🍃🍃قاعده زرین

🔹آنچه كه در غرب به عنوان قاعدة زرين از آن ياد مي شود، با اين بحث ما ارتباط خوبي دارد. اين قاعده مي گويد با ديگران به گونه اي رفتار كن كه دوست داري ديگران با تو آن گونه رفتار كنند. به بحثي كه در اين مورد طرح مي شود كاري نداريم، كساني مثل هنري سيجويك معتقد بودند كه اين قاعده مي تواند تمام زندگي انسان را اداره كند. به همين دليل آن را تنها قاعده اي مي دانستند كه انسان بايد در زندگي اش رعايت كند. كانت نظير اين سخن را چنين مي گفت: 

به گونه اي رفتار كنيد كه خوش داريد اين عمل تان تبديل به يك قاعدة كلي شود. اين دو سخن با هم خيلي فرق دارند ولي نزديك به هم هستند.

🔻قاعده زرین در روایات

🔹در ميان أئمة ما حضرت علي بيش از همه بر اين قاعده پاي مي فشرد.
در جايي مي فرمايند: "اِجعَل نفسَكَ ميزاناً فيما بينَك و بين الناس" (خطاب به فرزندشان) همواره خودت را در ارتباط با ديگران ترازو قرار بده. رفتار آن ها را با خودت بسنج و ببين كه آيا اين رفتار، رفتاري است كه بايد بكني يا نبايد بكني. معناي اين كه خود را ميزان قرار دهم چيست؟ مي فرمايد: "فاَجِب لِغَيرِكَ ما تُحِبّ لنفسِك وَاكرَه لَهُ ما تكرُهُ لنفسك". 

براي ديگران آنچه را كه براي خودت دوست مي داري دوست بدار و هر چه را براي خودت بد مي داري، براي ديگران نيز بد بدار.

🔹در جاي ديگر مي فرمايد: "لاتظلِم كما لاتُحبُّ اَن تُظلَم" 

تو كه دوست نداري، مورد ستم واقع شوي، ستم نكن. در جاي ديگري نيز مي فرمايد: "اَحسِن كما تُحِبُّ ان يُحسَن اليك" همچنان كه دوست داري ديگران به تو نيكي كنند،  تو نيز به آنان نيكي كن. 

در جاي ديگر مي فرمايد: "اِستَقبِح مِن نفسِك ما تستقبِحُ مِن غيرِك" 

آنچه براي خودت بد مي داري، براي ديگري نيز بد بدار. 

در جاي ديگر مي فرمايد: "وَ اَرِض مِنَ الناس ما ترضي لهُم مِن نفسك" هر چه دوست داري از ديگران به تو برسد، تو هم به ديگران از آن برسان. 

در جاي ديگري مي فرمايد:"لاتَقُل لِغَيرِكَ  ما لا تُحِبُّ اَن يُقال لَكَ" 

آنچه خوش نداري ديگران به تو بگويند، تو نيز به ديگران مگو .

🔹همة اين ها يعني قدرتِ اين را داشته باشيد كه خودتان را به جاي ديگران نيز قرار بدهيد.معمولاً اين كه انسان بتواند خود را در پوست ديگري قرار دهد، دشوار است. اتفاقاً اين براي آن قاعدة زرين بسيار مهم است. وقتي معلم هستم بايد خود را در پوست دانشجو قرار بدهم و ببينم كه اگر دانشجو بودم دوست داشتم كه معلم چه روشي و چه منشي در پيش بگيرد و بالعكس و ..... حضرت در نامه شان به فرزندشان بر چند نكته اشاره دارد كه به نظر من سه نكته محور تاكيد آن هاست. يكي از آن ها اين است كه خود را در جاي ديگران قرار بده. ايشان مي فرمايد سعادت هر كسي در گروِ اين امر است.

🔻موانع خود را جای دیگران قرار دادن

1️⃣خودمداري (Egoism)

🔹گويا شخص گمان مي كند كه در جهان فقط خودِ او وجود دارد و جهان بايد در جهتِ خوشايندِ او حركت كند. توجه ندارد كه ديگراني هم وجود دارند و رفتار او در آن ها واكنشي برمي انگيزد. انسانِ خودمدار، به واكنش رفتار ديگران در خود توجه دارد اما به واكنش رفتار خودش در ديگران توجهي ندارد گويا گمان مي كند كه ديگراني وجود ندارد. كانت مي گفت نقطة ضعف ما انسانها اين است كه ديگران را ابزار مي دانيم براي خودمان. گويا ديگران آمده اند تا ابزار و وسيلة رفاه و آسايش من باشند. او مي گفت اين ديدگاه را فقط بايد نسبت به غیر انسان ها داشته باشيم و ما نبايد ديگران را وسيلة خودمان بدانيم بلكه بايد بدانيم كه ديگران هدفي هستند براي خودشان.

🔹اگر به اين ديدگاهي كه كانت مي گويد دچاريم، به اين دليل است كه ديگران را انسان تلقي نمي كنيم. ما مي خواهيم با ديگرانسان ها آن نحوة رفتار استخدامي كه با جمادات و حيوانات داريم، داشته باشيم. به تعبير اَدَقّ ما به گونه اي آفريده شده ايم كه دوست داريم ديگران در خدمت ما باشند. (اين همان چيزي است كه برخي حكماي ما مثل علامه طباطبايي مي گفتند كه انسان مستخدم بالطبع است) تا اينجا اشكالي درست نمي شود بلكه اشكال زماني روي مي گشايد كه مي بينيم كه ما نيز بايد در خدمت ديگران باشيم در اينجا اشتباه مي كنيم و مي بينيم كه در ازاي خدمتِ جمادات و حيوانات، چيزي به آن ها نمي دهيم و گمان مي كنيم كه در باب ديگر انسان ها نيز  مي توانيم به اين شكل رفتار كنيم. يعني با انسان ها، معامله ي غيرانسان ها را مي كنيم. به تعبير دقيقي كه كانت استفاده مي كرد، مي گوييم ما، انسان و غير انسان را به خدمت مي گيريم ولي برخلاف غيرانسان ها، در باب انسان ها بايد در ازاي به خدمت گرفتنِ آن ها، خودم هم بايد خادم آن ها باشم. يعني در مورد انسان ها، هم خادم هستم و هم مخدوم. (خدمت طرفيني) اين اولين مانع است و مسئله اي عاطفي است.

(ادامه)👇👇👇
@mostafamalekian

سعدی می گوید
یاد دارم ز پیر دانشمند
تو هم از من بیاد دار این پند
آنچه بر خود روا نمی داری
نیز بر دیگران همان مپسند