بخش سوم

بيانات شيخ بهايى در حضور قلب

بخش چهارم: كتاب مطالبى از علامه ذوفنون شيخ بهايى است. در اين بخش پس از ذكر حديثى جالب از امام صادق (ع) درباره فهم معانى‏اذكار نماز آمده است:

  چه اگر چنين باشد، حال او مثل شخص عربى باشد كه تلفظ به كلام فارسى مى‏كرده و شعور به معانى آن چيزى كه تلفظ مى‏كند نداشته باشد. يا مثل حال ساهى و غافل و مصروعى كه تكلم به چيزى مى‏نمايد، بدون آن كه معنى آن به خاطر ايشان گذرد و ندانند كه چه مى‏گويند.

بخش پنجم: كتاب ديدگاه محدث و حكيم بزرگ مولا محسن فيض كاشانى‏است. در اين بخش مطالب سودمندى در زير اين عناوين مطرح شده‏است:

 «دلايل حضور قلب در نماز»، «رابطه نماز با حضور قلب»، «آيا حضور قلب شرط صحت نماز است»، «راه درمان موانع حضورقلب»، «عوامل بيرونى و درونى خطورات قلبى».

در ابتداى اين مقال آمده است:

  بدان كه ادله شرط بودن خشوع و حضور قلب در آيات و احاديث‏بسيار است، از جمله آن‏ها فرموده خداوند متعال است: (اقم الصلاه لذكرى) «نماز را براى ياد من به پا دار».

فعل امر «اقم» ظاهر براى وجوب است و غفلت ضد ذكر و ياد مى‏باشد، لذا كسى كه در همه نمازش غافل و بى‏توجه است، چگونه ممكن است نماز را براى ذكر و ياد خداوند به پا داشته باشد و نيز قول خداوند كه مى‏فرمايد: (و لا تكن من الغافلين):«... و از غافلان مباش».

مبنى بر نهى بوده و ظاهر آن دلالت بر تحريم غفلت دارد و نيزآيه: (حتى تعلموا ما تقولون): «بايد بدانيد كه [ در نماز ] چه مى‏گوييد» اين آيه بيان‏گر علت نهى مستان در دنيا از ورود به نماز است و همين علت در انسان غافلى كه غرق در مقاصد و وسوسه‏هاى خود و افكار دنيوى مى‏باشد نيز شايع و ثابت است.

در ادامه علامه فيض كاشانى، به بحث درباره شش عامل كه باعث كامل شدن نماز مى‏شود اشاره دارد كه عبارتند از: 

حضور قلب و فهميدن معانى اذكار و تعظيم خداوند و هيبت‏بارى تعالى و اميد داشتن و حيا نمودن.

بخش ششم: كتاب در بردارنده قسمت دوم از ديدگاه حضرت امام خمينى(ره)درباره حضور قلب است.

اين بخش شرح و توضيح يك حديث از حضرت امام صادق (ع) مى‏باشد كه محتواى آن توجه به حضور قلب است.

فراز نخست، بحث فراغت وقت و فراغت قلب در عبادت است. درباره فراغت قلب در عبادت آمده است:

  و از فراغت وقت مهم‏تر فراغت قلب است. بلكه فراغت وقت نيز مقدمه‏اى براى اين فراغت است و آن‏چنان است كه انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنيايى فارغ كند؛ و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشته منصرف نمايد، ودل را يك‏سره خالى و خالص براى توجه به عبادت نمايد.

ادامه بحث درباره مراتب حضور قلب است كه اين چنين بيان شده‏است:

  پس از آن كه معلوم شد كه حضور قلب در عبادات، قلب و روح عبادات است و نورانيت و مراتب كمال آن، بسته به حضور قلب ومراتب آن است، اكنون بايد دانست كه از براى حضور قلب مراتبى است كه بعضى از آن مراتب اختصاص دارد به اولياى حق، و دست ديگران از وصول به قله آن كوتاه است؛ ولى بعض مراتب آن براى سلسله رعيت نيز ممكن الحصول است. و بايد دانست كه حضور قلب به طريق كلى منقسم شود به دو قسمت عمده:

الف: يكى حضور قلب در عبادت؛

ب: ديگر حضور قلب در معبود.

سپس در مورد هر يك به طور مبسوط به بحث و بررسى پرداخته، آن‏گاه راجع به راه دستيابى به حضور قلب آمده است:

  بدان كه حضور قلب در عبادات حاصل نشود مگر به افهام نمودن به قلب اهميت عبادات و آن در حقيقت ميسور نشود مگر به فهميدن اسرار و حقايق آن‏ها.

نوان‏هاى بعدى مقاله حضرت امام خمينى (ره) بدين قرار است:

  نوافل جبران كننده نقايص نمازهاى واجب؛ فراغت در عبادت موجد غناى قلب.

ادامه دارد....