حضور قلب در نماز از دیدگاه عرفا و علما / بخش سوم
بيانات شيخ بهايى در حضور قلب
چه اگر چنين باشد، حال او مثل شخص عربى باشد كه تلفظ به كلام فارسى مىكرده و شعور به معانى آن چيزى كه تلفظ مىكند نداشته باشد. يا مثل حال ساهى و غافل و مصروعى كه تكلم به چيزى مىنمايد، بدون آن كه معنى آن به خاطر ايشان گذرد و ندانند كه چه مىگويند.
«دلايل حضور قلب در نماز»، «رابطه نماز با حضور قلب»، «آيا حضور قلب شرط صحت نماز است»، «راه درمان موانع حضورقلب»، «عوامل بيرونى و درونى خطورات قلبى».
بدان كه ادله شرط بودن خشوع و حضور قلب در آيات و احاديثبسيار است، از جمله آنها فرموده خداوند متعال است: (اقم الصلاه لذكرى) «نماز را براى ياد من به پا دار».
حضور قلب و فهميدن معانى اذكار و تعظيم خداوند و هيبتبارى تعالى و اميد داشتن و حيا نمودن.
بخش ششم: كتاب در بردارنده قسمت دوم از ديدگاه حضرت امام خمينى(ره)درباره حضور قلب است.
اين بخش شرح و توضيح يك حديث از حضرت امام صادق (ع) مىباشد كه محتواى آن توجه به حضور قلب است.
فراز نخست، بحث فراغت وقت و فراغت قلب در عبادت است. درباره فراغت قلب در عبادت آمده است:
و از فراغت وقت مهمتر فراغت قلب است. بلكه فراغت وقت نيز مقدمهاى براى اين فراغت است و آنچنان است كه انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنيايى فارغ كند؛ و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشته منصرف نمايد، ودل را يكسره خالى و خالص براى توجه به عبادت نمايد.
ادامه بحث درباره مراتب حضور قلب است كه اين چنين بيان شدهاست:
پس از آن كه معلوم شد كه حضور قلب در عبادات، قلب و روح عبادات است و نورانيت و مراتب كمال آن، بسته به حضور قلب ومراتب آن است، اكنون بايد دانست كه از براى حضور قلب مراتبى است كه بعضى از آن مراتب اختصاص دارد به اولياى حق، و دست ديگران از وصول به قله آن كوتاه است؛ ولى بعض مراتب آن براى سلسله رعيت نيز ممكن الحصول است. و بايد دانست كه حضور قلب به طريق كلى منقسم شود به دو قسمت عمده:
بدان كه حضور قلب در عبادات حاصل نشود مگر به افهام نمودن به قلب اهميت عبادات و آن در حقيقت ميسور نشود مگر به فهميدن اسرار و حقايق آنها.
نوانهاى بعدى مقاله حضرت امام خمينى (ره) بدين قرار است:
نوافل جبران كننده نقايص نمازهاى واجب؛ فراغت در عبادت موجد غناى قلب.
ادامه دارد....
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!