اين چهار جمله شما را تكان نمي دهد؟
این چهار جمله شما را تکان نمی دهد..؟
زاهدی گوید:
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت:
ای شیخ ! خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد بود!
دوم مستی دیدم که ...
افتان و خیزان راه می رفت. به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت:
تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟
سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت. گفتم: این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت:
تو که شیخ شهری، بگو که این روشنایی کجا رفت؟
چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می کرد . گفتم: اول رویت را بپوشان ،بعد با من حرف بزن .
گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم ، چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست .تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
مجله تفریحی سرگرمی لیلی- نویسنده:بیتا
...و اين دو بيت را نيز بخوانيد:
شيخي به زني فاحشه گفتا :مستي
هر لحظه به آغوش يكي پيوســـــتي
گفــــتا كه من آنچه مي نمايم هستم
آيا تو چنان چه مي نمايي هســـتي؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۷ ساعت 7:3 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!