حضور قلب در نماز از دیدگاه عرفا و علما / بخش نخست
حضور قلب در نماز از ديدگاه عالمان ربانى و عارفان الهى
به اهتمام محمد بديعى 256 صفحه، وزيرى، چاپ دوم، بهار 1378،انتشارات تشيع، قم
«كليد گنجينه اعمال و باب الابواب همه سعادات، حضور قلب است كه با آن، فتح باب سعادت بر انسان مىشود، و بدون آن جميع عبادات از درجه اعتبار ساقط مىگردد».

ديدگاه شهيد ثانى در باره حضور قلب
بندگى و عبادت مانند كالبد و تنى است كه جان و روان آن، همان توجه قلبى به پيشگاه حضرت پروردگار است. اين توجه و اقبال، ميزان قبولى اعمال و معيار فزونى پاداشها در دارالجنان است. ودر پرتو همين توجه و روى كرد، انسان مىتواند خود را شايسته بهشتبرين و نعمتهاى جاويد آن سازد. نعمتهايى كه هرگز ديدهاى نظير آن را نديده و گوشى شبيه آن را نشنيده و به قلب انسانى خطور ننموده است. به وسيله همين اقبال و توجه باطنى است كهانسان خاكى مىتواند به جهان پاك ملكوت راه بيابد و در افق پهناور فرشتگان بال بگشايد و از جهان غيب و شهود كسب فيض كند.
از احاديثى كه نقل كرديم استفاده مىشود كه قبولى نماز مشروط به توجه قلبى به سوى خداوند و روى گرداندن از غير اوست، و نيز قبولى نماز موجب قبولى ديگر اعمال است. از اينرو اهميت حضور قلب و توجه درونى در نماز، به خوبى روشن مىشود، و نيز واضح مىشود كه بىتوجهی و غفلت از آن، موجب خساراتى بزرگ و زيانى جبران ناپذير است.
از اين رو مىتوان گفت: بهترين راه ايجاد حضور قلب و توجه خاطر، مبارزه جدى با هجوم افكار پراكنده و آشفته است. براى دفع هجوم اين افكار و اوهام، راهى جز دفع انگيزههاى آنهانيست، زيرا افكار پراكنده به انسان فشار مىآورد و مانع توجه قلب مىشود، لذا بايد علل و اسباب آن را يافت و از بين برد.
علل هجوم اين افكار دو نوع است:
اين عالم بزرگ در پايان اين بحث مىفرمايد:
دل انسانى نيز همواره مورد تهاجم اين افكار است و هر قدر نمازگزار آنها را براند، حريصتر مىشوند و با تلاش بيشتر باز مىگردند و هجوم مىآورند. و بسيار به ندرت اتفاق مىافتد كه قلب انسانى از هجوم اين افكار باز دارنده از توجه قلبى خالى باشد.
ادامه دارد...
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!