....و باز هم بحران سیل
دکتر محمد منصورنژاد
1)رسانه های نوین تمایل دارند اخبار هیجانی، پُر مخاطب، جذاب و... را به جای اخباری از زندگی اخلاقی و انسانی پوشش دهند. از این رو بیشتر اخبار جنگ به گوش می رسد تا اخبار صلح. بیشتر داه های مربوط به خیانت است تا خدمت و.... زیرا اگر از مناسبات انسانی بگویند از این اطلاعات کمتر استقبال می گردد و پیام در میان اخبار غوغا سالار گم می شوند.
در چنین شرایط افراد مسئول باید به اخبار انسانی و دوستانه دامن بزنند. به نظرم کاری که این روزها مردم شیراز برای سیل زدگان نمودند، بسیار جای گزارش، تحلیل و بررسی رسانه ای دارد. ضمن این که اهالی علوم انسانی به نظرم این رخداد را باید ریشه یابی و ترویج نمایند. مثلا این که بهترین نمادهای تمدنی ایران (تخت جمشید و....) در فارس قرار دارد و این که بزرگ ترین ادبای این مرز وبوم (حافظ و سعدی و...) متعلق به این آب و خاکند، بر کنش امروزین آیا تاثیری دارد و در خاطره تاریخ مردم این مدنیت و فرهنگ آیا تاثیر گذار بوده و هست ؟ چرا، چگونه، چه حد و....
2)درباره نقد گفته اند و درست هم گفته اند: «نقدها را بود آیا که عیاری گیرند»؟
نقد معیار می خواهد و در این باره سخن بسیار است و نکات غریبی هم نیست و همه کم و بیش می دانیم. بدان ها باید «زمانه نقد» را افزود. اگر در نبرد با دشمن، نیروهای نظامی حسِ نقد کردنشان در میانه عملیات گُل نماید، بی اختیار و ناخواسته با تخریب روحیه خودی ها، آب به آسیاب دشمن ریخته و عملیات را می بازند. در میان بحران های حاد هم کار اصلی، یاری و استمداد است . نقد و حتی تسویه حساب ها باید در حاشیه بمانند و برجسته نشوند .در عوض همه به هم روحیه بدهند و انحای طرق، یاری نمایند تا از این وضعیت خارج شد. در چنین شرایط به جهت عصبانیت و فشارها ، ممکن است اصلا مزیت ها و نقاط قوت ها را ندید. پس بهتر است بر خشم غالب آمد و منطقی رفتار نمود تا از آسیب ها کاست. من یکی از معانی «صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق» را این گونه می فهمم.
3)در یادداشت پیشین گفته ام که اتفاقا اکنون حتی زمان آموزش خیلی نکات مربوط به شرایط بحرانی است و در این زمینه رسانه های می توانند نقش شگرفی ایفا نمایند. صاحبان دانش و تجربه زمان را را از دست ندهند و با مردم سخن کنند و.....
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!