تلفن‌های همراه چقدر پیشرفته‌تر خواهند شد؟

تلفن‌های همراه چقدر پیشرفته‌تر خواهند شد؟

iphoneحق نشر عکسGETTY IMAGES

تا چند سال پیش تلفن‌های همراه روز به روز کوچک‌تر می‌شدند. چند سالی است که حجم کلی آن ها تغییر چندانی نمی‌کند، اما توان پردازش آن ها چرا. سرعت پردازش تلفن‌های هوشمند روز به روز بیش‌تر می‌شود. آیا مرزی برای این رشد هست؟ از لحاظ اندازه چطور؟ چقدر امکان کوچک کردن تلفن های همراه وجود دارد؟

بخش بزرگی از حجم تلفن‌های همراه امروزی باتری آن هاست. صفحه‌ نمایش و صفحه کلید هم اگر خیلی کوچک شوند دیده نمی‌شوند و دیگر کاربردی ندارند. اما هرچقدر حجم پردازنده کوچک تر شود، تعداد بیشتری از آن را می‌شود در تلفن همراه جا داد. بنابراین توان پردازش بیشتر می‌شود. صنعت نیمه‌رسانا مسئول کوچک‌تر کردن حجم پردازنده‌ها است. به عبارت دیگر مسئول سریع تر کردن پردازشگرها.

 

نیمه‌رساناحق نشر عکسGETTY IMAGES

صنعت نیمه‌رسانا در عمر ۵۰ ساله خود به نحو چشمگیری جایگاه خود را در زندگی روزمره تمام انسان‌ها باز کرده. اتومبیل‌، کامپیوتر، تهویه‌ مطبوع، رادیو، تلویزیون و مهم ترین دستگاه ارتباطی این روزهای ما یعنی تلفن همراه، همگی دارای تراشه‌های الکترونیکی‌اند. تراشه‌هایی که این قدر کوچک شده‌اند که در تلفن جیبی من و شما جا بگیرند. در حالی که چهل سال پیش برای توان پردازش معادل یک تلفن هوشمند امروزی نیاز به مدار‌های الکترونیکی به بزرگی یک اتاق بود.

نیمه رساناها از زمان اختراع اولین ترانزیستور کاربرد وسیعی پیدا کردند. ترانزیستور به زبان ساده یک سوئیچ الکترونیکی است که می تواند روشن یا خاموش باشد. سیلیکون به عنوان بهترین نیمه‌رسانا این وظیفه را به عهده دارد. دو نوار موازی رسانا را در نظر بگیرید که میانشان با سیلیکون پر شده. سیلیکون مثل رأی دهنده شناور در انتخابات است! با کمی "تشویق" می‌تواند حالت "روشن" یا "خاموش" به خود بگیرد. اگر روشن باشد اتصال بین دو نوار رسانا برقرار می‌شود. اگر خاموش باشد ارتباط قطع شده است. "تشویق" را هم می‌شود به سادگی با یک سیگنال الکتریکی ایجاد کرد. حالت روشن در دنیای دیجیتال متناظر با ۱ و حالت خاموش متناظر با ۰ است. تمام اطلاعات و محاسبات دیجیتال از مجموعه‌ای از همین ۰ و ۱ ها تشکیل شده است. ترانزیستور هم همان ترکیب دو نوار موازی و سیلیکون میان آن هاست. تلفن های آیفون 6 و گالکسی S5 هرکدام در حدود ۲ میلیارد ترانزیستور دارند. فکر می‌کنید اندازه هر ترانزیستور چقدر است؟

 

ترانزیستورحق نشر عکسGETTY IMAGES

گوردون مور، یکی از بنیانگذاران شرکت اینتل، نتیجه مشاهداتش را از دنیای ترانزیستورها در سال ۱۹۶۵ منتشر کرد. در این مقاله او گزارش کرد که اندازه ترانزیستورها هر ۲.۵ (دو و نیم) سال نصف شده است. این مشاهده در صنعت نیمه رسانا تبدیل به قانون شد. امروز شرکت‌های فعال در صنعت نیمه‌رسانا تمام تلاش خود را می کنند تا از این قانون عقب نمانند.

ترانزیستور آیفون 6 یا گالکسی S5 با پروسه ۲۰ نانومتر ساخته شده است. یعنی فاصله بین دو نوار موازی در هر ترانزیستور ۲۰ نانومتر است. یعنی سه هزار بار کوچک تر از ضخامت موی سرتان. به عبارت دیگر می‌توان ۳۰۰۰ ترانزیستور امروزی را به طور عرضی در یک تار مو جا داد. صنایع نیمه‌رسانا در تلاشند تا پروسه ۵ نانومتر را تا سال ۲۰۲۰ به بازار عرضه کنند. یعنی تا ۳ سال دیگر پردازشگرها ۴ برابر سریع تر می‌شوند.

بیشتر بخوانید:

چالش اصلی، کنار هم گذاشتن این نوارهای موازی با دقت زیاد است؛ چه نوارهای رسانا چه نوارهای سیلیکون میان آن ها. اگر سازنده پردازشگر آیفون تنها یک بار از ۲ میلیارد بار و آن هم تنها ۲۰ نانومتر اشتباه کرده باشد آیفون شما درست کار نخواهد کرد. برای درک بهتر این مقیاس، تصور کنید با اتومبیل در یک روز برفی ۱۰۰ کیلومتر رانندگی کرده‌اید. در راه برگشت باید رد چرخ‌های اتومبیل شما منطبق بر ردی باشد که در مسیر رفت روی برف مانده. شما فقط اجازه دارید ۱ سانتی متر خطا کنید.

نانولیتوگرافی فرآیندی است که کار تعبیه این نوارهای باریک کنار هم را روی ورقه سیلیکونی انجام می‌دهد. این صنعت در سال های اخیر در اختیار شرکت هلندی ASML و شرکت ژاپنی Nikon بوده؛ اما ASML پیشتاز این رقابت است و نزدیک به ۹۰ درصد بازار را در اختیار دارد. صنعت نانولیتوگرافی بعد از صنعت هواپیما‌سازی دقیق ترین صنعت حال حاضر در جهان است.

 

transistorحق نشر عکسGETTY IMAGES

صنعت هواپیماسازی از نظر ایمنی و صنعت نانولیتوگرافی از نظر ابعاد بسیار کوچک نیازمند این دقتند. طبق قانون مور، ابعاد تراشه‌های الکترونیکی دائما کمتر می‌شود و به طبع آن چالش این دو شرکت نانولیتوگرافی هم برای حفظ این دقت روز به روز بیشتر.

بنابرهمین قانون، تا سال ۲۰۳۲ باید پروسه ۰.۱ نانومتر معرفی شود. این آخرین حد کوچک کردن نوار نیمه رسانای ترانزیستور است، چون برابر با اندازه اتم سیلیکون است. این که امکان رسیدن به این اندازه وجود دارد یا نه سوال بزرگی است. و این که پس از آن قانون مور چگونه حفظ خواهد شد سوالی بزرگ تر.

بنابراین اگر به ادامه پیشرفت فن آوری دیجیتال خوش بین هستید، باید در ۱۵ سال آینده منتظر انقلاب جدیدی در صنعت ساخت پردازشگرها باشید.

به افتخار همه باباها!

 به افتخار همه باباها!

 

بخونید خیلی قشنگه

ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ می خوﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ می خوﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﮐﺘﺎﺏ می خوﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ می خوﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ می خوﺍﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ می خوﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ، ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻩ !
ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ !
ﺑﺎﺑﺎ !...
ﺑﺎﺑﺎ !...
ﺑﺎﺑﺎ !...

ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﻔﺘﻢ :
ﺑﺎﺑﺎ ! ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻫﺴﺘﯽ، ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ...
ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ می خوﺍﺳﺖ داشته باشم، ﺑﻬﺶ ﻧﻖ ﺯﺩﻡ !
ﻭﻟﯽ هیچ وﻗﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ :
ﺑﺎﺑﺎ ! ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯽ می خوﺍﯼ؟؟؟

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم ﺍﺯمون می پرﺳﯿﺪﻥ :
ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﺘﻮ؟ !
می گفتیم : ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ !!
ﺍﺻﺮﺍﺭ می کرﺩﻥ ﻭ می گفتن ﻧﻪ !
ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!!
ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﺪﻭﻣﻪ؟؟؟
ما ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ می گفتیم :
ﻣﺎﻣﺎﻧــﻮ !!!
ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ! ﻟﺒــﺨﻨﺪ تلخی می زﺩ ﻭ ...
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ می کشید ﺟﻠــﻮﯼ ﻫﻤﻪ !!!
ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ می فهمیم ﭘــﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺖ می کشید ﻭ ﺧﺴﺘﻪ می شد ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ بچش ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ...
 
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ می خوﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ.

ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ ...
ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ،
ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ نمی توﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ می رﯾﺨﺖ..

ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ ﺑﺎ ديده ﺣﻘﺎﺭﺕ به سوﯼ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ می نگرﯾﺴﺘﻨﺪ،
ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان پدر می گذاشت ...

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍین که پدر ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،
ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ ﻭ ﻋﯿﻨﮏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ...

ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ به سوﯼ ﻫﺮ ﺩﻭ آنان می نگرﯾﺴﺘﻨﺪ!!

ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.

ﺩﺭ این هنگام ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:

ﭘﺴﺮ... ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمی کنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ باقی ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!

ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر ﺟﻨﺎﺏ...فكر نمي كنم ﭼﯿﺰﯼ باقی گذاشته باشم!

ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
خیر ﭘﺴﺮم. اشتباه می کنی. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!

پسر با تعجب پرسید: چه چیز را؟!

آن مرد پیر گفت: تو ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ باقی گذاشته ای...

و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!!

کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز می شد:

قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان می دهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...

قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند

و قسم بر غربتت،

وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست ...😔

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺳﺎﻻﺭﻩ ﻫﺮﭼﯽ ﻓﺮﺷﺘﻪ به نام  ﭘـــــــﺪﺭ

زنده باد همه ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده..

به افتخار بابام پخش کردم...به افتخار بابات پخش کن.

ما به کجا می رویم؟

 ما به کجا می رویم؟ 

 

💕 یک دقیقه مطالعه

ﺩﺭﺧﺖِ ﻧﺨﻞ؛ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ؛

وقتی نخلی رامی خواهند قطع کنند، می گویند "بکُشش".

ﺟﻨﻮﺑﯽ ﻫﺎ بیشتر می دانند ﮐﻪ ﭼﻪ می گویم.
انگار این درخت ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺍﺳﺖ.

ﻧﺨﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﯽ می میرد، ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ می زنی ﺑﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺷﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﻢ می شود.

ﺍﻣﺎ ﻧﺨﻞ، ﻧﻪ! ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﯼ می میرد...
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﺨﻞِ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ!

ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ!
 ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ!

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ، ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ! ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ می میرد، ﻭﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ!

ما به کجا می رویم؟

موسسات بی اثر!

موسسات بی اثر!


🔥☪️ در قم 723 موسسه و پژوهشگاه و پژوهشکده وجود دارد که بسیاری از آن ها خروجی ندارند و نظارتی بر عملکرد و بودجه آن ها نیست!!!

👈 فقط در شهر قم ۷۲۳ موسسه و پژوهشگاه و پژوهشکده با عناوین مختلف به طور رسمی و غیر رسمی (بدون مجوز) اعلام موجودیت کرده اند که فقط ۲۲۳ موسسه در بررسی ما دارای  فعالیت مستمر شناخته شده اند و مابقی فعالیت برنامه ای و مستمر ندارند . از همین تعداد هم فقط حدود ۷۰ موسسه و پژوهشگاه خروجی آموزشی و پژوهشی قابل توجه دارند.

👈مسئله نگران کننده این است که خروجی هیچ کدام از این ها هم متناسب با بودجه های حمایتی مصوب و سالانه که از دولت می گیرند، نیست و اگر منابع داخلی و سرمایه گذاری ها و درآمدهای خودشان و کمک های بیوتات و خیرین و وجوهات شرعی که با مجوز مراجع تقلید جذب می کنند را هم به آن بودجه های دولتی اضافه کنیم، اصلا" توجیه منطقی برای تناسب هزینه ها و دست آوردها پیدا نمی شود و در همان مقدار عملکرد هم هدر دادن بودجه ها در تکراری کاری و موازی کاری و کار بی اولویت، معضل دیگری است که جداگانه باید بحث شود.

👈 اخیرا" بعد از بی اثر دیدن نقدها و گزارشات مکرر به مسئولین ناگزیر طی نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور و رئیس مجلس خواهان تجدیدنظر در ملاک ها وشاخص های  تصویب و تخصیص بودجه های حمایتی  فرهنگی شدیم و مذاکراتی هم در کمیسیون فرهنگی مجلس و سازمان برنامه و بودجه در این باره داشته و داریم  و پیگیر یک تجدید نظر و ساماندهی ضروری بودجه ها و تعیین نحوه نظارت قانونی بر عملکرد موسسات هستیم  و باید دید توفیق پیدا می کنیم یانه !

👈 دولت های گذشته به خاطر نفوذ شخصیت ها از نظارت شانه خالی کرده اند و این سوء تدبیر به روال و رویه تبدیل شده است و سال ها  بودجه دادن به موسسات بدون محاسبه و ذیحسابی از هزینه کرد آن ها واقعا" یک فاجعه مدیریتی است که نباید تداوم یابد.

👈 از آنجا که در آستانه تدوین لایحه بودجه سال ۹۷  هستیم، کارگروهی را برای بررسی وضعیت مذکور در دبیرخانه تشکیل خواهیم داد تا در صورتی که دولت و مجلس عزمی برای انجام اصلاحات در این نابسامانی داشته باشند، به سهم خود کمک کنیم.


✍️ آیت پیمان (دبیر شورای عالی دین پژوهان)

زبان بدنتان را بفهمید!

زبان بدنتان را بفهمید!


#سلامتی


🔺کمبودهای بدن را از روی میل غذایی بفهمید!
زبان بدنتان را بفهمید.


✳️اگر مدام خسته هستید، آهن بدنتان کم است.
🔴راه حل👈 خوردن گوشت، عدس، اسفناج،کشمش
 
✴️اگر پوست‌تان می‌خارد، روی بدنتان کم است.
🔴راه حل👈 زرده تخم مرغ،لوبیا سفید،جگر

✳️اگر سرتان شوره می زند، ویتامین A بدنتان کم است.
🔴راه حل👈 آب هویج، سیب زمینی، کدو

✴️اگر مدام عفونت می گیرید، سلنیوم بدنتان کم است.
🔴راه حل👈 ماهی، میگو، تخمه آفتابگردان

✳️اگر کمردرد و پا درد دارید، ویتامینD بدنتان کم است.
🔴راه حل👈 قارچ،ماهی بخورید و زیر نور خورشید بروید.

✅خشکی دور دهان و بینی‌ یعنی ویتامین B12 ‌شما کم است.
🔴راه حل👈 مرغ، شیر، ماست

✳️هوس شیرینی‌ کرده‌اید؟ بدنتان کروم کم دارد!
🔴راه حل👈گوشت گاو، مرغ، کلم بروکلی و تخم‌مرغ

✴️اگر هوس شکلات کرده‌اید، بدنتان منیزیم کم دارد!
🔴راه حل👈سبزی های تیره برگ ‌دار، کلم، چغندر، آجیل

✳️اگر هوس کربوهیدرات کرده‌اید، تریتوفان بدنتان کم است.
🔴راه حل👈 بوقلمون، تخم مرغ، موز و گردو

✴️اگر هوس گوشت کرده‌اید، بدنتان آهن و روی کم دارد!
🔴راه حل👈تخمه کدو ، پنیر و نان سبوس‌دار



┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈

🆔 @eghbalichanel

شکوه گرگ


شکوه گرگ


چه کسی می گوید شیر سلطان زمین است و عقاب شاه آسمان، وقتی برای لقمه ای نان بازیچه ی انسان می شوند و تخت سلطانی زمین و پادشاهی آسمان را به نان ذلت می فروشند و اهلی نیاز و تن پروری می شوند؟ 

زنده باد گرگ که اهلی نمی شود برای لقمه ای نان؛ و از هیچ کس توقعی ندارد به جز خودش. او وفاداری سگ را به لجن می کشد و شکوه پوشالین شیر و عقاب را افشا می کند که وفای سگ به نیازش است و شکوه شیر و عقاب شکستنی و سقوط وار است، اما شکوه گرگ در عزت و غرور آزادگی و اتکای به خویش است؛ پس او سلطان زمین و پادشاه آسمان است. او اهل جمع و عوام و وقت گذرانی و خوش گذرانی های عوامانه نیست. یارانش اندکند و هم فکر و هم مسیر و وفادار و شبگرد و پر طاقت و تیز بین و عاقل و خانواده دوست؛ غرور گرگ زیباست، چون اوج عزت و ازادگی است. او هرگز سربار کسی نیست ،حتی عزیزانش و فرزندانش که عمری برایشان جانبازی وایثار کرده است، چون وقتی پیر می شود و توان شکار جمعی را از دست می دهد، کار را به کاردان جوان و قدرتمند می سپارد و از اهل خود جدا می شود ،تا هم سربار کسی نباشد و هم با غرور زندگی کند و با عزت بمیرد. 

او هرگز تسلیم نمی شود وتملق و دریوزگی نمی کند و برای خودش ارزش و شخصیت قائل است. در قفس عمری ندارد و جانش را برای آزادی می دهد. انگار نافش را با آزادی بریده اند و و ذهنش را با شراب عزت مخمور کرده اند. با انسان دوست می شود، ولی هرگز برده و مطیع نمی شود .مانند هیچ کس نیست و از کسی تقلید نمی کند و بازیچه ی سیرک انسان ها نمی شود. او خودش است، خود خودش!

 ای کاش ما هم کمی گرگ بودیم!!

تنها 31 دقیقه تا سوئد فاصله داریم❗️


📛 تنها 31 دقیقه تا سوئد فاصله داریم❗️


🔸اگر 3 دقیقه برای خواندن این متن و 1 دقیقه جهت انتشار آن برای دوستانتان وقت بگذارید....
یارانه ی هر فرد 45 هزار تومان است.
با این مبلغ می توان هر سه جلد کتاب بیشعوری (خاویر کرمنت) بعلاوه کتاب دوقرن سکوت (عبدالحسین زرین کوب) را خریداری کنید.
شما می توانید با پول سه کیلو ماست یک جلد کتاب فلسفی مثل "چنین گفت زرتشت"(نیچه) و با پول دو کیلو ماست "اگزیستانسیالیسم"(سارتر) را تهیه کنید.
🔸شما می توانید 5هزار تومن از پول لوازم آرایشی خودرا برای خرید کتاب ترانه های خیام(صادق هدایت) کنار بگذارید و هم از ادبیات و هم از فلسفه ای که در آن موج می زند، استفاده کنید.
آیا می دانید شما با پول دوتا آب میوه می توانید کتاب ارتجاع مترقی(عبدالکریم سروش) را بخرید؟

بسیار می توان از این مثال ها به کار برد.
پس برای عدم مطالعه مشکلات مالی را نمی توان بهانه کرد، زیرا که امروزه می توان با هزینه ای معادل یک آدامس pdf کتاب ها را تهیه نمود.


🔻اما مشکل وقت:
هر فرد جوان و میانسال بین 6تا8 ساعت به استراحت و خواب نیاز دارد. اما اغلب ما 9 ساعت می خوابیم و یک ساعت پس از آن را در رختخواب سپری می کنیم.
آیا می دانستید اگر هر شب قبل از خواب 17 دقیقه وقت بگذارید، سرانه ی مطالعه ی ایران به ژاپن و اگر 31 دقیقه وقت بگذارید، سرانه ی مطالعه ی کشور را به سوئد می رسانید. 

آیا می دانستید چه رابطه ی محکمی بین مطالعه و سطح فرهنگ جوامع برقرار است؟
 
🔸اگر همین حالا کانال ها و پیج هایی را که جُک قومیتی و جنسیتی منتشر می کنند را ازگوشی خود پاک کنیم و در چند کانال خوب و مفید عضو شویم، همزمان چند کار بزرگ را انجام داده ایم:
از نفاق و در نتیجه تجزیه ی کشور جلو گیری می کنیم.
به فرهنگمان کمک می کنیم و نگاه های جنسیتی و تحقیر کننده را از بین می بریم.
به معلومات خودمان می افزاییم و به دیگران انتقال می دهیم.

✍️ دکترمحمد شعله سعدى

#کانال_بیداری
🆔 @BIIDARIIII

چگونه می توانیم" شهری شاد" داشته باشیم؟


❇️چگونه می توانیم" شهری شاد" داشته باشیم؟



✍️ مهران صولتی

🌱برای جامعه ای که به سوی ناامیدی و افسردگی در حرکت است، بسیار طبیعی به نظر می رسد که امید آفرینی و نشاط بخشی از اهمیت زیادی برخوردار باشد. از همین رو اندیشیدن به مقوله " شادی" و تلاش برای فراهم نمودن لوازم آن می تواند در زمره ضروری ترین اقدامات تلقی شود. اما روشن است که دستیابی به شادی بدون فهم صحیح از این مقوله راه به جایی نمی برد. در این میان فهم اجتماعی، همدلانه و تفسیری از این مقوله می تواند به تعمیق موضوع کمک کند. لذا این یادداشت بر آن است تا با فاصله گرفتن از نگاه رایج و روان شناسانه، نوعی نگرش جامعه شناسانه نسبت به مقوله شادی را در کانون تحلیل خود قرار دهد:

🖌 شادی "اجتماعی" است: در روزگاری که  رویکرد روان شناختی غالب از شادی، عبارت از حرکت به سوی حذف محرک های  محیطی ناگوار در محیط کار، خویشاوندان و خانواده می باشد و بر فراهم نمودن محیطی سالم، بهداشتی و بدون حضور دیگران تاکید می ورزد، نگاه جامعه شناسانه به شادی، این مقوله را اجتماعی و با حضور سایر افراد تلقی می کند. در این نگاه، شادی ارتباطی نزدیک با روابط اجتماعی، تفسیر موقعیت، کارکرد نهادها و مشارکت اجتماعی می یابد‌. انسان ها موجوداتی منفعل نیستند که صرفا با حضور در محافل و مجالس طنز و سرگرمی( مشابه دورهمی و خندوانه)، به نشاط دست می یابند، بلکه افرادی اجتماعی اند که می کوشند با حضور موثر و نقش آفرین در جامعه، به تفسیری رضایت بخش از زندگی دست یابند. از همین رو داشتن شهر شاد مستلزم فراهم شدن هر چه بیشتر مکان هایی برای شکل گیری امکان های ارتباطی و معناسازی است.

🖌 شادی" مشارکتی" است: در حالی که در گفتمان غالب، شادی به معنای در آغوش کشیدن موفقیت ها به دنبال یک رقابت اجتماعی تفسیر می شود، نگاه اجتماعی به شادی آن را مشارکت همدلانه شهروندان در ساخت اجتماعی واقعیت تلقی می کند. از همین رو شادی مستلزم نفی روندهای رو به گسترش تبعیض و طرد و به رسمیت شناختن حضور و مشارکت همه آحاد جامعه می باشد. شادی در این معنا حتی می تواند نقطه آغازی برای یک همکاری گسترده و رضایت بخش اجتماعی برای زیست برابر، عادلانه و هدفمند اجتماعی تلقی شود. در چنین تفسیری، شادی نه محصول پیروزی بر دیگران، بلکه نتیجه روابط فعال و مشارکت جویانه همه شهروندان می باشد.

🖌 شادی "برساختی" است: در رویارویی میان گفتمان های مختلف در جهان امروز، نقش رسانه ها در ارائه تصویری واقعی یا کاذب از مقوله شادی بسیار چشمگیر است. از همین رو عرضه این مقوله در تعبیری" خوش باشانه" یا تفسیری" رضایت مندانه" می تواند مبتنی بر تصویر ارائه شده از سوی رسانه ها باشد. اولی همان است که سرمایه داری تا کنون کوشیده است آن را ملازم با مصرف نشان دهد و دومی عبارت از زیستن در متن روابط برابر و عادلانه می باشد. از همین رو سراغ گرفتن از شادی اصیل در دنیایی که رسانه ها معیارهای شاد بودن را تعریف می کنند، امری دشوار به نظر می رسد.

🖌 شادی" عمومی" است: تاکید بر اجتماعی بودن شادی نمی تواند صفت عمومی بودن آن را به طور کامل منتقل کند. عمومی بودن بیشتر بر شکل گیری انبوهه ها تاکید دارد. در چنین وضعیتی است که شرکت کنندگان در یک کارناوال خیابانی می توانند با به اشتراک گذاشتن هیجانات اجتماعی خود، دیگران را هم به سهیم شدن در این تجربیات فراخوانند. در این میان حتی حضور در جنبش های اجتماعی مدرن هم می تواند نوعی مشارکت در فرایند معناسازی و حرکت به سوی نوعی احساس رضایت مندی باشد. در همین راستا حرکت به سوی ایجاد فضاهای عمومی با هدف فراهم آوردن امکانی برای گفتگوهای اجتماعی و به نمایش گذاردن احساسات جمعی ازضروریات شکل گیری شادی تلقی می شود.

🔹 نکته پایانی: امروزه شهر به مثابه کانون تجدد، نوآوری و ایده پردازی از اهمیت زیادی برخوردار شده است. مرکزی که می تواند جلوه ای از بروز و ظهور هیجانات، شادی ها، احساسات و تجمعات باشد. متاسفانه هم اکنون تراکم معضلاتی از قبیل ترافیک، تحدید فضاهای عمومی، کنترل های سیاسی، آسیب های اجتماعی و سیاست زدایی موجب سرکوب شادی و امنیتی شدن تجمعات عمومی شده است. پیامدهای چنین وضعیتی هم عبارت از خصوصی شدن شادی، جایگزینی پاساژها به جای پارک ها، کالایی شدن ارزش ها، تجاری شدن مناسبات اجتماعی و افزایش احساس حقارت، بیگانگی و بی پناهی در کلان شهرها می باشد. از همین رو به نظر می رسد پررنگ شدن نگرش جامعه شناختی به پدیده شادی می تواند در شکل گیری درک نوین و روزآمدی از این مقوله متناسب با نیازهای جامعه امروز ایران موثر باشد.

#شادی
#شهری_شاد

🔴 @irranews
کانال ایران نیوز 👈👈👈👈

رقصنده با غم!!!


💃💃💃 رقصنده با غم!!!

👈 در چند سال گذشته دو آهنگ در بیشتر عروسی ها؛ چه در شهرهای کوچک و چه در شهرهای بزرگ؛ به گوش می رسد. اولین آهنگ؛ " تو این زمونه" یا به تعبیر برخی " حالا وای وای" و دومین آهنگ " خدای آسمون ها" است.

تقریبا غیر ممکن است که در یک عروسی، موسیقی زنده وجود داشته باشد و گروه موزیک این دو آهنگ را اجراء نکند. آنچه که از نظر اجتماعی درخور تحلیل و تفسیر است آن است که با اجرای این دو آهنگ معمولا مهمانان به وجد آمده و با صدای بلند، خواننده را همراهی می کنند.

به ویژه ترجیع بند آهنگ " تو این زمونه" که در آن مصراع " حالا وای وای؛ وای وای وای وای" چهار بار تکرار می شود.

شاید بتوان گفت که پرانرژی ترین زمان عروسی‌ها هم در هنگام اجرای ترجیع‌بند این دو آهنگ باشد!
جایی که شادمانی و همصدایی به اوج می رسد!
نکته آن است که موضوع یا مسأله ترانۀ هر دو آهنگ؛ شکوه و شکایت از دنیا و زمانه است. بیایید با هم مرور کنیم :


تو این زمونه عشق نمی مونه/ عاشقی و عشق چیه وفا کدومه
رفته محبت غم شده عادت/ کجا رفیق کجا یه دوست کجا یه همدم و.....
💃💃💃
موضوع ترانه دوم هم گلایه از دنیاست :
دستا بیگانه، قلبا تو‌خالی/ حرفا دروغه عشقا پوشالی
دوست دارم ها فقط یه حرفه/ عمرش قدّ یه گوله برفه و....
💃💃💃

و ما ایرانیان با این متن و با این مضمون پایکوبی می کنیم! کمی عجیب به نظر می رسد که ملتی با گفتن " غم شده عادت" یا " حرفا دروغ عشقا پوشالی" پایکوبی کنند! از چند جنبه می توان به این پدیده نگاه کرد :
👈 روایت اول : ما ایرانی‌ها همینی هستیم که در این دو آهنگ نشان می‌دهیم. ما همیشه به مسائل و مشکلاتمان می‌خندیم. نه تنها می‌خندیم بلکه با آن ها می‌رقصیم.
آنقدر به آن مشکلات می خندیم تا آن ها از رو بروند و جزوی از زندگی روزمره ما شوند. مثل اسید پاشی، مثل تریاک کشیدن کودکان، مثل اختلاس ، مثل رانندگی و ....
با خندیدن به آن ها، مشکلات کم کم جایشان را در زندگی ما پیدا می کنند و به تدریج با آنها به همزیستی مسالمت آمیز می رسیم.
آنقدر به همدیگر نزدیک می شویم که دیگر جداکردنمان دشوار می شود!!

👈 روایت دوم می تواند این باشد که مکانیسم ما ایرانیان برای بقاء و دوام در تاریخ  ایران همین بوده است. به راستی اگر قرار باشد ما برای هر مشکل ریز و درشتی غصه بخوریم، آیا می توانیم زندگی کنیم؟ لذا خندیدن به غم ها و غصه ها مکانیسم ما برای تداوم و استمرار بوده است. غم و غصه همیشه وجود دارد. اصل زندگی کردن است.

👈 روایت سوم آن‌که اساسا ما به کلام یا ترانۀ یک آهنگ کاری نداریم. با هر دالام دیمبویی پایکوبی می کنیم!
مهم ریتم آهنگ است. لذا تحلیل شما جناب جامعه شناس از اساس غلط است.

✍🏻 دکتر فردین علیخواه (جامعه شناس)

یک خبر و دو نکته


یک خبر و دو نکته

👈 خبر تازه این که "زیر ساخت" لازم جهت حضور زنان در سه ورزشگاه کشور عربستان فراهم شد!  

از سال نوی میلادی این طرح در سه شهر بزرگ عربستان به "اقدام و عمل" می‌رسد!

1⃣ نکته1 :
خود فریبی است اگر به روی خود نیاوریم که حکومت عربستان می‌کوشد در رقابت منطقه‌ای با ما در جا گذاشتنمان از تعهدات حقوق بشری جهانی گوی سبقت را برباید...

در حالی که ایران 40 سال پیش خود مدل و الگوی توسعه‌ای برای ممالک عرب خاور میانه بود، اکنون باید از یک سو تماشاگر مدلی ناقص اما دارای کارکردهای متعدد توسعه فرمایشی این کشورها باشیم.
از دیگر سوی نظاره‌گر بهانه‌تراشی‌های  تهی از منطق و فریبکارانه گوناگون دست اندرکاران تنبل و دست و پاچلفتی این امر در ارائه خدمات و برقراری نظم و امنیت اجتماعی جهت تحقق خواست شهروندان باشیم.

2⃣ نکته 2 :
ساده لوحی است اگر این حق شهروندی را برای زنان ایران به قالب مطالبات ریز و درشت دیگری بریزیم که "باید" (به زعم برخی طرفداران حقوق زن) اولویت بندی شوند.
به این ترتیب حق ورود زنان کشور به ورزشگاه ها در قیاس با مصادیق دیگری از خشونت یا تبعیض جنسیتی, یا ... از اولویت بیفتد.
 
پیگیری مطالبات و احقاق حقوق زنان در حوزه های مختلف ورزشی نه تنها منافاتی با سایر خواسته ها ندارد, بلکه چه بسا با یکدیگر نسبتی هم فراخوانانه (دیالکتیکی) نیز دارند. چه بسا طرح یکی از این مطالبات, مطالبه دیگر را نیز فرا می خواند.

✍️ بیتا مدنی (جامعه‌شناس)

«گِلام» گالیور و «سوباسا اُزارا»ی فوتبالیست‌ها


✅ «گِلام» گالیور و «سوباسا اُزارا»ی فوتبالیست‌ها

👈 داستان‌های گالیور نام مجموعه‌ انیمیشنی است که در سال 1968 بر اساس رمانی از جاناتان سوئیفت ساخته شده و در ایران دهه 1360 پخش شد. «گِلام» شاید مشهورترین شخصیت این مجموعه باشد. آدمی کوچک از شهر لی‌لی‌پوت با صداپیشگی شهاب عسگری که هنوز تکیه کلام «من می‌دونم ما موفق نمی‌شیم» یا «من می‌دونم کارمون تمومه» او در ذهن ایرانیان بسیاری به یادگار مانده است.
✅ مجموعه انیمیشن «کاپیتان سوباسا اُزارا» که در ایران با عنوان فوتبالیست‌ها پخش شد، محصول 1981 ژاپن است. 

این مجموعه داستان نوجوانی به نام سوباسا است که در کنار دیگر نوجوانانی نظیر «واکی بایاشی» (دروازه‌بان افسانه‌ای مجموعه) و «کوجیرو یوگا» رقیب سوباسا که در نسخه ایرانی انیمیشن نام او را «کاکرو» نهاده‌اند، و دیگرانی نظیر «تارو میساکی» بالاخره قهرمان جام جهانی جوانان می‌شوند.
انیمیشن فوتبالیست‌ها نهایت کارهای تخیلی در دنیای فوتبال است. زدن شوت‌های حیرت‌انگیز، سوار شدن بازیکنان بر شانه یکدیگر برای دفع توپ، حرکات تخیلی در بازی با توپ، شکست‌ناپذیری، و مهم‌تر از همه، بی‌توجهی به زمان. بی‌زمان بودن بارزترین ویژگی حرکات در کارتون فوتبالیست‌هاست. حرکت توپ در یک مسیر کوتاه ممکن است ده بیست ثانیه طول بکشد، و انجام حرکاتی که در دنیای واقعی شاید ده دقیقه زمان ببرد در کسری از ثانیه صورت می‌گیرند.  
✅ «سوباسا اُزارا» و «کاکرو یوگا» قهرمانان حیرت‌انگیز، بی‌شکست، و بی‌محدودیت هستند که از پس هر کاری برمی‌آیند، حتی اگر آن کار شکست دادن تیم ملی برزیل یا آلمانی باشد که دهه‌ها از ژاپن در فوتبال جلوتر هستند. موسیقی ابتدایی و انتهایی متن انیمیشن کودکان را به هیجان می‌آورد، و هر کدام را به کاکرو یوگا یا سوباسا تبدیل می‌کرد. یادم هست مفسران فوتبال دهه 1990 تلویزیون ایران گاه از این سخن می‌گفتند که ساخته شدن چنین انیمیشنی بخشی از برنامه‌ریزی ژاپن برای پیشرفت در دنیای فوتبال است. این درست مصادف بود با ایامی که لیگ فوتبال ژاپن راه‌اندازی شده بود و نمادی از نظم و پیشرفت و به‌کار گرفتن بازیکنان بزرگ اما پا به سن گذاشته دنیای فوتبال بود.
✅ دو نگاه به دو دنیای ایران امروز ما بیشتر قابل تشخیص است. نگاه اول، تصویری از «گِلام» گالیور است؛ «من می‌دونم نمیشه». آدم‌هایی، کارشناسانی، متخصصانی و مدیرانی از پیش‌باخته، نااُمید و منشأ افسردگی؛ هیچ صدای امیدی از ایشان برنمی‌خیزد. نگاه دوم، بیشتر «سوباسا»یی است. آدم‌هایی و مدیرانی که گویی پای بر زمین واقعیت ندارند، محدودیت نمی‌شناسند، و درست مثل انیمیشن فوتبالیست‌ها، زمان برای‌شان معنا ندارد؛ گویی می‌توان یک توپ فوتبال را شوت کرد و چند ده‌ثانیه در هوا بماند، یا دروازه‌بانی در میانه بازی از تیر دروازه با حرکات محیرالعقول بالا برود و توپ را دفع کند. گویی نیروی جاذبه، زمان، قدرت انسانی و هر محدودیت دیگری بی‌معناست.
✅ «گلام‌»ها بیش از اندازه به زمین چسبیده‌اند و تکان نمی‌خورند؛ و «سوباسا»ها بیش از اندازه روی هوا هستند. گلام‌ها یأس‌آورند، و سوباساها ترس‌آور.
✅ ما نه لی‌لی‌پوتی‌های پانزده سانتی‌متری هستیم که مشکلات این کشور – از مسأله آب گرفته تا تنش در سیاست خارجی، آسیب‌های اجتماعی و ... – کارمان را تمام کنند؛ و نه «سوباسا» و «کاکرو»هایی که بی‌محدودیت، با اتکا به یک موسیقی هیجان‌انگیز، با نیروی همدلی و بدون آن‌که اسباب بزرگی فراهم کرده باشیم، قهرمان جام جهانی فوتبال شویم (در جهان توسعه‌یافته جایی برای خود دست و پا کنیم).
«گلام» بودن رفع تکلیف و مسئولیت؛ و «سوباسا» شدن عین توهم و فریب است. «گلام»ها جهان را نمی‌سازند، و «سوباسا»ها قطعاً در تخریب آن نقش مهمی ایفا می‌کنند.
✅ دنیای آینده ما را واقع‌بینانی خواهند ساخت که نه افسردگی دارند و نه توهم، بلکه بر زمین واقعیت راه می‌روند، حد و اندازه توان خود و هم‌وطنان خود را می‌دانند، به نیروی جاذبه و نیروهای اجتماعی و اقتصادی باور دارند، منطق جهان واقعیت را درک می‌کنند، و بیش از هر چیز اهمیت زمان را درمی‌یابند. تصمیم‌های سخت می‌گیرند، هزینه اجرای آن‌ها را برآورد می‌کنند، درباره تصمیم‌ها و هزینه‌های‌شان با دیگران سخن می‌گویند، و برای تحمل هزینه هر تصمیمی، تقسیم کار می‌کنند. آرزوهای بلند دارند، اما برای تحقق آن‌ها گام‌های کوچک برمی‌دارند؛ به خودشان اعتماد دارند و برای خلق اعتماد در دیگران از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند؛ خودشان را برای زحمات و پرداختن هزینه‌ها آماده کرده‌اند، اما حد و اندازه ظرفیت دیگران برای هزینه پرداختن را محدود می‌دانند. اینان به محدود بودن دانایی و توانایی باور دارند، و به همان اندازه به بی‌پایان بودن امید، معتقدند؛ خطر ناامیدی و توهّم را نیز دریافته‌اند.

✍️ محمد فاضلی (جامعه شناس)

دین آسان(2)


دین آسان(2)

مهدی نساجی

🔹حدود بیست سال پیش، در آغاز جوانی، با جمعی از دانشجویان، مجموعه دیدارهایی با یکی از علمای نه چندان مشهور قم داشتیم. در یکی از جلسات، از ایشان خواستیم مقداری درس اخلاق بگویند. ایشان گفت جلسه پیش، در این زمینه صحبت کردم و این جلسه دیگر این کار را نمی کنم. پرسیدیم چرا؟ گفت خیلی سراغ درس اخلاق و این چیزها نروید، درس اخلاق کم باشد خوب است. این چیزها زیادی اش مضر است. دلیلش هم این است که وقتی شما مرتب درس اخلاق می روید و می خوانید و گوش می کنید (یا به تعبیر امروزی من پست تلگرامی اخلاقی می بینید و منتشر می کنید)، کم کم به اشتباه می افتید و احساس می کنید انسان های اخلاقی ای هستید، در حالی که شاید این گونه نباشد و شما فقط مشغول گفتگوهای اخلاقی هستید و از عمل اخلاقی خبری نیست.
🔹سپس مثال زد و گفت از آفت های حرفه شاعری و مداحی این است که چنین افرادی بخش عمده ای از وقتشان را مشغول سخن گفتن در باره عشق و ارادت به بزرگان دین هستند و همین کار باعث می شود، نوعی غفلت از عمل و رفتار اخلاقی ایجاد شود. کسی که شبانه روز مدح اهل بیت می گوید، ممکن است توازن میان حرف و عملش به هم بریزد و از عمل غافل شده، به گفتن راضی باشد. البته ایشان اشاره ای هم به جلسات مولوی خوانی و حافظ خوانی و غیره کرد و گفت، شیوع این جلسات نیز اگر تناسبی با شیوع عمل اخلاقی در جامعه نداشته باشد، نه تنها مفید نیست که مضر است. خلاصه حواستان باشد خودتان را گول نزنید.
🔹من گمان می کنم انجام آیین های مذهبی مثل عزاداری ها و زیارت ها و اخیرا پیاده روی اربعین، در صورتی که از حد بگذرد و یا به ابعاد باطنی اش توجه نشود، ممکن است اثر معکوس داشته باشد. به هر حال کسی که بخش عمده ای از ایام سال را یا مشغول ماه محرم و صفر است، یا فاطمیه یا اربعین یا رمضان و یا زیارت کربلا و مشهد و مکه و مدینه، ممکن است به اشتباه گمان کند که دین همین است و جز این نیست و او بر بلندای دین و ایمان قرار دارد. در حالی که همه می دانیم دینداری بسیار فراتر از این است.  
 🔹از همه بدتر این که کسانی که حضور حداکثری در چنین آیین هایی دارند، در حالی که که توازن درستی بین این گونه دین ورزی و عمل اخلاقی برقرار نکرده اند، کم کم احساس «خود دیندار پنداری» نموده، دیگران را بی دین شمرده، طلب کار هم می شوند. وقتی طلب کار شدند، کم کم به دنبال طلبشان می روند و خود را «خودی» و مستحق هر امتیاز و باقی مردم را در شمار «بی خودی ها» و مستوجب حرمان و تحقیر می دانند.
🔹اشکالی ندارد کسی فقط همان بخش آسان دین را بخواهد و صرفا مشغول آیین ها و مدیحه ها باشد. به هر حال این هم یک نوع دینداری است و شاید کسی بگوید من بیش از این نمی توانم یا نمی خواهم، فقط به این شرط که قدر و اندازه این میزان دینداری را بداند و با خودش «رو راست» باشد و دچار توهم نشود. این کلام امیرالمومنین چه زیباست که می فرماید: 

«ما هلك امرؤ عرف قدره» 

یعنی، هلاک نشود کسی که قدر و اندازه خویش را بداند.

https://t.me/delshodeyevelshode

#دین_آسان #دینداری #اخلاق #رمضان #محرم #صفر #اربعین #زیارت #مداحی #مناسک_مذهبی #آیین_های_مذهبی #تعظیم_شعائرالهی

@akhalaji

بی اعتمادی به دولت و نظام حکمرانی:


◀️بی اعتمادی به دولت و نظام حکمرانی: 

علت ها و پیامدها




✏️اعتماد اجتماعی خشت اول یا فونداسیون زیربنایی و اساسی ساختمان توسعه است. به این اعتبار، امروزه در مباحث توسعه، بر این نکته تاکید می شود که سرمایه اجتماعی خشت اول، سرمایه انسانی خشت دوم و سرمایه مالی و فیزیکی خشت سوم است. دو سرمایه بعدی، بر پایه اولی شکل می گیرند و چرخه توسعه را رقم می زنند. در غیاب این پایه، سرمایه انسانی و فیزیکی شکل نمی گیرد و در صورت انباشت با بهره وری پایین عمل می کند.

✏️همه جای جهان، مردم از دولت‌ها و نظام های حکمرانی انتظاراتی دارند.  انتظار استفاده از منابع درآمدی مختلف در جهت رفاه عموم شهروندان، انتظار درگیر نشدن در فساد، انتظار پاسخگویی و مسولیت پذیری، انتظار رعایت عدالت قضایی، انتظار حفظ امانت اجتماعی به هنگام شمارش آرای صندوق‌ها، انتظار تامین نظام اداری با کیفیت خوب و به دور از فساد و غیره.

✏️مخدوش شدن این انتظارات موجب از دست رفتن اعتماد مردم به دولت ها و نظام های حکمرانی می‌شود. آن سوی افزایش بی اعتمادی اجتماعی، کاهش مشروعیت سیاسی دولت ها و نظام های حکمرانی است. در نتیجه، با کاهش اقتدار مشروع، توسل به زور آشکار جهت وادارسازی مردم به اطاعت از فرامین پیش می‌آید که هزینه اجتماعی بالایی دارد.

✏️ استمرار این روند فرجام خوشی ندارد. فروپاشی اعتماد اجتماعی، بویژه در شرایط کنونی که انواع و اقسام تهدیدها در کمین است، به معنای از دست رفتن تکیه گاه مردمی و اجتماعی در بزنگاه های تاریخی و زنگ خطری است جدی که بی توجهی به آن می‌تواند در آینده زمینه ساز وقایعی دیگر بشود.
 

✍️علی دینی ترکمانی
@eghtesaderooz

طرز تهیه ی شربت آلوئه ورا ( آلوورا )


طرز تهیه ی شربت آلوئه ورا ( آلوورا )


ژل شفاف ( شسته شده ) جدا شده از یک برگ عصاره
1 عدد لیموترش تازه و یا کنسانتره پرتغال
6 - 5 قاشق غذا خوری عسل
4 لیوان آب


در روش اول تمام مواد را درون مخلوط کن ریخته و بـه مدت 2 دقیـقه میکس کنید تا مخلوط یک دست شود. سپس چند تکه یخ به شربت آماده شده اضافه کرده و یا شربت را به مدت 2 ساعت دریخچال قراردهید تا کاملا خنک شود و سپس میل نمایید.
در صورتی که مایل بودید شربت مطبوع تر پالپ دار( به همراه قطـعات کوچک ژل ) تهیه نمایید ، می تـوانید 5 سانتی متر ژل را به قطعات 2 × 2 میلی متر بریده و آن ها را به شربت آماده بیفزایید.


روش دوم عصاره لیموترش ، عسل و آب را درون میکسر با هم مخلوط کرده ، سپـس ژل جـدا شده از بـرگ کـه قبلا به قطـعات کـوچک بریده و یا ساطـوری شـده را به مخـلوط حاصل بیفزایید و خنک میل نمایید .

 
مطمئنم همه ی شما با گیاه آلوئه ورا آشنا هستید. این گیاه به خاطر خواص اعجاب انگیزش بسیار مشهور است و روزانه افراد زیادی آن را به طرق مختلف مورد استفاده قرار می دهند.
یک روش جالب برای استفاده از گیاه آلوئه ورا, ریختن عصاره ی آن در نوشیدنی های سرد تابستانی است.
 
 طرز تهیه عصاره ی آلوئه ورا :


دو عدد از برگ های این گیاه را پوست کنید(پوست سبز روی آن را بکنید).
لایه ی داخلی برگ ها بسیار لزج , لیز و ژل مانندند; پس مواظب باشید از میان دستانتان سر نخورند .
قسمت گوشتی نیمه شفاف داخل برگ ها را با آب بشویید. سپس به صورت مکعب های کوچک خرد کنید.
 آن ها را در دیگی ریخته و در دیگ (تا جایی که روی مکعب ها را بگیرد,) آب بریزید.
دو قاشق سوپخوری شکر اضافه کرده و بگذارید به مدت 10 دقیقه بر روی حرارت بجوشند.
پس از 10 دقیقه مکعب های کوچک شیرینی شکر را به خود جذب کرده و آماده برای مصرف در هر نوشیدنی ای می باشند.
 
 نکته :
·         شما می توانید عصاره به دست آمده را (همراه با مکعب های کوچک) به آبمیوه های تازه, نوشیدنی های گازدار, آبجوهای بدون الکل, چای یخ,  انواع کوکتل , دسرهای ژله ای, سالاد میوه یا هر چیز دیگه ای که دلتون می خواد اضافه و سرو کنید.
·          با این عصاره شما سبک جدیدی از نوشیدی های تابستانی را تجربه خواهید کرد; به علاوه این عصاره برای سلامتی نیز مفید است.
·         خنک بنوشید .

دیدگاه متفاوت آیت‌الله‌العظمی بروجردی درباره دست دادن مرد و زن👇


دیدگاه متفاوت آیت‌الله‌العظمی بروجردی درباره دست دادن مرد و زن👇


نوه‌ی آیت‌الله بروجردی می‌گوید آن مرجعِ فقید، دست دادن مردان با زنان را به طور مطلق حرام نمی‌دانست.

به گزارش خبرآنلاین، نوه آیت‌الله بروجردی در گفت وگویی با پایگاه مؤسسه‌ی فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر که به مناسبت سیزده شوال سالروز رحلت مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت‌الله سید حسین طباطبائی بروجردی منتشر شده، به نکات جالبی در باره مشیِ فقهی و فرهنگی آیت الله بروجردی اشاره کرده است.

آیت‌الله سید جواد علوی طباطبائی با ذکر این مطلب که برخی به امام موسی صدر خرده می‌گرفتند که چرا در اروپا با خانم‌هایی که به سوی ایشان دست خود را دراز می‌کردند؛ دست می‌داد، گفت: آیت الله بروجردی هم بر این کار اشکال نمی‌گرفتند.

نوه‌ی مرحوم آیت‌الله بروجردی در مورد حکم دست‌دادن با زنان گفت:
آقای بروجردی می‌فرمودند:
«من تعجب می‌کنم که فقهای ما ادله‌ی نظر را حمل کردند به صورت ریبه؛ چرا در ادله لمس این انصراف را قائل نشدند.»
از این سخن روشن می‌شود که «دیدگاه آیت الله بروجردی نه فقط به دلیل مسئله هتک است، بلکه اساساً اشکال مبنایی در این خصوص دارد.»

نوه آیت الله بروجردی اشاره می کند:
یکی از محققان ایرانی که در مرکز اسلامی آلمان فعالیت می‌کرد، خدمت آیت‌الله بروجردی آمد و گفت:
در آلمان زنان و مردان مختلفی که همه‌ی آن ها مسلمان هم نیستند، به مرکز اسلامی ما می‌آیند و گاهی از اوقات برخی از این زنان، دست‌شان را برای مصافحه به سوی ما دراز می‌کنند و ما نمی‌توانیم دست بدهیم. آن ها نمی‌فهمند که چرا ما دست نمی‌دهیم و این مسئله موجب هتک آن ها می شود و ما که می‌خواهیم جاذبه ایجاد کنیم، با این کار تنفر ایجاد می‌کنیم.
آیت الله بروجردی گفتند:
اگر شما احساس می‌کنید که دست ندادن شما باعث هتک حرمت زنان می‌شود، مانعی ندارد که دست بدهید. بعد فرمودند:
حکم حرمت دست دادن با زن اجنبیه، برای حفظ حرمت اشخاص، هر چند مسلمان نباشند، ساقط می‌شود.

وی ادامه می‌دهد:
همچنین شیخ محمد تقی قمی که در مصر فعالیت می‌کردند، خدمت آیت الله بروجردی آمدند و گفتند:
«گاهی از اوقات برخی از سفارتخانه‌ها مثل سفارت هلند به مناسبت روز ملی‌شان، که همه‌ی سفرا و شخصیت‌های مختلف را دعوت می‌کنند، ما را هم به عنوان نماینده‌ی شما در مجلسِ تقریب دعوت می‌کنند. ما هم دسته گل می‌خریم و به سفارت می رویم. گاهی از اوقات سفیر می‌خواهد مثلاً سفیر آمریکا و همسرش را که همراه اوست معرفی کند. آن ها هم دست‌شان را دراز می‌کنند که دست بدهند. ما چه کار کنیم؟ اگر دست ندهیم، موجب هتک آن ها می شود.»

آیت الله بروجردی فرمودند:
«اگر موجب هتک حرمت ایشان می‌شود، اشکالی ندارد؛ دست بدهید.»

@mohammadmahdavifar

کانال محمد مهدوی فر

زندگی پر از امتحان است!

 زندگی پر از امتحان است!

 

عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...
امتحاناتی که هر هفته می‌گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را  تصحیح می‌کرد...
آن هم نه در کلاس،
در خانه...
دور از چشم همه...

اولین باری که برگه‌ی امتحان خودم را تصحیح کردم، سه غلط داشتم...
نمی‌دانم ترس بود یا عذاب وجدان،  
هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...

فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه‌ها برگه‌هایشان را تحویل دادند، فهمیدم همه بیست شده‌اند به جز من...
به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...

 من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...
بعد از هر امتحان آن قدر تمرین می‌کردم تا در امتحان بعدی نمره‌ی بهتری بگیرم...

مدت‌ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید...

امتحان که تمام شد ،
 معلم برگه‌ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت...
چهره‌ی هم کلاسی‌هایم دیدنی بود...
آن ها فکر می‌کردند این امتحان را هم مثل همه‌ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می‌کنند...
اما این بار فرق داشت...

این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره‌ها را خواند، فقط من بیست شدم...

چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می‌گرفتم ؛
از اشتباهاتم چشم پوشی نمی‌کردم و خودم را فریب نمی‌دادم...

*زندگی پر از امتحان است...*

 خیلی از ما انسان‌ها آن قدر اشتباهاتمان را نادیده می‌گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ...
تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم ،نشان دهیم...  
اما یک روز برگه‌ی امتحانمان دست معلم می‌افتد...
 آن روز چهره‌مان دیدنی ست...

آن روز حقیقت مشخص می‌شود و نمره واقعی را می گیریم...

تا می‌تونی غلط‌های خودت را بگیر قبل از این که غلطت را بگیرند.

حقوق شهروندی در نگاه محمد(ص)

حقوق شهروندی در نگاه محمد(ص)

 

رسول‌ اکرم (ص) فرمود: 

هر شهروند(مومن) بر گردن دیگری سی حق دارد که جز با انجام آن ها یا بخشش طرف راه نجات ندارد:

 1- لغزش‌های او را ببخشد. 

2- بر گریه و اندوه او رحم کند.

 3- اسرار و رازهای او را پنهان بدارد.

 4- از اشتباهات او در گذرد.

 5- عذر او را بپذیرد.

 6- در غیابش از او دفاع کند و از غیبت او جلوگیری نماید.

 7- همیشه خیرخواه او باشد.

 8- دوستی او را حفظ کند. 

 9- پیمان‌ها و تعهدات او را محترم بشمارد.

 10- در موقع بیماری از او عیادت و دیدن کند.

 11- در مراسم مرگ و عزایش شرکت کند.

 12- به دعوت او پاسخ مثبت بدهد.

 13- هدیه و تحفه او را بپذیرد. 

14- احسان و هدیه او را جبران کند.

 15- نعمت و نیکی او را پاسخ گوید.

 16- او را به نیکی یاری و مدد کند.

 17- از همسر او حمایت و حفاظت کند.

 18- حاجت و نیازمندی او را برآورد.

 19- شفاعت و وساطت او را بپذیرد.

 20- به هنگام عطسه به او رحمت فرستاده و دعا کند.

 21- گمشده او را پیدا کند (گمشده او را معرفی کند).

 22- سلام او را پاسخ گوید.

 23- با او پاکیزه صحبت کند.

 24- در مقابل احسان و نیکی او متقابلاً احسان و نیکی کند.

 25- سوگندهای او را تصدیق نماید.

 26- او را دوست بدارد و دشمن ندارد.

 27- او را یاری کند چه ظالم و ستمگر باشد و چه مظلوم و ستمديده، اما ياري او به هنگام ستمگري بدين طريق است كه او را از ظلم و ستم باز دارد و یاری به هنگام مظلومی و ستم‌دیدگی به این صورت است که او را در گرفتن حق خود یاری و مساعدت کند.

 28- او را تسلیم دشمن نکند و خوار نگرداند.

 29- هر خیر و نیکی که برای خود می‌خواهد، برای او نیز بخواهد.

 30 – هر بدي و شري كه خود را از آن دور مي‌كند، براي او نيز نخواهد و آرزو نكند.

پيامبر(ص) فرمود:

 مسلمان برادر مسلمان است به او ستم نمي‌كند و دشنام نمي‌گويد. هر آن كه در برآوردن نيازمندي برادر ديني خود گام بردارد، خداوند حاجت‌هاي او را برآورد و هر كه غم و اندوه مسلماني را برطرف كند، خداوند در عوض آن، گرفتاري‌ها و اندوه‌هاي او را در روز قيامت برطرف مي‌كند و هر كه عيب مسلماني را پرده‌پوشي كند، خداوند در روز قيامت بر روي عيوب او پرده كشد.

پيامبر (ص) فرمود:

 ای مردم! همدیگر را دشمن ندارید و حسد نورزید و پشت به هم نکنید و ای بندگان خدا! برادر هم باشید و هیچ مسلمانی نمی‌‌تواند بیشتر از سه شب برادرش را ترک گفته و با او به حالت قهر باشد.

در جای دیگر فرمود:

 هر آن‌که با مؤمنان با لطف و مدارا رفتار کند، یا برای رفع نیازمندی دنیوی و اخروی آن ها اقدامی نماید، بزرگ باشد، یا کوچک، مهم یا ناچیز، بر خدا است که در روز قیامت خدمت‌گزاری برایش فراهم سازد که او را خدمت کند.

میلاد دو زمزم هدایت  

میلاد دو زمزم هدایت 

 

امروز زادروز خجسته شکوفایی گل نبوّت و شکوفه امامت است .

امروز قدسیان کف زنان پای می کوبند و دف زنان دست می افشانند .

امروز خورشید بر زورق دیرین نشسته و خوشه های زرّین می پراکند . نگاه او پگاه را زرافشان می کند و روز را درخشان . ...

و امشب ماه در هاله ای رویایی و هودجی اهورایی ، آبشار سیمگون خود را بر کویر جان و دشت جهان جاری می سازد .

امروز دریاها صدف های سُرور به ساحل می ریزند و سُرور جان را با نور جانان می آمیزند .

امروز از چشمه ساران ، لعل می جوشد و در جویباران مروارید غلتان می خروشد . 

 امروز امواج خروشان ، طبق های مروارید به دوش دارند و سبدهای امید یر سر .

امروز بر سر و روی باغ شکوفه های ملکوت ریخته و از درختان خوشه های یاقوت آویخته است .

امروز بهار با کوله باری پر از شکوفه ترانه می خواند و سبد سبد رایحه می افشاند .

امروز خاک بر افلاک می نازد و فرزند انسان در برابر قدسیان سر بر می افرازد .

امروز فلسفه سجده ملایک بر آدم تفسیر می شود و منصب خلیفه اللّهی انسان تعبیر می گردد .

امروز عرشیان بر فرشیان رشک می برند و از شوق اشک می بارند .

امروز گسترده ترین دریای رحمت رحمان از سرچشمه افلاک بر بستر خاک جاری می شود

امروز آخرین هودج هدایت و ششمین کوکب امامت در هاله ای از شمیم عطرافشان بهشتی بر زمین می نشینند . زمین برای استقبال از مرکب مهرافروز رسالت و مقدم دل افروز امامت طاق نصرتی از رنگین کمان شوق بر افراشته است .

میلاد خجسته این دو کوثر رحمت و زمزم هدایت ، ولادت مسعود نبی مکرّم اسلام حضرت محمد (ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع) بر امت مسلمان و جامعه بشریت مبارک باد . 

سید علی رضا شفیعی مطهر

 

کانال رسمی تلگرام گاه گویه های مطهر

 https://t.me/amotahar

 

 

سکولاریسم در دیدگاه دکتر سروش


👇🏻
سکولاریسم در دیدگاه دکتر سروش

او سکولاریسم را به طور کلی به دو دسته تقسیم کرده است، «سکولاریسم سیاسی» و «سکولاریسم فلسفی» و آن‌ها را تشریح کرده است:

سکولاریسم سیاسی یا حکومت فرادینی

سکولاریسم سیاسی یعنی انسان، نهاد دین را از نهاد دولت جدا کند و حکومت نسبت به تمام فرقه‌ها و مذاهب نگاهی یکسان داشته باشد و تکثر آن ها را به رسمیت بشناسد و نسبت به همه آن ها بی‌طرف باشد. 

وی سکولاریسم سیاسی را به معنای جدا کردن حکومت از دین می‌داند و نه جدا کردن دین از سیاست. به گفته او، اگرچه یک معنی سکولاریسم نفی دخالت روحانیت در امور تعریف می‌شود، ولی این به معنی نفی دخالت دین نیست. با سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مومن است، خاطر جمع می‌شود که دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و حکومت به اعتقاد و عمل او تعرضی نخواهد کرد. وی معتقد است با آمدن دموکراسی و سکولاریسم سیاسی، به دین و به عمل دینداران لطمه‌ای نخواهد خورد. از طرف دیگر با آمدن دینداران دموکرات، مشی سیاسی غیردینداران هم آسیبی نخواهد دید؛ یعنی همزیستی مسالمت آمیزی در سایه یک نظام دموکراتیک تحقق خواهد یافت. 

سکولاریسم فلسفی: 

سکولاریسم دیگری داریم با نام سکولاریسم فلسفی که معادل با بی دینی و بی اعتقادی به دیانت است و نوعی ماتریالیسم(ماده‌گرایی) است. این نوع سکولاریسم با اندیشه دینی غیر قابل جمع است.

سروش معتقد است «برای این که دین جان سالم به در برد و ایمان مومنان، آزادانه و نه به تحمیل صورت گیرد، به نظر من سکولاریسم سیاسی یک امر بسیار پسندیده است ،اما سکولاریسم فلسفی نه، چون با دیانت قابل جمع نیست. در یک نظام مبتنی بر سکولاریسم سیاسی افرادی که به دیانت هم معتقد نیستند، می‌توانند از حقوق شهروندی برخوردار باشند و آزادانه زندگی کنند و از همه مزایا و مواهبی که دیگران به حکم شهروندی برخوردار هستند، بهره‌مند شوند.»

سروش ،سکولاریزم سیاسی را بهداشتی‌ترین حالت برای حکومت و برای نسبت میان دین و قدرت برای جامعه معرفی کرد که البته با سکولاریزم فلسفی فرق بسیار دارد و مطلقاً به معنای بی‌اعتقادی و ضدیت با دیانت نیست، و با تعیین نسبتی که بین قدرت و دین می‌کند، آیندهٔ روشن‌تری را هم برای قدرت و هم برای دین رقم می‌زند.

وی در مصاحبه‌ای گفته است:

مسئله ای که به ویژه در خارج از کشور پدید آمده، این است که بسیاری از کسانی که ادعای سکولار بودن می کنند، برحسب اعتقادات هم سکولارند؛ یعنی اعتقادی به معنویت و دیانت ندارند. البته آنان مختارند که چنین باشند، اما وقتی فقط این ها مدافع سکولاریسم می شوند، سکولاریسم برای جامعه ایرانی معنای وحشتناکی پیدا می کند. یعنی تصور می کنند دم زدن از سکولاریسم، مترادف است با دست کشیدن از اعتقاد و دیانت. این خطا و توهّم را باید تصحیح کرد.

سروش گفته است در نظریه ولایت فقیه از آن جهت که فرد، فقیه است، حق حکومت دارد، ولی در اندیشه‌ٔسکولاریسم این باطل است و فردِ فقیه هیچ‌گونه امتیازی برای حکومت کردن ندارد. او سکولاریسم سیاسی را بی‌طرف بودن حکومت از نظر ایدئولوژی توصیف می‌کند و می‌گوید در جهان امروز حکومت مبتنی بر هیچ دیانت خاصی نیست و نسبت به دین بی‌طرف است.

او در نقدی، از تبیین جهان براساس آموزه‌های دینی، دربارهٔ معنای دیگری از سکولاریسم گفته است اندیشه سکولار از مفاهیم دینی برای تبیین حوادث بیرونی استفاده نمی‌کند و برای مثال با اشاره به دوران جنگ ایران و عراق گفته است «وقتی فاو فتح شد و بعد سقوط کرد در نماز جمعه آن زمان گفته شد« سقوط فاو به دلیل گناهان ما بود.» او چنین تبیینی را غیر علمی می‌دانست.
سروش ،فلسفه اسلامی را به دلیل نوع تبیینی که از جهان فارغ از مفاهیم دینی می‌کند، سکولار می‌نامد، ولی در مقابل، عرفان اسلامی را از عالم سکولاریسم دور می‌داند. وی معتقد است عرفان همهٔ جهان را زیر اسماء الهی می‌داند و جهان را تجلی خدا و عارفان را قهرمانان تجربهٔ دینی معرفی می‌کند. او همچنین مفهوم آخرت را غیر سکولارترین عنصر دین اسلام نامیده است، زیرا تبیین آن تنها بر اساس مفاهیم دینی ممکن است.


#با_ما_همراه_باشید
#کانال_فلسفه_برای_زندگی
 #دکتر_عبدالکریم_سروش_و_سکولاریسم


@philosophy_for_life

دشنام دادن به مخالفان ائمه!

دشنام دادن به مخالفان ائمه!


#گفتگو


🔺حجت الاسلام عبداللهی نژاد در گفت و گو با خبرگزاری رضوی:

🔸روایاتی که بر اساس آن به دشمنان ائمه توهین می شود، جعلی است.

✅امام صادق(ع) به شیعیان می فرمایند: بپرهیزید از کاری که موجب شود ما خاندان پیامبر(ص) مورد سرزنش قرار بگیریم. چرا که شیعیان منسوب به خاندان پیامبر(ص) و پیرو اهل بیت(ع) هستید. از این رو قهراً عمل آن ها به نحوی منسوب به خاندان پیامبر می شود. همان گونه که یک فرزند ناخلف و بد چون منسوب به پدرش هست، کار بد او هم به پدرش منسوب می شود.

✅۹ ربیع برخلاف آنچه که برخی از آن سخن می گویند، هیچ گونه ارتباطی به خلیفه دوم و برادران اهل سنت ندارد.

✅دشنام دادن به مخالفان ائمه به موجب این روایت که شیخ صدوق در عیون اخبارالرضا(ع) ذکر فرمودند، جزو روایاتی است که جعلی است و مخالفان برای تخریب ائمه این احادیث را از زبان ائمه جعل کرده اند.

متن کامل این گفتگو را در اینجا بخوانید:👇👇
http://razavi.news/fa/doc/interview/21688

به کانال ما بپیوندید:
https://t.me/razavinews

قانون ۱۵ دقیقه چیست؟

قانون ۱۵ دقیقه چیست؟

این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!

ساموئل اسمایلز ، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد ،بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

۱- اگر روزی ۱۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید، در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

۲-اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.

۳- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید، از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

۴- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید، از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.

۵- اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.
زیبایی روش یا قانون ۱۵ دقیقه در این است که آنقدر کوتاه است که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید، آن را به تاخیر نمی اندازید.
جالب تر این که، کشور #ژاپن امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون است.
نوشتن افکار منفی روی کاغذ و انداختن آن ها در سطل زباله ( ۲۱ روز) یک راه‌کار برای افزایش آرامش است.
  محاسبات را به صورت ذهنی انجام دهید و کمتر از قلم‌ و کاغذ استفاده کنید.
سعی نکنید فرمول‌ها را حفظ کنید!
فقط و فقط تمرین کنید تا ناخودآگاه آن‌ها را حفظ شوید.

زلزله ای که هیچ کس برایش گریه نکرد!


🔳⭕️زلزله ای که هیچ کس برایش گریه نکرد!

زلزله کرمانشاه همه ما را متاثر کرد. روایت هایی که از آنجا می رسد، بسیار دلخراش است. در این میان اما یک موضوع دلگرم کننده وجود دارد. این تکاپوی مردم برای کمک به کرمانشاه که اکنون قلب ایران است. ارسال پول، مواد غذایی، پتو وعروسی که جهیزیه اش را بخشید و ...  

این زلزله را به خوبی صدا و سیما پوشش می دهد. مسوولان نیز یا از سر فشار افکار عمومی یا از سر مسوولیت شناسی هر روز از آن جا دیدار می کنند. اما زلزله دیگری نیز وجود دارد که هفتاد رییشتر است، اما نه صدا و سیما می تواند پوشش دهد و نه می شود برایش پتو فرستاد و نه کسی برایش گریه می کند و نه کسی جهیزیه اش را به آن می بخشد. بیشتر توضیح می دهم.
 
قبول کنیم دیر یا زود کرمانشاه را فراموش می کنیم. همان گونه که بم را فراموش کردیم و همان گونه که منجیل و رودبار را فراموش کردیم و به خانه های مان برمی گردیم. اما چرا از خودمان سوالات سخت تر نمی کنیم؟ چرا کارهای زیربنایی تر را پیگیری نمی کنیم؟
بگذارید سه سوال سخت از خودمان بپرسیم:
1-چرا خانه های ما این قدر سست است؟ آیا سنگ و سیمان ما سست است یا دست های برخی پیمانکاران و مهندسان ما؟ که پای نقشه ها و ساختمان هایي را امضا می کنند که می دانند بر اساس اصول مهندسی ساخته نشده و فاقد ایمنی لازم است و به جای پناهگاه، آرامگاه خانواده ها خواهد بود و به جای مسکن، مدفن!

2-چه کسی می گوید که ایران حوادث غیرمترقبه دارد؟ این کشور هر سال یک حادثه طبیعی دارد ؛چرا می گوییم غیرمترقبه و چرا می گوییم غافل گیرکننده؟ برای این که بهانه پیدا کنیم! کشوری که هر سال با چنین مسایلی روبه روست، دیگر باید در زمینه «مدیریت سریع بحران ها» به بلوغ رسیده باشد و بتواند منظم، قاعده مند و با یک تقسیم کار شفاف برای همه جامعه کار را جلو ببرد و در ضمن نقش مردم و جریان های پاک خودجوش مردمی نیز در این مسیر به خوبی مشخص باشد و جلوی سوء استفاده های سودجویان ناپاک گرفته شود.    

3-چرا ما ماشین هایمان را بیمه می کنیم، اما جان و جان پناهمان را نه؟ چرا تجربه بیمه حوداث طبیعی در جهان وجود دارد، اما راه اندازی آن در ایران سال ها در کش و قوس نهادهای مختلف به طول انجامیده است؟

این ها نشانه ها همان زلزله ای است که هیچ کس برایش گریه نمی کند. این که ما اخلاق حرفه ای را در خانه سازی رعایت نمی کنیم، این که بعد از این همه سال تجربه واقعا گران بها! نظام مدیریت بحران مان لنگ می زند و پوشش بیمه ای برای بحران نداریم، این ها زلزله واقعی است.

☑️⭕️تجویز راهبردی:
تا اطلاع ثانوی چند کار ساده انجام دهیم. منتظر دولت نباشیم. ما یعنی ما مردم همین من و شما چند کار می توانیم انجام دهیم.
خانه های امروز را باید بیست سال پیش درست بنا می کردیم، از آن که گذشت، امروز دست کم دو کار کنیم: خانه های موجود را مقاوم کنیم و این که هر خانه ای که امروز ساخته می شود را محکم بنا کنیم.
 
به فرزندان خود اخلاق حرفه ای را بیاموزیم. همین سست بنیانی ما در اخلاق حرفه ای است که خانه های سست، نظام های آشفته، مواد غذایی فاسد، رسانه دروغ پرداز، کم کاری و کم فروشی را رقم می زند. بگذاریم نسل بعدی آنقدر محکم باشند که پای هر چیزی را امضا نکنند و دست به هر کاری نزند. بگذاریم آن ها آینده را محکم تر از ما بسازند.  
 
واژه حوادث غیرمترقبه را از گفتگوهای خود حذف کنیم تا کسی نتواند ناتوانی خود را پشت آن پنهان کند. حادثه در ایران مترقبه است و غافلگیر کننده نیست .این ما هستیم که در غفلت بسر می بریم.

این ایران نیست که روی گسل زلزله است، این اندیشه و شخصیت و نظام مدیریتی ایرانی است که روی خط زلزله است. 

خداوند فرمود سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي‏ دهم مگر آن كه آن ها خود را تغيير دهند. تغییر کنیم تا زیر آوار زلزله مدفون نشویم. وقتی می توانیم برای کرمانشاه امروز کمک کنیم، یعنی توانمندی ساختن فردای بهتر و محکم تر را داریم.  

دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki

شکنجه خاموش

 شکنجه خاموش


‍ 🤔التماس تفکر🤔


بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می داد:
 
حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود. این زندان همه امکاناتی را که باید یک زندان طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد ،دارا بود.

این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.
 
آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد.
 
در آن از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمی شد، اما...
 
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.  
 
عجیب این که زندانیان به مرگ طبیعی می مردند.
 
با این که حتی امکانات فرار وجود داشت، اما زندانیان فرار نمی کردند.
 
بسیاری از آن ها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند.
 
آن هایی که مانده بودند، احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آن ها بودند رعایت نمی کردند،
 
و در عوض عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.
 
دلیل این رویداد، سال ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
 
در این اردوگاه، فقط نامه هایی را که حاوی خبرهای بد بود ، به دست زندانیان می رساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحويل نمي شد.
هر روز از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
 
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه می گرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده، هیچ نوع تنبیهی نمی شد.
 
در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.
 
🚫تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است،

✅چرا که با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می رفت.
 
✅با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می شد و خود را انسانی پست می یافتند.
 
✅با تعریف خیانت ها، اعتبار آن ها نزد هم گروهی ها از بین می رفت.
 
و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.

⛔️این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می شود.⛔️


نتيجه:

اگر این روزها فقط خبرهای بد می شنويم، اگر هیچ کدام به فکر عزت نفس مان نيستيم و اگر همگي در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم،
به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.
 
این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان می رسانند و ما هم استقبال می کنیم ...
دلار گران شده ...
طلا گران شده ...
کار نیست ...
مدرسه ای آتش گرفت ...
زورگیری در ملاءعام...
 
این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
شما چطور فکر می کنید؟ ...
ما ایرانی ها دزدیم! ...
ما ایرانی ها همه کارهایمان اشتباه است.
ما ایرانی ها هیچی نیستیم!
ما ایرانی ها از زیر کار درمی رویم!
ما هیچ پیشرفتی نکردیم!
ما ایرانی ها هیچ هنری نداریم!
ما ایرانی ها آدمِ حسابی نداریم!
ما ایرانی ها هر عیبی که یک انسان می تواند داشته باشد، داریم!
 
در همین محیط های مجازی چقدر با دلیل و بی دلیل به خودمان بد می گوییم و لذت می بریم.
به خودمان فحش می دهیم و کیف می کنیم و می خندیم.
 
اقوام مختلف ایرانی را مسخره می کنیم و همه با هم کل ایران را !
 
بزرگان علمی، هنری، ادبی و دینی کشور خودمان را وسیله خنده و تفریح کرده ایم و هیچ کس هم نباید فکر کند این ها نقشه است.
 
این همان جنگ نرم است.
 
این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند، شما چطور؟

این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند، شما چطور؟

این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره منتظر مرگ خاموش هستند٬ شما چطور؟

✳️بیاییم از خواندن و شنیدن اخبار منفی‌‌ فاصله  بگیریم و تا می توانیم به خود و اطرافیانمان امید بدهیم، احترام بگذاریم و در هرشرایطی شاد زندگی کنیم.
 
با انتشار این مطلب در حفظ و ارتقاء سطح بهداشت روانی جامعه سهیم باش.

به خدا این افتضاح درد دارد


‍ انتقاد تند زائری به روسری سرکردن مربی تایلندی: 

به خدا این افتضاح درد دارد

🔶حجت الاسلام زائری نوشت :

🔹دعواهای طنزآمیز و شرم آور رییس سابق جمهوری و مسؤولان قوه قضاییه را شاهدیم و به روی خودمان نمی‌آوریم.
🔹ماجرای دردناک بلاتکلیفی مواضع‌مان در مقابل رژیم صهیونیستی در میدان‌های ورزشی را می‌بینیم و خون دل می‌خوریم.
🔹ولی این یکی را به قول معروف نمی‌دانم باید کجای دلمان بگذاریم؟
🔹آیا این بازی‌ها مسخره کردن حکم خدا نیست؟
🔹آیا ملعبه کردن دین و اعتقادات مردم نیست؟
🔹در تاریخ بشر کسی این قدر دین و باورهای مردم را به سخره گرفته؟ کسی این قدر تعالیم و اندیشه‌های متعالی اسلام را مضحکه کرده؟
🔸به خدا درد دارد که نادانی و حماقت ما این طور مفهوم عظیم و رفیع حجاب را به افتضاح بکشد و هیچ کس از بزرگان و اعاظم و علما و مراجع هم به روی خودش نیاورد!
🔸نه به عنوان یک آخوند عمامه به سر، نه به عنوان یک شهروند ایرانی، بلکه به عنوان یک مرد مسلمان متأسفم که این عکس به عنوان سند بلاهت و حماقت هم کیشان او در فهم و تطبیق یک موضوع دینی و یک حکم شرعی باقی خواهد ماند!
🔰🔰🔰

برخی از اشتباهات راهبردی مسئولین بالای نظام



برخی از اشتباهات راهبردی مسئولین بالای نظام


اسلامی در طی شروع انقلاب تا کنون


(به عبارتی عدم موفقیت ها )

👌🍃👌🍃👌🍃👌🍃👌🍃👌🍃👌

🍀تلاش اشتباه در حذف عید نوروز و سیزده بدر و شب یلدا و چهارشنبه سوری و بعضی دیگر از رسوم ایرانیان


🍀تلاش اشتباه در چادری کردن زن ها وحجاب الزامی و حتی ریش برای مردان

🍀تلاش اشتباه  در حذف موسیقی و ابزار آلات آن از زندگی و حذف ترانه ها و رقص های محلی ،بویژه در مراسم عروسی ها و جشن ها

🍀تلاش اشتباه  در ازبین بردن  کامل ربا از سیستم بانکی و توسعه قرض الحسنه در کشور و بانک اسلامی ساختن و عدم موفقیت در آن

🍀تلاش اشتباه در تفکیک جنسیتی دانشگاه ها و جدا کردن زن و مرد و حتی در واحدها و اتوبوس ها و سایر اماکن

🍀تلاش اشتباه و ناموفق در توسعه  ازدواج  جوانان و ایجاد مشاغل برای جوانان و رفع معضل بیکاری

🍀تلاش اشتباه در رفع تبعیض و پارتی بازی و رانت در جامعه و نرسیدن به عدالت اجتماعی و اهداف خود

🍀تلاش اشتباه در حذف ویدئو و ماهواره ها و حتی جمع آوری فیلم های مستهجن و نرسیدن به مقصود

🍀تلاش اشتباه در از بین بردن اعتیاد و سیگار و قلیان در جامعه و شبکه های مجازی منحرف و نرسیدن به مقصود

🍀تلاش اشتباه و ناموفق  در خانه دار کردن همه و بهداشت و آموزش رایگان و حذف
اجاره نشینی و گپرنشینی و کارتن خوابی

🍀تلاش اشتباه و عدم موفقیت در برقراری روابط سالم بین المللی و ایجاد آرامش در منطقه

🍀تلاش اشتباه عدم موفقیت در توسعه شیعه گری و متدین کردن جوانان کشور و راضی کردن سنی ها

🍀تلاش اشتباه و عدم موفقیت در تشکیل احزاب سالم و اجرای دمکراسی واقعی در کشور

🍀تلاش اشتباه و عدم موفقیت در جا انداختن فریضه امر به معروف ونهی  از منکر

🍀تلاش اشتباه و عدم موفقیت در راضی کردن حداقل30 در صد مردم ایران نسبت حکومت

🍀تلاش اشتباه و عدم موفقیت در مبارزه با قاچاق کالا و آسیب های اجتماعی و جذب گردشگر

☘️تلاش اشتباه عدم موفقیت در ارائه دین به صورت منسجم و کلاسیک و قابل فهم و درک برای همه و استقبال واقعی همه ازان

☘️تلاش اشتباه در تسخیر سفارت امریکا و انگلیس و عربستان و نرسیدن به اهداف و موفقیت

☘️عدم تلاش جدی در رفع جنگ 8 ساله وجنگ های نیابتی

☘️عدم تلاش در جلوگیری از فرار مغزها و برگشت سرمایه های ایران و توسعه تروریسم

☘️اشتباهات راهبردی در روش های راضی کردن مردم و احقاق حقوق قانونی
و در خواست های آن ها

☘️عدم موفقیت و اشتباهات در انتخابات 88 و بیش از حد نیرو و سرمایه و خرج کردن مذهب برای احمدی نژاد

☘️عدم تلاش در تهیه نیروی های مومن و متخصص و متعهد و علاقمند و دلسوخته و گردش نخبگان در مسئولیت ها


🍃👌🍃👌🍃👌🍃👌🍃👌🍃👌🍃

خشونت علیه زنان!


‍ 🔶 خشونت علیه زنان!

در عصر حاضر خشونت نه تنها علیه زنان، بلکه علیه مردان، کودکان، آب ها، جنگل ها، خاک ها، هواها، حیوانات گوشتخوار و علفخوار و هر آنچه که خدای قادر متعال آفریده در جریان است و به کار گرفته می شود. هم چنین خشونت زنان علیه خود و مردان علیه خود نیز وجود دارد. خشونت فقط این نیست که یکی که زورش بیشتر از دیگری است بتواند به طرف مقابل آسیب جسمی بزند‌. این فقط یک نوع خشونت است که بیشتر علیه زنان به کار گرفته می شود. انواع دیگر خشونت نیز در جوامع رواج دارد که دیده نمی شود‌.  بد سخن گفتن نیز نوعی خشونت است که در جامعه ما خیلی رواج دارد‌. این خشونت آنقدر عمیق شده که حتی تعلیم دهندگان ( معلمان مدرسه و دانشگاه ) نیز گاهی به خطا می روند و برای تعلیم و تربیت از خشونت کلامی یا جسمی استفاده می کنند. اما خشونت به همین چند مورد ختم نمی شود‌. 

وقتی دولت هایی مانند دولت ایران در نوع پوشش زنان و مردان دخالت می کنند نیز مرتکب خشونت می شوند. وقتی سرزمین ها با کود و سم آلوده می شوند و آلودگی های غذای موجب بحران بیماری می شود نیز نوعی خشونت است. صدای اره چوب‌‌بری در جنگل نیز خشونت به حساب می آید.  شلیک گلوله به سوی پرندگان در حال پرواز و تورهای یا بهتر بگویم گورهای دسته جمعی برای شکار پرندگان نیز.
 عدم توزیع عادلانه منابع و امکانات و نبود آمایش سرزمین نیز خشونتی است آشکار، چون موجب بی عدالتی، فقر و فحشا و ... می شود. بنابراین در "اکنون" اگر بخواهیم در خصوص خشونت حرف بزنیم، دیگر نمی توان خشونت را در یک یا دو مورد (آیتم) خلاصه کرد. بلکه خشونت را می توان در بسیاری موارد دیگر غیر از مواردی که نام بردم دید. دروغ، حرص، فحاشی، پرورش روح سودجویی، حسادت، کج خلقی، بدغذایی، استفاده از دخانیات (سیگار و قلیون)، مصرف مواد مخدر، عدم رعایت بهداشت فردی و محیطی، بدپوشی، بدپیرایشی، جراحی های بی مورد به نام زیبایی، بد رانندگی کردن، شکاف طبقاتی، کارتن خوابی، کودکان کار، تن ندادن جوانان به ازدواج یا عدم فرزندآوری، خیانت زوجین به یکدیگر، برده کردن و برده پذیری جنسی و غیره را نیز می توان در گروهِ خشونت به خود یا به دیگران قرار داد. با این حال خشونت علیه زنان همواره در صدر خشونت ها قرار داشته و دارد. چرا؟ شاید یکی از دلایل آن این است که زنان پایه و اساس یک جامعه هستند. زنان مادران جامعه هستند و مادران متعلق به خود نیستند، بلکه متعلق به کل جامعه هستند. پس اگر علیه مادران خشونتی بشود، بی تردید جامعه دچار آسیب و وحشت ناشی از خشونت خواهد شد. یعنی اگر چه جوامع به خشونت علیه زنان واکنش منفی نشان می دهند. اما در واقع این واکنش منفی علیه خشونت به کل جامعه است. بررسی ها نشان می دهد جوامعی که دارای رشد و بلوغ فکری بالاتری هستند، تلاش می کنند تا زنان آسیب کمتری ببینند. با نگاهی به کشورهای جهان در می یابیم که جوامعی موفق هستند که نه تنها علیه زنان خشونتی ندارند، بلکه با کرامت با آنان رفتار می کنند. هر چه زنان در یک جامعه‌ دارای رشد مادی و معنوی بالاتری باشند و کرامت انسانی آن ها به صورت عرفی و قانونی حفظ و ارتقاء بیشتری یابد، به همان نسبت نیز جامعه رشد و توسعه و تعالی بیشتری را تجربه خواهد کرد.
به امید آن که جامعه ایران عاری از انواع خشونت علیه زنان مردان، کودکان، طبیعت و سایر موارد بشود.

خدیجه گلین مقدم

@DrGalyanMoghaddam
@GalyanMoghaddam

۱۳۹۶/۹/۴

نگارنده: از نقد متن بالا استقبال می شود.

رسوم عربي اسلام نيست. عقل پيشه كنيد!


📝📝📝رسوم عربي اسلام نيست. عقل پيشه كنيد!

✍🏻مجتهد شبستري

✅من به عنوان یک مسلمان از حادثه ظهور اسلام و آثار آن این جور می‌فهمم، که پیامبری ظهور کرده و مردم را دعوت کرده به ایمان به خدای یگانه و نفی خدایان دیگر که در کلمه توحید خلاصه می‌شود .

✅اما این پیامبر ، نه در مکه و نه در دوران حکومت خود در مدینه ، چگونگی‌های زندگی اجتماعی ، سیاسی و خانوادگی و قبیلگی آن مردم را، از قبیل اطاعت از رییس قبیله ، چگونگی تنظیم زندگی اجتماعیشان ، اطاعت زن از شوهر ، اطاعت برده از صاحبش ، احکام برخورد با جرایم ، نحوه جنگیدن و بالاخره آداب_زندگی آن ها را ، به هم نریخته است.  بلکه یک سلسله تعدیلات و اصلاحات_اخلاقی در همه آن ها به قدر_امکان انجام داده است.

✅همین‌طور است مرد_سالاری ، که یک سنت قوی عربی بوده ، حاکم_سالاری که تصمیم رؤسای قبائل برای بقیه مطاع بود ، و عقیده_سالاری که عقیده دینی مقدم بود بر خواسته‌های دیگر ، یعنی همان دین سالاری ، همه این ها به جای خودش باقی مانده است.

✅جامعه پیامبر ، قبل از آن که او بیاید ، همه چیز با منافع بت‌ها و  متولیان بتخانه‌ها تنظیم می‌شده و هکذا، این یعنی دین_سالاری.

✅پیامبر این ها را تغییر نداد ، بعد از پیامبر هم باز مرد سالاری بود، دین سالاری بود و حاکم سالاری بود.

✅البته او در این سالاری‌ها، یک رشته تعدیلات_اخلاقی وارد کرد و گفت عادل باشید و ظلم نکنید.

✅پس آن پیامبر رسالت خود را این طور معنی نمی‌کرد که من آمده‌ام یک سیستم_نوین زندگی اجتماعی  و سیاسی بدهم، و... این ها را جزء نبوت خودش نمی‌دانست.

✅تمام آن احکام اجتماعی، سیاسی، جزائی، خانوادگی و غیره که در قرآن و سنت رسول وارد شده، همه آن ها عبارت است از یک سلسله شیوه های_زندگی که مردم حجاز قبل از پيامبر هم داشتند.

✅نتیجه گیری کلی این که از منظر آن نبوت ، شیوه‌های_زندگی مردم، تنظیم دستگاه سیاسی شان ، سامان دهی قوانین جزائی‌شان ، سامان دهی نظام خانوادگی‌شان ، تنظیم رابطه زن و مرد با هم و امثال این چیزها، کارهایی است که به خود_مردم واگذار شده است.
عقلایی پیدا می‌شوند و تنظیماتی ایجاد می‌کنند و این ها می‌شود سنت یا قانون زندگی مردم .

✅یکی از مشکلات فعلی مسلمانان این است که فکر می‌کنند این چارچوب‌های سیاسی و اجتماعی، نظام‌ها و عادات و رسوم که در طول این چهارده قرن در کتاب های_فقهی به عنوان احکام ابدی الهی معرفی شده ، در حالی که در اصل شیوه‌های_عربی بوده، دستور العمل‌های دائمی ابدی خداوند است و مجاز نیستند که طرح‌های نو دراندازند و شیوه‌های زیستن خود را خودشان معین کنند.

✅مسلمانی ، به نحوه تقسیم_ارث یا نوع قانون جزا و یا چگونگی سیستم اقتصادی و سیاسی‌ نیست .

✅مسلمانی به ایمان به خداوند یکتا و هر گونه کردار و رفتاری که از مقتضیات این ایمان است، قایم است .

✅در عصر_حاضر ، با  توجه به تحولات به وجود آمده و با وضعیتی که عقلانیت‌های گوناگون به وجود آورده ، مسلمانان هر کشور ، باید متناسب با وضعیت فرهنگی و سیاسی، طبیعی و جغرافیایی ویژه ای که در آن قرار دارند، بهترین_سبک تنظیم عقلانی و عادلانه زندگی خود را انتخاب کنند.

✅مثلا ) ما مسلمانان_ایرانی در درجه اول باید به لوازم_ایرانیت ملتزم شویم و آن را سامان دهیم که واقعیتی است طبیعی و داده شده از پیش . یک زیستن_ایرانی که نظام سیاسی لازم دارد، نظام خانواده لازم دارد، قوانین لازم دارد و ...
اینجا است که فرهنگ ایرانیت و حقوق_بشر و دموکراسی وارد محاسبات جدی ما می‌شود.

✅وقتی این تنظیمات انجام شد، آن وقت نوبت این می‌رسد که من ایرانی چه_ایمانی را انتخاب کنم؟ ایمان محمد ؟ ایمان عیسی ، ایمان موسی ؟ ایمان بودیسم ؟ ایمان هندوئیسم ؟ کدام ایمان را ؟ ما باید جرأت انتخاب ایمان داشته باشیم.
در این مرحله ایمان و مسلمانی مان را خودمان معنا می‌کنیم واز گذشتگان تقلید
نمی کنیم.

دامپینگ چیست؟!


دامپینگ چیست؟!


خیانت بزرگی به نام دامپینگ در جامعه در حال وقوع است . هوشیار باشید .
یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.
خوشحالید نه؟  
فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه زلم زیمبو و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همان جا انجام خواهد داد. به خصوص که قیمت ها هم پایین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پایین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ! جالب این که خانم عباس آقا هم میوه اش را تازه از همان فروشگاه می خرد. چرا؟ چون عباس آقا سال ها هرچه میوه بد داشته که کسی نخریده بوده، به منزل آورده. الان خانم عباس آقا خودش دارد کار می کند. با حقوق خودش حسرت  سالیان را از دلش در می آورد.
چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای 10 ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آن چنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.
دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است، استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.
چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچ کدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.
سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.
سال هفتم. فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!
این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان!   
از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب این که به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.
نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد، برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!
اگر چین، سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزان تر از باغدار شما مي فروشد، برای این است که می خواهد باغدار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. 

اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 5000 تومن و شما برای دوختن همان پیراهن باید 10 هزار تومن مزد بدهی، فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست! بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است .  
این قضیه متاسفانه دلیل اصلی تعطیلی کارخانجات اخیر است.

برگرفته از پژوهش استاد جامعه شناسی

دل، آلزایمر نمی گیرد..

دل، آلزایمر نمی گیرد..


قیصر امین پور چه زیبا گفت :

مگر می شوﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ :
"ببخشید"

ﻣﮕﺮ می شوﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ می کنم "؟

مگر می شوﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟

مگر می شوﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ،ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ می شوﯼ ﺑﮕﻮیی:
" ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "؟

با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ می شوﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ می شوﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟

گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ می دﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ می زﻧﯿﻢ ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ....

شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ ...

آدم ها را بفهمید،
دل، آلزایمر نمی گیرد...

تب «سروتونین» و «دوپامین» در صاحبان قدرت!


🔖 تب «سروتونین» و «دوپامین» در صاحبان قدرت!

📝 فروردین ۸۹ بود که ترجمه‌ی فارسی کتاب «جباریت» نوشته‌ی «مانس اشپربر» روانشناس شهیر آلمانی را خواندم. این کتاب تحلیل روان‌شناختی تحولاتی است که ماندن طولانی در قدرت، شخصیت و ساختار روانی صاحبان قدرت پدید می‌آورد و حتی آنان را به برخی بیماری‌های نهفته‌ی روانی گرفتار می‌کند. به‌گونه‌ای که از نقطه‌ای به بعد دیگر نه خودشان می‌توانند تغییری در خود ایجاد کنند و نه دیگران جرأت می‌کنند بیماری را به آنان گوشزد کنند!

از سوی دیگر، لذت ناشی از قدرت، سبب افزایش ترشح هرمون‌های دوپامین و سروتونین در مغز می‌شود که به تدریج تمایل به تکرار این لذت موجب تلاش فرد برای دستیابی به قدرت بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر، افزایش مداوم ترشح این هورمون‌ها منجر به اعتیاد مغز به آن ها می‌شود و آنگاه همین اعتیاد، فرد را وامی‌دارد که با شدت بیشتری بکوشد تا روزبه‌روز قدرت خود را بسط دهند تا لذت‌ خودش از قدرتش کاهش نیابد (دقیقاً مانند وقتی معتادان مجبورند دوز مصرفی خود را بالا ببرند تا میزان رضایتشان کاهش نیابد).

و چنین می‌شود که کم‌کم یک انسان سالم معمولی وقتی در بلندمدت در قدرت می‌ماند، به یک دیکتاتور بیمار بدل می‌شود. فرقی نمی‌کند، این روحیه‌ی دیکتاتوری می‌تواند در خانه، در اداره، در وزارتخانه یا حتی در نانوایی باشد.
 
هر موضعی که به ما احساس قدرت بدهد، می‌تواند ما را معتاد کند و به همین علت در برابر تغییر آن وضعیت مقاومت می‌کنیم.

"اشپربر" به خوبی توضیح می‌دهد که چرا امکان ندارد در جامعه‌ای که مردمان عادی‌اش در خانه و کارخانه، دیکتاتور نیستند، حاکمان دیکتاتور به وجود آید.

تقریبا بیست سال گذشته بیشتر نوشته‌ها و سخنرانی‌ها و تلاش‌های اجتماعی و علمی من معطوف به تغییر ذهنیت سیاستمداران یا کنشگران سیاسی و مدنی بوده است. اما امروز احساس می‌کنم، این همه تلاش، اثری که انتظار داشتم را نداشته است.

من اکنون پس از بیست سال تلاش در حوزه‌ی اقتصاد سیاسی تقریباً از این که «از بالا» بشود کاری برای این کشور کرد، ناامید شده‌ام. در واقع مشکلاتی که اشاره کردم، نمی‌گذارد گوش شنوایی در آن بالاها پیدا شود.

در آن بالاها، این «سروتونین» و «دوپامین» هستند که مقامات را هدایت می‌کنند، نه نخبگان دلسوز و مشاوران عاقل و متخصصان توسعه‌خواه.

چپ یا راست، فرقی نمی‌کند؛ تقریباً ۹۰% مقامات اصلی در کشور ما تکراری‌اند.  یعنی پست‌ها و موقعیت‌ها بین تعداد مشخصّی آدم می‌چرخد.

مدیرانی هستند که هر ۴سال را یک‌جا سرمی‌کنند و سپس به جای دیگری منتقل می‌شوند. نه حکومت می‌تواند اینان را تغییر دهد و نه خودشان اجازه می‌دهند چنین شود.

چندی پیش دوستی که به معاونت وزیری رسیده بود، می‌گفت کسی که قبلا جایی مدیرکل بوده، آمده بود و تقریبا التماس می‌کرد که مرا جایی به مدیریت بگمار. حقوقش مهم نیست، محلش مهم نیست، نوع کارش مهم نیست، فقط مدیریت باشد. این همان اعتیادی است که نمی‌گذارد چیزی تغییر  کند.

✍️ دکتر محسن رنانی
▫️ عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
@RESANEYE_MA