بریده ای از کتاب "پشت پرده ریاکاری"
اثر " دن اریلی"
روانشناس و متخصص اقتصاد رفتاری

 «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد!!.

یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، این ها به‌دنبال بازکردن قفل‌ها و دستبرد به خانه‌ها هستند.
و
یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند!!.

باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد!!.

 اکثر آن ها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آن ها نیز ممکن است دست به خطا بزنند.......!!.

قفل‌ها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان  نصب نمی‌شوند!!، دزدها بلد هستند که چگونه قفل‌ها را باز کنند!!

قفل‌ها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب می شوند تا آن ها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!!.

در واقع  تمام آدم‌ها، پتانسیل کج‌روی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد!! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!!.

نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است ؛

او در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سؤال می‌دهد تا آن ها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار می‌دهد!! و به گونه‌ای تظاهر می‌کند که حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است!!.

 برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عده‌ای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند!!.

در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ می‌خورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و در انتها از مشتری برای این که وسط گفت‌و‌گو با آن ها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمی‌کند و به نوعی بی احترامی می کند!!

در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمی‌گردانند کمتر از آزمایش اول است!!.

وقتی مشتریان احساس می‌کنند نویسنده، وقت آن ها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آن ها داده را باز نمی‌گردانند!!.

این آزمایش حاوی نکته جالبی است که می‌توان از آن برای توجیه این که چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد .

مردم زمانی که حس می‌کنند به آن ها از سوی حکومت ظلم می‌شود یا حق آن ها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند........!!.

در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری ونا هنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ  حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد! رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند!!.

در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و.......... در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!!!