نقش آموزش و پرورش در جامعه پذیری
نقش آموزش و پرورش در جامعه پذیری و نوسازی جامعه
اندیشه
جامعه پذیری به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزش ها ، هنجارها و نگرش های گروهی اجتماعی است یا به مفهوم دیگر ، اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن ، هر فرد ، دانش و مهارت های اجتماعی لازم برای مشارکت مؤثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی را کسب میکند. مجموعه این ارزش ها ، هنجارها ، نگرش ها ، دانش ها ، مهارت ها ، فرد را قادر میسازد که با گروه ها و افراد جامعه ، روابط و کنش های متقابل داشته باشد. فراگرد اجتماعی شدن ، امری مستمر و به اعتباری مادام العمر است.
آموزش قواعد و نظم با جامعه پذیری
یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روش های علمی ، به افراد است. رفتار نامنظم و خلاف قاعده ، معمولا از انگیزههای ناگهانی یا محرک آنی ناشی میشود. چنین رفتاری ، نتایج و خشنودی های آتی را در مقابل لذات و رضایتمندیهای آنی و گذرا ، نادیده میگیرد. برعکس ، رفتار مبتنی بر نظم و انضباط ، به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به یک هدف آتی ، خشنودی های آنی و گذرا را به تعویق انداخته ، آن ها را تعدیل و تحدید میکند.
آموزش مهارت ها توسط جامعه پذیری
هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری ، آموختن مهارت ها است (Skills). فقط با اکتساب و یادگیری مهارت هاست که افراد میتوانند ، در جامعه ، منشأ اثر واقع شوند. در جامعههای سنتی ، امور زندگی ، از طریق تقلید و تکرار آموخته میشد. در جوامع امروز ، یادگیری مهارت های انتزاعی خواندن و نوشتن و مهارت های دشوار دیگر ، از راه آموزش و پرورش رسمی ، مهم ترین وظیفه اجتماعی کردن است.
ایجاد امید و آرزو در افراد
هر جامعه ارزش ها و الگوهای مخصوص خودش را دارد. فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فرد را مطابق هنجارهای اجتماعی ، تحت نظم و انضباط در میآورد، به او امید و آرزو میدهد. به عنوان مثال در جوامع غربی که ثروتمند شدن یک ارزش است سعی می شود ارزش موفقیت اقتصادی از کودکی به افراد به عنوان یک هدف کلی آموزش داده شود.
نیل به آرزوها و یا منع از رسیدن به اهداف
فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواست ها ، آرزوها ، امیدها و سوداهای فردی یا ممانعت از دستیابی بدان ها برای فرد هویت (Identity) میآفریند.
نقش اجتماعی جامعه پذیری
فراگرد جامعه پذیری ، نقش های اجتماعی (Social Roles) و نگرش ها ، انتظارات و گرایش های مربوط به آن نقش ها را به فرد میآموزد. نقشهای اجتماعی ، آمال و آرزوها ، هویت ها و قواعد و نظامات رفتاری ، روابط متقابل تنگاتنگی با یکدیگر دارند، مثلا معلمی یک آرزوی معنوی و شغلی است، قواعد و هنجارهای ویژهای دارد، نوعی هویت شخصی است، بالاخره ، یک نقش اجتماعی است. بنابر سنت های جامعه ، معلم از احترام و مسئولیت معنوی خاصی برخوردار است.
انواع کارکردهای آموزش و پرورش
نهاد آموزش و پرورش چه کارکردهایی برای جامعه ، فرد در جامعه ، یا هر دو ، انجام میدهد و رابطه آن با سایر نهادها چیست؟ در اغلب جوامع امروز ، نهادهای آموزش و پرورش ، ابزارهای مهم تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی به شمار میروند. و انتظار میرود که موجبات رشد و توسعه اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی جامعه را فراهم سازد. پاسخ گویی به این انتظارات ، دامنه گستردهای از کارکردها را برای آموزش و پرورش بوجود میآورد.
انتقال فرهنگ توسط آموزش و پرورش
فرهنگ (Culture) ، شاخص نحوه و روش زندگی است که هر جامعهای برای رفع نیازهای اساسی خود از حیث دوام و بقا و انتظام امور اجتماعی اختیار میکند. به بیان دیگر فرهنگ به ابزارها و رسوم و معتقدات و علوم و هنرها و سازمان های اجتماعی دلالت میکند، یا آنچه جامعه میآفریند و به انسان ها وامیگذارد، فرهنگ نام دارد. در نتیجه ، برای تولید دوباره فرهنگ یا باز آفرینی فرهنگی ، آموزش و پرورش رسمی ضرورت پیدا میکند.
نقش آموزش و پرورش در جامعه پذیری افراد
انتقال ارزش ها ، گرایش ها ، هنجارها و آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی ، به منظور اجتماعی کردن نسل های جدید جامعه صورت میگیرد. اساس جامعه پذیری براین واقعیت استوار است که انسان به صورت شخص زاده نمیشود، بلکه از طریق پرورش و آموزش اجتماعی به یک شخص تبدیل میشود.
گزینش و تخصیص (Selection And Allocation) بوسیله آموزش و پرورش
هر جامعهای نیاز به نیروی کار ماهر و متخصص دارد. تربیت حرفهای و تخصصی افراد جامعه ، یعنی ، آماده کردن آنان برای جذب در نیروی کار. بدین ترتیب آموزش و پرورش نقش مهمی در گزینش و تخصیص افراد به مقامات و مشاغل اجتماعی ایفا میکند. نحوه عملکرد افراد در مدارس ، طول مدت تحصیل و رشته تحصیلی ، در تعیین شغل ، درآمد و منزلت اجتماعی آینده آنان ، تاثیر بسزایی دارند. از این رو آموزش و پرورش رسمی ، سهم مهمی در تسهیل تحرک اجتماعی افراد بر عهده دارد.
نظارت اجتماعی (Social Contro ) توسط آموزش و پرورش
آموزش و پرورش با ابقای ارزش های وفاداری به نهادهای جامعه ، به عنوان ساخت و کار کنترل اجتماعی عمل میکند. چون خودمداری فردی به منزله تهددیدی برای نظم اجتماعی به شمار میرود، از این رو ، آموزش و پرورش رسمی میتواند از طریق تربیت و آموزش اخلاقی ، این تهدید را کاهش دهد. فرض بر این است که افراد با جذب و درونی کردن ارزش های جامعه به کنترل خود پرداخته و حامی نظم اجتماعی میشوند.
یگانگی اجتماعی وآموزش و پرورش
آموزش و پرورش رسمی ، وسیله مهمی برای تبدیل یک جامعه نامتجانس به جامعهای یگانه و یک پارچه ، از طریق توسعه و تقویت فرهنگ و هویت مشترک است. از اینرو ظهور دولت های ملی با ایجاد نظام های آموزش و پرورش همگانی مقارن بوده است. نهادهای آموزشی ، مخصوصاً در کشورهایی که مهاجرپذیر بودهاند، وظایف و مسئولیت های خطیری در ایجاد یگانگی بر عهده دارند.
نوآوری با آموزش و پرورش
آموزش و پرورش میتواند منشأ تغییرات اجتماعی نیز باشد. هر جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی است. در اغلب جوامع ، تغییر با پیشرفت مرتبط تلقی شده از آموزش و پرورش انتظار میرود که جامعه را در نیل به پیشرفت یاری رساند. گسترش آموزش و پرورش و اهمیت یافتن دانش فنی و تخصصی در دورههای بازسازی و توسعه جامعه ، میتواند به پیدایی نخبگان جدید ، و در نتیجه ، به تحول در سلسله مراتب قدرت و منزلت منجر شود.
کارکرد سرمایه گذاری آموزش و پرورش
آموزش و پرورش کلیدی است که در را به سوی نوسازی جامعه (Modernilation) میگشاید. در نیم قرن گذشته پدیده مهم و فراگیر آموزش و پرورش از دیدگاه های علمی و تخصصی گوناگونی در دانشگاه ها مورد مطالعه قرار گرفته است. ولی یک تحول مهم در علم اقتصاد که ارتباط ویژهای با جامعه شناسی و آموزش و پرورش دارد. این تحول ، معمولاً ، تحت عنوان رویکرد سرمایه انسانی (Human Capital) یا سرمایه گذاری انسانی (Human Investment) به آموزش و پرورش ، شهرت یافته است. این رویکرد ، آموزش و پرورش را اساساً به منزله نوعی سرمایه گذاری از سوی جامعه و فرد تلقی میکند.
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!