آیا عزتمندی حسین (ع) در متن حامعه اسلامي تبلور دارد؟ 

  در بامداد عاشورا، كه دشمنان بر گرد امام(ع) حلقه زده بودند، عده‏اى چون قيس بن‏اشعث و شبث‏بن‏ربعى و حجار بن‏ابجر و يزيد بن‏حارث به آن حضرت پيشنهاد بيعت‏با يزيد كردند و گفتند: 

  تو تسليم شو، هر چه مى‏خواهى بكن و به هر سوى مى‏خواهى برو. 

 امام(ع) در برابر پيشنهاد آنان فرمود:

لا والله لا اعطيكم بيدى اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد. 

نه، به خدا سوگند، دستم را چون فردى خوار پيش شما دراز نمى‏كنم و چون بردگان ذلت و خوارى را نمى‏پذيرم.

آن حضرت نزديك ظهر نيز پيام آزادى را تكرار كرد و فرياد برآورد: 

هيهات منا الذلة، 

  هرگز تن به ذلت نمى‏دهيم و زبونى و خوارى از جمع ما دور است.

علاوه بر اين در آخرين لحظات كه پيكر پاره‏پاره‏اش بر روى زمين افتاده بود، خون خدا از رگ هاى بريده‏اش بيرون مى‏زد و آن نامردان از خدا بى‏خبر به سمت‏ خيمه‏گاهش يورش مى‏بردند، در زير لب آنان را به آزادگى فرا خواند و چنين زمزمه كرد:

يا شيعة آل ابى‏سفيان ان لم يكن لكم دين و كنتم لاتخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم;  

 اى پيروان خاندان ابوسفيان، چنانچه دين خدا را كنار گذاشته‏ايد و از روز رستاخيز نمى‏هراسيد، پس در دنياى خويش آزاده باشيد.

 حلقه محاصره ابوعبدالله(ع) لحظه به لحظه تنگ‏تر مى‏شد و سختي هايش فزونى مى‏يافت. در آن هنگام، كه تشنگى بر زنان و اطفال روى آورده، ياران يكى پس از ديگرى شربت‏شهادت مى‏نوشيدند و خويشاوندان نزديك و فرزندان حضرت در خون خويش دست و پا مى‏زدند. امام(ع) آن سنگدلان از خدا بى‏خبر را مخاطب ساخت و فرمود:

تبا لكم ايتها الجماعة و ترحا افحين استصرختمونا و لهين متحيرين... .

هلاكت و اندوه بر شما ! اى گروهى كه با اشتياق بسيار ما را به يارى خود خوانديد و چون به ياريتان شتافتيم، با همان شمشيرى كه به شما سپرديم، ما را هدف قرار داديد. همان آتشى را كه ما براى نابودى دشمن خود و شما افروخته بوديم، عليه ما شعله‏ور ساختيد; بى‏آن كه دشمنان در ميانتان عدالت گسترده باشند و يا به آينده‏شان اميدوار باشيد، بر ضد آنان پيمان بستيد و عليه خيرخواهان خود گرد آمديد. واى بر شما، چرا زمانى كه شمشيرها در نيام و دل ها آرام بود و تصميم به همكارى با آنان نداشتيد، دست از ما نكشيديد؟ چرا چون ملخ هاى تازه پردرآورده شتاب زده به پرواز درآمديد و پروانه‏وار در آتش فتنه فرو ريختيد؟!

اى فرو مايگان، اى بازماندگان احزابى كه با پيغمبر خدا جنگيدند، اى نامردانى كه كتاب خدا را دور افكنديد و كلمات آن را تحريف كرديد، اى هواداران شيطان، اى كسانى كه سنت هاى پيامبران را نابود كرديد، آيا به يارى يزيد و بنى‏اميه برخاسته، به آنان اعتماد كرده‏ايد؟ و از يارى پسر پيغمبر دست كشيديد؟! آرى، اين بى‏وفايى در شما سابقه دارد; ريشه‏هاى شما با فريب درآميخته، تنه و شاخه‏هايتان از آن نيرو گرفته است. شما پست‏ترين ميوه‏اى هستيد كه گلوگير باغبان خويشيد، ولى راحت و گوارا در كام دشمن فرو مى‏رويد.

الا و ان الدعى بن الدعى قد ركزنى بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات منا الذلة يا بى الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و ... 

آگاه باشيد، پسر خوانده بنى‏اميه [ابن‏زياد]، كه پدرش نيز پسر خوانده و ناپاك بود، مرا بر دو راهى مرگ و ذلت نگاه داشته است و من هرگز تن به ذلت نخواهم داد. نه خدا به خوارى من راضى است، نه پيامبرش، نه مردان با ايمان، نه دامن هاى پاكى كه مرا پروريده‏اند و نه شجاعان و غيوران. هيچ‏يك از اين گروه از پيروى فرومايگان خشنود نمى‏شوند و آن را بر كشته شدن كريمان و رادمردان ترجيح نخواهند داد.

در پايان امام(ع) اشعار فروة بن‏مسيك مرادى را قرائت كرد، اشعارى كه مضمونش چنين است:

اگر شما را شكست داديم، از قديم چنين بوده‏ايم و تازگى ندارد. اگر با شكست رو به رو شديم، باز مغلوب نشده‏ايم; پيروزى در هر حال با جبهه حق است. ما با ترس خوى نگرفته‏ايم; اگر كشته شويم، سرنوشت، شهادت در راه خداست.

 مفهوم شناسی عزت

مفهوم  عزت  به گفته راغب اصفهانی در كتاب وزین « مفردات القرآن » به معنای آن حالتی است كه انسان را مستحكم و شكست‌ناپذیر می سازد و نمی گذارد آدمی در پیچ و خم زندگی، مقهور عوامل درونی و بیرونی شده و شكست بخورد. به همین جهت، زمین سفت و سخت و نفوذ ناپذیر را « ارض عزاز » می گویند و به چیزی كه وجودش كمیاب باشد، « عزیز الوجود » می گویند. مثلا به گوشت نایابی كه نمی توان به آن دست یافت « تعزز اللحم » می گویند و نیز به كسی كه پرصلابت است و هرگز مقهور كسی نمی شود « عزیز » می گویند.

در قرآن كریم نیز واژه « عزت » هم در معنای فوق به كار رفته است. مانند : « فان العزه لله جمیعا » (نساء /۱۳۹ ) یعنی شكست ناپذیری و قاهریت تنها از آن خداوند است و هم به معنای « صعوبت و سختی » بكار رفته است. مانند « عزیز علیه ما عنتم » سخت و گران است بر او رنج شما و علاوه بر معنای « غیرت و حمیت » نیز آمده است. مانند « بل الذین كفروا فی عزه و شقاق » بلكه آن ها كه كافر شدند گرفتار غیرت هستند و همچنین در معنای « غلبه و سیطره » نیز بكار برده شد. مانند : « و عزتی فی الخطاب » یعنی در سخن گفتن بر من غلبه كرد.

 واژه عزت ۹۲ بار در قرآن تكرار شده و یكی از اسماء حسنی خداوند «عزیز » است.

قرآن كریم تمام عزت را تنها از آن خداوند می داند « و الله العزه جمیعا » و عزیز واقعی را فقط خداوند می نامد و بس، زیرا تنها موجود قاهر و شكست ناپذیر این عالم كه مقهور چیزی نمی شود، فقط خداوند است و سایر مخلوقات به خاطر فقر ذاتی و محدودیتشان قابل شكست می باشند و چون تمامی عزت از آن اوست، لذا همه مخلوقات می بایست مقام عزت را تنها از او مطالبه نمایند تا سهمی از عزت نصیب آنان نماید. « من كان یرید العزه فلله العزه جمیعا ». 

  همان طوری كه همین كار را با ایمان آورندگان انجام داده و سهمی از عزتش را به آنان عطا فرمود : 

  « و لله العزه و لرسوله وللمؤمنین » عزت خاص خداوند و رسول او و مؤمنین است. 

دكتر شريعتي مي گويد:
در اروپا برنامه‌ آموزشی که می‌گذارند بچّه‌ها را از کودکی و دبستان برای گردش علمی سر خاک فلان سرباز گمنام، سر خاک ناپلئون، سر خاک ویکتور هوگو، سر خاک... می‌برند. این خاک، این نسلی را که با آن بزرگ شده شفاعت می‌کند. این خاک یک عامل تغییردهنده در زندگی آن شخص است. در شیعه‌ قدیم، مسأله‌ شفاعت، مسأله‌ای ایدئولوژیک بوده است. آن موقع دستگاه حاکم می‌خواست خاطره و ذکر حسین را از ذهن‌ها ببرد. او با انتخاب مُهرش از خاک شهید، پیوند شهید و شهادت و نماز را برقرار می‌کند. وقتی که یحیی بن زید شهید شد، شیعه‌ها آن غل و زنجیر آهنی که در آن بود، تکّه تکّه‌ فلزش را حلقه‌ انگشتر کردند. این خاتم سلیمانی بر کسی که آن را به دست کرده بود، اثر انقلابی می‌گذاشت. ( ع. شریعتی، م.آ، ج ۲۳، ص ۳۹۱)

   این یک فراز از سخنان حکیمانه زنده یاد دکتر شریعتی است که ظاهرا خواسته نقش عزتمداری و حریت محوری عاشورا و کربلا در استمرار هر روزه تاریخ را به تصویر کشد. اما حلقه مفقوده و سرنخ گمشده ما این است که علی رغم این همه نمایش اسطوره آزادمنشی و ستم ستیزی و ذلت گریزی امام شهیذان (ع) چرا هنوز ملت شیعه و مسلمان پس از قرن ها اظهار ارادت و محبت به عاشوراییان و این همه عزاداری چرا هنوز در عرصه بین الملل به آن عزت مطلوب دست نیافته اند؟ 
 بیاییم کمی در عرصه آمار پرسه بزنیم:
 

جمع کل مسلمانان در جهان: یک ملیارد و نیم

یک میلیارد نفر در آسیا و خاور میانه ،۴۰۰ ملیون نفر درآفریقا ،۴۴ملیون نفر در اروپا و

۵ ملیون نفر در آمریکا 

 از هر پنج نفر جمعیت روی زمین، یکی مسلمان است .

در مقابل هر یک هندو، دو مسلمان قراردارد .درمقابل هر پیرو بودا ، دو مسلمان قراردارد .

درمقابل هر یهودی ۱۰۷نفر مسلمان قراردارد.

با این همه ۱۴ ملیون یهودی از یک میلیارد و نیم مسلمان نیرومند ترند!

        در سراسر جهان اسلام كه مشتمل بر ۵۷ کشور است تنها ۵۰۰ دانشگاه موجود است.  درحالی که تنها در آمریکا ۵۷۵۸ دانشگاه فعال وجود دارد.

درهندوستان ، ۸۴۰۷ دانشگاه موجود است.

حتی یک دانشگاه از میان کشور های اسلامی در زمره ۵۰۰ دانشگاه اول جهانی جای ندارد.

 سواد در دنیای مسیحیت ۹۰درصد و در بين مسلمانان ۴۰ درصد است.

در پانزده کشور مسیحی مذهب در صد سواد ۱۰۰ است.

درکشورهای مسلمان حتی یکی کشور هم درصد سواد۱۰۰ نیست.

درکشورهای مسیحی ۹۸ درصد دوره دبیرستان را تمام کرده اند. درکشورهای اسلامی این رقم ۵۰ درصد است.

۴۰ درصد از مردم کشور های مسیحی دانشگاه را تمام کرده اند. در کشورهای مسلمان این رقم تنها دو درصد است.

درکشورهای مسلمان برای هریک ملیون مسلمان تنها ۲۳۰ عالم و دانشمند وجود دارد.  در آمریکا این رقم ۵۰۰۰ است.

در آمریکا برای هریک ملیون نفر ۱۰۰۰ نفرتکنیسین موجود است.

در سراسر جهان عرب فقط ۵۰ نفر برای هریک ملیون نفر موجود است.

دنیای اسلام فقط ۲۰درصد از درآمد ملی را برای تحقیق و تفحص و توسعه هزینه می کند. درکشورهای مسیحی این رقم ۵درصد از درآمد ملی است.  

  مصرف انرژي در ايران ۱۰ برابر ميزان جهاني و مصرف برق ۱۷ برابر ژاپن و ۲ برابر کشور چین است.

علي لاريجاني : افتخار نيست كه سالي بيش از يك ميليارد دلار محصولات كشاورزي وارد كنيم.

  تماشاي سيماي جامعه مسلمانان در قاب جامعه جهاني بر سر ما فرياد مي زند كه این جامعه زیبنده پیروی از نبی مکرم اسلام(ص) و ائمه اطهار (س) نیست.

مسلمانان باید بر پایه رهنمود امام صادق (غ) برای آنان مایه زیور و زینت و افتخار باشند ، نه مايه شرم و عار ! ( كونوا لنا زينا و لاتكونوا علينا شينا )

اين جامعه با اين آمار و ارقام مي تواند چون حسين بن علي(ع) بر بلنداي قلل رفيع دانش و فناوري و عزت زمانه راست قامت و با استقامت بايستد و فرياد زند : 

 هيهات مناالذله ؟!!

 بياييم براي خاطر خداي حسين(ع) كمي و فقط كمي هم از ظواهر و پوسته هاي رنگارنگ رياكاري ها بگذريم و عقلاني تر و ژرف تر كار كنيم.

...و اين هم واپسين پيام ذلت ناپذيري سرور شهدا(ع) كه مقال ما را حسن ختام مي بخشد:

 سالار شهیدان با توجه به مصایب سنگینى چون در خون غلتیدن یاران، برادران و فرزندان و نیز جراحات فراوان پیكرش چهره بر خاك هاى گرم كربلا نهاد و حدیث عشق به خدا و تسلیم در برابر خالق را چنین زمزمه كرد:

صبرا على قضاءك یا رب، لا اله سواك یا غیاث المستغیثین، مالى سواك و لا معبود غیرك، صبرا على حكمك یا غیاث من لا غیاث له، یا دائما لانفاد له یا محیى الموتى یا قائما على كل نفس بما كسبت احكم بینى و بینهم و انت‏خیر الحاكمین.

خدایا، در برابر قضا و حكم حتمى‏ات صبر پیشه مى‏كنم. خالقى جز تو نیست; اى یاور یارى‏جویان، غیر از تو یاورى ندارم و جز تو معبودى نیست. حكم تو را مى‏پذیرم، اى فریادرس كسى كه فریادرسى ندارد; اى جاودانه‏اى كه پایانى ندارد، اى زنده‏كننده مردگان و اى قیومى كه بر اعمال همه افراد نظارت دارى، تو خود میان من و دشمنانت قضاوت كن; تو بهترین داورانى.