طالقانی : مسلمان آزادی خواه
برای آشنایی بیشتر با اندیشه های مترقیانه این اندیشمند مسلمان و مفسر قرآن ضمن بزرگداشت نام و یاد ایشان برگزیده ای از سخنانشان را در موقعیت های مختلف به بررسی می نشینیم :
" فرزندان من ! نمی خواهم مبارزه گروه های مختلف را نادیده بگیرم . شما فرزندان من هستید . من دلم برای شما می تپد . در زندان از هر گروه که می شنیدم جلوی تیر گذاشته اند مثل این که به قلب من تیر می زدند ." (از آزادی تا شهادت-ص۶۵)
شما می توانید یک خانواده سالم تشکیل بدهید . این کار استبداد و استعمار است که همه با نظر وحشت و بدبینی به هم نگاه می کنند . ما یک خانواده هستیم و باید با هم بسازیم . اختلافات در حد یک خانواده باشد نه بیشتر . " (همان-ص۱۰۰)
" اگر این محیط آزادی را قدردانی نکنیم و آن را محیط عقده گشایی و عناد و به هم ریختگی و موضع گیری قرار بدهیم نتیجه اش پیدایش مستبدین است . " (همان-ص۲۷۱)
" این آن را تکفیر می کند . این به آن می گوید:"مرتجع" و آن به این می گوید: "انحرافی!"....باید از همان قدم اول پرچم رحمت را بلند کنیم. " (همان- ص۲۱۷)
" هیچ حزب و جمعیتی هم حق ندارد برای خودش سهم بزرگ تری در نظر بگیرد و این جهت حکومت را در انحصار خود بگیرد ." (همان-ص۶۷)
"مکتب پرستی یک نوع بت پرستی است." (همان- ۳۲)
" این ملت دنبال مکتب نیست دنبال آزادی است . " (همام-ص۴۵)
" اگر این ایده ئولوژی بت شد خودش مخرب است ." (همان-ص۵۶)
"روشنفکران ما دچار شرک مترقی هستند." (سروش-۲۱)
" مسائل اجتماعی و مسائل انسانی با فرمول حل نمی شود . دانشگاهی های ما و طلبه های ما همه اش دچار فرمول اند ." (از آزادی تا شهادت-ص۱۸۰)
آیت الله طالقانی آرزو داشت روحانیان روزی مسئولیت های اجرایی را ترک گویند( به جز موارد استثنایی) و به مساجد برگردند و بر کارها نظارت نمایند.(همان-صص۴۳۹-۴۶۹)
ایشان در سال ۱۳۳۴نوشت : "
" هر مسئله و طرح و مرام اجتماعی که خودسران را محدود نماید و جلوی اراده آنان را بگیرد قدمی به هدف پیامبران و اسلام نزدیک تر است . ولی مقصود نهایی نیست . مشروطیت و دموکراسی و سوسیالیسم همه این ها به معنای درست و حقیقی خود گام هایی پی در پی است که ما را به نظر نهایی نزدیک می نماید." ( مقدمه " تنبیه الامه و تنزیه المله"-ص۱۰)
و در سال ۱۳۵۸ نوشت :
" هر انقلاب علیه ظلم علیه استبداد و علیه استعمار در هر کجای دنیا که باشد از نظر ما یک انقلاب اسلامی است . چرا که روح اسلام در جهت رفع ظلم از همه انسان ها و مظلومین است." (از آزادی تا شهادت-ص۲۶۳)
" اگر مخالفین نیامدند از آن ها دعوت کنید تا مجلس قانون اساسی یک بعدی نباشد . " (سروش-۲۱)
" حکومت اسلامی بر مبنای آزادی و دموکراسی است و و کمونیست ها هم در گفتن مسائلشان و هم در تشکیلاتشان آزاد هستند ." (از آزادی تا شهادت-ص۶۴)
" شما جوانان هر مسلکی که دارید فطرتتان پاک است . ایرانی اصیل هستید . همه این ها را من می دانم . بهتر از خودت می دانم . سال ها با تو بوده ام . ای جوان مذهبی ! کمونیست! می دانم دردت چیست." ( همان-ص۴۵)
او حتی کمونیسم را مولود استبداد سیاسی و اجتماعی و دینی می دانست . (سخنرانی فیضیه -سروش-۲۱)
" قرآن و مراجع دینی می خواهند شخصیت زنان حفظ شود . مسئله این است . هیچ اجباری در کار نیست. مسئله محدود کردن زن ها نیست . مسئله چادر نیست . حالا این که روسری سر کنند یا نکنند . باز هم هیچ کس اجباری در این کار نکرده است . اجباری حتی برای زن های مسلمان نیست . چه اجباری؟! وقتی نسبت به آن ها این طور نیست برای اقلیت های مذهبی مسیحی زردشتی و یهودی ( که البته خود مقید به حجاب روی همان سنن ایرانی که از قبل بوده هستند) برای آن ها اجباری نیست ." (از آزادی تا شهادت-صص۱۰۹-۱۱۲)
" در مکتب های شرق و غرب اقتصاد حاکم برآزدی است ولی در اسلام آزادی حاکم بر اقتصاد است ." (همان-ص۴۶۴)
" ما هیچ وقت در اسلام نمی توانیم تحمل کنیم که استبداد جایش را به یک حزب و یا استبداد دیگری بدهد. " ( همان-ص۷۸)
آیت الله طالقانی بر این باور پای می فشرد که :
" هیچ کس نباید چنین ادعایی کند که آنچه می گوید و می اندیشد مطابق واقع است ."
" شماها که حرف های مرا گوش می کنید نباید تعبدا قبول کنید . شما مسئولید و باید بگویید اینجا اشتباه کردی ."
دکتر علی گلزاده غفوری معتقد بود : " آرزوی کامل طالقانی این بود که یک اسلام بی متولی نشان دهد ."(سروش-۲۱)
طالقانی می گفت: " اسلام با تنگ نظری درست در نمی آید." (سروش-۲۱۹
" سینه مستبد با اراده خدا تضاد دارد ." ( از آزادی تا شهادت-ص۲۴۶)
طالقانی در واپسین خطبه نماز جمعه تهران گفت :
"...خودخواهی و خودرایی را کنار بگذاریم . گروه خواهی فرصت طلبی و تحمیل عقیده یا خدای نخواسته استبداد زیر پرده دین را کنار بگذاریم و بیاییم با مردم با درد مندها رنج کشیده ها و با محروم ها هم صدا شویم . " (همان-ص۳۱۹)
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!