تفکر دلفینی   


تفکر دلفینی  



چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی، برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟ نویسندگان کتاب« راهبرد دلفینی» کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند.

به طور کلی، انسان‌ها همانند موجودات دریایی به ۳طبقه تقسیم مي شوند: ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها. 


دسته اول: 


ماهی‌های کپور: که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌؛ زیرا توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند.
برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ آن ها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.

دسته دوم: 


کوسه ماهی‌ها: هستند با روش (برنده – بازنده). برای این که من برنده شوم‌ ،تو باید بازنده باشی. برای کوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل با انسان های کوسه‌ مسلک برخورد کرده باشیم؛ مثل کارکنانی که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند.

دسته سوم: 


دلفین ها: نوع دیگری از حیوانات دریایی هستند. این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را برگزیده اند . دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4 دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.

در «سان دیه گو» پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آن ها پرداختند. ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آن ها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند.
 دلفین ها فقط می خواستند با آن ها بازی کنند، ولی کوسه ها بی وقفه به آن ها حمله می کردند. سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد، آن ها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آن ها را می شکستند. به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.

در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پربار است...

اثرات راه رفتن در آب چیست؟


اثرات راه رفتن در آب چیست؟



راه رفتن ورزش بسیار مفیدی است که تاثیرات زیر را دارد.

تقویت عضلات اندام تحتانی و تنه قوی و محکم تر کردن استخوان های لگن و ستون مهره و اندام تحتانی و پیشگیری از پوکی استخوان
افزایش جریان خون و تنفس و کمک به کارکرد بهتر قلب و ریه و پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی

ادامه نوشته

فواید مطالعه

فواید مطالعه 

 

کتاب خوانی فایده های زیر را دارد:
1-مطالعه یک فرایند فعال ذهنی است.
2-مطالعه پایه های مهارت را فعال می سازد.
3-مطالعه واژگان شناخته شده شما را افزایش می دهد.
4- مطالعه این امکان را به شما می دهد تا به صورت اجمالی با سایر فرهنگ ها و مناطق آشنا شوید.
5- مطالعه تمرکز را افزایش می دهد.
6- مطالعه باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود.
7- مطالعه انضباط فردی را افزایش می دهد.
8- مطالعه خلاقیت را افزایش می دهد.
9-مطالعه این امکان را به شما می دهد تا در رابطه با موضوعی صحبت کنید.
10- مطالعه کتاب سرگرمی ارزانی است.
11- مطالعه این امکان را به شما می دهد تا به اختیار خود مطالب بیاموزید.
12-مطالعه قوای استدلال شما را افزایش می دهد.
1 مطالعه باعث می شود تا اشتباهاتمان کاهش پیدا کند.
15- مطالعه کسالت را کاهش می دهد.
16-مطالعه می تواند زندگی شما را تغییر دهد.
17-مطالعه استرس را کاهش می دهد.
18- مطالعه شما را از مضرات دنیای دیجیتالی دور می سازد.
19-مطالعه کتاب همیشه از تماشای فیلم بهتر است.
20- مطالعه مشارکت ذهنی ایجاد می کند.

حجاب اجباری فاقد دلیل معتبر شرعی است


حجاب اجباری فاقد دلیل معتبر شرعی است


آیت الله دکتر محسن کدیور

۲۵ تیر ۱۳۹۱


درباره ساتر که از آن به حجاب شرعی تعبیر می شود، و فعلا در پوشاندن موی سر بانوان و پوشیدن روسری متمرکز شده، در دو مقام می توان بحث کرد، یکی بحث درباره ابعاد شرعی آن به عنوان یک فعل ایمانی و تکلیف شرعی، دیگری درباره جواز یا عدم جواز مشروعیت بکار بردن اجبار برای رعایت حجاب و تعیین مجازات قانونی برای بانوانی که آن را به طور کامل رعایت نمی کنند.

درباره مقام دوم یعنی حجاب اجباری، تعیین مجازات برای ناقضین حجاب توسط مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۲ صورت گرفته است:

«زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار تومان جزای نقدی محکوم خواهند شد.» (قانون مجازات اسلامی، تبصره ماده ۶۳۸). 

این ماده از قانون مجازات اسلامی برگرفته از فتوای مرحوم آیت الله خمینی است: هر کسی که واجبی را ترک یا حرامی را مرتکب شود، امام (ع) یا نائبش می تواند او را تعزیر کند به شرط این که آن امر از کبائر باشد. تعزیر کمتر از حدّ است و مقدار آن به دست حاکم شرع است…  

(تحریرالوسیله، ج ۲ ص ۴۷۷، کتاب الحدود، فروع حد القذف، الخامس)
بر اساس فتوای فوق بی حجابی یا بدحجابی اگر بخواهد شرعا مشمول تعزیر واقع شود، عدم رعایت حجاب باید از گناهان کبیره محسوب شود. مرحوم آیت الله خمینی گناهان کبیره را این گونه تعریف کرده است:  

«هر معصیتی که عذاب آتش جهنم یا عقاب بر آن داده وعده شده باشد، یا با آن به شدت تمام برخورد شده باشد، یا همانند یا بزرگ تر از برخی گناهان کبیره معرفی شده باشد، یا عقل بر کبیره بودن آن حکم کند، یا در ارتکاز متشرعه چنین باشد، یا نصی یر کبیره بودن آن وارد شده باشد.» 

انگاه ایشان چهل و پنج گناه کبیره را مثال زده است. (تحریرالوسیله، القول فی شرائط إمام الجماعه، ج ۱، ص ۲۷۵-۲۷۴) که حجاب جزء ان ها نیست.
با ملاک های برشمرده در فتوای فوق عدم رعایت حجاب گناه کبیره نیست، زیرا در هیچ آیه‌‌ قرآن بر تارک آن وعده عذاب داده نشده است. در سنت رسول الله (ص) و سیره‌ ائمه (ع) هیچ موردی از اجبار یا مجازات در امر حجاب گزارش نشده است. در هیچ «روایت معتبری» برای تارک آن عقاب وعده داده نشده است. کبیره بودن آن اجماعی نیست.  دلیل عقل یا سیره عقلا بر جواز مجازات آن دلالت نمی کند. ارتکاز متشرعه در طول تاریخ بویژه صدر اسلام  نیز بر جواز مجازات آن دلالت ندارد.
نتیجه این که به فتوای آیت الله خمینی که کلیه ارکان نظام جمهوری اسلامی مقلد وی هستند و قوانین ان نیز بر اساس فتوای وی نوشته شده است، چون ترک حجاب شرعی گناه کبیره نیست، حاکم شرع مجاز به تعزیر تارک آن نمی باشد. عدم جواز تعزیر معنایی جز مردود بودن اجبار قانونی ندارد. یعنی حجاب اجباری مطابق فتوای بنیانگذار جمهوری اسلامی هم فاقد جواز شرعی است.
به طور کلی تعزیر بر ترک واجب یا فعل حرام نیاز به نص معتبر شرعی دارد و عمومات هم ناتوان  از اثبات در موارد غیرمنصوص است. یکی از موارد غیرمنصوص تعزیر بر ترک حجاب است.
اجبار بر بی حجابی خلاف شرع بود. اجبار بر رعایت حجاب نیز فاقد مستند معتبر شرعی و در نتیجه خلاف شرع است. حجاب با رعایت حدود شرعی آن اختیار زنان مؤمنه است.
این مختصر در ضمن پرسش و پاسخ های جلسه مجازی مورخ ۲۵ تیر ۱۳۹۱ با دانشجویان ایرانی دانشگاه بین المللی سنگاپور تشریح شد.

@Democracyy
#كانال_دموكراسى_رامعرفى_كنيد
#به_سوی_دموکراسی

آیا کسی بهتر از ما پیدا می شود؟!!

آیا کسی بهتر از ما پیدا می شود؟!!


کریستف آندره، روان شناس فرانسوی با ارائه تحقیقاتی در زمینۀ روان شناسی اجتماعی نشان می‌دهد که اکثر مردم در هر زمینه‌ای خود را کمی بالاتر از حد متوسط تصور می‌کنند. مثلاً ما معمولاً خود را کمی کارآمدتر و با هوش‌تر از دیگران می‌دانیم یا خود را خوش‌سلیقه‌تر و… از سایرین تصور می‌کنیم.

ادامه نوشته

دیوار مهربانی

دیوار مهربانی: 

'نیاز نداری بذار، نیاز داری بردار'

  •  

در روزها و هفته‌های اخیر تصاویری از پدیده‌ای تازه در ایران با عنوان "دیوار مهربانی" در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود.

ادامه نوشته

کار مهم پیامبران  

 

کار مهم پیامبران 

 

کار مهمی که پیامبران کردند
 آوردن معنا و محوری تازه برای زندگی بود ،
 نه نحوه تازه ای از زندگی.

 گفتند اگر تجارت می کنید
اگر ازدواج می کنید
 اگر حج می روید
 اگر قربانی می کنید
 اگر دوستی می ورزید
 اگر جنگ می کنید
 همه را عطف به کانون معنایی تازه و به خاطر آن انجام دهید...

عبادات را هم برای تأمین و حفظ آن کانون معنایی تعلیم دادند...
 
اگر پیامبر اسلام احکامی اجتماعی آورده ، این احکام متکی به عرفیات جامعه بود و عمدتاً به کار فصل خصومات می آمد...
 مورخان و فقها گفته اند ٩٩ درصد احکام اجتماعی اسلام ، امضایی اند و در جامعه عربی سابقه داشته اند...
یعنی پیامبر بر همان آدابی که در جامعه عربی جاری بوده ، صحه گذاشته و بدان ها مشروعیت بخشیده و با تغییرات و تعدیلاتی به درون شرع اسلام آورده است...

 و لذا به راحتی می توان گمان زد که اگر پیامبر در عصر ما ظهور می کرد ، بدون دست زدن به کثیری از اَشکال زندگی امروزین ، محور و کانون معنوی جدیدی برای زندگی می آورد.

 یعنی نه یک نظریه علمی- فلسفی جدیدی عرضه می کرد و نه یک نظام تکنولوژیک – صنعتی تازه ای ، بلکه با قبول عرف عصر از مردم می خواست تا حیاتشان را به کانون معنوی دین معطوف کنند.

اصلاح دینی هم در عصر جدید معنایی غیر از این ندارد و به جای آن که به ترمیم فقه و حقوق همت در بندد، به احیا و بسط تجربه نبوی اهتمام می ورزید.

مصلحان باید از گوهر دین آعاز کنند و صدف های عصر را در خدمت آن بنهند.

پاره ای از برابری های حقوقی که لیبرال ها از آن ها دفاع می کنند، در بدو تولد لیبرالیزم جزِء مطالبات آن ها نبوده.
مثلا برابری زن و مرد در قرون هفده و شانزده مطلقا مطرح نبوده و در اواخر ١٩و اوایل٢٠ بود که این حق به زنان داده شد تا رای بدهند.

 نفی بردگی در قرن ١٨ روی داد و از آن پس بود که بردگان با اربابان سابق خود حقوق برابر پیدا کردند.

از طرفی دیگر جای انکار نیست که در اسلام نابرابری های حقوقی فراوان وجود دارد ،
 از جمله نابرابری میان عبد و مولا ، نابرابری حقوقی زن و مرد و نابرابری حقوقی مسلمان و غیر مسلمان در جامعه اسلامی.
 این نابرابری ها از مسلمات فقه اسلامی است و فقهای فریقین بر آن ها اجماع دارند.

 حال سوال این است که این نابرابری های حقوقی جزء ذاتیات اسلامند یا جزء عرضیات اسلام؟

 پاسخ صریح من این است که این نابرابری ها جزء عرضیاتند و لذا بنا به تعریف می توانستند غیر از این باشند.
 
به طور کلی تمام نظام حقوقی اسلام جزء عرضیات اسلام است.

  نباید «مقاصد شارع» را با «راه نیل به آن مقاصد» یکی دانست.
این ها منبعث از شرایطی هستند که پیامبر در آن ها مبعوث شدند و به هیچ وجه جزء ارزش های مطلق انسانی محسوب نمی شوند
 و به همین سبب می توانند مشمول اجتهادات عصری واقع شوند و جای خود را به عرفیات و آداب و ارزش های دیگر بدهند و همچنان حافظ مقاصد شارع باشند.

                                    ( اخلاق خدایان)
@SchoolofRumi

امامان فقیه یا امامان عارف؟

امامان فقیه یا امامان عارف؟

تقلیل دادن اسلام و معارف اسلامی به فقه، که مانند بسیاری از تحولات و نهضت های اسلامی از قرن سوم آغاز گردید، در چهره ای که ما از پیغمبر و ائمه می سازیم، تأثیر می گذارد. 

شما وقتی مهم ترین اصل در اسلام را توحید دانستید و مهم ترین دستاورد اسلام را خداشناسی و عرفان دانستید، پیغمبر و ائمه را به گونۀ دیگری تصویر می کنید و وقتی مهم ترین اصل را نبوت و مهم ترین دستاورد معرفتی را حدیث و فقه دانستید، به گونه ای دیگر.
در واقع چهره های بزرگان دینی و مذهبی ما متأثر از برداشتی است که ما از اسلام می کنیم. مثلاً چهره ای که فقهای شیعه از امام صادق (ع) ساخته اند، چهرۀ فقیه و مجتهدی است مثل شیخ طوسی و شیخ انصاری، البته یک سر و گردن بالاتر. ولی وقتی شما حقیقت اسلام را در توحید و معرفت خداوند دانستید و برای علم طهارت و نجاست و خرید و فروش برده و قاطر ارزش چندانی قائل نشدید و حقیقت اسلام و اصل پیام محمد(ص) را توحید و خداشناسی دانستید، آن وقت امام صادق برای شما تبدیل به یک پارچه نور می شود. و این چهره ای است که صوفیان از امام صادق در نظر داشته اند. حضرت صادق آنقدر تقدس داشته که بعضی ها فکر می کردند که خدا در او حلول کرده بوده است. این حرف های غلو آمیز البته سخیف است، ولی به هر حال من چهرۀ امام صادقی را که صوفیه ترسیم کرده اند، به مراتب بیشتر دوست دارم تا چهره ای که فقها ترسیم کرده اند. 

و اگر روزی ثابت شود که امام صادقی که قبل از شکل گیری علم فقه و اصول وجود داشته، همان چهرۀ معنوی عارف باللهی است که تفاسیر عرفانی منسوب به او ترسیم کرده اند، معلوم می شود که چه ظلمی فقها به امامان ما، به خصوص حضرت صادق (ع)، کرده اند. 

فقه در گذشته خدمات زیادی به تمدن اسلامی کرده است، ولی امروز وقت آن است که به بلاهایی هم که بر سر چهرۀ مقدس اسلام و بزرگان ما آورده است، رسیدگی شود. 


(از فیسبوک دکتر نصرالله پورجوادی)

جملات تکان دهنده دکتر علی شریعتی درباره قرآن

جملات تکان دهنده دکتر علی شریعتی درباره قرآن:



قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.
کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست …کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم… آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست.
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد 

و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت 

و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی به کار رفت. 

از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد 

و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند 

و بالاخره، این که می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.
قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود، همه از هم می پرسند:” چه کس مرده است؟ “

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.
قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ 

یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده، 

‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته،

یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … 

آیا واقعا خدا ترافرستاده تا موزه سازی کنیم؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند! … اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند، مستمعین فریاد می زنند: ”احسنت …!” گویی مسابقه نفس است …
قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای! حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول ، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ 

ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند، ‌حفظ کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم


(مرحوم دکتر علی شریعتی، برگرفته از پدر مادر ما متهمیم، مجموعه آثار ۲۲.)

دو اشکال روشنفکری ما

 دو اشکال روشنفکری ما 

 

عباس کاظمی جامعه‌شناس به هفته نامه صدا گفت :

دو اشکال در روشنفکری ما وجود دارد.
یکی این که روشنفکری ما بیش از اندازه از سیاست‌ورزی دور افتاده است و چون از سیاست‌ورزی دور است، دیدگاه و نظریاتش پراگماتیستی هم نیست.

 خیلی با فاصله از دولت و نهادهای اجتماعی که جامعه را مدیریت می‌کنند، قرار می‌گیرد.

از سمت دیگر روشنفکران در ایران از زندگی روزمره و جامعه هم دورند.
به نظر می‌رسد روشنفکران در ایران به ‌گونه‌ای خودشان را با فاصله گرفتن از چیزها تعریف می‌کنند؛ فاصله از دولت، از کارهای اجرایی و از بین مردم و معمولی بودن و مثل مردم زیستن و رفتار کردن و تلاش می‌کنند این‌گونه هویت روشنفکری خودشان را بسازند.

این خطای روشنفکری ماست و موجب شده که روشنفکری ما به روشنفکری‌ای تبدیل بشود که عملا خاصیت و نتایج عملی در اثرات و رفتارهایش نبینیم.

وقتی برای روشنفکر موضع فرادست در جامعه قائل می‌شویم، بیشتر حالتی انقلابی ایفا می‌کند.

روشنفکر مردمی روشنفکری است که به عنوان مثال در حال حاضر در شبکه‌های اجتماعی حضور دارد؛ مثلا در فیس بوک و تلگرام حضور دارد و از پدیده‌های جدیدی که اطرافش شکل می‌گیرد، بیگانه نیست؛ نه روشنفکری که هنوز از کتاب فراتر نرفته و هنوز با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی آشنا نیست.
 یا روشنفکر مردمی روشنفکری است که در خیابان و کوچه‌هاست، در موزه‌ها و سینماهاست، در مراکز خرید و بازار است و به طور کلی زندگی روزمره را امری بی‌ارزش و پست نمی‌داند.
 این تلقی از مردمی بودن با پوپولیست بودن به کل فرق دارد.

پیک اندیشه

@otagh_fekr_e_ayandeh

جلب شادی و رضايت همسر

جلب شادی و رضايت همسر 

 

🌺امکانات گوناگونی وجود دارد که مرد می تواند بدون زحمت زياد و يا صرف هزينه و وقت فراوان، امتيازاتی در جهت شادی و رضايت همسرش کسب کند.

🌺فقط کافی است توان و توجه خود را مقداری تغيير جهت داده و از آن بهره ببرد.

🌺اغلب مردها از عهده انجام اين کار برمی آيند. ولی به اثر مثبت آن واقف نيستند.

ادامه نوشته

فرازهایی از سخنان آقای دکتر صادق حقیقت

فرازهایی از سخنان آقای دکتر صادق حقیقت  
 
در دومین شب ویژه برنامه تعزیت آفتاب:
- به طور کلی دو دیدگاه می توان به حادثه کربلا داشت. یک نگاه با عقل و یک نگاه با عشق. عقل حق دارد سوال کند که چرا امام حسین (ع) هم مثل برادرشان که با معاویه صلح کرد، با یزید صلح نکرد و قیام را برگزید؟ و در شرایطی که امام می دانستند راه پیروزی وجود ندارد، چرا تقیه نکردند؟- محمد بن حنفیه، برادر امام حسین (ع) به ایشان نصیحت می کرد که از مکه خارج نشو و اگر خواستی خارج شوی، به یمن برو یا این که سر به کوه بگذار، اما با یزید روبه رو نشو!- حتی جابر انصاری که از پیامبر تا امام پنجم را درک کرده بود، از امام حسین پرسید: چرا مانند برادرت امام حسن، صلح نمی کنید؟- امام در کربلا در تنگنای انتخاب بین ذلّت و شهادت قرار گرفتند، در حالی که امام حسن راه سومی هم پیش رو داشتند و آن صلح بود.- امام حسین (ع)، در کربلا، پنج مرتبه درخواست کردند که اجازه بدهید برگردم، ولی با این درخواست ها مخالفت می شد.- در حدیث قدسی از قول خداوند داریم: هر کس دنبال من باشد، مرا پیدا می کند و هر کس مرا پیدا کند، به من محبت می کند و هر کس محبت پیدا کند، به من عشق می ورزد و هر کس عاشق من شود، من هم عاشقش می شوم و هر کس خدا عاشقش شود، او را می کُشد و خودم دیه او هستم.- اگر با عقل ابزاری (عقل هزینه – فایده) و یا عقل قدرت محور (مثل ماکیاولی) حادثه عاشورا را بررسی کنیم، این قیام تأیید نخواهد شد، ولی اگر با عقل مبتنی بر وحی و مستمد از قرآن بررسی کنیم، معنای دیگری به دست خواهد آمد.- در ماجرای کربلا ما مسلمانی داشتیم که در ظهر عاشورا لشکر امام را ترک کرد و رفت و مسیحی هم داشتیم که در کنار امام شهید شد. در نگاه عاشق، مذهب تشیع و تسنن و مسیحی و یهودی مطرح نیست، این ها ظاهر شریعت است، باطن آن حقیقت مداری است. همه ادیان یک حرف دارند و آن «توحید» است.- برای پاسخ به این پرسش که چرا امام خانواده اش را هم همراه خود برد، فقط و فقط می توان مسئله عشق را مطرح کرد و این که زینب نمی تواند برادرش را تنها بگذارد.- در طول تاریخ ادبیات ایران، شاعران با گرایش های مختلف مذهبی، به مسئله عشق در قیام کربلا پرداخته اند.- می توان برداشتی عاشقانه از حادثه کربلا داشت و عصر عاشورا را که لحظه وصال امام با خداوند بود، جشن درونی گرفت.@taziateaftab

چکیده صحبت های حجت الاسلام محمد سروش محلاتی


چکیده صحبت های حجت الاسلام محمد سروش محلاتی

(سخنران شب سوم مراسم تعزیت آفتاب در کاشان):

📢 مشکل تاریخی مسلمانان، ترجیح صورت گرایی بر حقیقت گرایی بوده و هست.

📢 در زمان قیام امام حسین (ع)، جامعه اسلامی به لحاظ ظاهری هیچ چیزی کم نداشت. نماز و روزه و حج و... به خوبی برگزار می شد، ولی فقط در ظاهر حقیقت آن ها گم شده بود.

📢 در قرآن، هرگاه اشاره ای به اعمال و مناسک می شود، بلافاصله به روح و حقیقت آن هم اشاره می شود. مثلا نماز را با هدف دوری از فحشا و منکر، روزه را با هدف با تقوا شدن، و ازدواج را با هدف به آرامش رسیدن بیان می کند.

📢 امام علی بعد از 25 سال خانه نشینی و رسیدن به خلافت ، در جملاتی تکان دهنده، فرموده است که مردم در طول این سالیان وضعتان دگرگون شده و به عقب رجعت کرده اید و به دوران آغاز بعثت برگشته اید. (نقل به مضمون) 

در حالی که در آن دوران، اسلام حتی از نظر ظاهری پیشرفت هم کرده بود و کشورهای بیشتری مسلمان بودند. پس معلوم می شود مقیاس حضرت علی چیزی دیگری است.

📢 بعد از فرمان تغییر قبله از سوی خدا، تعدادی از مسلمانان ظاهرگرا نگران شدند که آیا عبادت های قبلی ما از بین رفت!؟ خداوند در پاسخ آب پاکی را روی دستانش ریخت!  (سوره بقره ، آیه 177) و فرمود کار نیک این نیست که به سمت مشرق یا مغرب خدا را بخوانید، بلکه اصل نیکی، ایمان واقعی به خدا و بخشش و وفای به عهد و... است. این بدان معناست که شکل و ظاهر، اصالت ندارد.

📢 ریشه اصلی این دوری از حقیقت گرایی، عدم شناخت درست دین است.

📢 امام علی در خطبه 17 نهج البلاغه به خدا شکایت می برند از مردمی که زندگی می کنند در جهالت و می میرند در گمراهی و کسادترین آدم ها در بین این مردم، پژوهش گران واقعی قرآن هستند و کسانی که قرآن را جاهلانه تفسیر می کنند و به هر قیمتی به خورد مردم می دهند، بازارشان رونق دارد. و امام در ادامه می فرمایند علت این امر، خواص و عالمانی هستند که می فهمند و می دانند که چه می کنند و واقعیت وحی را کنار گذاشته و از دین سوءاستفاده می کنند.

📢 خطر صورت گرایی در جوامع دینی از جوامع غیردینی بیشتر است.

📢 اگر حکومت دینی به معنی واقعی شکل بگیرد، باید فضائل اخلاقی رشد پیدا کند و اگر جامعه ای فاقد این نکات مثبت باشد، آسیب آن از حکومت غیردینی بیشتر خواهد بود.

📢 مرحوم شهید مطهری حکومت دینی را به مثابه یک پوسته دانسته که باید در آن گوهرهایی نظیر عدالت، سلامت اجتماعی، راستی، احسان، محبت و... محافظت شود و اگر جامعه ای این چنین نباشد، باید آن پوسته را هم از بین برد. مثل کاری که ابوذر انجام داد. قیام امام حسین نیز در همین راستا بود. امام حکومت یزید را خالی از محتوا دید و با قیام خود به مردم فهماند که  باید این پوسته را از بین برد.

اصول تمرکز حواس

اصول تمرکز حواس

قسمت اول

از يکي از فيلسوفان و مرتاضان هندي پرسيدند: 

آيا پس از اين همه دانش و فرزانگي و رياضت هنوز هم به رياضت مشغولي؟ 

گفت: آري. 

گفتند: چگونه؟ 

گفت: وقتي غذا مي خورم، صرفاً غذا مي خورم و وقتي مي خوابم، فقط مي خوابم.
اين شايد بزرگ ترين ثمره تمرکز است. آيا شما هم هنگام غذا خوردن مي توانيد تمام توجهتان را روي غذا خوردن و لذت و مزه غذا معطوف کنيد، يا اين که معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آينده آشفته ايد و چون به خود مي آييد، مي بينيد غذايتان تمام شده و جز امتلا و پري معده هيچ نفهميده ايد. 

تمرکز واقعي يعني اين که اگر شما در طول روز به پنج فعاليت مختلف مشغوليد، در هر فعاليت صرفاً به آن فکر کنيد و از افکار مربوط به کارهاي ديگر آسوده باشيد. موفقيت زندگي روزانه ما تماماًً به ميزان تمرکز ما بر امور روزانه ارتباط دارد. 

اگر شما قادر باشيد به هنگام کار فقط روي کار خود، به هنگام ورزش صرفاً روي انجام حرکات، در هنگام مطالعه فقط روي موضوع کتاب و به هنگام انجام فعاليت هنري از قبيل موسيقي، نقاشي، خطاطي و... به فعاليت هنري خود توجه و تمرکز کنيد، عملاً موفقيت شما به ميزان چشمگيري افزايش مي يابد. 

تمام نوابغ جهان کساني بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده اي برخوردار بودند. آشفتگي و شوريدگي ذهني، عملاً شما را به هيچ عنوان موفق نمي کند. وقتي کار مي کنيد، به خانواده مي انديشيد، وقتي در خانواده به سر مي بريد، از شغل خود نگرانيد و وقتي ورزش مي کنيد، در انديشه تحصيل هستيد و وقتي درس مي خوانيد، فکرتان هزار سو مي رود. اين عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.

موفقيت يعني تمرکز، تمرکز و تمرکز

 از سلسله فعاليت هاي نيازمند تمرکز، مطالعه، جدي ترين فعاليتي است که تمرکز در آن نقش اساسي و محوري دارد. خود شما بارها متوجه شده ايد که پس از مدتي که از مطالعه تان گذشت، چشمانتان روي کلمات و خطوط مي دود بي آن که حواستان به آن باشد و همين طور شايد چند خط و يا چند صفحه را دنبال کنيد و يک باره متوجه شويد حرکت چشمانتان صرفاً از روي غريزه و عادت بوده، فوراً به عقب بر مي گرديد و شروع به خواندن دوباره مي کنيد، اما کمي جلوتر مشکل تکرار مي شود. اين موضوع شما را بسيار خسته و کسل مي کند، وقت زيادي را از شما مي- گيرد و کم کم ميل به مطالعه در شما کم مي شود. گاهي اوقات هم به کلمه اي از کتاب خيره مي شويد و در افکار خود غوطه مي خوريد. 

پيش از هر چيز مطمئن باشيد که اين مشکل و مسأله شما نيست و همه افرادي که به نوعي با مطالعه و کتاب سر و کار دارند، از اين موضوع در رنجند.
در آخر ذکر اين نکته ضروري است که تمرکز حواس يک مهارت بي چون و چراست که نياز به فراگيري تکنيک ها و تمرين مستمر دارد.

منبع:  نودهشتیا

https://telegram.me/hs_channel

گذار از انسان عاقل به شهروند‌ عقلانی


گذار از انسان عاقل به شهروند‌ عقلانی

دکترمحسن رنانی

توسعه را می توان فرایند تحول عقلانیت یک ملت نیز تعبیر کرد. در جامعه ما تفاوت روشنی میان عقل و عقلانیت قائل نمی شوند. در حالی که عقل یک پدیده فیزیولوژیک است و عقلانیت یک پدیده تاریخی و اجتماعی است.  برای توسعه یافتن ما نیازمند عقلانیت هستیم، نه نیازمند عقل. 

ظرفیت عقلی انسان آن چنان عظیم است که اگر در میان کم هوشان هم باشیم، باز آن ظرفیت چنان فراخ است که می‌تواند مرزهای وسیع توسعه را در خودش جای دهد. آنچه ما نیازمند آن هستیم، کسب عقلانیت است که یک مساله اکتسابی است. عقل یک موهبت الهی است که با خلق بدن فیزیولوژیک ما به ما اهدا می شود و جز در دوران جنینی و احتمالا ماه های نخستین نوزادی، دیگر در طول زندگی خیلی نمی‌توانیم بر میزان آن تاثیر بگذاریم. 

اما عقلانیت یک پدیده اکتسابی است که در بستری تاریخی و اجتماعی شکل می گیرد و تکامل می یابد و می تواند ارتقا یابد یا تخریب شود و نطفه توسعه نیز در همین عقلانیت یک ملت کاشته می شود.

در واقع اگر وجه تمایز انسان و حیوان را قوه «عقل»‌ بدانیم در میان ملت ها عامل اصلی تمایز، «عقلانیت» آن هاست. متاسفانه نظام آموزشی ما به گونه‌ای عقل محور طراحی شده است و نه عقلانیت محور. به همین علت این نظام بر بهره هوشی یا همان IQ تمرکز می کند، در حالی که اگر نظام آموزشی را کارخانه تولید مواد اولیه برای توسعه یعنی انسان هایی با ویژگی‌های توسعه خواهانه تعریف کنیم، این نظام باید با هدف گسترش و تعمیق عقلانیت طراحی شود و برای تحقق این منظور لازم است تمرکز خود را نه بر بهره هوشی که بر هوش اجتماعی قرار دهد.
 ملتی که عقل دارد، طبیعی است که می گردد تا راه های فرار مالیات را کشف کند، اما ملتی که عقلانیت دارد، ممکن است پرداخت مالیات را مفید و پرسود ارزیابی کند. ملتی که متکی بر عقل خویش است، ممکن است ثبت نام در یارانه های نقدی را مثبت ارزیابی کند، اما ملتی که عقلانیت دارد، ممکن است انصراف از دریافت یارانه نقدی را عقلانی بداند.

متاسفانه آنچه در دو دهه اخیر در جامعه ما رخ داده است، تقویت عقل بیشینه ساز در برابر عقلانیت بهینه ساز است. رشد، محصول بیشنیه سازی یک جامعه است و توسعه محصول بهینه سازی یک جامعه. رشد با عقل خام نیز حاصل می شود، اما توسعه با عقلانیت پخته حاصل می شود. پروژه توسعه در ایران همواره زمین خورده است، چون متکی به عقل خام بوده است؛ در حالی که توسعه یک پروسه است که باید متکی به رشد آرام عقلانیت باشد.

به گمان من یکی از نقص های جدی روشنفکری در کل دوران پس از مشروطیت این بوده است که تمام توان و همت خود را معطوف به مبارزه سیاسی و کسب آزادی کرده است. 

روشنفکری ایرانی همواره تمام توجه جمعی خود را به سوی اصلاح در سپهر سیاسی ایران معطوف کرده است. سپهر اجتماعی مساله دوم روشنفکری ایرانی بوده است و در سپهر اجتماعی نیز موضوعاتی هم چون عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی، مذهب و نظایر این‌ها در مرکز توجه بوده است. هیچ تحولی در فرایند توسعه عمیق تر و ماندگارتر از تحول در عقلانیت یک ملت نیست و روشنفکری ایرانی باید با یک گردش بزرگ تاریخی مرکزیت توجه خود را به سوی مسائل زیربنایی تر تغییر دهد.

برای مثال آموزش زنان، به عنوان بخشی از هدف بزرگ آزادی و برابری زن و مرد در جامعه ما، و به عنوان یکی از دغدغه‌های روشنفکری ایرانی، زنان ما را دانشمندتر کرد، اما توانمندتر نساخت. توانمندسازی اجتماعی زنان، بخشی از پروژه عقلانیت است. اما دانشمندسازی آنان الزاما به افزایش عقلانیت عمومی زنان جامعه ما نمی انجامد.

امید که روزگاری شهرهای ما در کنار فرهنگسراها و دانشگاه ها و شهر کتابشان، خانه هایی پر از عقلانیت داشته باشند...

این جهان کوه است و فعل ما ندا

این جهان کوه است و فعل ما ندا

شعر زیبا و معروف مولانا را همه شنیده ایم :


این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

فعل تو کان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت

این موضوع به گونه ای جدی بیان می دارد که نقش انسان در جهان هستی بر مبنای اصل کنش و واکنش استوار است و این موضوع در ادبیات کهن ما و در ضرب المثل های به جا مانده از نیکان ما مشهود است.

قرض است کارهای بدت نزد روزگار
 یک روز اگر ز عمر تو ماند ادا کند

اکنون این سوال مطرح است آیا در قرآن کریم این موضوع کنش و واکنش وجود دارد یا مورد اشاره قرار گرفته است ؟
در بررسی آیات قرآنی خداوند به کرات این موضوع را مورد اشاره قرار داده اند و با استفاده از قاعده بسط پذیری آیات الهی نباید تردیدی کرد که تاثیر پینک پنگی یا همان
ping pong effect
بر رفتار  و گفتار و تفکرات  ما در جهان هستی حاکم است و ما همواره در جهان خود ساخته خود زندگی می کنیم.
آیات زیر نمونه ای از تنظیم رفتار خداوند با بنده اش بر مبنای عملکرد اوست:

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ...   
 ١٥٢ بقره
به یادم باشید تا به یادتان باشم. 
—---—

...إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ....
 محمد ٧
اگر خدا را یاری کنید، یاریتان می کند.
—------—
 ...وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ ....
٤٠ بقره
به پیمانتان وفا کنید تا به پیمانم وفا کنم.
—------—
وَإِن تَعُودُوا نَعُدْ...
 انفال ١٩
....و اگر بازگردید، ما هم باز خواهیم گشت؛...
—---------
.....وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا.....        
 اسرا ٨
هرگاه پشت کنید، ما هم پشت می کنیم.
—---------
.... نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ .....  
  توبه ٦٧
خدا را فراموش کردند، خدا هم آنان را فراموش کرد.
حتی در ورژنی بالاتر اگر این خدا فراموشی از حد بگذرد، خداوند انسان را به خود باختگی هم مبتلا می کند. 


...نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ..  
حشر ١٩
خدا را فراموش کردند، خدا هم خودشان را از یادشان ببرد.

وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا...
نمل 50
و دست به مکر زدند و [ما نيز] دست به مکر  زديم.
—------—
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ
نساء ١٤٢
منافقان با خدا نيرنگ مى ‏كنند و حال آن كه او با آنان نيرنگ خواهد كرد.
—-------
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ
زخرف ٧٩
بلکه آن ها تصمیم محکم بر توطئه گرفتند؛ ما نیز اراده محکمی (درباره آن ها) داریم!
—------—

فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
صف ٥
هنگامی که آن ها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت.
—-------------
....وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
نور ٢٢
..... آن ها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!

اکنون که بر اساس این آیات الهی رفتار خداوند با بنده اش انعکاس رفتار او با خداوند است  ، قطعا فطرت انسانی که نشات گرفته از ذات خداوندی است بر این کنش و واکنش شکل گرفته است و انسان همواره  در جامعه انعکاس رفتار خود را می بیند؛
پس بیاموزم که  رفتار دیگران با من بر مبنای رفتار من با آنان شکل می گیرد.
همان گونه که الطاف خدایی زمانی شامل حالم خواهد شد که با خداوند بر سر مهر و یک رنگی باشم.
یا علی مدد
محسن ط

ویرایش در باورها

ویرایش در باورها


ـــــــــــــــــــــ
هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باور ها و دانشی که از محیط اطرافش می گیرد پر می شود. این کوزه اگر روزی پر شد، یاد گرفتن آدمی تمام می شود، نه که نتواند، دیگر نمی خواهد چیز بیشتری یاد بگیرد . پس تفکر را کنار می‌گذارد و با تعصب از کوزه باورهایش دفاع می کند و حتی برای آن می میرد.

اما آدم غیر متعصب تا لحظه مرگ در حال پر کردن کوزه است . و صدها بار محتوای آن را تغییر می دهد. 

آب هم اگر راکد بماند، فاسد می شود!
آنچه ما را ویران می کند، باور های غلط و تعصباتی است که به خودمان اجازه دگربینی و دیگرگونی آن ها را نمی دهیم.


به قول نیچه :
«باور های غلط از حقایق خطرناک ویران کننده ترند…»💐

مخفی کاری معضلی فرهنگی

 مخفی کاری معضلی فرهنگی

 

یکی از معضلات فرهنگی ما مخفی کاری است.
مثال
دوست نداریم دیگران بدانند ما چقدر ثروت داریم.
دوست نداریم کسی از حساب بانکی مان آگاه شود.
دوست نداریم از میزان درآمدمان مطلع باشد.

به تعبیر دیگر از شفافیت گریزانیم ، در حالی که در دنیای مدرن جز گروه های مافیایی که در مسیر خلاف قرار دارند، شفافیت کاملی از درآمد و هزینه افراد موجود است.

در ماجرای یارانه ها اکثریت مردم اطلاعات نادرست برای دریافت یارانه ثبت کردند.
ممنوعیت قانونی در بررسی حساب بانکی افراد حتی برای دولت وجود دارد.
ادارات مالیاتی ناتوان از دریافت مالیات از ثروتمندانند.
مجلس از قانون گذاری درباره هزینه شفاف کاندیداها طفره می رود.

ریشه این معضل فرهنگی کجاست؟

راهپیمایی اربعین


راهپیمایی اربعین


 
راهپیمایی اربعین، سالیانی‌ دراز جزء مهم‌ترین مناسک مذهبی شیعیان عراق بوده است و مدتی است که ایرانیان نیز به این قافله پیوسته‌اند و به آن اهتمام می‌ورزند. راهپیمایی اربعین، مانند حج و نماز جماعت و دیگر مناسک دینی که گروهی و دسته‌جمعی برگزار می‌شود، هویت‌بخش و نیز سرشار از لذت‌های معنوی است. بسیاری از راهپیمایان اربعین، در هنگام پیمودن این راه طولانی که اکنون رسما جزء مناسک مذهبی تلقی می‌شود، لذتی خاص را تجربه می‌کنند که در عبادت‌های فردی غایب است. 

همچنین هویت و روحیه‌ای که این مراسم به شیعیان می‌دهد و تا حد بسیاریْ نقیصۀ «در اقلیت بودن» را جبران می‌کند، اهتمام فراوان شیعیان را به این راهپیمایی کم‌نظیر برانگیخته است. عشق به امام حسین(ع) و انگیزه‌های معنوی و اخروی، بخشی از ماجرا است؛ بخش دیگر، تأثیر این مراسم میلیونی و رسانه‌پسند بر هویت شیعه در جهان امروز و در منطقۀ خاورمیانه است.
دربارۀ مبانی عقیدتی و جایگاه دینی این مراسم پرشور، جداگانه باید سخن گفت. در عین حال باید به برخی پیامدهای ناخواستۀ آن نیز توجه کرد. 

راهپیمایی اربعین، خواسته یا ناخواسته، رقبای شیعه را نیز در منطقه به انواعی دیگر از اظهار وجود وامی‌دارد. منطقۀ آشوب‌زدۀ ما به‌شدت گرفتار نزاع‌های مذهبی است و بخشی از کسانی که به اردوگاه داعش می‌پیوندند، انگیزه‌ای جز مقابله با گسترش تشیع در کشورشان ندارند. بنابراین شیعیان نیز تا می‌توانند باید از تبدیل راهپیمایی اربعین به لشکرکشی فرقه‌ای جلوگیری کنند. اکنون گروه‌هایی از اهل تسنن به بهانۀ مبارزه با غلو و شرک، تشیع را آماج نقد و حمله‌های رسانه‌ای و حتی فیزیکی کرده‌اند و برخی از طرفداران تشیع نیز به بهانۀ مبارزه با وهابیت و دفاع از اهل بیت(ع)، شبانه‌روز مشغول نقد اهل سنت‌اند. این شیوه، بر مشکلات و معضلات جهان اسلام افزوده و حل ساده‌ترین مسائل اجتماعی مسلمانان را دور از دسترس کرده است. 

برای آن که راهپیمایی اربعین از این گونه آسیب‌ها مصمون باشد، بهتر است تا می‌توانیم در این راه طولانی، شعار وحدت و مهرورزی با همۀ مسلمانان جهان را سر دهیم و صلح و برادری با آنان را اظهار و اعلان کنیم. نیز تا می‌توان باید از جنبه‌های سلبی این گردهمایی بزرگ کاست و بر وجوه ایجابی آن، مانند ضرورت همدلی با جامعۀ جهانی برای حل مسائل انسان معاصر افزود. مثلا می‌توان هر سال شعارهایی مانند: 

«حفظ محیط زیست» 

یا «صلح بهتر از جنگ است» 

یا «اسلام، دین رحمت است، نه آیین خشونت»

يا «ايمان، ضامن سعادت انسان» 

به حواشی راهپیمایی اضافه کرد تا چهرۀ جهانی و رحمانی مذهب اهل بیت(ع) نمایان‌تر شود.

رضا بابایی

ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮ !

 

ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮ !



ﺍﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ، ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: 

" ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟"

ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ می دﻫﺪ: 

" ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭل هاﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟

ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .

ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎ، ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ، ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﻫا. ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯾﺸان ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ، ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﺸان ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ، ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﻋﻤﺮﺷﻮﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻣﺜﻼ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﺎﺳﺎ ﺷﺮﻭﻉ آن ﺟﻨﮓ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ؛ ﭼﻮﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻨﮓ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺩﺭﺳت ﯾﺎ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﺟﻨﮓ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﺪ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ' ﺑﯽ ﻫﻮﯾﺖ .' ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ' ﺑﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ .' ﺗﺒﺪﯾل ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ' ﻫﯿﭻ ' .!
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .


ﮐﺎﺵ ! ، ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﻢ " ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ " ﺭﺍ ﺍﺯﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪﻣﺎﻥ، ﺗﻔﮑﯿﮏ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻳﻢ ﺁﻥ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺑﯽ ﻫﻮﯾﺖ ﻧﺸﻮﻳﻢ .

ﮐﺎﺵ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺎ، ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﻫﺎﺷﺎﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺗﺮﻣﺰ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﺎﻭﻝﻫﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﻫﺎيشان ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ' ﺟﻠﻮﯼ ﺿﺮﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼ، ﻣﻨﻔﻌﺖ ﺍﺳﺖ .'...
ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ، ﺗﻐﯿﯿﺮ، ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﺮﺍﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺍهد... 

كاش تغيير كنيم...

كاش سعى كنيم تغيير كنيم...

كاش به فراتر از باورهايمان و اعتقادات سخت و منجمدمان بنگريم و تغيير را تجربه کنیم!

چرا مسلمانیم؟


چرا مسلمانیم؟


نسل جوان ما برای مسلمانی خود در مقابل سه پرسش اساسی قرار دارد. 

پرسش نخست در مقابل مدرنیته است. آشنایی با علوم تجربی، علوم انسانی، فلسفه های مضاف الهیات جدیدی می طلبد. با الهیات و فقه سنتی نمی توان در دوران جدید از نسل جوان تحصیل کرده انتظار قانع شدن داشت. دانش آموخته‌ فیزیک و زیست شناسی و جامعه شناسی و فلسفه حقوق و فلسفه دین می پرسد: چرا مسلمان باشم؟           

دانش این نسل روایت تازه ای از ایمان می طلبد. پرسش اسلام و مدرنیته لزوما نامبارک نیست، اما برای پاسخگویی به آن باید قوی شد و توانایی رقابت با رقبای فرهنگی را به‌دست آورد. 

پرسش دوم نسبت اسلام و خشونت است. جوانان ما به‌ویژه در غرب با پرسشی تلخ روبه رو هستند و بار مشکلات کسانی را به دوش می کشند که با آنان موافقتی ندارند. دلیل دست یازیدن این اقلیت اندک به خشونت و ترور و خون ریزی حتی اگر به واسطه عکس العمل به فشارهای ناروا به آنان باشد، اما بی شک روشی نادرست و نامشروع انتخاب کرده اند. اگرچه در بزرگ‌نمایی این خشونت ها کوشش فراوان می شود، اما بدخواهی رقیب در کنار جهل و سوء رفتار این اقلیت تندخو باعث شده است که ما چاره ای جز مرزبندی با این روایت از اسلام نداشته باشیم. نسل جوان ما می پرسد اگر اسلام این است که طالبان و القاعده و بوکوحرام دارد، من چرا مسلمان باشم؟ 

مسلمانان برای حفظ هویت خود چاره ای جز مرزبندی با این تلقی قشری و خوارج مآبانه از اسلام ندارند. 

پرسش سوم نسبت اسلام و حکومت اسلامی است. این پرسش فراروی شهروندان کشورهایی است که زمامدارانشان اجرای شریعت را وظیفه حکومت می دانند و گناه را جرم و ثواب را امتیازات دنیوی محاسبه می کنند. 

حکومت اسلامی معنایی جز بستن راه های جهنم در دنیا و مردم را به زور به بهشت بردن ندارد. مجازات دنیوی ضمانت اجرای شریعت می شود و اجرای شریعت معنایی جز جاری کردن حدود و تعزیرات ندارد. به‌کارگیری زور در اجرای شریعت تنها به جاری شدن ظواهر شرعی منجر می شود و هرگز به استحکام ایمان دینی نمی انجامد. محصول حکومت دینی ریاکاری و ظاهرسازی است، نه ارتقای ایمان و تقویت دین‌ورزی. 

نسل جوان از پدر و مادر خود می پرسد: 

اگر راه و روش شریعتمداران حاکم، اسلام است، من چرا مسلمان باشم؟

ما چاره ای جز مرزبندی با حکومت اسلامی و اسلام سیاسی نداریم. اگر جوان ما در رعایت مناسک و آداب دینی مسامحه می کند و به اعتقادات و باورهای دینی روی خوش نشان نمی دهد و به مسلمان بودن خود نمی بالد، قبل از متهم کردن او کوشش کنیم به سه پرسش فوق یعنی نسبت اسلام و مدرنیته، اسلام و خشونت، و اسلام و حکومت اسلامی پاسخ دهیم.

 دکتر محسن کدیور

برگه تقلب مدیریت زمان برای مدیران!

برگه تقلب مدیریت زمان برای مدیران!



۱. ابتدای هفته تمام کارهای مهمی که باید طی هفته انجام شود را بنویسید. حداقل یک کار غیرفوری در فهرستان بنویسید که باعث رشد یا بهبود کارتان می‌شود.

۲. هر روز صبح، ۳ کار مهم آن روز را مشخص کنید. کارهای مهم کارهایی هستند که انجام آن‌ها تاثیری درازمدت بر شما و کارتان دارند.

۳. قبل از انجام هر کاری از خود بپرسید: آیا فقط خودم از عهده این کار بر می‌آیم؟ یا شاید بتوان این کار را واگذار کرد و به کار مهم‌تری پرداخت. کارها را تا جای ممکن واگذار کنید.
. قبل از شروع هر کاری زمان تقریبی آن را مشخص کنید و از یک شمارنده معکوس استفاده کنید. می‌توانید از نرم‌افزارهای رایگان مثل Free countdown timer استفاده کنید.

۵. کارهایی را مشخص کنید که می‌توان از انجامش صرف نظر کرد. برخی کارها قابل حذف هستند و شاید صرفا به این دلیل که سال‌ها است آن کارها را انجام داده ایم، آن‌ها را ادامه می‌دهیم!

۶. زمان انجام کارهای مهم را به ۹۰ دقیقه محدود کنید. اگر نود دقیقه به طور پیوسته کار کنید، بالاترین عملکرد ممکن را خواهید داشت.
. قبل از شروع هر کار مهم تمام موارد لازم را آماده کنید تا هنگام کار بتوانید پیوسته و بدون وقفه کار کنید.

۸. از مدل زندانی و اعدام استفاده کنید. در انجام هر کار فرض کنید شما زندانی هستید و به شما مثلا ۹۰ دقیقه وقت داده‌اند که کار را تمام کنید. یا کار تمام می‌شود یا اعدام می‌شوید!

۹. هر روز حداقل نیم ساعت را به برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و همچنین بلندمدت اختصاص دهید. مثل افرادی نباشید که بدون آن که تبر خود را تیز کنند، فقط هیزم خورد می‌کنند و بازده پایینی دارند!

۱۰. جلوی وقفه‌ها را بگیرید. قبل از انجام کار مهم به همکاران بگویید کارتان را قطع نکنند. همچنین تمام موارد حواس‌پرتی مثل موبایل و … را از خود دور کنید. یادتان باشد شما زندانی هستید و نمی‌خواهید اعدام شوید!

سرکوب عواطف سلامت را به خطر می اندازد

 سرکوب عواطف سلامت را به خطر می اندازد:

شخصی که مرتباً واکنش های عاطفی خود را سرکوب می کند ، سریع تر بیمار می شود.حتی می توان این فرضیه را نیز مطرح کرد که اگر مردان به طورِ متوسط هفت سال کمتر از زنان عمر می کنند ، به این خاطر است که کمتر از راهِ گفتگو، عواطف و احساساتِ خود را ابراز می کنند .سکوت به هنگامِ تحملِ مشکلات، برای مردان صفتی ممتاز محسوب می شود!

به این دلیل ابراز وجودِ خلاق از جمله شیوه های مهم درمان است،ابرازِ وجود امکان می دهد که افکار و عواطف به جریان بیفتند و ابن بخشی از درمان است.

از شخصِ افسرده بخواهید وضعِ خود را نقاشی کند یا شعری درباره آن بسراید،فوراً حالش بهتر می شود.

اولاً به این دلیل که به جایِ آن که در افسردگی خود فرو برود ، آن را به عینیت در می آورد و خود را بیرون می ریزد.

ثانیاً ابراز نظر او را در جریان زندگی قرار می دهد و همین اقدام نوعی بازگشت به زندگی خواهد بود.وقتی درجا می زنیم و متوقفیم ،در واقع خلافِ جریانِ زندگی عمل می کنیم.

اقدام به ابراز وجود قبل از هر چیز به دلیل آن که یک حرکت است،جریان حیاتی را تسهیل می کند.به همین دلیل هم مشاهد شده که در بعضی موارد ، تغییر محیط اجتماعی یا کاری می تواند آثارِ مفیدی در رفعِ افسردگی داشته باشد.حرکت یا تغییر ،همان قانونِ موجودیتِ ماست.

بخشی از کتابِ « قربانی دیگرانیم و جلاد خویش (کالبد شکافی روان شناختی اسطوره ی ایزیس و ازیریس)

نویسنده : گی کورنو،
 روانکاوی یونگی است که در مؤسسه ی کارل گوستاو یونگ در زوریخ تحصیل کرده و یکی از مؤسسان محفل زوریخ در مونترئال است.

انتشارات : کاروان

 

تذکرات ضروری برای تلگرامی ها

تذکرات ضروری برای تلگرامی ها


دوستان توجه کنید

 تحت هیچ شرایطی روی لینک های ارسالی که آخرش botداره کلیک نکنید.

 روبات غیر اخلاقی به آیدی شما می چسبه و به تمام گروه هایی که عضو هستین، لینک غیر اخلاقی به نام شما ارسال میشه و آبرو ریزی میشه. حواستون کاملا باشه .
تو گروه هایی که عضو هستین، سریع انتشار بدین این مطلب رو.



قابل توجه : شناسايي جاسوس افزارها -معرفی و تشریح روبات های تلگرامی

روبات یک نرم افزار یا بدافزار با یک اکانت مجازی است که توسط کاربر به گروه ها اضافه می شود ؛این ها اگر در گروهی باشند و عضوی لینکی را در گروه معرفی کند ؛به طور مخفیانه به آن گروه لینک داده شده نیز نفوذ می کنند.
؛و یا ممکن است این روبات ها توسط کاربری به نام "ادمین تلگرام"که اصلا انسان نیست و یک برنامه نرم افزاری است به گروه ها اد شوند.
این روبات ها با فرستادن متن؛عکس؛فیلم و... که در حافظه آن ها لود شده اقدام به ارتباط با اعضاء گروه ها و نفوذ به گوشی هریک از اعضا کرده و در مقابل باخدماتی که به شما می دهند، از طریق سیستمی که برایشان تعریف شده، اطلاعات گوشی اعضاء را مخفیانه سرقت می کنند.

نحوه شناسایی روبات ها

١- در هر گروهی هستید، روی اسم گروه کلیک کنید؛در صورتي كه اسم شما نفر اول نبود؛ اسم و یا اسامی که نفر اول هستند؛ روبات یا هکر هستند ؛باید به مدیر گروه اطلاع رسانی کنید تا آن ها را ریموو کند تا حذف شوند.

توجه : تا وقتی که آن ها در گروه هستند؛امکان سرقت اطلاعات تمام اعضاء آن گروه کاملا وجود دارد.

٢- در همان گروهی که هستید، در محل تایپ پیام، @را تایپ نمایید؛لیست تمام افراد که یوزر دارند خواهد آمد، این یوزرها اگر به bot ختم شوند، ربات هستند و مدیر یا ادمین می تواند آن ها را از گروه حذف کند؛لطفا حتما و به سرعت اقدام نمایید.

نکات مهم

١- روبات ها اکثرا در زمان آفلاین بودن مدیر گروه آنلاین اند .
 
٢- اگر کاربر "ادمین تلگرام" توسط مدیر گروه پاک نشود؛ این روبات؛ به مرور زمان روبات های بیشتری را اتوماتیک اد کرده؛ تا بیشتر اعضای این گروه ها به دلیل دیدن مطالب و عکس های موهن و غیره .... لفت بدهند.
همچنین این روبات ها عکس اکانت اعضای گروه ها را کپی و به مرکز مربوطه ارسال کرده و سپس پخش می کنند ویا حتی استیکر می سازند.

٣- مدیران محترم گروه ها لطفا در گروه های خود نسبت به وجود بدافزار و ربات ها اطلاع رسانی کرده و خصوصا مواظب نفوذ بدافزار ((ادمین تلگرام)) از طریق لینک و یا اعضا باشید.
لیست ربات هایی که تا این لحظه شناسایی شده اند :
1 @jaconda
2 @vajehyabbot
3 @toucan
4 @otaghe8bot
5 @Farsifunbot
6 @tinabot
7 @clippy
8 @showmeBot
9 @tinabot
10 @BoobsWorld_bot
11 @voybot
12 @TeleStickersBot
13 @PersianArzbot
14 @Telegroupsbot
15 @RamonaBot
16 @ImageBot
17 @mahbot
18 @EmadBot
19 @fatarobot
20 @Radioarmaniran_bot

اگر داخل گروه اسم يکی از این ها را دیدید، سریعا به مدیر گروه اطلاع دهید و به هیچ وجه بر روی لینک گذاشته شده کلیک نکنید،این ویروس ها گروه های زیادی را از هم پاشیده اند ؛پس موضوع را جدی بگیریم دوستان.

اخلاق عشق ورزی

اخلاق عشق ورزی


خودِ مقوله عشق اختیاری نیست، ولی سه چیز دیگر در عشق هست که تا حدی اختیاری است ؛ لذا در آن اخلاق راه دارد:
1- در زمینه‌سازی برای ملاقات و آشنایی و ... از این نظر است که در برخی حوزه‌های دین و ... محدودیت هایی برای نگاه و مانند آن بیان شده است.
2- رفتارهای بیرونی که در اثر عشق نشان داده می شود هم، تا حدی که اختیاری است ، اخلاق در آن راه دارد.
3- در پیش گرفتن رفتاری در فرآیند عاشقانه که در آن به خود یا معشوقِ خود، درد و آسیب وارد نیاید.
در حوزه رفتارهای اختیاری در عشق، اخلاق عشق وجود دارد. اما غیر از این سه مورد، خود عشق اختیاری نیست و از این نظر فردی که در رابطه عاشقانه با خداست، نسبت به دیگران مدارا دارد.


(درس گفتار روان شناسی اخلاق)

آدمیان آنقدر که ما می خواهیم مختار نیستند

 آدمیان آنقدر که ما می خواهیم مختار نیستند 

 

وقتی عزیزی از عزیزان کسی آلزایمر می گیرد و با عطوفانه ترین رفتار او بدرفتاری می کند،آن کس چون معتقد است که این کارهای عزیزش از سر آگاهی نیست ،همچنان او را دوست خواهد داشت.

من فکر می کنم این که در جهان اسلام و در غیر آن این که عرفا بیشتر از میان اشاعره بودند، به همین دلیل است.آیا عارف معتزله ای هم می شناسید؟چون اشاعره معتقد به جبر بودند و می گفتند: 

انسان ها هر چه می کنند، از سر اجبار می کنند ؛ بنابراین همچنان می شود آن ها را دوست داشت.

این اعتقاد شخصی من است،که نمی خواهم آن را بسط دهم،اما دوستان را دعوت می کنم به تامل در آن،نه در جبر و اختیار،که از رازهای جهان است،بلکه در زندگی خودمان که چقدر انگار مجبوریم و این قدر که برای خود مقصر می تراشیم، درباره دیگران هم انجام دهیم و معتقد شویم که آدمیان آنقدر که ما می خواهیم مختار نیستند.ما دیگران را صد در صد مختار می دانیم و خود را صد در صد مجبور و ازین رو درباره دیگران به شدت سختگیریم و بدبین و درباره خودمان به شدت آسانگیر و خوش بین.

مولانا فرعون را تصویر می کند که هرشب تا به صبح می گوید من می دانم که رب اعلی نیستم و از گذشته ام توبه می کنم و تو ای خدا رب اعلی هستی و از فردا دیگر این سخنان را نمی گویم.بعد فردا صبح که وارد دربار می شد تا چشمش به مردم و درباریان می افتد، همه چیز را فراموش می کند.

چقدر عالی مولانا تصویر می کند!ما همه این طوریم.من واقعا شیفته این دید عارفانم و آن را که واقعا دید انسانی است و واقع بینانه هم هست، خیلی می پسندم.من فکر می کنم موسی هم مانند فرعون مقهور بود،اما یکی مقهور نقش بد و دیگر مقهور نقش خوب.حتی اگر کسی به خدا هم معتقد نباشد، اگر در روابط خودش دقت کند، می بیند که خیلی وقت ها نمی تواند آنچه می خواهد را انجام دهد(البته غیر از موارد خود فریبی).


(استاد ملکیان،روان شناسی اخلاق ،صفحه 77)

عبادالرحمان چه کسانی اند؟

 عبادالرحمان چه کسانی اند؟

 

" ما خلقت جن والانس الا لیعبدون"
اگر معنای عبد و عبودیت درست فهمیده شود، بسیاری از کج فهمی های متدینین حل خواهد شد.

خلقت جن و انس برای عبودیت است.
عبودیت چیست؟
تبعیت بدون اندیشه؟
تبعیت بدون شک؟
تبعیت بدون سوال؟
تبعیت بدون مجادله؟
پاسخ قرآن به تمام موارد فوق منفی است.
عبودیت بدون اندیشه ، شک ، سوال و مجادله بردگی است نه بندگی!
خداوند از انسان دارای اختیار بندگی می خواهد نه بردگی!
بندگی عبودیت موجود صاحب اختیار است.
بردگی عبودیت انسان مصلوب الاراده است.

لذا قرآن می فرماید:
«فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه » ( زمر، آیه ۱۸)

مخاطب قرآن به بندگانش (نه بردگانش) شنیدن سخنان گوناگون و پیروی از بهترین آن هاست.
و نیز تاکید به مجادله احسن دارد:
(و جادلهم بالتی هی احسن)

خلاصه این که فهم قرآن با دیدن و یا  شنیدن یک آیه به دست نمی آید، بلکه باید کلیه آیاتی که آن عبارت خاص مانند عبودیت آمده را خواند تا منظور خداوند از عبودیت به دست آید.

ویژگی عباد الرحمان در سوره فرقان آیات ۶۳ تا ۷۴ به شکل مفصل آمده است.
در آیه ۷۳ آن می گوید: 

«عباد الرحمن »حتی وقتی آیات خدا را هم می شنوند ، مانند انسان های کر و کور آن را نمی پذیرند.

دوست داشتنی تر شوید !

دوست داشتنی تر شوید !


اول از همه یادتون باشه که جذابیت و محبوبیت اصلاً چیز بدی نیست و هر کسی باید تلاش کنه جذاب تر و محبوب تر از قبل باشه. نشون به اون نشونی که حتی در دعاهای ما توصیه شده که از خدا بخوایم که محبوب قلب ها بشیم. 

( محبوبـۀً فی أرضِکَ وَ سَمائِک ).

منتها این رو هم بدونین که جذابیت و محبوبیت، هدف نیست، بلکه یک وسیله است. ما می خوایم با این وسیله ،کلام نافذتر و تأثیرگذارتری داشته باشیم، دیگران رو به خوبی ها دعوت کنیم و زندگی مشترک و روابط خانوادگی مون رو گرم تر و پایدارتر کنیم.

هفت اقدامی که شما رو جذاب و دوست داشتنی می کنه:


1- تحمل و بردباری؛
هرچه شما پرتحمل تر باشین، دوست داشتنی تر میشین. افراد عصبی، تندخو، کم تحمل و زودرنج، هیچ وقت نمی تونن راهی به دل آدما باز کنن. برای محبوبیت باید سعی کنین هرچه بیشتر رفتارهای بد دیگران رو تحمل کنین و بدی رو با سکوت و خوبی پاسخ بدین.

2- محبت بی توقع؛
واسه  این که قلب آدما را تسخیر کنین، به اون ها بسیار محبت کنین، ولی در عین حال حواستون باشه که توقع نداشته باشین اونا هم مثل شما محبت کنن، یا از محبت های شما قدردانی کنن. شک نکنین محبت بی انتظار و بی توقع کلید طلایی محبوبیته.

3- تواضع؛
تا می تونین متواضع و فروتن باشین. اگه شما زودتر سلام کنین و از دیگران عذرخواهی کنین و انتقادپذیر باشین و خودتون رو تافته جدا بافته ندونین،مطمئناً به جذابیت و محبوبیت تون کمک کردین. ببینین آدمای خاکی و متواضع چه رفتارهایی دارن ،همونا رو مدل سازی کنین؛ چرا که هیچ کس از کسی که مغرور و متکبر و خودش رو از دیگران بهتر و بالاتر می دونه خوشش نمیاد.

4- بخشش و سخاوت؛
بدون هیچ تعارفی واسه نفوذ به قلب دیگران باید پول خرج کنین. باید مهمونی بدین، دیگران رو اطعام کنین، به اطرافیان تون هدیه بدین و دست و دل باز باشین. شما حتی یک نفر رو نمی شناسین که عاشق یه فرد خسیس و بخیل باشه!

5- معنویت؛
یادمون نره که دل ها دست خداست و خداست که دل ها رو متوجه شما می کنه و مهر شما رو به دل دیگران میندازه. اگه شما دغدغه تون این باشه که محبوب خدا باشین و کارهایی رو که دوست داره مثل صله رحم و نیکی به والدین، انجام بدین و کارهایی رو که نمی پسنده مثل دروغگویی و خیانت، ترک کنین خدا هم شما رو محبوب دیگران می کنه.

6- ادب؛
با اطرافیان تون گرم و صمیمی باشین، ولی مواظب باشین جانب ادب رو نگه دارین. رفتارها و روابط و برخوردهای محترمانه و مؤدبانه تأثیر فوق العاده ای روی دیگران میذاره. خصوصاً مراقب باشین وقتی عصبانی شدین، از دایره ادب خارج نشین.

7- آراستگی؛
این هرگز کافی نیست که شما باطن پاک و نیت خوبی داشته باشین. بدون هیچ تردیدی آراستگی به جذابیت شما کمک می کنه و آلودگی و ژولیدگی حس خوبی به اطرافیان تون نمیده.

موفق باشین.
سیدمجتبی حورایی
WEB: www.hooraei.com

زوج کانادایی-ایرانی جای جشن عروسی به یک خانواده پناهنده کمک کردند

زوج کانادایی-ایرانی جای جشن عروسی به یک خانواده پناهنده کمک کردند

  •  

زوج کانادایی برای کمک به یک خانواده پناهنده سوری جشن عروسی نگرفتند

یک زوج کانادایی و ایرانی‌ تصمیم گرفتند هزینه جشن بزرگ عروسی‌شان را برای کمک به یک خانواده پناهنده سوری اهدا کنند.

 

سامانتا جکسون و فرزین یوسفیان به جای برگزاری جشن عروسی، ازدواج‌شان را در شهرداری ثبت کردند و از مهمان‌ها هم خواستند به جای کادوی عروسی‌شان به این خانواده پناهنده کمک کنند تا بتوانند در کانادا زندگی کنند.

ادامه نوشته

چرا ما اخلاقی زندگی نمی کنیم؟

 چرا ما اخلاقی زندگی نمی کنیم؟ 

 

آیریس مرداک می گفت: 

علت این که ما اخلاقی زندگی نمی کنیم این است که دو توهم داریم:

یکی توهم این که فکر می کنیم تافته جدابافته ای هستیم و به تعبیر مرداک فکر می کنیم که فقط به لحاظ زیست شناختی مثل دیگران هستیم،با این که هیچ کس تافته جدا بافته نیست،از این رو مثلا می گویم تو حق نداری به من دروغ بگویی، اما اگر من دروغ بگویم اشکالی ندارد،این توهم است چون خلاف واقعیت است و همه به لحاظ زیست شناختی،ذهنی،روانی و حقوق و تکالیف و شان در شبکه مناسبات اجتماعی مثل هم هستیم و تا این برابری جویی را نپذیریم، اخلاقی زندگی نخواهیم کرد.

توهم دیگر این است که فرد گمان می کند آثار و نتایج افعال بر دیگران با آثار و نتایج آن ها برخودش فرق می کند ؛ از این نظر اخلاقی زندگی نمی کند،یعنی می فهمد که اگر کاری که او با دیگران کرد، دیگران با او کنند، برایش درد و رنج می آورد،ولی فکر می کند کاری که او با دیگران می کند، برایشان درد و رنج نمی آورد.

این ها شوخی نیست! شما اطراف خودتان را نگاه کنید، فراوان از این چیزها می بینید.

🍁🍁

(استاد ملکیان،روان شناسی اخلاق، صفحه 35)


@mostafamalekian