به نام خدای رحمت

نهایت بدفهمی از قرآن


درباره آیه 33 سوره مائده که فردی کم سواد درباره آن اظهار نظر عجیب و غریب نموده، و آن را با حوادث اخیر کشور تطبیق داده و.... سخن بسیار است. اما اصل آیه چنین است:
إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن‌ها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر بِبُرند و یا به نفی و تبعید از سرزمین (صالحان) دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آن هاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود.
اما در اینجا به اشاره به چند نکته توجه می دهم:
1)به آیه قبل و بعد این آیه در قرآن مجید مراجعه شود که در فرهنگ دینی، قتل یک نفر ارزشش مساوی با کشتار همه بشر قلمداد شده است (آیه 32) . و نیز سخن از بخشنده و رحیم بودن خدا در آیه بعد است.  آیه محارب در بین این دو آیه باید فهم و تفسیر شود . (به شدت قبیح بودن قتل و نیز رحمت الهی)؛
2)آیه بنا به برداشت همه مفسرین به کسانی (دزد، یاغی) تعلق دارد که مسلحانه علیه امنیت عمومی در جامعه دینی قیام نمودند و ایجاد رعب در میان مردم نمودند. فلسفه برخورد حاد تامین امنیت در جامعه است؛ به تعبیر «علامه طباطبایی»، در المیزان ذیل آیه یاد شده منظور از محاربه با خدا و رسول افساد در زمین از راه اخلال به امنیت عمومی و راهزنی است، نه مطلق محاربه با مسلمانان. برای همین نبی مکرم اسلام با کفاری که علیه مسلمانان محاربه داشتند، ظفر یافت، معامله محارب را نکرد؛
3)شان نزول آیه برای کسانی است که به دستور نبی مکرم اسلام در جایی مناسب پناه داده شدند، اما خیانت نموده و اهالی آن منطقه را کشتند و....
4)به تعبیری که در «تفسیر آسان» ذیل آیه آمده آیه 33 مورد بحث با آیه بعدی که می گوید: :الا الذین تابوا ....»، نسخ شده است. یعنی همین حکم در صورت توبه افراد شرور مسلح، اجرا نمی شود.
5) نکته بعدی آن است که آیا آیه حق قیام علیه هر حکومت به نام اسلام را رد می کند. مسلمانان در هر صورت باید فقط تابع حاکم وقت باشند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، این سخن موید قول کسانی (مثل این قدامه و قاضی ابوبکر بن العربی و...) است که معتقدند قیام حسین بن علی بر ضد یزید، بغی بود . باغی به دستور اسلام باید سرکوب شود. بی جهت نبود که می گفتند حسین بن علی علیه خلیفه اسلام خروج کرده و خارجی است و حکمش قتل!
6)در کتاب جهاد در اسلام (ص144) به نقل از شیخ طوسی آمده است: 

در هر مورد که حکم به باغی بودن بغاه می شود، جنگ با آن ها جایز نیست، مگر بعد از آن که امام نماینده ای بفرستد تا با آنان مناظره کند و به ایشان بگوید چه چیزی موجب نا خشنودی شان شده است؟
7)کلمه «فسادا» در آیه مورد بحث که از نظر نحوی «حال» است بدین نکته تاکید دارد که این اشرار در حالی که مفسدند!
8) و.....
با توجه به اشارات بالا، تطبیق دادن آیه محاربه با حوادث اخیر بی ربط ترین تفسیری است که می توانست از موضوع گردد. شرح مدعا نیاز به فرصت مستقل و مبسوط دارد.
دکتر محمد منصورنژاد