مرا مي بيني که پشتيبان ندارم ،
پس عزت خويش را به پشتيبانی من بگمار ،
خدايا!!
گناهانم من را مي ترسانند ،
پس عفو خود را بگوي که پناهم دهد.
الهی !
پناهم ده از :
آنچه از تو دورم می کند و ميان من و
حظی که از بودن با تو بايد ببرم ، فاصله می اندازد
و از آنچه نزد تو می جويم بازم می دارد ...
خدایا !
هیچ خویی که بر من عیب شمرده شود باقی مگذار ،
جز آن که آن را اصلاح کنی
و هیچ صفت نکوهیده را به جای منه
مگر آن که آن را نکو سازی ؛
و هیچ خصلت کریمه ناقصی بر جای مگذار ،
جز آن که آن را کامل کنی.
خدایا !
هر زمانی که بیم آن رود که مزرعه عمرم چراگاه شیطان گردد ،
پیش از آن که شدت غضبت به سوی من بشتابد ،
یا خشمت بر من مستحکم گردد،
مرا به سوی خود فراگیــــــــــــر.
پروردگارا !
بگذار در هر کجا که نفرت است، عشق درو کنم.
هر جا آسيب است ،عفو ،
هر جا شک است، ايمان ،
هر جا نواميدي است، اميد.
هر جا تاريکي است ، نور
و هر جا غم است ، سرور.
پروردگار عالم !
به من لطف کن ، تا بيشتر در پي تسکين بخشيدن باشم، تا آرام شدن
همان طور که مي فهمم، فهميده شوم.
همان طور که دوست دارم ، دوست داشته شوم .
زيرا دراثر دادن است، که دريافت مي کنم،
دراثربخشيدن است، که بخشيده مي شوم
ودر مرگ خود است که در زندگي جاويدان متولد مي شوم.
مهربانا!
سايبانی از جنس اشک و نياز می خواهم ،
تا سجاده دلم را در آن بگسترانم
و با دستان خسته قنوتم
از تو بخواهم
که بر وجود سردم
نور نگاهت را بتابانی
و گل های زيبای عشق و ايمان را
بار دگر در من تازه گردانی ...
الهي !
گفتي كريمم!
اميد بدان تمام است .
تا كرم تو در ميان است، نااميدي حرام است!
الهي!
اگر از دوستانم حجاب بردار!
و اگر مهمانم ، مهمان را نيكو دار!
الهي!
عاجز و سرگردانم !
نه آنچه دارم، دانم
و نه آنچه دانم، دارم!
الهي!
نه از كشته تو خون آيد
و نه از سوخته تو، دود!
زيرا كه كشته تو به كشتن شاد است
و سوخته تو به سوختن، خوشنود!
الهی !
دلم را در عشق غوطه ور ساز
اعمالم را در درستکاری ،
احساسم را در شفقت،
آنگاه به تو زودتر خواهم رسید .
"ولانتای هندویسم" نقل از : وقف عشق