ده حقیقت از عجایب بدن
از عجايب بدن انسان کم و بيش ميدانيم؛ ما هر از گاهي يک مطلب جالب ميتواند ما را متحير کرده و به سيستم آفرينش خود بيشتر پي ببريم. در اينجا به چند مورد از اين مطالب اشاره ميگردد.
1- معده، سيدي فوقالعاده قوي ترشح ميکند 2- حالت فيزيکي بدن در يادآوري خاطرات تاثيرگذار است 3- استخوان ها کمبود مواد معدني بدن را تامين مينمايند 4- مقدار زيادي از غذايي که ميخوريم، صرف فکر کردن ميشود! 5- خنده مسري است 6- بدن شامل رنگ هاي متنوعي است 7- انسان زنده ميماند اگر …. نداشته باشد 8- ضرورت خواب براي بدن مانند نياز به اکسيژن است 9- فشار ايجاد شده توسط قلب به اندازه پاشش خون تا ارتفاع 10 متر است. 10- هنگام حرکت بيش از 300 ماهيچه به کار ميآيند تا بتوانيم درست بايستيم.
در بدن ما اسيدي بسيار خطرناک وجود دارد که هيچ امنيت پروازي نميتواند آن را توقيف کند. اين مطلب ديگر بر کسي پوشيده نيست که معده براي هضم غذاهايي که ميخوريم ،اسيدي بسيار قوي به نام هيدروکلريک اسيد (HCL)ترشح ميکند. ترکيبي قدرتمند براي حل کردن فلزات در صنعت. اما جالب اينجاست که اين اسيد بسيار قوي توسط ديواره بسيار نازک احاطه شده است. همچنين در سه روز اول مرگ، آنزيم هايي كه غذاي ما را هضم ميکردهاند، شروع به خوردن خودمان ميکنند.
آيا لحظات ازدواج خود را به ياد نميآوريد؟ سعي کنيد به روي دو زانو نشسته و لحظهاي را که به همسر خود گل ميداديد ،بازسازي کنيد. خاطرات با حواس پنجگانه ما و موقعيت فيزيکي بدن ما رابطه مستقيم دارند. يک آهنگ خيلي ساده ميتواند خاطرات بسياري را از گذشته ما به ياد آورد،همچنان كه يك صداي زنگ دوچرخۀ قديمي ميتواند راه مدرسه را به ياد ما آورد. تحقيقاتي که در اين زمينه انجام گرفته است نشان ميدهد که موقعيت فيزيکي بدن، در صورتي كه مانند يکي از لحظات انجام عملي در گذشته باشد، ميتواند به يادآوري آن عمل را بسيار راحت نر نمايد.
استخوان ها دربردارنده کلسيم و فسفر هستند که اين دو عنصر براي سيستم عصبي و عضلات به کار گرفته ميشوند. چنانچه هريک از اين دو عنصر دچار کمبود در بدن شده و توسط غذايي که ميخوريم، تامين نشود، هورمون هايي ويژه اين دو عنصر را از داخل استخوان ها بيرون کشيده تا کمبود اين دو عنصر جبران شود و هر زمان که مصرف آن ها به اندازه کفايت رسيد، دوباره تعادل برقرار ميگردد.
در حالي كه مغز فقط مقدار کمي از وزن بدن را شامل ميشود، 20% از کالري و اکسيژن بدن را استفده مينمايد. براي همين منظور است که سه شريان اصلي خون به مغز وارد ميشود تا اکسيژن مورد نياز توسط سلول هاي خون تامين گردد. يک انسداد و يا اشکال در هر يک از اين شريان ها باعث گرسنه ماندن سلول هاي مغز ميگردد. ( به همين دليل است که هنگام فکر کردن زياد، بسيار گرسنه ميشويم).
وقتي کسي را ميبينيم که ميخندد و يا خميازه ميکشد، خودبه خود ما نيز، ميخنديم و يا خميازه ميکشيم. تحقيقات اخير نشان ميدهد که خنده يکي از بهترين راه ها براي ارتباطات اجتماعي است. شنيدن صداي خنده مغز را وادار به تحريک عضلات صورت ميکند. در مورد گريه نيز به همين صورت است.
رنگ پوست انسان بستگي به ملانين، ماده رنگي بدن دارد. بدن انسان بدون رنگ خاصي، به رنگ کرمي روشن ميباشد، قسمت هايي هم که رگ هاي خوني به پوست نزديک ترند به قرمزي ميزند. رنگ مشکي نيز طبق تحقيقات جهت جلوگيري از عوارض نور خورشيد، اشعه اولترا ويوله ميباشد که همان طور که شاهديم، قسمت هايي از زمين که نور خورشيد تقريبا عمود ميتابد، شامل انسان هايي با پوست تيره ميباشد. يک نوع رده بندي رنگ پوست به اين صورت ميباشد :
بسيار روشن (نژاد سلت Celtic)
روشن (اروپايي روشن پوست)
روشن متوسط (اروپايي تيره پوست يا نژاد هند و اروپايي)
نيمه تيره (نژاد مديترانهاي)
تيره (قهوهاي)
سياه پوست
با اين حال که بدن انسان بسيار شکننده و ضعيف است و با يک شليک گلوله و يا يک عدد ويروس، از بين ميرود،ولي با از دست دادن بسياري از قسمت هاي بدن، باز هم ميتوان زنده ماند. يک انسان ميتواند بدون داشتن طحال، معده، يک کليه، 75% از ريهها، 80% از رودهها، و همچنين قسمت هاي لگن به پايين و دست ها زنده بماند.
به اندازهاي که بدن به غذا نياز دارد، به خواب نيز نياز دارد. اما دقيقا به همان اندازه؟ خير. بدن انسان بدون غذا و فقط با آب ميتواند يك تا حد اكثر دوماه (بستگي به چربي و ساير عوامل موجود در بدن دارد) زنده بماند؛در حالي كه بيشترين رکوردي که از نخوابيدن به جاي مانده، توسط فردي به نام “رندي گاردنر” به مدت 264 ساعت (11 روز) بوده است.
گردآوري: گروه اينترنتي تاجريان
منبع: pourali.net
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!