🔻پروندههای رازآلود 'آتش خودی' در ایران
🔻پروندههای رازآلود 'آتش خودی' در ایران
کشته شدن 19 نفر از خدمه ناوچه کنارک بر اثر اصابت موشک، یک بار دیگر موضوع "جانباختگان آتش خودی" را در کانون توجهات عمومی قرار داده. این در حالی است که از زمان جنگ هشت ساله تاکنون، اغلب پرونده های مربوط به "آتش خودی" از خط قرمزهای نانوشته تاریخ نگاری رسمی در ایران محسوب می شده اند. گزیده های زیر، بخش هایی از مقاله "پروندههای رازآلود آتش خودی در ایران" هستند که متن کامل آن، در پایان در دسترس است:
🔹"هر کس آن طرف [کارون] بود را خیال میکردیم عراقی است... از آن دور یک سری نیرو میدیدم که خط داشتند. هم ما به آن ها تیراندازی میکردیم هم آن ها به ما. ما گزارش [درگیری مان] را دادیم...[حسن باقری] گفت این ها که عراقیها نیستند!... تازه ما آنجا متوجه شدیم که بچههای خراسان که آن طرف رودخانه جلوی کارخانه نورد هستند، و ما که توی فارسات آمدهایم این طرف، هر دو همدیگر را نمیشناسیم و فکر میکنیم عراقی هستیم [با هم میجنگیم]."
(محمدجعفر اسدی، فرمانده تیپ ۳۳ المهدی فارس در زمان جنگ)
🔹در ۲۷ مهر ۱۳۵۹، ناوچه مهران در خلیج فارس، هدف شلیک یک فانتوم ایرانی قرار گرفت و غرق شد. در پی این حادثه، که به کشته شدن ۳۱ نفر انجامید، یک ناوچه دیگر به نام تیران برای کمک به پرسنل مهران به منطقه رفت. اما تیران هم هدف شلیک یک فانتوم خودی قرار گرفت که منجر به از کار افتادنش شد، هرچند آن را غرق نکرد.
🔹عباس بابایی معاون وقت فرمانده نیروی هوایی ایران، در ۱۵ مرداد ۱۳۶۶، در حالی که پس از یک عملیات حساس شناسایی در خاک عراق در حال بازگشت به ایران بود، در منطقه عملیاتی سردشت هدف شلیک پدافند خودی قرارگرفت و کشته شد. هرچند تا سالها بعد مخاطبان رسانههای ایران از نقش آتش خودی در این واقعه بی خبر ماندند.
حسن روحانی، که در آن مقطع مسئولیت پدافند ضدهوایی ایران را بر عهده داشت، در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در پاسخ به سوالی در مورد سرنوشت عباس بابایی گفت:
"هدف گیری هواپیمای بابایی توسط پدافند هوایی صورت نگرفت بلکه توسط یک سرباز بسیجی در نزدیک مرز از آنجایی که تصور کرده بود هجوم هوایی صورت گرفته با توپ زمینی اقدام به شلیک میکند که متاسفانه یکی از این تیرها به گردن ایشان اصابت میکند و باعث شهادت وی میشود."
🔹علاوه بر عباس بابایی، بسیاری از دیگر خلبانهای ایرانی نیز، به ویژه در اوایل جنگ، هدف آتش خودی قرار گرفتهاند. در ابتدای جنگ واحدهای پدافندی و عملیاتی نیروی هوایی ایران به دلیل متوقف شدن اکثر برنامههای آموزشی و تمرینی عادی پس از انقلاب، و همچنین تصفیههای گسترده، در شرایط عادی قرار نداشتند (تنها دو ماه قبل از جنگ، کودتای نوژه به موج بزرگی از اعدامها و دستگیریهای جدید منجر شده بود). در آن مقطع، همچنین سایر نیروهای نظامی ایران، اعم از سربازان ارتش و نیروهای سپاه و بسیج، فاقد آمادگی و آموزش لازم بودند و به کرات به سمت هواپیماهای خودی تیراندازی میکردند.
🔹آتش خودی، به گونهای نمادین، عامل کشته شدن نخستین خلبان ایرانی جان باخته در جنگ یعنی غلامحسین باستانی بود. این خلبان اف-۵ در ۴ تیر ۱۳۵۹ و در جریان یک ماموریت گشتی در نوار مرزی هدف شلیک نیروهای ایرانی قرار گرفت (لازم به ذکر است که درگیریهای هواپیماهای ایرانی با عراقیها، قبل از شروع رسمی جنگ و به موازات افزایش تحرکات مرزی عراق شروع شده بود). در یکی از فاجعه بارترین روزهای پیش از شروع رسمی جنگ، در ۱۹ شهریور ۱۳۵۹ علی شمسبیگی و احمد رمضانی خلبانان اف-۴، به همراه بیژن فعلی و علی اکبر رشیدی خلبانان هلیکوپتر بل ۲۱۴، با آتش خودی به هلیکوپتر حامل خود نفر کشته شدند.
🔹گفته میشود در شش ماه نخست جنگ، تعداد خلبانهایی که در خاک ایران جان خود را از دست دادند، از تعداد همقطاران آن ها که در خاک عراق کشته شدند بیشتر بود؛ هرچند همه موارد سقوط در داخل، لزوما به آتش خودی ارتباط نداشت و بعضی از آن ها، پس از هدف قرار گرفتن از سوی عراقیها در قلمروی ایران سقوط کردند.
🔹 با ادامه جنگ و افزایش تجریه نیروهای ایرانی، میزان سقوط هواپیماها بر اثر آتش خودی به شدت کاهش یافت، ولی تا پایان جنگ، به طور اجتنابناپذیر هر از گاه اتفاق میافتاد. جایی که حداقل در دو مورد، باعث سقوط جنگندههای بسیار حساس اف-۱۴ تام کت ایرانی شد. این دو اف-۱۴، به ترتیب در ۴ فروردین ۱۳۶۴ و ۱۲ خرداد ۱۳۶۵ هدف موشکهای زمین به هوا قرار گرفتند.
/ متن کامل مقاله را در لینک زیر ملاحظه بفرمایید:
https://www.bbc.com/persian/iran-features-52636611
@HosseinBastaniChannel
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!