کُرونا و قرائت داعشی از مقدماتِ ظهور
کُرونا و قرائت داعشی از مقدماتِ ظهور
(خطر ماجراجویی زمینهسازانِ ظهور)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۲۵
برای من وقتی ویروس کُرونای جدید آمد (به ویژه که مقارن با خبر نزدیک شدنِ شهابسنگ شد) مثل روز روشن بود که آخرالزمانیها و برخی منتظران ظهورِ مهدی، ذوقزده خواهند شد که خُب الحمدلله اینها مقدمات و نشانههای ظهور است و برای تحقق ظهور باید به این علائم دامن زد و حتّی اگر شد قربة الی الله به شیوعش پرداخت.
خوانندهٔ گرامی، زمانی که شما و نیاکانتان مشغول زندگی روزانه و کار و فعالیتِ عادی بوده و هستید اما همواره برخی سرگرمِ غور در روایاتِ موسوم به آخرالزمان، عصر ظهور و حوادث ماقبل آن بوده و هستند به طوریکه با اشتیاق ذهنشان را فعّال کرده تا میان زمان خود با آن عصر و حوادثِ مذکور در روایات، ربط برقرار کنند و هشدار! که این خطر به ویژه در عصر کنونی وجود دارد که برخی از همین غورکنندگان تصنّعاً از ایجاد حوادث هولناک ماقبل ظهور که در روایات سراپا جعلی و دروغین آمده استقبال کنند و در پیِ تحققش باشند .
پیشتر در یادداشتِ «انتظار فَرَج یا نابودی!؟» به معرفی دو تلقّی از ظهور مهدی در اذهان مؤمنین پرداختم:
یکی تسخیر جهان با زورِ شمشیر، و استقرار حکومت واحد الهی؛
و دیگری پیشبرد خیرهکنندهٔ جوامع در علم و عدالت و اخلاق
سپس در یادداشتِ «قرائت داعشی از ظهور» به روایات هولناکی مربوط به تلقّی نخست پرداختم که نشان میداد که چگونه مهدی هنگام ظهور، برای نیل به فتح جهان و تثبیت قدرتش به صغیر و کبیر رحم نمیکرد و قتلعام به راه میانداخت تا حکومتش در شؤون سیاسی و عبادی مستقر شود.
اینک در تکمیل همان قرائت داعشی به ذکر حوادث ماقبل ظهور میپردازم تا عمق خطر بیشتر ملموس شود:
مقدمات ظهور (همچو خودِ ظهور) حاوی چنان اخبار دهشتناکی است که هر عاقلی را، هم از ظهور و فوایدِ فرضیاش و هم از حوادث ماقبلش بکلی بیزار میکند؛ از جمله روایت است که در آستانهٔ ظهور:
🔸سه پدیدهٔ جنگ و طاعون و هجومِ وقت و بیوقتِ ملخ روی میدهد.
(امیرالمؤمنین: بین یدی القائم موت أحمر و موت أبیض و جراد فی حینه و جراد فی غیر حینه أحمر کالدم، فأما الموت الأحمر فبالسیف و اما الموت الأبیض فالطاعون)
🔸کشتار پیاپی و لاینقطع پدید میآید
(الرضا: قدّام هذا الأمر قتل بیوح؛ قلت و ما البیوح؟ قال: دائم لا یَفتُر)
🔸دو سومِ مردم کشته میشوند
(الصادق: لا يكون هذا الأمر حتّی یذهبَ ثلثا الناس فقُلنا إِذا ذهب ثلثا الناس فمَن يَبقی؟ فقال أَ ما تَرْضَون أَنْ تکونوا فی الثلث الباقی)
🔸پنج هفتمِ مردم از بین میروند (الصادق: قدّام القائم موتان: موت أحمر و موت أبیض، حتی یذهب من کل سبعة خمسة؛ فالموت الأحمر، السیف، والموت الأبیض، الطاعون)
🔸هفت نهمِ انسانها قتلعام میشوند
(ابن سیرین: لا یخرج المهدی حتی یقتل من کل تسعة سبعة)
🔸نه دهمِ آدمیان نابود میشوند
(الصادق: لا یکون هذا الامر حتی یذهبَ تسعةُ اعشار الناس)
🔸از هر ده هزار نفر، نه هزار و نهصد تن به قتل میرسند و جز اندکی جان سالم به در نمیبرند.
(النبی: یقتل من کلّ عشرة آلاف تسعة آلاف و تسعمائة، لا ینجو منها إلا الیسیر)
پس در این تفکّر منحوس از شیوع بلا، آغاز جنگ و برخورد شهابسنگ استقبال میشود و در لابلای این فجایع دنبال یمانی و سفیانی و خراسانی و مهدی میگردند
خطر عظیم!:
با تلاش پزشکان، پرستاران، مدیران و اتخاذ تدابیر محافظتی و نیز مراقبتهای بهداشتیِ خود مردم به زودی و در ماههایی نه چندان دور بر این ویروسِ سریعالانتشار، در سطح جهانی غلبه خواهد شد و دانشمندان واکسن این ویروس را کشف و سپس به تولید میرسانند و ایمنی را به مردم برمیگردانند و روسیاهیاش به آخرالزمانیهای بیخاصیت میمانَد؛
با اینحال در بحبوحهٔ مهار ویروس توسط متخصصان و مدیران، نباید از آسیبهای مضاعف و مازادی که این مرتجعانِ در تاریخْجامانده، ممکن است بر جامعهٔ بشری تحمیل کنند و مهار بحران را به تأخیر اندازند غافل بود زیرا چه بسا چنانکه گفتم به خود جرأت دهند و بخواهند علائم خرافیِ ظهور را تصنّعاً ایجاد کنند و بستر را برای باور سادهلوحان مستعد نموده و آشوب و فتنهگری را کلید زنند، و با کارهای خود بازگشت آسایش را هرچه بیشتر به تأخیر اندازند؛
پس باید نگران وجود جریانهای مهدوی و حجتیهایِ در کشورهای منطقه و حتّی جریانهای داعشیِ اهل سنت بود، چه اینان برای فراهمسازی ظهور، کارشان:
-ایجاد گره و بحران
-استقبال از جنگ
-ذوقزدگی از شیوع بلای همهگیر
-با مطالعهٔ روایات خونینِ ظهور و ماقبل ظهور، واجد قساوت قلب و بیاعتنا به جان و خون آدمیان شدن
-و در نتیجه اعتماد به نفس در خونریزیِ پیش از ظهور به دست آوردن
-دامن زدن به ظلم و فساد به امید ظهور
است.
پس خطر را ولو درصدش اندک ولی چون خطر عظیم است باید جدی گرفت و معدود مروّجان را تحت پیگرد قرار داد.
T.me/baznegari/523
@Biandishim_yazdizadeh
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!