تبديل تهديد به فرصت / عقاب و تندباد

عقاب وقتی می خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند،در لبه یک صخره ،به انتظار یک اتفاق می نشیند!
می دانید اتفاق چیست؟
گردبادی که از رو به رو بیاید!
عقاب به محض این که آمدن گردباد را حس کرد،بال های خود را می گشایدو اجازه می دهد باد او را با خود بلند کند.
به محض این که طوفان قصد سر نگونی عقاب را کرد ، این پرنده بلند پرواز ،سر خود را به سوی آسمان بلند می کندو عمود بر طوفان می ایستد و مانند گلوله توپی ،به سمت بالا پرتاب می شود.
او آن قدر با کمک باد مخالف ، اوج می گیرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آن گاه با چرخش خود به سوی قله مورد نظر ،در بالاترین نقطه کوهستان ،ماوا می گزیند.
به شیوه عقاب برای بالا رفتن دقت کنید.
او منتظر حادثه می ماند.حادثه ای که برای مرغ های زمینی ،یک مصیبت و بلاست.
او منتظر طوفان می نشیند تا از انرزی پنهان در گردباد به نفع خود استفاده کند.
وقتی طوفان از راه می رسد،عقاب به جای زانوی غم بغل گرفتن و در کنج سنگ ها پناه گرفتن ،جشن می گیرد و خود را به بالاترین نقطه وزش باد می رساند و از آن جا سنگین ترین ضربه های گردباد را به نفع خود به کار می گیرد.
عقاب از نیروی مهاجم ،به نفع خویش استفاده می کند و نه تنها از نیروی مخالف نمی هراسد، بلکه منتظر آن می نشیند ؛ چرا که می داند این انرزی پنهان در نیروی مخالف است که می تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.
منبع: نسرین محمدباقری
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!