جلوی ضرر رو از هر جا که بگیری منفعته

جلوی ضرر رو از هر جا که بگیری منفعته

از برتراند راسل* می پرسن: 

"چرا یه مذهبی می ترسه نسبت به اعتقاداتش شک کنه؟" 

برتراند راسل جواب میده: "چون همیشه با خودش فکر میکنه چجوری می تونم به تاول های کف پام بگم تموم مسیری رو که اومدم اشتباه بوده؟"

این یه مصیبت بزرگه که اکثر آدما گرفتارش میشن. نه فقط توی حوزه دین و مذهب. توی همه اعتقادات، باورها، دوست داشتن ها و نفرت ها.وقتی آدما برای یه چیزی هزینه میدن، وقتی کلی از وقت و انرژیشون رو میذارن روی یه چیزی، دیگه حتی به ذهنشون هم نمی رسه که ممکنه چیزی که این همه از وقت و انرژی و پول و عمرشون رو گرفته، اشتباه باشه. 

مثل سربازی که پاهاش رو توی جنگ از دست میده. هیچ وقت نمی تونه به این مسئله فکر کنه که اصلن شروع اون جنگ شاید اشتباه بوده. چون تموم هویت و وجودش رو از اون جنگ می گیره و اگه بخواد به درستی یا غلطی اون جنگ فکر کنه، تبدیل میشه به یه موجود بی هویت. به یه موجود بی گذشته. به هیچ تبدیل میشه. چون برای جنگ هزینه داده.

 مثل زن یا مردی که برای شریک زندگیش کلی هزینه کرده و الآن دیگه نمی تونه به این فکر کنه که شریک زندگیش، واقعن اونی نیست که فکرشو می کرده. 

مثل کسی که چند ترمه داره یه رشته ای رو توی دانشگاه میخونه و کلی وقت و هزینه صرف کرده و میبینه انتخاب این رشته نتونسته رضایت براش به همراه بیاره؛ ولی جرئت ترک اون رشته و شروع یه رشته دیگه رو نداره. 

مثل کسی که بعد از یه عمر زندگی، می فهمه این سبک زندگی مناسبش نیست، ولی جرئت تغییرشو نداره. چرا؟ چون براش هزینه داده.

نمی دونم. ولی کاش آدما می تونستن هویت خودشون رو از اتفاقات روزگار و عقایدشون تفکیک کنن که اگه یه وقت فهمیدن اون عقاید اشتباه بوده، بی هویت نشن. 

کاش آدما هر جا که به عقیده ها، باورها، دوست داشتن ها و تنفرهاشون شک کردن همون جا ترمز می کردن، بی خیال تاول های کف پاشون می شدن و می گفتن جلوی ضرر رو از هر جا که بگیری منفعته.  کاش..

بهترین مدرک تحصیلی جهان چیست؟


*بهترین مدرک تحصیلی جهان چیست؟*

*دکتر ویکتور فرانکل:*

 تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشويتس آلمان نازی در لهستان معروف به قتلگاه آدم سوزی فرار کند .
او در نامه‌ا‌‌ی‌ خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ این گونه می نویسد:

چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند.

من اتاق‌های گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی می‌شدند.

 من پزشكـان مـاهـری را ديدم كه کودکـانی معصوم و بی‌ گناه را به راحتی مسموم می كردند.

 من پرستارانی کاربلد را دیدم ‌که انسان‌ها را با تزریق یک آمپول به قتل می‌رسانند.

من فارغ‌ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که می‌توانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند.

و مجموع این دلایل مرا به آموزش مَشکوک کرد.

 از شما تقاضا می کنم که تلاش کنید قبل از تربیت دانش‌آموزانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس از آن ها یک انسان بسازید، تا روزی تبدیل به جانوران روانی دانشمند نشوند.

پزشک یا مهندس شدن کار چندان دشواری نيست و هرکسی می‌تواند با چند سال تلاش به آن برسد .
*اما به دانش‌آموزان خود بیاموزید که بهترین و بزرگ ترين ثروت هر کدام از آن ها " انسانیت " است كه با هيچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقايسه نيست.*

وقتی #تکنولوژی به یاری #دموکراسی می آید!

📬 اوضاع مان خیلی هم بدتر نشده، #رزولوشن_اطلاعات بالا رفته!


وقتی #تکنولوژی به یاری #دموکراسی می آید!


✍️ مجید صابری

تنها چند ساعت زمان لازم بود تا فیلم ناسزا گفتن #نماینده_مجلس به کارمند گمرک، دریچه های #فیلترینگ_حکومتی را رد کند و در کل جامعه فراگیر شود! و چقدر #مسئول_خطاکار از این اتفاق هراس دارد!

مردم ایران بیش از هر ملتی از تکنولوژی قرن ۲۱ برای باز پس گرفتن حقوق ضایع شده خود یاری جسته اند که در نوع خودش بی نظیر است.
هیچ گاه فکرش را هم نمی کردم شبکه های اجتماعی بن بست های سیاسی-اجتماعی ایران را با این قدرت و سرعت شکافته و پیش روند.

هیچ گاه فکرش را هم نمی کردم از آن دالان های باریک ده سال پیش که در فیسبوک و گوگل پلاس برایمان باقی مانده بود به فراگیری #تلگرام و #اینستاگرام برسیم.

یادم نمی رود که چقدر سخت بود افرادی را که تنها منبع اطلاعاتی شان صدا و سیما است ،راضی کنیم که از زاویه ای دیگر به وقایع نگاه کنند، تعدادشان هم کم نبود.
اما امروز به نقطه ای رسیده ایم که همان صدا و سیمای سانسورچی سابق می دود تا در صف شفاف سازی جا نماند.

خدا را شکر!

در حضور #شبکه_های_اجتماعی روزهای سختی  را سپری می کنیم، از #توهین_وزیر و #نماینده_مجلس به مردم گرفته تا داستان #آقازاده_های_ژن_خوب و #دامادهای_زن_خوب ! #بازنشسته_هایی که جانباز می شوند، تحلیل هایی از کلاه های گشادی که ارگان ها قرار است بر سر ملت بگذارند تا آش هایی که سیاسیون برای مردم پخته اند....

به راستی اوضاع کشور خیلی بدتر شده یا مردم آگاه تر شده اند، قبلاً ها اوضاع مملکت گل و بلبل بود؟
من معتقدم اوضاع کشور آنقدر ها هم بدتر نشده بلکه به مدد شبکه های اجتماعی #رزولوشن_اطلاعات افزایش یافته و اطلاعات واضح تر شده!
 
روزگار دردناکی است، من این روزگار را دوست دارم!
چرا که معتقدم در یک #گذار_فاز سیاسی-اجتماعی قرار داریم که آن را به رکود قبلی ترجیح می دهم.

امروز مردم ایران بیشتر از هر زمانی #ادبیات_مشترک پیدا کرده اند. همه یکدل شده اند تا فریب نخورند، عدالت می خواهند و به دنبال حقوق شان اند. راحت دم به تله چپ و راست نمی دهند.

آیا دوباره شاهد #اصلاحات خواهیم بود؟ اصلاحاتی که این بار سیاسیون در آن کاره ای نیستند، بلکه ایشان باید به خواسته های مردم تن دهند.

«#قهرمان این اصلاحات #مردم_و_تکنولوژی اند.»



🆔 @fardayeiran

 

نگاهی مختصربه سوره ضحی

 

📣نگاهی مختصربه سوره ضحی👇🏽👇🏽


🔻بیشترین قَسَم‌ های قرآنی🔻

📖 قرآن وقتی می‌خواد یه موضوعی رو با اهمیت جلوه بده، پشت سر هم قسم می خوره..

📖 بیشترین قسم‌های قرآنی تو کدوم سوره است؟

     ❗️سوره شمس❗️

📖 ۱۱ تا قسم پشت سر هم بیشترین رکوردِ قسم در یک سوره:📖

🕋 و اَلشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا...
🕋 و اَلْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا...
🕋 و اَلنَّهٰارِ إِذٰا جَلاّٰهٰا...
🕋 و اَللَّیْلِ إِذٰا یَغْشٰاهٰا...
🕋 و ...

 ای انسان...!
☜ قسم به خورشید و ماه
*☜ قسم به زمین و آسمون
*☜ قسم به شب و روز
*☜ قسم به...

 حالا فکر می کنید قرآن بعد از این همه قسم چه مطلب مهمی رو می خواد بگه؟!

بعد از ۱۱ تا قسم میگه:

🕋 قدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا... (شمس/۹)

به همه این ها قسم، که هر کس نفس خودش رو تزکیه کرد، رستگار شد."

بعد سراغ گروه مخالفش هم میره و میگه:

📖و قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا  (شمس/۱۰)

📖 "هر کس هم که نفس خودش رو با معصیت و گناه آلوده کرد، نومید و محروم شد."

   پس دقّت کنیم قرآن این همه قسم خورده که ما باور کنیم، تنها راه رستگاری،  
تزکیه و خودسازی، و دوری از گناه و معصیت است.

 اونایی که دنبال راه میانبُر می‌گردند،
اونایی که دنبال ذکر و ... می‌گردند،
بدونند که هیچ راه دیگری وجود ندارد.

فقط همین:

۱.تزکیه و خودسازی،

۲.دوری از گناه و بدی!!

📖☀️📖☀️📖☀️📖

عدالت در قرآن و نهج‌البلاغه


عدالت در قرآن و نهج‌البلاغه


چکیده :قرآن کریم می‌فرماید: 

«اوفوا الکیل و المیزان بالقسط» یعنی پیمانه و ترازو را به عدل و داد برپا دارید. باز هم باید تأکید کنم برپایی عدالت فردی نیست، بلکه لازم است نهادینه شود. ساختارها و نهادها باید عادلانه و منصفانه شوند. این اراده معطوف به رهایی است که در انسان‌ها وجود دارد....


مقصود فراستخواه *

ادامه نوشته

چگونه ابتذال در جوامع رواج گسترده می یابد؟

چگونه ابتذال در جوامع رواج گسترده می یابد؟


‍ ‍ میلان کوندرا در یکی از کتاب‌هایش به پدیده‌ای اشاره می‌کند به عنوان «جذابیت انکارناپذیر ابتذال»! او معتقد است که بسیاری از انسان‌ها، تمایل عجیبی به چیزهای سطحی و دم‌دستی دارند!
مضامین کلیشه‌ای، امور سطحی ونخ‌نما، سریال‌های اشک‌آور، حاشیه‌های زندگی هنرمندان، چیزهایی که با احساسات ما بازی کند و شعورمان را به بازی بگیرد!

«ابتذال» از ریشهٔ بذل کردن است؛ به معنی بذل توجه بر چیزی که در ذات، ارزش آن را ندارد. به طور مثال شما اگر یک آفتابه را طلاکوبی کنید کار مبتذلی کرده‌اید! برای این که آفتابه، آفتابه است؛ حتی اگر طلا باشد باز هم آفتابه است!

ابتذال در تمام دنیا هواداران فراوانی دارد. موسیقی‌های نازل ولی پرطرفدار، فیلم‌های کم‌ارزش هنری ولی پرفروش! در واقع اکثر محصولات پرفروش از یک الگوی ثابت پیروی می‌کنند و تمایل به ابتذال در مردم را هدف قرار داده و معمولاً به جز مواردی استثنا، از ارزش هنری نیز برخوردار نیستند.

ابتذال همواره دو سر دارد؛ آن ها که آن را تولید می‌کنند و آن ها که آن‌ را مصرف می‌کنند. تا زمانی که تقاضا برای ابتذال وجود دارد، عرضهٔ آن در دنیا ادامه خواهد داشت. شاید برای مقابله با ابتذال تنها راه، پرورده کردن سلیقهٔ جامعه باشد.

در همین راستا نقل حکایتی از مثنوی معنوی چندان خالی از لطف نیست! مولوی داستان مردی را می‌گوید که هنگام عبور از بازار عطرفروشان، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد! مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی می‌گفت، همه برای درمان او تلاش می‌کردند. یکی نبض او را می‌گرفت، دیگری گلاب بر صورت او می‌پاشید و یکی دیگر عود و عنبر می‌سوزاند. اما این درمان‌ها هیچ سودی نداشت. حال مرد بدتر و بدتر می‌شد و تا ظهر بیهوش افتاده بود و همه درمانده شده بودند.
اما تنها برادرش فهمید که چرا وی در بازار عطاران بیهوش شده است؛ با خود گفت: من درد او را می‌دانم، برادرم دباغ است و کارش پاک کردن پوست حیوانات از مدفوع و کثافات است! او به بوی بد عادت کرده و مغزش پر از بوی سرگین و مدفوع است و با استشمام بوی خوب عطرها بیهوش شده است! 

سپس کمی سرگین بدبوی سگ برداشت و به بازار آمد. مردم را کنار زد و کنار برادرش نشست و آن مدفوع بد بوی را جلو بینی برادر گرفت؛ چند لحظه بعد مرد دباغ به هوش آمد!

در حقیقت این تمثیل مردمی است که به فرهنگ نازل خو گرفته و از آثار اصیل، هنر والا و فرهنگ فاخر روی برگردان‌اند! تا جایی که آن ها را خسته‌کننده، سخت‌فهم و یا غیرسرگرم‌کننده می‌دانند و از خواندن یک کتاب عالی، تماشای یک فیلم هنری و یا گوش‌دادن به یک موسیقی اصیل، نه تنها هشیار نمی‌شوند بلکه به بیهوشی عمیق رضایت می‌دهند!

چگونه ابتذال در جوامع رواج گسترده می یابد؟

کدهای اضطراری  

کدهای اضطراری  

📮   110    پلیس
📮   111     ارتباط با دولت
📮   112    هلال احمر
📮   113    اداره اطلاعات
📮   114    اطلاعات سپاه
📮   115    اورژانس
📮   116    حراست انتظامی
📮   117    خرابی تلفن ثابت
📮   118    اطلاعات تلفن ثابت
📮   119    اعلام ساعت رسمی
📮   120    پلیس راه
📮  121    اتفاقات برق
📮  122    اتفاقات آب
📮  123   اورژانس  بهزیستی
📮  124   مبارزه با گرانفروشی
📮  125   آتش نشانی
📮  129   دادگستری

☎   131    جهاد کشاورزی
☎   132    ارتباط با قوه مقننه
☎   133    تاکسی برون شهری
☎   134    هوا شناسی
☎   137    شهرداری
☎   190    شکایت از اورژانس
☎   192    تقویم و ساعات شرعی
☎   193    اداره پست
☎   194    خرابی گاز
☎   195   شکایت از مخابرات
☎   197   شکایت نیرو انتظامی
☎   199   فرودگاه هواپیمایی
 
کدهای چهار رقمی :

☎    1504   حفظ منابع طبیعی
☎    1540    حفظ محیط زیست
☎   1480    مشاوره بهزیستی
☎   1490    وزارت  بهداشت
☎    1520   اموزش و پرورش
☎   1590    پزشک خانواده
☎   1544    اینترنت اسیا تک
☎   1690   نظارت نظام پزشکی
☎   1616    بنیاد شهید  ایثارگران
☎   1819    شکایت از درمان

✅ در نظر داشته باشید شماره هایی که با نماد 📮( یعنی تا شماره 129) علامت گذاری شده اند ؛  هزینه تماس آن ها کاملا رایگان و شماره هایی که با نماد ☎(یعنی از شماره 1.31به بعد ) علامت گذاری شده اند ؛  هزینه تماس را بر عهده تماس گیرنده گذاشته می شود.
 ⭕ چندتا شماره استعلام جدید که ممکنه به دردتون بخوره :

🔹سامانه استعلام تعداد سیم کارت
⬅   ارسال کد 511 به سامانه  20526

🔹استعلام نمره منفی و میزان تخلفات رانندگی
 ⬅ ارسال کد 512 به سامانه 20526

🔹استعلام خلافی و شکایت نسبت به جریمه ها
⬅ ارسال کد 513 به 20526

🔹استعلام سابقه بیمه (سوابق کاری)
⬅ ارسال کد 514 به سامانه 20526

🔹استعلام وضعیت یارانه و اعتراض حذف شدگان
⬅ ارسال کد 515 به سامانه 20526

🔹استعلام وضعیت سربازی و معافیت های 95
⬅ ارسال کد 516 به سامانه  گ20526
هزینه هرکدومش صدوپنجاه تومنه

این پستو به اشتراک بذارید شاید به درد کسی بخوره!!!

برتری های کتاب خوان ها

 برتری های کتاب خوان ها

چرا کتاب‌خوان‌ها بهترین آدم‌هایی هستند که می‌توان عاشق‌شان شد؟
چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده می‌شود به‌زودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.

نکته اینجاست که مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.

بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند، کسانی که رمان می‌خوانند میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.

آن‌ها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.

تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.

کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدم‌ها دسترسی دارند. آن‌ها چیزهایی دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید.

آن‌ها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.

تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چه‌قدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آن‌ها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعا عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.

تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.

اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلب‌تان را پر کند، می‌توانید این کتاب‌خوان‌ها را در کافی‌شاپ‌ها، پارک‌ها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آن‌ها را به جا خواهید آورد.

کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند.

آن‌ها در نامه‌ها یا مسیج‌هایشان انگار برای‌تان شعر می‌نویسند. صرفا به سوالات‌تان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.

تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشان داده، کتاب خواندن برای کودکان باعث می‌شود آن‌ها کلماتی را یاد بگیرند که هرگز در مدرسه به آن‌ها یاد نمی‌دهند.

به خودتان لطف کنید و با کسی قرار بگذارید که می‌داند چه‌طور از زبان‌اش استفاده کند.

آن‌ها فقط شما را نمی‌فهمند، درک‌تان می‌کنند.

آدم‌ها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روح‌شان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ می‌کند و به بخش‌هایی از روح شما دسترسی پیدا می‌کند که هیچ‌کس دیگر قبلا کشف‌اش نکرده است.

بهترین کاری که خواندن داستان‌ها با آدم‌ها می‌کنند این است که کامل نبودن شخصیت‌ها باعث می‌شود ذهن شما سعی کند از ذهن دیگران سردربیاورد. این جور آدم‌ها توانایی همدلی پیدا می‌کنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعی می‌کنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.

آن‌ها نه‌تنها باهوش‌اند که عاقل هم هستند.

باهوش بودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقل بودن آدم‌ها را تحریک می‌کند. همیشه مقاومت در برابر آدم‌هایی که می‌شود چیزی ازشان یاد گرفت کمی سخت است. عاشق یک آدم کتاب‌خوان شدن نه‌تنها کیفیت گفت‌وگو را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود سطح گفت‌وگو بالا برود.

بر اساس تحقیقات، کتاب‌خوان‌ها به دلیل دایره وسیع واژگان‌شان و مهارت‌های حافظه، آدم‌های باهوش‌تری هستند. ذهن آن‌ها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمی‌خواند توانایی درک بالاتری دارد و راحت‌تر و به‌شکل موثرتری می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

قرار و مدار گذاشتن با آدم اهل کتاب به قرار گذاشتن با هزاران نفر می‌ماند. انگار که تجربه‌ای را که او با خواندن زندگی همه این آدم‌ها به دست آورده در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.

چهار فرمان برای رسیدن به تفکر انتقادی

چهار فرمان برای رسیدن به تفکر انتقادی

1. بی‌تفاوت نباشید‌:
وقتی که در مقابل یک نظریه یا انتخاب و یا یک تصمیم‌گیری قرار می‌گیرید منفعل نباشید تا دیگران حرف بزنند. افراد دارای تفکر انتقادی به جای ساکت ماندن و گوش دادن، خودشان وارد صحنه می‌شوند ، تصمیم‌گیری می‌کنند، مسئولیت‌های تصمیم‌گیری های خودشان را می‌پذیرند و خود را متعهد به حل مسئله خودشان می‌دانند.

2. پرسیدن عیب نیست:
شما برای آن که خودتان نظریه‌های خودتان را در مورد زندگی‌تان ، ارزش‌های‌تان و کارتان داشته باشید باید بدانید که قبلی‌ها دقیقن چه گفته‌اند و کجای کارشان نقص داشته است. حتمن استادانی را دیده‌اید که شیفته‌ی دانشجویان سوال کننده‌اند.

3. منبع بخواهید:
از راه‌های بررسی افکار و عقاید این است که فرد از خود یا دیگران سوال کند که چرا به آن ها اعتقاد دارد؟ همیشه در مقابل عقاید دیگران بله گویا خیرگو نباشید. اول منابع و توجیه‌شان را بررسی کنید، بعد نظرتان را بگویید.

4. نظر دیگران را هم بشنوید:
گوش‌کردن به نظر دیگران و ارزیابی آن‌ها، یکی از بهترین راه های رسیده به تفکر انتقادی است. همه‌چیز را همگان دانند. جواب یک سوال فقط در انحصار یک نفر نیست. در مقابل ایده‌های دیگران و نظریات مخالف انعطاف‌پذیر باشید. زیرا تا این کار را نکنید، نمی‌توانید عقاید سفت و سخت خودتان را تغییر دهید.

مقاله‌ی پیش به سوی تفکر انتقادی
- ویدا صفوری

⚛️ @dr_nayeri ✍️

جهان تا پایان قرن حاضر چگونه خواهد بود؟


🌍جهان تا پایان قرن حاضر چگونه خواهد بود؟

🔹«رِی کورزویل» ، نویسنده ، مخترع و آینده ‌پژوه آمریکایی ، وضعیت جهان را تا پایان قرن بیست‌ویکم پیش‌بینی کرده است. او کسی است که باور دارد نامیرایی انسان تا سال 2050 دست‌یافتنی می‌شود.
رِی کورزویل (Ray Kurzweil) متولد 12 فوریه 1948 در نیویورک است. او قطعاً یک دیوانه نیست! بلکه یک تکنولوژیست بزرگ جهانی است که ازقابلیت‌های رو به رشد تکنولوژی به خوبی آگاه است ، تا جایی‌که بیل‌گیتس ، او را بهترین پیش‌بینی ‌کنندۀ آیندۀ هوش مصنوعی معرفی می‌کند.

🔹ری‌کورزویل تاکنون 20 دکترای افتخاری دریافت کرده ، 7 کتاب مهم و پرفروش در زمینه تکنولوژی دارد و اختراعاتی مثل اسکنرهای مسطح و ماشین‌های تبدیل چاپ به گفتار را در کارنامه خود دارد. او یکی از بنیان‌گذاران دانشگاه تکینگی (Singularity) است و مستقیماً توسط «لری پیج» برای توسعۀ هوش مصنوعی شرکت گوگل انتخاب شده است.
ری‌کورزویل تأکید می‌کند که ما در برهۀ هیجان‌انگیزی از تاریخ بشر زندگی می‌کنیم و پیش‌بینی‌های شگفت‌انگیزی از آینده دارد.
پیش‌بینی‌های او حاصل درکی است که از قدرت «قانون مور» و به‌ویژه قانون بازده شتاب دارد. این قوانین بیان می‌کنند که فناوری اطلاعات خط سیر پیش‌بینی‌پذیری را دنبال می‌کند.

🔹قانون بازده ‌شتاب ری‌کورزویل می‌گوید که رشد بی‌امان ، پیش‌بینی‌پذیر و نمایی‌ فناوری ، انسان‌ها را به دورانی می‌برد که کورزویل آن را سینگولاریتی (تکینگی) می‌نامد.
بسیاری از ما آن ‌چه را که ری‌کورزویل می‌بیند، نمی‌بینیم چراکه هنوز در مراحل آغازین این رشدِ نمایی هستیم. شاید خیلی از افراد نسبت به پیش‌بینی‌های کورزویل نگران باشند، اما خود او نسبت به دوران پیشِ رو امیدوار است و آینده خوبی را پیش‌بینی می‌کند.

🔹حال نگاهی می‌کنیم بر پیش‌بینی‌های "ری کورزویل" در مورد آیندۀ تکنولوژی:
سال2019: خداحافظی کامپیوترهای شخصی و لوازم جانبی آن‌ها با کابل و سیم
سال2020: افزایش قدرت کامپیوترهای شخصی با امکان مقایسه آن‌ها با توان مغز انسان
سال2021: امکان دسترسی به اینترنت بی‌سیم در 85درصد از نقاط کره زمین
سال2022: وضع قانون رفتار انسان‌ها و ربات‌ها در آمریکا و اروپا (تعیین وظایف و حوزه فعالیت ربات‌ها)
سال2024: اجباری شدن هوش کامپیوتری در خودروها (قانون منع استفاده از خودروهای فاقد هوش مصنوعی)
سال2025:  تشکیل بازارهای بزرگ عضوهای مصنوعی بدن انسان
سال2026: تمدید عمر به ازاء هر ثانیه به کمک پیشرفت علم
سال2027: تبدیل ربات‌های خدمتکار با توان انجام کارهای سخت ، به یک ابزار و دستگاه معمولی در زندگی روزمره انسان
سال2028: ارزان شدن و در دسترس قرار گرفتن انرژی خورشیدی برای مصرف ساکنان زمین
سال2029: هوشمند شدن کامپیوترها در چارچوب مدل‌سازی کامپیوتری مغز انسان
سال2030: گسترش استفاده از نانوفناوری در صنعت
سال2031: استفاده از چاپگرهای سه‌ بعدی اعضاء بدن در تمام بیمارستان‌ها
سال2032: استفاده از نانوربات‌ها در علم پزشکی (حذف مواد زائد از بدن و اسکن مغز برای کشف اسرار آن
سال2034: نخستین دیدار انسان با هوش مصنوعی
سال2036: استفاده از روش‌های برنامه‌نویسی برای برنامه‌نویسی سلول‌ها و درمان بیماری‌ها
سال2038: ظهور ربات‌های انسان‌نما (مجهز به هوش مضاعف)
سال2039: کاشت مستقیم نانوماشین‌ها در مغز (غوطه‌ وری کامل انسان در دنیای مجازی بدون هیچ دستگاهی)
سال2040: کاشت موتور جستجو در بدن انسان (مشاهده نتیجه آن روی لنز یا عینک مخصوص)
سال2041: افزایش توان اینترنت به میزان 500 برابر امروز
سال2042: نخستین مورد جاودانگی انسان ، ارتش نانوربات‌ها به کمک سامانۀ دفاعی بدن آمده و انواع بیماری‌ها را درمان می‌کند.
سال2043: بدن انسان می‌تواند به کمک نانوربات‌ها به هر شکلی که بخواهد دربیاید.
سال2044: توانایی هوش غیربیولوژیکی ، میلیاردها برابر هوش انسان
سال2045: آغاز عصر تکینگی یا برگشت‌ناپذیری فناوری، کره زمین به یک ابررایانه تبدیل خواهد شد.
سال2099: تکینگی فناوری سراسر کره زمین را فرا خواهد گرفت.

گفتنی است که پیش‌بینی‌های گذشتۀ ری کورزویل نیز در زمینه پیشرفت تکنولوژی تاکنون با دقت زیادی به وقوع پیوسته است.

‌ #اینده #فناوری #بازگانی  #فعال_بخش_خصوصی #اقتصاد #اینده #سیاست_اقتصادی #تجارت
#بازار_سرمایه #توسعه    #اقتصاد_بین_الملل #صنعت_بلاکچین #انقلاب_چهارم_صنعتی   #باما_به_روز_باشید

https://t.me/joinchat/AAAAAE0EaN2E8TVFKL1oSQ

کتابی که منتظر نمی ماند

 

کتابی که منتظر نمی ماند

یک انتشارات در آرژانتین کتاب جدید اش را با جوهر ویژه ای چاپ کرده که بعد از باز کردن آن تنها دو ماه جهت مطالعه فرصت دارید و پس از آن نوشته ها از کتاب پاک می شود. کتاب در یک بسته بندی قرار گرفته و جوهر این کتاب به گونه ای است که پس از قرار گرفتن در معرض هوا و نور طی دو ماه از روی صفحات کتاب پاک می شود. 

آن ها می گویند کتاب ها جزو صبور ترین اشیا هستند. ما آن ها را می خریم و آن ها آنقدر منتظر می مانند تا سراغشان برویم و آن ها را بخوانیم. کتاب ها روزها، ماه ها و حتی سال ها به انتظار می نشینند تا برای خواندن سراغشان برویم. شاید کتاب ها صبر زیادی داشته باشند، اما نویسنده ها علاقه زیادی دارند که نوشته هایشان زودتر خوانده شود. برای همین آن ها کتاب جدیدشان که گلچینی از نوشته های برخی نویسندگان آمریکای لاتین است را با یک جوهر مخصوص منتشر کرده اند تا خریداران را مجبور کنند در طی حداکثر ۲ ماه آن را بخوانند. در کنار آن حداقل این موضوع شاید برای خیلی ها یادآوری خوبی باشد که چقدر کم مطالعه می کنیم.

تلاش در پنج زمینه

تلاش در پنج زمینه
🌸🍃
💥 از همين امروز تلاش كنيم تا در پنج زمينه زير، هر روز حداقل يك درجه پيشرفت داشته باشیم.

➖تسلط بر جسم :
ورزش، تغذيه، كنترل وزن، رسيدگي به ظاهر بدن، ترك سيگار، قهوه و وابستگي هاي جسماني ديگر.
🌟
➖ تسلط بر هيجانات :
خشم، پرخاشگري، عصبانيت، افسردگي، دمدمي مزاجي، نااميدي، خوشي هاي بي اساس، لذت جويي با پيامدهاي منفي.

➖ تسلط بر مسائل مالي :
تعادل بين دخل و خرج، اقتصاد در مصرف و مديريت مالي زندگي.

➖تسلط بر زمان :
مديريت زمان، جلو افتادن از برنامه ها، پيگيري كارها و به موقع عمل كردن.

➖تسلط بر روابط :
مديريت روابط بين فردي و اجتماعي خود با ديگران (دوستان، خانواده، فاميل و رفت و آمدهاي ديگر)🥀

🌟@Rezamovaseghi1363r

عادت !

عادت !

-
عادت ، ناجوانمردانه‌ترين بيماری‌ است ، زيرا هر بداقبالی را به ما می‌قبولاند ، هر دردی را و هر مرگی را.
در اثر عادت ، در كنار افراد ِ نفرت‌انگيز زندگی می کنیم ، به تحمل زنجيرها رضا می‌دهيم ، بی‌عدالتی‌ها و رنج‌ها را تحمل می‌كنيم. به درد ، به تنهایی و به همه چيز تسليم می‌شويم.

عادت ، بی‌رحم‌ترين زهر زندگی‌ است. زيرا آهسته وارد می‌شود ، در سكوت ، كم‌كم رشد می‌كند و از بی‌خبری ما سيراب می‌شود و وقتی كشف می‌كنيم كه چطور مسموم ِ آن شده‌ايم ، می‌‌بينيم كه هر ذرۀ بدن‌مان با آن عجين شده است ، می‌بينيم كه هر حركت ما تابع شرايط اوست و هيچ دارویی هم درمانش نمی‌كند.

(کتاب: «يك مرد» اوريانا فالاچي)

مردم برای بیشتر ترسیدن باید کمتر بفهمند!


‍ ✳️✴️  مردم برای بیشتر ترسیدن باید کمتر بفهمند!


✍️ احسان محمدی

@ehsanmohammadi95
◀️ گابریل گارسیا مارکز در کتاب «پاییز پدرسالار» این جمله طلایی را می نویسد:«مردم برای بیشتر ترسیدن باید کمتر بفهمند».

🔷 همواره در دنیای ارتباطات واژه‌ها را تعریف و بازتعریف می‌کنند. این که میان «شنیدن» و «گوش دادن» تفاوت عمیقی وجود دارد، این که اطلاعات (Information) لزوماً دانش (knowledge) نیست، این که میان «دانستن» و «فهمیدن» تفاوت هست.

🔷 سال هاست هر روز اخبار را پیگیری می‌کنم. زمانی تنها پنجره‌ام رو به دنیا «رادیو» بود و حالا هزاران در و دریچه رو به دنیا گشوده شده است. سرعت دسترسی به اخبار و تنوع آن ها چنان زیاده شده که نمی‌شود همه را خواند، بررسی کرد و «فهمید».

🔷 به همین خاطر دنیا در حالی که کسب خبر را مهم می‌داند، برای تحلیل ارزش مضاعفی برخوردار است. اما در این عصر شتابنده کو زمان برای خواندن تحلیل؟

🔷🔶خبرخوانیِ صرف می‌تواند یک آفت باشد. این که عادت کنیم مجموعه‌ای از مواد خام را وارد ذهن کنیم و فرصت پردازش به آن ها ندهیم.

🔷 وقتی توئیت‌های ترامپ را می‌خوانم به این فکر می کنم که چطور موضع‌گیری در عرصه سیاست با هزاران پیچیدگی آشکار و پنهان، امروز چنین پوست انداخته است. این که دیدگاه افراد تاثیرگذار را تنها در 280 حرف خلاصه کنیم دانستن است یا فهمیدن؟

🔷آیا توئیت‌خوانی می‌تواند برای «فهمیدن» کفایت کند؟ یا ذهن را دچار اغتشاش ذهنی می‌کند و توهم «فهمیدن» می‌دهد؟

🔷 آیا خواندن تیترها کافی است؟ یا در پس این بمباران خبر و توئیت‌های کوچک، اندیشه‌ای برای مشغول کردن آدم ها وجود دارد.

این که زیر رگبار پیوسته خبرهای مکرر، فرصت تمرکز و تحلیل را از آن ها بگیرند، به افراد فرصت ندهند که ماجرا را «بفهمند» و وقتی فهمِ منجر به درکی وجود نداشته باشد، دانایی و تمایل به تغییری در پی نخواهد بود؟ این بی‌سوادی مدرن نیست؟

🔷 گرفتار رسانه‌هراسی نشده‌ام و مشوق #تنبیه_ابزار نیستم. امری که در ایران بارها شاهد آن بوده‌ایم، از ماهواره و اینترنت گرفته تا تلگرام و ... ابراز همواره مورد تنبیه قرار گرفته‌اند.

🔷 یکی از دیگر معانی «تنبیه» البته «هشیار و آگاه کردن» است، سال هاست به جای «تنبیه افکار» - آگاه و هشیار کردن آن ها- دست به «تنبیه ابزار» زده می‌شود که البته راه به جایی نخواهد برد. اما آیا سرعت دسترسی به اخبار به ما کمک کرده که دقیق‌تر، درست‌تر و همه جانبه‌تر بینیدیشیم؟

🔷 وقتی در معرض بمباران اخبار – بدون تحلیل- قرار می‌گیریم، ذهن دچار اغتشاش خبری می‌شود، احساس ناامنی غلبه می‌کند و بیشتر می‌ترسیم.

🔷 ترس احساس ناخوشایندی است که هنگام رویارویی یا تصور رویارویی با خطر، در انسان زاده می‌شود. بخش بزرگی از آن ریشه در «نادانی» دارد. ندانستن و عدم آگاهی محیطی ترس می‌آورد.

🔷🔶 در عصر حاضر کار بسیاری از رسانه‌ها نه تلاش برای فهماندن که تشدید ترس است. (یعنی بیشتر رسانه ها کاری می کنند که در عین سرگرمی مخاطب، او را از این که مطلب خاصی بیاموزد و بر آگاهی او افزوده شود، بازدارند و بدین وسیله ترس را در وجود او  شدت ببخشند.)

🔶آدم‌های ترس‌خورده، بیشتر اطاعت می‌کنند و در عدم فهم عموم مردم، منافع بیشتری برای صاحبان قدرت هست. همان که مارکز گفت:

«مردم برای بیشتر ترسیدن باید کمتر بفهمند!»

✅ #سیاست_شناسی را به علاقه مندان به #آموزش_تحلیل_سیاسی به بیان ساده معرفی کنید.
@politicology

قدم به قدم به نابودی روح و روان خودتان نزدیک مي شويد


☘️
قدم به قدم به نابودی روح و روان خودتان نزدیک مي شويد
 
1-وقتی نمی‌بخشید
2-وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه می‌دهید
3-وقتی که وقتتان را تلف می‌کنید
4-وقتی از خودتان مراقبت نمی‌کنید
5-وقتی از همه چیز شکایت می‌کنید
6-وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی می‌کنید
 7-وقتی شریک نادرستی برای زندگی‌تان انتخاب می کنید
8-وقتی خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید
9-وقتی فکر می‌کنید پول برایتان خوشبختی می‌آورد
10-وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید
11-وقتی در روابط اشتباه می‌مانید
12-وقتی بدبین و منفی‌گرا هستید
13-وقتی با یک دروغ زندگی می‌کنید
14-وقتی درمورد همه چیز نگرانید


☘️

مسئله ای به نام« تعلق به سرزمین»!

مسئله ای به نام« تعلق به سرزمین»!


یکی از بزرگ ترین مشکلات ایران این است که در کشور ما " تعلق به سرزمین" بسیار ضعیف است. یعنی ایران هنوز یک "کشور- ملت" نیست.
در کشورهای پیشرفته دنیا، افراد تفکر خود را دارند، بعد در یک مدار بزرگ تر به یک گروه تعلق دارند و درمدار بزرگ تر ازآن احساس تعلق به سرزمین دارند.
شما اگر تاریخ غرب را بخوانید، مقدم تر از دولت بخش خصوصی بوده و مقدم تر از بخش خصوصی اصل دیگری بوده است و آن ثروت و قدرت سرزمین بوده که خیلی اهمیت داشته است.
آلمان و ژاپن در تابستان 1945 براثر جنگ جهانی دوم یک کشور مخروبه بودند، اما به جز کسانی که آمریکایی ها بالاجبار از آلمان برداشتند و بردند، سندی دال برمهاجرت آن ها موجود نیست. این خیلی مهم است. بعد دیدیم که درعرض 30- 20 سال کشور خود را اصلاح کردند و دومین و سومین قدرت اقتصادی جهانی شدند!
این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی از ماشین آشغال بیرون می اندازد و تعریف از تمیزی خیابان های اروپا می کند، یک معنی تربیتی دارد، یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به این سرزمین تعلق خاطر ندارد.
ما یک ناسیونالیسم احساسی داریم و یک ناسیونالیسم عقلایی. در ناسیونالیسم احساسی قوی هستیم، یعنی این که من غذا و موسیقی ایرانی دوست دارم، خانواده ام و زبان فارسی را دوست دارم، به فرهنگ دیرینه ام می بالم و... ولی یک قدم که بالاتر بیایم و ببینم حالا که من در این سرزمین به دنیا آمده ام، من چه مسئولیتی دارم؟ اینجا کم میارم! اینجا سکوت می کنم! این یعنی فقدان ناسیونالیسم عقلایی.  

به خاطر همین است که من و شما وقتی از یک اتاق می خواهیم بیرون برویم، چون همدیگر را می شناسیم، به هم احترام می گذاریم و کلی باهم تعارف می کنیم، ولی وقتی که در خیابان رانندگی می کنیم، یک سانتی متر اجازه نمی دهیم کسی از ما جلوبزند! چون هیچ احساس تعلقی به همدیگر نداریم.
چرا هنر شنیدن یک ایرانی ضعیف است؟
چرا من اصرار دارم که حرف خودم درست است؟
چون من ایرانی درحلقه اول فردی و نهایتا" درحلقه دوم گروهی گیرکرده ام. آن حلقه مهم تر و سوم ملی که همه این ها را به هم ربط می دهد، وجود ندارد.
کسی به من آموزش نداده که سرنوشت حلقه اول و حلقه دوم به حلقه سوم ربط دارد.
*** تا وقتی ناسیونالیسم عقلایی نداشته باشیم و به این سرزمین فکر نکنیم، هیچ تحولی در ما و سرزمینمان صورت نخواهدگرفت ***

"دکترسریع القلم"

اگر می‌خواهید پر باشید، خالی شوید!


🔹 اگر می‌خواهید پر باشید، خالی شوید!

✍️ صدیق قطبی

ابوسعید ابوالخیر نقل می‌کند که از شیخ ابوالفضل سرخسی(عارف قرن چهار خراسان و پیر شیخ بوسعید) می‌پرسند که در سرخس(شمال‌شرقی‌ترین شهر ایران) چه کسی ظریف(خوش‌روی و زیبا) است؟
شیخ ابوالفضل پاسخ می‌گوید: لقمان سرخسی.
لقمان که به لقمان پرنده نیز شهره داشت، از عقلای مجانین(فرزانگان دیوانه‌نُما) بود. به شیخ ابوالفضل اعتراض کردند که لقمان مردیِ پریشان و آشفته و جامه‌دریده است، عقل هم از کف داده. چگونه چنین فردی «ظریف» تواند بود؟
شیخ ابوالفضل پاسخ داد:
«ایراچه لقمان با خودی خود نیست، و ظریف آن باشد که او را خودی خود نباشد و لقمان، لقمان نیست. هر چه میان‌تهی باشد آن ظریف باشد. نبینی خَنّوری(کوزه‌ی سفالی) که آکنده باشد چون انگشت برو باز زنی او را آواز خوش نباشد.
تو می‌باید که میان‌تهی باشی که نعره‌ها از تو برآید که تا عرش بشود، لکن صورت به پنداشت و منی آکنده است، پاک کن از هر چه جزوست. غبنی عظیم است هر دلی که در وی جز از خدای است.»

(مجالس عارفان: ابوسعید ابوالخیر، خواجه یوسف همدانی، عارفی ناشناخته؛ تحقیق و تصحیح: اکبر راشدی‌نیا، نشر فرهنگ معاصر)

شیخ ابوالفضل می‌گوید هر آن‌چه میان‌تهی‌تر باشد، ظریف‌تر و زیباتر است. کوزه‌های سفالی اگر درون‌شان خالی نباشد، به کار نمی‌آیند و صدای نیکویی از آنان برنمی‌خیزد. تو باید میان‌تهی و خالی از خویشتن شوی، تا ظریف و زیبا گردی.

همین نگاه را مولانا با اشاره به فضای خالی درونِ «نی» درمیان می‌گذارد:

تا گره با نی بود همراز نیست
همنشین آن لب و آواز نیست
(مثنوی/دفتر اول)

برای آن که نی، همراز و هم‌نشین لب‌های دمندگان باشد، باید میان‌تهی باشد. همین حکمت کهن را لائوتسه(حکیم چینیِ قرن پنج یا شش قبل از میلاد) با ما درمیان گذاشته است:

«برای ساختن چرخ ،محورها را به هم وصل می‌کنیم
ولی این فضای تهی میان چرخ است
که باعث چرخش آن می‌شود.
از گل کوزه‌ای می‌سازیم،
این خالی درون کوزه است
که آب را در خود جای می‌دهد.
از چوب خانه‌ای بنا می‌کنیم،
این فضای خالی درون خانه است
که برای زندگی سودمند است.
مشغول هستی‌ایم
در حالی که این نیستی است که به کار ما می‌آید.»

(تائوت چینگ، لائوتزو، ترجمه فرشید قهرمانی، نشر مثلث)

فرهنگ معاصر پیوسته ما را به پُر شدن سوق می‌دهد. به انباشتن هر چه بیشتر خود، از خود. لائوتسه اما به ما می‌گفت: 

«اگر می‌خواهید پر باشید، خالی شوید.»(منبع پیشین)

صوفیه می‌گویند باید از همه‌ی نقش‌ها خالی شوی، تا چهره‌ی آن یار سرمدی در تو بازتابد.(قصه جدال چینیان و رومیان در نقاشی) و نی یا کوزه‌ی جانت باید از درون، تهی و بی‌گره شود تا مجرای آوازهای شیرین باشد.

مولانا می‌گوید تا کاغذ سفید نباشیم، ما را برای نوشتن انتخاب نمی‌کنند و تا زمین خالی نباشیم، نهالی در ما نمی‌کارند:

بر نوشته هیچ بنویسد کسی
یا نهاله کار
َد اندر مغرسی؟
کاغذی جوید که آن بنوشته نیست
تخم کارَد موضعی که کِشته نیست
تو برادر! موضع ناکِشته باش
کاغذ اسپید نابنوشته باش
(مثنوی/ دفتر پنجم)

از ما می‌خواهد که «موضع ناکِشته» و «کاغذ سپید نانوشته» باشیم.

دفتر صوفی سواد و حرف نیست
جز دل اسپید همچون برف نیست
(مثنوی/ دفتر دوم)

به نظر می‌رسد آنچه مولانا در ضرورتِ «نانوشتگی» و «سپیدی» می‌گوید همانی است که لائوتسه با ما گفته است:

«ندانستن، دانش راستین است.
تلاش برای انباشتنِ دانش، بیماری است.
ابتدا بدانید که بیمارید،
پس برای سلامتی کوشش کنید..
فرزانه طبیب خود است.
او خود را از تمام دانسته‌هایش رها نموده
پس در حقیقت یک پارچه و کامل است.»

(تائوت چینگ، ترجمه فرشید قهرمانی)

قواعد معنوی، اغلبِ ظاهری پارادوکسیکال دارند. ابوسعید می‌گفت: 

«تا سوخته نگردی، افروخته نگردی. و تا خاک نگردی، پاک نگردی. و تا نیست نگردی، هست نگردی. تا مرده نگردی، زنده نگردی. تا فانی نگردی، باقی نگردی.»

(مجالس عارفان، به کوشش اکبر رشیدی‌نیا)

حال، لائوتسه است که با ما می‌گوید:

«اگر می‌خواهید پُر باشید، خالی شوید.»

@sedigh_63

خدا در معنویت قدسی

 

🌺سخن گفتن "در باره خدا" - سخن گفتن "با خدا"، خدای زنده -خدای مرده!

بخشی از درسگفتار دکتر ابوالقاسم فنایی

🌹خدا در معنویت قدسی

🍀غرض اصلی‌مان از تدین خداشناسی نیست، بلکه با خدا زیستن است. خداشناسی" با خداپرستی فرق دارد؛ خداپرست کسی است که خدا قبلۀ او/ محورِ زندگی اوست. [ای پیامبر] بگو: نماز من، عبادت من، زیستن من و مردن من همه برای خداوندی است که پروردگار جهانیان است. (انعام/162).

☘️البته زیستن با خدا در گرو شناختن اوست، اما صرف شناختن خداوند هیچ تحولی در شخصیت ما ایجاد نمی‌کند. در واقع ادعا این است که کسی که با خدا زندگی نمی‌کند به‌ درستی او را نشناخته است.

☀️خدا فرضیه‌ای برای دانستن نیست، بلکه دوستی برای دوست داشتن و دوست داشته شدن و محبوبی برای عشق ورزیدن است. دوستی با خدا، زیستن با خدا و هم‌نشینی با خداست که سبک زندگی شخص را عوض می‌کند و در خلق و خو و گفتار و کردار او تأثیرات عمیق بر جای می‌گذارد و از او آدمی دیگر بلکه عالَمی دیگر می‌سازد.

🌸سخن گفتن دربارۀ خدا با سخن گفتن با خدا فرق دارد؛ در اولی خدا غایب است، در حالی که در دومی خدا حاضر است. فیلسوفان و متکلمان دربارۀ خدا سخن می‌گویند، اما پیامبران و عارفان با خدا سخن می‌گویند. خدای فیلسوفان و متکلمان خدای غایب است، در حالی که خدای پیامبران و عارفان خدای حاضر است. خدای فیلسوفان و متکلمان خدای مرده است، در حالی که خدای پیامبران و عارفان خدای زنده است. خدای غایب و مرده هیچ تأثیری در رشد معنوی و اخلاقی و تحول شخصیت پرستندگانش ندارد، یعنی از نظر تأثیری که در شخصیت و هویت آنان دارد، بود و نبودش یکی است؛ مثل بود و نبود حیات در کرات دیگر است.

✳️به تعبیر مارتین بوبر، عارف و الاهیدان یهودی، رابطه‌ای که ما با خدای غایب برقرار می‌کنیم، رابطه من ـ او است. در این نوع رابطه ما دربارۀ خدا سخن می‌گوییم، اما با خداوند هیچ رابطه‌ای برقرار نمی‌کنیم. خدای غایب خدایی مرده است که دربارۀ او می‌توان گفتگو کرد، اما با او نمی‌توان سخن گفت.

💥اگر خدای مورد پرستش خداباوران خدای غایب باشد، از نظر شخصیت، خلق و خو و گفتار و کردار یا از نظر معنوی و اخلاقی و در یک کلمه از نظر سبک زندگی هیچ فرقی بین خداباوران و خداناباوران وجود نخواهد داشت رابطۀ من ـ او رابطه‌اي است که قدمي او را به خدا نزديك نمي‌کند.


🌷در رابطۀ من ـ تو هم ما با خداوند سخن می‌گوییم و هم خدا با ما و هم خدا سخن ما را می‌شنود و هم ما سخن او را. در چنین رابطه‌ای شخص با خدا هم‌نشین و هم‌سخن می‌شود و هم‌نشینی با خدا همان زیستن با خداست. این هم‌نشینی دو خاصیت مهم دارد: 

در پرتو این هم‌نشینی ما گرم و روشن می‌شویم. سردی و تاریکی نشانۀ مردگی است، و گرمی و روشنی نشانۀ زندگی. هم‌نشینی انسان با خدا هم‌نشینی گِل با گُل است.
 
✳️ برقرار کردن رابطۀ من ـ تو با خداوند شخصیت فرد را متحول می‌کند و از او موجودی دیگر می‌سازد. این رابطه اگر ادامه پیدا کند به تولد دوباره منجر می‌شود. این رابطه همان رابطۀ عاشقانه‌ای است که مرده را زنده می‌کند.


❤️نشاندن رابطۀ من ـ تو با خداوند به جای رابطۀ من ـ او با او عین قدم گذاردن در راه سیر و سلوک معنوی است  (آيا كسى كه مرده‏ دل بود و زنده‏ اش كرديم و نورى به او بخشيديم كه در پرتو آن در ميان مردم راه مى برد، همانند كسى است كه گرفتار ظلمات است و از آن بيرون آمدنى نيست، بدين‏سان كار و كردار کافران در چشم‌شان آراسته شده است‏. انعام/122)
 �اى مؤمنان به نداى خداوند و پيامبر كه شما را به پيامى حيات‏بخش مى‏ خوانند، لبيك اجابت بگوييد و بدانيد كه خداوند بين انسان و دل او حايل می ‏گردد، و بدانيد كه در نزد او محشور می گرديد.(انفال/24)

✳️در این آیه خداوند خطاب به مؤمنان نفرموده است که دعوت خدا و رسول را، وقتی که شما را به کلام و فقه می‌خوانند، اجابت کنید. بلکه فرموده است دعوت این دو را، وقتی که شما را به چیزی می‌خوانند که شما را زنده می‌کند، اجابت کنید.


🌹منزلت قرآن در معنویت قدسی

قرآن‌شناسی هم غیر از زندگی کردن با قرآن است. در معنویت قدسی، قرآن کتاب زندگی و عمل است، نه کتاب علم؛ کتابی است که مرده را زنده می‌کند. (رعد/31): "و اگر قرآنى بود كه كوه‌ها از [هيبت‏] آن به حركت در می ‏آمد و زمين می ‏شكافت، يا مردگان با آن به سخن درمی ‏آمدند."

✳️به جای این که بکوشیم چیزهای تازه بیاموزیم، بهتر است به دانسته‌های پیشین عمل کنیم، یعنی با آن ها زندگی کنیم. در سبک زندگی غیر معنوی، ممکن است شخص به خدا، زندگی پس از مرگ، پیامبر و قرآن اعتقاد داشته باشد و عبادت‌ها و مناسک دینی را هم با دقت و وسواس کامل به جا آورد، اما خدا و پیامبر او مرده و قرآنش صامت باشد، یعنی با هیچ یک از این‌ها زندگی نکند و این باورها و عبادت‌های دینی هیچ تحولی در شخصیت او ایجاد نکنند.

تجربیات ۲۷ سالۀ یک پزشک

تجربیات ۲۷ سالۀ یک پزشک👌


چقدر زیبا و به اندازۀ یک کتاب چند صد صفحه ای آموزنده است.

به نام خدا، سلام

۲۷ سال است که با افتخار دیپلم گرفته ام.
۷ سال و کمی بیشتر دانشجوی پزشکی و مابقی پزشک و کارهای مربوطه.
۲۷ سال است روپوش سفید پزشکی پوشیده ام و در بیمارستان و درمانگاه و مطب نفس می کشم .
و حالاپس از۲۷سال فهمیده ام که:

دردسر، سردرد می آورد؛
و درد دل از دل درد مهم تر است!!!

فهمیدم عصای پیری و کوری با عصای تجویزی دکترها فرق می کند؛
بیماری ها یا ارثی است یا حرصی!!!

فهمیدم هیچ متخصّص قلبی، قلب شکسته را نمی تواند درمان کند و قلب سنگی و سخت را نمی شود پیوند زد و عمل کرد تا خوب شود.

فهمیدم جراحی زیبایی برای لبخند روی صورت ها امکانپذیر نیست؛
دلت باید شاد باشد!
اگر دلت گرفت هیچ دکتری نیست که خوبش کند.

و فهمیدم دکترهای چشم نمی توانند آدم های بدبین، ظاهربین، خودخواه و خودبین را درمان کنند!

تنفس مصنوعی، هوای تازه می خواهد نه چیز دیگری!
هیچ متخصّص داخلی نمی تواند به داخل وجود آدم ها ورود کرده و بفهمد در درون آن ها چه می گذرد؟

فهمیدم تب عشق را هیچ تب بری کنترل نمی کند.
اگر قند در دلت آب شود دیابت نمی گیری بلکه به آرامش می رسی.

متخصّص های گوش، شنوایی تو را بهتر می کنند ولی خوب گوش دادن را به تو یاد نمی دهند.

فهمیدم سرطان یعنی: به یک جای زندگی آنقدر توجّه کنی که بقیّۀ زندگی از دستت برود.

فهمیدم بیماران اعصاب و روان آن هایی نیستند که پیش روانپزشک می روند بلکه آن هایی هستند که
آدم را روانی می کنند!!!

فهمیدم هیچ ارتوپدی نمی تواند استخوان لای زخم را بردارد یا درمان کند!!!
و زخم زبان؛ عفونتی داردبه عظمت کوه دماوند!
و کینه توزی و انتقام جویی با هیچ چرک خشک کن و آنتی بیوتیکی درمان نمی شود!!!

فهمیدم ولی بسیار دیر فهمیدم که: درجامعه و در هر لباسی ویروس هایی هستند به شکل انسان که زندگی آدم را نابود می کنند، و از آنفلوانزای مرغی و طاعون گاوی بدترند!!!

فهمیدم خود بزرگ بینی به هورمون رشد ربطی ندارد و آدم ها با فکرشان بزرگ می شوند نه با هورمون رشد!!!

فهمیدم خون دل خوردن بیماری خونی نمی آورد، و دل پُر خون هم باعث فشار خون نخواهدشد...

فهمیدم
فهمیدم
فهمیدم
و سرانجام فهمیدم
که هیچ چیز نفهمیدم

بياييم طبيب واقعی هم باشيم💐

بگذارید ذهنتان نفس بکشد

بگذارید ذهنتان نفس بکشد

 

*دکتر الهی قمشه ای*

💎 وقتی از آستانه پنجاه سالگیم گذشت فهمیدم هر چه زیستم *اشتباه بود* !
 
📒 هر چه برایم با ارزش بود کم *ارزش* شد .

📘 حالا می فهمم چیزی بالاتر از *سلامتی*، چیزی بهتر از لحظه حال ، با اهمیت‌تر از *شادی* نیست .
حالا می فهمم دستاوردهایم معادل چیزهایی که در مسیر به دست آوردن همان دست آوردها از دست دادم ، نیستند .

📙 حالا می فهمم *استرس، تشویش ، دلهره، ترس از آزمون کنکور و استخدام، اضطراب سربازی، ترس از آینده ، وحشت از عقب ماندن ، دلهره تنهایی ، نگرانی از غربت، غصه های عصر جمعه ، اول مهر ، ۱۴ فروردین ، بیکاری* و . . . .
هرگز نه *ماندگار* بودند و نه ارزش لحظه های هدر رفته ام را داشتند .

📔 حالا می فهمم یک کبد سالم چند برابر لیسانسم *ارزشمند* است .
کلیه هایم از تمامی کارهایم ، دیسک کمرم از متراژ خانه ، تراکم استخوانم از غروب های جمعه ، روحم از تمام نگرانی هایم ، زمانم از همه ناشناخته‌های آینده های نیامده ام ،
شادیم از تمام لحظه های عبوسم ،
امیدم از همه یاس هایم ، با ارزش تر بودند .

📕 حالا می فهمم چقدر موهایم قیمتی بودند
و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار فرزندم زنده بمانم ارزش تمام شغل های دنیا را دارد .

📗 هیچ گاه به دنبال *خبرهای بد و حرف های اعصاب خُردی* نباشید . چون تمامی ندارد .

دنبال شادی باشید* .

بگذارید ذهنتان نفس بکشد

تحلیل محتوای کتاب فارسی اول دبستان سه کشور   ایران، چین و آلمان

 ✍️ علیرضا عابدین

🖊تحلیل محتوای کتاب فارسی اول دبستان سه کشور 

ایران، چین و آلمان


در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستان‌های کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسهٔ آن با داستان‌های کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، به عنوان نمایندهٔ فرهنگ جمع‌گرا و آلمان، به عنوان نمایندهٔ فرهنگ فردگرا پرداخته شد. 

به این منظور کلیهٔ داستان‌های کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستان‌های کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان به عنوان نمونهٔ پژوهشی انتخاب شدند. در این پژوهش، تحلیل روان‌شناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمون‌های فرافکن تحلیلی یعنی «آزمون اندریافت موضوع» که یکی از مناسب‌ترین آزمون‌ها برای تحلیل داستان است انجام گرفت تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستان ها قرار دارند و چه نیازها و  فشارهای محیطی توسط کتاب های درسی به کودکان القاء می‌شود، و تفاوت میان این سه جامعه کدام است.

نتایج این پژوهش نشان داد نیازهای «پیروی» در ایران، «پیشرفت» در آلمان و «مهرورزی» در چین، سه نیاز اول و اصلی هستند. نیاز به «پیروی» به دو نوع «تسلیم» و «احترام» تقسیم می شود.

پرتکرارترین نیاز در کتاب های ایران، «پیروی» از نوع «تسلیم» است. در چین و آلمان نیاز به پیروی تنها به شکل «احترام» یا «سپاسگزاری» نمود پیدا کرده است.

نیاز «مهرورزی» پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمع‌گرای شرقی مطابقت دارد. در مرتبه‌های بعدی نیاز «فهمیدن» و همچنین نیاز به «ارائه و بیان» قراردارند. می‌توان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. پس از این سه نیاز که اساساً در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا می‌کنند، نیازهای شخصی‌تر مانند «پیشرفت» و «بازی» رخ می‌نمایانند.

بروز نیازها در آلمان درست برعکس چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت»، «بازی»، «شناخت» که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجهٔ اول قرار دارند و پس از آن ها نیاز «پیوندجویی» ظهور می‌کند.

کودک ایرانی می‌آموزد که طلب‌کننده و گیرنده (تلویحاً مصرف‌کننده و تنبل) باشد؛ کودک چینی می‌آموزد دهنده و بخشنده (تلویحاً تولیدکننده و کارگر) باشد و کودک آلمانی می‌آموزد تا چیزی طلب نکند (تلویحاً استقلال طلب) و در عین حال تا حدی بخشنده باشد.

در نهایت می توان گفت، کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد می‌گیرد که مطیع و سر به زیر باشد. نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه می‌کند. 

نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایره‌وار دارد، 

ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم دوخته و تنها برای رسیدن به‌ آن در یک خط سیر مشخص تلاش می‌کند.

🆑کانال سخنرانی ها
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @andiiishe
🌹

نکات جالب پزشکی


🉐نکات جالب پزشکی👨‍⚕

*هرگز 4 زانو و 2 زانو نشینید!*

بر اساس تحقیقات دانشگاه نیویورک نشستن 4 زانو یا 2 زانو باعث ایجاد زانو درد ، کمر درد ، افزایش فشارخون ، درد های عصبی و فشار شدید بر وریدهای واریسی بدن می شود.

*بین مغزها، « گردو » تنها مغزی* است که مصرف آن معادل با مصرف ماهی برای دریافت اسیدهای چرب امگا 3 است !

تقریبا هر  3-2 گردوی درسته به اندازه حدود 200gr گوشت ماهی، امگا 3 دارد !

♥️

*‌« سماق » یکی از 10 آنتی اکسیدان* برتر گیاهی ست که تا 3 برابر خرما اثر ضد سرطانی دارد !

👈خواص ضد میکروبی بسیار قوی دارد و به همین دلیل باید با گوشت خورده شود،

♥️

*خیار بخورید❗️*

میزان آب موجود در خیار، حدود 96 درصد است و از عطش جلوگیری می کند.

خیار سرشار از فیبر است و از یبوست جلوگیری می کند.

ترکیبات آن ، باکتری های عامل بوی بد دهان را نیز می کشند !

 

*پــــیاز قرمز بخورید !*

محققان دریافتند ترکیب موجود در پیاز قرمز به موجب ایجاد محیطی نامساعد برای سلول های سرطانی شده و با اختلال در ارتباط بین سلول های سرطانی مانع از رشد آن ها می شود.

*مـیوه درشت نخـرید*چون هرچی میوه درشت تر نیترات جذب شده آن بیشتر!

( هر کیلو سیب زمینی یا پیاز باید 7تا8 عدد شود )

❌نیترات باعث کم خونی، سقـط جنین و انواع سـرطان‌ها می شود.

♥️

*مسواک زدن بلافاصله پس از صرف غذا اشتباه است !*

🔹با حرکت مسواک، مواد اسیدی غذا روانه لایه زیرین دندان شده و به آن آسیب می زند !
(حداقل نیم ساعت صبر کنید)


♥️

*وقتی انار و انگور می خورید هسته آن را هم بجوید*

🔹هسته انار و انگور حاوی آنتی اکسیدان و اسیدهای چرب بسیار مفیدی است که با پیری مبارزه می کند.

♥️

*🍀لیموترش منجمد شده استفاده کنید*
لیموترش سرشار از ویتامین ث است
اما یخ زده آن 10 برابر حاوی مواد معدنی، روی، پتاسیم، منیزیوم، کلسیم وسه برابر ویتامینهای ای، آ و بی دارد.


♥️

*قبل ازخواب شیر بخورید تا لاغر شوید:*

پروتئین کازئین شیر دیر هضم می شود
بنابراین درتمام طول شب به ساخت عضله کمک می کند
در نتیجه شیرخوردن یعنی سوخت و ساز سریع تر و کاهش وزنی ساده تر


♥️

*هنگامی که شخص به طور ناگهانی می ترسد،خون در قلب لخته شده و در دراز مدت در بدن انسان تبدیل به توده ی سرطانی می شود!*
*پس سعی کنیم عزیزان خود را هیچ وقت برای شوخی هم که شده نترسانیم.*

♥️

*به جای آسپرین گوجه فرنگی بخورید*

طبق گزارش های محققان آمریکایی دانه های گوجه فرنگی همانند آسپرین عمل می کنند و از لخته شدن خون جلوگیری می کنند

از عوارض احتمالی مصرف آسپرین خون ریزی معده است


*صبح ها بیش از حد نخوابید*

خوابیدن بیش ازحد موجب تولید هورمون های استرس شده که باعث افزایش گرسنگی می شوند

⚠️همچنین خوابیدن بیش از 10 ساعت منجر به شاخص توده بدنی بالاتر می شود


♥️

*🔹خاکشیـــــر را اگر در آب سرد ترکیب و میل کنید، باعث درمان اسهال*  

🔹اگر در آب گرم ترکیب و میل شود درمان کننده یبوست خواهد بود

      
 ♥️

*روزتان را با شکلات تلخ آغاز کنید !*

انرژی و تمرکزتان را افزایش داده، شما را سرحال می کند، برای سلامت پوست و حتی دندان ها مفید است

ضد افسردگی، حمله قلبی،استرس،فشار خون بالا و دیابت نوع2 است

 

*در طول روز، گلاب بو کنید !*

👈بوییدن گلاب و اسپری کردن آن روی صورت یا در فضای اتاق، به رفع عطش کمک می کند، تقویت کننده قلب و سیستم عصبی است و احساس گیجی و خواب آلودگی را رفع می کند


♥️

*سیب زمینی آب پز شده را اگر بیش از یکی دوروز نگه دارید دارای میکروبی به نام باسیلوس پروتوس می شود که می تواند سبب مرگ شود!*


♥️

*ﺩﺭﻣﺎﻥ 7 ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﺎ 7 ﻣﯿﻮﻩ*

🔸ﭘﻮﮐﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ : ﮐﺸﻤﺶ
🔸ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻣﻔﺮﻃ : ﺧﺮﻣﺎ
🔸ﻧﻘﺮﺱ : گیلاس ﺧﺸﮏ
🔸ﻓﺸﺎﺭﺧﻮﻥ ﺑﺎﻻ : ﺯﺭﺩﺁﻟﻮ ﺧﺸﮏ
🔸ﻋﻔﻮﻧﺖ ﻣﺜﺎﻧﻪ : ﺯﻏﺎﻝ ﺍﺧﺘﻪ ﺧﺸﮏ
🔸ﯾﺒﻮﺳﺖ : ﺁﻟﻮ ﺧﺸﮏ
🔸ﮐﻢ ﺧﻮﻧﯽ : ﺍﻧﺠﯿﺮ ﺧﺸﮏ

*ناشتا 7عدد خرما بخورید!*

👈کلسیم و ویتامین های آن باعث شادابی و طراوت پوست شده، از کم خونی جلوگیری کرده، موها را پرپشت و بوی بد دهان را رفع می کند

ضد سرطان بوده و برای تعادل اعصاب مفید است

برای دوستان خود فوروارد کنید

@D_C_B

ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ

ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ
ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵

ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: 

ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ.

ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ "ﺍﺭﯾﮏ ...."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ.

ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ.
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ، ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.

ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ، ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ. ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ.

ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ:
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ..
ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ..
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ.

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ، ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ.

ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ، ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ..

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ. ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ.
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ. ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ..

ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ. ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ . ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
یعنی از هر دست که بدهی، ازدست دیگرخواهی گرفت؛ پس محبت و دانش را به اشتراک بگذاریم.


Join → @akhbar_roz ☜

چرا آقایان از صدای خانم‌ها خیلی حساب می‌برند؟!


چرا آقایان از صدای خانم‌ها خیلی حساب می‌برند؟!!

تا به حال فکر کرده اید چه سرّی هست که وقتی از gps ماشینتان استفاده می‌کنید،
یک خانم راهنمای شماست؟
یا چرا مثلا در سمند، یک خانم مسئولیت هشدار دادن به شما را برعهده دارد؟
چرا در مترجم گوگل تلفظ صدای لغات توسط یک خانم بیان می‌شود؟
یا چرا اپلیکیشن آیفون، یک بانوی مهربان هست نه یک مرد مهربان؟
چرا داخل مترو صدای خانم ایستگاه را اطلاع می دهد نه یک آقا؟
در واقع، دلایل زیادی وجود دارد.
 دلیل اصلی احتمالا مسایل بیولوژیکی است.
تحقیقات نشان داده انسان‌ها به سادگی در مقابل صدای زنانه  واکنش نشان می‌دهند.
"علت اصلی این واکنش برمی گردد به دوران جنینی و شنیدن اولین صدای زیبای مادر".
ﺯﻥ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺗﻼﻓﯽ ﻣﯽﻛﻨﺪ
ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﻣﻪ ﺑﺎﻓﯽ ﻣﯽﻛﻨﺪ
ﺯﻥ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﺍﻟﻤﺎﺱ ﺭﺍ
ﺯﻥ ﺗﺠﻠﯽ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ
ﺯﻥ، ﮔﻞ ﻭ ﺁﻭﺍﺯ ﺷﺒﻨﻢ، ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺳﺖ
ﺯﻥ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﺑﺮﯾﺸﻢ ﺍﺳﺖ
ﺩﺳﺘﺮﻧﺞِ ﺟﺴﻢ ﻣﺎ، ﺟﺎﻥِ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ
ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﺁﯾﯿﻨﻪﯼ ﻋﺮﻓﺎﻥ، ﺯﻥ ﺍﺳﺖ
ﺯﻥ ﻓﻘﻂ ﺁﻭﯾﺰﻩﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻚ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭِ ﮔﻮﺵ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻠﺒﻼﻥ، ﺁﻭﺍﺯ ﺩﺭ ﮔُﻞ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ
ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ، ﺩﺭ ﺯﻥ، ﺗﻜﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ

تقدیم به همه بانوان ایران زمین❤️

تاریخچۀ اصطلاح روحانی و حجت الاسلام و آیت الله

تاریخچۀ اصطلاح روحانی و حجت الاسلام و آیت الله

#حتمأمطالعه_کنید 👇👇

انگلیس ها چگونه یکصد سال پیش اصطلاح روحانی و حجت الاسلام و آیت الله را به جای آخوند وارد فرهنگ ایران کردند....


تا قبل از نهضت مشروطیت عنوان علمای حوزه عبارت بود از ملا ، آخوند ، محدث ، ثقة الاسلام ، میرزا ، سید شیخ ، میر و امثال آن . برای نمونه آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ، ملا احمد نراقی ، آخوند ملا محمد کاظم یزدی ، محدث قمی ، ملاصدرا ، ملا محسن فیض کاشانی صاحب تفسیر صافی ، ملا نظرعلی طالقانی صاحب کاشف الاسرار، سید جمال الدین اسدآبادی ، میرزای شیرازی صاحب فتوای تحریم تنباکو ، شیخ بهایی ، میرفندرسکی از علمای بزرگ زمان صفویه ، ملا محمد باقر مجلسی صاحب بحارالانوار، شیخ طوسی ، شیخ طبرسی صاحب مجمع البیان ، سید حسن مدرس و دیگرانی که همگی از مراجع بزرگ وقت و علمای تراز اول بودند و هیچ خبری از عناوینی مثل حجت الاسلام، آیت الله و آیت الله العظمی نبود....
همزمان با زوال قدرت قاجار و قوی شدن نهضت مشروطه خواهی این فکر در میان علما توسط انگلیس ها رشد کرد که مناسب ترین فرصت برای آنان پیش آمده که به پا خیزند و قدرت حکومتی را به دست خود بگیرند..
 ظاهر امر هم حکایت از این بود که احتمال موفقیت شان چندان بعید نبود، اما علمایی همانند ملا محمد کاظم خراسانی و ملای نراقی به شدت با این تفکر مخالفت کردند و معتقد بودند که به دست گرفتن حکومت توسط علما مفسده هایی دارد که منجر به تضعیف اسلام و بی اعتمادی مردم به علما و در نتیجه مایوس شدن مردم از اسلام خواهد شد....
از سوی دیگر دولت انگلیس که در دربار ناصرالدین و مظفرالدین شاه نفوذ زیادی داشت ، عوامل خود را تشویق کردند که با مشروطه‌خواهان همراهی کنند . به عکس روسیه که مدافع سلطنت مطلقه بود و سرانجام هم مجلس اول را به توپ بست و از محمدعلی شاه مستبد حمایت نمود...
در این میان مخالفین آخوندها که خطر به قدرت رسیدن علما را به خوبی احساس کرده بودند، برای بیرون راندن حریف قدرتمند خود از میدان سیاست ، تبلیغات وسیع چند جانبه ای را به راه انداختند. از جمله خلق آخوندی به نام ملانصرالدین و ساختن و ترویج لطیفه هایی از حماقت های این آخوند خیالی تا شأن علما در نزد عامه مردم را پایین آورند...
از دیگر اقدامات آنان این بود که تبلیغ کردند دین یک امر روحانی است و علما باید به رشد روحی مردم بپردازند . سلسله جنبان این تفکر،  سید حسن تقی‌زاده  بود که در روزنامه خود به نام « کاوه » مدام از روحانی بودن علما می‌نوشت و عنوان روحانیت را به آنان تقدیم کرد که خیلی هم به مذاق آقایان خوش آمد...
از اوایل سلطنت رضاشاه بود که این عنوان به تدریج وارد محاورات شد و در زمان محمدرضاشاه کاملا پذیرفته گردید و ملا و آخوند شدند روحانی و علما هم شدند روحانیت این واژه برای آنان از دو جهت مقبولیت داشت: اول به خاطر بار تقدسی که با خود داشت .
دوم به خاطر متمایز شدن آنان از مردم عامی که آنان روحانی می شدند و مردم جسمانی ! همین وجه تمایز روحانیت بود که آنان را واداشت تا به تدریج عناوین مختص ائمه معصومین علیهم السلام را هم به خود منتسب نمایند .

آنان حجت‌الله بودند، اینان حجت‌الاسلام شدند . آنان حجت الله علی المسلمین و حجت الله علی عبادالله بودند ، این‌ها هم شدند حجت الاسلام والمسلمین .
آنان آیات الله بودند، این ها هم شدند آیت الله . حضرت علی علیه السلام آیت الله الکبری بود، اینان شدند آیت الله العظمی .
پیشوند نام آنان حضرت بود اینان هم شدند حضرت آیت الله .
تنها لقبی که برای ائمه معصومین باقی مانده بود کلمه مقدس « امام » بود که آن را هم به خودشان اختصاص دادند و شدند حضرت امام که همه این عناوین بدعتی بود در اسلام .
مصیبت آن جا بود که به همین القاب اکتفا نکردند، بلکه این القاب موجب گردید تا ادعای نیابت رسول اللهی ( صلوات الله علیه و آله ) و نایب امام زمانی (علیه السلام ) هم بکنند، لباسی هم که به تن داشتند، حکایت دیگری دارد که تبلیغ می‌کنند لباس رسول الله و عمامه ایشان است. حال آن که این همان لباس و عمامه ای بود که پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم بر تن و سر خود می پوشیدند که ابوسفیان و معاویه هم همان را می‌پوشیدند.
منبر مساجد هم شد منبر رسول خدا . در گذشته به خاطر نبودن ادوات تقویت صدا مجبور بودند منبر را بلند بسازند تا خطیب از بالای آن با مردم صحبت کند. تا هم مردم بتوانند او را ببینند و هم صدای او را بشنوند که معاویه و یزید و هارون الرشید و دیگر کفار هم از همین منبر استفاده می کردند و اختصاص به شخص خاصی نداشت . اما با مقدس نشان دادن منبر ، رفتن بالای آن را خاص خود شمردند و دیگران موظف بودند یا روی صندلی پشت میز بنشیند یا ایستاده صحبت کنند .
و خداوند به خودش سوگند خورده که از بدعت هایی که در اسلام آوردند، از آنان سوال خواهد کرد :

« فو ربک لنسئلنهم اجمعین * عما کانوا یعملون »

#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxyFmzRqfJG52Q

بخشی از کتاب پشت پرده ریاکاری

⭕️ بخشی از کتاب پشت پرده ریاکاری
🖌 دن اریلی

"روانشناس و متخصص اقتصاد رفتاری"

🔒 «قفل» برای این روی  در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد!!.

یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، این ها به‌دنبال بازکردن قفل‌ها و دستبرد به خانه‌ها هستند.
و
یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند!!.

✅ باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد!!.

 اکثر آن ها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آن ها نیز ممکن است دست به خطا بزنند.......!!.

🔓قفل‌ها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان  نصب نمی‌شوند!!، دزدها بلد هستند که چگونه قفل‌ها را باز کنند!!

قفل‌ها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب می شوند تا آن ها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!!.

در واقع  تمام آدم‌ها، پتانسیل کج‌روی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد!! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!!.

نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است ؛

او در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سؤال می‌دهد تا آن ها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار می‌دهد!! و به گونه‌ای تظاهر می‌کندکه حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است!!.

 برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عده‌ای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند!!.

در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ می‌خورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و در انتها از مشتری برای این که وسط گفت‌و‌گو با آن ها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمی‌کند و به نوعی بی احترامی می کند!!

در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمی‌گردانند کمتر از آزمایش اول است!!.

وقتی مشتریان احساس می‌کنند نویسنده، وقت آن ها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آن ها داده را باز نمی‌گردانند!!.

این آزمایش حاوی نکته جالبی است که می‌توان از آن برای توجیه این که چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد ؛

مردم زمانی که حس می‌کنند به آن ها از سوی حکومت ظلم می‌شود یا حق آن ها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند........!!.

در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری ونا هنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ  حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد! رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند!!.

در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری ودزدی وتقلب و.......... در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!!!