مرد پناهگاه است و زن آرامش بخش
| مرد پناهگاه است و زن آرامش بخش [ January 14, 2009 12:33 AM ] |
|
ويژگي ها و تفاوت هاى زوجین موجب گشته است كه هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق يكديگر باشند و هر كدام به شيوه مخصوص به خود، در مقام جذب ديگرى و آرامش جویى از او برآيند . به گزارش خبر نیوز ،اگر تفاوت هاى متناسب ميان زن و مرد نبود، تنوع و جذب و انجذاب ، در زندگى اين دو، مفهومى نداشت . و به يك زندگى سرد و بى روح مبدل مى گشت . براى هر محققى مسلم است كه اين جذب و انجذاب تنها از طريق غريزه جنسى و اقناع آن نيست ، كه بالاتر از آن و با شكوه تر از آن مى باشد . زن و مرد از تفاوت هاى لطيف و زيباى روحى برخوردارند كه اگر اين ها نبودند اين دو موجود نمى توانستند كامل گردند، زيرا آنان مكمل يكديگرند و هر كدام بدون ديگرى ناقص است . زن علاوه بر ويژگي هاى خود و علاوه بر غرائز گوناگون ، آرزو دارد كه در پناه مردى قرار گيرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همين جهت از هنر دلبرى برخوردار است و در صدد صيد قلب مرد برمى آيد و اگر داراى اين خصيصه روحى و هنر نبود ،نمى توانست دل مرد را شكار كند و تسخير نمايد، اين خصيصه يك ويژگى زیبای زنانه است . مرد علاوه بر غرائز مختلف ، دوست مى دارد كه قهرمان باشد و او را به اين جهت بپذيرند، و نيز مرد در طوفان هاى زندگى ، به آرامش دل و نيرویى كه او را راحتى جان ببخشد، نيازمند است كه اين هر دو نياز، به وسيله زن ، رفع مى گردد و آفرينش با حكمت و تدبير، همه اين تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت ، نمى توانست قهرمان زندگى زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخير دل مرد نمى گشت ... اين جهت را قرآن مجيد تصريح كرده و مى فرمايد : (... و از آيات و نشانه هاى او اين است كه براى شما از نفس و جان خودتان زوج آفريده است تا آرامش دل بجویيد و در ميان شما مودت و رحمت قرار داده است .) احساسات متفاوت زن و مرد، حتى در احساس ها و طرز برداشت ها از حقايق و واقعيات متفاوتند، تا آنجا كه در چگونگى عشق و علاقه به يكديگر كاملا تفاوت دارند . با اين كه جذب و انجذاب طرفينى است ، معذلك نوع علاقه شان به يكديگر مانند هم نيست . نظام حكيمانه آفرينش ، مرد را مظهر طلب ، عشق ، تقاضا و نياز آفريده است و زن را مظهر محبوب بودن ، معشوق شدن و جلوه و ناز قرار داده است و احساسات مرد طلب انگيز و احساسات زن ناز آميز است . معمولا زن ، هنگامى احساس شكست مى كند كه مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب واقع گردد، در صورتى كه مرد، موقعى احساس شكست مى كند كه زن و همسر دلخواهش را نيافته يا پس از يافتن نتوانسته است او را در اختيار داشته باشد . مهر زن و مرد از آيت هاى الهى است قرآن مجيد كه انسان را خليفة الله دانسته، بعد انسانى او را پرتوى از وجود الهى مى شمارد، مقصد، معشوق ، معبود و محبوب حقيقى و نهائى انسان را كمال و جمال مطلق ، (الله ) تعالى معرفى كرده و عشق و محبت و مهر و وداد او را برخاسته از كمال جویى و جمال دوستى وى مى داند. و مهر و علاقه اى كه ميان زن و شوهر هست (علاوه بر علائق و لذائذ حيوانى ) از نوع عشق به جميل مطلق و پرستش خداى متعال مى باشد كه فرمود است : و من آياته ان لكم من انفكسم ازواجا لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودة ورحمة ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون در هر دو مورد ، هم آفرينش همسر و جفت از نفس و جان خود انسان و هم در ايجاد مهر و محبت ، تكيه شده است بر آيت بودن كه انسان آيت و نشانه خدا است و مهر و دادش آيتى ديگراست .... |
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!