جملات خواندنی از بزرگان (جرعه ای از زلال حکمت و ادب)
جملات خواندنی از بزرگان
*مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
***كريستوفر مارلو***
*خيال انگيز و جان پرور چو بوي گل سراپایي
نداري غير از اين عيبي كه ميداني كه زيبایي
**رهي معيري**
*شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آن را در فضا محو سازيد.
**ولتر؛ نويسنده فرانسوي**
*وقتي «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه كند، دنيا طعم صلح را مي چشد.
***جيمي هندريكس***
*اگر از كسي متنفري از قسمتي از خودت در او متنفري، چيزي كه از ما نيست نميتواند افكار ما را مغشوش كند.
**هرمان هسه**
*شايد چالاكترين انسان نباشم، شايد بالابلندترين يا نيرومندترين نباشم، شايد بهترين و زيرك ترين نباشم، اما قادرم كاري را بهتر از ديگران انجام دهم و اين كار هنر خود بودن است.
***لئونارد نيموي***
*هيچ وقت نميتوانيد با مشت گرهكرده دست كسي را به گرمي بفشاريد.
***گاندي***
*براي تربيت اراده بهترين زمان ايام جواني است. ***فيثاغورث***
*كسيكه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند، لياقت آزادي را ندارد.
***بنجامين فرانكلين***
*وقتي انسان دوست واقعي دارد كه خودش هم دوست واقعي باشد.
**امرسون**
*هرگز مردي ولو بسيار نادان را نديدم كه از وي چيزي نتوانستهام بياموزم.
***گاليله***
*زيبايي ناپايدار و فضيلت جاودانه است .
***گوته***
*مراقب باشيد چيزهايي را كه دوست داريد بدستآوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايي را كه بدست آوردهايد دوست داشتهباشيد.
***جرج برنارد شاو***
*من به هيچ وجه خدا را لمس نكردم، ولي خدايي كه قابل لمس باشد ديگر خدا نيست. اگر هر دعايي را هم اجابت كند، همين طور. همانجا بود كه براي نخستين بار حدس زدم كه عظمت دعا بيش از هر چيز در اين امر نهفته است كه پاسخي به آن داده نميشود و زشتي سوداگري را به اين مبادله راهي نيست. اين را هم دريافتم كه آموختن دعا، آموختن سكوت است و عشق فقط از جايي شروع ميشود كه ديگر هيچ انتظاري براي گرفتن هيچ چيز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرين «نيايش» است و «نيايش» تمرين «سكوت».
**دژ ـ آنتوان سنت اگزوپري**
*مردها را شجاعت به جلو ميراند و زنها را حسادت.
**برنارد شاو**
*زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخي از زنان هستند كه نميتوانند خود را زيبا جلوه دهند.
**برنارد شاو**
*هيچ چيز بهتر از كار كردن به جاي غصه خوردن، آدمي را به خوشبختي نزديك نميسازد.
*** موريس مترلينگ***
*يا چنان نماي كه هستي، يا چنان باش كه مينمايي.
**بايزيد بسطامي**
*شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص.
*بدترين و خطرناك ترين كلمات اين است:
«همه اين جورند».
*نميتوانيم كاري كنيم كه مرغان غم بالاي سر ما پرواز نكنند. اما ميتوانيم نگذاريم كه روي سر ما آشيانه بسازند.
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!