🔸نود درصد مقامات اصلی کشورمان تکراری اند
🔹 مسئولین باید برای حل مشکلات کشور فکری برای کاهش دوپامین و سروتونین بکنند.
🔸نود درصد مقامات اصلی کشورمان تکراری اند.
🔹فروردین ۸۹ بود که ترجمه فارسی کتاب «جباریت» نوشته «مانس اشپربر» روانشناس شهیر آلمانی را خواندم.
🔸 این کتاب تحلیل روانشناختی تحولاتی است که ماندن طولانی در قدرت، در شخصیت و ساختار روانی صاحبان قدرت پدید میآورد و حتی آنان را به برخی بیماریهای نهفته روانی گرفتار میکند.
🔹 بهگونهای که از نقطه ای به بعد، دیگر نه خودشان میتوانند تغییری در خود ایجاد کنند و نه دیگران جرأت میکنند بیماری را به آنان گوشزد کنند .
🔸 از سوی دیگر لذت ناشی از قدرت، موجب افزایش ترشح هورمونّهای دوپامین و سروتونین در مغز میشود که به تدریج تمایل به تکرار این لذت موجب تلاش فرد برای دستیابی به قدرت بیشتر میشود.
🔹 از سوی دیگر نیز افزایش مداوم ترشح این هورمونها منجر به اعتیاد مغز به آن ها میشود و آنگاه همین اعتیاد فرد را وا میدارد که با شدت بیشتری بکوشد تا روزبهروز قدرت خود را بسط دهد تا لذت حاصل از قدرتش کاهش نیابد (دقیقاً مانند وقتی معتادان مجبورند دوز مصرفی خود را بالا ببرند تا میزان رضایتشان کاهش نیابد)
و چنین میشود که کمکم یک انسان سالم معمولی، وقتی در بلندمدت در قدرت میماند، به یک دیکتاتور بیمار بدل میشود.
🔸 فرقی نمیکند، این روحیه دیکتاتوری میتواند در خانه باشد، در اداره باشد، در وزارتخانه باشد یا حتی در نانوایی باشد.
هر موضعی که به ما احساس قدرت بدهد، میتواند ما را معتاد کند و به همین علت در برابر تغییر آن وضعیت مقاومت میکنیم.
🔹همین اشپربر به خوبی توضیح میدهد که چرا امکان ندارد در جامعه ای که مردمان عادیاش در خانه و کارخانه، دیکتاتور نیستند، حاکمان دیکتاتور به وجود آید.
🔸 تقریباً بیست سال گذشته و بیشتر نوشته ها و سخنرانی ها و تلاشهای اجتماعی و علمی من معطوف به تغییر ذهنیت سیاستمداران یا کنشگران سیاسی و مدنی بوده است؛
🔹اما امروز احساس میکنم، این همه تلاش، اثری که انتظار داشتم را نداشته است.
🔸 من اکنون پس از بیست سال تلاش در حوزه اقتصاد سیاسی، تقریباً از این که «از بالا» بشود کاری برای این کشور کرد، ناامید شده ام.
🔹در واقع مشکلاتی که اشاره کردم نمیگذارد گوش شنوایی در آن بالاها پیدا شود.
در آن بالاها، این «سروتونین» و «دوپامین» هستند که مقامات را هدایت میکنند؛ نه نخبگان دلسوز و مشاوران عاقل و متخصصان توسعه خواه.
🔸... چپ یا راست، فرقی نمیکند، تقریباً ۹۰ درصد مقامات اصلی در کشور ما تکراری اند؛ یعنی پستها و موقعیتها بین تعداد مشخصی آدم میچرخد.
🔹 مدیرانی که هر چهار سال را یک جا سر میکنند و سپس به جای دیگری منتقل میشوند؛ نه حکومت میتواند اینان را تغییر دهد و نه خودشان اجازه میدهند چنین شود.
🔸چندی پیش دوستی که به معاونت وزیری رسیده بود، میگفت کسی که قبلا جایی مدیرکل بوده آمده بود و تقریبا التماس میکرد که مرا جایی به مدیریت بگمار.
حقوقش مهم نیست، محلش مهم نیست، نوع کارش مهم نیست، فقط مدیریت باشد.
🔹این همان اعتیادی است که نمیگذارد چیزی تغییر کند.
🔸چقدر این جمله منتسب به مارک تواین، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، دقیق است که گفته است:
🔹سیاستمداران و پوشک بچه ها باید زود به زود عوض شوند؛ هر دو به یک دلیل!
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!