پانزده گام تا عزت نفس
پانزده گام در راه مبدل شدن به فردی متكی به نفس
1- نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید و اهداف خود را بر پایه آن ها تعیین كنید.
2- تعیین كنید به چه چیزهایی بها می دهید، به چه چیزهایی معتقدید، واقعاً دوست دارید زندگی تان چگونه باشد. به نسخه های ذخیره شده در كتابخانه ذهنتان رجوع كنید و براساس موقعیت روانی كنونی خود در آن ها تجدید نظر كنید، دراین صورت آن ها به شما نشان خواهند داد به كدام سمت می روید.
3- به ارزیابی خود بپردازید. با مروری بر گذشته ، خطوط پیوسته وتصمیماتی كه شما را در موقعیت كنونی قرار داده اند ، پیدا كنید.كسانی را كه به شما آسیب رسانده اند و زمانی كه می توانسته اند، از كمك به شما خودداری كرده اند، درك كرده و ببخشید . خودتان رابه خاطر اشتباهات ، گناهان ، شكست ها و گرفتاری های گذشته عفو كنید. تمام خاطرات منفی خود راپس از استخراج هر ارزش سازنده ای كه می توانند به همراه داشته باشند، دفن كنید. "گذشته بد" تنها تا زمانی درذهن شما زنده است كه شما به آن اجازه دهید. حكم تخلیه فوری صادر كنید. فضا رابه خاطرات مربوط به موفقیت های هر چند ناچیز گذشته اجاره دهید.
4- خطا و شرمساری ، ارزش های فردی محدودی درامر شكل دهی به رفتار شما در جهت اهداف مثبت دارند. به خودتان اجازه ندهید كه تسلیم آن ها شوید.
5- دلایل رفتارهای كنونی خود را در ابعاد جسمانی ، اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی و موقعیت كنونی خودتان جستجو كنید ونه دركاستی های شخصیتی خودتان.
6- به خودتان یادآوری كنید كه در باره ی هر اتفاقی دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد. " واقعیت " هیچ گاه چیزی بیشتراز توافق مشترك میان افراد برای بیان یك مطلب به جای تكیه بر نقاط افتراق دیدگاه های آنان نیست. این مطلب شما را قادر می سازد تا در نتیجه گیری های خودتان ازمقاصد دیگران صبورتر باشید و درحذف آنچه ممكن است در ظاهر موجب طرد یا افت شما گردد، خلاقانه تر برخورد كنید.
7- هیچ گاه چیزبدی در باره خودتان نگویید؛ مخصوصاً هیچ گاه خصوصیات منفی غیر قابل بازگشت را به خودتان منتسب نكنید، مانند " احمق "،" زشت " ، " غیر خلاق " ، " اصلاح نشدنی " و ...
8- اجازه ندهید دیگران به عنوان یك فرد از شما انتقاد كنند؛ اعمال مشخص شما برای ارزیابی در معرض قضاوت قرار دارند و آماده بهترشدن هستند. پسخوراندهای سازنده را در صورتی كه كمك كننده باشند، بپذیرید.
9- به خاطر داشته باشید گاهی اوقات شكست و ناامیدی توفیق اجباری هستند، به شما می گویند اهدافتان برای شما درست نبوده اند، آن تلاش ارزش آن كار را نداشت و از یك شكست بزرگ تر بعدی می توان اجتناب كرد.
10- افراد، مشاغل و موقعیت هایی را كه موجب بروز احساس نابسندگی ( بی كفایتی ) درشما می گردند، تحمل نكنید. اگر نمی توانید آن ها یا خودتان را به گونه ای تغییر دهید كه احساس ارزشمندی بیشتری بکنید، آن ها را زیر پا بگذرید یا از كنار آن ها بگذرید. زندگی كوتاه تر از آن است كه وقت خود را با چیزهایی كه موجب افت انسان می شوند، تلف كنیم.
11-برای استراحت ، تفكر ، گوش كردن به درون خود، لذت بردن از تفریحات و فعالیت هایی كه می توانید به تنهایی انجام دهید، وقتی تعیین كنید؛ بدین ترتیب می توانید با خودتان ارتباط برقرار كنید.
12- با تمرین ، خود را مبدل به موجودی اجتماعی کنید. از احساس كردن نیرویی كه افراد دیگر منتقل می سازند، لذت ببرید، خصوصیات یگانه و تفاوت هایی كه میان همزادان وجود دارد، ترس ها و احساس عدم اطمینان آن ها را در ذهنتان مجسم كنید و فكر كنید چگونه می توانید به آن ها كمك كنید. معین كنید از آن ها چه می خواهید و چه چیزی برای اهدا به آنان در اختیار دارید. سپس بگذارید آنان بدانند كه شما آماده و پذیرای اشتراك هستید.
13- حمایت مفرط ازخود را متوقف كنید؛ این كار دشوارتر و بازگشت پذیرترازآن است كه تصور می كنید. انسان را خرد می كند، اما هیچ گاه نمی شكند. بهتر است انسان گاهگاهی از جانب یك تعهد عاطفی كه طبق برنامه كارنكرده ، آسیب ببیند، تا درنتیجه عواطفی عایق گونه كه موجبات سردی آن را پدید می آورند، سست شود.
14- اهداف دراز مدتی را كه اهداف كوتاه مدت بسیار مشخص همراه آن باشند، در زندگی خود تعیین كنید. ابزارهایی واقع بینانه برای دستیابی به این اهداف كوچك تر انتخاب كنید. پیشرفت خود را به طور منظم مورد ارزیابی قرار دهید و اولین مشوق وحامی خودتان باشید. اگر كس دیگری صدای لاف زدن های شما را نمی شنود، لازم نیست بی جهت نگران و شرم زده باشید.
15- شما موجودی نیستید كه فقط اتفاقات بد برایتان رخ می دهد، موجودی منفعل و بی اهمیت كه مانند حلزون باغچه، امیدوار است بتواند از له شدن در زیر پا بگریزد. شما نقطه اوج میلیون ها سال تكامل نوع بشر، رؤیاهای والدین خود، و نشانه ای از قدرت خداوند هستید. شما انسان یگانه ای هستید كه مانند بازیگری فعال درداستان زندگی می توانید پدیدآورنده اتفاقات باشید. شما می توانید هر لحظه كه بخواهید جهت زندگی كنونی خود را عوض كنید. با اعتماد به نفس داشتن ، موانع به چالش ها مبدل شده وچالش ها به كمال می رسند. آنگاه كمرویی نقصان می یابد ؛ زیرا به جای آن كه همیشه در تدارك و نگران نحوه گذراندن زندگی خود باشید، با غرق شدن در زندگی ، خویشتن را فراموش خواهید كرد.
نوشته : دکتر حسین حاتمی
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!