبحگاهی تان حسابی سرحالتان بیاورد ، باید بین ساعت 9.30 تا 11.30 نوشیده شود. به خاطر این که در این ساعات از روز میزان کورتیزول (هورمون استرس) در پایین ترین میزان خود قرار دارد. این هورمون در ساعت 8 تا 9 صبح و همچنین 5.30 تا 6.30 عصر در بیش ترین میزان خود قرار دارد و بعد از آن کاهش می یابد.

کافئین موجود در قهوه و این هورمون روی هم تأثیر می گذارند. اگر زمانی که میزان کورتیزول بالاست قهوه بخورید، بدنتان نسبت به تأثیر کافئین مقاومت نشان می دهد. برای همین هم قهوه نمی تواند با سرعت زیاد مغزتان را تحریک کند. این گفته نظر متخصص مغز و اعصاب آمریکایی به نام استیون مایلر از دانشگاه ماریلند است که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.

به عقیده این متخصص افرادی که قهوه شان را به محض بیدار شدن و قبل از ساعت 9.30 می نوشند، باید یک قهوه بسیار غلیظ نوش جان کنند تا به تأثیر دلخواهشان برسند. از آنجایی که میزان کورتیزول در این ساعت بالاست، باید قهوه بیشتری هم بنوشید تا موثر عمل کند.

البته به عقیده متخصصان دیگر قهوه در افراد مختلف تأثیرات متفاوتی دارد.  همین طور این که میزان هورمون کورتیزول در همه یکسان نیست. اگر جزو قهوه خورها هستید می توانید فردا تأثیر قهوه در ساعات اولیه صبح را روی خودتان امتحان کنید.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

باغ‌های معلق بابل

 باغ‌های معلق بابل

 

باغ‌های معلق بابل یا باغ های معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. 

این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است، ولی همچنان در مورد وجود آن ها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرن ها این منطقه با باغ های نینوا درآمیخته، ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغ ها احتیاج بوده‌است، آورده شده‌است. این باغ ها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است، ساخته شده‌اند. 

آمیتیس دختر ایشتوویگو و نوهٔ هُوَخشَترَه (پادشاهان ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد، سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود، ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود؛ بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغ های معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد. واژهٔ معلق که برای این باغ ها استفاده می‌شود، در حقیقت به این معنی نیست که باغ ها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند، بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. 

استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراس ها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستون های سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است.چون باغ مانند دامنه یک تپه شیب داشت و بخش‌های متعدد آن طبقه طبقه روی هم قرار گرفته بودند، منظره کلی آن مانند یک باغ معلق بود. 

وقتی صفه‌های پلکانی صعودی ساخته شدند، در زیر آن‌ها تالارهایی احداث شد و درخت‌هایی در آن‌ها و بالای آن‌ها کاشته شد که به تدریج روی یکدیگر رشد کردند... سقف‌های این تالارها با شاه‌تیرهایی از جنس سنگ به طول ۱۶ پا محافظت می‌شد... سقف روی این شاه‌تیرها نخست با لایه‌ای از نی که در لابه‌لای آن‌ها مقدار زیادی قیر ریخته شده بود، پوشانده شده و روی آن آجر پخته که در میان آن‌ها آهک ریخته بودند، قرار داشت، لایه سوم از سرب بود و سپس خاک ریخته می‌شد که رطوبت آن به پایین نفوذ نکند. در پایین نیز زمین به اندازه کافی کنده می‌شد تا درختان بزرگ تر بتوانند ریشه بدوانند و زمین با هر نوع درخت کاشته شده بود و چون همه تالارها به حد کافی نور می‌گرفتند، جایگاه‌های متعدد سلطنتی با تصاویر بسیار در آن احداث گردید و در یکی از تالارها شکافی ایجاد شده بود و در آن تجهیزاتی گذاشتند که آب تمام باغ را به حد وفور از رودخانه می‌گرفت و به همه جا توزیع می‌کرد.

@Onlyhistoryمنابع ↑ امپراتوری ایران، ص ۲۸.ناردو, دان. امپراتوری ایران. ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر. چاپ دوم. تهران: انتشارات ققنوس, 1380. ISBN ‎8-257-311-964.

"خودپرستی "یا "دوستی با خود"

"خودپرستی "یا "دوستی با خود"


محمدامین مروتی

    تمايز بين خودخواهي و دوست داشتن خود بسيار مهم است. 

اگر زندگی بر وفق مرادتان نیست، دو دلیل دارد: 

اول این که خودخواهید 

و دوم آن که خود را دوست ندارید . 

این دو دلیل بر خلاف ظاهر یک مطلب را می‌گویند. 

خودخواهی بر "خود برتربینی" و همه چیز را برای خود خواستن دلالت می‌کند، ولی دوستی با خود دلالت بر احترام و کرامتی است که انسان برای خود به عنوان یک انسان قائل است و تفاوت اساسیش با خودخواهی در آن است که ناشی از مقایسه خود با دیگران نیست، بلکه قدر زندگی و سلامت و داشته‌ها و بودن خود را دانستن است. کسی که سلامت جسم خود را پاس نمی‌دارد، خود را دوست نمی‌دارد و کسی که به بهداشت روح خود توجه نمی‌کند، به همین طریق با خود دشمنی می‌کند. لذا نیچه با اشاره به آموزه مسیح که همسایه‌ات را مانند خودت دوست بدار، اضافه می‌کند: اما اول خودت را دوست بدار.
    ما زمانی احساس خوبی خواهیم داشت که خودمان را دوست داشته باشیم و از خودمان خوشمان بیاید و تمامیت کیفیت و چون و چند زندگی هر انسانی، تابع احساسی است که به خود دارد.
                                                                                                         

ﺁﯾﺎ ﻣﻦ ﻭ شما جز ﻋﻮﺍﻡ ﻫﺴﺘﯿﻢ؟

ﺁﯾﺎ ﻣﻦ ﻭ شما جز ﻋﻮﺍﻡ ﻫﺴﺘﯿﻢ؟



ﻗﺬﺍﻓﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ بوﺩ. ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﺩﻫﺪ، خندید ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ؟ استعفا ﺍﺯ ﭼﻪ؟ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﺩﻫﻢ؟ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ.

ﺍﻭ ﺭﺍﺳﺖ می گفت، ﻧﻪ ﺭﻫﺒﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﻧﻪ ﺭﯾﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ، ﻧﻪ ﺳﻠﻄﺎﻥ، ﻧﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ؛
ﺍﻭ نمی‌خوﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﺎﻭﯾﻦ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ!


ﺭﻭﺯگارﯼ ﻟﻨﯿﻦ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
ﻭﺯﯾﺮ ﭼﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﻬﻮﻉآﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ! ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﻡ ﭘﺮﻭﻟﺘﺮﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ می دﻫﺪ!

ﻣﺎﺋﻮ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﻮﺩ.

ﭼﺮﯾﮏ ﭘﯿﺮ، ﮐﺎﺳﺘﺮﻭ ﻫﻢ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﺮﺩ...!

ﮐﯿﻢ ﺍﯾﻞ ﺳﻮﻧﮓ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﯾﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﮐﺮﻩ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻮﺩ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺩﺍﯾﻤﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ...

ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦﻫﺎ، ﺭﻭﺯﯼ ﻗﺒﻠﻪ ﻣﺮﺩمانشان ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﻫﻤﻪ ﺍین ها ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺳﺖ ﻋﻮﺍﻡ، ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ، ﻫﻤﻪ ﺩﺭ آﻏﺎﺯ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻋﻮﺍﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
عوام، آن ها را می پرستیدند.

ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﻒ میﺯﺩﻧﺪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ خاطر آن ها به ﮐﺸﺘﻦ می ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﺩﮔﺮﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﻖ ﻫﯿﭻ نطق کشیدنی ﺭﺍ هم ﻧﺪﺍﺷﺖ.

ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﺎنی ﮐﻪ قذافی را ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﺵ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﮑﺴﺘﻨﺪ.


ﻋﻮﺍﻡ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ،
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻧﺮﻡ ﭼﯿﺴﺖ، ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﭼﯿﺴﺖ، ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﻣﻌﻠﻢ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭼﯿﺴﺘﻨﺪ.

ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﯽﺭﻭﺩ، ﺿﺮﺏ ﻭ ﺷﺘﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ، به دﺳﺖ پلیسی که باید حافظ مردم باشد ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪند،
ﻫﻤﺎن طوﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﻒ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﺪ، ﺩﺭ ﺻﻒ ﺷﯿﺮ ﻭ ﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﺪ، ﻋﻮﺍﻡ، ﮔﺪﺍ؛ ﺑﯿﻤﺎﺭ؛ ﺗﻦﻓﺮﻭﺵ، ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺵ؛ ﻣﻌﺘﺎﺩ؛ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭼﻮﻥ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ که این ها ﭼﯿﺴﺘﻨﺪ!!!

ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ در سراسر جهان، عوام ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ دیگر ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ!


ﻓﻬﻢ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﻧﮕﺮﺵ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ! ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﺩ، ﻃﺎﻗﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛
ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﺘﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﺪ؛ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﻂ ﺍﻭﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ؛ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻭ ﻋﮑﺲ ﻭ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ آن که ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺪ!


عوام ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﻭ ﺍﺭﺷﺪ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ می‌شود، پایان نامه هایشان را هم که از میدان انقلاب ابتیاع می کند. 

چشم دارند، ولی نمی بینند. 

مغز دارند، ولی نمی فهمند.

کله برای آنان که جایگاه مخ، که عضوی است که هر از چندگاهی باید به آرایشگاه برده شود. اصلا اهمیت سر برایشان در آن است که رستنگاه موی سر است.

این ﻋﻮﺍﻡ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭼﻨﺪ ﺟﻮﮎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، برای ﺩﻭﺳﺘﺎﻥشان ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺪ.

ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻋﻮﺍﻡ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ جهان سوم ﺍﺯ ﻫﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ آﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ.

ای کاش ما عوام نباشیم ...

اقامت کاملاً رایگان در 200 هزار شهر دنیا

 
پرتال کوچ سرفینگ دات کام، محفلی هست که به شما کمک می‌کند تا سفری ارزان را به اقصی نقاط جهان تجربه کنید. حتی، در پیدا کردن مراسم و رویدادهایی که کاربران در شهرهای مختلف جهان به صورت خودمانی راه اندازی می‌کنند، شرکت کنید.
ادامه نوشته

معجزه از سفیدی تخم مرغ !   سوختگی


معجزه از سفیدی تخم مرغ !


سوختگی

استدعا دارم از ارسال این متن به دوستان خود، خودداری نکنی. تنبلی به خرج نده و حتما برای بقیه بفرست. شاید ندونی که درد سو ختن یعنی چی و امیدوارم هرگز ندونی
مرد جوانی مزرعه اش رو با سم آفت کش سمپاشی می کرد و می خواست بدونه که چقدر از سم در مخزن باقی مونده. درپوش رو برداشت و فندک رو روشن کرد. بخار بلند شده از سم آتش گرفت و سراسر بدن اونو در بر گرفت. اون از روی تراکتور پایین پرید و فریاد زد. زن همسایه با حدود 10 تخم مرغ از خونه بیرون دوید و در عین حال فریاد می کشید "تخم مرغ بیارید". 

او تخم مرغ ها رو شکست و سفیده رو از زرده جدا کرد". وقتی آمبولانس رسید و مسئولان کمک های اولیه مرد جوان رو دیدن، پرسیدن "کی این کارو کرده؟" همه به اون زن اشاره کردن و ماموران به اون زن تبریک گفتن. 

" شما صورت اونو از نابود شدن نجات دادین". در انتهای تابستان مرد جوان دسته گلی به اون زن تقدیم و از اون تشکر کرد. صورتش مثل صورت یک بچه صاف شده بود.
 
در ذهن داشته باشین که این روش درمان شامل آموزش های ماموران آتشنشانی هم هست. کمک های اولیه شامل پاشیدن آب سرد بر سطح صدمه دیده و کاهش درجه حرارت برای جلوگیری از سوختگی لایه های زیرین پوسته. بعد سفیده تخم مرغ رو روی اون نقطه پخش کنید.
زنی که قسمت زیادی از دستش رو با آب جوش سوزانده بود، با وجود درد زیاد، آب سرد روی دستش ریخت (که خیلی هم دردناکه) دوتا تخم مرغ رو شکست و زرده رو از سفیده جدا کرد، کمی اون ها رو هم زد، و دستش رو در سفیده فرو برد. سفیده روی دستش خشکید و لایه ای روی دستش کشیده شد. بعداً یاد گرفت که سفیده تخم مرغ یک کولاژن طبیعیه و در تمام بعد از ظهر هر یک ساعت لایه دیگری بر لایه های قبلی افزود. در بعد از ظهر دیگه دردی احساس نمی کرد و روز بعد بسختی میشد اثری از سوختگی دید. 10 روز بعد، هیچ اثری باقی نمونده و پوست رنگ طبیعی شو به دست آورده بود. 

نواحی سوخته شده به لطف کولاژن موجود در سفیده تخم مرغ که پر از ویتامینه کاملاً ترمیم شده بود.
این اطلاعات ممکنه به درد هر کسی بخوره. پس لطفاً برای دیگران بفرستین.👆

آماری از پدیده طلاق و علل آن

 آماری از پدیده طلاق و علل آن

 

غلامرضا فتح‌آبادی ، مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری مرکزی


 آمارها نشان می‌دهد 40 تا 50 درصد از طلاق‌ها، 30 تا 40 درصد از سرقت‌ها و 65 درصد از کودک‌آزاری‌ها ناشی از سوءمصرف مواد‌ مخدر است.
15درصد از افراد جامعه به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر سوءمصرف مواد قرار دارند که خود ضمن این که آسیب‌زاست، ده‌ها آسیب دیگر را زنجیروار به همراه دارد.
 طبق تحقیقات میدانی صورت گرفته،
طی دو سال گذشته در استان، 60 درصد از زن و شوهرهایی که از هم جدا می‌شوند، فرزنددار هستند.

ادامه نوشته

تاثیر ساعات مختلف خواب شب در سلامتی بدن


تاثیر ساعات مختلف خواب شب در سلامتی بدن

ساعت 9 تا 11 شب: 

زماني است براي از بين بردن مواد سمي و غير ضروري که اين عمليات توسط آنتي اکسيدان ها انجام مي شود. در اين ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غير اين صورت اثر منفي بر روي سلامتي خود گذاشته ايد.

ساعت 11 تا 1 شب: 

عمليات از بين بردن مواد سمي در کبد ادامه دارد و شما بايد در خواب عميق باشيد.

ساعت 1 تا 3 نيمه شب: 

عمليات سم زدايي در کيسه صفرا ، در طي يک خواب عميق به طور مناسب انجام مي شود.

ساعت 3 تا 5 صبح: 

عمليات از بين بردن مواد سمي در ريه اتفاق مي افتد.. بعضي مواقع ديده شده که افراد در اين زمان، سرفه شديد يا عطسه مي کنند.

ساعت 5 تا 7 صبح: 

اين عمليات در روده بزرگ صورت مي گيرد، لذا مي توانيد آن را دفع کنيد.

ساعت 7 تا 9 صبح: 

جذب مواد مغذي صورت مي گيرد، پس بهتر است صبحانه بخوريد. افرادي که بيمارند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقيقه ميل کنند.

کساني که مي خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترين ساعت صرف صبحانه براي آن ها، ساعت 7 و 30 دقيقه مي باشد و کساني که اصلا صبحانه نمي خورند، بهتر است عادت خود را تغيير دهند.

گفتگو چیست ؟

گفتگو چیست ؟

 گفتگو جزء ذات انسان است. انسان موجود اجتماعي است و گفت وگو مهم ترين وجه اين مدنیت است. گفت وگو فقط به معناي رد و بدل كردن افكار و احساسات و اطلاعات نیست. بلكه ذهن ها و شعورها را با هم مرتبط مي‌سازد و وسيلۀ می گردد برای دسترسی به حوزه‌هاي مشترك وجود انسان . حوزه‌هاي مشتركي كه بین انسان ها وجود دارد و بر رفتار و افكار و اعمال انسان تأثير گذار است، ولي آگاهي نسبت به آن‌ها كم است و در صورت عدم آگاهي نسبت به آن ها تأثير ناکارآمد بر اخلاق انسان دارد.
ادامه نوشته

می خواهم خودم باشم

⭐️⭐️⭐️⭐️ #پست_ویژه ⭐️⭐️⭐️⭐️

 #قصه_سحر



       می خواهم خودم باشم



در باغ دیوانه خانه ای قدم می زدم که جوانی را سرگرم خواندن کتاب فلسفه ای دیدم.
منش و سلامت رفتارش با بیماران دیگر تناسبی نداشت.کنارش نشستم و پرسیدم:
"اینجا چه می کنی ؟"
با تعجب نگاهم کرد. اما دید که من از پزشکان نیستم. پاسخ داد:

" خیلی ساده پدرم که وکیل ممتازی بود، می خواست راه او را دنبال کنم. 

عمویم که شرکت بازرگانی بزرگی داشت ، دوست داشت از الگوی او پیروی کنم. مادرم دوست داشت تصویری از پدر محبوبش باشم .
خواهرم همیشه شوهرش را به عنوان الگوی یک مرد موفق مثال می زد.
برادرم سعی می کرد مرا طوری پرورش بدهد که مثل خودش ورزشکاری عالی بشوم.
مکثی کرد و دوباره ادامه داد:
"در مورد معلم هایم در مدرسه استاد پیانو و معلم انگلیسی ام هم همین طور شد. همه اعتقاد داشتند که خودشان بهترین الگویند . 

هیچ کدام آن طور به من نگاه نمی کردند که باید به یک انسان نگاه کرد... طوری به من نگاه می کردند که انگار در آیینه نگاه می کنند.
بنابراین تصمیم گرفتم خودم را در این آسایشگاه بستری کنم. اینجا دست کم می توانم خودم باشم."

امواج نامرئی تفکرات

 امواج نامرئی تفکرات 

 

وقتی برای کسی از ته قلب آرزوی موفقیت شادی و سلامتی می کنید، امواج نامرئی تفکرات و انرژی شما تشخیص نمی دهد که این آرزو متوجه دیگری است.
 این موج نیک خواهی ابتدا خود شما را سرشار از ماهیت خویش می کند.
در حالت دعا تمامی قوای معنوی، سلول های مغز و حتی سیستم عصبی، زیر بارش این ذرات بهشتی قرار می گیرند که خود شما آن را تولید کردید.
 اگر از کسی بیزار و متنفر باشید نیز ذرات و امواج کسالت و تنفر، نخست بر خود شما می بارد و سپس در ضمیرتان رسوب می کند.

با توجه به این واقعیت، ضمیر نا خودآگاه کسی که دعا و نفرین می کند، نمی تواند تشخیص دهد که این محصولات شفا بخش و یا مسموم کننده متعلق به فرد دیگری است و باید به سوی او صادر شود، بلکه در این شرایط، ضمیر ناخودآگاه، آن محصولات را ابتدا خودش جذب می کند.
همیشه به یاد داشته باشید آبی که در رودخانه جاری است، نخست بستر خود را تر و سرشار از ذات خویش می کند و در نهایت به دریا می رسد.

وحی، الهام است

وحی، الهام است

وحی، الهام است.
این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبران این را در سطح بالاتری تجربه می‌کنند.

در روزگار مدرن، ما وحی را با استفاده از استعاره شعر می‌فهمیم.
چنان‌که یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است:
وحی بالاترین درجه شعر است.

پیامبر درست مانند یک شاعر احساس می‌کند که نیرویی بیرونی او را در اختیار گرفته است.
اما در واقع شخص پیامبر همه چیز است، آفریننده و تولیدکننده.

این الهام از «نَفس پیامبر» می‌آید و نفس هر فردی الهی است.

اما پیامبر با سایر اشخاص فرق دارد، از آن رو که او از الهی بودن این نفس آگاه شده است.
او این وضع بالقوه را به فعلیت رسانده است.
نفس او با خدا یکی شده است.

این اتحاد معنوی با خدا به معنای خدا شدن پیامبر نیست و این اتحادی است که محدود به «قد و قامت خود پیامبر» است.

این اتحاد به اندازه بشریت است، نه به اندازه خدا.
مولوی، شاعر و عارف، این تناقض‌نما را با ابیاتی به این مضمون بیان کرده است که «اتحاد پیامبر با خدا، همچون ریختن بحر در کوزه است»

آنچه پیامبر از خدا دریافت می کند، مضمون وحی است.
اما این مضمون را نمی‌توان به همان شکل به مردم عرضه کرد، چون بالاتر از فهم آن‌ها و حتی ورای کلمات است.

این وحی بی ‌صورت است و وظیفه شخص پیامبر این است که به این مضمون بی صورت، صورتی ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد.

 پیامبر، باز هم مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می‌داند، و به سبکی که خود به آن اشراف دارد، و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می‌کند.

#دکترسروش #وحی #پیامبر_اسلام
@SchoolofRumi

اگر بناست که عوض شوید...

 

 اگر بناست که عوض شوید... 

 

اگر بناست که عوض شوید
 دست کم یکی از تعلقات یا روابط خود را عوض کنید .

شخص اگر از وضع خویش ملول است ،
باید بداند که در برخی از تعلقات و روابطی که تا آن روز داشته ، خللی هست .

بعضی از آن ها راباید ببرد
 و بعضی را عوض کند
 و بعضی را باید اصلاح و تکمیل کند

از غذا خوردن گرفته
 تا لباس پوشیدن
 سخن گفتن
 رابطه با دوستان
  نوع شغل

همه را باید بازنگری کند و تغییر دهد .

مشکلات از آسمان بر سر آدم نمی بارد

اشکال در یکی از این روابط است .



☑️ برگرفته از اوصاف پارسایان          


@SchoolofRumi