الهي ! الهي! الهي!

 2009

 


مرا مي بيني که پشتيبان ندارم ،
پس عزت خويش را به پشتيبانی من بگمار ،

خدايا!!
گناهانم من را مي ترسانند ،
پس عفو خود را بگوي که پناهم دهد.

الهی !

 پناهم ده از :

آنچه از تو دورم می کند و ميان من و

 حظی که از بودن با تو بايد ببرم ، فاصله می اندازد

و از آنچه نزد تو می جويم بازم می دارد ...

خدایا !

هیچ خویی که بر من عیب شمرده شود باقی مگذار ،

جز آن که آن را اصلاح کنی

و هیچ صفت نکوهیده را به جای منه

مگر آن که آن را نکو سازی ؛

و هیچ خصلت کریمه ناقصی بر جای مگذار ،

جز آن که آن را کامل کنی.

خدایا !
هر زمانی که بیم آن رود که مزرعه عمرم چراگاه شیطان گردد ،
پیش از آن که شدت غضبت به سوی من بشتابد ،
یا خشمت بر من مستحکم گردد،

مرا به سوی خود فراگیــــــــــــر.

پروردگارا !

 بگذار در هر کجا که نفرت است، عشق درو کنم.

هر جا آسيب است ،عفو ،

هر جا شک است،  ايمان ،

هر جا نواميدي است، اميد.

هر جا تاريکي است ، نور

و هر جا غم است ، سرور.


پروردگار عالم !

به من لطف کن ، تا بيشتر در پي تسکين بخشيدن باشم، تا آرام شدن

همان طور که مي فهمم، فهميده شوم.

همان طور که دوست دارم ، دوست داشته شوم .

زيرا دراثر دادن است، که دريافت مي کنم،

دراثربخشيدن است، که بخشيده مي شوم

ودر مرگ خود است که در زندگي جاويدان متولد مي شوم.

مهربانا!
سايبانی از جنس اشک و نياز می خواهم
،
تا سجاده دلم را در آن بگسترانم

و با دستان خسته قنوتم

از تو بخواهم

که بر وجود سردم

نور نگاهت را بتابانی

و گل های زيبای عشق و ايمان را

بار دگر در من تازه گردانی ...

الهي !
گفتي كريمم!

اميد بدان تمام است .

 تا كرم تو در ميان است، نااميدي حرام است!



الهي!
اگر از دوستانم حجاب بردار!
و اگر مهمانم ، مهمان را نيكو دار!


الهي!
عاجز و سرگردانم !

نه آنچه دارم، دانم

و نه آنچه دانم، دارم!

الهي!
نه از كشته تو خون آيد

و نه از سوخته تو، دود!
زيرا كه كشته تو به كشتن شاد است

 و سوخته تو به سوختن، خوشنود! 

الهی !

دلم را در عشق غوطه ور ساز

اعمالم را در درستکاری ،

احساسم را در شفقت،

آنگاه به تو زودتر خواهم رسید .

"ولانتای هندویسم" نقل از : وقف عشق