حاکمیت دینی در ایران امروز

رحیم قمیشی

به عنوان کسی که همیشه دلم برای انقلاب اسلامی، و زحمات جوانان رشید و شهدا در جنگ هشت ساله سوخته، و به عنوان کسی که قبول داشته‌ام بسیاری مسئولان خیرخواه در این ۴۲ سال علاقه داشتند با اسلامی کردن ایران، الگوی جدید و موفقی به دنیا معرفی کنند، صادقانه نظرم را می‌گویم؛
حاکمیت اسلامی به بن‌بست خورده.
هم دین را خراب کرد، هم وضعیت مردم را.
حتی اگر امام هم تا امروز زنده مانده بود وضع همین بود که امروز هست.
آمیختن اسلام و حاکمیت، ایده اشتباهی بوده.

بحث رئیسی و روحانی و احمدی نژاد و خاتمی و خامنه‌ای و‌ خمینی نیست، شک ندارم هر کدام تلاش‌شان را کرده یا می‌کنند اقدام‌های مثبتی داشته و نام نیکی از خود بر جای بگذارند.
همه آرزوی‌شان ایرانی پیشرفته بوده و هست.
پس چرا اوضاع روز به روز بدتر می‌شود؟
چرا مشکلات پیچیده‌تر می‌شوند نه حل.
چرا مردم ناامیدتر می‌شوند نه امیدوارتر؟
چرا همه اندیشمندان و دلسوزان خسته شده‌اند؟
چرا هر روز عقب‌مانده‌تر و از هدف دورتر می‌شویم؟
چرا نه اخلاق، نه اقتصاد، نه دین، نه عزت نه دنیای مردم را، در این چند دهه نتوانستیم بسازیم؟

این پرسش که آیا انحراف پس از امام خمینی به‌وجود آمد یا این سیستم ادامه همان راهست.
این که ساختار غلط است یا افرادی که به قدرت می‌رسند ناکارآمدند.
این که دین نمی‌تواند حکمرانی کند یا حکمرانی دینی در این دوره و زمانه امکان موفقیت پیدا نکرد.
این که مقامات نمی‌خواهند برای مردم کاری بکنند، یا نمی‌توانند کاری از پیش ببرند؟
این که توطئه و تبلیغات ابرقدرت‌هاست که مردم حاکمیت دینی را نمی‌خواهند یا توطئه خود مردم!
پاسخ را تاریخ‌دان‌ها و پژوهشگران سیاسی و اجتماعی حتما در آینده خواهند داد. تا صد یا دویست سال دیگر، حتما قضاوت صحیحی خواهد شد.
و البته آن موقع دیگر، ما نیستیم تا بدانیم چه قضاوتی می‌خواهد بشود.
راستش ان قضاوت، برای ما مهم هم نیست.
ما زندگی امروزمان برای‌مان مهم است.
و این که خودمان و فرزندان‌مان در آسایش و رفاه باشیم. مثل بسیاری از مردم جهان.
ما می‌خواهیم کره زمین از این منازعات بیرون بیاید.
محیط زیست ییشتر از این آسیب نبیند.
اعتماد و صداقت بیشتر از این خدشه پیدا نکند.
دین و اعتقادات هر کسی برای خودش باشد.
مردم قدرت انتخاب و شخصیت داشته باشند.
که همه چیز در جهت عکس آن پیش می‌رود.

ما اصلا دنبال مقصر نمی‌گردیم.
برای ما مهم نیست حاکمان دینی چرا موفق نبودند، مهم این است که "موفق نبودند".
مهم نیست ابرقدرت‌ها چقدر سهم داشتند، مهم این است که که حاکمان نتوانستند فشارهای بین‌المللی را خنثی کنند.

اصلا آن‌ها قهرمان‌های تاریخ.
با قلب‌هایی مملو از عشق به مردم.
مردم نه قهرمان می‌خواهند نه عاشق!
آن ها اصلا فرزندان راستین پیامبر!
غالب مردم فرزند پیامبر نمی‌خواهند!
کسانی می‌خواهند که بتوانند کشور را خیلی معمولی اداره کنند. به اندازه توان‌شان شعار بدهند، کار دفاع از آرمان‌های را به مردم بسپارند، دفاع از نهضت‌های جهانی را وظیفه حکومت ندانند. بی‌جهت برای مردم هزینه نتراشند.
برای صد سال حاکمیت خود برنامه نریزند.
مادام‌العمر نباشند.
قیم مردم نباشند.
و هر جا اشتباه کردند، بشود تغییرشان داد.

اگر برای خدمت به این مردم رفتند در یمن و سوریه دخالت کردند، جلوی واکسن را گرفتند و بعدها مشخص شد اشتباه کرده‌اند، یا مردم آن اقدام‌شان را قبول نداشته‌اند، آرام بروند کنار.
ولو خودشان فکر کنند کارشان صحیح بوده.

دوره حکومت دینی در ایران به انتها رسیده.
و شک نداریم حاکمان هم می‌دانند.
اگر هم نمی‌دانند وقتش هست که بدانند؛
نه حکومت دینی در ایران
نه حکومت طالبان در افغانستان
نه حکومت قبایل در عربستان و بحرین و سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس
هیچ‌کدام آینده‌ای ندارند.
آن کشورها خودشان می‌دانند و مردم‌شان
اما اکثر مردم ایران به جمع بندی رسیده‌اند.
نه به عنوان نماینده مردم ایران
بلکه به عنوان یک شهروند دلسوز که می‌دانم خیلی‌ها هم‌صدا و هم‌عقیده‌ام هستند، و تنها از بیانش ابا دارند، می‌گویم؛
حاکمان دو انتخاب بیشتر ندارند؛
یا با احترام و آرامش کار را بسپارند به مردم و بقای خودشان را به‌عنوان مصلحانی مسلمان و دلسوز، و ناموفق در حکمرانی در این عصر، حفظ کنند.
یا واقعیت را نپذیرند و به دست خودشان برای همیشه، و یا حداقل برای چند قرن، حذف شوند!
عصر جدید فرا رسیده ولو چشم‌هایمان را ببندیم، عصر عقلانیت، عصر دوری از خرافات، عصر دوری از تقدس‌های غلط.

اگر گزینه اول را انتخاب کنند
عاقلانه رفتار کرده‌اند.

@ghomeishi3