« منتظر می مانم ، تا وضع بهتر شود »

 جمله ای است كه می تواند شما را در لحظه حال راكد و بی حركت نگاه دارد . برای بعضی ها این كار ، نوعی شیوه زندگی كردن است ـ آنها همیشه كارها را برای روزی می گذارند كه هی چوقت فرا نمی رسد . اخیراً فردی به من مراجعه كرد كه از ازدواج ناموفق خود شكایت داشت . او در سنین بین پنجاه تا شصت بود و تقریباً سی سال بود كه ازدواج كرده بود . وقتی شروع به صحبت درباره ازدواج او كردیم ، معلوم شد كه این قصه سر دراز دارد . یك بار گفت :« ازدواج ما حتی از ابتدا هم خوب نبوده » . پرسیدم چه چیز وی را واداشته تا تمام این سالهای بدبختی را تحمل كند؟.

اعتراف كرد كه همیشه امیدوار بوده است كه اوضاع بهتر شود . پس از سی سال امیدواری ، این مرد و همسرش هنوز هم بدبخت و غمگین بودند .

وقتی بیشتر راجع به زندگی و ازدواج وی صحبت كردیم ، اعتراف كرد كه ده سال است دچار ناتوانی جنسی است . پرسیدم آیا هیچ وقت به فكر چاره این مشكل افتاده است؟. پاسخ منفی بود و گفت كه فقط سعی كرده است هرچه بیشتر از روابط جنسی خودداری نماید ، به این امید كه مشكل خودبه خود برطرف گردد .

 با تكرار جمله « من مطمئن بودم اوضاع بهتر می شود » نظر اولیه خود را تأیید می نمود .

داستان این امر و ازدواج وی نمونه كلاسیك فلج روحی و عدم تحرك است . او از حل مشكلات خود احتراز می کرد و اجتناب خویش را با بیان این جمله كه: « اگر صبر كنم و كاری نكنم ، شاید خودبخود كارها درست شود » ، توجیه می كرد . اما بعد دریافت كه هیچوقت كارها خود به خود روبه راه نمی شوند و همانگونه كه هستند باقی می مانند . اوضاع ممكن است تغییر كند ، اما بهتر نمی شود . اوضاع ، شرایط ، وقایع و اشخاص ، خودبه خود و به تنهایی بهتر نمی شوند . اگر زندگی شما بهتر است به این خاطر است كه برای بهبود آن اقدام سازنده ای به عمل آورده اید .

بیایید نگاه دقیق تری به مسامحه كاری و دفع الوقت كردن بیندازیم و ببینیم چگونه می توان با راه حلهای نسبتاً ساده آن را از میان برداشت . این نقطه ضعف را می توانید بدون اینكه نیاز به كار فكری شدید و زیاد داشته باشید از بین ببرید ، زیرا مشكلی است كه خود شما به وجود آورده اید و به خلاف بسیاری از نقطه ضعفهای دیگر عوامل فرهنگی چندان تأثیری در ایجاد آن نداشته اند .

 

چگونگی عملكرد اهمال كاری

 

“ دونالد ماركیز ” اهمال كاری را « هنر ادامه دادن دیروز » نامیده است . و من « اجتناب از امروز »‌ را نیز به این تعریف اضافه می كنم .

 زیرا به یقین حاصل عملكرد مسامحه كاری است . كارهایی هستند كه شما می خواهید انجام دهید ، چون حاصل انتخاب و تصمیم آگاهانه خودتان است نه نتیجه دستور دیگران . اما بسیاری از این كارها هیچ گاه انجام نمی گیرند ، هر چند كه شما قصد انجام آنها را دارید و به خود می گویید كه انجام خواهند شد . تصمیم به تعویق انداختن كاری كه می توانید آن را در زمان حال انجام دهید ، ظاهراً جانشین قابل قبولی است برای عملی ساختن آن ، و به شما امكان می دهد تا خود را فریب دهید و فكر كنید كه با انجام ندادن كاری كه قصد انجام آن را داشتید به خودتان دروغ نگفته اید . این روش بسیار ساده ای است و عملكرد آن به طریق زیر است :  « می دانم كه باید آن كار را انجام دهم ، اما حقیقت این است كه می ترسم به خوبی از عهده انجام آن برنیایم ، و یا آن را دوست نداشته باشم . بنابراین به خودم می گویم در آینده آن را انجام می دهم ، در نتیجه مجبور نیستم قبول كنم كه آن را به انجام نخواهم رسانید . و به این طریق خودم را آسان تر می پذیرم .‌» این یك نمونه از استدلال راحت و دروغینی است كه هرگاه در برابر انجام كاری ناخوشایند یا كار مشكلی قرار می گیرد ، مطرح می كنید .

اگر از آن آدمهایی هستید كه اكنون به طریقی زندگی می كنند و به خود می گویند كه در آینده به طریق دیگری زندگی خواهند كرد ، بدانید كه این ادعاها همه تو خالی است . شما آدمی هستید كه همیشه كارها را به تعویق می اندازید ، و هیچ گاه كاری را به انجام نمی رسانید .

البته اهمال كاری شدت و ضعف دارد . می توان كارها را تا حد امكان به تعویق انداخت و در آخرین لحظه ها ، درست قبل از رسیدن موعد ، مبادرت به انجام آنها كرد . در این حال هم همان شكل معمول خودفریبی مشاهده  می شود . چون حداقل زمان لازم را به انجام كار اختصاص می دهید ، پیش وجدان خود عذر و بهانه خوبی خواهید داشت تا نتایج ناقص و نامنظم كار را به حساب كمی وقت بگذارید . در حالی كه شما به اندازه كافی وقت داشته اید و مانند اشخاص پر مشغله می توانستید همه كارها را به خوبی و به كمال انجام دهید . اگر وقت خود را شكایت كردن از زیادی كار ( كه همان اهمال كاری است ) تلف كنید ، دیگر زمان حالی برای انجام كارها باقی نخواهد ماند .

زمانی همكاری داشتم كه متخصص اهمال و مسامحه كاری بود . همیشه مشغول دوندگی بود و پیوسته درباره زیادی كارها صحبت می كرد ، به حدی كه دیگران از تصور زیادی كارهای او كلافه می شدند . اما با یك نگاه دقیق آشكار می شد كه همكار من در واقع بسیار كم كار بود . نقشه های شورانگیز بی شماری در سر داشت اما هیچ گاه هیچ كدام از آنها را به انجام نمی رسانید . به تصور من او هر شب قبل از خواب ، خود را با این تعهد می فریفت كه روز بعد كاری را تمام خواهد كرد . در غیر این صورت چگونه می توانست بدون اینكه به شبكه خودفریبی اش آسیبی وارد شود به خواب رود ؟ احتمالاً می دانست كه روز بعد هم دست به كاری نخواهد زد ، ولی تا زمانی كه با خود سوگند می خورد كه فردا كار خواهد كرد ، لحظه های حال او در امان بودند .

شما لزوماً آن چیزی نیستید كه می گویید . رفتار شما خیلی بهتر از گفتارتان ، شخصیت شما را نشان می دهد . فقط آنچه كه در لحظه های حال خود انجام می دهید چگونگی شخصیت شما را نمایان می سازد . “ امرسون ”    می نویسد :

چیزی نگویید. آنچه هستید به خوبی نمایان است ، و چنان غرشی می كند كه نمی توانم خلاف گویی های شما را بشنوم .

دفعه آینده را خواستید به خودتان بگویید كاری را به انجام خواهید رساند ، در حالی كه می دانید این طور نیست ، سخن امرسون را به خاطر بیاورید ، كه پادزهر اهمال كاری است .

كسانی كه انتقاد می كنند و كسانی كه عمل می كنند .

اهمال كاری به عنوان یك شیوه زندگی ، فنی است كه از آن می توانید به منظور اجتناب از عمل استفاده كنید . كسی كه كاری نمی كند اغلب منتقد می شود . كناری می نشیند و آنهایی را كه کار  می كنند زیر نظر می گیرد و سپس فیلسوفانه درباره كار آنها بحث می كند . منتقد شدن آسان است، اما كار كردن مستلزم زحمت كشیدن ، خطر كردن و تغییر یافتن است .

فرهنگ ما پر از منتقد است . ما حتی برای شنیدن نظریات آنها پول هم می پردازیم .

هنگامی كه به حرفهای خود و اطرافیانتان با دقت توجه كنید در می یابید كه چقدر از گفتگوها معطوف به انتقاد  می شود . چرا ؟ برای اینكه با اجتناب از عمل ، خیلی راحت تر می توان راجع به نحوه عملكرد دیگران حرف زد . ببنید كه قهرمانان واقعی در تمام رده ها ، و نیز آنهایی كه در یك زمان طولانی برتری و مزیت خود را در جامعه حفظ كرده اند ، امثال “ هنری آرون ها ” ، “جانی كارسون ها ” ، “ بابی فیشرها ” ، “ كاترین هپبورن ها ” ،  “ جولوئیس ها ” ، و افراد دیگری از این قبیل كه در بالاترین سطح كار می كنند ، آیا اینجا و آنجا می نشینند و از دیگران انتقاد می كنند ؟ آنها كه به راستی كار می كنند هیچ وقتی برای انتقاد از دیگران ندارند . تمام اوقات مشغول كارند و به جای اینكه كسانی را كه به اندازه خودشان با استعداد نیستند مورد انتقاد قرار دهند ، آنها را یاری می دهند. انتقاد سازنده مفید است . اما اگر شما به جای كار كردن نقش تماشاگر را انتخاب كرده اید ، رشد نخواهید كرد و شكوفا نخواهید شد . علاوه بر این ، ممكن است از انتقاد به عنوان وسیله ای برای رفع مسئولیت از عاطل بودن خود استفاده كرده ، و كسانی را مسئول قلمداد كنید كه به كار وا قعی مشغولند . شما می توانید یاد بگیرید كه عیب جویان و منتقدین « خود برگزیده » را نادیده انگارید . نخستین قدم در این راه این است كه چنین رفتارهایی را درخویشتن شناسایی كرده و تصمیم بگیرید آنها را به كلی از بین ببرید ، تا به جای یك منتقد مسامحه كار ، یك اقدام كننده باشید .

( نوشته : راستگو)