هشت گناه نابخشودنی آموزش و پرورش ایران
⭕️🔸هشت گناه نابخشودنی آموزش و پرورش ایران
(به مناسبت نزدیک شدن به شروع سال تحصیلی جدید)
۱- آموزش حفظیات
به جای تفکر، به حفظیات و انباشت اطلاعات (که نیمی از آن بیفایده و بلا استفاده است)، تاکید می گردد.
دانشآموزان را به از بر کردن ماشینوار محتوای نقل وا میدارد.
از این بدتر، آنان را به ظرفها و مخزنهایی مبدل میکند که باید به وسیلهی معلم پر شود. هر قدر این ظرفها با فروتنی بیشتری اجازه دهند که پرشان کنند، دانشاموزان بهتری خواهند بود.
۲- آموزش سکوت
نقش دانشآموز ایرانی در فرایند آموزش و پرورش، صرفا آموختن و فرا گرفتن و سکوت در برابر معلم است.
جایگاه و موقعیت معلم، چنان رفیع و دست نایافتنی میشود و چنان قدسیتی به آن داده میشود، و از سوی دیگر، رعبانگیز و ترسآلود میشود که دانشآموز چارهای جز سکوت در برابر آن نمییابد.
نظام آموزش و پروش غیر دموکراتیک، میوهی ترس و سکوت را در دهان فرهنگ مینهد.
3- آموزش تقلید و پیروی در آموزش مبتنی بر سلطه
معلم میگوید و دانشآموز صرفا مجاز است که سخنان مربیاش را تکرار و تصدیق کند. در این شیوهی آموزش، معلم، تماما زبان است و دانشآموز، تماما گوش.
معلم، کارساز است و دانشآموز، کارپذیر. معلم، به منزلهی مراد است و دانشآموز به منزلهی مرید.
در آموزش تقلیدی، پرسش و نقد ممنوع است.
روحیهی پرسشگری از آن آموزش آزاد مبتنی بر تعامل است.
در حالت پیروی، انفعال و خمودگی رشد میکند.
۴- آموزش عدم مدارا
یکی دیگر از کارکردهای اساسی آموزش و پرورش توسعه یافته، پرورش شخصیتهای مداراگر است.
اما نتیجهی آموزش و پرورش در ایران، دامن زدن به کم تحملی و عدم مدارا با کسانی است که اندیشهی دگر دارند.
هر صبحگاه، مدارس چونان پادگانهای نظامی، از جلو نظام می دهند و مرگ بر این و آن بر زبان دانشآموزانش جاری شده و کینهتوزیهای تاریخی دامن زده میشود.
این نظام اموزشی چگونه میتواند شهروندانی مداراجو و صبور تربیت کند؟
۵- جای خالی هنر
هنر، صرفا گذران وقت و سپری کردن ساعاتی از روز نیست.
هنر، بیهوده زیستن نیست.
هنر، شیوهای موثر در تربیت احساسات و توسعه ی زیباییهای درون و پرورش حس زیبا دیدن و زیبا زندگی کردن است.
هنر، آدمی را به خویشتن نزدیک میکند.
جای خالی هنر در روند آموزش و پرورش، عمیقا احساس میشود. از میان هنرهای مختلف، جای خالی موسیقی، دلآزار است. روحهای زمخت، نشان میدهد که از ظرافتهای هنر و زیبایی موسیقی، بی بهرهاند و در سرزمین رازآلود هنر گام نزدهاند.
۶- تربیت، نه برای اکنون
نظام آموزش و پرورش، شاگردانش را برای زندگی در جهان کنونی پرورش نمیدهد. زندگی "اکنونی و این جایی". شاگردانش را برای بنا نهادن ساختار دموکراتیک پرورش نمیدهد.
ساختار غیر دموکراتیک آموزش و پررورش در ایران، ماحصلی جز شخصیتهای غیر دموکراتیک نیست.
۷- جای خالی شادکامی
تلخ زیستن و تلخ کامی بر آموزش و پرورش ایران سایه گسترده
و لذت زیستن را از شاگردان مضایقه میکند.
شادابی به نحو ضمنی و نانوشته جایی در مدارس ندارد.
مناسک و شعایر تاریخی سوگ و برخی برنامههای حزین، به آسانی و در طول سال، در تمامی مقاطع و به انحای مختلف به اجرا در میآید، اما چندان خبری از جشنهای شادیبخش در میان نیست.
۸- ناکارآمدی
ناکارآمدی آموزش و پرورش، سبب شده که اهداف آموزشی که برای وصول به آن برنامهریزی میشود، نافرجام باقی بماند.
از این رو است که حدود شش سال (در مقطع راهنمایی و دبیرستان)، زبان انگلیسی تدریس میشود، اما فارغ التحصیلان این نظام آموزشی حتی از بیان جملهی ساده انگلیسی عاجزاند.
همینگونه است ریاضیات، فیزیک، شیمی و دیگر دروس. ناکارآمدی آموزش و پرورش سبب شده است که جریان غیر رسمی آموزش در آموزشگاهها و تجارتخانههایی دیگر رشد کند.
✍️ #علی_زمانیان
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!