بیحجابی اجباری در صدر اسلام
بیحجابی اجباری در صدر اسلام
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱۲
اگر مرادمان از حجاب، داشتن روسری و پوشاندن مو و سر باشد در این صورت:
نه تنها اخبار و روایاتی در اجبار و الزام و قهری بودنِ استفاده از روسری در صدر اسلام و حکومت اسلامیِ آن زمان وجود ندارد، بلکه متأسفانه برعکس، اتّفاقاً اخبار و روایاتی دالّ بر اجباری و الزامی و قهری بودنِ «عدم استفاده از روسری» در خصوص بخش وسیعی از زنان که مملوک و غیر آزاد بودند وجود دارد و مطابق آن، زنان غیر آزاد (چه مسلمان و چه غیر آن) و نیز گویا زنان اهل کتاب عموماً، حق نداشتند روسری سر کنند و یعنی باید در حکومت اسلامیِ صدر اسلام با موهای باز و بدون روسری تردّد میکردند و در صورت تخلّف «با خاطی برخورد میشد».
روایات ما شیعیان نیز چندان اختلافی در این امر با رویهٔ حکومت خلفا و فقه آنان ندارد زیرا در روایات شیعی نیز زنان غیر آزاد (که جمعیتشان بسیار زیاد بود) یا مجبور به نپوشیدن روسری بودند و یا دستِکم معاف از آن بودند.
بنابراین وجود روسری در این مقام، «تشریفاتی» اجتماعی برای آن دورانِ دو شهروندی (شهروند درجه یک و شهروند درجه دو) بود که اینک جایی در جامعهٔ ما ندارد و ...
شاید در یادداشتی دیگر در بارهٔ «ریشهٔ این تشریفات» توضیحی بنویسم.
-أن عمر بن الخطاب رأی أمة علیها قناع، فعلاها بالدرة و قال اکشفی رأسک ولا تشبهی بالحرائر
- سألته عن الخادم تقنع رأسها فی الصلاة؟ قال [الصادق] اضربوها حتی تعرف الحرة من المملوکة
- سألت أباعبدالله [الصادق] عن الأمة، أتقنّع رأسها؟ قال: إن شاءت فعلت و إن شاءت لمتفعل.
کانال بازنگری
T.me/baznegari
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!