لزوم بیان احساسات
چرا احساسات و بروز آن ها اهمیت دارند؟
بیش از هر چیز باید گفت که موضوع جالبی را انتخاب کردهاید، زیرا در فرهنگ ما کم تر به احساسات و هیجانات اهمیت داده میشود. واقعیت این است که ما نیاز داریم احساسات خود را بشناسیم. نیاز داریم تا بدانیم چه چیزهایی این احساسات را در ما به وجود میآورد؟ نیاز داریم تا بدانیم انسانهای پیرامون ما چه احساسی دارند و چه چیزهایی آن ها را خوشحال یا ناراحت میکند و ما در قبال آن باید چگونه رفتاری داشته باشیم؟ همچنین ما نیاز داریم تا هیجانات شدید خود را به گونهای کنترل کنیم تا کم ترین آسیب را به خود و پیرامونمان وارد کنیم. ما نیاز داریم بیاموزیم تا چگونه در موقع لزوم از دیگران کمک بگیریم و چگونه به دیگران هنگام نیاز آن ها کمک کنیم ، زیرا ما انسانیم.
آیا میتوانید به برخی از احساسات شایع انسانها اشاره کنید؟
احساسات بخشی از زندگی هر انسان را تشکیل میدهد. همه ما زمانی بوده که غمگین بودهایم، خشمگین بودهایم، از چیزی متنفر و بیزار بودهایم، حسادت کردهایم، لذت بردهایم، شاد بودهایم، ترسیدهایم، مضطرب بودهایم و دلتنگ بودهایم. همه این ها احساسات ما انسانهاست که از راههای مختلف کلامی و غیرکلامی آن ها را بروز میدهیم . بنابراین باید با حالات هیجانی و احساسی خود آشنا شویم و همچنین احساسات انسانهای پیرامون خود را بشناسیم و از حالتهای کلامی و غیرکلامی دیگران به احساسات آن ها پی ببریم، زیرا وقتی با حالات هیجانی و احساسی دیگران آشنا شویم، میتوانیم پاسخ و واکنش مناسبی را نشان دهیم.
آیا چیزهایی که افراد میگویند یا انجام میدهند روی احساسات دیگران تاثیرگذار است؟
بله. همینطور است. به طور کلی فهمیدن این که احساساتی که توسط ما تجربه میشود توسط دیگران هم تجربه میشود و سایر افراد هم احساساتی مشابه ما دارند، به سلامت روان ما کمک میکند. البته احساساتی مثل شادی، اندوه، حسادت و خشم نیز برای دیگران قابل تجربه است ، اما ممکن است نحوه بروز این احساسات و شدت آن در افراد مختلف متفاوت باشد.
نظرتان در خصوص احساسات شدید انسانها چیست؟
مدیریت و مدارا بهترین شیوه برخورد با احساسات شدید است. تشخیص و پذیرفتن این که همه افراد حدودی از احساسات و هیجانات شدید را در زمانهای مختلف تجربه میکنند و شناختن راههایی که به وسیله آن ها میتوان با احساسات و هیجانات شدید به طور موثری مدارا کرد از دیگر ویژگیهای سلامت روان است. همیشه در پیرامون ما وقایعی روی میدهد که ما را عصبانی و خشمگین کند. زمانهایی بوده که کلمات در بیان احساس، غم و اندوه ما ناتوان بودهاند، زمانی تمام وجودمان از نفرت و انزجار غوطه خورده و زمانی نیز غبطه خوردهایم، رشک بردهایم یا در آتش حسادت سوختهایم ،اما ما باید یاد بگیریم با این احساسات مدارا کنیم.
اگر بخواهیم عشق و احساس خود را در زندگی زناشویی ابراز کنیم، چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟
من برای شما چند جمله طلایی را مثال میزنم تا بتوانم عشق و احساس عشق خود را به همسرتان ابراز کنید. این ها عباراتی هستند که همسر شما دوست دارد بیشتر آن ها را بشنود:
«من به تو اعتقاد دارم»، «مایه افتخار منی»، «تو عشق منی»، «دوستت دارم»، «همواره برایم عزیز و محترمی و من در کنار تو آرامش دارم»، «تو تکیهگاه منی»، «کارت عالی بود» و «نمیتوانم ناراحتیات را ببینیم»، «متشکرم»، «عزیزم»، «دلبر و سرورم».
هر چه عشق و محبت بیشتری ابراز کنید مطمئن باشید که عشق و محبت بیشتری دریافت خواهید کرد. اگر میتوانید گاهی اوقات در طول روز با او تماس بگیرید فقط برای این که به او بگویید «دوستت دارم». وقتی صحبت میکند، به او توجه کرده، سخنان مثبتی به زبان بیاورید و او را تایید کنید.
شکسپیر میگوید: «آن چه در زن قلب مرا تسخیر میکند ، مهربانی اوست نه روی زیبایش، من زنی را دوست دارم که مهربانتر باشد.»
دین اسلام نیز به بروز احساسات اهمیت ویژهای میدهد.
بله. دقیقا همینطور است. خدای متعادل در قرآن کریم محبت و علاقهای که بین زن و شوهر وجود دارد را از نشانههای قدرت خویش شمرده است. امام رضا(ع) زنانی را که به شوهرانشان اظهار عشق و محبت میکنند ، بهترین غنیمت برای شوهرانشان معرفی می کنند .پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز بهترین زنان را زنانی می داند که دارای عشق و محبت باشند . حتی گاهی اوقات بغل کردن همسر یا فرزند و اظهار محبت کردن در تحکیم روابط بسیار موثر است. گرچه محبت وقتی اثرگذار است که از صمیم قلب باشد، ولی محبت قلبی تنها کافی نیست و لازم است که آشکارا اظهار شود و آثار آن در بروز احساسات زبانی، افعال و رفتار نمایان شود. بنابراین اظهار عشق و علاقه به همسرتان باید آشکارا و بدون احتیاط باشد و در حضور و غیاب از او تعریف کنید و محبت خود را برسانید. برای بروز احساسات مثبت در زندگی این دو کلمه «دوستت دارم» را که هیچ کس از شنیدن آن خسته نمیشود در روابط با همسر خود زیاد تکرار کنید.
نقل از سایت خبری ایران ایران
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!