#پرسش_پاسخ در مورد «عقلانیت در مغز»
#پرسش_پاسخ در مورد «عقلانیت در مغز»
دکتر تقی کیمیاییاسدی(متخصص مغز و اعصاب)
انسان با وجودی که میداند حق با دیگری است در راستای منافع دیگری رفتار نمیکند، بلکه به سود خود رفتار میکند. از لحاظ پردازش اطلاعات مغز چگونه است؟ پردازش مغز در تشخیص حق دیگری چگونه است؟
پاسخ: مغز هر موجود مغزداری در گام اول وظیفهی حفظ وجود یا بقای صاحب خود با برطرف کردن احتیاجات متابولیسمی(هومئوستاز) و ایجاد لذت و سرخوشی در او را دارد. این وظایف را با مغز حیوانات در اشتراک هستیم و اساس فردگرایی کاملن طبیعیای است که منجر به آزادیخواهی برای رفتارهای فردی میشود.
بخشهای باستانی مغز ، البته با همکاری نیمکرهها بیشتر درگیر فرآیند چنین رفتارها هستند. اما تفاوت مغز حیوانات اجتماعی شده، بخصوص انسانها که بقایشان کاملن وابسته به روابط بین فردی و اجتماعی است در گروی رشد قشر جلو پیشانی بخصوص سطح تحتانی در نیمکرهی راست یا قشر حدقهای پیشانی است که مرکز عقلانیت اجتماعی و فداکاری و گذشت و احترام به حق و حقوق دیگران و همدلی و همدردی و ایجاد نظریهی ذهنی(یعنی پی بردن به محتوای ذهن دیگرانی که با آنها روبروییم) و صدها عامل دیگر است.
عملکرد این بخش برخلاف بخش اول بهشدت به تعلیم و تربیت، نظم اجتماعی، کشمکشها و تهدیدات بینفردی و بینجامعه ای و شخصیت فرد و عواملی در سطوح عالیتر روابط اجتماعی و بافت سیاسی و الگوهای اجتماعی و باورهای دینی و قومی و و و وابسته است. در واقع تفاوت میانگین رفتار جمیع افراد یک اجتماع در این سطح است که شاخص تمدن و پیشرفت اجتماعی است و گرنه اگر همه در سطح باستانی فعالیت کنیم اجتماعی بهتر از جمع یک گله گرگ نخواهیم داشت.
پیشرفت این بخش اساس برقراری دموکراسی نیز هست که مستلزم احترام به حقوق مختلف همهی افراد اجتماع خواه اقلیت خواه اکثریت از هر نوع و رنگ و باور و...و... و... باشند.
باید اضافه کنم که در مغز متعصبان دینی بهنظر میرسد که بخشی از سیستم لیمبیک که مرکز باورهای دینی یا ایدئولوژیهای افراطی قوم و قبیلهگرایی و میهنپرستی و مانند آن است و از عقلانیت و منطق تهی هستند، بر این بخش از مغز غلبه دارد و در انتخاب رفتاری از آن بهرهوری نمیکند. همان طور که در عمل میبینیم.
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
bit.ly/2FpKhYf
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!