تبدیل تهدید به فرصت 
 
گفت: خیلی دردآور است!
گفتم : چه چیز دردآور است؟
گفت : چهار ساغت سر جاده منتظر ماشین عبوری بودم . چند لحظه رفتم دستشویی و برگردم ، ماشيني آمد و رفت و من جا ماندم. فرصت ارزشمندي از دستم رفت و معلوم نيست كي دوباره ماشيني در اين جاده پيدا شود.
گفتم : عاقلان نه تنها فرصت ها را از دست نمي دهند، كه تهديدها را نيز به فرصت تبديل مي كنند ؛ ولي بي خردان فرصت هاي ارزشمند را نيز از دست مي دهند ، يا بدتر اين كه فرصت ها را به تهديد تبديل مي كنند.
گفت:  انسان هاي عاقل كه طبيعي است اين گونه باشند. بسياري از حيوانات نيز در بسياري از موارد به حكم غريزه ذاتي الهي به شيوه شگفت انگيزي تهديدهاي جانفرسا را به فرصت هاي روح افزا تبديل مي كنند .
 گفتم: مثلا؟ 
گفت : مثل تدبير غريزي عقاب در برابر طوفان ها و گردبادها .
عقاب و گردباد

عقاب وقتی می خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند،در لبه یک صخره ،به انتظار یک اتفاق می نشیند!

می دانید اتفاق چیست؟

گردبادی که از رو به رو بیاید!

عقاب به محض این که آمدن گردباد را حس کرد،بال های خود را می گشایدو اجازه می دهد باد او را با خود بلند کند.

به محض این که طوفان قصد سر نگونی عقاب را کرد ، این پرنده بلند پرواز ،سر خود را به سوی آسمان بلند می کندو عمود بر طوفان می ایستد و مانند گلوله توپی ،به سمت بالا پرتاب می شود.

او آن قدر با کمک باد مخالف ، اوج می گیرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آن گاه با چرخش خود به سوی قله مورد نظر ،در بالاترین نقطه کوهستان ،ماوا می گزیند.

به شیوه عقاب برای بالا رفتن دقت کنید.

او منتظر حادثه می ماند.حادثه ای که برای مرغ های زمینی ،یک مصیبت و بلاست.

او منتظر طوفان می نشیند تا از انرزی پنهان در گردباد به نفع خود استفاده کند.

وقتی طوفان از راه می رسد،عقاب به جای زانوی غم بغل گرفتن و در کنج سنگ ها پناه گرفتن ،جشن می گیرد و خود را به بالاترین نقطه وزش باد می رساند و از آن جا سنگین ترین ضربه های گردباد را به نفع خود به کار می گیرد.

عقاب از نیروی مهاجم ،به نفع خویش استفاده می کند و نه تنها از نیروی مخالف نمی هراسد، بلکه منتظر آن می نشیند ؛ چرا که می داند این انرزی پنهان در نیروی مخالف است که می تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.

منبع: نسرین محمدباقری