حضور قلب در نماز از دیدگاه عرفا و علما / بخش دوم
حضور قلب در بيان سيدبن طاووس
اگر در حركات و سكنات خود همواره از ياد پروردگارت غافل باشى و دائما خود را غرق در فكر دنيا و هواى نفس خويش نمايى، ناگزير هنگام حضور در نماز، نيازمند آن هستى كه با رنج و تعب، با رشته عقل خويش، دل از خدا گريختهات را حاضر ساخته و بهايستادن در پيشگاه مولايت وادار نمايى، و به يادش آورى كه خداتو را دعوت به ملاقات نموده و همواره در محضر او هستى و تو رامىبيند؛ و نيز با عقل و قلب خود قصد كنى كه مىخواهى خداوند رااز آن جهت كه شايسته عبادت است، پرستش كنى و مانند عابدان حقيقى، در محضر مناجات با او حاضر شوى و عبادت خداوند جل جلاله را به جا آورى.
بر ما همگى واجب است كه به خاطر هيبت و احترامى كه خداوند جلجلاله ذاتا مستحق آن است، همواره از او بيم و هراس داشته باشيم، ولى غفلت، ما را به جايى رسانده كه از او بيم نداريم،و حتى از خوف و هراس معصومين عليهم السلام كه بايد در عبادات الهى به آنان اقتدا كنيم، پيروى نكرده و از خدا نمىهراسيم، وهم چنين به خاطر مخالفتهاى پىدرپىمان با خواستههاى او و كوچك شمردن امر و نهى و حب و قرب و مناجات با خدا، از او بيمنداشته و در نماز حضور قلب نداريم. البته اين به سبب جهل ونادانى به مقام معبود مىباشد كه به جهل منكران و كافران نزديك است.
حضور قلب در اذكار و افعال نماز بحث است.
بخش سوم: حضور قلب در هنگام گفتن اذكار نماز است.
سيدبن طاووس با نقل يك روايت مىفرمايد:
مولاىمان امام جعفر صادق (ع) در حال قرائت در نماز دچار حالت بىهوشى شد، وقتى به هوش آمد، از او پرسيدند: چه چيز باعث شد كه حال شما به اين حالت منتهى شد؟ حضرت فرمود: پيوسته آيات قرآن را تكرار مىنمودم، تا اين كه به حالتى رسيدم كه گويى شفاها آن را از كسى كه نازل فرمود به مكاشفه و عياناشنيدم، لذا قوه بشرى تاب مكاشفه جلال الهى را نياورد.
يكى از مهمات آداب قلبيه كه شايد كثيرى از آداب، مقدمه آن باشد و عبادت را بدون آن روح و روانى نيست و خود مفتاح قفل كمالات و باب الابواب سعادات است، و در احاديث شريفه از كمتر چيزى اين قدر ذكر شده و به كمتر ادبى اين قدر اهميت داده شده،حضور قلب است.
در ادامه بحث، امام راحل، به برخى اسرار و فوائد عبادات بادلائل عقلى اشاره فرموده و آورده است:
از اين جهت است كه مىبينيد در ما پس از چهل - پنجاه سال عبادت اثرى حاصل نشده، بلكه روز به روز بر ظلمت قلب و تعصى قوا افزوده مىشود، لحظه به لحظه اشتياق ما به طبيعت و اطاعت ازهواهاى نفسانيه و وساوس شيطانيه افزون مىشود.
در مقاله مذكور سپس، نقش شيطان كه با وسوسههاى خود قلب را تسخير مىكند، وانواع حيلههاى او مشروحا پرداخته شده و آنگاه احاديثى درباره حضور قلب ذكر شده است.
سپس در ادامه اين بحث چنين آمده:
پس اى عزيز، اگر ايمان به آنچه ذكر شد -كه گفته انبيا عليهمالسلام است- آوردى و خود را براى تحصيل سعادت و سفر آخرت مهيانمودى، و لازم دانستى حضور قلب را كه كليد گنج سعادت است، تحصيل كنى، راه تحصيل، آن است كه اولا رفع موانع حضور قلب رانمايى و خارهاى طريق را از سر راه سلوك ريشهكن كنى، و پس ازآن اقدام به خود آن كنى.
در ادامه بحث موانع حضور قلب اينگونه بيان شده است:
اما مانع حضور قلب در عبادات، تشتت خاطر و كثرت واردات قلبيه است كه گاهى از امور خارجه و طرق حواس ظاهره حاصل مىشود؛ مثل آن كه گوش انسان در حال عبادت چيزى بشنود و خاطر به آن متعلق شده، مبدا تخيلات و تفكرات باطنيه شود، و واهمه و متصرفه درآن تصرف كرده، از شاخهاى به شاخهاى پرواز كند؛ يا چشم انسان چيزى را ببيند و منشا تشتت خاطر و تصرف متصرفه گردد؛ يا ساير حواس انسان، چيزى ادراك كند و از آن انتقالات خياليه حاصل شود.
در سخنان حضرت امام خمينى (ره) براى درمان حواس پرتى و تشتت خاطر آمده است:
بسيارى گمان مىكنند كه حفظ طاير خيال و رام نمودن آن، از حيزامكان خارج و ملحق به محالات عاديه است؛ ولى اينطور نيست و باتمرين و رياضت و تربيت و صرف وقت، آن را مىتوان رام نمود وطاير خيال را مىتوان به دست آورد، بهطورى كه در تحت اختيار واراده حركت كند كه هر وقت بخواهد آن را در مقصدى يا مطلبى حبس كند كه چند ساعت در همان مقصد حبس شود.
سزاوار آن است كه نمازگزار، معانى اذكار و آنچه در نماز مىخواند و نيز معانى ادعيه و تعقيبات آن را ملاحظه نمايد؛ چه، مىبايد كه از روى دانستگى و فهميدگى بهجا آورد، تا ذكر گفتن و دعا خواندن و قرائت كردن او، مجرد حركت دادن زبان، به غير ملاحظه معانى مقصوده آن، نبوده باشد.
ادامه دارد...
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!