کف بزنیم!، هورا بکشیم!!
کف بزنیم!، هورا بکشیم!!
دیروز...
جنگ با عراق را که بیش از یک میلیون کشته!، و مجروح!، و معلول!، و مفقود به بار آورد!،
و صدها شهر و روستای ایران را ویران کرد!،
و بیش از هزار میلیارد دلار خسارت به جا گذاشت!،
😰 برای ملت... نعمت خواندیم!!! 😰
و بعد از نوشیدن جام زهر!،
هرگز اقدامی برای دریافت خسارت هزار میلیارد دلاری از عراق نکردیم....!!!
و امروز...
دست به کاری بزرگ تر زدیم...
تا با انرژی هسته ای کاری کنیم کارستان!!!
و به گفته محمد جهرمی ( وزیر کار احمدی نژاد )
سالی 160 میلیارد دلار برای پروژه هسته ای خسارت دادیم!،
ترمز آن را کندیم ، و دور انداختیم!،
و بزرگ ترین تحریم های جهانی را پذیرفتیم!،
تا به قیمت نابودی اقتصاد و امنیت و آبروی کشور!،
جشن هسته ای بگیریم..!،
و فقط " انرژی هسته ای " را...
" حق مسلم "مردم بیکار، و زیر خط فقر بدانیم!،
و چون.....
کفگیر به ته دیگ خورد!،
و دیگر رمقی برای ملک و ملت باقی نماند!،
نرمشی کردیم... بس قهرمانانه..!،
و تافته های پیشین را تعطیل کردیم!،
و تمام اورانیوم غنی شده را نابود کردیم..!،
و با طولانی ترین مذاکرات طول تاریخ بشر!،
به توافق رسیدیم که به نقطه اول باز گردیم!،
تا مانند گذشته اجازه صادرات نفت و گاز بیابیم!،
و مانند گذشته؛ حق دریافت دلار و دینار بگیریم!،
و مانند گذشته؛ حق داد و ستد آزاد کسب کنیم!،
و از تحریم هایی که نعمت بودند، خلاص شویم!،
تا 150میلیارد دلار پول های خودمان را، بگیریم!،
و بدهیم به ؛
حزب الله و بشاراسد و حوثی های یمن!!!
ولی....
توافق به عمل آمده را آنقدر کش بدهیم!،
تا ایام سوگواری شب های قدر پایان یابد!،
تا جشنی بگیریم.. بزرگ تر از جشن هسته ای!،
که قبلا و سال های سال...
برای غنی سازی اورانیوم 20% می گرفتیم!!
حالا چرا...؟
چون ما باید همیشه...
برای مدیرانمان کف بزنیم!!،
و هرگز نپرسیم ؛ چرا؟!!!
زیرا...
آن ها را ما انتخاب نمی کنیم!،
آن ها را خبرگان ما کشف می کنند!!،
آن ها منتخب ما نیستند، که به ما پاسخ بدهند!!
ما هیچ حقی نداریم...
ما فقط تکلیف داریم!!،
ما فقط چهار جا ، صاحب کشورمان می شویم ؛
/ پرداختن مالیات!،
/ رفتن به خدمت سربازی!،
/ شرکت در انتخابات، که مقامات می گویند!!،
/ و شرکت در جنگ..!، که حق سوآل نداریم!!!
ولی تا دلتان بخواهد...
حق داریم برای هرکاری که مقامات می کنند؛
کف بزنیم..!، هورا بکشیم..!، و شادی کنیم!!
(دریافتی از فضای مجازی)
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!